
دیباچه ی سخن
کاوش ها و پویش ها، فرهنگ انقلاب را پیش پایمان نهاد فرهنگی که بر اسلام پویا و اصیل بنیان گرفته ، فرهنگی که ادبیاتی با همه ی گستردگی و با تمام بزرگیش ، به یادگار نهاد.
شگفتا که ، بی داشتن ادبیات ، به هیچ فرهنگی و به هیچ جهان بینی و به هیچ مسلک اعتقادی و نظام سیاسی و حرکت اصلاحی ، و تحول آزادی بخش ، نمی توان خدمتی کرد.
اتفاقا ، فرهنگ اسلام را نیز مانند فرهنگ های دیگر ، از راه ادبیات آن باید شناخت و چون انقلاب اسلامی ایران ، بر مکتب توحید و قرآن استوار است آگاهی با متن و متون برنامه ریزی و طرح روش های تحقیق ، توفیق پیروزی در آشنایی را ممکن و فراهم می سازد !
پیشینه ی دگرگونی در سخن پردازی
حوادث شگرف اجتماعی و سیاسی ، جنگ جهان گیر اول و سال های بعدش ، زمینه جنبش و تحول را در بینش مردم کشور ایران فراهم آورد و در پهنه ادبیات نیز بحرانی با همه ی نا پیدایی ایجاد کرد ، چه این که ادبیات کلاسیک ایران ، بخصوص ادبیات منظوم با قواعد و قوانین سخت خود ، دیگر قادر نبود حیات اجتماعی معاصر را با همه پیچیدگی ها و تضادهای آن بیان کند ، این بود که در این دوره، غالب کسانی که دارای موهبت شاعری بودند از تقلید گذشتگان حتی المقدور احتراز کرده و کوشیدند که مضمون های جدید را در قالب شعری قدیم وارد کنند و جماعتی نیز به فکر انقلاب ادبی افتادند و مدعی تجدید صورت و مضمون اشعار شدند و بحث درباره انقلاب و به اصطلاح تجدد ادبی در گرفت و...
این همه ، زاییده ی احتیاج مبرمی بود که در جست و جوی راه های نو برای بیان دید و دریافت تازه از زندگی ، احساس می شد و با این که قالب و بافت تغییر نیافت ولی برخی مضامین نو مانند حمایت از ایران انقلابی ، مبارزه با استبداد شاه و اطرافیان او ،ستایش از میهن و بیان احساسات میهن پرستانه ،اظهار کینه از جهان خواران امپریالیست و نکوهش از مداخلات ناروای آنان در امور کشور ، بحث از آزادی و حقوق زنان و بحث خرافات و ... در شعر فارسی وارد شد که معروفان و بزرگان از این گوینده ها عبارتند از سید اشرف الدین قزوینی ،علی اکبر دهخدا ،محمد تقی ملک الشعرای بهار ،جعفر خامنه ، خانم پروین اعتصامی ، علی اسفندیاری.
هم چنان که در انقلاب اسلامی که در واقع از سال 1340 شمسی شروع گردیده بود با همه خشونتی که استعمارگران و عواملشان داشتند اما تو خالی کردن جامعه از فکر اسلامی، دیگر ممکن نبود چرا که پرچمدار مبارزه، یک مرجع تقلید بود و پنجه در پنجه ی استعمار زده و مبارزه با استثمار وکاپیتولاسیون امریکا را پی می گرفت.
لذا، نویسندگان و شاعرانی هم آهنگ با مردم کوچه و بازار که ندای اسلام سر می دادند دست به فعالیت زدند؛
طبقه بندی و نقد آثار، مجال خود را می طلبد که کدامیک از سخن وران به تعهد و مسئولیتی که بر عهده شان بوده بی توجه مانده و ستم روا داشته است و آن جا که می توانسته فریاد بر آورد، ساکت مانده وبا سکوتش، آب به آسیاب دشمن ریخته است!
یعنی، در دوران سردی و سیاهی و در موقعیتی که از آن تعبیر به عصر شب می شود برخی از نویسند گان و شاعران بی تعهد، راهی را رفتند که چاپلوسی سرمایه ی آنان بود اما گروه دیگر ، خود را مجهز به نبردی سخت نمودند و با زبان استعاره و با کمک گرفتن از معانی مجازی واژه ها و کلمات ، نفرت خود را از ظلم و بیدادگری ها نشان دادند.
استاد حکیم ما، شهریار سخن ، این شاعر خردمند، از جمله بزرگانی است که در عصر اختناق به شیوه ی منطقی و ستوده ، به دور از جنجال و هیاهو ، به بیان آرا و علایق و باورهای دینی خود پرداخته از موازین اخلاقی – اسلامی ، دفاع نموده آثاری ماندگار، به جای نهاده است:
لاله از خاک جوانان می دمد بر دشت و هامون
یا درفش سرخ بر سر، انقلاب گرفتند
خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند
زان سپس،آن روز را،هر ساله عید خون گرفتند
(ادبیات انقلاب اسلامی صفحه47)
هم سو با استاد ، دیگران هم بوده اند که در قبال تعهد انسانی و دینی خود در مقابل رخ دادها در دهه ی چهلم و پنجاهم ، بی توجه نمانده تابلوهایی از وضع ناگوار عصر شب در قالب شعر به گنجینه ادبیات متعهد تقدیم داشته اند یعنی آقایان جواد محدثی ، دکتر مصفا ، دکتر رعدی ، فریدون مشیری ، هوشنگ ابتهاج ، مهدی اخوان ثالث ، سهراب سپهری ، اکبر اکسیر و...
و... روزی رسید که امام وارد کشور شدند و ملت به استقبال ایشان شتافتند – و سلمان هراتی نیز هدیه ی استقبال را چنین سرود:
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرات فردا شدن نداشت
ادامه مطلب
آمده موسم فتح ایمان
شعله زد از افق نور قرآن
در دل بهمن سرد تاریخ
لاله سر زد، ز خون شهیدان
لالهها قامت سرخ عشقند
سرنوشت تو با خون نوشتند
پیكر پاكت ای جان به كف را
از ازل با شهادت سرشتند
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
مقدمت را اماما شهیدان
با نثار تن خود گشودند
خونشان فرش راه تو بادا
عاشق راه پاک تو بودند
آمدی با پیامت خمینی
از رهایی و از حق سرودی
آنكه بر ظلم شب حمله ور شد
ای خمینی تو بودی، تو بودی
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
در دل تار شب ای شهیدان
دست قهار خلق خدائید
از تبار حسین شهیدید
از دیار عروج و خدائید
در زمستان بهاران آمد
آدم از قعر دوران آمد
بوی نسل شقایق پیچید
بوی عطر شهیدان آمد
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده بادا قرآن
بهمن خونین جاویدان
تا ابد زنده یاد شهیدان
ادامه مطلب
صدای گام های آفتاب
گلبانگ آزادی، از قله های چشم نواز حماسه ها به گوش می رسید.
قصه عاشورایی میهن را شهیدان عشق، با خون خویش می نگاشتند؛
پرندگانی که دسته دسته از دشت شیدایی، مناظری زیبا
می آوردند. هر طرف، سنگ مزار شهیدی بود که
شعر جاودانگی را برای رهپویان آینده کاشته بود.
اگرچه جوانترین حادثه ها بر سنگفرش خیابان، قطره قطره
می ریخت؛ اما پس از رگبارو مسلسل ها، آینه های
تکه تکه،باز هم آیینه بودند.
همه جا صحبت از قامت بلند صبح پیروزی بود که
جمعیت بهاری دل ها را مجذوب خود کرده بود.
غزل های شیفتگی، در گوشه ای از باغ خاطرات، صنوبرانه
ایستاده بود. خاک، ترانه های خوشرنگ رهایی را به چشم های
آسمانی فرا خوانده بود و دیوارهای قفس، نقش هایی
از پنجره را باور کرده بود.
بوی گل می آمد؛ گل هایی که از فریادهای شب شکن ما
سربرمی آوردند: «خون بر شمشیر پیروز است».
در میدان ها، مشت ها بارور شدند و شعارها و
پلاکاردها، میوه هایی به نام استقلال و آزادی دادند.
خط ها یکی شد تا خواسته های پلید و پرنیرنگِ دژخیم خط بخورد.
دهان شب از صفیر گلوله به لکنت افتاده بود؛
اماشهیدان، با شهامت خویش، دلِ گلوله ها را نشانه رفته بودند
ادامه مطلب
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
/ روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
…..با آمدن امام در کشور ما
/ خورشید حقیقت زافق سر زده است ………
دهه فجرمبارک
این دهه فجر است گویی نوبهار
وین همه مهراست از او یادگار
غصه ها رفتند و افسانه شدند
ناله ها فریاد مستانه شدند
دردهه فجرامتش پیروزشد
ماه بهمن ماه جان افروزشد
فجرگویی نوبهارزندگی
چون چراغی در ره سازندگی
ماهمه دلداده ی رهبرشدیم
تا ابد او یار و ما یاورشدیم
گفته بودم قصه دارم با شما
قصه ای از ماه بهمن بچه ها
آنچه بشنیدید برآیندگان
بازگویید تا بماند همچنان
از نهضت قاطعانه ی روح الله
شد دست ستمگران ز ایران کوتاه
با دست تهی و این همه پیروزی
لا حول و لا قوت الا بالله
ادامه مطلب

از اوج بروج حق سردار قیام آمد
بر شوق سماع جان، انوار امام آمد
طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد
شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد
آن پیر پیام آور بت بر کن ولا گستر
بر گستره ای لبریز از خون و قیام آمد
گفتا که من آن بحرم کارام نمی گیرد
در مسلک بیداران آرام، خرام آمد
عنبر چکد از نامش، سر مقدم اقدامش
بر لحظه سرمستان اکسیر دوام آمد
پیک خبر بهمن سرداد به هر برزن
کای منتظران خیزید، خیزید امام آمد
«غلامرضا رحمدل»
ادامه مطلب
- آسیب وچالش های انقلاب
- دانستنی هایی درباره انقلاب
- وقایع پیروزی انقلاب
- دستاوردهای انقلاب
- دهه فجر در کلام ولایت
- معرفی کتاب
- پرسش وپاسخ درباره انقلاب
- آلبوم تصاویر انقلاب
- نمادهای انقلابی
- انقلاب اسلامی ونهضت بیداری اسلامی
- مطالب تولیدی خودم
- اشعار فجر
- مقالاتی پیرامون دهه فجر
- کلیپ های دهه فجر
- احادیث فجر
- عاقبت پهلوی
- کل بازديد : 79006
- تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 21 بهمن 1392
- تعداد کل نظرات : 0
- تعداد کل پست ها : 176
- آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394
![]() فلكه در ساختمان كميته مشترك، اتاقهاي بازجويي از همه طرف به يك حصار استوانه منتهي مي شد، كه با ميله هاي آهني مشبك، اتاقها را از فضاي رو به حياط جدا مي كرد، كه زنداني را به آن ميله ها مي بستند يا براي اينكه ورم كف پاها بخوابد و زنداني تحمل شلاق دوباره را داشته باشد، در آن فضا مي دواندند. هرگاه زنداني از حركت مي ايستاد بازجوها با زدن كابل به سر و روي زنداني، وي را وادار به حركت مي كردند.به اين دايره اطراف اتاقهاي بازجويي، اصطلاحا فلكه مي گفتند. ![]()
|













