به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد

هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد

روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می‌رود سر

کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد

من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم

هوش من دانی که بردست آن که صورت می‌نگارد

عمر گویندم که ضایع می‌کنی با خوبرویان

وان که منظوری ندارد عمر ضایع می‌گذارد

هر که می‌ورزد درختی در سرابستان معنی

بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد

عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور

کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد

گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم

عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد

باغ می‌خواهم که روزی سرو بالایت ببیند

تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد

آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت

چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

گر از جفای تو روزی دلم بیازارد

کمند شوق کشانم به صلح بازآرد

ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود

اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد

دلی عجب نبود گر بسوخت کآتش تیز

چه جای موم که پولاد در گداز آرد

تویی که گر بخرامد درخت قامت تو

ز رشک سرو روان را به اهتزاز آرد

دگر به روی خود از خلق در بخواهم بست

مگر کسی ز توام مژده‌ای فرازآرد

اگر قبول کنی سر نهیم بر قدمت

چو بت پرست که در پیش بت نماز آرد

یکی به سمع رضا گوش دل به سعدی دار

که سوز عشق سخن‌های دلنواز آرد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

که می‌رود به شفاعت که دوست بازآرد

که عیش خلوت بی او کدورتی دارد

که را مجال سخن گفتنست به حضرت او

مگر نسیم صبا کاین پیام بگزارد

ستیزه بردن با دوستان همین مثلست

که تشنه چشمه حیوان به گل بینبارد

مرا که گفت دل از یار مهربان بردار

به اعتماد صبوری که شوق نگذارد

که گفت هر چه ببینی ز خاطرت برود

مرا تمام یقین شد که سهو پندارد

حرام باد بر آن کس نشست با معشوق

که از سر همه برخاستن نمی‌یارد

درست ناید از آن مدعی حقیقت عشق

که در مواجهه تیغش زنند و سر خارد

به کام دشمنم ای دوست این چنین مگذار

کس این کند که دل دوستان بیازارد

بیا که در قدمت اوفتم و گر بکشی

نمیرد آن که به دست تو روح بسپارد

حکایت شب هجران که بازداند گفت

مگر کسی که چو سعدی ستاره بشمارد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

هر که می با تو خورد عربده کرد

هر که روی تو دید عشق آورد

زهر اگر در مذاق من ریزی

با تو همچون شکر بشاید خورد

آفرین خدای بر پدری

که تو فرزند نازنین پرورد

لایق خدمت تو نیست بساط

روی باید در این قدم گسترد

خواستم گفت خاک پای توام

عقلم اندر زمان نصیحت کرد

گفت در راه دوست خاک مباش

نه که بر دامنش نشیند گرد

دشمنان در مخالفت گرمند

و آتش ما بدین نگردد سرد

مرد عشق ار ز پیش تیر بلا

روی درهم کشد مخوانش مرد

هر که را برگ بی مرادی نیست

گو برو گرد کوی عشق مگرد

سعدیا صاف وصل اگر ندهند

ما و دردی کشان مجلس درد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد

ای بوی آشنایی دانستم از کجایی

پیغام وصل جانان پیوند روح دارد

سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد

فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد

باشد که خود به رحمت یاد آورند ما را

ور نه کدام قاصد پیغام ما گزارد

هم عارفان عاشق دانند حال مسکین

گر عارفی بنالد یا عاشقی بزارد

زهرم چو نوشدارو از دست یار شیرین

بر دل خوشست نوشم بی او نمی‌گوارد

پایی که برنیارد روزی به سنگ عشقی

گوییم جان ندارد یا دل نمی‌سپارد

مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق

در روز تیرباران باید که سر نخارد

بی‌حاصلست یارا اوقات زندگانی

الا دمی که یاری با همدمی برآرد

دانی چرا نشیند سعدی به کنج خلوت

کز دست خوبرویان بیرون شدن نیارد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

طرفه می‌دارند یاران صبر من بر داغ و درد

داغ و دردی کز تو باشد خوشترست از باغ ورد

دوستانت را که داغ مهربانی دل بسوخت

گر به دوزخ بگذرانی آتشی بینند سرد

حاکمی گر عدل خواهی کرد با ما یا ستم

بنده‌ایم ار صلح خواهی جست با ما یا نبرد

عقل را با عشق خوبان طاقت سرپنجه نیست

با قضای آسمانی برنتابد جهد مرد

عافیت می‌بایدت چشم از نکورویان بدوز

عشق می‌ورزی بساط نیک نامی درنورد

زهره مردان نداری چون زنان در خانه باش

ور به میدان می‌روی از تیرباران برمگرد

حمل رعنایی مکن بر گریه صاحب سماع

اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد

هیچ کس را بر من از یاران مجلس دل نسوخت

شمع می‌بینم که اشکش می‌رود بر روی زرد

با شکایت‌ها که دارم از زمستان فراق

گر بهاری باز باشد لیس بعد الورد برد

هر که را دردی چو سعدی می‌گدازد گو منال

چون دلارامش طبیبی می‌کند داروست درد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

کس این کند که ز یار و دیار برگردد

کند هرآینه چون روزگار برگردد

تنکدلی که نیارد کشید زحمت گل

ملامتش نکنند ار ز خار برگردد

به جنگ خصم کسی کز حیل فروماند

ضرورتست که بیچاره وار برگردد

به آب تیغ اجل تشنه است مرغ دلم

که نیم کشته به خون چند بار برگردد

به زیر سنگ حوادث کسی چه چاره کند

جز این قدر که به پهلو چو مار برگردد

دلم نماند پس این خون چیست هر ساعت

که در دو دیده یاقوت بار برگردد

گر از دیار به وحشت ملول شد سعدی

گمان مبر که به معنی ز یار برگردد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

حدیث عشق به طومار در نمی‌گنجد

بیان دوست به گفتار در نمی‌گنجد

سماع انس که دیوانگان از آن مستند

به سمع مردم هشیار در نمی‌گنجد

میسرت نشود عاشقی و مستوری

ورع به خانه خمار در نمی‌گنجد

چنان فراخ نشستست یار در دل تنگ

که بیش زحمت اغیار در نمی‌گنجد

تو را چنان که تویی من صفت ندانم کرد

که عرض جامه به بازار در نمی‌گنجد

دگر به صورت هیچ آفریده دل ندهم

که با تو صورت دیوار در نمی‌گنجد

خبر که می‌دهد امشب رقیب مسکین را

که سگ به زاویه غار در نمی‌گنجد

چو گل به بار بود همنشین خار بود

چو در کنار بود خار در نمی‌گنجد

چنان ارادت و شوقست در میان دو دوست

که سعی دشمن خون خوار در نمی‌گنجد

به چشم دل نظرت می‌کنم که دیده سر

ز برق شعله دیدار در نمی‌گنجد

ز دوستان که تو را هست جای سعدی نیست

گدا میان خریدار در نمی‌گنجد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

نه آن شبست که کس در میان ما گنجد

به خاک پایت اگر ذره در هوا گنجد

کلاه ناز و تکبر بنه کمر بگشای

که چون تو سرو ندیدم که در قبا گنجد

ز من حکایت هجران مپرس در شب وصل

عتاب کیست که در خلوت رضا گنجد

مرا شکر منه و گل مریز در مجلس

میان خسرو و شیرین شکر کجا گنجد

چو شور عشق درآمد قرار عقل نماند

درون مملکتی چون دو پادشا گنجد

نماند در سر سعدی ز بانگ رود و سرود

مجال آن که دگر پند پارسا گنجد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

 

پیش رویت قمر نمی‌تابد

خور ز حکم تو سر نمی‌تابد

نیکویی خوی کن که نرگس مست

...

...

زهره وقت سحر نمی‌تابد

آتش اندر درون شب بنشست

که تنورم مگر نمی‌تابد

بار عشقت کجا کشد دل من

که قضا و قدر نمی‌تابد

ناوک غمزه بر دل سعدی

مزن ای جان چو بر نمی‌تابد

ادامه مطلب
دوشنبه 23 مرداد 1396  - 6:51 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 182

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4958673
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث