نقش سجده در بازسازي معنوي انسان (3)

 
 
 
بدانچه در اين كارها است بنگريد: 
اولين جنگ در تاريخ، جنگ كبر و خودپسندي بود با سجده در مقابل آدم. 
شيطان كه رانده گشت بجز يك خطا نكرد 
او خـود را بـراي سـجده آدم رضـا نكـرد 
شــيطان هــزار مــرتبه بــهتر ز بــي‌نماز 
او ســجده را بـر آدم و آن بـر خـدا نكـرد[1]
 
 
 
2ـ5: فرع پنجم، آمادگي و آوازه آرماني.
 
 
قاعده بزرگ و آرم الهي 
 
امام خميني ـ رحمة الله عليه ـ در وصيت‌نامه الهي سياسي فرمودند: 
«با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي‌كنم.»[2] 
 
اين سخن، قاعده بزرگ زندگي عارفان واقعي است و براي رسيدن به قلّه بلند انسانيت، اين سخن آشنايي امام خميني ـ رحمة الله عليه ـ ، معيار و محك زيبايي است كه انسان‌هاي موحد عموماً و شيعيان خصوصاً، خود را در معرض امتحان الهي ببينند و اعمال خود را مورد سنجش قرار دهند. 
 

ادامه مطلب


پنج شنبه 7 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

نقش سجده در بازسازي معنوي انسان (2)

 
 
 
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: 
«نزديك‌ترين حالت بنده، به خداوند بزرگ وقتي است كه در سجده است.» 
خداوند فرمود: «سجده كن و تقرب جوي.»[1] 
 
در جاي ديگر فرمودند: 
«به خدا قسم كسي كه حق سجود را به جاي آورد و سجده حقيقي كند به هيچ عنوان زبان متوجه او نشود، اگر چه در تمام مدت عمر چنين سجودي را يك بار به جاي آورد.»[2] 
 
 
 
1ـ5: فرع پنجم، تعداد سجده‌هاي شكر براي هر سجده
 
امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: 
«فى كلِّ نَفَسٍ مَنْ اَنْفاس شكرٌ لازمٌ لَكَ بَلْ اَلْف وَ اَكْثَر». 
براي هر نفس از نفس‌هاي (شما) شكري بر تو لازم است، بلكه هزار (شكر) يا بيشتر. 
از دست و زبان كه برآيد كز عهده شكرش بدر آيد.[3] 
«اعملوا آلَ داوود شكراً و قليلٌ من عبادي الشّكور».[4] 
بنده همان به كه ز تقصير خويش عذر بدرگاه خداي آورد 
ورنه سزاوار خداونديش كس نتواند كه به جاي آورد.[5] 
 

ادامه مطلب


پنج شنبه 7 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

نقش سجده در بازسازي معنوي انسان (1)

 
 
 
مقدمه: 
در سرزمين وجود انسان دست‌اندازها و ناهمواري‌هاي زيادي وجود دارد كه همواره بايد براي هموار كردن آن همت نمود. آنچه از روح عبادت به دست مي‌آيد و فلسفه اصلي عبادت را تشكيل مي‌دهد مبارزه با همين دست‌اندازها است. دست‌اندازهاي مانند حسد، كبر، دروغ، حرص و طمع، بي‌مسؤوليتي، بي‌تعهدي، شهوت‌پرستي، مقام‌پرستي، زرپرستي، و ... چيزي نيست كه بتوان به سادگي با آن دست و پنجه نرم كرد و يا از كنار آن به راحتي گذر نمود و از آن گذشت كرد. اگر به طور دقيق و عميق، آن هم با مدد جستن از ذات اَقدَسِ اِله، با آن به مبارزه پرداخته نشود، تمام هستي و انسانيت انسان بيچاره واژگون خواهد گشت و چيزي باقي نمي‌ماند كه انسان بدان دل خوش كند. خداوند براي مبارزه با اين گونه بيماري‌هاي خطرناك و خطرساز، راههاي مبارزه منطقي را باز گذاشت، تا انسان بتواند با دشمنان بيرون و درون، به طور دائم به مبارزه بپردازد. عبادت يعني هموار كردن اين ناهمواري‌ها و دست‌اندازها. عبادت داراي شيوه‌هاي مختلف و دقيق است و شاخه‌هاي زيادي را به خود اختصاص داده است. يكي از «شاخه‌هاي طوباي» عبادت، سجده است كه در اين نوشتار ما از آن به عنوان «فرودگاه الهي» نام برديم. تمام ارزش‌ها و آرمان‌ها، بايد از راه سجده‌گاه گذر كند و مُهر و آرم الهي بر آن حك گردد تا ارزش واقعي آن نمايان شود.
 

ادامه مطلب


پنج شنبه 7 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

آثار اخروي نماز

 
 
 
آثار نماز در آيات الهي(توجه يا بي توجهي به نماز):
 
1. ياد كردن خدا از بنده‎ خود:
 
خداوند در سوره طه مي فرمايد:«اقم الصلوة لذكري»[5] نماز ذكر و ياد خداست. اين آيه وقتي در كنار اين آيه شريفه«فاذكروني اذكُركم .....»[6] تفسير شود اين نتيجه را افاده مي كند كه وقتي عبد بياد حق باشد حق هم به ياد او خواهد بود.[7] مفسرين در ذيل آيه شريفه«فاذكروني اذكركم» در بيان اينكه «مراد از ياد آوري بندگان چيست؟ بيانات متنوعي را ذكر كردند كه از جمله آن موارد عبارت است از: 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 4 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)

مباني و آثار تربيتي نماز(4)

 
 
 
همان بندگان خاصي كه در نماز، به حقيقت ياد خدا بودند و در روابط و مناسبات اجتماعي نيز زيباترين و لطيف ترين توجه را به نيازها و دردهاي مردم، مبذول داشتند. شايد حديث زير بيانگر چنين توجهي باشد كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: 
«وقتي كسي در نماز پيشواي مردم شد، نماز را سبك گيرد كه در ميان كسان، كوچك و بزرگ و بيمار و ناتوان و حاجتمند هست و هر وقت براي خود نماز گزارد هر چه خواهد طول دهد[1]». 
 
 
 
تلقين ارزشها
 
باطن و ظاهر آدمي، دو جلوه از يك حقيقت واحدند و تأثير متقابلي بر يكديگر دارند. به گونه اي كه نيات و انگيزه هاي دروني، در موردي بر رفتار ظاهري وي تجلي يافته و رفتارهاي ظاهري نيز متقابلاً به دورن پررمز و راز روان انسان نفوذ مي كند و به تدريج شخصيت او را متحول مي نمايد. در تبيين رابطه باطن و ظاهر، استناد به كلام اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ مفيد و راهگشا به نظر مي رسد ايشان مي فرمايند: 
«و بدان براي هر ظاهر و آشكاري، برابر آن، باطن و پنهاني است، پس آنچه را ظاهر نيكو باشد، باطنش هم نيكوست و آنچه را ظاهرش زشت و بد باشد، باطنش نيز زشت و ناپاك است[2]». 
 

ادامه مطلب


دوشنبه 4 اسفند 1393  | றojdeh
نظرات(0)