به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

ای خم چرخ از خم ابروی تو

آفتاب و ماه عکس روی تو

تا به کوی عقل و جان کردی گذر

معتکف شد عقل و جان در کوی تو

کی دهد آن را که بویی داده‌ای

هر دو عالم بوی یکتا موی تو

در میان جان و دل پنهان شدی

تا نیاید هیچ‌کس ره سوی تو

چون تویی جان و دلم را جان و دل

من ز جان و دل شدم هندوی تو

عشق تو چندان که می‌سوزد دلم

می نیاید از دلم جز بوی تو

پشت گردانید دایم از دو کون

تا ابد عطار در پهلوی تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:39 PM

ای جهانی پشت گرم از روی تو

میل جان از هر دو عالم سوی تو

صد هزاران آدمی را ره بزد

مردم آن نرگس جادوی تو

لاابالی‌وار خوش بر خاک ریخت

آب روی عاشقان ابروی تو

سر برون کن تا ببینی عالمی

هر یکی را شیوه‌ای در کوی تو

دست دور از روی تا پروانه‌وار

پای‌کوبان جان دهم بر روی تو

ترکتازی کن بتا بر جان و دل

تا شوم از جان و دل هندوی تو

هر شبی وقت سحر عطار را

عطر جان آید نصیب از موی تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:39 PM

گر چنین سنگدل بمانی تو

وه که بس خون‌ها برانی تو

چه بلایی بر اهل روی زمین

از بلاهای آسمانی تو

از تو صد فتنه در جهان افتاد

فتنهٔ جملهٔ جهانی تو

فتنه برخیزد آن زمان که سحر

فرق مشکین فرو فشانی تو

دهن عقل باز ماند باز

چون درآیی به خوش زبانی تو

همه اهل زمانه دل بنهند

بر امیدی که دلستانی تو

خط نویسی به خون ما چو قلم

سرکشان را به سر دوانی تو

سرگرانی و سرکشی چه کنی

که سبک روح‌تر از آنی تو

باده ناخورده از من بیدل

با من آخر چه سر گرانی تو

چشم من ظاهرت همی بیند

گرچه از چشم بد نهانی تو

اگر از من کنار خواهی کرد

روز و شب در میان جانی تو

گلی از گلستانت باز کنم

که به رخ همچو گلستانی تو

شکری از لب تو بربایم

که به لب چون شکرستانی تو

خون فشانند عاشقان بر خاک

چون ز یاقوت درفشانی تو

چند آخر به خون نویسی خط

هیچ خط نیز می ندانی تو

دل عطار در غمت ریش است

مرهمی کن اگر توانی تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

دلا چون کس نخواهد ماند دایم هم نمانی تو

قدم در نه اگر هستی طلب‌کار معانی تو

گرفتم صد هزاران علم در مویی بدانستی

چو مرگت سایه اندازد سر مویی چه دانی تو

چو کامت بر نمی‌آید به ناکامی فرو ده تن

که در زندان ناکامی نیابی کامرانی تو

به چیزی زندگی باید که نبود زین جهان لابد

که تا چون زین جهان رفتی بدان زنده بمانی تو

وگر زنده به دنیا باشی ای غافل در آن عالم

بمانی مرده و هرگز نیابی زندگانی تو

اگر تو پر و بال دنیی و عقبی بیندازی

خطابت آید از پیشان که هرچ آن جستی آنی تو

بلی هر دم پیامت آید از حضرت که ای محرم

چو حی‌لایموتی تو چرا بر خود نخوانی تو

چو گشتی زین خطاب آگاه جانت را یقین گردد

که سلطان جهان‌افروز دارالملک جانی تو

زهی عطار کز بحر معانی چون مدد داری

توانی کرد هر ساعت بسی گوهرفشانی تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

ای سیه گر سپید کاری تو

سرخ رویی و سبز داری تو

من به جان سوختم بگو آخر

با شب و روز در چه کاری تو

روز به کار تو کی توانم برد

زانکه بس بوالعجب نگاری تو

کار ما را قرار می ندهی

دلبری سخت بی قراری تو

نیست بویی ز وصل تو کس را

زانکه همرنگ روزگاری تو

غم من خور که غم بخورد مرا

راستی نیک غمگساری تو

زان سبب شادمانی از غم من

که ازین غم خبر نداری تو

بلبل شاخ عشق عطار است

گر به خوبی گل بهاری تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تو

دیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو

رای مرا به یک زمان جمله برای خود مران

چون ز برای خود کنم چند کشم بلای تو

نی ز برای تو به جان بار بلای تو کشم

عشق تو و بلای جان، جان من و وفای تو

باد جهان بی وفا دشمن من ز جان و دل

گر نکنم ز دوستی از دل و جان هوای تو

پرده ز روی برفکن زانکه بماند تا ابد

جملهٔ جان عاشقان مست می لقای تو

جان و دلی است بنده را بر تو فشانم اینکه هست

نی که محقری است خود کی بود این سزای تو

چشم من از گریستن تیره شدی اگر مرا

گاه و به‌گاه نیستی سرمه ز خاک پای تو

گر ببری به دلبری از سر زلف جان من

زنده شوم به یک نفس از لب جانفزای تو

هست ز مال این جهان نقد فرید نیم جان

می نپذیری این ازو پس چه کند برای تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

 

چون نیست کسی مرا به جای تو

ترک همه گفتم از برای تو

نور دل من ز عکس روی توست

تاج سر من ز خاک پای تو

خوش خوش بربود جان شیرینم

شیرینی لعل جانفزای تو

برد از سر دلبری دل مستم

مخموری چشم دلربای تو

خون دل من بریختی یعنی

یک بوسه بس است خونبهای تو

نی نی که مرا دریع می‌آید

آن بوسه تورا به ناسزای تو

از جور چو من کسی چه برخیزد

عطار ندید کس به جای تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

آنچه با من می‌کند سودای تو

می‌کشم چون نیست کس همتای تو

با خیالی آمد از خجلت هلال

پیش بدر عارض زیبای تو

بر گشاید کار هر دو کون را

یک گره از زلف عنبرسای تو

تو ز خون پوشیده قوس قامتم

از خدنگ نرگس رعنای تو

هیچ کارم نیست جز جان کاستن

بر امید لعل جان‌افزای تو

جای آن داری که صد صد را کشند

لیک بر یک جای یک یک جای تو

تو چو شمعی وین جهان و آن جهان

راست چون پروانه ناپروای تو

کی رسم من بی سر و پا در تو زانک

بی سر و پای است سر تا پای تو

صد هزاران قرن باید خورد خون

تا توانم کرد یکدم رای تو

کی توانم پخت سودای تو من

هست سودای تو بر بالای تو

گر شود هر ذره صد دوزخ مدام

هم نگردد پخته یک سودای تو

دم فرو بست از سخن اینجا فرید

تا کند غواصی دریای تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

ای دلم مستغرق سودای تو

سرمهٔ چشمم ز خاک پای تو

جان من من عاشقم از دیرگاه

عاشق یاقوت جان افزای تو

مانده کرده عالمی دل دیده را

فتنهٔ آن نرگس رعنای تو

گر چنین زیبا نبودی عارضت

دل نبودی این چنین شیدای تو

صد هزاران جان عاشق هر نفس

باد ایثار رخ زیبای تو

از دل من جوی خون بالا گرفت

تا بدیدم قامت و بالای تو

نیست یک ذره تو را پروای خویش

زان شدم یکباره ناپروای تو

دست گیر آخر مرا از بی دلی

غرقه گشتم در بن دریای تو

با تو می‌باید به کام دل مرا

تا بگویم قصهٔ سودای تو

قصهٔ عطار چون از سر گذشت

عرضه خواهد داشتن بر رای تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

ای جگر گوشهٔ جانم غم تو

شادی هر دو جهانم غم تو

به جهانی که نشان نیست ازو

غم تو داد نشانم غم تو

گر ز مژگانت جراحت رسدم

زود برهاند از آنم غم تو

زان جراحت چه غمم باشد از آنک

بس بود مرهم جانم غم تو

جملهٔ سود و زیانم غم توست

ای همه سود و زیانم غم تو

ز غمت با که برآرم نفسی

که فرو بست زبانم غم تو

گفتم آهی کنم از دست غمت

ندهد هیچ امانم غم تو

گرچه پیش آمدم انگشت زنان

کرد انگشت زنانم غم تو

هست در هر دو جهان تا به ابد

همه پیدا و نهانم غم تو

گر درآید به کنار تو فرید

در رباید ز میانم غم تو

ادامه مطلب
پنج شنبه 10 فروردین 1396  - 12:38 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 309

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5008883
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث