
عبدالله بن الحسن (ع) فرزند امام حسن مجتبی (ع) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله میباشد. اين کودک شايد پدرش را به يادش نمىآورد چرا كه زمانی که پدرش از دنيا رفت، گويا چند ماهه بوده است؛ در خانه امام حسين (ع) بزرگ شد...
اباعبدالله به فرزندان امام حسن (ع) بسیار مهربانى مىكرد، شايد بيش از آن اندازه كه به پسران خودش مهربانى مىكرد چون آنها يتيم بودند و پدر نداشتند. امام حسین (ع) در واقعه عاشورا به زينب (س) سفارش و تاکید کرده بودند كه مواظب کودکان باشند و زينب (س) دائما مراقب آنها و زنان کاروان بودند.
در میانه این حماسه بزرگ، زينب (س) متوجه شدند كه عبدالله از خيمه بيرون آمده و مىخواهد نزد عمويش حسين بن على (ع) در میدان جنگ برود. زينب (س) دويد او را بگيرد اما این کودک به عمویش رسید. امام حسین خطاب به حضرت زینب (س) فرمود: «تو برگرد، بگذار اين بچه پيش خودم باشد.»
عبدالله در کربلا کودکی بود که به سن بلوغ نرسیده بود. چون عمویش حسین (ع) را زخمی و بی یاور دید، خود را به آن حضرت رسانده بود. عبدالله خودش را به دامان امام حسين (ع) انداخت و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمیشوم».
در همين حال، يكى از دشمنان آمد براى اينكه ضربتى به اباعبدالله بزند، شمشیری به طرف امام حسین (ع) روانه کرد. عبدالله دست خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان، ببين با من چه كردند!»
حسین (ع) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود:
«برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق میکند.» ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین (ع)، به شهادت رسید. «اشهد انک قد امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر و جاهدت فى الله حق جهاده حتى اتيك اليقين.»
منبع:
تابناک
