
شعر و داستان عاشورایی، شاخهای جدی از ادبیات مذهبی و دینی ماست که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مورد توجه اهالی فرهنگ و ادب قرار گرفت . در این مطلب سخنان 14 شاعر و نویسنده در این زمینه گردآوری شده است که با هم می خوانیم .
محمد علی سپانلو - شاعر و مترجم ادبیات :
شعر عاشورایی، گونهای جدی از شعر معاصر است.متاسفانه ادبیات مذهبی از تحقیقات تاریخی فاصله گرفته است و به اطلاعات کلیشه ای و بعضا غیر موثق بسنده می شود.
صریحا می گویم که با تکیه بر اطلاعات ناقصی که مداحان از واقعه عاشورا می دهند، نمی توان شعر خوب گفت.
این شاعر با اشاره به تاریخ شعر آیینی عنوان کرده است: از مرحوم محتشم کاشانی با اثر ماندگارش در زمینه عاشورا که بگذریم، کسانی مانند"عارف " و تنی چند از شعرا در دیوان های خود از این واقعه و سایر موضوعات دینی گفته اند، اکنون نیز به طور قطع، اشعاری با این حال و هوا هست که در فرصتی دیگر می توان درباره شان بیشتر حرف زد.
اگر شاعر و نویسنده، به موضوعی که انتخاب می کند، اعتقاد جدی و عمیق داشته باشد، حتما اثری قابل توجه ارائه خواهد شد، در زمینه آثار دینی و آیینی نیز این نکته صادق است.
وی با بیان این که پادشاهان صفویه به شعرای زمان خود می گفتند "برای اهل بیت( ع ) شعر بگویید و پاداش خود را از خود آنان طلب کنید" تصریح کرد: ادبیات دینی باید از درون فرد بجوشد، نه این که از او خواسته شود که در این زمینه به خلق اثر بپردازد.
سپانلو که به زودی، رمانی از سرگذشت "ملک الشعرای بهار" را برای دومین بار منتشرمی کند، گفت: اگر شاعر و نویسنده، به موضوعی که انتخاب می کند، اعتقاد جدی و عمیق داشته باشد، حتما اثری قابل توجه ارائه خواهد شد، در زمینه آثار دینی و آیینی نیز این نکته صادق است.
وی با بیان این که شعر عاشورایی و دینی، گونه ای جدی از شعر معاصر ماست، دستیابی به آثار دینی قوی را نیازمند پشتوانه تحقیقاتی و مطالعاتی دانست و گفت: در اثر گرانسنگی مانند " تاریخ طبری " حتی درخشش گوشواره های حضرت زینب(س) هم بیان شده است و در کل، مطالعه متون تاریخی مستند، بی تردید برای نویسنده و شاعر امروز که دغدغه های دینی و اعتقادی دارد، بسیار قابل استفاده است.
دکتر محمد رضا سنگری - نویسنده، منتقد ادبی و استاد دانشگاه:
تداوم ادبیات مذهبی با "نقد" امکان پذیر استاینک موعد تقویت این نوع از ادبیات و نقد جدی آثار است، اگر می خواهیم ادبیات مذهبی تداوم یابد، باید تعارف را کنار بگذاریم و آثار را از صافی نقد عبور دهیم.
در طول دوران مبارزه و پس از به ثمر نشستن انقلاب اسلامی، موجی وسیع و گسترده از مضامین و واژگان و در بیانی کلی تر، فرهنگ اسلام را به فراخنای ادب کشید.
وی افزود: بعد از انقلاب اسلامی، احساسات شورانگیز مذهبی در تار و پود ادبیات ما تنیده شد و رفته رفته بر پختگی و قوت آن افزوده گشت.
سنگری که کتابی با موضوع نقد و بررسی شعر انقلاب اسلامی منتشر کرده است، یادآور شد: اغلب سروده های موفق شاعران ما در توصیف صحنه های نبرد هشت ساله و پایداری ما در برابر بیگانگان، از اندیشه و حماسه بزرگ عاشورا تاثیر مستقیم پذیرفت، شعرهایی که در ظاهر با عاشورا مرتبط نبودند، اما وامدار اندیشه عاشورایی شدند و همین نکته، عامل پیوند بیشتر مخاطبان با این آثار گردید.
ادامه مطلب
از نويسندگان مذهبي و يا غير مذهبي اهل سنت هم که بگذريم ، چهره زنده ياد علامه اقبال لاهوري در ميان شاعران اهل سنت که به ستايش از امام حسين (ع) و نهضت عاشورا پرداخته ، بيشتر از همه مي درخشد و اين اثر بخشي بسيار شديد و عميق ،نهضت عاشورا را در تفکر نوي سياسي اهل سنت و هنر و ادبيات آنان نشان مي دهد.

شايد اقبال در قرن اخير بيش از هر شاعر اهل سنت ديگر، نهضت حسيني را با ملاحظاتي تفکرآميز به ادب منظوم فارسي وارد کرده است . امام حسين از نظر اقبال ، يک شخص کامل براي برانگيختن و بيدار ساختن ملت هاي خوابيده مسلمان و نيز مبارزه مؤثر و شهادت فداکارانه اش ، تفسير کننده رازهاي پنهان قرآن مي باشد.
هر که پيمان با هو الموجود بست گردنش از بند هر معبود رست
تيغ بهر عزت دين است و بس مقصد او حفظ آئين است و بس
خون او تفسير اين اسرار کرد ملّت خوابيده را بيدار کرد
رمز قرآن از حسين آموختيم زآتش او شعله اندوختيم
و همچنين اقبال به مادران امروز توصيه مي کند که فرزنداني حسين وار تربيت کنند.
هوشيار از دستبرد روزگار گير فرزندان خود در کنار
تا حسين (ع) شاخ تو بار آورد موسم پيشين به گلزار آورد
براي اقبال امام حسين (ع) مرکز پرگار عشق و کاروان سالار عشق است .
مريم از يک نسبت عيسي عزيز از سه نسبت حضرت زهرا(س) عزيز
مادر آن مرکز به کار عشق مادر آن کاروان سالار عشق
منبع : www.ashoora.ir
يكى از علماى اهل تسنّن كه از فارغ التحصيلان دانشگاه «الازهر» مصر است به نام «شيخ محمد مرعى انطاكى» از اهالى سوريه ، بر اثر تحقيقات دامنه دار به مذهب تشيّع گراييد، و در كتابى به نام «لماذا اخترت مذهب الشّيعه» علل گرايش خود را با ذكر مدارك متقن ذكر نموده است ، در اينجا به يكى از مناظرات او با دانشمندان اهل تسنّن پيرامون سجده بر مهرى كه از تربت حسينى است . توجّه كنيد:
محمد مرعى در خانه اش بود، چند نفر از دانشمندان اهل تسنّن كه بعضى از آنها از دوستان سابق او در دانشگاه الازهر بودند، به ديدار او آمدند و در آن ديدار، بحث و گفتگوى زير رخ داد:
دانشمندان : شيعيان بر تربت حسينى سجده مى كنند، آنها به همين علّت كه بر مهر تربت حسينى سجده مى كنند، مشرك هستند.
محمد مرعى : سجده بر تربت ، شرك نيست ؛ زيرا شيعيان بر تربت براى خدا، سجده مى كنند، نه اينكه براى تربت سجده كنند، اگر به پندار شما به فرض محال ، در درون تربت چيزى وجود دارد، و شيعيان به خاطر آن چيز، آن را سجده كنند، نه اينكه بر آن سجده نمايند، البته چنين فرضى ، شرك است ، ولى شيعيان براى معبود خود كه خدا باشد سجده مى كنند، نهايت اينكه هنگام سجده براى خدا، پيشانى را بر تربت مى گذارند.
به عبارت روشنتر: حقيقت سجده ، نهايت خضوع در برابر خدا است ، نه در برابر مهر تربت .
يكى از حاضران (به نام حميد): احسن بر تو كه تجزيه و تحليل زيبايى نمودى ، ولى اين سؤ ال براى ما باقى مى ماند كه چرا شما شيعيان ، اصرار داريد كه بر تربت حسينى سجده نماييد؟ چرا بر ساير چيزها سجده نمى كنيد؟ همان گونه كه بر تربت سجده مى كنيد؟
محمّد مرعى : اينكه ما بر خاك سجده مى كنيم ، بر اساس حديثى است كه مورد اتفاق همه فرقه هاى اسلامى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «جُعِلَتْ لِىَ الاَرضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً»: «زمين براى من سجده گاه و پاكيزه قرار داده شده است ».
بنا بر اين به اتّفاق همه مسلمين ، سجده بر خاك خالص ، جايز است ، از اين رو ما بر خاك سجده مى كنيم.
حميد: چگونه مسلمانان بر اين امر اتّفاق نظر دارند؟
محمد مرعى : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از مكّه به مدينه هجرت كرد، در همان آغاز، به ساختن مسجد دستور داد، آيا اين مسجد فرش داشت ؟
حميد: نه ، فرش نداشت .
محمّد مرعى : پس پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان بر چه چيزى سجده مى كردند؟
حميد: بر زمينى كه از خاك ، فرش شده بود، سجده مى كردند؟
محمّد مرعى : بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، مسلمانان در عصر خلافت ابوبكر و عمر و عثمان بر چه سجده مى كردند؟ آيا مسجد فرش داشت ؟
حميد: نه ، فرش نداشت ، آنها نيز بر خاك زمين مسجد سجده مى نمودند.
محمّد مرعى : بنابراين به اعتراف شما، پيامبر صلى الله عليه و آله در همه نمازهاى خود بر زمين سجده كرده است ، همچنين مسلمانان در عصر او و در عصر بعد از او، روى اين اساس ، قطعاً سجده بر خاك ، صحيح است .
حميد: اشكال من اين است كه شيعيان ، تنها بر خاك ، سجده مى كنند، آن هم خاكى كه از زمينى گرفته و به صورت مهر در آورده ، آن را در جيب خود مى نهند و بر آن سجده مى نمايند.
محمد مرعى : اوّلاً؛ به عقيده شيعه ، سجده بر هر گونه زمين ، خواه سنگ فرش باشد و خواه زمين خاكى باشد، جايز است .
ثانيا؛ نظر به اينكه شرط است محل سجده پاك باشد، پس سجده بر زمين نجس يا خاك آلود جايز نيست ، از اين رو قطعه اى از گِل خشكيده (به نام مهر) را كه از خاك پاك تهيّه شده ، با خود حمل مى كنند، تا در نماز بر خاكى كه مطمئناً پاك و تميز است سجده كنند، با علم به اينكه آنها سجده بر خاك زمين را كه نجس بودن آن را نمى دانند، جايز مى دانند.
حميد: اگر منظور شيعه ، سجده بر خاك پاك خالص است چرا مقدارى از خاك را حمل نمى كنند، بلكه «مُهر» حمل مى كنند؟
ادامه مطلب