وطنم ايران
حماسه سياسي، حماسه اقتصادي

انرژی، موتور حرکت هر جامعه به شمار می اید. چرخ صنعت، بر مدار انرژی می چرخد و تولید و مصرف اصولی و منطقی آن، بیانگر رشد و پیشرفت هر کشور است. خوش بختانه کشور ما، دارای منابعی سرشار از انرژی (بویژه نفت و گاز) است و در زمینه انرژی های دیگر (مانند جریان آب و باد و انرژی های نو مانند انرژی خورشیدی و زمینْ گرمایی) شرایط مطلوبی دارد؛ امّا با بالا رفتن استانداردهای زندگی و سطح رفاه عمومی جامعه و شیوه های نادرست مصرف در بخش های مختلف حمل و نقل و صنعت و کشاورزی، سطح مصرف انرژی در کشور، به صورت بی رویه افزایش یافته است. برای مثال: سالانه، میلیاردها ریال یارانه فقط برای وارد کردن بنزین از خارج، از سوی دولت پرداخت می شود. بیشترین مصرف کننده انرژی در کشور، بخش خانگی و حمل و نقل است که کم ترین نقش را در تولید به عهده دارند. این درست بر عکس کشورهای توسعه یافته است که بیشترین مصرف انرژی را در بخش صنعت دارند و از این راه، کسب درآمد می کنند. این مصرف بی رویه انرژی در کشور، سالانه، علاوه بر تحمیل کردن هزینه های هنگفت بر دوش دولت و جامعه، موجب آلودگی محیط زیست نیز می شود.

موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي 




[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 2:53 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

جنگل ها، با تعدیل هوا، فراهم آوردن فراورده های صنعتی، ساختمانی و پزشکی مورد نیاز و از همه مهم تر، حفظ خاک و پیشگیری از جاری شدن سیلاب و پیامد های ناشی از آن، شرایط مساعدی برای زندگی انسان فراهم می آورند. اگر درختان جنگلی در حجم انبوهی قطع شوند، تعرّق گیاهان کاهش می یابد که خود این امر، به کاهش بارندگی و خشک شدن خاک و گسترش مناطق بیابانی می انجامد.

متأسّفانه در کشور ما، روند تخریب جنگل، با شدّت زیادی ادامه دارد؛ به گونه ای که سالانه چهار درصد جنگل های کشور ما نابود می شود و طی چهل سال اخیر، سی درصد از حجم جنگل های کشور کم شده است.2

سالانه، میلیون ها متر مکعب از ذخیره چوب و منابع ملّی کشور ـ که به راحتی قابل تجدید نیست ـ، برداشت می شود و به این مسئله، آتش سوزی های مکرّر را نیز باید اضافه کرد که موجب تخریب سریع تر آن شده است.

درباره مراتع هم باید گفت با تمام اهمیتی که مراتع، در تنظیم نظام توزیع طبیعی آب و آبخیزها، جلوگیری از جریان سیلاب ها و همین طور تولید علوفه (بویژه برای دام های عشایر) و در نتیجه تولید گوشت قرمز و نیز در محصولات متفرّقه دارویی و صنعتی و خوراکی دارد، سرعت تخریب آنها از تخریب جنگل هم سریع تر است و دردناک تر، این جاست که این تخریب، در کشوری روی می دهد در باورهای دینی مردمش، درختکاری را مقدّس شمرده است: پیامبر(ص) فرمود: هر که درختی بنشاند، به اندازه میوه ای که از آن درخت به عمل می اید، پاداش برای وی ثبت می شود».3

موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي 




[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 2:52 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

خاک، یکی دیگر از منابع ارزشمند حیات بشری است که برای تشکیل یک سانتی متر آن در روی زمین، بیش از هزار سال زمان نیاز است و به همین دلیل، باید از آن درست استفاده کرد. بهره برداری نادرست از خاک، موجب فرسایش آن می شود که این امر، پیامدهای ناگوار فراوانی خواهد داشت، از جمله این که می تواند زمین های کشاورزی را به بیابان تبدیل کند، راه های بیابانی را مسدود کند، محصولات غذایی را کاهش دهد، هوای شهر و روستا را به گرد و غبار آلوده کند، موجب جاری شدن سیل شود، سدها، دریاچه ها و منابع آبی را از خاک، انباشته کند و بدین ترتیب، هزینه های فراوانی بر دوش ملّت خواهد گذاشت. متأسّفانه، هرساله در کشور ما، به خاطر دخالت های بی رویه انسان، مانند: چرای بی رویه دام، بهره برداری بیش از حد از خاک، شیوه شخم زدن نامناسب خاک و کندن بوته ها و درختچه ها برای تأمین سوخت، میلیون ها تُن خاک از بین می رود و به وسعت مناطق بیابانی افزوده می شود؛ در حالی که با افزایش جمعیت و نیاز به موادّ غذایی بیشتر، حفظ زمین های حاصلخیز، اهمیت بیشتری پیدا می کند. پیامبر اکرم(ص) در این مورد می فرماید: حُرمت زمین را نگه دارید؛ زیرا زمین به منزله مادر شماست».1

موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي 




[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 2:51 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

در حال حاضر در کشور ما، برای مصارف شهری و روستایی و صنعتی و کشاورزی، از شیوه های مختلفی برای بهره برداری از منابع آبی بهره گرفته می شود که کم تر با استانداردهای بهره وری هماهنگ است، به گونه ای که از 400میلیارد متر مکعب باران سالانه، 270 میلیارد متر مکعب آن، به صورت های مختلف، تبخیر یا از دسترس، خارج می شود.

میانگین مصرف سرانه آب در جهان (در بخش های مختلف)، حدود 580 متر مکعب برای هر نفر در سال است؛ ولی در ایران ـ که کشوری کم آب نیز هست ـ، این رقم برای هر نفر، 1300 متر مکعب است. در بخش صنعت هم آب، به دلیل آلوده شدن به سموم و مواد شیمیایی و میکروبی و وارد شدن از راه چاه ها به سفره های زیرزمینی، کیفیت خود را از دست می دهد و قابلیت بهره برداری مجدّد از آن، کاهش می یابد.

به هر حال، این موارد، بیانگر اتلاف و اسراف بیش از اندازه آب است که با اصلاح فرهنگ مصرف، می توان انتظار بهره وری بیشتری از آن داشت.

موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي 




[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 2:48 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

در حال حاضر، در ایران با وجود داشته های فراوان انسانی و طبیعی (بویژه منابع طبیعی اوّلیه و انرژی) و تأکید مستقیم و غیرمستقیم آموزه های دینی و سنّت های سازنده ملّی در مورد بهره وری بهینه از منابع و امکانات، میزان بهره وری در بخش های مختلف جامعه در حدّ مطلوبی نیست. از سوی دیگر، گسترش روزافزون جمعیت و مصرف شتابان منابع و نیز محدودیت آنها، روز به روز، قدرت بهره برداری از منابع را محدودتر کرده و موجب گران تر و مشکل تر شدن دسترسی به منابع اوّلیه تولید شده است.

حال اگر قصد داریم در دنیای پُررقابت امروزی، رونق اقتصادی و اجتماعی بهتری داشته باشیم، لازم است به بهره وری بالایی برسیم؛ زیرا ایستادگی و تداوم حیات در صحنه جهانی، مستلزم سرعت و دقّت بیشتر است. این مسئله برای کشور ما اهمیت ویژه ای دارد؛ چون در سه دهه اخیر، شاهد تحوّلات بزرگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از جمله: انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، تحریم های اقتصادی و بلایای طبیعی بزرگ (مثل زلزله) بوده ایم و به همین دلیل، برای جبران این خسارت ها و رفع تنگناهایی چون: بیکاری، وجود یارانه های غیرمنطقی، محاصره اقتصادی، کمبود مسکن و دَه ها مشکل دیگر، باید تلاش و نهضتی همه جانبه را آغاز کنیم و زمان را به همراه حفظ کیفیت و کمیت، به بند کشیم که تنها با تکیه بر اصل بهره وری، به این هدف خواهیم رسید.

موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي 




[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 2:47 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

پیشرفت، رشد و تحوّل هر کشور و جامعه ای، در گرو داشتن دانش و فناوری و استفاده بهینه و مطلوب از امکانات و ظرفیت هاست. در این راستا، بهره گیری از منابع و استعدادهای طبیعی و انسانی، امری بایسته و ضروری به نظر می اید. بهره وری را می توان به استفاده مطلوب از امکانات، سرمایه ها، نیروها، منابع و فرصت ها در تولید کالا و علم و عرضه خدمات» تعریف کرد. در چنین حالتی، بهره وری می تواند بیشترین استفاده از کمترین امکانات و منابع مادّی (فنّاوری، مدیریت، نیروی انسانی و منابع طبیعی) و معنوی (ارزش ها، رفتارها و هنجارهای اجتماعی) در راه رسیدن به رشد و شکوفایی همه جانبه زندگی انسان باشد.

 

موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي 




[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 2:46 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

اينكه بيكاري جز با سرمايه‌گذاري‌هاي مولد بخش خصوصي و دولتي و تركيب بهينه آن دو در صحنه اقتصاد ملي كاهش نمي‌يابد، حرف تازه‌اي نيست.

به‌علاوه به روشني محسوس است كه جو سرمايه‌گذاري در اين مرز و بوم مساعد نيست؛ چراكه توليد ملي پايين و بيكاري و تورم بالا است. وقتي بحث از «جو سرمايه‌گذاري» است منظور چيست؟
جو سرمايه‌گذاري عبارت است از به‌كارگيري مجموعه‌اي از عوامل خاص در بنگاه‌ها براي شكل‌دهي به فرصت‌ها و انگيزه‌ها در جهت سرمايه‌گذاري مولد براي توليد بيشتر، خلق اشتغال و بسط و توسعه كسب‌وكارها. سياست‌ها، رفتار، كردار و گفتار دولت‌ها با اثرگذاري بر «هزينه‌ها»، «ريسك‌ها» و «موانع بر سر راه رقابت» بيشترين تاثير را بر جو سرمايه‌گذاري دارند. نقطه شروع جوسازي، به معني خوب آن، براي سرمايه‌گذاري در جامعه از بنگاه شروع مي‌شود. بنگاه در اينجا به معني عام آن؛ يعني موسسات غيرخيريه‌اي است كه رفتار عقلايي آنها با تعقيب سود و منافعشان شكل مي‌گيرد. تصميم‌گيري بنگاه براي مخارج سرمايه‌اي و توليدي از كجا نشات مي‌گيرد؟ بنگاه هزينه‌هاي امروز را به اميد تغييرات مثبت در درآمد آتي خود از طريق افزايش توليدات بنگاه تقبل مي‌كند. هزينه‌هايي مانند خريد ماشين‌آلات و تجهيزات جديد (بنابر تعريف درست از سرمايه‌گذاري) و آموزش نيروي كار با صرف مخارج در حوزه تحقيق و توسعه (R&D).
به هر حال در اينجا دو عامل كليدي توليد؛ يعني كار و سرمايه آن هم در بعد ملي آن نقش‌آفريني خود را نشان مي‌دهند؛ ولي يادتان باشد كم و كيف اين تصميمات بر مبناي توانمندي و استراتژي بنگاه‌ها مختلف است. ولي محور مشترك آنها همان‌طور كه اشاره شد، «سوددهي» است كه چارچوب آن را سه عامل مهم «هزينه‌ها»، «ريسك‌ها» و «موانع رقابت‌پذيري» شكل مي‌دهند. خواهيد پرسيد اين همه اهميت براي سرمايه‌گذاري چيست؟ پاسخ كوتاه آن است كه حجم و بهره‌وري سرمايه‌گذاري‌ها «كاهش فقر» و افزايش رشد توليد ملي را رقم مي‌زند. تكيه بر هدف اصلي بنگاه‌ها يعني «سود» شايد اين توهم را دامن زند كه جو سرمايه‌گذاري را به حداقل‌سازي هزينه‌ها و ريسك‌ها محدود مي‌سازد. پس جو مساعد سرمايه‌گذاري كدام است؟ جو سرمايه‌گذاري خوب عبارت است از فضايي كه در آن شهروندان از دو بعد نفع مي‌برند: اول آنكه به جاي آنكه فقط به بنگاه‌ها نفعي برسد، كل جامعه بهره‌مند مي‌شوند. چراكه بنگاه‌ها علاوه بر اينكه كار مي‌آفرينند با كاهش قيمت تمام شده و خدمات پس از فروش و تامين كالاها و خدمات مورد نياز مردم به رفاه جامعه كمك مي‌كنند و براي آباداني كشور از طريق وسعت بخشيدن به پايه مالياتي به بودجه دولت كمك مي‌نمايند و در نتيجه در مقابل مطالبات مردم و قدرت پاسخ‌گويي دولت‌ها را بالا مي‌برند.
دوم آنكه، با بهبود فضاي كسب‌وكار، ميدان براي فعاليت همه بنگاه‌ها فراهم مي‌شود، نه‌تنها براي بنگاه‌هايي كه با مراكز قدرت رابطه سببي و نسبي دارند. آنچه گفته شد اشاره به ابعادي از جو سرمايه‌گذاري بود كه در حوزه مسووليت مسلم دولت‌ها براي تغيير جو سرمايه‌گذاري قرار مي‌گيرد؛ چرا كه تغييرات در برخي ابعاد جو سرمايه‌گذاري مثل بعد جغرافيايي و اندازه بازارها براي دولت‌ها كاري مشكل و زمان‌بر است، ولي ثبات بخشيدن به سياست‌هاي مالي و پولي و انضباط در آن دو حوزه توسط دولت‌ها و مجلس‌ها و تدوين مقررات پويا و نظارت بر اجراي درست آنها براي بهبود جو سرمايه‌گذاري، كارساز است. علاوه بر اين، احترام به حقوق مالكيت‌ها و ساخت زيربناهاي پولي مثل كمك به استقلال بانك مركزي و زيربناهاي مالي چون بهبود و توسعه بورس‌ها و سرانجام انعطاف‌پذيري بازار كار از عوامل بهبود جو سرمايه‌گذاري است كه دولت و مجلس بايد آن را وظيفه اساسي خود و اولويت خاص سال نو بدانند.

منبع : ايران اكونوميست

موضوع : ظرفيتهاي سرمايه و ثروت در ايران اسلامي 




[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 2:44 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

مفهوم بازاریابی در طی زمان برای کسب و کارها دچار تغییراتی بنیادین شده است. این تغییرات اغلب به علت به وجود آمدن ابزارها و بسترهای جدیدی است که امکاناتی جدید را فراروی کسب و کارها می‌گشاید و به آنها امکان دستیابی به بازارهای هدف را، ارزان‌تر و سریع‌تر از گذشته، اعطا می‌کند. اغلب وقتی صحبت از بازاریابی به روش‌های نوین در میان است صرفا ابزارهای الکترونیک و تکنولوژی‌های نوین به ذهن متبادر می‌شود، اما از طرف دیگر می‌توان نقش نهادهای جدید و قوانین و تنظیمات جدید را نیز در به وجود آمدن بازارهای جدید در نظر گرفت.


برخی از این نهاد‌ها خود کسب و کاری مستقل هستند که تدریجا به یک نقطه مرجع مقتدر بدل شده‌اند. به عنوان مثال وب‌سایتی نظیر آمازون دات کام به محل دیدار مشتریان و فروشندگان خرد و کلان کتاب بدل شده است. برخی نهادهای دیگر در نتیجه تصمیم قانون‌گذار ایجاد شده‌اند تا فعالیت جذب سرمایه توسط کسب و کارها و سرمایه‌گذاری برای سرمایه‌گذاران را تسهیل کند و بستری امن و قانونی برای این قبیل فعالیت‌ها فراهم شود. از جمله این نهادها می‌توان به بازار سهام اشاره کرد که محل عرضه و تقاضای سهام شرکت‌هایی است که واجد شرایط حضور در بورس هستند. در این مقاله هدف معرفی بورس به عنوان نوعی بستر جدید برای بازاریابی شرکت‌ها است. حضور در بورس موجب می‌شود که فعالیت‌ شرکت‌ها زیر ذره‌بین قرار گیرد و نام آنها بیش از پیش شناخته شود. همان‌طور که حساسیت نسبت به فعالیت‌های شرکت‌ها زیادتر می‌شود، مدیریت شرکت‌ها نیز حرفه‌ای‌تر می‌شود بنابراین انگیزه‌ای پنهان در انجام فعالیت‌های حرفه‌ای بازاریابی و تبلیغاتی به وجود می‌آید. شرکت‌های حاضر در بورس نشان داده‌اند که نسبت به انجام فعالیت‌های حرفه‌ای بازاریابی و استفاده از تکنولوژی‌های نوین دقت زیادی نشان می‌دهند؛ زیرا سهامداران چنین انتظاری از آنان دارند. از آنجا که ضعف در بازاریابی مستقیما خود را در کاهش سود شرکت و واکنش شدید سهامداران نشان می‌دهد، سهامداران را می‌‌‌‌توان نيروي محرك بازاریابی اثربخش و کارا دانست.


نگاهی گذرا به بازار سهام
در نگاهی کلی به بازار سرمایه درخواهیم یافت که قیمت سهام در بورس بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. گاهی اوقات به دلایلی، عرضه یا تقاضای یک سهم، به طور غیرمتعارف افزایش یا کاهش می‌یابد، این عدم تعادل ممکن است بر تصمیم سایر سهامداران تاثیر گذاشته و موجب گردد که آنها نیز به صف فروشندگان یا خریداران آن سهم بپیوندند. در اغلب بورس‌های توسعه یافته برای جلوگیری از این عدم تعادل که منجر به نوسانات شدید قیمت اوراق بهادار می‌شود، نهادهایی تحت عنوان بازارساز به وجود آمده‌اند. بازارسازها با خرید سهام، در شرایط عرضه زیاد و فروش سهام، در شرایط تقاضای زیاد، از تغییر بی‌رویه قیمت یک سهم، جلوگیری به عمل آورده و موجب می‌شوند قیمت آن عادلانه باقی بماند، همچنين نقدشوندگی آن افزایش و معاملات آن پیوستگی يابد. فقدان نهادهای مناسب بازارسازی، برخی فعالان بازار را به سوی روش‌های غیررسمی، موسوم به بازارسازی سوق داده است. در این راستا سازمان بورس به بازارسازها در کارمزد معاملات تخفیف خواهد داد. ضمن اینکه هزینه جایگاه معاملاتی بازارگردان‌ها رایگان خواهد بود. مهم‌تر از همه، اجرای عملیات بازارسازی در امتیازدهی و رتبه‌بندی کارگزاران لحاظ می‌شود. همچنین کارگزاران در سود بازارسازی سهیم شوند. مشکلی که در بورس ما به چشم می‌خورد این است که سهامداران به دنبال شیب‌های تند قیمتی حرکت می‌کنند و این در حالی است که عملیات بازارسازی مانع از نوسان‌های شدید قیمتی در سهم می‌شود. بر این اساس از نظر سهامداران، شرکتی که عملیات بازارسازی دارد به رشد قیمتی نمی‌رسد و نمی‌تواند حرکت قابل‌توجهی داشته باشد. اما در واقع آنچه حباب قیمت تعریف می‌شود در مورد قیمت شرکت‌هایی که بازارسازی نمی‌شوند بیشتر می‌تواند رخ دهد؛ گرچه حباب قیمتی می‌تواند سهامداران را به سود قابل‌توجهی برساند، اما در نهایت سقوط قیمتی در تقدیر قیمت سهام آن شرکت رقم خواهد خورد که نمی‌تواند چندان در سابقه یک شرکت پذیرفته شده در بورس جالب باشد و سهامداران تازه وارد و نوپا به بازار سرمایه را با زیان سنگین مواجه كند. دامن زدن به افزایش قیمت سهام به شیوه‌های غلط توسط سودجویان و سوداگران رخ می‌دهد؛ بنابراین بازارسازی را می‌توان ضد دلالی خواند گرچه بسیاری از رسانه ‌ها متاسفانه شاید مفهوم دلالی و بازاریابی را به صورت غلط در ذهن مردم به تصویر کشیده‌اند.


بستر بازاریابی برای شرکت‌های حاضر در بورس
حضور شرکت‌های بخش خصوصی در بورس، امکان مناسبی برای بازاریابی آنها به وجود می‌آورد. شرکت‌های بخش خصوصی با حضور در بازار سرمایه علاوه بر عرضه سهام خود می‌توانند از مزیت‌های قابل توجه این بازار استفاده کنند. بحث معافیت مالیاتی 20درصدی برای شرکت‌های بورسی از جذابیت خوبی برخوردار است، شرکت‌های بخش خصوصی با ورود به بورس علاوه بر استفاده از این مزایا، از قیمت‌گذاری شفاف نیز بهره‌مند می‌شوند. شرکت‌های بزرگ بخش خصوصی با ورود به بازار سرمایه می‌توانند فعالیت‌های خود را در بازارهای داخلی و بین‌المللی گسترش دهند و از محدودیت کمتری برای کسب تسهیلات از سایر نهادهای مالی مانند بانک‌ها برخوردار شوند. از طرف دیگر، کارکرد اصلي بازارهای اوراق بهادار، تجهيز، جمع‌آوري و هدايت پس‌اندازهاي کوچک مردم براي اجراي طرح‌هاي بزرگ اقتصادي است تا شركت‌ها با شرایطی آسان‌تر بتواند از مزایای تامين منابع ارزان‌قيمت از طریق بازار سرمايه، استفاده كنند.
به عنوان مثال پروژه پارس جنوبی که در اختیار شرکت صنعتی دریایی ایران است، برای تامین عمده نقدینگی خود می‌تواند اقدام به پخش اوراق مشارکت در میان مردم کند. با به وجود آمدن فرابورس در کنار بورس، برای شرکت‌هایی که فاقد شرایط حضور در بورس بودند، مکانيسم قانوني و مراجع رسمي براي اعلام اطلاعات شرکت ايجاد شد و ارائه اطلاعات، موجب شفافيت بيشتر عملکرد مديران شركت‌ها خواهد شد. همچنين با ارائه گزارش‌های مالی دوره‌ای تحت نظر حسابرسان معتمد سازمان بورس و اوراق بهادار، سهامداران و سایر سرمایه‌گذاران به اطلاعات حسابرسی شده دسترسی پیدا می‌کنند.
به طور خلاصه می‌توان گفت که مهم‌ترین ویژگی‌های کلی بازار سرمایه و فرابورس ایران معرفي شرکت و محصولات به طيف وسيعي از اقشار جامعه و افزايش اعتبار شرکت است. با توجه به اينکه فرابورس و بازار سرمايه مخاطبان گسترده ای دارد، ورود شرکت به بازار سرمايه موجب آشنايي قشر وسيعي از مصرف‌کنندگان با خريداران کالا و خدمات شرکت مي‌شود و بی‌شک مخاطبان شرکت را افزايش خواهد داد. 

منبع:www.daneshnamah.com




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 4:09 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0

نسبت کفایت سرمایه (CAR یا Capital Adequacy Ratio) ﺣﺎﺻﻞ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ پایه ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺩﺍﺭﺍیی‌های ﻣﻮﺯﻭﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺿﺮﺍﻳﺐ ریسک ﺑﺮﺣﺴﺐ ﺩﺭﺻﺪ است.

این نسبت اولین بار در سال ۱۹۸۸ توسط کمیته بال به بانک‌های دنیا معرفی گردید. کمیته بال در آن سال مجموعه‌ای از شروط حداقل سرمایه را به بانک‌ها پیشنهاد کرد که بعدها به «پیمان بال» معروف شد.

نسبت کفایت سرمایه یکی از نسبت‌های سنجش سلامت عملکرد و ثبات مالی مؤسسه مالی و بانک‌ها است. بانک‌ها باید سرمایه کافی برای پوشش دادن ریسک ناشی از فعالیت‌های خود را داشته و مراقب باشند که آسیب‌های وارده به سپرده‌گذاران منتقل نشود. بدین‌لحاظ باید از حداقل میزان سرمایه مطلوب برای پوشش ریسک‌های عملیاتی خود برخوردار باشند که تقریباً ۱۲٪ دارایی‌های موزون‌شده به ریسک (ریسک هر دارایی با توجه به ماهیت آن دارایی و میزان ریسک مرتبط با آن) می‌باشد.



برای مثال ریسک حساب صندوق (وجه نقد) و مانده حساب‌های بانک نزد بانک‌های مرکزی هر کشور برابر با صفر است ولی ریسک تسهیلات اعطایی به اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی معادل ۱۰۰٪ می‌باشد. براساس قوانین بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، حداقل نسبت کفایت سرمایه مطلوب برای بانک‌های ایرانی معادل ۸٪ است و براساس قوانین بانک مرکزی افغانستن (د افغانستان بانک) این نسبت ۱۲% است و در ضمن بانک مرکزی می‌تواند در مواردی که استانداردهای بین المللی یا ضرورت حفظ سلامت بانک‌ها و موسسات اعتباری اقتضا کند حدود بالاتری را برای تمام یا برخی از بانک‌ها و موسسات اعتباری تعیین کند.

منبع:www.daneshnamah.com 




[ چهارشنبه 23 فروردین 1391  ] [ 3:45 PM ] [ علی اصغر خرم ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Vatanam Iran :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

اینجانب این وبلاگ رو برای خوش آمد گویی به سال جدید زدم و میخوام در مسابقه شرکت کنم امید وارم موفق شم. لطفا نظر بدید و من رو در آباد سازی این وبلاگ همراهی کنید. برای تبادل لینک هم همچنان منتظر شما عزیزان هستم با تشکر
نويسندگان
لينکستان
امار سايت
كل بازديدها : 448543 نفر
كل مطالب : 1143 عدد
تعداد کل نظرات: 45 عدد
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 15 خرداد 1392 
امکانات وب

سخنان رهبري
نظرسنجي