به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

خوش در آ در بحر ما ما را بجو

چو چه می جوئی بیا دریا بجو

در وجود خویشتن سیری بکن

حضرت یکتای بی همتا بجو

هر چه می بینی به نور او نگر

نور او در دیدهٔ بینا بجو

قاب قوسین از میانه طرح کن

منصب عالی او ادنی بجو

درخرابات مغان رندانه رو

سید سرمست ما آنجا بجو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 12:55 PM

 

تشنهٔ آب حیات از ما بجو

عین ما جوئی به عین ما بجو

بر کف ما خوش حبابی پر ز آب

در صفای جام می ما را بجو

آن چنان چشمی که بیند روی او

گر ندیدی دیدهٔ بینا بجو

گر چه کارت در جهان بالا گرفت

منصبی بالاتر از بالا بجو

دست بگشاد امن خود را بگیر

صورت و معنی بی همتا بجو

نور چشم ماست ازدیده نهان

آنچنان پنهان چنین پیدا بجو

نعمت الله جو که تا یابی مراد

نعمت الله را بیا از ما بجو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 12:55 PM

 

جان فدا کن وصل جانان را بجو

دُرد دردش نوش درمان را بجو

عشق زلفش سر به سودا می کشد

مجمع زلف پریشان را بجو

بگذر از صورت چو ما معنی طلب

کفر را بگذار و ایمان را بجو

گنج او در کنج دل گر یافتی

گنج را بگذار و سلطان را بجو

ذوق از مخمور نتوان یافتن

ذوق خواهی خیز و مستان را بجو

گوهر این بحر ما گر بایدت

همچو غواصان تو عمان را بجو

همت عالی نخواهد غیر آن

گر تو عالی همتی آن را بجو

در خرابات مغان ما را طلب

می بنوش و راحت جان را بجو

نعمت الله جو که تا یابی امان

ساقی سرمست رندان را بجو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 12:55 PM

 

جو چه می خواهی بیا دریا بجو

عاشقی دریا دلی اینجا بجو

یک دمی با ما در این دریا در آ

آبروی ما درین دریا بجو

هر که بینی دست او را بوسه ده

سر به پایش نه از او او را بجو

عشق را جائی معین هست نیست

جای آن بی جای ما هر جا بجو

دست بگشا دامن خود را بگیر

حضرت یکتای بی همتا بجو

نقطه ای در دایره پنهان شده

آشکارا گفتمت پیدا بجو

نعمت الله را به چشم ما ببین

نور او در دیدهٔ بینا بجو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 12:55 PM

 

دل ز جان برگیر و جانان را بجو

کفر را بگذار و ایمان را بجو

سایه بگذار آفتابی را طلب

این مجو ای یار ما آن را بجو

آبروئی جو در این دریای ما

جو چه می جوئی تو عمان را بجو

گنج او درکنج ویران دل است

گنج خواهی کنج ویران را بجو

مجمع اهل دلان گر بایدت

مو به مو زلف پریشان را بجو

گر حضور صحبتی جوئی چو ما

زاهدان بگذار و رندان را بجو

نعمت الله را بجو گر عاشقی

جام می بستان و مستان را بجو

ادامه مطلب
دوشنبه 9 مرداد 1396  - 12:55 PM

 

در دیده توئی و دیده ام تو

در دیده مشو که دیده ام تو

از من تو کناره کی توانی

چون درکش خود کشیده ام تو

هر کس یاری گزید ای دوست

من بر همگان گزیده ام تو

سرمستم و جام باده بر دست

مهمان من و رسیده ام تو

ای نور دو چشم نعمت الله

در دیده توئی و دیده ام تو

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو

محبان تو بسیارند از ایشانم به جان تو

اگر لطفت کند رحمت مرا از خاک بردارد

نثار و پیشکش جان را بر افشانم به جان تو

به هر حالی که می باشم نباشم بی خیال تو

وگر بی تو دمی بودم پشیمانم به جان تو

دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد

کجا گنجد چو غیر تو نمی دانم به جان تو

به کفر زلف تو ایمان من آوردم به جان و دل

سر موئی نمی گردم مسلمانم به جان تو

اگر بلبل ثنای گل دو روزی در چمن گوید

منم مداح تو کز جان ثنا خوانم به جان تو

اگر رند خوشی جوئی به میخانه گذاری کن

حریف نعمت الله شو که من آنم به جان تو

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

ای منور دیدهٔ مردم به نور روی تو

عالمی آشفته چون باد صبا از بوی تو

عقل می خواهد که گردد گرد کوی تو ولی

گرد اگر گردد نگردد هیچ گرد کوی تو

هر چه می بینم بود در چشم من آئینه ای

می نماید در نظر نقش خیال روی تو

گر به کعبه می روم یا می روم در میکده

واقفی بر حال من باشم به جستجوی تو

ما در این دریا به هر سوئی که کشتی می رود

می رویم و رفتن ما نیست الا سوی تو

قیمت یک موی تو دنیی و عقبی کی دهد

کی ستانم کی دهد یک تارئی از موی تو

زاهد مخمور باشد روز و شب در گفتگو

سید سرمست ما دائم به گفتگوی تو

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

بیا ساقی بده جامی که جان من فدای تو

سر سودائی عاشق فدای خاک پای تو

تو سرمستی و من مخمور طبیبی تو و من رنجور

تو سلطان خراباتی و من رند گدای تو

ز ساز مطرب عشقت جهانی ذوق می یابد

نوای عالمی بخشد نوای بی نوای تو

خیال نقش رویت را چو من در خواب خوش بینم

روا باشد اگر سازم درون دیده جای تو

چو بلبل زار می نالم گل وصل تو می جویم

چو غنچه با دل پر خون همی جویم هوای تو

برو سید مجو درمان که کارت از دوا بگذشت

به غیر از دُردی درت نباشد خود دوای او

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

 

تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو

کنم جان عزیز خود فدای که فدای تو

نوائی از تو می خواهم اگر انعام فرمائی

چه خوش باشد اگر یابد نوائی بینوای تو

دلم خلوتسرای تست غیری درنمی گنجد

ندارم در همه عالم کسی دیگر به جای تو

گذشتم از خودی بی شک برای دولت وصلت

به صدق دل شدم دائم برای تو برای تو

اگر چه زاهد رعنا بهشت جاودان جوید

بهشت جاودان من در خلوتسرای تو

هوای تست عمر من همیشه از خدا خواهم

چه خوش عمری که من دارم که هستم در هوای تو

مشو بیگانه از سید که سید رند سرمست است

به جای خویش می دارش که باشد آشنای تو

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 6:47 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5114949
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث