به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ای عارف خوش کلام برگو

ای فخر همه کرام برگو

هر ممتحنی ز دست رفته

بر دست گرفت جام برگو

قایم شو و مات کن خرد را

وز باده باقوام برگو

تا روح شویم جمله می ده

تا خواجه شود غلام برگو

قانع نشوم به نور روزن

بشکاف حجاب بام برگو

بپذیر مدام خوش ز ساقی

چون مست شدی مدام برگو

آن جام چو زر پخته بستان

زان سوختگان خام برگو

مبدل شد و خوش حطام دنیا

چون رستی از این حطام برگو

لب بستم ای بت شکرلب

بی‌واسطه و پیام برگو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

ای عارف خوش کلام برگو

ای فخر همه کرام برگو

هر ممتحنی ز دست رفته

بر دست گرفت جام برگو

قایم شو و مات کن خرد را

وز باده باقوام برگو

تا روح شویم جمله می ده

تا خواجه شود غلام برگو

قانع نشوم به نور روزن

بشکاف حجاب بام برگو

بپذیر مدام خوش ز ساقی

چون مست شدی مدام برگو

آن جام چو زر پخته بستان

زان سوختگان خام برگو

مبدل شد و خوش حطام دنیا

چون رستی از این حطام برگو

لب بستم ای بت شکرلب

بی‌واسطه و پیام برگو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

ای عارف خوش کلام برگو

ای فخر همه کرام برگو

هر ممتحنی ز دست رفته

بر دست گرفت جام برگو

قایم شو و مات کن خرد را

وز باده باقوام برگو

تا روح شویم جمله می ده

تا خواجه شود غلام برگو

قانع نشوم به نور روزن

بشکاف حجاب بام برگو

بپذیر مدام خوش ز ساقی

چون مست شدی مدام برگو

آن جام چو زر پخته بستان

زان سوختگان خام برگو

مبدل شد و خوش حطام دنیا

چون رستی از این حطام برگو

لب بستم ای بت شکرلب

بی‌واسطه و پیام برگو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

ای عارف خوش کلام برگو

ای فخر همه کرام برگو

هر ممتحنی ز دست رفته

بر دست گرفت جام برگو

قایم شو و مات کن خرد را

وز باده باقوام برگو

تا روح شویم جمله می ده

تا خواجه شود غلام برگو

قانع نشوم به نور روزن

بشکاف حجاب بام برگو

بپذیر مدام خوش ز ساقی

چون مست شدی مدام برگو

آن جام چو زر پخته بستان

زان سوختگان خام برگو

مبدل شد و خوش حطام دنیا

چون رستی از این حطام برگو

لب بستم ای بت شکرلب

بی‌واسطه و پیام برگو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

ای صید رخ تو شیر و آهو

پنهان ز کجا شود چنان رو

چندانک توانیش تو می‌پوش

می‌بند نقاب توی بر تو

در روزن سینه‌ها بتابید

خورشید ز مطلع ترازو

اندر عدم و وجود افکند

صد غلغله عشق که تعالوا

ای قند دو لعل تو خردسوز

وی تیر دو چشم تو جگرجو

سی بیت دگر بخواست گفتن

مستیش کشید گوش از آن سو

سی بیت فروختم به یک بیت

بیتی که گشاده شد در آن کو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

ای صید رخ تو شیر و آهو

پنهان ز کجا شود چنان رو

چندانک توانیش تو می‌پوش

می‌بند نقاب توی بر تو

در روزن سینه‌ها بتابید

خورشید ز مطلع ترازو

اندر عدم و وجود افکند

صد غلغله عشق که تعالوا

ای قند دو لعل تو خردسوز

وی تیر دو چشم تو جگرجو

سی بیت دگر بخواست گفتن

مستیش کشید گوش از آن سو

سی بیت فروختم به یک بیت

بیتی که گشاده شد در آن کو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

دیدی که چه کرد آن پری رو

آن ماه لقای مشتری رو

گشتند بتان همه نگونسار

در حسن خلیل آزری رو

شد کفر چو شمع‌های ایمان

کورد به سوی کافری رو

شد جمله جهان بهشت خندان

زان سرو روان عبهری رو

دارد دو هزار سحر مطلق

وای ار آرد به ساحری رو

افروخت بهار چون گل سرخ

بر رغم دل مزعفری رو

کافور نثار کرد خورشید

بر چهره شام عنبری رو

شد شیشه زرد همچو لاله

زان باده لعل احمری رو

فربه شد عشق و زفت و لمتر

بنهاد خرد به لاغری رو

بر باده لعل زد رخ من

تا چند نهد به زرگری رو

بس کن هله فتنه را مشوران

یا برگردان ز شاعری رو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

دیدی که چه کرد آن پری رو

آن ماه لقای مشتری رو

گشتند بتان همه نگونسار

در حسن خلیل آزری رو

شد کفر چو شمع‌های ایمان

کورد به سوی کافری رو

شد جمله جهان بهشت خندان

زان سرو روان عبهری رو

دارد دو هزار سحر مطلق

وای ار آرد به ساحری رو

افروخت بهار چون گل سرخ

بر رغم دل مزعفری رو

کافور نثار کرد خورشید

بر چهره شام عنبری رو

شد شیشه زرد همچو لاله

زان باده لعل احمری رو

فربه شد عشق و زفت و لمتر

بنهاد خرد به لاغری رو

بر باده لعل زد رخ من

تا چند نهد به زرگری رو

بس کن هله فتنه را مشوران

یا برگردان ز شاعری رو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

دیدی که چه کرد آن پری رو

آن ماه لقای مشتری رو

گشتند بتان همه نگونسار

در حسن خلیل آزری رو

شد کفر چو شمع‌های ایمان

کورد به سوی کافری رو

شد جمله جهان بهشت خندان

زان سرو روان عبهری رو

دارد دو هزار سحر مطلق

وای ار آرد به ساحری رو

افروخت بهار چون گل سرخ

بر رغم دل مزعفری رو

کافور نثار کرد خورشید

بر چهره شام عنبری رو

شد شیشه زرد همچو لاله

زان باده لعل احمری رو

فربه شد عشق و زفت و لمتر

بنهاد خرد به لاغری رو

بر باده لعل زد رخ من

تا چند نهد به زرگری رو

بس کن هله فتنه را مشوران

یا برگردان ز شاعری رو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

 

دیدی که چه کرد آن پری رو

آن ماه لقای مشتری رو

گشتند بتان همه نگونسار

در حسن خلیل آزری رو

شد کفر چو شمع‌های ایمان

کورد به سوی کافری رو

شد جمله جهان بهشت خندان

زان سرو روان عبهری رو

دارد دو هزار سحر مطلق

وای ار آرد به ساحری رو

افروخت بهار چون گل سرخ

بر رغم دل مزعفری رو

کافور نثار کرد خورشید

بر چهره شام عنبری رو

شد شیشه زرد همچو لاله

زان باده لعل احمری رو

فربه شد عشق و زفت و لمتر

بنهاد خرد به لاغری رو

بر باده لعل زد رخ من

تا چند نهد به زرگری رو

بس کن هله فتنه را مشوران

یا برگردان ز شاعری رو

ادامه مطلب
سه شنبه 13 تیر 1396  - 3:00 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 715

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5030779
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث