OnlineUser
 
سیدالشهدا
إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا
درباره وبلاگ


این وبلاگ، جهت آشنایی بیشتر با زندگانی و سیره امام حسین (ع) و یاران ایشان، در ایام نزدیک به ماه سوگواری حضرت ایجاد شده است و استفاده از مطالب آن، با فرستادن یک صلوات، مجاز است.

نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 165008
  • تعداد کل نظرات : 98
  • تعداد کل پست ها : 327
  • آخرين بروز رساني :
    جمعه 24 آذر 1396 
نوای وبلاگ

    Flash Required

    Flash is required to view this media. Download Here.

    در آن مقطع حساس تاريخ که حسين-درود خدا بر او - رو به سوي خانه خدا نهاد تا در سايه حرم امن الهي، زمينه مبارزه اصلاح طلبانه و عدالتخواهانه خويش را فراهم آورد؛ حراميان آن روزگار، راه را سنگدلانه بر او بستند، و حج حسين عليه السلام به ظاهر نيمه تمام ماند. (اگر چه حسين عليه السلام ، ايام حج را به چهل روز كشاند و حج نيمه تمام خود را در وادي طف با بوسه برخنجر به اتمام رساند).

    عباس -جان عالمي به فدايش- که از نزديک شاهد ماجرا بود، گستاخي دشمن را با فرزند مکه و مِنی تاب نياورد، و با ايراد خطبه اي دشمن شکن، پس از حمد خدا، بر دشمن دون چنين فرياد آورد که:


     



    حضرت ابوالفضل العباس‏(ع)، با «لُبابَه» دختر «عبیداللّه بن عباس» پسر عموى پیامبر اکرم (ص)‏ ازدواج نمود. (1) لبابه، از بانوان بزرگ زمان خویش بود و در فضایى آکنده از نور قرآن و مالامال از عطر روح‏نواز محبت به خاندان وحى، دیده به جهان گشوده و در سایه‏ سار قرآن و عترت تربیت یافته بود.
     
    مادر لبابه، «ام حکیم جویرى» دختر «خالد بن قرظ کنانى» است. تاریخِ ازدواج حضرت چندان (2) مشخص نیست، اما از سنّ فرزندان ایشان مى‏توان حدس زد که بین سال‏هاى 40 تا 45 هجرى صورت گرفته و احتمالاً سن او هنگام ازدواج بیست سال بوده است. ثمره ی این پیوند فرزندانى به نام‏هاى «عبیداللّه»، «فضل»، «حسن»، «قاسم» و یک دختر بود اما بین تاریخ‏نگاران در تعداد آن ها اختلاف نظر وجود دارد. (3)


    آیا می دانستید که سالهاست آب روانی در زیر حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم (س) جاریست؟

     همان آبی که بر فرزندان پیامبر در ظهر عاشورا 14 قرن پیش بستند، امروز در حرم قمر بنی هاشم، به طرز معجره آسایی نابینا را بینا می کند، بیمار سرطانی را شفا می دهد و از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.



     

    داستان شجاعت و صلابت عباس (ع) مدت‏ها پیش از ولادت او، از آن روزى آغاز شد كه امیرالمؤمنین (ع) از برادرش عقیل خواست تا براى او زنى برگزیند كه ثمره ازدواجشان، فرزندانى شجاع و برومند در دفاع از دین و كیان ولایت باشد. (1)
     
    او نیز «فاطمه» دختر «حزام بن خالد بن ربیعة» را براى همسرى مولاى خویش انتخاب كرد كه بعدها «ام‏ البنین» خوانده شد. این پیوند، در سحرگاه جمعه، چهارمین روز شعبان سال 26 هجرى، به بار نشست. (2)
     
    نخستین آرایه‏ هاى شجاعت، در همان روز، زینت‌بخشِ غزل زندگانى عباس (ع) گردید؛ آن لحظه‏ اى كه على (ع) او را «عباس» نامید. نامش به خوبى بیانگر خلق و خوى حیدرى بود. على (ع) طبق سنت پیامبر (ص) در گوش او اذان و اقامه گفت. سپس نوزاد را به سینه چسباند و بازوان او را بوسید و اشك حلقه چشانش را فراگرفت.
     

     






    ( کل صفحات : 2 )    1   2