یا محمد (ص)
لبیک یا رسول الله 
مردم داري در سيره رسول ا... (ص)
مردم داري در سيره رسول ا... (ص)
منبع:روزنامه قدس
در ميان ويژگيهاي رسول خدا(ص)، ستوده تر و مهمتر از اخلاق عظيم و خلق نيكوي آن حضرت وجود ندارد. اين ويژگي همان چيزي است كه خداوند رسولش را به آن ستوده و فرموده است: «انك لعلي خلق عظيم»؛ تو بهترين خلق و خو را داري. و خود حضرتش نيز فرموده است، براي احياي مكارم اخلاق مبعوث شده است. (انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق). تأثير خلق نيكوي حضرت بر مردم چنان بود كه وقتي مسلمانان زبان به وصفش مي گشودند، مهمترين ويژگي دعوتش را همين مي دانستند كه «و يأمر بمكارم الاخلاق».
پيامبر اكرم(ص) همواره در آموزه هاي خود بر اخلاق تأكيد فرواني داشت و مي فرمود: «خداوند كريم است، كرامت و ارزشهاي اخلاقي را دوست دارد و از انجام كارهاي حقير و زشت كراهت دارد» و نيز مي فرمود: «سنگين ترين چيز در ترازوي مؤمن در روز قيامت حسن خلق است.»
و باز هم فرمود: «بهترين دوست من از ميان شما كسي است كه بيشترين دوستي را با مردم دارد و ...»
درباره اخلاق آن حضرت، مناسباتش با مردم و خلق و خوي حسنه ايشان با خانواده و اطرافيان بسيار در منابع گفته شده است. بر آنيم تا به برخي از اين برخوردها و نيز شماري از رفتارهاي تربيتي آن حضرت(ص) در آموزش اسلام و تفهيم مكارم اخلاقي آن حضرت مطالبي را براي خوانندگان روشن سازيم.

1- مردم داري

مردمداري از ويژگيهايي است كه براي هر قشري چه رهبر، چه خطيب، چه امام جماعت و چه كاسب و يا ... مي تواند منشأ جذب و گرايش مردم شود. در همين باره نقل شده است كه پيامبر(ص) حتي در عبادت هم مردم را خسته نمي كرد و نماز جماعتش طولاني نمي شد؛ البته به كساني هم كه تند تند نماز مي خواندند، تذكر مي داد. درباره پيامبر(ص) نقل است كه فراوان ياد خدا مي كرد، لعنت كمتر مي كرد، نمازش را با آرامش مي خواند، خطبه نمازش كوتاه بود، تكبر نداشت، با فقرا و يتيمان مي نشست و نياز آنها را برآورده مي كرد.
خداوند از مردم مي خواست حرمت پيامبر(ص) را نگهدارند، اما خودش انتظار احترام هم از مردم نداشت. البته پايبند احترامات رسمي هم نبود. از اين كه كسي جلوي پايش بلند شود كراهت داشت، زيرا اين خودش محبت بيشتري در مردم ايجاد مي كرد.
يك نمونه از مردمداري آن حضرت اين كه وقتي نماز مي خواند و صداي گريه بچه اي مي آمد، سوره هاي كوچك را مي خواند تا نماز زودتر تمام شود. وقتي علت را پرسيدند، فرمود: اگر نماز را طول مي دادم حواس مادرش پرت مي شد.
درباره حسن خلق پيامبر(ص) مي توان به برخورد نيكوي ايشان با بدويها نيز اشاره كرد. پيامبر(ص) با يك جامعه اعرابي سر و كار داشت نه جامعه عربي. بنابراين برخوردها در سطح بسيار نازلي بود كه پيامبر(ص) بايد تحمل مي كرد. در روايتي آمده است كه يك اعرابي به مسجدي وارد شد و در گوشه اي از مسجد رفتار زننده اي از خود نشان داد. اصحاب ناراحت شدند و قصد تندي با او را داشتند. حضرت فرمودند: آزارش ندهيد. سپس او را صدا زدند و با نرمي و خوشرويي او را از آن رفتار زننده نهي كردند و به او فهماندند كه مسجد مكان ذكر و عبادت است.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 18 بهمن 1393  ] [ 7:35 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
تمسك به جايگاه بلند رسول ا...(ص)
تمسك به جايگاه بلند رسول ا...(ص)
منبع:روزنامه قدس
اشاره: در پرتو انقلاب اسلامي ايران، موج بيداري اسلام سراسر كشورهاي مسلمان نشين را فرا گرفته و سردمداران غرب را به وحشت انداخته است. شكست ماركسيسم، ناتواني ليبرال دموكراسي در پاسخگويي به نيازهاي انسان امروز، خلا معنويت، خشونت، بحرانهاي اجتماعي و اخلاقي و متزلزل شدن بنيان مدرنيته غربي، عطش نسل امروزي را به معنويت و دين افزون ساخته است.با چنين روندي، آينده از آن دين حق و دين باوران است. طبيعي است، اين روند مرگبار، غرب و صهيونيستهاي حاكم بر آن را به واكنش وادار كند. روزنامه «يولندز پستن» دانماركي به بهانه چهارمين سالروز حادثه 11 سپتامبر، مسابقه اي به نام «برداشت آزاد از دين اسلام و پيامبر(ص)» ترتيب داد و از كاريكاتوريستهاي غربي خواست تا طرحهاي خود را ارسال كنند. دوازده كاريكاتور موهن درباره پيامبر خدا(ص) در اين روزنامه و ساير روزنامه هاي كشورهاي اروپايي از جمله نروژ، سوئد، ايتاليا، اسپانيا و آلمان به چاپ رسيد. آنان در اين حركت تلاش كردند پيامبر والامقام اسلام را تروريست و حامي تروريستها معرفي كنند و كتاب آسماني او را كتابي تروريستي معرفي نمايند.
اما دنياي اسلام در برابر اين اهانت ساكت ننشست، اعتراضهاي مسلمانان و تظاهرات عليه اين اقدام پليد روز به روز در كشورهاي اسلامي اوج گرفت و حتي در كشورهاي اروپايي با واكنش اعتراض آميز مسلمانان و آزادگان اين كشورها مواجه شد.
دشمن در اين توطئه ها به دنبال آن بود كه حرمت رسول خدا(ص) را بشكند، اسلام و مسلمانان را تحقير كند، در دنياي اسلام جنگ فرقه اي و قومي راه بيندازد، از نفوذ روزافزون اسلام و تمدن آن به جهان جلوگيري كند و استقامت قلب جهان اسلام، را در هم بشكند. در چنين شرايطي، رهبر آگاه، موقع شناس و هوشمند انقلاب اسلامي حضرت آيةا... خامنه اي با تدبيري حكيمانه و هدايتگرانه، سال 1385 را سال پيامبر اعظم(ص) نام نهاد و با تبديل تهديد ياد شده از سوي دشمن به فرصت احياي نام پيامبر اعظم(ص)، توطئه و مكر دشمن را خنثي كرد.
آنچه در اين مقاله مي آيد، بررسي زمينه هاي اين نامگذاري در ابعاد داخلي و خارجي، پيامهاي آن و در نهايت نياز بشر امروز به مكتب نبوي و ضرورت الگوپذيري از آن حضرت است.با تشكر از سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج و جمعي از محققان آن سازمان كه در تهيه و تدارك اين مقاله ما را ياري رساندند، به بررسي ابعاد و زمينه هاي اين نامگذاري هدايتگرانه مي پردازيم.

الف- بعد داخلي

1- مصادف شدن اوايل سال 1385 با سالروز رحلت رسول اعظم(ص)

تقارن اوايل سال جديد با سالروز ارتحال نبي اكرم(ص) و ضرورت احياي نام مكتب و سيره آن حضرت، يكي از انگيزه هاي اين نامگذاري بود. رهبر معظم انقلاب در اين باره به ويژه به جفايي كه نسبت به حرمت پيامبر اكرم(ص) صورت گرفت، اشاره مي كنند و اعلام مي دارند كه در اين مقطع زماني، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم(ص) از هميشه زنده تر است.(1)

2- مواجهه استكبار جهاني با فناوري هسته اي ايران: (درس آموزي از پيامبر اعظم(ص) براي ايستادگي در مقابل استكبار جهاني)

سران حاكم بر آمريكا و اروپا به بهانه اين كه ايران ممكن است به بمب اتمي! دست يابد، به طور جدي به مقابله با جمهوري اسلامي ايران برآمده اند؛ در حالي كه ايران نگرانيهاي عميقي در اين باره دارد. جمهوري اسلامي در منطقه اي است كه روسيه، هند، پاكستان و به ويژه اسرائيل غاصب به سلاحهاي اتمي مجهز است. با وجود اين، جمهوري اسلامي بارها اعلام كرده است كه به دنبال سلاح اتمي نيست و بيش از سه سال است كه تأسيسات هسته اي خود را در معرض بازديد لحظه به لحظه آژانس بين المللي انرژي اتمي و اروپاييان قرار داده است و بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي بيش از دو هزار نفر روز تأسيسات هسته اي ايران بازديد كرده اند كه درباره هيچ كشوري سابقه ندارد و مذاكرات بسيار طولاني تري براي متقاعد ساختن كشورهاي اروپايي براي اعتماد سازي انجام داده است.
اما آنان به دليل مخالفت با اسلام ناب محمدي(ص) و جلوگيري از پيشرفت ملت ايران، به انواع و اقسام كارشكنيها روي آورده اند و برخلاف مفاد صريح آژانس بين المللي انرژي هسته اي، قصد دارند ايران را از دستيابي به چرخه سوخت بومي هسته اي محروم سازند.
دنياي استكباري غرب به ويژه آمريكاييان به دليل ناخشنودي از نظام جمهوري اسلامي ايران، از ابتداي پيروزي طرحهاي مختلفي براي سرنگوني نظام اسلامي آزمايش كرده اند و به لطف خداوند، با استقامت و پايداري ملت ايران، تاكنون جز شكست نصيبشان نشده است. تلاش دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي يادآور اقدام كفار و مشركين صدر اسلام در ايجاد جنگ احزاب عليه دولت اسلامي پيامبر اعظم(ص) است. در برخورد با نظام نوپا اما مستحكم پيامبر(ص)، وقتي مشركان و كفار و اهل كتاب مدينه و اطراف به جايي نرسيدند، در جنگ احزاب يا خندق تلاش كردند اجماع مخالفان عليه پيامبر اعظم(ص) را به دست آورند. از سوي ديگر در درون مدينه نيز با به كارگيري عناصر خود، تلاش مي كردند دولت قدسي رسول خدا(ص) را به خيال خود شكست دهند. در آن روزگار منافقان و بيماردلان، تهمت فريب بر رسول خدا(ص) زدند و نفوذيهاي آنان با جنگ رواني دشمن اهل مدينه را ترساندند و اجماع احزاب، فشار و محاصره مدينه از بيرون و كارشكني منافقان و يهوديان از درون، دشمن را به نتيجه نرساند و با وجود شكست كفار و مشركان، هنوز آن پيمان شكنان گمان مي بردند شهر خدا و رسول(ص) در محاصره است.(2)
درست در چنين شرايطي است كه خداوند از اسوه بودن رسول خود ياد مي فرمايد: «لقد كان لكم في رسول ا... اسوة حسنه»(3)
امروز نيز دنياي استكبار غرب همه تلاش خود را براي ايجاد اجماع جهاني عليه ايران و تحميل جنگ احزابي نوين به كار بسته است. منافقان ستون پنجم دشمن، نفوذيها و مريض قلبان داخل را با عنوان حمايت از دموكراسي و آزادي و حقوق بشر حمايت مالي مي كنند و با تصويب ميليونها دلار اعتبار مالي در كنگره آمريكا و دولت آن، با تحريك قوميتها و جنگ مذهبي دروني، درصددند پايگاه ضد انقلاب داخلي را تقويت كنند و البته به لطف الهي تاكنون شكست سنگيني را متحمل شده اند. بر اين اساس، بر درايت و هوشياري رهبر معظم انقلاب اسلامي در نامگذاري امسال بايد آفرين گفت و همان گونه كه فرمودند: درس استقامت و پايداري و پيروي از آن اسوه نيكو را بايد در پيش گرفت. آن حضرت و پيروانش مأمور به استقامت و از نزديكي به دشمن نهي شده بودند (4)؛ زيرا نتيجه تسليم و نزديكي به دشمن، عذاب الهي و خذلان است، اما نتيجه پايداري در برابر دشمن مقرب الهي، امدادهاي غيبي و پيروزي است.

3- ايجاد درگيريهاي مذهبي- قومي از سوي دشمنان:

مدتي است شاهد برخي اقدامهاي تروريستي و تحريك آميز در استانهاي مختلف مرزي ايران از جمله خوزستان، سيستان و بلوچستان و... هستيم. اين اقدامهاي به ظاهر با انگيزه هاي مذهبي (شيعه و سني) و قومي صورت مي گيرد؛ اما ريشه در حمايت آمريكا و غرب از اين درگيريها دارد. دشمن با سوء استفاده از اعتقادات افراطي برخي افراد ساده و يا با كمك بعضي معاندان و وابستگان تلاش مي كند به اختلافهاي مذهبي و فرقه اي بين مسلمانان دامن بزند و شيعه را دشمن سني و سني را دشمن شيعه معرفي مي كند. در حالي كه آنان، دو برادر از خانواده محمدي اند. طبيعي است كه دو برادر در برخي مسائل جزئي و فردي با يكديگر اختلاف نظر داشته باشند، در شرايطي كه دشمن براي از بين بردن توان مسلمانان به واگرايي بين آنان دامن مي زند، ما بايد به همگرايي امت نبوي بينديشيم و به آن عمل كنيم.
تأكيد بر مباني مشترك اعتقادي بين مسلمانان از جمله توحيد، نبوت، معاد، قرآن، قبله واحد، شخصيت اعظم پيامبر(ص)، اعتقاد به منجي آخرالزمان و مانند آن، ضرورت احياي اسلام در جهان امروز و عزت و قدرت مسلمانان در سطح جهاني و در يك كلام سرنوشت مشترك، ما را بر آن مي دارد تا از توطئه اختلاف افكني و برادركشي در بين مسلمانان جلوگيري كنيم.  پيامبر(ص) عالي ترين محور وحدت بين مسلمانان است و رهبر انقلاب با هوشياري، ضرورت تمسك به راهبرد وحدت و جلوگيري از تفرقه را با توجه به اقدامهاي دشمن به همه مسلمانان اعلام كرده اند.

ب. بعد خارجي

1- جهان اسلام امروز از موقعيت خاصي برخوردار است و با بيش از 55 كشور و با جمعيتي فراتر از 5/1 ميليارد نفر با امكانات و منابع خدادادي فراوان موقعيت ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك از جمله قدرتهاي بزرگ دنياست كه به دليل ضعف در انجام و وحدت و مشكلات اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي و امنيتي، آن گونه كه شايسته است جايگاه خود را در جهان نيافته است.تفرقه و اختلاف و فقدان رهبري واحد دو مشكل اساسي امروز جهان اسلام است. در صورت حل اين مشكل بنيادي، قدرتي هماورد دنياي اسلام در جهان وجود ندارد. استعمار نوين قرن 21 به رهبري آمريكا و اروپا نيز به خوبي اين نكته را دريافته است. لذا تمام تلاش خود را براي عدم شكل گيري رهبري واحد اسلامي در سطح جهان اسلام و وحدت مسلمانان در كشورهاي اسلامي به كار بسته است. آنچه غرب را به وحشت انداخته دو عامل زير است:
اول- قدرت گيري روزافزون طرفداران انقلاب اسلامي ايران در منطقه به ويژه در كشورهايي نظير لبنان، عراق و فلسطين (با پيروزي حماس) كه با ساز و كار دموكراسي روي كار آمدند.
دوم- بيداري اسلامي: دوران كنوني، دوران بيداري اسلامي است و به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي:
«دنياي اسلام بيدار شده و شعار حاكميت اسلام در همه كشورهاي اسلامي، جايگاه نخست را در ميان جوانان، دانشگاهيان و روشنفكران اين كشورها يافته - ايران اسلامي كه پروراننده و به عمل آورنده انديشه مردم سالاري ديني است، روز به روز قوي تر و پيشرفته تر شده، اسلام ناب كه امام خميني(ره) آن را پيراسته از التقاط و انحراف و جمود و تحجر معرفي كرد، در عرصه سياسي بسياري از كشورها امتداد يافته و در شرق و غرب دنياي اسلام، ريشه دوانيده است.(5)
با توجه به واقعيت ياد شده، غرب از بيداري و جنبش رو به گسترش جهان اسلام به رهبري ايران به وحشت افتاده است، به ويژه اين كه الگوي مردمسالاري ديني يا جمهوري اسلامي با ارائه مدلي از حكومت بر اساس فرهنگ اسلامي و اقتضائات روز، آنان را دچار سردرگمي كرده است.
غربيان كه مي خواهند ليبرال دموكراسي را به عنوان الگوي حكومتها در جهان اسلام معرفي و به زعم خود عراق را به ويترين دموكراسي تبديل كنند، مدل موفق جمهوري اسلامي را برنمي تابند، چون الگويي متعلق به دنياي اسلام و غير وارداتي از غرب است. آنان به شيوه هاي مختلف در حوزه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و نظامي در تلاشند از بيداري اسلامي و قدرت جمهوري اسلامي در دنياي اسلام جلوگيري كنند و دموكراسي وابسته به غرب را جايگزين مردمسالاري ديني نمايند.
مسلمانان در پرتو انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) به جاي ليبراليسم، اسلام را برگزيدند. بيداري اسلامي در جهان اسلام، آينده اسلامي را نويد مي دهد؛ آينده مشتركي كه غرب اشغالگر و استكباري در آن جايي ندارد.
قطعاً انتخاب امسال به عنوان سال پيامبر اعظم(ص) كه با استقبال انديشمندان و مسلمانان جهان روبرو شده است، نقشي اساسي در خنثي كردن توطئه مشترك صهيونيستها، كفار، متحجران و تاريك انديشان دارد تا همه مسلمانان در محور آن، ريسمان محكم الهي يعني رسول خدا(ص) گردهم آيند و وحدت و انسجام خود را روزافزون كنند.
اين ابتكار تأثيرات متعددي خواهد داشت:
- اخوت، انسجام و يكپارچگي مسلمانان را در سطح دنياي اسلام تقويت مي كند.
- محبت و علاقه به انقلاب اسلامي ايران را افزايش داده، عمق استراتژيك جمهوري اسلامي را در جهان اسلام توسعه مي دهد.
- لزوم درگيري از آن اسوه حسنه به ويژه اخلاق، تربيت، استقامت، ايمان و جهاد نبوي براي مسلمانان جهان را يادآور مي شود.
- مسلمانان را به بازگشت به اسلام نبوي(ص) و الگوهاي رفتاري پيامبر اعظم(ص) در همه ابعاد اخلاقي، سياسي، فرهنگي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي فرا مي خواند.
- با تقويت خودباوري در بين مسلمانان از انفعال و خودباختگي آنان در برابر دنياي استكباري غرب جلوگيري نموده و روح اميد و نشاط و حركت به جلو و آينده درخشان اسلامي را در مسلمانان زنده مي كند.
2- عرصه بين المللي
درباره شرايط بين المللي تأثيرگذار در نامگذاري امسال به دو زمينه مهم بايد اشاره كرد:
- تلاش جديد دشمنان براي اسلام زدايي و تحريف چهره نوراني اسلام.
- توهين روزنامه دانماركي و ديگر روزنامه هاي غربي به ساحت پيامبر اعظم(ص).
در زمينه اول به تلاش وسيع صهيونيستها و دشمنان براي كنار زدن اسلام از صحنه جوامع غربي توجه مي كنيم. آنان برخلاف شعارهاي آزادي خواهانه و تساهل و تسامح، مظاهر اسلام را برنمي تابند. مثلاً با وجود آن كه طبق مباني دموكراسي غربي، افراد در انتخاب نوع پوشش آزادند، حجاب زنان و دختران مسلمان را تحمل نمي كنند و مسلمانان را به دليل رعايت شعاير اسلامي، از حقوق اوليه همانند تحصيل در مدارس بازمي دارند.
آنان از گرايش وسيع مردم در غرب به اسلام وحشت كرده اند، لذا با تبليغات گسترده سعي دارند چهره نوراني اسلام را تخريب كنند. اين اقدام به ويژه پس از واقعه يازدهم سپتامبر 2001 ميلادي شدت گرفت. آنان با سوءاستفاده از حوادث 11 سپتامبر، مسلمانان را عامل آن معرفي كرده، اسلام را دين خشونت، تعصب كور و ترور تبليغ كردند. بر اين پايه مسلمانان نيز بي منطق، حسود، متحجر، خشن و تروريست معرفي شدند و با اين زمينه سازي، اسلام زدايي را با عنوان مبارزه با تروريسم پي گرفتند. در كنار اسلام زدايي محور ديگر اقدام آنان تحريف اسلام با ارائه اسلام آمريكايي بود. آنان تلاش كردند برخلاف مسلمات اسلام، آن را موافق با سكولاريسم (جدايي دين از سياست)، نظام سرمايه داري، ارتباط نامشروع زن و مرد و مانند آن معرفي كنند. با توجه به اين اقدامها، ضروري مي نمود تا مردم در اروپا و آمريكا به اين حقيقت پي ببرند كه اسلام نه دين استبداد، ترور و عقب ماندگي است و نه دين سكولار و مانند آن و شناخت اين حقيقت جز با رجوع به كانون بعثت اسلام يعني پيامبر اعظم(ص)، ناممكن بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامي با نامگذاري امسال، همگان را اعم از مسلمانان و غيرمسلمانان به سرچشمه هدايت الهي رهنمون كردند تا اسلام ناب را از منشأ اصلي و سرچشمه فياض آن دريافت كنند و دريابند كه اسلام بنيادي ترين نياز جوامع امروز و رحمت براي همه جهانيان است.
زمينه ديگر نامگذاري امسال به توهين روزنامه دانماركي و ديگر روزنامه هاي غربي به ساحت قدسي رسول خدا(ص)، در سال گذشته برمي گردد.نو محافظه كاران حاكم بر آمريكا و اروپا كه از احياي اسلام و گرايش روزافزون به اسلام به وحشت افتاده اند و منافع نامشروع خود را در ايجاد جنگي جديد عليه اسلام و ايران مي بينند، در قالب انتشار كاريكاتورهاي حضرت محمد(ص)، به تحريك احساسات مذهبي مسلمانان برآمده و درصددند با سربازگيري جديد، به گمان خود جنگ صليبي جديدي بين تمدن غربي و اسلامي به راه اندازند.بي گمان حمله به مسلمانان و كشورهاي اسلامي، نيازمند زمينه سازي افكار عمومي در غرب است. بخشي از اين زمينه سازيها پس از حادثه يازده سپتامبر 2001 ايجاد شد و رسانه هاي غربي با صحنه سازي، تنفر از اسلام را در بين آمريكاييان و اروپاييان پراكندند. اما به دليل هوشياري مسلمانان آن گونه كه بايد، دشمن به هدف خود نرسيد.
شواهد حاكي است، طراحان و ناشران كاريكاتورهاي توهين آميز نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) به دنبال اهداف زير بودند:
- تحريك نژادپرستان اروپايي عليه اسلام و مسلمانان؛
- سربازگيري براي حمايت از جنگ آمريكا و انگليس عليه ايران؛
- بسيج اروپاييان براي جنگ تمدنها عليه جهان اسلام (جنگهاي صليبي جديد)؛
- احيا و تقويت دشمني با اسلام در اروپا و آمريكا.
وحشت سرمايه داران غربي و صهيونيستها از رشد و گسترش اسلام در اروپا و آمريكا كه منافع نامشروع و ظالمانه آنان را به خطر انداخته است، باعث شده تا چهره نوراني اسلام را با عبارات موهني چون تروريسم، استبداد نئوكراتيك و مانند آن تخريب كنند و همه اينها را با عنوان آزادي بيان توجيه نمايند. واقعيت اين است كه اسلام در قلب اروپا و آمريكا در حال گسترش است و عمق استراتژيك اسلام تا آنجا گسترش يافته است. بنابراين، خطر براي دشمنان اسلام جدي است. آنان با انتشار كاريكاتورها در دو سطح، هدفهاي خود را دنبال مي كنند.

سطح داخلي (اروپا و آمريكا)

در اين سطح آنان به جنگ ديني يا تمدني با مسلمانان مي انديشند و در پي جنگ جهاني صليبي عليه مسلمانانند. به ويژه در رابطه با دنياي اسلام، ايران براي آنان از اهميت خاصي برخوردار است؛ زيرا با پيروزي انقلاب اسلامي، اسلام احيا شده است. اسرائيل در خطر جدي قرار گرفته، مسلمانان در سراسر جهان، هويت خود را بازيافته، احساس خودباوري و افتخار مي كنند و حركت رو به جلوي دنياي اسلام، منافع نامشروع سرمايه داران صهيونيست جهاني در جهان اسلام و خاورميانه را به خطر انداخته است.
پيشرفتهاي ايران در فناوريهاي نظامي، تسليحاتي، سلولهاي بنيادي و به ويژه انرژي هسته اي آنان را به وحشت انداخته است. آنان دو سه چشمه را در معرض هجوم ناجوانمردانه خود قرار داده اند:
- اسلام و كانون نوراني هميشه جاويد آن يعني پيامبر اعظم(ص) با انتشار كاريكاتورها.
- نظام جمهوري اسلامي ايران به عنوان حامي و احياگر اسلام در عصر جديد، با حمله به مقدسات شيعي مانند حرم امام هادي(ع) و امام حسن عسكري(ع) و اتهامات نقض حقوق بشر، تروريسم، دستيابي به سلاح هسته اي، نبود آزادي و مانند آن.
عجيب اين است كه اقدامهاي موهن خود را با نام آزادي بيان توجيه مي كنند و عجبا كساني كه اهانت به مقام شامخ رسالت را آزادي بيان مي دانند! حاضر نيستند حتي كوچكترين انتقاد و تحقيقاتي درباره واقعه كاذب هولوكاست و اسرائيل بشنوند. انديشمندان بزرگي چون «روژه گارودي» و ديگران را محاكمه مي كنند، از ايران مي خواهند نه تنها از انرژي هسته اي و فناوري آن، بلكه حتي از تحقيقات هم دست بردارد. بدين سان بربريت قرون وسطي دوباره به اروپا و غرب بازگشته است.

پيامهاي نامگذاري سال 1385 به نام پيامبر اعظم(ص)

بي گمان نامگذاري امسال از سوي رهبر انقلاب اسلامي داراي پيامهاي ارزشمندي به ملت ايران و مسلمانان جهان است و همان گونه كه ايشان فرمودند، اين پيام را بايد با همه وجود و با همه دل دريافت كنيم و به اقتضاي آن پيش برويم و جامعه ما از فرد و مجموعه بايد روز به روز خود را به آنچه پيامبر(ص) براي آن كمر همت بست و آن تلاش و مجاهدت را مبذول كرد، نزديك كند. بر اين اساس چند سرفصل از آن را به عنوان سرمشق كارها بيان مي كنيم.

1- پيام وحدت

مقام معظم رهبري به لقب «اعظم» كه بيشتر در گفتمان برادران اهل سنت به كار مي رود، پيام وحدت بخش دين را به همه مسلمانان در ايران و جهان ابلاغ كرده اند؛ در حالي كه دنياي استكباري غرب در جبهه اي واحد به نبرد عليه اسلام و مسلمانان روي آورده است و با انواع تهاجم فرهنگي، سياسي، امنيتي و نظامي به ويژه پس از يازده سپتامبر 2001، اقدامهاي خود را تشديد كرده است و به ساحت مقدس رسول خدا(ص) جفا نموده و براي جلوگيري از همدلي و همگرايي و اتحاد مسلمانان، تلاش دارد جنگهاي مذهبي و قومي در مناطق مسلمان نشين بپا كند، ضروري است تا با تمسك به جايگاه بلند رسول اعظم(ص)، مسلمانان اتحاد، انسجام و يكپارچگي خود را تحكيم نموده، با بنيان مرصوص به مقابله با دشمن و دفاع از كيان اسلام برخيزند.
رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي براي جلوگيري از توطئه دشمن، با نامگذاري امسال، اين نداي قرآن را به گوش مسلمانان رسانيد كه: «به ريسمان محكم خداوند چنگ زنيد و متفرق نشويد.»(7)

2- اقتدا به پيامبر اعظم(ص)، در حكومت داري

با روي كار آمدن دولت دكتر محمود احمدي نژاد و طرح شعار «دولت اسلامي»، شرايط جديد و فرصت مناسبي براي دستيابي به آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي به وجود آمد. نامگذاري امسال، اين پيام را به دولتمردان جمهوري اسلامي مي دهد كه اگر در پي ايجاد دولت خالص اسلامي هستند، بايد به نبي اكرم(ص) اقتدا كنند، سيره سياسي آن حضرت را در امور داخلي و خارجي و بين المللي سرلوحه كار خود قرار دهند، سيره اخلاقي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي پيامبر(ص) را به عنوان سند چشم انداز نهايي دولت اسلامي بنگرند، هرچه مي توانند بر آن تلاش كنند و مشكلات كشور را در سطوح مختلف حل كنند. نامگذاري هدايت گرانه امسال براي دولت مردمي، يعني سال خيزش و حركت بزرگ و رو به جلو.

3- الگودهي به ملت انقلابي

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 به رهبري امام خميني(ره)، ملت بزرگ ايران با رويكردي حكومتي و نظام مند براي تحقق اسلام ناب محمدي مي كوشد و تاكنون مراحل مختلف حركت به سوي جامعه و تمدن اسلامي را با محوريت پيامبر(ص) و جانشينان آن حضرت با موفقيت پيموده است، چنان كه رهبر معظم انقلاب بر اين نكته تأكيد مي كند:
«در اين مقطع زماني ياد و نام مبارك پيامبر اعظم(ص) از هميشه زنده تر است و اين يكي از تدابير حكمت و الطاف خفيه الهي است. امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر خود نيازمند است. به هدايت او، به بشارت و انذار او و به پيام و معنويت او و به رحمتي كه او به انسانها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اكرم(ص)، براي امتش و براي همه بشريت درس عالم شدن، قوي شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعي نام مبارك پيامبر اعظم است و در سايه اين نام و اين ياد، ملت ما درسهاي پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به درسهاي زندگي و برنامه هاي جاري خود تبديل كند.»(8)
پيامبر خدا(ص) الگو و سرمشق براي همه ملتهاي مسلمان و به ويژه ملت ايران است. به فرموده رهبر معظم انقلاب، بايد پيام نامگذاري امسال را با همه وجود دريافت كنيم و به اقتضاي آن پيش برويم، نه اين كه فقط سال را متبرك كنيم.(9) در پايان، لازم است برخي از سرفصلهايي كه بايد سرمشق كارها قرار گيرد معرفي گردد:
- تكميل مكارم اخلاق: يعني خود را در صفات نيكو تابع پيامبر خدا(ص) كنيم و صفات زشت را كنار بگذاريم.
- ايستادگي و استقامت در مقابل دشمن: يعني در مقابل فريبها و تهديدهاي دشمن و سختي و دشواري راه بايستيم تا به قله پيروزي برسيم.

پي نوشتها:

1- بيانات نوروزي، 1/1/1385
2- احزاب، آيات 12-20
3- احزاب، آيات 21
4- هود، آيه 112-113
5- بيانات در كنفرانس قدس، 25/1/1385
6- بيانات در ديدار عمومي بسيجيان، 6/1/1385
7- آل عمران، آيه 103
8- پيام نوروزي، 1/1/1385
9- بيانات در ديدار عمومي بسيجيان، 6/1/1385

 


ادامه مطلب
[ شنبه 18 بهمن 1393  ] [ 7:35 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
پیامبر(ص) و خدیجه(س)
پیامبر(ص) و خدیجه(س)
نویسنده:علی‏اکبر صمدی
منبع:مجله دیدار آشنا

ادب و عاطفه
بی‌‏تردید روز ازدواج پیامبر اکرم (ص) با حضرت خدیجه (س)، روز مبارکی برای امت اسلامی و مبدأ برکات بسیار بود. آنچه می‏خوانید نگاهی کوتاه است به روابط عاطفی میان پیامبر(ص) و خدیجه(س) که اشاره‏ای نیز به مقدمات این ازدواج دارد. زندگی مشترک پیامبر(ص) و خدیجه(س) درس‏آموز تمام مردان و زنانی است که جویای سعادت در زندگی خود هستند. عدم دلبستگی خدیجه به سیم و زر دنیا وتوجه به امور معنوی، عشق و علاقه به پیامبر(ص)، عطوفت و مهربانی متقابل رسول خدا(ص) و خدیجه(س)، ایثار و وفاداری نسبت به یکدیگر، همه و همه درسهای آموزنده‏ای است برای جویندگان سعادت.
شخصیت حضرت خدیجه(س)
خدیجه را نباید تنها یک بانوی سرمایه‏دار دانست. که شتران حامل مال‏التجاره را به مناطق مختلف می‏فرستاد، و سودهای کلان بدست می‏آورد، بلکه وی به عنوان یک شخصیت معنوی، عفیف، پاکدامن و ایثارگر، دارای شناخت و فکر بلند و تیزبین مطرح بود.
این بانوی بزرگ، حتی در دوران جاهلیت، که پاکدامنی جایگاهی نداشت، به دلیل عفّت و دامن پاکش، طاهره نامیده می‏شد. «و کانت تُدعی فی الجاهلّیة بالطّاهره لشدّة عفافها و صیانتها».(1)
خدیجه آنچنان بر بلندای معنویت صعود کرده است که پیامبر خدا(ص) به کمال وی شهادت داده و فرموده است: «کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الاّ أربع: آسیة بنت مزاحم امرأة فرعون، و مریم بنت عمران، و خدیجة بنت خویلد، و فاطمة بنت محمد(ص)».(2)
مردان بسیاری قلّه کمال را فتح نموده‏اند، ولی از زنان، چهار نفر به این قلّه دست پیدا کرده‏اند:
آسیه دختر مزاحم و همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد(ص).
این بانوی بامعرفت، آنچنان حقیقت‏شناس و تیزبین است که در میان همه مردان و زنان عصر بعثت، اولین فردی است که نبوت رسول خدا را تصدیق می‏کند، و مدال پرافتخار ایمان را بدست می‏آورد.(3)
خدیجه از بهترین زنان بهشت و برگزیده خداوند تبارک و تعالی است.(4)
مقام این بانوی بزرگ به اندازه‏ای رفیع است که پیامبر خدا(ص) خطاب به وی فرمودند: «یا خدیجة انّ اللّه‏ عزّ و جلّ لیباهی بکِ کرام ملائکته کلُّ یومٍ مرارا».(5)
خدیجه! خداوند عز و جل روزی چندین بار به عظمت تو در نزد ملائکه مقربش مباهات می‏کند.و در مورد دیگر نیز فرموده است: «قال جبرئیل: هذه خدیجة فاقرء علیهاالسلام من ربّها و منّی و بشّرها بیت فی الجّنة»(6). سلام خداوند و مرا به خدیجه ابلاغ کن و مژده خانه‏ای در بهشت را به او بده.
زمینه ازدواج با رسول خدا(ص)
خدیجه از پیش مانند سایر مردم، محمد(ص) عزیز قریش را به عنوان فردی امین و درستکار می‏شناخت. بر همین اساس از حضرتش دعوت کرد تا مسؤولیت یکی از کاروانهای تجارتی وی را بپذیرد، و شاید هم می‏خواست شخص مورد علاقه خود را به دقت بیازماید. به هر حال، محمد(ص) مسؤولیت کاروان را پذیرفت. خدیجه هم غلام مورد اعتماد خود مَیْسره را همراه حضرتش نمود، تا هم کمک‏کارش باشد، و هم هنگام بازگشت گزارش سفر را از وی دریافت کند.


ادامه مطلب
[ شنبه 18 بهمن 1393  ] [ 7:34 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
 جنگ روانی از منظر قرآن و سیره نبوی
جنگ روانی از منظر قرآن و سیره نبوی
نويسنده:حسن فراهانی
منبع:فصلنامه معرفت

مقدمه

تاریخ جنگ روانی از تاریخ حیات بشر جدا نیست، اما همیشه با این عنوان به كار گرفته نشده است و مانند سایر مفاهیم، در بستر تاریخ و همراه با مقتضیات زمان و مكان، متحول بوده و سیر تطور خود را تا به امروز پیموده است، به گونه‏ای كه در عصر حاضر، با استفاده از فن‏آوری، بر پیچیدگی آن افزوده شده است. در تعریف جنگ روانی، آمده است: «استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در خصوصیات فكری دشمن، با توسل به شیوه‏هایی كه موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی شود» . (1) در قرآن كریم، آیات زیادی وجود دارد كه بیش‏تر آن‏ها ناظر به جنگ‏های صدر اسلام در عصر پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله می‏باشد.بخشی از این آیات در مقام پاسخ‏گویی به جنگ روانی دشمن بوده و در صدد است كه آن‏ها را خنثی كند، بخش دیگری از آیات، كه جنبه تعرضی دارد، می‏خواهد روحیه طرف مقابل را تحت تاثیر قرار داده، به تسلیم وادارد; بخشی دیگر از آیات نیز در زمانی كه مسلمانان احساس‏ضعف وشكست می‏كنند، درصدد تقویت روحیه آنان است.
با مطالعه سنت نیز می‏توان روایات متعددی را در این زمینه ذكر كرد.از مهم‏ترین روایات در این باب، روایاتی است كه حاكی از جواز به كاربردن خدعه در جنگ است: «الحرب خدعة‏» . (2)
جنگ روانی از مصادیق بارز «خدعه‏» به معنای «مكر، حیله و فریب‏» است. (3)
در فقه اسلامی، خدعه در جنگ جایز است.علامه حلی‏رحمه الله در كتاب‏های تذكره و منتهی بر این مطلب، ادعای اجماع نموده است. (4)
روایاتی كه علمای اسلام برای جواز خدعه در جنگ بدان استدلال نموده‏اند، گویای جواز جنگ روانی است.
پیامبراكرم صلی الله علیه وآله با نقشی همه جانبه، كه در جنگ‏ها به كار گرفته بود، دگرگونی بزرگی در آیین نبردهای جدید به وجود آورد.وی جنگ را به تمام جبهه‏ها كشاند و از هر سلاحی كه می‏توانست‏بهره گرفت; هم‏چنان كه نبرد همه جانبه در تمام جبهه‏ها جریان داشت، «جنگ روانی‏» نیز با شدت مورد استفاده قرار می‏گرفت. جنگ‏های مسلحانه نتیجه عوامل نظامی، اقتصادی و روانی است و به همین دلیل به «نبرد همه جانبه‏» تعبیر می‏شود. (5)
قرآن كریم به مسلمانان ماموریت داده است تا كلیه نیروها و امكاناتی را كه می‏توان در راه جنگ و دفاع و رسیدن به قدرتی بازدارنده به خدمت درآورد، فراهم كنند: «و شما بر (مقابله) با آن‏ها، هر چه در توان دارید، از آلات جنگی و اسبان تازه نفس و آماده، برای تهدید و ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم آورید.و بر دیگران كه شما بر دشمنی آنان مطلع نیستید و خدا به آن‏ها آگاه است نیز مهیا باشید و...» (انفال 8: 60) مرحوم طبرسی در این‏باره می‏نویسد: «اطلاق آیه "من قوه" شامل انواع سلاح‏ها، افراد آموزش‏دیده، تاسیسات و آموزشگاه‏های نظامی، استحكامات، وحدت صفوف و نیروها، تلاش و تكاپوی ملی، رشد و قدرت و استقلال اقتصادی، موضع برتر سیاسی، استحكام باورهای ایدئولوژیك و بالاخره، هر آنچه از پشتوانه مادی و معنوی كه می‏توان به خدمت جنگ درآورد، می‏گردد» . (6)
با توجه به گستره بحث «جنگ روانی در قرآن و سیره نبوی‏» ، از میان ابزارها و مكانیسم‏های جنگ روانی، در این نوشتار، فقط موضوع «شایعه‏» مورد بررسی قرار می‏گیرد.

تعریف شایعه

آنچه عموما «شایعه‏» نامیده می‏شود، عبارت از شرح، پیش‏بینی و توصیف رخدادهایی است كه غالبا در قالب غیررسمی و تایید نشده توسط منابع مسؤول شكل می‏گیرد، ولی با این وجود، از سوی بخش عظیمی از توده‏ها به طور جدی مورد قبول قرار می‏گیرد.در مطالعه «شایعه‏» با دو تصور مختلف مواجه هستیم.برخی آن را یك پیام می‏دانند كه از فردی به فرد دیگر انتقال می‏یابد، با این ملاحظه كه فرد آغازین زنجیره انتقال، یك شاهد عینی است كه گزارش او با حقیقت مطابق بوده و تحریف‏ها در فرایند انتقال صورت می‏گیرد.عنصر اساسی و تحلیل، همان گزارش، و مساله اصلی آن، بیان علت انتقال است.از آن‏جا كه حالت طبیعی ارتباطات، یك هنجار درست فرض می‏شود، شایعه، یك حالت مرضی و نابهنجار به حساب می‏آید.برخی دیگر شایعه را ترسیم و نمایش مختصر یك واقعه تصور می‏كنند كه در تعامل مردمی كه درگیر حادثه‏اند، به طور فشرده بیان می‏شود.در این دیدگاه، عنصر تحلیل، موقعیت و شرایط است و مساله اصلی معلوم كردن این نكته است كه آن موضوع چگونه تفسیر می‏شود. (7)
آلپورت و پستمن در كتاب روان‏شناسی شایعه، «شایعه‏» را چنین تعریف می‏كنند: «شایعه اصطلاحی است كه به یك اندیشه واقعی معین و ارائه شده اطلاق می‏گردد تا شنونده بدان باور یابد.شاید معمولا از فردی به فرد دیگر، از طریق كلمات شفاهی انتقال می‏یابد، بی آن‏كه نیاز به دلیل و مدركی داشته باشد» . (8)
در تعریف دیگری آمده است: «شایعه، ترویج‏خبری ساختگی است و واقعیت ندارد و بر پایه بزرگ‏نمایی، رعب‏آفرینی و یا تحریف استوار است، در بیان چنین خبری، جنبه كم‏رنگی از حقیقت و یا تفسیری خلاف واقع از خبری صحیح گنجانده شده است، هدف از پخش چنین خبری، تاثیر نهادن بر افكار عمومی، ملی، جهانی و یا نوعی دست‏یابی به اهداف سیاسی، نظامی و یا اقتصادی در قلمرو یك كشور یا جهان است‏» . (9)
شایعه می‏تواند در زمینه‏های گوناگونی مانند جنگ، شورش‏ها و هیجانات، حوادث ناگوار، افزایش قیمت‏ها، روابط سیاسی و مسائل اقتصادی بروز نماید و از آن‏جا كه دارای زمینه‏ها و موضوع‏های خاصی است، توجه بدان موقتی است; در شرایط مساعد، ظهور می‏كند و با فقدان شرایط از بین می‏رود.شایعه لزوما ساخته ذهن و خیال، دور از واقعیت و یا دروغ محض نیست، بلكه می‏تواند در شكل‏گیری و انتشار، بعد كم‏رنگی از حقیقت را در خود داشته باشد.
در زبان قرآن، واژه‏هایی كه به نوعی می‏توانند مفهوم شایعه (اخباری كه صحت و سقم آن به تایید نرسیده است) را افاده كند، به چشم می‏خورد. «خرص‏» ، «تقول‏» و «اختلاق‏» از این نمونه‏ها هستند. «خرص‏» ، گفتاری است‏بر اساس ظن و تخمین ساخته و پرداخته شود، خواه با واقعیت مطابق باشد یا خیر. (10)
قرآن كریم می‏فرماید: «آنچه می‏گویند از روی نادانی است و جز از روی خرص سخن نمی‏گویند.» (زخرف: 20) در آیه دیگری می‏فرماید: «مرگ بر خراصون; آنان كه به غفلت در جهل فرو مانده‏اند.» (ذاریات: 10- 11) از این آیات برمی‏آید كه عنصر اساسی خرص، ظن و گمان و زمینه مشوب به ناآگاهی است و خرص لزوما خلاف واقع نیست، از این‏رو، تفسیر خرص به «كذب‏» درست‏به نظر می‏رسد.
كلمه «تقول‏» ، كه با لفظ «علیه‏» متعدی می‏شود، به معنای نسبت دادن چیزی به كسی است، بدون هیچ‏گونه استناد و دلیل.قرآن كریم می‏فرماید: «و اگر پیامبر برخی سخنان را از خود بر ما ببندد...» (الحاقه: 44) این واژه‏ها نیز عبارت از بافتن سخنان و مطالبی است كه به تایید نرسیده.
واژه «اختلاق‏» نیز معنای لفظ پیشین را دارد، در قرآن كریم آمده است: «ما در این آخرین آئین، چنین سخنی نشنیده‏ایم و این جز بافته و پرداخته نیست.» (ص: 7) كلماتی نیز به فرایند شایعه‏پراكنی و بعضا به اهداف آن اشاره دارد; از آن جمله است; شیوع، اذاعه و ارجاف. «شیوع‏» و «اشاعه‏» به معنای پراكندن، گسترش و انتشار آمده است.از این‏رو، می‏گویند: "شاع الحدیث و التسر و اشاعه صاحبه و رجل مشیاع" (11) در قرآن كریم، در بیان ماجرای «افك‏» آمده است: «برای كسانی كه دوست دارند درباره مؤمنان تهمت زنا شایع شود، در دنیا و آخرت، عذابی دردآور مهیاست.» (نور: 19) واژه «اذاعه و ذیوع‏» به معنای ظهور و انتشار است.گویند: «رجل مذیاع‏» ; یعنی كسی كه راز را افشا می‏كند و جمع آن «مذاییع‏» است. (12)
حضرت علی علیه السلام در وصف مؤمنان راه یافته می‏فرماید: «نه مفسده‏جو هستند و نه فتنه‏انگیز، نه در پی اظهار و اشاعه (فحشا) هستند و نه مردمی سفیه و لغوگو» . (13)
لفظ «اذاعه‏» علاوه بر معنای «انتشار و پراكندن‏» ، بر «اظهار» نیز دلالت دارد.قرآن كریم می‏فرماید: «و چون خبری، چه ایمنی و چه ترس، به آن‏هابرسد، آن را درهمه جااظهارمی‏كنند.» (نساء: 83) واژه «ارجاف‏» نیز - چنان‏كه پیش از این گفته شد - به معنای اشاعه باطل و اخبار دلهره‏آور و نگران‏كننده است.این كلمه در اصل به معنای اضطراب است، به این دلیل، به دریا «رجاف‏» گویند; زیرا در لرزش و جنبش است. «ارجاف مردم به چیزی‏» به معنای پخش اخباری است كه موجب پریشانی و سراسیمگی شود.بنابراین، واژه ارجاف به هدف شایعه‏پراكنی نیز اشاره دارد.
قرآن كریم در سوره نور، نحوه انتقال و انتشار شایعه را (در حدیث افك) چنین تشریح می‏كند: «آن‏گاه كه سخن را از دهان یكدیگر می‏گرفتید و چیزی بر زبان می‏راندید كه درباره آن هیچ نمی‏دانستید، می‏پنداشتید كه كاری خرد و آسان است و حال آن‏كه نزد خدا كاری بزرگ بود.» (نور: 15) «تلقی‏» گرفتن سخنی است كه دیگری گفته و تقیید آن به «السنه‏» برای دلالت‏بر آن است كه خبر مزبور بدون تحقیق و تدبر، زبان به زبان می‏گردد.جمله «و تقولون بافواهكم‏» عطف بر جمله گذشته است و در حقیقت، تفسیر آن محسوب می‏شود. (14)
بنابراین، می‏توان نتیجه گرفت كه «شایعه‏» خبری است كه زبان به زبان می‏گردد و بدون هیچ‏گونه تفحص و تحقیق و حصول یقین از صحت‏یا سقم آن، به صورت شفاهی میان افراد انتشار می‏یابد و اگرچه به نظر خرد و آسان می‏آید، ولی می‏تواند پیامدهای گران و زیان‏باری برای جامعه داشته باشد.

پیشینه شایعه در اسلام

در تاریخ اسلام نیز آن‏جا كه ابهام و اهمیت رخدادی قطعی بود، شایعات رواج و قوت می‏گرفت.چون جنگ بدر با پیروزی مسلمانان خاتمه یافت، پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله، زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه را از اثیل به مدینه فرستاد تا این خبر را به مردم برسانند.آن‏ها روز یكشنبه و در نیمروز به مدینه رسیدند و در دره عمیق از هم جدا شدند.عبدالله در محله بالای مدینه و زید در محله پایین به خانه انصار سر می‏زدند و می‏گفتند: ای گروه انصار، شما را مژده باد به سلامت رسول خدا و كشته و اسیرشدن مشركان! عتبه و شیبه و پسران ربیعه و دو پسر حجاج، ابوجهل، ابوالبختری، زمعة بن اسود و امیة بن خلف كشته شدند و سهیل بن عمرو و گروه زیادی به اسارت درآمدند! بچه‏ها از پی عبدالله بن رواحه حركت می‏كردند و فریاد می‏كشیدند: "ابوجهل بدكار كشته شد."


ادامه مطلب
[ شنبه 18 بهمن 1393  ] [ 7:34 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
بررسی داده های خداوند به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
بررسی داده های خداوند به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
نويسنده:حسن عرفان

دانش

یکی از داده های بزرگ خداوند متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله. دانش الهی است. در چندین جای قرآن کریم این عطای بی مانند مطرح شده است.1 خود حضرت نیز گاه بیان کرده اند که: «انا مدینه العلم و علی بابها؛ من شهر علمم و علی دروازة آن».2 و نیز فرمودند: «اوتیت جوامع الکلم؛ سخنان جامع و فراگیر به من داده شده است».3 با کاوش در روایاتی که بیان گر علوم الهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و علوم اهل بیت علیهم السلام است و با توجه به دانش هایی که در دوران حیاتشان از آنان ارائه شده است، می فهمیم که معارف و دانش های آنان، دارای این ویژگی هاست:
1. جامع و فراگیر است.
2. فراتر از زمان و فراتر از دست یافته های بشری است.
3. صحیح است، نقدپذیر و نقص پذیر نیست.
4. دارای اختلاف، تضاد و تناقض نیست.
5. ضروری، مفید و سعادت بخش است.
اکنون این مؤلفه ها را با شرح، می گسترانیم.

جامع و فراگیر بودن

ظرفیت علمی بشر محدود است و زمان آموختن نیز. از این رو دانشمندان و فرهنگ کاوان تنها می توانند در برخی از عرصه های دانش و تا مرزهای محدودی دست یافته هایی داشته باشند و هرکسی می تواند از اقیانوس بی ساحل دانش، جامی یا جام هایی بنوشد. در زمان ما که عرصة تخصص ها گسترش یافته است، دانش پیشگان تنها می توانند در یک یا چند رشته کارشناس شوند، لیکن دانش الهی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله این محدودیت ها را ندارند. در چندین روایت آمده است که این علوم، چنان ژرف، گسترده و بی کران است که آن چه را که گذشته است و آن چه را که می آید، در بر گرفته است.4

فراتر از دست یافت بشری بودن

دانش های بشری، یا کاوش های عقلی است و یا پژوهش های تجربی، و این دو عرصه، نارسایی ها و ناتوانی های ویژة خود را دارد. گاه ابزار پژوهش نارساست و گاه قلمرو تجربه محدود است. بالاتر از همة این ها، دست آوردهای علمی بشر، مخصوص جهان محسوس و مشهود است، لیکن دانش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فراتر از این هاست و آن چه را که مردم توان دست یافتن به آن را نداشته اند، ایشان یافته است. خداوند متعال می فرماید: «علّمک ما لم تکن تعلم؛ خداوند به تو آموخت آن چه را که نمی توانستی بیاموزی».5 و در جای دیگر می فرماید: «کما علّمکم ما لم تکونوا تعلمون؛ به شما آموخت آن چه را نمی توانستید فرا بگیرید».6

صحیح بودن

دانش های بشری در مسیر زمان نقدپذیر و نقض پذیر می شود. این دانش ها چون ره یافت ناقص بشری و تجربه های گوناگون و آزمون های مکرر است، و همة این ها خطاپذیرند، آن دانش ها هم سرشار از خطا هستند، لیکن علوم الهی فراتر از این هاست.
امام صادق علیه السلام به دو نفر از مخاطبان خویش فرمودند: «اگر خاور و باختر زمین را بکاوید، دانش صحیحی نمی یابید، مگر آن چه از پیش ماست.

اختلاف نداشتن

اختلاف، تضاد و تناقض، یکی از ویژگی های دست آوردهای عقلی و علمی بشر است. مکاتب فلسفی را بنگرید، روند و فرآیند علوم را تماشا کنید، اختلاف موج می زند. تضادها رخ می نمایند. درگیری ها به اوج می رسند و پارادوکس ها نقاب می افکنند. لیکن در علوم الهی، این اختلاف ها وجود ندارند. 124 هزار پیامبر و دوازده امام، هیچ گاه با هم اختلاف علمی نداشتند.
خدواند متعال یکی از ویژگی های وحی و قرآن کریم را نداشتن اختلاف، و یکی از خصوصیات دانش های بشری را اختلافات فراوان می داند: «آیا در [معانی] قرآن نمی اندیشید؟ اگر از جانب غیرخدا بود، قطعاً در آن اختلاف بسیاری می یافتند».7

پی نوشت:

1. نساء. آیه 113. مائده، آیه 110.
2. علی لاسواه، ص 124.
3. اصول کافی، ج 1، ص 327.
4. اصول کافی، ج 1، ص 310 و 318.
5. نساء، آیه 113.
6. بقره، آیه 239.
7. نساء، آیه 82.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 18 بهمن 1393  ] [ 7:34 PM ] [ حسین رضایی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات :  ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

با سلام این وبلاگ در جهت موج وبلاگی "لبیک دیا رسول الله تاسیس شده است
نويسندگان
لينک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 50245 نفر
كل مطالب : 310 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 9 آذر 1394 
امکانات وب