به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

تا زماه طلعتت، طرف نقاب، افتاده است

لرزه از عکس رخت، بر آفتاب، افتاده است

رحمتی فرما، که از باران اشک چشم من

مردم بیچاره را، در خانه آب، افتاده است

می‌کشد مسکین دلم، تاب طناب طره‌ات

چون کند، در گردن او، این طناب، افتاده است

خیل خونخوار خیال، اطراف چشم من، گرفت

آنچنان کز دیده من، راه خواب، افتاده است

همدمی دارم عزیز، از من جدا خواهد شدن

لاجرم مسکین دلم، در اضطراب، افتاده است

چشم مستت دیده‌ام، روزی، وزان مستی هنوز

در خرابات مغان، سلمان، خراب افتاده است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

 

تا در سرم، ز زلف تو، سودا فتاده است

کارم ز دست رفته و در پا، فتاده است

بی‌اتفاق صحبت و بی‌اختیار هجر

مشکل حکایتی است که ما را فتاده است

چون شمع، می‌گدازم و روشن نمی‌شود

کین خود، چه آتشی است که در ما فتاده است؟

گر افتدت هوس، که بپرسی، دل مرا

در زلف خود بجو، که هم آنجا فتاده است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

 

امشب، چراغ مجلس ما، در گرفته است

در تاب رفته و سخن، از سر گرفته است

پروانه چون مجال برون شد ز کوی دوست

یابد بدین طریق، که او در گرفته است

ظاهر نمی‌شود، اثر صبح گوییا

دود دلم، دریچه خاور، گرفته است

دانی که چیست، مایه آن لعل آتشین؟

کامروز، باز، در قدح زر، گرفته است

خون حرام ماست که ساقی، به روزگار

در گردن صراحی و ساغر گرفته است

صبح از نسیم زلف تو، یکدم دمیده است

عالم همه شمامه عنبر، گرفته است

باد صبا به بوی تو در باغ، رفته است

بس خردها که بر گل احمر، گرفته است

آتش که اندرونی اصحاب خلوت است

شمعش نگر، که چون به زبان در گرفته است

دل با خیال قد تو، بر رست در ازل

زان روی راست، شکل صنوبر گرفته است

شکل صنوبری که دلش، نام کرده‌اند

سلمان به یاد قد تو، در بر گرفته است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

 

شب است و بادیه و دل، فتاده از راه است

ز چپ و راست، مخالف، ز پیش و پس، چاه است

مقم تهلکه است این ولی منم، فارغ

ز کار دل، که به دلخواه یار دلخواه است

مرا سری است که دارم، بر آستانه تو

نهاده‌ایم به پیش تو هرچه در راه است

به وصل قد تو دارم بسی امید و لیک

قبای عمر به قد امید، کوتاه است

به عکس طالب منصب، شویم خاک درت

از این رفیع ترا آخر چه منصب و راه است؟

که آورد به تو احوال دیده و دل من؟

که پیک دیده، سرشک و رسول دل، آه است

منور است به مهر تو، سینه عشاق

بلی زجانب مهر است، هرچه در ماه است

پس از فراق تو گر بنده، زنده خواهد ماند

بحق وصل تو کان زیستن، به اکراه است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

 

چشم مخمور تو تا در خواب مستی خفته است

از خمار چشم مستت، عالمی، آشفته است

سنبلت را بس پریشان حال می‌بینم، مگر

باد صبح، از حال من، باوی حدیثی گفته است؟

چشم بد دور از گل رویت، که در گلزار حسن

هرگز از روی تو نازکتر، گلی، نشکفته است

دیده باریک بی‌نم، در شب تاریک هجر

بس که بر یاد لبت، درهای عدنان، سفته است

دل چو در محراب ابرو، چشم مستت دید و گفت

کافر سرمست در محراب بین، چون خفته است

خاک راهت، خواستم رفتن به مژگان، عقل گفت

نیست حاجت کش صبا، صدره به گیسو رفته است

عاقبت هم سر به جایی برکند، این خون دل

کز غم عشق تو سلمان، در درون، بنهفته است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

 

فراق روی تو از شرح و بسط، بیرون است

زما مپرس، که حال درون دل، چون است

به خون نوشته‌ام، این نامه را که خواهی خواند

اگر چه دود درونم، نشسته در خون است

نکرد آتش شوق درون قلم ظاهر

مگر ز شوق قلم دود رفته بیرون است

نمی‌کنم سخن اشتیاق، کان تقدیر

ز طرف حرف و زحد عبارت، افزون است

بیا و قصه حالم بخوان، که بر رخ من

نوشته دیده، به خطی، چو در مکنون است

خیال روی تو دارم، مقام در چشمم

سرشک چشمم، از آن رو مقیم گلگون است

دل مقید سلمان، اسیر آن لیلی است

که در سلاسل زلفش، هزار مجنون است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

 

این چه داغی است که از عشق تو بر جان من است

وین چه دردی است که سرمایه درمان من است

زلف و رخسار تو کفر آمد و ایمان، با هم

آن چه کفری است که سرمایه ایمان من است؟

می‌دهم جان و به صد جان، ندهم یک ذره

خاک پای تو که سر چشمه حیوان من است

رسم عشاق وفا خوی بتان، بد عهدی است

این حکایت نه به عهد تو و دوران من است

بر دل پاک تو حاشا نبود، خاشاکی

خارو خاشاک جفایت، گل و ریحان من است

دل محزونم از و، یوسف جان را می‌جست

زیر لب گفت، که در چاه ز نخدان من است

گره موی تو بندی است که بر پای دل است

برقع روی تو، باری است که بر جان من است

شیخ می‌گویدم از دست مده سلمان دل

دل من شیخ برانی که به فرمان من است

دل من پیرو عشق است و من اندر پی دل

عشق، سلطان دل و دل شده سلطان من است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

زلال جام خضر، دردی مدام من است

مقیم دیر گوشه مغان، مقام من است

دلم زباده دور الست، رنگی یافت

هنوز بویی از آن باده، در مشام من است

لبم ز شکر شکر لب تو، یابد، کام

چه شکرهاست مرا، کین شکر به کام من است

مرا که نام برآورده‌ام، به بدنامی

همین بس است، که در نامه تو نام من است

هزار ساله ره آمد ز ما و من تا دوست

اگر برون نهم از ما قدم، دو گام من است

به شام و صبح کنم یاد زلف و عارض تو

که ذکر زلف و رخت، ورد صبح و شام من است

به هرکجا که رسم پای باد، می‌بوسم

که او به دوست، رساننده سلام من است

چو بود کار دلم خام، چاره کارش

ز عقل می‌طلبیدم، که او امام من است

مرا ز مصطبه، خمار گفت کای سلمان

بیا که پختن آن کار، کار خام من است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

چشم سر مست خوشت، فتنه هشیاران است

هر که شد مست می عشق تو، هشیار، آن است

در خرابات خیال تو خرد را ره، نیست

یعنی او نیز هم از زمره هشیاران است

دلم از مصطبه عشق تو، بویی بشنید

زان زمان باز مقیم در خماران است

عشق، باروی تو هر بوالهوسی، چون بازد؟

عشق، کاری است که آن، پیشه عیاران است

حال بیماری چشم تو و رنجوری من

داند ابروی تو کو بر سر بیماران، است

دارم آن سرکه سر اندر قدمت، اندازم

وین، خیالی است که اندر سر بسیاران است

شرح بیداری شبهای درازم که دهد

جز خیال تو، که او مونس بیداران است

در هوی و هوس سرو قدت، سلمان را

دیده، ابری است، که خون جگرش، باران است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

 

رفیقان! کاروان، امشب، روان است

دل مسکین من، با کاروان است

زمام اختیار، از دست ما رفت

زمام اکنون، بدست ساروان است

نگارم رفت و چشمم ماند، در راه

ولی اشکم هنوز از پی، روان است

امید زندگانی، از که دارد؟

دل مسکین من، چون او روان است

تن من با فراقش، همرکاب است

سر من با عنانش، همعنان است

زچشم عاشقانش، کاروان را

همه منزل، گل و آب روان است

طلب کاریم و مقصد، ناپدید است

گران باریم و مرکب، ناتوان است

خدا را ساربان امروز، محمل

مران کین روز برما، بس گران است

گرت سودای این راهست، سلمان

ز خود بگذر، که اول منزل، آن است

ادامه مطلب
چهارشنبه 28 تیر 1396  - 6:15 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 97

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5027197
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث