
مقدمه مداحان اهل بيت سرمايه عظيمي در دست دارند که بايد در حفظ آن کوشا باشند. مداحي مي تواند احساسات عاشورايي را بسيج کند و اهداف امام حسين(ع) را در قالب شعر در دلهاي عزاداران به خصوص جوانان جاي دهد. به همين خاطر ائمه(ع) فرمودند: "لک بيت بيت في الجنه." اما اين سرمايه ممکن است دچار آفاتي شود که به مواردي از آنها اشاره مي کنيم: 1- خارج بودن اشعار از زبان "قال" يا زبان "حال" توجه داشته باشيد که اشعاري که ميخوانيد از زبان قال يا زبان حال خارج نباشد. زبان قال يعني مطلب مدرک معتبري داشته باشد و زبان حال يعني واقعاً حال امام حسين(ع) و اصحابش اقتضاي اشعاري که مي خوانيد داشته باشد. بايد شأن و منزلت امام حسين(ع) در محتواي اشعار حفظ شود. مثلاً وقتي مي شنويم مداحي خطاب به امام حسين(ع) ميگويد:" يقين دارم که در دل آرزويي به جز دامادي اکبر نداري"! عاشورا از آن علو مقامش چقدر پايين مي آيد؟! اين مداح نه تنها بر خلاف تاريخ حرف زده، چرا که آن حضرت ازدواج کرده بود، بلکه خودش را جاي امام حسين(ع) حساب کرده و در واقع فکر و آرزوي خودش را بر زبان مي آورد. و يا مداحي درباره امام زمان(ع) مي گويد: نمي دانم تو آواره ي کدام بيابان هستي که من هم در آن آواره شوم. امام زمان(عج) که آواره نيست، آن حضرت در ميان ما است، در ميان محبان و شيعيان است. البته جا دارد از اشعار بعضي از شاعران متعهد معاصر قدرداني کنم که اشعار بلندي سروده اند و مداحان عزيز از اشعار بلند آنها استفاده کنند. به هر حال الحمدلله مداحاني با فکر بلند داريم که اشعار بسيار زيبايي مي خوانند و اهداف مقدس امام حسين(ع) و مکتب اهل بيت و عشق به امام زمان(عج) را کاملاً پرورش مي دهند. 2- بيان مسايل غلوآميز نبايد مسايلي بر زبان مداحان جاري شود که بوي غلو مي دهد. اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: "هلک في رجلان، محب غال و مبغض حال"؛ "دو گروه درباره من هلاک شدند، آنها که غلو مي کنند و ما را برتر از مقاممان معرفي مي کنند و همچون خداوند مي ستايند و دشمناني که العياذبالله به ما لعن مي کنند." از اين که اين دو گروه همسنگ هم قرار داده شدند، معنايش اين است که هر دو گروه در اشتباه ميباشند. گاهي از گوشه و کنار زمزمههايي مي شنويم که خيلي زننده است، "لا اله الا فاطمه الزهرا، يا لا اله الا زينب" کسي که اين سخن را مي گويد اگر بفهمد که چه مي گويد استکاني که از آن چاي مي خورد را بايد آب کشيد. اين حرفها علاوه بر اين که خلاف تعليمات اسلام است، اگر به گوش دشمنان برسد، که اين روزها راحت منتقل مي شود – ميگويند اين که ما مي گفتيم شيعيان کافرند، دليلش اين سخنان است. البته ممکن است اين ذاکرين بي اطلاع باشند که بايد پيش کسوتهاي مداحان و وعاظ محترم آنها را راهنمايي کنند. در نام گذاري هيئتها هم دقت شود. بعضي نام "ديوانگان امام حسين" را بر هيئت خود مي گذارند که وقتي مختصرش ميکنند ميشود هيئت ديوانگان! به جاي اين اسامي که آثار بدي دارد، نام "عاشقان"، "فدائيان"، "دلدادگان" و "خادمان امام حسين" را انتخاب کنيد.
ادامه مطلب
يكى از آثار و بركات مجالس عزادارى سيدالشهدا (ع) اين است كه مردم در سايه مراسم عزادارى به حقيقت اسلام آشنا شده و بر اثر تبليغات وسيع و گستردهاى كه همراه با اين مراسم انجام مىگيرد، آگاهى توده مردم بيشتر شده و ارتباطشان با دين حنيف محكمتر و قويتر مىگردد . چه اينكه قرآن و عترت دو وزنه نفيسى هستند كه هرگز از يكديگر جدا نمىشوند و اين آگاهى در اقامه ماتم و مراسم سوگوارى عترت رسول اكرم (ص) به خصوص امام حسين (ع) به آحاد مردم داده خواهد شد.

ريان بن شبيب از امام رضا (ع) روايت كرده كه فرمود: «اى پسر شبيب ، اگر بر حسين (ع) گريه كنى تا آنكه اشك چشمت بر صورتت جارى شود، خداوند گناهان كوچك و بزرگ، و كم يا زياد تو را مى آمرزد» (منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 165 )
و نيز فرمود: «گريه كنندگان بايد بر كسى همچون حسين (ع) گريه كنند ، زيرا گريستن براى او گناهان بزرگ را فرو مىريزد» (منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 168)
منبع :http://www.ashoora.ir
موضوع :عزاداری حسینی
1- سیاهپوشی :
از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) و ائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .
2- تسلیت گویی :
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد. (سفینةالبحار، ج2، ص188 )
- این سنت در بین شیعیان رایج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همدیگر را تسلیت می دهند.
- امام باقر (علیه السلام ) : وقتی شیعیان به هم می رسند در مصیبت ابا عبدالله (علیه السلام )این جمله را تکرار نمایند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام ) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (علیهم السلام ) قرار بدهد . (مستدرک الوسایل،ج2،ص216)

3- تعطیلی کار در روز عاشورا :
امام صادق (علیه السلام ) : کسی که روز عاشورا را تعطیل کند ، یعنی عقب کسب و کارش نرود و به کوری چشم بنی امیه که روز عاشورا را متبرک می دانستند، اگر کسی برای معیشت روزانه اش هم فعالیتی نکند، خداوند حوائج دنیا و آخرتش را بر آورد و کسی که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فردای قیامت که برای همه روز هول و ترس است برای او روز شادی خواهد بود.
(امالی شیخ صدوق ، ص129)
4- زیارت و زیارت خوانی :
علقمة بن حضرمی از امام باقر (علیه السلام ) در خواست نمود که مرا دعایی تعلیم بفرما که از راه نزدیک یا دور و از خانه ام در این روز (روز عاشورا ) بخوانم .
امام فرمودند : ای علقمه ! هرگاه خواستی (دعا بخوانی ) دو رکعت نماز بخوان بعد از آن این زیارت (عاشورا ) را بخوان .
پس اگر تو این زیارت را بخوانی ، دعا کرده ای به آنچه که ، ملائکه برای زائر حسین (علیه السلام ) دعا می کنند و خداوند صد هزار هزار درجه برای تو بنویسد و مثل کسی هستی که با حسین (علیه السلام ) شهید شده باشد تا مشارکت کنی ایشان را در درجات ایشان و شناخته نشوی مگر در جمله شهیدانی که شهید شده اند با آن حضرت و نوشته شود برای تو ثواب زیارت هر پیغمبری و رسولی و ثواب زیارت هر که زیارت کرده حسین (علیه السلام ) را از روزی که شهید شده است . (مصباح المتهجد ، ص714)
[اگر می توانید زیارت عاشورای معروفه را با صد لعن و صد سلام بخوانید و اگر وقت ندارید برای صد لعن و صد سلام ، زیارت عاشورای غیر معروفه را که در اجر و ثواب با زیارت معروفه یکسان است ، هر روز بخوانید. (هر دو زیارت در مفاتیح الجنان هست.)]
ادامه مطلب
از ارزندهترين آثار و بركات مجالس عزادارى و گريه بر ابى عبدالله حسين (ع) حفظ رمز نهضت حسينى است .
براستى ؛ چرا در دوران منحوص سلاطين و پادشاهان جور از برپايى مجالس عزاى اهل بيت (ع) به خصوص سالار شهيدان جلوگيرى مى شد؟ آيا نه اين است كه عزاى حسينى و امامان شيعه، سبب مى شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابى، مردم را از ظلمهاى حكومتها آگاهى دهند و انگيزه قيام آن حضرت كه امر به معروف و نهى از منكر است به اطلاع مردم برسد؟

آرى، اينگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههايى است كه به بهترين روش و زيباترين اسلوب مردم را به سوى دين خوانده و عواطف را آماده مىكند و جاهلان و بىخبران را از خواب سنگين غفلت بيدار مىسازد و نيز در اين مجالس است كه مردم ، ديانت را همراه با سياست، از مكتب حسين بن على (ع) مىآموزند.
گريه بر سيد الشهدا (ع) و تشكيل مجالس عزاى حسينى نه تنها اساس مكتب را حفظ مىكند، بلكه باعث مىگردد شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسينى شدن رشد و پرورش يابند.
كدام اجتماعى است كه در عالم چنين اثرى را از خود بروز داده باشد؟ كدام حادثهاى است مانند حادثه جانسوز كربلا كه از دوره وقوع تاكنون و بعدها بدينسان اثر خود را در جامعه بشريت گذارده ، و روز به روز دامنه آن وسيعتر و پيروى و تبعيت از آن بيشتر گردد؟ از اين رو بايد گفت كه در حقيقت مراسم عزادارى حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسين (ع) و در نتيجه حافظ اسلام وضامن بقاى آن است .
تشكيل مجالس عزادارى حسين، نه تنها اساس مكتب را حفظ كرده و مىكند بلكه به علاوه سبب آن گرديد كه شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسينى شدن رشد و پرورش يابند.
«موريس دوكبرى» مىنويسد: «اگر مورخين ما، حقيقت اين روز را مىدانستند و درك مىكردند كه عاشورا چه روزى است ، اين عزادارى را مجنونانه نمى پنداشتند . زيرا پيروان حسين به واسطه عزادارى حسين مىدانند كه پستى و زير دستى و استعمار را نبايد قبول كنند . زيرا شعار پيشرو و آقاى آنان تن به زير بار ظلم و ستم ندادن است.
قدرى تعمق و بررسى در مجالس عزادارى حسين نشان مىدهد كه چه نكات دقيق و حيات بخشى مطرح مى شود ،در مجالس عزادارى حسين گفته مى شود كه حسين (ع) براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويى يزيد نرفت؛ پس بياييد ،ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زير دستى استعمار گرايان خلاصى يابيم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجيح دهيم...» (بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 284)
منبع :ashoora.ir
موضوع :عزاداری حسینی
مىگويند اگر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا پيروز شد چرا آن روز را جشن نمىگيريم؟
چرا گريه مىكنيم؟ آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ براى چيست؟ گريه زبان صادق و طبيعى شوق و اندوه و درد و عشق يك انسان است. گريه تجلى طبيعى يك احساس و حالتى جبرى و فطرى از يك رنج، يك شوق يا يك اندوه مىباشد يكى از دانشمندان غرب مىگويد: «انسانى كه هرگز نمىگريد و گريستن را نمىداند احساس انسانى را فاقد است».

مگر نه اشك زيباترين شعر و بىتابترين محبت و پر گدازترين ايمان و تب دار ترين احساس و خالصترين «گفتن» و لطيف ترين «دوست داشتن» است كه همه در كوره دل به هم آميخته و ذوب شده و قطرهاى گرم شدهاند به نام اشك؟ مگر نه قلب، قالب اشك است و اشك در قلب شكل مىگيرد و لذا اشك شبيه قلب است:
اى بسا قلبهاى سوزانى كه زبان راز آن نگويد باز
ليك آن ديدگان نورانى راز دلداده مىكند ابراز
گريه ترجمان دل است مثلا كسى كه عزادار است و مرگ عزيزى قلبش را مىسوازند، بايد گريه كند. وقتى كه دلش ياد از او مىكند و زبانش سخن از او مىگويد چشمش نيز با او همدردى مىكند مگر چشم از زبان صادقانهتر سخن نمىگويد؟!
اشك چشم نشانه رقت قلب است كسى كه از صحنه دلخراش منقلب نمىشود تا اشك تأثر بريزد و نيز از حقيقت و جلوه زيبائى لذت نمىبرد تا اشك شوق جارى گرداند از قلب سليم و روح متعادل برخوردار نيست.
اميرمومنان على (عليه السلام) مىفرمايد:
«خداوند متعال افرادى را كه به هنگام استماع قرآن تحت تأثير قرار نمىگيرند و از شنيدن آيات مربوط به قيامت تعجب نمىكنند، و خنده مىنمايند، مورد سرزنش قرار مىدهد و مىفرمايد : (تضحكون و لا تبكون) و نيز فرموده: (بكاء العيون و خشية القلوب من رحمة الله تعالى)(1)
چنانكه «جمود عين» و محروم بودن از اشك و گريه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفى شده است.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: «من علامات الشقاء: جمود العين، قسوة القلب...» (2)
در مقابل، آن دسته از مومنانى كه بصيرتى روشن قلبى رؤوف و احساسى پاك و شفاف دارند در زبان قرآن كريم با جمله (يبكون و يزيدهم خشوعا) و (سجدّا و بكيّا) مورد ستايش قرار گرفتهاند . قهرا اين نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشك شوق و به خاطر مظلوميت آنان هم اشك غم و اندوه از چشم خود جارى مىكنند.
پی نوشت ها :
1- ارشاد القلوب: ص .128
2- بحار الانوار: ج 90 ص .336
منبع :ashoora.ir
موضوع :عزاداری حسینی
روز دهم روز شهادت اَبُاعَبْداللّهِ الحُسَيْن عليه السلام و روز مصيبت و حزن ائمّه اطهارعَليهمُ السلام و شيعيان ايشان است و شايسته است كه شيعيان در اين روز مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نكنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه نمايند و به ماتم اشتغال نمايند به نحوى كه در ماتم عزيزترين اولاد و اَقارب خود اشتغال مى نمايند و زيارت كنند آن حضرت را به زيارت عاشوراء كه بعد از اين بيايد انشاءالله تعالى و سعى كنند در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و يكديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند:
اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ
بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواريمان براى حسين عليه السلام
وَجَعَلَنا وَاِيّاكُمْ مِنَ الطّالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ
و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه وليش امام مهدى از خاندان محمد عليهم السلام

شايسته است در اين روز مقتل بخوانند و يكديگر را بگريانند. روايت شده كه چون حضرت موسى عليه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلّم از او، اوّل چيزى كه در وقت ملاقات بين ايشان مذاكره شد، آن بود كه آن عالِم حديث نمود براى حضرت موسى مُصيبَتها و بلاهايى كه بر آل محمد عَليهمُ السلام وارد مى شود. پس گريستند هر دو و سخت شد گريستن ايشان.
روايت شده از ابن عبّاس كه گفت در ذيقار خدمت اميرالمؤ منين عليه السلام رسيدم صحيفه اى بيرون آورد به خطّ خود و املاء پيغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحيفه بود مَقْتَلِ امام حسين عليه السلام و آنكه چگونه كشته مى شود و كى مى كشد او را و كى يارى مى كند او را و كى با او شهيد مى شود. پس گريه كرد آن حضرت گريه سختى و مرا به گريه درآورد. فقير گويد كه اگر مقام را گنجايش بود مختصر مَقْتَلى در اينجا ذكر مى كردم لكن محلّ را گنجايش نيست هركه خواهد رجوع كند به كُتُبِ ما در مَقْتَل.
اگر كسى در اين روز نزد قبر امام حسين عليه السلام باشد و مردم را آب دهد، مثل كسى باشد كه لشكر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در كربلا حاضر شده باشد و خواندن هزار مرتبه توحيد در اين روز فضيلت دارد و روايت شده كه خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او كند و سيّد براى اين روز دعايى نقل كرده است شبيه به دعاء عشرات بلكه ظاهر آنست كه خود آن دعا باشد موافق بعضى روايات آن.
شيخ از عبدالله بن سنان از حضرت صادق عليه السلام چهار ركعت نماز و دعايى نقل كرده كه در اين روز در وقت چاشت بايد به عمل آورد و ما به ملاحظه اختصار ذكر نكرديم [هركه طالب است به زادالمعاد رجوع نمايد]
ادامه مطلب
شب دهم ، شب عاشورا است و در مفاتیح الجنان در اقبال از اين شب ، دعاها و نمازهاى بسيار و با فضيلتهاى بسيار نقل شده است :
1) صد ركعت نماز : هر ركعت به حمد و سه مرتبه قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ و بعد از آن هفتاد مرتبه بگويید :
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلااِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ العَظيمِ
و در روايت ديگر بعد از الْعَلِىِّ الْعَظيمِ استغفار نيز ذكر شده است .

2) چهار ركعت در آخر شب : در هر ركعت بعد از حمد هر يك از آية الكرسى و توحيد و فَلَق و ناس را ده مرتبه خوانده و بعد از سلام صد مرتبه توحيد بخوانید.
3) چهار ركعت نماز در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد : و اين نماز مطابق است با نماز اميرالمؤ منين عليه السلام كه فضيلت بسيار دارد و بعد از نماز فرموده ذكر خدا بسيار كنید و صَلَوات بسيار بفرستید بر رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله و لعن كنید بر دشمنان ايشان آنچه مى توانید.
4) در فضيلت احياءِ اين شب : مثل آن است كه عبادت كرده باشید به عبادت جميع ملائكه و عبادت در آن مقابل هفتاد سال است.
5) حضور در کربلا : اگر كسى را توفيق شد و در اين شب در كربلا بود ، زيارت امام حسين عليه السلام را بخواند و بَيتوته نزد آن جناب نمايد تا صبح خدا او را محشور فرمايد آلوده به خون امام حسين عليه السلام در جمله شهداء با آن حضرت.
منبع :ashoora.ir
موضوع :عزاداری حسینی
گريستن بر اباعبدالله الحسين«ع» ثواب بسياری دارد.(1) فرشتگان،پيامبران،زمين و آسمان،حيوانات صحرا و دريا هم بر عزاى حسين«ع» گريستهاند. (2)
اشگ ريختن،نشانه پيوند قلبى با اهل بيت و سيد الشهدا است.اشك،دل راسيراب مىكند،عطش روح را بر طرف مىسازد و حاصل محبتى است كه نسبتبه اهل بيت حاصل مىشود. همدلى و هماهنگى روحى با ائمه،ايجاب مىكند كه در شادى آنان شاد و در غمشان محزون باشيم.اين نشان شيعه است كه«يفرحون بفرحنا و يحزنونلحزننا...» (3) قلبى كه مهر حسين«ع» را داشته باشد ،بى شك به ياد مظلوميت و شهادت او مىگريد. اشك، زبان دل و شاهد عشق است.
گريستن در سوگ شهداى كربلا،تجديد بيعتبا عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذيه فكرى و روحى با اين مكتب است و اشك ريختن،نوعى امضا كردن پيمان و قرارداد مودت با سيد الشهدا است.

ائمه شيعه، گريستن بر مظلوميت اهل بيت و عزاى حسينى را تاكيد كرده و شهادت اشك را بر صداقت عشق،پذيرفتهاند. امام صادق«ع»فرموده است:
«نزد هر كس كه ما ياد شويم و چشمانش اشگآلود شود،حتى اگر به اندازه بال مگسىباشد،خداوند گناهانش را مىبخشايد،هر چند چون كف دريا فراوان باشد.» (4) به گفته صائب:
در سلسله اشگ بود گوهر مقصود گر هست ز يوسف خبر،اين قافله دارد
دستور امامان به گريستن بر امام حسين«ع» بسيار اكيد است. امام رضا«ع»به ريان بن شبيب در حديث مفصلى فرمود: «يابن شبيب!ان كنتباكيا لشىء فابك للحسين بن على بنابى طالب فانه ذبح كما يذبح الكبش...». (5) اگر بر چيزى گريه مىكنى،بر حسين بن على گريهكن،كه او را همچون گوسفند،سر بريدند.در حديث ديگرى فرموده است:«محرم، ماهىاست كه مردم دوره جاهليت جنگ در آن را ناروا مىدانستند،ولى در اين ماه،دشمنان،خون ما را بناحق ريختند و هتك حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارتگرفتند و به خيمههاى ما آتش زدند و غارت كردند و در كار ما، براى رسول خدا هيچحرمتى را رعايت نكردند.روز حسين( عاشورا)پلكهاى ما را مجروح و اشگهايمان راجارى كرد و ما از سرزمين كربلا،گرفتارى و رنج به ميراث برديم.
پس بايد بر كسى همچون حسين،گريهكنندگان بگريند،كه «گريه بر او، گناهان بزرگ را هم فرو مىريزد.» (6) خود امام حسين«ع»فرموده است:«انا قتيل العبرة،لا يذكرنى مؤمن الا بكى»، (7) منكشته اشكم،هيچ مؤمنى مرا ياد نمىكند مگر آنكه(بخاطر مصيبتهايم)مىگريد.
امامسجاد«ع»بيستسال بر امام حسين عليه السلام گريست و هرگز طعامى پيش او نمىگذاشتند مگر آنكه گريه مىكرد. (8)
ادامه مطلب
ذکر مصیبت سنتى در جهت احياى ياد و نام ائمه و مطرح نگه داشتن حادثه عاشوراست و همچنین در آن چه بصورت مقطع پايانى سخنرانى و موعظه و چه بصورت مستقل،حوادث كربلا و كيفيتشهادت امام حسين«ع»و ياران او و نيز امامان ديگر بصورتى سوزناك نقل مىشودكه سبب تحريك عواطف و گريستن بر سيد الشهدا مىگردد.نقل حوادث بر اساس مقتلها انجام مىگيرد و شايسته است كه از منابع معتبر و شعرهاى خوب استفاده مىشود تا موجب وهن به مقام معصومين و خاندان عصمت نگردد.

امام سجاد«ع»كه بيستسال به ياد عاشورا مىگريست،مىفرمود ياد شهادت فرزندانفاطمه چشمانم را پر اشك مىكند: «انى لم اذكر مصرع بنى فاطمة الا خنقتنى لذلكعبرة» (1) با اين حساب،ياد حادثه و يادآورى آن مظلوميتها خودش كافى است تا مستمعان را بگرياند و نيازى به آميختن دروغ يا نقل حرفهاى بىاساس در ذكر مصيبت و مرثيهخوانى نيست.
ذكر مصيبت،سبب تعميق نهضتحسينى و پيوند عاطفى و قلبى شيعه با سيد الشهداست و نقشه دشمنان اهل بيت را كه كوشش در محو جنايات خويش داشتند،نقش بر آب مىكند و جامعه را هوادار اهل بيت و خصم ظالمان مىپرورد. (2) البته بايد ذاكران و مرثيه خوانان،هم شايستگى اين منصب حساس را داشته باشند و هم در محتواى مرثيهخوانى خود دقت داشته باشند و نصايح بزرگان را در آداب آن به كاربندند.
فلسفه ذکر مصیبت :
هر مكتبى اگر چاشنيى از عاطفه نداشته باشد و صرفا مكتب و فلسفه و فكر باشد،آنقدرها در روحها نفوذ ندارد و شانس بقا ندارد،ولى اگر يك مكتب چاشنيى از عاطفه داشته باشد،اين عاطفه به آن حرارت مىدهد.معنا و فلسفه يك مكتب،آن مكتب را روشن مىكند،به آن مكتب منطلق مىدهد،آن مكتب را منطقى مىكند.بدون شك مكتب امام حسين منطق و فلسفه دارد،درس است و بايد آموخت اما اگر ما دائما اين مكتب را صرفا به صورت يك مكتب فكرى بازگو كنيم حرارت و جوشش گرفته مىشود و اساسا كهنه مىگردد.
اين،بسيار نظر بزرگ و عميقانهاى بوده است،يك دورانديشى فوق العاده عجيب و معصومانهاى بوده است كه گفتهاند براى هميشه اين چاشنى را از دست ندهيد،چاشنى عاطفه،ذكر مصيبت حسين بن على عليه السلام يا امير المؤمنين يا امام حسن يا ائمه ديگر و يا حضرت زهرا(سلام الله عليها).
اين چاشنى عاطفه را ما حفظ و نگهدارى كنيم.
پی نوشتها :
1-بحار الانوار،ج 45،ص 109.
2-ر.ك:«نقش انقلابى ياد و يادآوران»،شريعتى.بحار الانوار،ج 44،ص 278،احاديث گريستن و عزادارى برسيد الشهداء را آورده است.
مجموعه آثار شهيد مطهرى جلد 16 صفحه 57
موضوع :عزاداری حسینی
روضه و روضه خوانى،به معناى ذكر مصيبتسيد الشهدا و مرثيه خوانى براى ائمه ومعصومين«ع»است كه مورد تشويق امامان و يكى از عوامل زنده ماندن نهضتحسينى وپيوند روحى و عاطفى شيعه با اولياء دين است.اشك ريختن و گريستن در مصائباهل بيت«ع»نشانه عشق به آنان است و علاوه بر سازندگيهاى تربيتى براى سوگوار،موجب اجر و پاداش الهى در آخرت و بهرهمندى از شفاعت ابا عبد الله الحسين است.
معناى روضه در اصل،باغ و بوستان است،اما سبب اشتهار مرثيه خوانى به«روضه»آناست كه مرثيه خوانان در گذشته، حوادث كربلا را از روى كتابى به نام«روضة الشهداء» مىخواندند كه تاليف ملا حسين كاشفى است.

«ملا حسين كاشفى(متوفاى 910 هجرى) يكى از دانشمندان و خطباى با قريحه و خوش آواز سبزوار در قرن نهم هجرى بود،درزمان سلطنتسلطان حسين بايقرا(875-911 ه)به هرات،مركز حكمرانى اين پادشاهرفت و چون حافظهاى توانا و قريحهاى سرشار و آوازى گيرنده و مطبوع داشت و خطيبىدانشمند بود،بزودى شهرت يافت و مجالس وعظ و ذكر او بسيارى را به خود جلب كرد و مورد توجه پادشاه و شاهزادگان و اعيان و اكابر دولت و وزير فاضل و هنرمند هنر پرور او«امير على شيرنوايى»قرار گرفت.
كاشفى دانشمندى فصيح و بليغ و شاعر پركار بود وبيش از چهل كتاب و رساله تاليف كرد.از جمله آنها«روضة الشهداء»بود.كاشفى كتابروضة الشهدا را در واقعه كربلا به فارسى نوشت و چون مطالب اين كتاب را در مجالسعزادارى از روى كتاب بر سر منبر مىخواندند،خوانندگان اين كتاب به«روضه خوان»معروف شدند و بتدريجخواندن روضه از روى كتاب منسوخ شد و روضه خوانها مطالبكتاب را حفظ كرده و در مجالس عزادارى مىخواندند.در زمان صفويه اقامه عزادارىبسيار رواج گرفت.» (1)
كتاب روضة الشهدا كه حاوى ذكر مقتل و حوادث كربلا بود،در قرن دهم توسطمحمد بن سليمان فضولى به تركى ترجمه شد،با نام«حديقة السعداء». (2) در اينجا نمونهاى از متن روضة الشهداى واعظ كاشفى را جهت آشنايى مىآوريم،كه نثرى زيبا و ادبىاست:«...آخر نظرى كن به حسرت آدم صفى و نوحه نوح نجى و در آتش انداختنابراهيم خليل و قربانى كردن يعقوب در بيت الاحزان و بليتيوسف در چاه و زندان وشبانى و سرگردانى موسى كليم و بيمارى و بى تيمارى ايوب و اره شكافنده بر فرقزكرياى مظلوم و تيغ زهر آبداده بر حلق يحيى معصوم و الم لب و دندان سرور انبياء،وجگر پاره پاره حمزه سيد الشهدا و محنت اهل بيت رسالت و مصيبتخانواده عصمت وسرشك درد آلود بتول عذرا و فرق خون آلوده على مرتضى«ع»و لب زهر چشيده نورديده زهرا و رخ به خون آغشته شهيد كربلا و ديگر احوال بلاكشان اين امت و محنترسيدگان عالى همت همه با جان غم اندوخته در كانون غم و الم سر تا پاى سوخته.نظم:
ز اندوه اين ماتم جان گسل روان گردد از ديدهها خون دل» (3)
نثر شيوا و اديبانه «روضة الشهدا» ستودنى است ، هر چند از نظر نقل،حاوى برخى مطالب ضعيف و بى ماخذ است.بعلاوه اين كتاب،در تحليل حادثه عاشورا ديدگاهىصوفيانه دارد و حوادث را بيشتر به منشا غيبى و مسائل آزمايش و ابتلاء اولياء نسبتمىدهد،تا بعد حماسى و اجتماعى و قابل اسوه گيرى در مبارزات ضد ظلم.
از آنجا كه مرثيه خوانى و ذكر مصيبت،سنت پسنديده دينى در احياء خاطره و نام وفضايل اهل بيت پيامبر است،بجاست كه اهل منبر و مداحان و ذاكران،با توجه به اهميت ونقش بسزاى روضه خوانى،در ارائه الگوهاى شايسته بكوشند و چهره خوبى از ائمه ومعصومين ارائه كنند.در اين زمينه،به درستى و صحت مطالب نقل شده،اعتبار منابع مورداستفاده، استوارى و زيبايى اشعار انتخابى و دورى كردن از هر حرف و روضه و شعرى كهبا مقام والاى اولياء خدا ناسازگار است توجه داشته باشند. (4) در فضيلت گريست و گرياندنافراد براى امام حسين«ع»به اين حديث توجه كنيد:امام صادق«ع»فرمود:«من انشد فىالحسين عليه السلام بيتشعر فبكى و ابكى عشرة فله و لهم الجنة» (5) هر كس در بارهحسين«ع»شعرى بگويد و گريه كند و ده نفر را بگرياند،براى او و آنان بهشت است.
پی نوشتها :
1- موسيقى مذهبى ايران،ص 8.
2- فصلنامه هنر(وزارت ارشاد اسلامى)ج 2،ص 157.اين ماخذ،مقاله مبسوطى در باره تاريخچه تعزيه خوانىدارد،ص 156 تا 173.
3- در آمدى بر نمايش و نيايش در ايران،جابر عناصرى،ص 79.
4- در زمينه آداب اهل وعظ و منبر،از جمله ر.ك:«لؤلؤ و مرجان»،مرحوم ميرزا حسين نورى.
5- كامل الزيارات،ص 105.
منبع :www.ashoora.ir
موضوع :عزلداری حسینی