
ايرانيان همچون ديگر ملتها دين اسلام را به اين دليل پذيرفتند كه ديني آسماني است و فرامين آن خدايي و پيام آن با پيام فطرت سازگار است. در اين مكتب است كه ارزشهايي نظير شهادت و جهاد معني ميدهد و شهيد قداست و عظمتخاصي مييابد و شهادت به كام مجاهد شيرينتر از عسل ميگردد. و به كوششكنندگان راه حق مژده هدايت داده ميشود: «الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا» (بقره /132) و مظاهر اين مكتب ارج مييابند و شايستهترين خوي هاي آسماني: ايثار، بيداردلي، ثبات بر طريق حق، فداكاري، مروت، وظيفهشناسي تجلي مينمايد. نظر به اين كه در اين مقال سخن از اسوههاي تربيتي و اخلاقي است. نخست تربيت و اخلاق را به اجمال تعريف ميكنيم سپس به معرفي مظاهر و نمونههاي تربيت و اخلاق در نهضتحسيني ميپردازيم:
تربيت عبارت است از پرورش و تقويت استعدادهاي مثبت و كاهش استعدادهاي منفي و ايجاد هماهنگي لازم بين آنها.
«اخلاق جايگزيني عادتهاي شايسته به جاي ناشايسته است عادتهايي كه شرع مقدس اسلام جزئيات آن را مشخص كرده است» 1
اخلاق بخشي از حكمت عملي است كه در حوزه فرهنگ اسلامي عبارت از اين است كه امور مربوط به خود و خانواده و جامعه و سياستبرنامهريزي شود و چنين اخلاقي را كتاب و سنت ميسازد. و در رفتار بزرگان تبلور پيدا ميكند.»2
در زندگي امامان شواهد بسياري داريم كه آنان در عين حال كه تعاليم انسان دوستانه را ياد ميدادند «خود نيز در مقاطع مختلف: در گرماي ظهر و سرماي سخت نيمهشب، دستبه عمل زده در هر مقياس كه ممكن بوده استخوراك و وسيله زندگي براي بينوايان حمل ميكردهاند.»3 و پيروان خود را عملا تعليم ميدادهاند. خاندان ولايت و ياران باوفاي حسينعليهالسلام در قضيه كربلا نيز همانطور كه در رعايت آداب و دستورات اخلاقي و انجام امور شايسته مظاهر اخلاق بودند و در تدبير و سياست و اجراي احكام عبادي و تربيتي نيز بهترين سرمشق بهشمار ميآمدند. آنان به جهانيان آموختند كه فرامين قرآني تنها براي گفتن و نوشتن و شنيدن نيستبلكه براي اجرا و عمل است.»4 آنان در صحنه پيكار حضور يافتند و با آفريدن حماسهاي عظيم تعهد خود را به انجام رسانيدند.
جلوههايي از حقيقت اسلام
رفتار امام حسين (ع) در هر زمينه بيانگر ارزشهايي نظير: انسانيت، جوانمردي، شفقت و محبتبود لذا وقتي از دور متوجه حركت نيروي مهاجم ميشود، با اين كه از موقعيت و فرصت مناسبي برخوردار استبه روش پدر بزرگوار خود عليعليهالسلام در صفين عليه آنان حركتي انجام نميدهد و در مسير انساندوستي و جوانمردي و محبت تا آن جا پيش ميرود كه تشنگي سپاهيان مزاحم را تحمل نميكند در سيراب كردن افراد و روش سيرآب شدن اسبان مراقبت مينمايد. «در كربلا در نهايتشدتها و فشارها نيز مراقب است كه ابتدا شروع به جنگ نكند»5 چنان كه به هنگام مواجهه با «حر» در پاسخ يكي از همراهان كه به وي پيشنهاد ميكند براي از ميان بردن اين مانع وقت مناسبي است ميگويد: «وظيفه من در حال حاضر جنگ نيست.»6 اندرز و خيرخواهي ياران امام در دل غافل سپاهيان كوفه سودي نميبخشد و آنان به زشتي كار خود واقف نميگردند و شب عاشورا فرا ميرسد.
شب عاشورا
در شب عاشورا بعد از اتمام حجتها، آنان كه در راه حق و اعتلاي كلمه توحيد و احكام قرآن يك دل و يك جهتشدند ماندند و وفاداري خود را اعلام كردند و چنين گفتند: «ما هرگز از تو جدا نخواهيم شد، ما هرگز از راه حق كه تو پيشواي آن هستي روي برنخواهيم تافت و تا رمقي در تن داريم از حريم تو دفاع خواهيم كرد» 7 آري آنان كساني بودند كه حقانيت راه حسينعليهالسلام را از صميم جان دريافته بودند و براي وصول به محبوب دقيقهشماري ميكردند. «آنان هم شجاع بودند و هم مؤمن هم نظامي بودند و هم عابد... دستي به اوراق قرآن داشتند و دستي به دسته شمشير.»8 حسينعليهالسلام وقتي آنان را از نتيجه ظاهري جنگ، يعني كشته شدن باخبر ساخت، همگي غرق در شادي شدند و خدا را سپاس گفتند و پاسخي سزاوار كه بيانگر شوق و شور و عشق به شهادت بود، به امام خود دادند «تا آنجا كه جوان سيزده ساله امام حسن مجتبيعليهالسلام ميگويد: شهادت براي من از عسل شيرينتر است.»9 شب عجيبي بود وقتي هدف براي جمعي دردمند، معتقد و مخلص روشن است و ثمره تلاشها و از خودگذشتگي ها اميدواركننده، صفا و صميميت و عشق را به ارمغان ميآورد و حال نيازمندي افزايش مييابد و راز و نياز به درگاه بينياز رنگي و حالي و هوايي ديگر به خود ميگيرد.
روز عاشورا
آنان با چنين روحيهاي شب را به صبح رسانيدند. سرانجام صبح عاشورا فرا رسيد. خيرخواهيها و دلسوزي هاي امام در دل ناپاك كوفيان مؤثر واقع نشد. يزيديان آماده جنگ گرديدند و سپاه اسلام براي دفاع مجهز شد. دستور قرآن در چنين موردي در درجه اول صلح است و دعوت به اين امر شايسته. «اما اگر يكي از آن دو دسته ستمكاري را پيش گرفتبا او بجنگيد تا به حكم خدا گردن بنهد. بدينترتيب امام و ياران او بيش از هر مسلمان ديگر خود را مكلف به پيروي از قرآن ميدانستند... از جمله كساني كه در اين راه از خيرخواهي كوتاهي نكرد «زهيربن قين» بود كه سپاه كوفه را مخاطب ساخت و گفت: مردم، خيرخواهي حق هر مسلماني بر مسلمان ديگر است تا كار به شمشير نكشيده است ما با يكديگر برادريم و يك دين داريم... در غير اين صورت ديگر رشته پيوندي ميان ما نخواهد بود. [حسينعليهالسلام با خطبههايي كه ايراد فرمود براي رستگاري اسيران هوي و هوس و فريبخوردگان تا جايي كه ميتوانست تلاش كرد و براي آنان بجز آزادي، خير و عزت و سعادت نميخواست.] وي به آنها گفت كه اين آخرين فرصتي است كه براي انتخاب زندگي آزاد به آنها داده ميشود... اگر به اين عزت پشتپا زنند به دنبال آن زندگي پر از خواري و مذلت در انتظار ايشان است.» 10امام در يكي از خطبهها مردم را از سويي به تحمل شنيدن سخنان طرف مقابل و تامل و دقت فراميخواند و از سوي ديگر آنان را به هنگام قضاوت به پرهيز از شتابزدگي و نگهداري جانب عدل و انصاف دعوت ميكند و به اين وسيله بالاترين درجه دلسوزي و انساندوستي خود را به نمايش ميگذارد.
ادامه مطلب
بقاى شريعت اسلام
او كشته شد كه دين خدا جاودان شود جان جهان فداش كه بى مثل و گوهر است
اوضاع عمومى اسلام و مسلمين بسيار ناراحت كننده بود . فعاليتها و تبليغات مسموم بنى اميه عليه حضرت على (ع) و خاندانش ، و نيز تحريفات و بدعتهايى كه زيركانه در اسلام داخل كرده بودند، شرايط را جهت نابودى اسلام و محو نام حضرت محمد (ص) آماده كرده بود. خلافت الهى به حكمت سلطنتى و ديكتاتورى تبديل شده بود . روح شريعت اسلام يعنى پرهيزگارى و عدالت، در اجتماع ديده نمىشد و از احكام اجتماعى دين فقط جمعه و جماعت، آن هم به صورت تشريفات وجود داشت؛ و گاهى همين صورت تشريفاتى نيز به بدعت و بلكه فسق و فجور مىگراييد . اكثر قريب به اتفاق نسل مسلمان كه آن روزها در شبه جزيره عربستان زندگى مىكرد، در پايان خلافت عمر متولد و در عصر عثمان پرورش يافته و در آغاز حكومت معاويه وارد اجتماع شده بودند، لذا پيامبر اكرم (ص) را زيارت نكرده و شايد بتوان گفت مقام و منزلت خاندان وحى را درك نكرده بودند.
در رأس جامعهاى كه دچار بىارادگى و ضعف نفس شده بود، حاكمى فاسق و فاجر چون يزيد لقب شريف اميرالمؤمنين و خليفه مسلمين را به ناحق با خود يدك مى كشيد. يك جوان قمار باز و شرابخوار، بىبند و بار و صد در صد اهل دنيا و خوشگذرانيهاى آن بر مردم حكومت مى كرد يك مغز الكلى كه از نظر افكار ، نسبت به اسلام و مقدسات اسلام كمترين عقيدهاى نداشت، و ميمون بازى و هوسبازى از كارها و تفريحات روزانهاش بود . انسانهاى خطرناك و دنيا طلب به فرمان او در تمام استانها و شهرستانها بر اوضاع مسلط و بر دوش مسلمانان سوار بودند.
در چنين وضع خطرناك و دردناكى ، امام حسين (ع) پاى فشرد و عزم جهاد راسخ كرد و با تعداد معدودى از ياران ، همراه با زنان و كودكان به استقامت برخاست، و چنين فرياد كرد: «آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل نهى نمىشود؟ در اين هنگام بايد شخص مؤمن حقا و واقعاً طالب لقاى پروردگارش باشد» (1).
ادامه مطلب
تفسير و احياى اسلام و امر به معروف و نهى ازمنكر
از جمله آثار مهم سياسى - اجتماعى قيام و نهضت حياتبخش حسينى كه به جاى مانده، آشكار ساختن اسلام صحيح و احياى امر به معروف و نهى از منكر بود تا بطلان اسلام انحرافى اموى كه پس از زمان رحلت نبى اكرم (ص) صورت گرفت، روشن شود.
خاندان بنى اميه در تبليغات خود، خويش را از خاندان رسول خدا (ص) قلمداد كرده و اسلام را وارونه به مردم نشان داده بودند و ايشان را در امور دين به ادعاى اينكه اولى الامر واجب الاطاعه هستند در حيرت و سرگردانى گذاشته بودند؛ اما امام حسين (ع) با قيام خود همه اين توطئهها را بهم ريخت و اسلام اموى و دين يزيدى را از اسلام ناب محمدى جدا ساخت، و با نماز خونين خود در ظهر عاشورا، نماز را اقامه كرده عملاً معنا نمود.
چنانكه در زيارت وارث مىخوانيم: «اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتيت الزكوة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر».

بنابراين، نهضت و شهادت سيدالشهداء (ع) دو معنى داشت:
1- نفى آنچه به نام اسلام مطرح بود،
2- اثبات آنچه از اسلام فراموش گشته و انكار شده بود - مانند امر به معروف و نهى ازمنكر - و اين هر دو با هم، يعنى «احياى اسلام محمدى».
پس از شهادت امام حسين (ع)، گروه مكتبى، به حركت تودهاى مخالف تبديل شد كه بدون استثنا همه مسلمين را در بر گرفت، زيرا مسلمانان به حقيقت اسلام و هدف تفكر مكتبى پى برده بودند، طرز تفكرى كه از روز اول، شعار حكومتى غير منحرف و صالح را فرياد مىكرد. در آن زمان، تمام جهان اسلام دريافته بود كه سكوت امت بر انحراف رهبرى، خطايى فاحش به شمار مىآيد. زيرا اين سكوت به فاجعه كربلا منجر شد. و همين امر آغازى شد براى انقلابها و امر به معروف و نهى از منكر.
ادامه مطلب
حسين عليه السلام در شرايط سخت ناگوار با همراه کودکان و همسرو خواهران خويش در محاصره دشمن خشن قرار گرفت. حسين در ان شرايط ناگوار به خواسته هاي دشمن نه گفت و بر اهداف خويش پا فشاري نمود. حسين به همگان اموخت که ناهموارهاي نبايد شخص را از انگيزهايش عدول دهد. خطرهايي که عزيزان و وابستگان را تهديد مي نمايد، نبايد باعث سستي در تامين اهداف شود. حسين در سخت ترين شرايط ناگواري خطرها را به جان خريدار شد تا پايداري را در جامعه در ستيز با ستمگران پايدار سازد.
در سخت ترين شرايط که براي خويش و ياران همراهان و شديدترين مصيبت ها را بر خويش هموار ساخت، الصابرين في الباساء و الضراء و حين الباس (1) مصداق بارز حين الباس عاشوراي حسيني است.
حسين که خطرها از هر جانب وي و ياران و همراهان عزيزش را تهديد مي نمود بدون هراس در برابر آنها ايستاد و خود يارانش حماسه اي پايدار و مقاومتي ماندگار از خويش به يادگار نهادند.
پاورقي
(1) بقره، 177.
منبع :ashoora.ir
موضوع :درس های نهضت عاشورا
بيدارى خفتگان
از جمله آثار و بركات كه قيام و شهادت سيدالشهدا (ع) در بعد سياسى - اجتماعى داشت، بيدار شدن خفتگان و انتقال روح مبازره جويى بر عليه ظلم و ستم بوده و هست.
براى تنوير ذهن و تصوير مطلب، لازم است به طور اجمال اشارهاى به وضعيت جامعه اسلامى آن دوران داشته باشيم . مردم آن زمان به چند دسته تقسيم مى شوند:

دسته اول: كه قسمت عمده مردم را تشكيل مى داد، كسانى بودند كه در مقابل فساد معاويه ، اراده خود را از دست داده بودند و به پستى و خوارى ناشى از فساد كه پيرامون خلافت اسلامى را فرا گرفته بود تن در داده بودند.
دسته دوم : كسانى بودند كه منافع خصوصى خود را بر رسالت و امامت ترجيح مى دادند. اين دسته بر خلاف دسته اول فارغ از ظلم و انحراف بنى اميه بودند و آن را احساس نمىكردند.
دسته سوم : ساده لوحانى كه فريب فرمانروايان بنى اميه را خورده بودند. و اگر نبود قيام و مقاومت امام حسين و اصحاب راستين پيامبر به رهبرى اهل بيت (ع) ، ساده لوحان بسيارى فريب خورده و مىگفتند كه اگر اين دستگاه سلطنتى و كارهاى آن قانونى نبود، صحابه رسول خدا (ص) خاموش نمىنشستند.
دسته چهارم: كسانى بودند كه مىپنداشت امام حسن (ع) خلافت را به معاويه واگذار كرده و با وى به خاطر اوضاع و احوال پيچيده زمان سازش نموده است ! زيرا اگر چه براى مردم كوفه و عراق كه از نزديك در جريان بودند، ماجراى صلح تحميلى آشكار بود؛ اما مسلمانانى كه در گوشه و كنار جهان اسلامى آن روزگار پراكنده بودند - مانند مردم خراسان - و از دور دستى بر آتش داشتند از ابعاد مسئله بىخبر بودند از اين رو امام حسين (ع) با قيام خونين خود ثابت كرد كه صلح برادرش به معناى كنارهگيرى از رسالت اهل بيت (ع) نيست.
ادامه مطلب
حسين تنها درس دين داري و دفاع از دين در بحراني ترين شرايط به آيندگان نياموخت، بکله حسين عليه السلام چگونه زندگي کردن را به همه آزاد مردان و زنان جامعه اموخت. به آنان که حتي درد دين ندارند و ارزش هاي ديني براي آنان مطرح نيست، ليکن درس کرامت و عزت و آزادگي انساني را خوب مي انديشند و بر خويشتن ذلت و زبوني و بردگي نمي پسندند. به انسان ها اموخت که اگر دين دار هستيد جان خود را فداي دين خود کنيد.

و اگر ارزش هاي ديني را ارزش نمي پنداريد و زندگي جاويد ان سرا را باور نداريد و زندگي انسان را محدود به اين سرا مي دانيد حتي اگر اين گونه کوتاه مي انديشيد، در همين چند صباح زندگي آزاد مرد باشيد. ذلت و زبوني و بردگي ديگري را بر خويش نپسنديد. زيرا بردگي ديگري با عزت و کرامت انساني نا سازگاري است. انسان آزاد انديش ذلت انسان همنوع و همسان خويش را بر خود روا نمي دارد. چند روز دنيا را هم راست قامت و سرا فراز مي زيد.
اين پيام حسين به همه آزاد مردان و زنان جامعه است و يحکم يا شيعه ال سفيان ان لم يکن دين و کنتم لا تخافون المعاد فکرنوا احرارا في دنيا کم. (1) .
واي بر شما پيروان ال سفيان، اگر دين نداريد از روز واپسين نمي هراسيد، در دنيا آزاده باشيد. شما مردم به خاطر بغض و عداوت و کينه و به خاطر فرهنگ سازي که حزب عثمانيه پديدار ساخته و به خاطر تطميع و تزوير و زوري که بر شما روا ديده، ذلت را پذيرفته ايد در برابر صف حق ايستاده ايد. به امر پليدهايي مانند يزيد و عبيد الله که هيچ ارزش انساني در زندگي آنان به چشم نمي خورد، خوشتن را فرو مايه نکنيد و فريب وعده هاي آنان نخوريد. چرا شما به خاطر چند روز زندگي دنيا ذلت زبوني و بردگي ال ابوسفيان (حزب عثمانيه) را پذيرفته ايد. اگر دين را باور نداريد و اگر آخرت را ايمان نداريد لااقل در زندگي دنيا آزاد باشيد چرا بردگي يزيد؟! و يزيدها در هر زمان؟
پاورقي
(1) فتوح، ج 5، ص 134.
منبع :www.ashoora.ir
موضوع :درس های نهضت عاشورا
عزّت چه به عنوان خصلت فردي يا روحية جمعي به معناي مقهور عوامل بيروني نشدن، شكستناپذيري، صلابت نفس، كرامت و والايي روح انساني و حفظ شخصيّت است. به زمين سفت و سخت و نفوذناپذير، «عُزاز» گفته ميشود. آنان كه از عزّت برخوردارند، تن به پستي و دنائت نميدهند، كارهاي زشت و حقير نميكنند، و براي حفظ كرامت خود و دودمان خويش، گاهي جان ميبازند.
ستمپذيري و تحمّل سلطة باطل و سكوت در برابر تعدّي و زير بار مِنّت دونان رفتن و تسليم فرومايگان شدن و اطاعت از كافران و فاجران، همه و همه از ذلّت نفس و زبوني و حقارت روح سرچشمه ميگيرد.
خداوند عزيز است و عزّت را براي خود و پيامبر و صاحبان ايمان قرار داده است.(1)
در احاديث متعدّد، از ذلّت و خواري نكوهش شده و به يك مسلمان ومؤمن حق ندادهاند كه خود را به پستي و فرومايگي و ذلّت بيفكند. به فرمودة امام صادق ـ عليه السّلام ـ :
«اِنَّ الله فَوَّضَ اِلَي المؤمنِ امرَهُ كلَّهُ و لم يُفَوِّضْ اِليه انْ يكونَ ذليلاً...»(2)
خداوند همة كارهاي مؤمن را به خودش واگذاشته، ولي اينكه ذليل باشد، به او واگذار نكرده.
چرا كه خدا فرموده است عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است. مؤمن عزيز است، نه ذليل. مؤمن سرختتر از كوه است. كوه را كلنگ و تيشه ميتوان كند ولي از دين مؤمن نميتوان چيزي جدا كرد.
عزت يك مؤمن در آن است كه چشم طمع به مال ديگري نداشته باشد و مناعت طبع داشته و منّت ديگران را نكشد. حتي در فقه، يكي از موارد جواز تيمّم با وجود آب، آنجاست كه اگر انسان بخواهد از كسي آب بگيرد، همراه با منّت و ذلّت و خواري باشد. در اينگونه موارد نمازگزار ميتواند تيمّم بگيرد ولي ذلّت آب طلبيدن از ديگري را تحمّل نكند.(3)
دودمان بني اميه ميخواستند ذلّت بيعت با خويش را بر «آل محمد» تحميل كنند و به زور هم شده، آنان را وادار به گردن نهادن به فرمان يزيد كنند و اين چيزي نشدني بود و «آلالله» زير بار آن نرفتند، هر چند به قيمت شهادت و اسارت.
ادامه مطلب
چنانکه مي دانيم و در تواريخ مذکور است در دوران حکومت اموي، سفره قتل و شمشير يگانه حاکم در اين دستگاه مستبد بود که بدون رسيدگي به حق و حقيقت سفره قتل گسترده مي شد و جلاد به دستور حاکم بي گناهي را به قتل مي رسانيد، چنانکه حجاج بن يوسف ثقفي يکي از حکام زمان عبدالملک مي گفت: از غذا و طعام وقتي لذت مي برم که انساني را ببينم در خون خود دست و پا مي زند و من مشغول طعام باشم در چنين محيطي هيچ کس را قدرت و جرئت آن نبود که به نحوه کردار و رفتار ناشايست حکام انتقاد نمايد و يا به دفاع از حقوق از دست رفته خود پردازد.

حسين عليه السلام قيام کرد تا به انسانهاي زير بار ظلم و ستم بياموزد که چگونه مي توانند به حقوق خود برسند و حريت و آزادي از دست رفته را بازيابند، و تاريخ گوياي اين مطلب است که هنوز چند ماهي از شهادت حسين (ع) بيش نگذشته بود که قيام ها يکي پس از ديگري شروع شد تا حکومت اموي را ريشه کن نمود.
آري مردم با شهادت حسين (ع) درس آزادي و آزادگي را از دانشگاه خون و شهادت کربلا آموختند و براي به دست آوردن حريت بپا خاستند.
منبع :ashoora.ir
موضوع :درس های نهضت عاشورا
يكى از آثار و بركات سياسى - اجتماعى سيدالشهدا (ع) اين بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پايدارى وآزاديخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بىروح مسلمين در همه اعصار دميد.
سالار شهيدان در برابر نيروى مهيب ستم و قوه قاهره بنى اميه، بالاترين استقامت و مهمترين پايدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حريت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرين لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونين، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پيروان ابوسفيان، اگر دين نداريد پس در دنيا آزاد مرد باشيد».

حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادىطلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشين خود فرياد مىزد: «اين ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بين دو كار مخير ساخت: يا ذلت را بپذيرم و در برابر يزيد تسليم شوم، و يا اينكه كشته گردم و به حكم شمشير تن دهم! اما از ما خاندان پيغمبر ذلت بدور است، نه خدا براى ما ذلت مىخواهد و نه پيامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامنهاى منزهى كه ما را در ميان خود پرورانده است» (1).
آرى، رمز موفقيت و راز پيروزى انسان در هميشه تاريخ بستگى به استقامت و پايدارى در مقابل سختىهاى راه دارد و امام حسين (ع) با استقامت خود در برابر بناى شرك و اساس كفر و الحاد و بذل جان و تمام هستى خود در اين راه مقدس، باعث دميده شدن روح پايدارى و آزادگى در بين مردم گشت، به طورى كه در قيامهاى بعد از آن حضرت اين امر به خوبى مشهود است .
قيام حسينى الگوى قيامهاى مقدس ديگر
قيامهاى مقدس بشرى داراى دو مشخصه هستند: اول اينكه آنها براى مقامات عالى انسانيت و توحيد و عدل و آزادى، و براى رفع ظلم و استبداد صورت مىگيرند. دوم اينكه، برقى هستند در ظلمتهاى سخت كه معمولاً مورد تصويب «عقلاى قوم!» قرار نمىگيرند. قيام امام حسين (ع) هر دو مشخصه را دارا بود، و يكى از آثار اين قيام، جنبه الگويى آن براى ساير نهضتها و قيامهاى به حق و الهى است. تمام انقلابهاى مقدسى كه در جهان اسلام پس از شهادت حسين (ع) تا زمان ما به وجود آمد، خمير مايه اصلى آن، قيام آن حضرت بوده و هست و خواهد بود، قيامى كه الهام بخش همه نهضتهاى اصيل رهايى بخش گرديد. و اين اصلى است كه خود امام حسين (ع) در «بيضه» - يكى از منازل بين مكه و كربلا - به همراهان و ياران خويش فرمود: «ولكم فيه اسوة»(2) در من براى شما نمونه و الگويى است. و چنانكه مىدانيم اين الگو، قيام بر عليه ظلم و فساد است، همان امرى كه باعث گرديد خداوند متعال رسولش را در قرآن براى انسانها اسوه و الگو معرفى كند. و رسول خدا (ص) فرمود: «براى شهادت حسين (ع) حرارتى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمىشود» (3).
ادامه مطلب
امام حسين عليه السلام در اين باره ويژگي خاصي دارند. وقتي از آن حضرت خواستند که حکم يزيد و پسر زياد را بپذيرد، فرمود: نه، هرگز، به خدا قسم، ذليلانه بيعت نمي کنم و مانند بردگان اقرار نمي نمايم.
تا جايي که گفته اند: اين حسين عليه السلام بود که نپذيرفتن ظلم را سنت نهاد و همه کساني که تن به ذلت نمي دهند به آن حضرت اقتداء مي کنند.
منبع :ashoora.ir
موضوع :درس های نهضت عاشورا