
در اين مقاله به دو موضوع ذيل پرداخته خواهد شد:
1- آشنايي با منابع (شناخت تاريخ و سيرهي اهلبيت(ع) مقتلشناسي، ادبيات آييني)
2- آسيبشناسي فرهنگ عاشورا و مخاطبشناسي
آشنايي با منابع؛ ادبيات آئيني، شناخت تاريخ، مقتلشناسي:
شناخت تاريخ و سيرهي اهلبيت(ع):
اولين عنصر مهم و محتوايي مداحي تسلط بر تاريخ ميباشد. در اين بخش دربارهي ارزش «شناخت تاريخ» و نحوهي برخورد مداح با آن يعني شيوههاي كاربرد «تاريخ» در برنامههاي مداحي سخن خواهيم داشت. يكي از عواملي كه بعد محتوايي كار مداحي را تكميل ميكند «بيان تاريخ اهلبيت(ع)» است. آري! مداح بايد در برنامههاي خويش درصدد ارائهي سيرهي اهلبيت(ع) برآمدهي اين سيره را در «تاريخ» جستجو كرده و آن را با ابزار «مداحي و هنر» به مستمع انتقال دهد. در اين راه؛ بايد كتابهاي تاريخي را بشناسد و «مستندترين» و «قويترين» و «جامعترين» آنها را مطالعه نمايد. به عبارت ديگر «مرجعشناسي» خود را در كار مداحي تقويت نمايد. بتواند ميان نقلهاي تاريخي «صحيح»، «مشكوك» و «غلط» تفاوت قائل شود. در انتقال تاريخ و سيرهي اهلبيت(ع)، اصل «بيان هنري» را در نظر داشته باشد، به عبارت ديگر از بيان تاريخ، به صورت خشك، پرهيز كند و با شناخت «استعدادها» و «خلاقيتهاي فطري» خويش، سعي در ارائهي مطالب تاريخ به صورت «ذوقي» و «هنري» داشته باشد.
آن گاه كه مداح كتابهاي مستند تاريخي را شناخت و بهترين و جامعترين آنها را انتخاب نمود، لازم است كتابها را از چند جنبهي مختلف، مطالعه نمايد:
الف) مطالعه تاريخ اهلبيت(ع) و آگاهي از جنبههاي مختلف آن از جمله؛ سال تولد و شهادت ائمهي اطهار(ع)، شناخت حاكم زمان و شيوهي حكومت او. ا ين آشنايي ضمني و مختصر، كه همهي آحاد مردم، لازم است ازآن بهرهمند باشند، مداح را درجريان كلي زندگي ائمهياطهار(ع) قرارميدهد و زمينههاي ذهني براي تحليل وبررسي سيرهي ايشان را براياو فراهم مينمايد.
ب) جستجو و تأمل در تاريخ، جهت شناخت سيرهي اهلبيت(ع). بيترديد، تاريخ، خالي ازحب و بغض نيست چرا كه بعضي تاريخنگاران (به جز موارد) به دلايلي حقيقت را با غرضها آلودهاند. به همين دليل نميتوان به همهي آنچه درتاريخ ميخوانيم، اعتمادكنيم و لازم است براي درك حقيقت از ابزارهاي ديگري چون «كتاب خدا»، «سنت اهلبيت(ع)» و «عقل» كمك بگيريم و نقلهاي تاريخي درمورد اهلبيت(ع) را با اتكاء به سه مورد ياد شده «قبول» يا «رد» كنيم البته از مداح انتظار نميرود كه كار تخصصي يك پژوهشگر تاريخي را انجام دهد! اما اين توقع به جا هميشه از او بوده و هست كه با تاريخ، برخورد معمولي نداشته باشد، آن را موشكافي كند و به خواندن تاريخ در روايت خشك آن اكتفا نكند. هرچه مداح در تاريخ تأمل كند و زواياي پنهان تاريخ را جستجو كند و به مستمع خود انتقال دهد در تبليغ و تعالي فرهنگ شيعي، نقش مهمتري ايفا كرده است. اتفاقاً «فلسفهي مداحي» نيز در همين جا، مفهوم مييابد و رخ مينمايد. به راستي آيين مداحي، چيزي جز بيان تاريخ مبارزات و جبههگيريها يا سكوت و خانهنشينيهاي ائمهي اطهار(ع) ميباشد؟! اين حقيقتي است كه «مداح» با معرفي اهلبيت(ع) و دوستان و دشمنان ايشان، شرح تظلم و دادخواهي و مبارزاتشان، سعي در انتقال فرهنگ و سيرهي اهلبيت(ع) دارد و اين انتقال به صورت «هنري» است. مسلماً در اين مسير، وظيفهي مداح، به عنوان يك «رسانهي تبليغي» (كه بر فكر و روان مخاطب اثرگذار است) فراتر از حد مطالعهي يك جزوهي شعر و حفظ كردن آن براي يكي دو مجلس مداحي است! آري! براي رسيدن به هدف مطلوب، لازم است ذهن او آمادگي لازم براي «تحليل تاريخ» را بيابد و با شگردهاي مختلف «انتقال تاريخ» به صورت «هنري» آشنا شود.
مقتل شناسي:
«مقتلنگاري» تنها «تاريخنگاري» نيست، ترسيم لحظه به لحظهي يك واقعهي عظيم انساني- اسلامي است، كه به انگيزهي كشف تمام جوانب؛ اجتماعي، اخلاقي، سياسي و عقيدتي آن صورت ميگيرد.
آشنا بودن مداح با تاريخ و مقاتل معتبر و مشهود، باعث ميشود كه در خواندن روضه به ذكر وقايع مجهول و بيپايه پناه برد و بسياري اوقات به بهانهي زبان حال گفتن، چيزهايي بگويد كه موجب وهم و كسر شأن حضرات ائمهي عليهمالسلام شود. به انگيزه زنده نگه داشتن ياد حادثهي عاشورا و شهداي كربلا، از صدر اسلام تاكنون همواره كتابهايي به عنوان «مقتل» نوشته شده و ميشود.
«مقتل ابيمخنف» نوشتهي «لوط بن يحييبن سعيدبن مخنف»، معروف به «ابومخنف» كه دربارهي «حوادث عاشورا» است، اين كتاب نيز به فارسي ترجمه شده است. اخيراً با نام «مقتلالحسين ومصرع اهلبيته واصحابه في كربلاء» در 230 صفحه توسط مؤسسه الوفاء چاپ شده است.
ادبيات آييني:
در آثار ادبي، نويسنده و شاعر ميكوشد انديشهها و عواطف خويش را در قالب مناسبترين و زيباترين جملات و عبارات بيان كند، پس بايد در به كار بردن كلمات همان قدر دقت كند كه نقاش در به كار بردن رنگ. مداح به عنوان يك استفادهكننده از ادبيات، خصوصاً شعر، بايد بداند چه شعري، حقيقي و مناسب جايگاه اهلبيت(ع) است و آن شعر را براي كار خود برگزيند و به گفتهي مقام معظم رهبري: «از اشعار ضعيف استفاده نكند. اگر در شعري كه مداح ميخواند، مضمون آيه قرآن، مضمون حديث، مفهوم توحيد، مفهوم نبوت و ولايت، مفاهيم عالي كه در معارف اهلبيت(ع) و معارف قرآن است گنجانده شده باشد، مداح معارف والاي الهي را منتقل ميكند كه در اين صورت، مداح مبلغي است كه از ابزار هنري استفاده كرده است. تأثير شعر در ذهن بيشتر است. گاهي يك بيت شعري كه شاعر ميگويد از چند ساعت صحبت كردن يك سخنور توانا گوياتر است.
ملاك در شعر متقن بودن آن است، نه حفظ كردن آن. البته اگر مداح شعر را حفظ كند، يك هنر اضافهتر هم خواهد داشت. مهم است كه شعر، خوب، متين، قوي و خوشمضمون باشد.
زماني كه «كعببن مالك» نظر رسول خدا(ص) را در مورد شعر متعهد جويا ميشود، پاسخ ميشنود: «مؤمن با شمشير و زبانش (هر دو) جهاد ميكند و سوگند به خدايي كه جانم در دست او است، شعر آنان به مثابه تيري است كه به طرف دشمن نشانه رفته است!»
اخلاق مداحي:
الف) تبليغ (فرهنگرساني):
تبليغ در فرهنگ به معناي تأثيرگذاري شديد است. يكي از شاخههاي مهم تبليغ، موضوع مداحي است. و يكي از شاخههاي مداحي، مداحي اهلبيت عصمت و طهارت(ع) است. خواننده (مداح) قدرت دارد با ترسيم يك تابلو، تمام عالم را در آن واحد روشن كند و صحنهي عاشورا را با يك حركت هنري در همان قالب به مردم نشان دهد. اين عمل، يك فرهنگ گفتن است. گاهي يك عالم و فقيه، فرهنگ اسلام را از زبان فقه، منطق يا حكمت ميگويد و يا با زبانها ديگر. در كنارش ميبينيم كه يك مداح اهلبيت(ع) با سجاياي اخلاقي و سرمايهي صحيح و خوب در كنار همين فقيه يا استاد اخلاق براي تقويت همهي آن فرهنگها روضهي عاشورا ميخواند.
ب) انتقال حال معنوي:
انتقال علم خيلي راحتتر از انتقال حال معنوي است. علم يا هنر هر قدر دشوار باشد، انجامپذير است ولي انتقال حال معنوي از همه دشوارتر است و كسي نميتواند ادعا كند من حال معنوي خود را به راحتي ميتوانم انتقال دهم.
يك مداح، راه را نزديك ميكند و با نزديك شدن به ساحت مقدس اهلبيت(ع)، واكنشها را سرعت ميدهد، دانستن اين نكته ضروري است كه كسب و انتقال حال معنوي اوليه از خود اهلبيت(ع) ميباشد. يك مداح كه ميخواهد مجراي اين انتقال باشد بايد از تقواي خاصي برخوردار باشد.
ج) ايجاد تشنگي به معارف الهي در مجالس اهلبيت(ع):
در بيان معارف الهي براي تأثيرگذاري بيشتر كلام بايد از ثقلين استفاده كنيم يعني؛ از قرآن و اهلبيت(ع) كه پايهگذار و اساس هر موجود ميباشند. علامت تشنگي و ميل دوباره اين است كه مردم، توجه، سكوت، همراهي و زمزمه، تشويق، شور و حالت معنوي و.... داشته باشند. به طور مثال، گاهي ميبينيم مستمع با دو خط خواندن توسط مداح خسته ميشود پس اينجا مرز سخن است و نبايد فراتر رفت اما گاهي مستمع آن قدر تشنه است كه ظرفيت شنيدن بيشتري دارد.
د) دعوت به خدا، نه خود:
يك ذاكر اهلبيت(ع) بايد به سوي خدا راهنمايي نمايد و اين وقتي ميسر است كه همه فيوضات را از او بداند و خود را چيزي به حساب نياورد.
مهمترين آثار و بركات تبليغ و فرهنگ مداحي عبارتند از:
1- آشنا شدن مردم با معارف دين، كه در پرتو تبليغ صورت ميگيرد
2- احياي روحيهي ايثار، حماسهي جهاد، شهادت، شور و فداكاري
3- اعلام وفاداري نسبت به مظلوم و مخالفت با ظلم
4- پالايش روح و تزكيهي نفس كه در مجالس اهلبيت(ع) با هنر مداحي و تبليغ امكانپذير است
5- پشيماني از نافرمانيها و آلودگيها كه حقيقت توبه است در پرتو مجالس نوراني اهلبيت(ع)
6- پيوند عميق عاطفي بين امت و الگوهاي راستين (با معرفي خوبان و پاكان روزگار)
7- زنده نگه داشتن ياد و تاريخ پُرشكوه حسيني و قيام عاشورا
8- وسيلهي برقراري رابطهي معنوي با خداوند و انس و الفت دل با حق تعالي
آسيبشناسي فرهنگ عزاداري حسيني(ع):
آسيبهاي محتوايي:
روضههاي دروغ و بياساس و تحريفات:
از عمدهترين ضعفها، تحريك حقايق تاريخي، سيماي حوادث و چهرههاي معصومين و اهلبيت(ع) است. گاهي كساني به عمد و براي اغراض خاص، دست به تحريف ميزنند؛ گاهي هم نداسته و بياطلاع، از مطالب تحريف شده استفاده و آنها را بازگو ميكنند و در نتيجه، به فرهنگ عمومي جامعه و باورهاي ديني مردم سرايت ميدهند.
تحريف يعني چه؟
تحريف در زبان عربي از ماده حرف است، يعني منحرف كردن چيزي از مسير و وضع اصلي خود كه داشته است يا بايد داشته باشد. به عبارت ديگر تحريف نوعي تغيير و تبديل است، ولي تحريف مشتمل بر چيزي است كه كلمه تغيير و تبديل است، ولي تحريف مشتمل بر چيزي است كه كلمه تغيير و تبديل نيست. شما اگر كاري كنيد كه جملهاي، نامهاي، شعر و عبارتي آن مقصودي را كه بايد بفهماند، نفهماند و مقصود ديگري را بفهماند ميگويند شما اين عبارت را تحريف كردهايد.
انواع تحريف:
تحريف انواعي دارد كه مهمترين آن عبارت است از؛ تحريف لفظي و تحريف معنوي.
تحريف لفظي اين است كه ظاهر مطلبي را عوض كنند، مثلاً از يك گفتار عبارتي حذف شود يا به آن عبارتي اضافه شود، و يا جملهها را چنان پس و پيش كنند كه معني آن فرق كند، يعني در ظاهر و در لفظ گفتار تصرف كنند.
تحريف معنوي اين است كه در لفظ تصرف نميشود، لفظ همان است كه بوده آن را طوري معني ميكنند كه خلاف مقصد و مقصود گوينده است. مطابق مقصود شخصي است كه تحريفكننده است نه مطابق مقصود گوينده.
صد سال قبل مرحوم محدث نوري در لؤلؤ و مرجان از آن ناليده و به نحو مبسوط در نكوهش دروغ و دروغگويي در عزاها سخن گفته و نمونههايي هم آوردهاند.
شهيد مطهري(ره) دربارهي اين كتاب ميگويد: «من خيال نميكنم كه در هيچ كتابي دربارهي دروغ به طور كلي به اندازهاي كه در اين كتاب مطرح شده، بحث شده باشد. چنين كتابي شايد در دنيا وجود نداشته باشد. كلام معصومين(ع) و نحوهي برخورد و سلوك ايشان در هنگام مصيبت، اضطرار، غم، خشم، شادي و.... بسيار بسيار ظريفتر و دقيقتر از آن است كه ما و امثال ما بتوانيم در چارچوب «زبان حال» به جاي آن بزرگواران حرف بزنيم.» چون در هر صورت زبان حال نيز اثر خود را در ذهن شنونده ميگذارد وحتي اگر بداند اينها واقعيات و مسلمات تاريخي نيست و ساختهي ذهن مداح است، بالأخره به مرور زمان در شكلگيري فضاي ذهني او نسبت به اولياي دين و قيام و نهضت عاشورا بسيار تأثيرگذار است. و اين گونه است كه ابعاد حماسي شخصيت بزرگواري چون عقيله بني هاشم زيبت كبري(س) كم كم از روضهها و مراثي حذف ميشود، زيرا مداحي كه زبان حال ميخواند، هيچگاه در نمييابد كه چگونه ميتوان در عين زن بودن و سر تا پا عاطفه بودن، در عين مصيبت كشيدن و در زنجير دشمن اسير شدن، باز اين همه بزرگ، حماسي و عزيزالنفس بود. در نتيجه در قالب زبان حال و روضههاي جعلي و ساختگي، اين شخصيت بزرگوار را همچون يك زن معمولي مصيبتديده، معرفي ميكند.
مشكل بزرگ ديگر اين است كه مداح معمولاً در تكرار زبان حال، ديگر اشارهاي به زبان حال بودن مطالب ندارد و آن را نيز هم رديف روضهها و واقعيات تاريخي مطرح ميكند و با اين روش، بسياري از اين «زبان حالها» كه ساخته و پرداخته ذهن مداح است كم كم به صورت يك باور عمومي و جزئي از تاريخ عاشورا به حساب ميآيد.
آنچه دربارهي حادثهي عاشورا روي داده، بيشتر همان تحريف معنوي ميباشد. از اين رو، دروغهايي توسط برخي افراد بياطلاع، يا كماطلاع، يا افراد مغرض، در اين حادثهي عظيم و الهي و انسانساز وارد گرديده، كه برخي از آنها را يادآور ميشويم:
1- امام حسين(ع) تعداد 000/300 نفر از سپاهيان كوفه را كشته است.
2- اين كه امام حسين(ع) مظلوم بوده و بيجهت كشته شده، و هيچ هدف و برنامهي خاصي نداشته است.
3- اين كه امام حسين(ع) فداي گناهان امت شده و هدفش فقط نجات گناهكاران در قيامت است.
4- تعداد 000/600/1 نفر سپاهيان عمر سعد.
5- حضور ليلا مادر حضرت علياكبر(ع) در كربلا كه هيچ تاريخنگاري آن را نقل نكرده است.
6- عروسي حضرت قاسم(ع) با يكي از دختران امام حسين(ع)
7- هر كاري كه ميخواهيد انجام دهيد، اما براي امام حسين(ع) گريستند، همهي گناهان شما آمرزيده ميشود.
8- يكي ازالقابي كه به امام سجاد(ع) ميدهند، لقب امام بيماراست كه در مدارك اوليه وجود ندارد.
استفاده از اشعار نامناسب:
يكي از خصوصيات و لوازم مداح شدن در گذشته آشنايي با ادبيات، شناخت شعر و تسلط بر نحوهي اجراي اشعار مختلف بوده است. اما امروزه بعضي از مداحان جوان اين نياز را در خود احساس نميكنند و با پياده كردن اشعار از روي نوار و CD بر روي كاغذ و دوبارهخواني آنها، ديگر حتي نگاهشان به ديوانها و مجموعههاي شعر نميافتد.
يكي از توصيههاي مهم رهبر معظم انقلاب به مداحان، اهميت دادن به شعر و نخواندن اشعار سبك وضعيف درمجالس است. حتي اگرآن شعرضعيف بااخلاص وحاليخوش سروده شدهباشد.
محو شدن برخي سنتهاي پسنديده:
در گذشته بين جامعهي مداحان بعضي سنتهاي پسنديده رواج داشته، از جمله خواندن قصايد پندآموز و يا خواندن متن يك روايت همراه با نوحه و توضيح مختصر كه براي آمادهتر شدن دلها و ايجاد هوشياري بيداري در مستمع، بسيار مفيد بود.
در بعضي مواقع نيز مجلس با مناجات آغاز ميشده و به قول يكي از منبريان قديمي تهران اول خودشان را آماده ميكردند براي امام حسين(ع) گريه ميكردند. اين روزها به نظر ميرسد كه در بين مداحان جوان و امروزي اين سنتهاي نيكو در حال از بين رفتن است.
امامان كه اين همه تأكيد بر عزاداري داشتند، بر اين نكته تأكيد داشتند كه عزاداريها بايد جهت روشنگرانه، افشاگرانه و هدايتگرانه داشته باشد. براي اين كار عملاً از شعراي متعهد و ارزشي آن روز كه نقش مداحها و مرثيهخوانهاي امروز را داشتند تجليلها و تكريمها ميكردند.
چرا امام سجاد(ع) به «كميل» ميگويد كه ما از پاداش كار و اشعار تو عاجزيم، خدا خودش به تو پاداش دهد.
امام صادق(ع) ميفرمايد: «خدايا گناهان گذشته و آينده «كميت» و گناهاني كه پنهان و آشكار انجام داده ببخش و آن قدر به او بده تا راضي شود.»
اين بدان دليل است كه او شاعر متعهد و ارزشي است. قصيدههاي «هاشميات» 578 بيتي او تمام، معرفي اهلبيت(ع) فجايع بنياميه و حكومت عدل اسلامي است.
اهلبيت(ع) مجلس عزايي را ميپسندند كه در آن احياء ارم اهلبيت(ع) و مكتبشان باشد. مجلس عزاي اين چنيني بود كه انقلابآفرين و مبدأ قيام پانزده خرداد و انقلاب بزرگ اسلامي شد.
هماكنون اگر بخواهيم احياگر عزاداري راستين و عاشورايي باشيم بايد در مجالس عزاداري، هم از مقامات ملكوتي امامان بگوييم و هم از مقامات ملكي آنان! بايد از جنبههاي الگويي و اسوه بودن آنها بگوييم و نبايد به صرف ابراز عشق اكتفا كنيم.
با همهي انزجاري كه اهلبيت(ع) از غلو و غلات (غلوكنندهها) دارند، متأسفانه ميبينيم كه همچنان در برخي عزاداريها باز نمونههايي از غلو مطرح ميشود كه تأثير فراواني در تخريب چهرهي ائمه داشته و سبب ميشود چهرهي شيعه كه پيوسته چهرههايي دينمدار و منطقي بوده، چهرهاي تحريف شده و نادرست معرفي گردد. مسائل غلوآميزي مانند حسيناللهي شدن! زينباللهي شدن و....
طرح مطالب ذلتآميز:
تعبيرهايي همچون زينبمضطر، امامزينالعابدينبيمار و.... ازآسيبهاي محتوايي مداحياست.
«ولله العزه ولرسوله وللمؤمنين و....» «عزت از آن خدا است و رسولش و مؤمنان و....»
سورهي منافقون، آيهي 8
پس ذلت از ساحت مقدس اهلبيت(ع) به دور است. «حسيني» كه نه تنها خودش نماد عزت است بلكه به بازماندگان خويش هم تأكيد بر حفظ عزت دارد زماني كه به حضرت زينب(س) فرمود: «خواهرم تو را قسم ميدهم كه پس از من گريبان چاك مكن، سيلي بر صورت مزن و بر من واژههاي واي و نابودي به كار مبر.»
آنگاه كسي بيايد و بگويد كه امام حسين(ع) به عمر سعد پيشنهاد داد: رهايم كن تا از همان راهي كه آمدم برگردم! يا بگذار به مرز و سرحدات ترك بروم و با آنها بجنگم! و يا مرا پيش يزيد ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بيعت كنم! اين ذلت محض است و قطعاً دروغ است. چون با ساحت مقدس سيدالشهدا(ع) سازگاري ندارد، گر چه آن را «ابن قتيبه دينوري»، «ابوالفرج اصفهاني»، «ابن عساكر دمشقي»، «ابن اثير جزري» و مانند آنها نقل كردهاند.
به كار بردن الفاظ خلاف شأن اهلبيت(ع):
برخي از ذاكرين در مدايح اهلبيت(ع) تعبيراتي مانند؛ «مست مستم من، هر چه باداباد، علي پرستم من، همچون زهرا مادرت، از همه خوشگلتر، يا اباصالح(ع) بيا» را به كار ميبرند كه به نظر ميرسد با شأن اهلبيت(ع) منافات دارد. به كار بردن اينگونه الفاظ چه صورت دارد؟
حضرت آيتا... خامنهاي(دامظلهالعالي): «معلوم نيست ظاهر اين الفاظ مرادشان باشد و در هر صورت الفاظ خوب و اشعار بهتر فراوان است آنها را بخوانند.»
مرحوم حضرت آيتا... تبريزي(ره): «به كار بردن تعبيراتي كه در بين مردم سبك محسوب ميشود در مورد ائمهي معصومين(ع) اشكال دارد.»
حضرات آيتا... صافي گلپايگاني(دامظلهالعالي): «بايد در مدايح اهلبيت(ع) از بهترين و رساترين مدايح كه مشتمل بر مضامين صحيح و اقتباس از آيات و احاديث و نكات شعري ادبيات و دور از غلو است استفاده شود.»
حضرت آيتا... بهجت(دامظلهالعالي): «البته با الفاظي كه در شأن آن بزرگواران نيست نبايد مدح كنند و الفاظ مناسبتر فراوان است.»
حضرت آيتا... مكارمشيرازي(دامظلهالعالي): «اينگونه تعبيرات مناسب نيست.»
مداح و مخاطبشناسي:
لازم است كه مداح قبل از ورود به مجلس، اجمالاً مستمع خود را بشناسد و بداند كه از چه قشري است و در چه سطح معنوي قرار دارد تا راحتتر بتواند با او رابطه برقرار كند نه اينكه از يك كار در بيايد و از در ديگر بيرون رود. شناخت مستمع از لوازم مهم كار مداحي است. بهتر است قبل از ورود به مجلس اطلاعاتي در اين زمينه و همچنين در زمينهي وضعيت جلسه كه، كسي خوانده يا نه، موضوع سخنراني چه بوده، مداح قبلي بيشتر روضه خوانده و يا بيشتر شعر خوانده و اينگونه مسائل كه در راستاي انجام وظيفهي بهتر اوست اطلاع يابد. علاوه بر اين گروههاي سني مختلف را مدنظر گرفته و متناسب با هر كدام مجلسداري كند.
......................................................................
منبع: سازمان تبليغات اسلامي
موضوع :فرهنگ تعزیه