درباره وبلاگ
 

 ? پست الكترونيك
 ?  RSS 2.0
   موضوعات
? نقش زنان در نهضت عاشورا
? فرهنگ تعزیه
? درس های نهضت عاشورا
? ادبیات عاشورا در ایران و کشورهای عربی
? نقش نهضت حسینی در نهضت های آینده جهان اسلام
? منبع شناسی قیام حسینی
? الهام شهداء و جانبازان جنگ تحمیلی از نهضت عاشورا
? ریشه های قیام امام حسین (ع)
? سرانجام یزیدیان
? عزاداری حسینی و انحرافات آن
    آخرين مطالب
? آسيب‌شناسي فرهنگ عاشورا و مخاطب‌شناسي و آشنايي با منابع آن
? آفات مداحي
? نگاهی به زمینه‌های قیام امام حسین(ع)
? پیشینه ی عزاداری در اسلام
? ادبیات " عاشورایی " تاثیرگذار و پر مخاطب است
? مسئولیت مردان منبر و مدح
? جامعه شناسي تاريخي قيام امام حسين(ع) در گفت وگو با دكتر سيد جعفر شهيدي
? اسوه‏هاي تربيتي و اخلاقي در نهضت‏ حسيني
? آثار سیاسی عاشورا – بقای شریعت اسلام
? آثار و برکات عزاداری -آمرزش گناهان
? روایت دردهای زینب (س) – در مجلس شام
? توسل به حضرت سيدالشهداء (ع )
? آثار سیاسی عاشورا –احیای امر بمعروف
? روایت دردهای زینب (س) – در مجلس يزيد
? پايداري حسين (آزادگی)
 
   نويسندگان
?  ع.و
   آرشيو مطالب
? آذر 1390
   آمار سايت
کل بازديد : 12397
تعداد کل پست ها : 76
تعداد کل نظرات : 1
بروز رساني : سه شنبه 15 آذر 1390 
تاريخ ايجاد : پنج شنبه 10 آذر 1390 




روایت دردهای زینب (س) – در مجلس يزيد

اهل بيت رسول خدا را به ريسمان بسته و برمحفل شرك وعصيان، دربار طاغوت زمان، يزيد، وارد نمودند. امام سجاد (ع) از جسارت دشمن خدا بر اهل بيت بر آشفت و فرمود: اي يزيد! چه فكر مي‌كني؟ اگر جدمان رسول خدا در اين وضع و حال ما را مشاهده نمايد، چه مي‌كني؟
كلام حجت خدا، يزيد را خجلت زده نمود و دستور برداشتن ريسمان ها را داد. آرامش، لحظه‌اي بر اهل حرم بارش گرفت كه زينب متوجة سر بريدة سيدالشهداء گشت. از شدت و درد و مصيبت، دست در گريبان خويش برآورد و با ناله‌اي جگر سوز فرياد برآورد:
"اي حسين جان! اي حبيب رسول خدا! اي فرزند مكّه و مني! اي پسر فاطمه زهرا ، سرور زنان! اي پسر دختر مصطفي (ص)!"

 

 


از ناله‌هاي جانسوز زينب، اهل مجلس يكپارچه بر اين مصيبت دردناك و جگر سوز گريستند. انقلابي عليه دربار ظلم صورت گرفت. يزيد از ديدن صحنه، حساب كار خود را كرد كه اندكي دگر همه چيز ويران خواهد گشت، لذا دستور داد چوب خيزران را بياورند و در برابر اهل بيت عصمت و طهارت شروع كرد به هتك حرمت وجسارت بر لب و دندان سيد الشهداء و مي‌گفت:
- اي كاش پيران قبيلة من كه در جنگ بدر كشته گشتند، زاري كردن قبيل خزرج را بر اثر زدن نيزه در جنگ احد مي‌ديدند و پس از شادي فرياد مي‌زدند: «اي يزيد! دستت شل مباد.»

 

تشت اندوه و بلا

دوبار، تشتي را مقابل زينب قرار دادند، كه او را غمگين كرد: يكبار وقتي برادرش حسن، لخته‌هاي جگرش را در ميان تشت مي‌ريخت و چهره‌اش به سبزي مي‌گراييد.
بار دوم وقتي بود كه سر بريده و غرق به خون برادرش را درمجلس يزيد در تشت ديد كه يزيد با چوب خيزران بر لب و دندان مي‌زد و جسارت مي‌كرد. زينب خطاب به سر فرمود: «واحبيباه! يابن مكه و مني! يا بن بنت المصطفي!

 

مجلس يزيد

در مجلس مشغول خواندن خطبه مي‌باشد:
«چگونه سخن بگويم؛ درحالي كه بدن هاي طيب و طاهر و بدون سر، روي خاك هاي گرم كربلا چند شبانه روز است افتاده و كسي جز حيوانات به آن ها سر نمي‌زند.»
يزيد از زينب مي‌خواهد هر چه ميل دارد، طلب نمايد.
زينب فرمود: «بگذاريد براي شهدايمان عزاداري كنيم»
يزيد وقتي موافقت نمود، تمام زنان و كودكان به مدت يك هفته در عزاي عزيز خدا عزاداري نمودند.

منبع :ashoora.ir

موضوع :نقش زنان درنهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)