به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

که را روئی چنین زیباست امروز

که را لعلی روان افزاست امروز

به بالای تو سروی در چمن نیست

ز من بشنو حدیث راست امروز

نمی دانم چه خواهد کرد چشمت

که از دستی دگر برخاست امروز

چه روی است آن به نام ایزد که در وی

نشان لطف حق پیداست امروز

مرا گفتار نغز دلپذیر است

تو را روی جهان آراست امروز

نمودی روی و فردا بود وعده

چه حال است این مگر فرداست امروز

ز دست نرگس مخمور مستت

جهان پر فتنه و غوغاست امروز

ز سودای جمالت عارف شهر

چو من دیوانه و شیداست امروز

غنیمت دان حضور نعمت الله

که دشمن را شب یلداست امروز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:04 PM

 

بیا و پردهٔ هستی برانداز

به خاک نیستی خود را درانداز

برانداز این بنای خودپرستی

ز نو طرحی و فرشی دیگر انداز

سرای عقل ، بنیادی ندارد

خرابش ساز و بنیادش برانداز

سر زلف بتی رعنا به دست آر

چو سرمستان به پای او سرانداز

چو عشقش مجمری بر آتش انداز

تو عود جان روان در مجمر انداز

خراباتست و رندان لاابالی

بیا ساقی و می در ساغر انداز

اگر خواهی که یابی ذوق سید

نظر بر معنی صورتگر انداز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:04 PM

 

برو ای میر من به مال مناز

بیش از این سیم و زر به هم مگداز

تا کی آزار خلق می جوئی

مکن آزار ور نیابی باز

ور خماری و درد سر داری

با من مست کی شوی دمساز

سخنم ساقی است روح افزا

نفسم مطربیست خوش آواز

ملک من عالمی است بی پایان

و آن تو از ختاست تا شیراز

من به سلطان خویش می نازم

تو به تاج و سریر خود می ناز

نعمت الله پیر رندان است

گر مریدی به پیر خود پرداز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:03 PM

 

خاطرم می کشد سوی شیراز

مرغ جان باز می کند پرواز

رند مستم به دست جام شراب

کرده ام باز بیخودی آغاز

جام و می لب نهاده اند به لب

نی و نائی به همدگر دمساز

در گلستان عشق سرمستان

بلبلانند جمله خوش آواز

سر ساقی و حال میخانه

بشنو از من ز دل بسوز و نیاز

عارفانه در آ به خلوت عشق

عاشقانه به عشق او می ناز

نور سید ز نعمت الله جو

راز محمود بازجو ز ایاز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:03 PM

شاهبازی درآمد از در باز

خیز و در پای او تو سر در باز

برو ای عقل چون درآمد عشق

خانهٔ خویشتن به او پرداز

دل به میخانه می کشد دیگر

مرغ جان می کند روان پرواز

جام جم خوش بود به ما همدم

نی و نائی به همدگر دمساز

ساز و سازنده هر دو می باید

ورنه بی ساز کی نوازد ساز

هست رازی میان دیده و دل

می کند فاش غمزهٔ غماز

سیدم دل ببرد از همه کس

لیک دل را گذاشت در شیراز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 4:03 PM

زر یکی و تنگهٔ زر بی شمار

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

در حقیقت زر یکی صورت بسی

یک بود معنی به صورت صدهزار

تشنهٔ آب حیات ما بنوش

ساغر و می را به یکدیگر بدار

چشم عالم روشن است از نور او

خوش خیالت نقش بسته بر نگار

هر چه باشد هست با من در میان

تا میان او گرفتم در کنار

عشق می بیند یکی و عقل دو

عاشقان مستند و عاقل در خمار

نعمت الله در همه عالم یکی است

گاه پنهان است و گاهی آشکار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 1:25 PM

 

آفتابی رو نموده بی غبار

گنج پنهان بود گشته آشکار

آینه بی حد نماینده یکی

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

رند سرمستیم در کوی مغان

با خمار این و آن ما را چه کار

راه یاران گرامی هست نیست

جاودان می رو در این ره مردوار

ذوق اگر داری در آ در میکده

عشق می بازی دمی با ما بر آر

صورت و معنی است با ما در میان

نعمت الله است با ما در کنار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:24 PM

 

صبحدم شد آفتابی آشکار

عالمی در رقص آمد ذره وار

غیر او نقش خیالی بیش نیست

عقل گو نقش خیالی می نگار

گر کناری گیری از خود در میان

یار خود بینی گرفته در کنار

عشق بازی کار بیکاران بود

عاقلش با کار بی کاران چه کار

آب رو می نوش از جام حباب

آن یکی در هر یکی خوش می شمار

صدهزار آئینه پیش خود بنه

معنیش یک بین به صورت صد هزار

نعمت الله ما و سید آفتاب

شمس با ماه است و ماهش پرده دار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:24 PM

ساقیا جام خوشگوار بیار

آبروئی به روی ما باز آر

عاشقان مست و عاقلان مخمور

رند میخانه زاهد بازار

دل ما خلوتی است خوش حالی

لیس فی الدار غیره دیار

بحر و موج و حباب و جو آبند

چار نام و یکی بود ناچار

یک شرابست و جام رنگارنگ

یک وجود و کمال او بسیار

نوش کن جام و می به شادی ما

تا که گردی ز عمر برخوردار

نه شرابی که این و آن گویند

آن چنان می که باشدش خمار

جور او راحت دل و جان است

حاش لله کجا بود آزار

هر که انکار نعمت الله کرد

به خدا نیستش مگر اقرار

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:24 PM

 

عاشق و مست و رندم و جانباز

در میخانه را گشادم باز

الصلا ای حریف میخواران

قدمی نه بیا و خود در باز

شاهد غیب و ساقی عشقیم

مطربا ساز عشق ما بنواز

برو ای عقل حیله را بگذار

تو و زهد و نماز و ما و نیاز

در خرابات رند او باشیم

دعوت ما چه می کنی بنماز

محرم راز خلوت جانیم

یک زمان خانه را به ما پرداز

سید ما به عشق بندهٔ ماست

اوست محمود و نعمةالله ایاز

ادامه مطلب
چهارشنبه 4 مرداد 1396  - 12:14 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 268

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5117071
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث