:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103796

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ زندگي بدون مصرف گرايي
    موضوع



     
     
       ● نويسنده: جليل - اوحدي

    منبع: سایت های خبری - همشهري آنلاين  - تاريخ شمسی نشر 30/06/1388

     
     

    وقتي كه مصرف مي‌كنم به خوبي منطق همه را مي‌دانم و مي‌فهمم چگونه اين دانش‌ها حاكمان زندگي امروز ما هستند.

    چقدر وقتي كه دبيرستان مي‌رفتم به رياضيات خودم مغرور بودم. چقدر جبر بلد بودم. هر وقت مسئله‌اي را نمي‌توانستم حل كنم حتماً شب توي خواب حل مي‌كردم. چقدر مسئله هندسه حل كردم و قضيه حفظ كردم.

    توي كلاس بعضي‌ها هندسه را بهتر از من بلد بودند ولي بيرون از كلاس، توي خانواده كمتر كسي به اندازه من بلد بود. حتي مسائل كلاس‌هاي بالاتر از خودمان را حل مي‌كردم. چقدر مغرور بودم. بالاخره هم با همين سواد خيلي خوبم توي جبر و هندسه و فيزيك و شيمي و همه درس‌هايي كه بلد بودنشون لازم بود، دانشگاه قبول شدم.

    چقدر وقتي وارد دانشكده مهندسي شدم مغرور شدم. درصد كمي از جامعه مي‌توانند مهندس باشند، يكي هم من. ما دانشجويان مهندسي واقعا تافته جدا بافته‌ايم. هيچ‌كس به اندازه ما چيز نمي‌فهمد.

    هيچ‌كس به اندازه ما بلد نيست مهندس باشد. هيچ‌كس توي كشور همتراز ما دانشجويان مهندسي رياضي و فيزيك بلد نيست و نمي‌داند ملكول‌ها چطور ساخته مي‌شوند و چطور در كنار هم جامدات، مايعات و گازها را مي‌سازند و تركيبات چگونه به وجود مي‌آيند.

    چقدر وقتي مهندس شدم مغرور شدم. ما مهندس‌ها جامعه را مي‌سازيم. همه ما مهندس‌ها همه كشور را مي‌سازيم. همه سازندگي‌ها توسط ما مهندس‌هاست. بالاخره يك روز هم از شغل مهندس كارمندي استعفا دادم و بطور آزاد وارد صنعت شدم.

    تازه فهميدم همه مهندس‌ها فقط توي كتاب‌ها باقي مانده‌اند و هيچ‌كدام‌شان از دانشگاه بيرون نيامدند. تازه فهميدم همه سازنده‌ها همين دانشگاه نديده‌هايي هستند كه تنها چيزي كه اصلا بلد نيستند رياضي است.

    من مطمئنم همه ايشان سطح ورق مورد نياز براي ساختن يك دستگاه را با كمي پايين و بالا محاسبه مي‌كنند ولي هيچ‌كدام‌شان منطق مساحت را نفهميده‌اند؛ اينكه طول مستطيل ضربدر عرض آن مي‌شود مساحت را همه سازندگان بلدند ولي چرايش را هيچ‌كدام بلد نيستند.

    عوضش من هرگز به اندازه يك تراشكار ساده‌اي كه با يك ماشين تراش يا دستگاه فرز مي‌تواند پيچيده‌ترين قطعات مهندسي را بسازد، نه مكانيك بلدم نه علم مواد. از اينكه من يك سازنده نيستم خجالت كشيدم و از اينكه هنوز هيچ‌كس منطق هندسه را به اندازه من بلد نيست، غرور داشتم.

    امروز آثار هنري را با چشمي ديگر مي‌نگرم. امروز بر نقش يك فرش جوري دقت مي‌كنم كه در گذشته هرگز نمي‌ديدم. تقسيم يك مستطيل به اسليم‌هايي كه در نقشه فرش كامل، دقيق و بي‌غلط است فقط مي‌تواند كار كسي باشد كه منطق هندسه، منطق رياضي، منطق زندگي و منطق آفرينش را خيلي خوب مي‌داند.

    امروز وقتي به كاشي‌كاري‌هاي يك بناي تاريخي مي‌نگرم تازه مي‌فهمم آن بناي كاشيكار كه فقط يك‌دست لباس پلوخوري داشته و تمام لباس‌هاي ديگرش گل‌آلود و خاك خورده و لعابدار بوده آنقدر از مهندسي مي‌دانسته كه بلدبوده است يك حاشيه را گرداگرد يك گنبد بگرداند و بعد از صدها سال من مهندس هرگز نتوانم بفهمم از كجا آغاز نموده و به كجا ختم كرده است.

    چگونه كاشي‌هايي ساخته است كه تعداد دقيق آنها مقرنس‌ها يا شبستان‌هاي مسجد بزرگي را پوشش دهد. دلم مي‌خواهد بر گورش بايستم و ناگاه خود را روي خاك او بيفكنم و با تضرع او را صدا كنم: «جناب مهندس!» امروز وقتي در كنار پلي مي‌ايستم كه بيش از هزار سال در مسير آب قرار گرفته و طغيان‌ها و خشكسالي‌ها را تجربه كرده است و هنوز استوار ايستاده، تازه مي‌فهمم آن معماري كه اين پل را ساخته چقدر مهندس بوده است.

    امروز وقتي به يك موسيقي زيبا گوش مي‌دهم، تازه مي‌فهمم سازنده آهنگ برجسته‌ترين استاد فيزيك دنياست. به خوبي علم اصوات را مي‌داند. فركانس‌ها را، تواتر، توالي، تكرار، دامنه و همه امواجي كه از راه گوش به همه زندگي آدم رسوخ مي‌كند، همه را مي‌داند. او يك دانشمند روان‌شناس، جامعه‌شناس و سياستمدار است.

    اين دانشمندان، هزاران سال بوده‌اند و گاهي ما مهندس‌ها به ژوليده بودن سر و روي آنها خنديده‌ايم و دلمان خواسته است ما را دمي سرگرم كنند؛ شايد شب خوبي داشته باشيم. من با همه سواد و غرور مهندسي‌ام هيچ پيامي براي آيندگان ندارم، اما وقتي در كارگاه يك استاد هنرمند قلمزني، به يك گلدان مسي مي‌نگرم مي‌بينم چگونه او يك مهندس علم مواد است كه اشكال هندسي را با دقت تمام چنان نقش مي‌دهد تا اين گلدان پس از هزاران سال از دل خاك بيرون بيايد و همه تاريخ و اجتماع امروز ما را به اطلاع آيندگان برساند؛ شايد او صادق‌ترين وقايع‌نگار باشد.

    چه دردناك پي بردم به جاي اينكه سازنده باشم، فقط يك مهندس مصرف‌كننده هستم. من فقط مصرف‌كننده رياضيات، هندسه، فيزيك، شيمي و مكانيك بودم، آن هم فقط روي كاغذ. وقتي كه مصرف مي‌كنم به خوبي منطق همه را مي‌دانم، مي‌فهمم چگونه اين دانش‌ها حاكمان زندگي امروز ما هستند.

    در عوض امروز با چشم يك مهندس خاضعانه به همه آثار هنري مي‌نگرم و هنرمند خالق اثر را به تنهايي چندين مهندس مي‌بينم و اين زندگي را برايم لذتبخش مي‌كند. خيلي بيش از آنكه قبلا بوده است.





    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ جوان و فرهنگ مصرف
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: جواد - رحمانى

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 19/05/1388 - به نقل از www.irnon.com

     
     

    صرفه‌جویی و اعتدال به منظور بهره‌برداری كامل از تمامی نعمت‌های جهان و فرآورده‌های بشر را «فرهنگ مصرف» می‌نامیم. بی‌توجهی به فرهنگ صحیح مصرف، می‌تواند باعث بروز اسراف و اثرات سوء آن در جامعه گردد. شناخت شیوه‌های صحیح مصرف و آشنایی اقشار جامعه و به‌ویژه جوانان با راه‌های درست استفاده از سرمایه‌ها، امكانات، لوازم زندگی و...، از جمله مسائل بسیار مهمی است كه باید در سطحی گسترده و از سوی كارشناسان به آن پرداخت. این‌گونه آموزش‌ها برای القای فرهنگ مصرفِ صحیح به جوانان، می‌تواند از راه مدارس، دانشگاه‌ها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون و... انجام شود.


    الگوی مصرف در اسلام

    الگوی مصرف در اسلام، مبتني بر استفاده به‌جا از مواهب الهى، همراه با قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر است. اسلام با انواع اسراف به مبارزه برخاسته، پیروان خود را از ارتكاب آن برحذر داشته است تا جایی كه امام صادق(ع) در مورد كمترین حد اسراف می‌فرماید: «خداوند میانه‌روی را دوست دارد، و اسراف را حتی در دور انداختن هسته خرما ـ كه صلاحیت استفاده را دارد ـ و نیز در دور ریختن زیادی آب نوشیدنی دشمن می‌دارد.»[1] امام رضا(ع) نیز به دور انداختن نیم‌خورده میوه‌ای اعتراض فرمودند و آن را نكوهش كردند.[2]

    امام خمینی(ره) هم در پاسخ با استفتائی كه از ایشان در این زمینه شده بود، این‌گونه فرموده‌اند: «زیاده‌روی به نحو غیرمتعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد، موجب ضمان است.»[3] در قرآن كريم نيز خداوند در آيات متعددى، اسراف و اسراف‌كنندگان را سرزنش كرده، میانه‌روی و اعتدال و به عبارتی فرهنگ صحیح مصرف را ستوده است. مثلاً می‌فرماید: «از نعمت‌های خدا بخورید و بیاشامید و اسراف مكنید كه خدا مسرفان را دوست ندارد».[4]


    اسراف و ریشه‌های آن

    اسراف نیز مانند بسیاری از اعمال، برخاسته از ریشه‌ها و عواملی است كه بدون مبارزه با آنها، حذف آن از زندگی فردی و اجتماعی ممكن نخواهد بود. برای حذف این رذیله زشت از زندگی و آموختن فرهنگ درست مصرف، ریشه‌های اصلی آن را بیان می‌كنیم.


    1. خودنمايى

    گاه اتفاق می‌افتد برخی افراد و به‌ویژه نوجوانان و جوانان، برای مطرح‌كردن خود در بین دوستان، آشنایان یا جامعه، با اسراف و ولخرجی و ریخت‌وپاش‌های نامعقول، در جست‌وجوی یافتن شخصیتی كاذب برای خود هستند. آنها می‌پندارند با این عمل، در اجتماع به‌عنوان انسانی دست‌ودل‌باز و بی‌اعتنا به ثروت مطرح می‌شوند؛ غافل از آنكه در بسیاری از موارد، این‌گونه افراد نه‌تنها شخصیتی برای خود كسب نمی‌كنند، بلكه از جمع دوستان و آشنایان نیز طرد می‌شوند.


    2. تربيت خانوادگى

    امام علی(ع)، آن هنگام كه امام حسن(ع) در سال‌های نوجوانی و جوانی قرار داشت، به او فرمود: «همانا قلب جوان همچون زمين خالي از هر بذري است كه هرچه در آن بپاشى، می‌پذیرد. پس من به تربیت تو پرداختم پیش از آنكه دلت سخت شود».[5]

    نوجوان و جوان با الگوپذیری از رفتار والدین خود، بسياري از رفتارهاي مثبت و منفي آنها را در زندگي آينده‌اش پياده مي‌كند و تأثير زيادي از آنها می‌پذیرد؛ چراكه یكی از مؤثرترین روش‌ها در تربیت، روش عملی است.

    جوانی كه در خانواده‌ای پرورش یافته كه برای مصرف خود الگوی صحیحی نداشته‌اند و گرفتار اسراف و ولخرجی و زیاده‌روی در مصرف بوده‌اند، خواه‌ناخواه این روش را مانند دیگر رفتار خود، از والدین به ارث می‌برد و در رفتار و كردار و خانواده آینده و محیط اطرافش اعمال می‌كند؛ مگر آنكه با علم به زيان‌هاي اسراف و زياده‌روى، این اخلاق خود را تغییر دهد كه البته چندان ساده نیست.


    3. فساد اخلاقى

    متأسفانه گاه ديده مي‌شود برخي جوانان به قانون‌شكنى، گناه و سركشی خو گرفته‌اند. این گروه، همواره براساس هوا و هوس به دنبال تمایلات افسار گریخته خود هستند و ازاین‌رو، سرمایه‌های مادی و معنوی خود را در راه ارضای این تمایلات به هدر می‌دهند و با این كار افزون بر اسراف ـ كه گناهی نابخشودنی است ـ به‌تدریج شخصیت اخلاقی و روحی خود را نیز در جامعه از دست می‌دهند و در جاده‌ای رو به نیستی حركت می‌كنند.


    4. تقلید

    بسیاری از انسان‌ها و به‌ویژه جوانان می‌كوشند زندگی خود را با كسانی كه در نظر آنها الگوهایی خوب و جذاب هستند، هماهنگ سازند. انتخاب این الگوها اگر با هدایت عقل سلیم و درایت همراه باشد، سودمند خواهد بود، ولی متأسفانه در برخی موارد، این انتخاب براساس تعصب، جهل، تمایلات نفسانی و... است و جوان با تقلید كوركورانه از اين الگوهاي نامناسب، گرفتار اسراف می‌شود. از مصداق‌هاي آن مي‌توان تقلید جوانان از برخي قهرمانان ورزشي، ستاره‌های سینما و تلویزیون،‌هنرمندان و... را نام برد. البته در بین این افراد، گاه الگوهاي خوبي نيز ديده مي‌شود كه تقلید از ‌آنها مي‌تواند سودمند باشد.


    5. وسواس

    وسواس به‌عنوان بيماري روانى، یكی از ریشه‌های اسراف است كه می‌تواند در بسیاری از مراحل زندگی نمود پیدا كند. مثل جوانی كه برای خرید لباس، كفش، ساعت و عینك خود دچار وسواس می‌شود و درنتیجه انواعی از آنها را تهیه می‌كند. یا خانمی كه برای پذیرایی از میهمانانش، چندين نوع غذا تدارك مي‌بيند و براي تهيه وسايل زندگى، چیدمان منزل یا خرید لوازم آرایش خود، دچار وسواس می‌شود و با خریدهای اضافی گرفتار اسراف می‌گردد. همچنین كسانی كه در طهارت، وضو یا غسل گرفتار وسواس هستند و با اسراف در مصرف آب، این نعمت بزرگ الهی را هدر می‌دهند.


    6. استعمار

    دشمنان جامعه ما با پی بردن به توانایی‌های بالای جوانان، می‌كوشند با مشغول كردن این قشر از جامعه به انواع سرگرمی‌های ناپسند مانند فحشا، اعتیاد، مد و...، و نیز رواج خرافات و مطالب بی‌اساس و پوچ از توانایی‌های آنها بكاهند. گسترش فرهنگ ولخرجی و اسراف در میان این قشر، حربه بسیار كارآمدی است كه استعمارگران را در رسیدن به اهداف خود یاری می‌رساند و گاه آنها می‌توانند با ایجاد این فرهنگ، بازار بسیار مناسبی برای فروش كالاهای مصرفی خود فراهم كنند و با گسترش روحیه اشراف‌منشی و مصرف‌گرایی و توجه به امور بی‌فایده و پرهزینه، جوانان را از توجه به واقعیت‌های زندگی بازدارند. نمونه‌هایی از این امور را ذكر می‌كنیم: «آمار و ارقام اتحاديه لوازم آرايشي و بهداشتى، گویای آن است كه ایران از نظر مصرف این مواد، رتبه دوم در خاورمیانه و رتبه هفتم را در دنیا به خود اختصاص داده است. اين در حالي است كه 25 تا 30 درصد موارد آرايشي و بهداشتى، به صورت قاچاق و تجارت چمدانی وارد كشور می‌شود.»[6] یا این خبر كه «با مصرف 45 هزار تن، ایرانی‌ها سالانه بیش از پانصد میلیارد تومان آدامس می‌جوند».[7]


    7. ثروت اضافى

    گاه اتفاق می‌افتد كه جوانان عزیز ما با دسترسی به ثروت‌های بادآورده، گرفتار اسراف می‌شوند و به گمان آنكه این‌گونه اسراف‌ها به بنیه مالی آنها خلل وارد نمی‌سازد، این روش ناپسند را ادامه می‌دهند؛ غافل از آنكه چرخ گردون همیشه بر این منوال نمی‌گردد و چه‌بسا اتفاقاتی ناخواسته، مسير زندگي آنها را تغيير مي‌دهد و گردبادى، زندگی آرامشان را متلاطم می‌سازد. ازاین‌رو، باید در زمان مُكنت و وسعت به فكر روزگار محنت نیز بود و با پرهیز از اسراف و تبذیر، روزهای آینده را نیز در نظر گرفت. امام صادق(ع) می‌فرماید: «همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است».[8]

    چو دخلت نیست خرج آهسته­تر كن

    كه می‌گویند ملّاحان سرودی

    اگر باران به كوهستان نبارد

    به سالی دجله گردد خشك رودی (سعدی)


    علاج اسراف

    برای پیش­گیری و درمان این انحراف و ایجاد فرهنگ درست مصرف، راه­های گوناگونی وجود دارد كه به برخی از آنها اشاره می­كنیم:

    الف) از بین بردن عوامل به وجود آورنده اسراف؛

    ب) توجه كافی به زیان­های اقتصادی، اخلاقی، فردی، اجتماعی و نیز كیفرهای اخروی آن؛

    ج) آشنا شدن با تربیت­های معنوی اسلام؛

    د) تمسك هرچه بیشتر به قرآن و اهل بیت و الگو قرار دادن زندگی این بزرگواران و توجه به زندگی رهبران دینی در دوره­های معاصر؛

    هـ) ایجاد فرهنگی عمومی در بین جوانان كه درآمدهای اضافی آنها به جای هزینه شدن در تجملات و زرق و برق دنیا، در امور زیربنایی مانند مهارت‌آموزی، تأمین مسكن، خرید سهام، فعالیت­های تولیدی، مشاركت در امور عام‌المنفعه و... خرج شود؛

    و) جلوگیری از تبلیغ تجمل­گرایی در تلویزیون، سینما و...؛

    ز) جلوگیری از واردات كالاهای غیرضروری و تجملاتی؛

    ح) ایجاد فرهنگ ساده­زیستی در جامعه و تعریف الگوی مصرف صحیح برای مردم و به‌ویژه جوانان؛

    ط) كنار گذاشتن زندگی تجملاتی برخی مسئولان؛

    ی) برنامه­ریزی مدیران در سطح كلان برای صرفه­جویی هرچه بیشتر در تمام امور و توجه به ضرورت­ها و اولویت­ها و مقدار هزینه و نتیجه طرح­ها، به‌ویژه برای جوانان.


    پی‌نوشت‌ها:

    [1]. وسائل الشیعه، ج 15، باب 25، ح 2.

    [2]. همان، ج 16، باب 69، ح 1.

    [3]. استفتائات امام خمینی(ره)، تهران، دفتر انتشارات اسلامى، 1372، چ 1، ص 622.

    [4]. اعراف: 31.

    [5]. نهج‌البلاغه، ترجمه: سيد جعفر شهيدى، تهران، انتشارات علمي و فرهنگى، 1377، چ 12، نامه 31، ص 297.

    [6]. سایت تحلیلی خبری عصر ایران،‌29/5/1387.

    [7]. روزنامه سرمایه، ش 444، 11/2/1386، ص 14.

    [8]. وسائل الشیعه، ج 15، ص 261.




     

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    نگرشی به مفهوم بهره‌وری
    موضوع

    نگرشی به مفهوم بهره‌وری

    نويسنده: مهدی مبینی



    اهمیت بهره‌وری

    بدون شک، یکی از اهداف و آروزهای ملّت‌‌ها و کشورها، فراهم آوردن یک زندگی مناسب، همراه با رفاه و آسایش برای خود و دیگران در جهان امروز است؛ که بهترین راه شناخته شده برای رسیدن به آن، توسعه» است. امروزه تأکید برتوسعه پایدار، یکی از محورهای اساسی در سیاست‌گذاری‌ها‌ی دولت‌ها به شمار می‌اید. تا از طریق آن، استاندارد‌‌های زندگی را در جامعه خویش بهبود بخشند. استاندارد زندگی در یک جامعه، به درجه‌ای از تأمین حداقل نیازهای جامعه بستگی دارد. به‌ عبارت دیگر، کیفیت غذا، پوشاک، مسکن، آموزش و امنیت اجتماعی، استاندارد زندگی را تعیین می‌کند.
    برای ارتقای استاندارد زندگی باید غذا، پوشاک، مسکن، آموزش و امنیت بیشتر و با کیفیتِ بهتر، تولید شود. افزایش مقدار تولید و بهبود کیفیت کالاها و خدمات، می‌تواند از طریق افزایش نهاده‌های1 نیروی کار و سرمایه صورت پذیرد و یا این که از منابع موجود به ‌صورت کاراتر (یعنی توأم با بهره‌وری») استفاده به عمل اید.
    به عبارت دیگر، می‌توان چنین گفت که هدف بهره‌وری، عبارت‌ است از به حداکثر رسانیدن استفاده از منابع، نیروی انسانی، سرمایه، مواد خام تولیدی، زمان و... به شیوه‌ای عملی و با کاهش هزینه‌های تولید، به منظور گسترش بازار، افزایش اشتغال، کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی و بهبود معیارهای زندگی، به شکلی که به نفع کارکنان، مدیران و مصرف‌کنندگان باشد.
    و خلاصه این که بهره‌وری، نگرشی فرهنگی است که در آن، انسان، فعالیت‌های خود را هوشمندانه‌ـ‌خردمندانه انجام می‌دهد تا بهترین نتیجه را در جهت دست‌یابی به اهداف مادی و معنوی به دست آورد.
    از آن جا که منابع یک کشور عموماً محدود است، افزایش بهره‌وری به عنوان یک ضرورت اساسی برای ارتقای استاندارد زندگی یک ملت، اهمیت پیدا می‌کند. در جهان امروز، با توجه به محدودیت عوامل مختلف تولید، نیاز به بهره‌وری بیشتر، ـ‌چه در کشورهای پیشرفته و چه در کشورهای در حال توسعه‌ـ امری حیاتی و ضروری است.افزایش بهره‌وری، موجب رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی بیشتر می‌شود. با بهبود بهره‌وری شاغلان، به دستمزد بیشتر و شرایط کاری مناسب‌تری دست خواهند یافت و درعین حال، فرصت‌های شغلی بیشتری تولید خواهد شد. بهره‌وری بالاتر، از یک‌ سو موجب افزایش کیفیت کالاها و در عین حال کاهش قیمت‌ها شده، و از سوی دیگر، سود سهامداران را افزایش می‌دهد.
    معیار توسعه یافتگی هرکشوری به میزان بهره‌گیری مطلوب و بهینه از منابع و امکانات موجود در جهت نیل به اهداف اقتصادی آن، تعریف می‌شود. این موضوع بیانگر جایگاه ویژه بهره‌وری در سیاست‌های کلان توسعه اقتصادی کشورهاست. نقش مثبت بهره‌وری در افزایش رفاه ملّی اکنون به طور قطعی پذیرفته شده است.
    از آن جا که بهره‌وری، عاملی برای رشد تمام معیار‌‌های زندگی به شمار می‌اید، رشد بهره‌وری، نباید تنها اهداف تجاری و افزایش سود در کسب و کار را مدّ نظر داشته باشد؛ بلکه باید تمام جوانب زندگی و همه بخش‌‌های جامعه را در بر بگیرد.2

    مفهوم شناسی

    عوامل بسیاری در تعریف و دیدگاه‌های مکاتب مختلف نسبت به بهره‌وری (Productivity) مؤثّرند. بهره‌وری، از گذشته، مورد توجّه صاحب‌نظران ومحققان رشته‌‌هایی مانند اقتصاد، روان‌شناسی صنعتی و سازمانی، حسابداری و نیز فیزیکدانان، مهندسان و مدیران بوده است که درک و دانش، تجربه، زمینه‌ها و شرایط محیطی متفاوت آنها، موجب تعریف وتفسیرهای مختلف از بهره‌وری در رشته‌های مختلف علمی ‌شده است.
    بهره‌وری، نسبت میان مقدار کالا و خدمات تولید شده (برون‌داد) و میزان منابعی که برای تولید آنها مورد استفاده قرار گرفته (درون‌داد) است را مورد بررسی قرار می‌دهد. در این تعریف منابع شامل همه منابعی که برای مدیران قابل دسترسی هستند (اعم از نیروی انسانی، سرمایه، مواد خام تولیدی، زمان، علم و فنّاوری‌های نوین و...) است.3
    در برخی از تعاریف بهره‌وری به دو مفهوم کارایی» و اثربخشی» اشاره شده است و بهره‌وری را حاصل جمع این دو دانسته‌اند. به طور خلاصه در مورد تعریف اثر بخشی و کارایی به عنوان مفاهیمی اصلی در شناخت بهره‌وری می‌توان گفت اثربخشی» (Effectiveness) به طور سنتی به عنوان تحقّق اهداف یک سازمان، تعریف شده است و کارایی» (Efficiency) که مفهوم بسیار نزدیک به بهره‌وری دارد به عنوان استفاده درست از منابع تعریف شده است. با توجّه به این دو تعریف، می‌توان بهره‌وری را درست انجام دادنِ کار درست» تعریف کرد که دو مفهوم کارایی و اثربخشی را با هم در برمی‌گیرد.
    بر این اساس، بین اثربخشی و کارایی یک فعّالیت، چهار حالت زیر را می‌توان در نظر گرفت. به این صورت که یک فعّالیت:
    1. هم کارایی دارد و هم اثربخشی؛
    2. کارایی دارد، ولی اثربخشی ندارد؛
    3. کارایی ندارد، ولی اثربخشی دارد؛
    4. نه کارایی دارد و نه اثربخشی.
    بدترین حالت ممکن ـ‌که کم‌ترین بهره‌وری را نیز داردـ، حالت دوم است. یعنی وجود کارایی و عدم اثربخشی. در این حالت، با سریع‌ترین سرعت ممکن، منابع را مصرف می‌کنیم؛ ولی نه در راستای دستیابی به هدف! به عبارت دیگر، با سرعت زیاد، از هدف خویش دور می‌شویم.
    اشتباه بعضی از مدیران هم در همین جاست که نیازهای تولید را بر سایر نیازهای سازمانی مقدّم می‌شمارند و فقط به فکر تولید بیشتر هستند. این نکته بسیار اهمّیت دارد که بهره‌وری را از شدّت بخشیدن به کار، مجزّا کنیم؛ چرا که اساس بهره‌وری کار کردنِ همراه با آگاهی بیشتر است و نه سخت‌تر کار کردن. بهبود بهره‌وری واقعی، با سخت‌تر کار کردنْ حاصل نمی‌شود؛ زیرا شدّت بخشیدن به کار، به علّت محدودیت توان انسان (از نظر قدرت جسمانی)، نتایج بسیار محدودی دارد.
    از سوی دیگر، بهره‌وری، مترادف سود هم نیست؛ چرا که سود را می‌توان از راه افزایش بهای فراورده‌ (محصول)، حتّی در صورت کاهش بهره‌وری هم به دست آورد.
    در یک کلام می‌توان چنین گفت که مفهوم بهره‌وری، به طور فزاینده، با کیفیت محصول، کیفیت نهاده و فرایند تهیه محصول، در هم آمیخته است که در این ارتباط، از کارایی و اثربخشی هم سخن به میان می‌اید و منظور، تولید کالاها و خدماتِ باکیفیت در کوتاه‌ترین زمان ممکن است.

    عوامل افزایش بهره‌وری

    همان طور که گفتیم، در بحث بهره‌وری، سخن از ارتباط میان درون‌ْدادهای (نهاده‌های) یک سیستم (سامانه/سازمان) و برون‌ْدادهای (فرآورده یا محصولات) آن است. از این رو تغییر در میزان هریک از این موارد می‌تواند بر بهره‌وری اثر داشته باشد. افزایش بهره‌وری می‌تواند ناشی از پنج رابطه زیر باشد که بین درون‌داد و برون‌داد، حاکم است:
    1. برون‌داد و درون‌داد، افزایش یافته باشد امّا افزایش درون‌داد به نسبت کمتر از افزایش برون‌داد باشد.
    2. برون‌داد افزایش یابد امّا درون‌داد به همان میزان قبلی باشد.
    3. برون‌داد با وجود کاهش درون‌داد افزایش یابد.
    4. برون‌داد به همان میزان قبلی باشد امّا درون‌داد کاهش یابد.
    5. برون‌داد کاهش یابد امّا درون به نسبت بسیار بیشتری کاهش یابد.

    عوامل مؤثّر بر بهره‌وری

    در بین عوامل گوناگون اثرگذار بر بهره‌وری دو گروه نقش اصلی دارند:
    1. عوامل درونی: که از سوی فرد یا بنگاه اقتصادی یا سازمان، قابل کنترل هستند.
    2. عوامل بیرونی: که خارج از کنترل فرد و بنگاه اقتصادی یا سازمان است.
    از این رو اوّلین گام در راستای افزایش بهره‌وری تشخیص دامنه مشکلات در چارچوب دو گروه عوامل درونی و بیرونی است. عوامل درونی در دو گروه، قابل تقسیم هستند :
    الف. عوامل سخت افزاری شامل: محصول، ماشین آلات و تجهیزات، تکنولوژی، مواد و انرژی است.
    ب. عوامل نرم افزاری شامل افراد متخصّص، سازمان (سیستم)، روش‌‌های کار و روش‌‌های مدیریت.
    عوامل بیرونی نیز در سه گروه، تقسیم بندی می‌شوند:
    الف. عوامل ساختاری شامل تغییرات اقتصادی، تغییرات اجتماعی و جمعیتی و... .
    ب. منابع، شامل: منابع انسانی، زمین، سوخت، انرژی، مواد خام و... .
    ج. گروه سوم ـ‌که از دو گروه قبلی، مهم‌تر و تأثیرگذارتر است‌ـ، عوامل مرتبط با کارآمدی است، شامل: عملکرد و کارایی دستگاه‌های دولتی، ثبات مقررات دولتی، میزان فساد اداری (رانت‌خواری، نابرابری فرصت‌ها، انحصارگرایی و...)، شفافیت معاملات، اقتدار نظام قضایی، رسانه‌ها و احزاب آزاد و مستقل، حمل و نقل، فنّاوری اطّلاعات و ارتباطات، سیستم مالی و بانکی، چگونگی اعطای یارانه و کمک و... .
    پس از آشنایی با عوامل مؤثّر در افزایش بهره‌وری، باید دید که چگونه می‌توانیم از این عوامل برای افزایش بهره‌وری استفاده نماییم. بهترین رویکرد برای افزایش بهره‌وری، یک رویکرد سه‌شاخه‌ای‌‌ترکیبی است که بر: انباشت (جذب) سرمایه و سرمایه‌گذاری؛ توسعه منابع انسانی؛ و نوآوری‌‌های فنّاوری، تمرکز نماید. برخی از راهبردهای مؤثّر برای رسیدن به این هدف، عبارت‌اند از:
    1. بهبود اثر بخشی منابع انسانی از طریق آموزش؛
    2. بهبود فرایند تولید از طریق اتوماسیون (جایگزینی ماشین به جای دست)؛
    3. بهبود طراحی تولید از طریق ایجاد تولیدات آسان برای یکپارچه کردن (مونتاژ)؛
    4. بهبود تسهیلات تولید.
    از نگاه تئوریک، رشد بهره‌وری نیروی کار، با دو منبع رشد سرمایه سرانه» و ارتقای بهره‌وری کل عوامل»، رابطه مستقیم دارد. شاخص بهره‌وری کلّ عوامل تولید»، بیانگر متوسط تولید به اِزای هر واحد از کلّ منابع تولید است. این شاخص، بیانگر برایند تحولات بهره‌وری نیروی کار و سرمایه است. شاخص بهره‌وری کلّ عوامل تولید، وضعیت اقتصاد کشور را از نظر استفاده بهینه از منابع نشان می‌دهد.
    بهبود بهره‌وری کلّ عوامل تولید، می‌تواند در نتیجه عواملی مانند: مدیریت بهتر منابع تولید (شامل تخصیص بهینه منابع و استفاده بهتر از منابع و امکانات موجود)، افزایش سرمایه انسانی (شامل ارتقای سطح بهداشت و سلامت و افزایش سطح آموزش و مهارت نیروی کار)، افزایش انگیزه نیروی انسانی برای کار بیشتر و بهتر، اصلاح ساختار سِنّی و جنسی و شغلی نیروی کار، خلّاقیت و نوآوری و پیشرفت فنّاوری، رخ دهد.

    عوامل مؤثّر در بهره‌وری و زمان

    مشخّص است که تمام عوامل مؤثّر در افزایش بهره‌وری (درونی و بیرونی)، به یک اندازه و در یک زمان نمی‌توانند باعث افزایش بهره‌وری شوند؛ چرا که بعضی اثر کوتاه‌مدّت دارند و بعضی دیگر در بلندمدّت جواب می‌دهند و باعث افزایش بهره‌وری می‌شوند. به طور کلّی، عوامل مؤثّر بر بهره‌وری را از نظر زمان عملکرد، به دو دسته: 1. عوامل کوتاه‌مدت و 2. عوامل بلندمدت، تقسیم می‌کنند.
    عوامل کوتاه‌مدت در بهره‌وری، غالباً به ‌میزان انگیزه پرسنل برای کار و بهبود روش‌ها و سیستم‌های جاری و گردش کار و تغییرات در میزان فشار کار و نوسانات تجاری بستگی دارد و از عوامل بلندمدت مؤثّر بر بهره‌وری نیز می‌توان به ایجاد و توسعه محصولات جدید، معرفی روش‌های تولید جدید، کشف منابع جدید، یافتن کانال‌های جدید بازاریابی و عقلایی کردن ساختار اقتصادی اشاره نمود.
    البته موارد بالا مربوط به عوامل درونی مؤثّر بر بهره‌وری هستند. مسلّم است که عوامل بیرونی (مانند تغییرات و نوسانات قیمت ارز، مواد خام، اوضاع سیاسی و اقتصادی بین المللی، جنگ و تحریم‌های اقتصادی و...) نیز می‌توانند در بلندمدّت و کوتاه‌مدّت، بهره‌وری یک جامعه و سازمان را تحت تأثیر قرار دهند. به عنوان نمونه، راهبرد بهره‌ورانه کمپانی خودروسازی تویوتا و به طور کلّی خودروسازان ژاپنی در مصرف پایین سوخت، باعث ورود خودروسازهای ژاپنی به بازار ایالات متّحده امریکا گردید (عامل درونی)؛ امّا بحران نفتی اوایل دهه هفتاد میلادی (عامل بیرونی) هم یکی از بهترین فرصت‌ها برای تبدیل شدن این مزیت نسبی4 به مزیت بالفعل5 را فراهم آورد و خودروهای کم‌مصرف ژاپنی را کماکان در بازار پُررقابت امریکا تثبیت کرد، تا جایی که حتّی در سال‌های اخیر، تولیدکنندگان ژاپنی، توانسته‌اند به عنوان یک رقیب استراتژیک، برای شرکت‌هایی چون: فورد (Ford) و جنرال موتورز (GM) در امریکا مطرح شوند.

    نظام‌های ارتقای بهره‌وری

    بر اساس آنچه گفته شد، می‌توان سه نوع نظام کلّی را برای افزایش بهره‌وری در نظر گرفت که عبارت‌اند از:
    1. نظام‌هایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از مواد و ماشین، تمرکز دارند (بهره‌وری سرمایه)؛
    2. نظام‌هایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از عملکرد انسان تمرکز دارند (بهره‌وری نیروی انسانی)؛
    3. نظام‌هایی که بر حذف یا کاهش تلفات ناشی از تعامل نامناسب بین انسان، ماشین و مواد، تمرکز دارند (بهره‌وری کل).
    گروه اول را نظام‌های سخت‌افزارْمحور، گروه دوم را نظام‌های انسانْ‌افزارمحور و گروه سوم را نظام‌های نرم‌افزارْمحور می‌گویند.
    برای ارتقای بهره‌وری، قبل از هرچیز، باید عوامل مؤثّر بر بهره‌وری را به خوبی شناخت.

    موانع بهره‌وری

    از جمله عواملی که باعث کاهش میزان بهره‌وری در جوامع و سازمان‌های تولیدی و خدماتی می‌شوند، می‌توان به موارد زیر، اشاره نمود:
    1. انعطاف‌ناپذیری بازار کار به دلیل ناکارآمد بودن قوانین و مقررات ناظر بر بازار کار،
    2. پایین بودن سرعت جابه‌جایی نیروی کار، به واسطه عدم توسعه کمّی و کیفی مراکز کاریابی و فقدان شبکه سراسری کامپیوتری ـ اینترنتی اطلاعات بازار کار،
    3. نبود ارتباط بین توسعه نظام آموزشی و نیازهای بازار کار و عدم انطباق بین شغل و مهارت نیروی کار،
    4. نبود ارتباط بین میزان دستمزدها و سطح بهره‌وری،
    5. وجود نیروی کار مازاد در برخی از فعالیت‌‌های دولتی و خصوصی و پایین بودن انگیزه نیروی کار برای کار بیشتر و مفیدتر، 6. فقدان روحیه نواندیشی، نوآوری، افزایش مهارت‌ها و کارآموزی،
    7. پایین بودن دانش تخصّصی مدیران و شیوه ناصحیح انتخاب مدیران و عدم ارزیابی آنها،
    8. عدم تخصیص بهینه منابع و عدم درک صحیح مدیران و قانون‌گذاران درخصوص اهمّیت محدودیت منابع و ضرورت استفاده بهینه از آنها، به ویژه در مورد سرمایه،
    9. پایین بودن توان رقابتی بنگاه‌‌ها،
    10. وجود پیچیدگی در قیمت‌‌های عوامل تولید (نیروی کار، سرمایه و انرژی)،
    11. فرسودگی برخی از تجهیزات، ماشین آلات و امکانات سرمایه‌ای،
    12. پایین بودن سطح دانش فنی و وجود فاصله زیاد با سطح جهانی،
    13. کُند بودن فرایند خصوصی‌سازی و وجود انحصارات،
    14. تعداد زیاد طرح‌‌های عمرانی نیمه تمام و طولانی شدن دوره اتمام آنها.

    بهروری در جهان امروز

    در جهان امروز، چنان که ذکر شد، بهره‌وری به عنوان عامل اساسی توسعه، مدّ نظر رهبران سیاسی، مدیران، صاحبان صنایع و به طور کلی همه کسانی است که خواهان پیشرفت و توسعه هستند؛ امّا نوع نگاه به بهره‌وری در جهان امروز با نگاه به مفهوم سنّتی آن ـ‌که فقط از دیدگاه اقتصادی به آن توجّه می‌کردـ، تفاوت یافته است شاید مهم‌‌ترین تغییرات در این نوع نگاه را بتوانیم به صورت زیر، فهرست‌بندی نماییم:
    ـ گسترش دامنه بهره‌وری و اندازه‌گیری آن از بخش‌‌های صنعتی به خدماتی،
    ـ تأکید گسترده، بر کیفیت بویژه در سنجش بهره‌وری بخش‌‌های خدماتی،
    ـ تأکید بر نگرش فرهنگی به بهره‌وری،
    ـ تأکید بر بهره‌وری به عنوان بهبود شرایط زیستی،
    ـ تأکید بر نقش گسترده تحقیق و توسعه در بهره‌وری،
    ـ تأکید بر تأثیرات مفاهیمی چون ICT6 (فنّاوری اطّلاعات و ارتباطات) بر کیفیت زندگی کاری و در نتیجه بر بهره‌وری.

    رابطه کیفیت زندگی کاری و بهره‌وری

    امروزه در بسیاری از کشورها بر سرمایه‌گذاری انسانی تأکید می‌شود. سرمایه‌گذاری انسانی و اعتلای کیفیت نیروی کار، یکی از زمینه‌ها و راه‌های اصلی و اساسی ارتقای بهره‌وری و تسریع رشد و توسعه سازمان‌هاست.
    کیفیت زندگی کاری و بهره‌وری، با هم دارای یک رابطه مستقیم و دوسویه هستند؛ یعنی بهبود یا نقصان در هریک، دارای آثار و نتایج در دیگری خواهد بود.
    کیفیت زندگی کاری را می‌توان به دو شکل، تعریف کرد:
    1. در یک تعریف عینی، کیفیت زندگی کاری» شامل مجموعه‌ای از شرایط واقعی کار و محیط کار (مانند حقوق و مزایا، امکانات رفاهی، بهداشت و ایمنی، مشارکت در تصمیم‌گیری، عدم آلودگی و سر و صدای اضافی در محیط کار، همکاران مناسب و فضای همگون و...) در یک سازمان است.
    2. امّا در یک تعریف ذهنی و نظری، کیفیت زندگی کاری»، برای هر فرد یا گروهی از افراد با فرهنگ و طرز تلقی مشابه، ویژگی‌های خاص خود را دارد. پس می‌توان گفت که کیفیت زندگی کاری به معنای تصوّر ذهنی و درک و برداشت کارکنان یک سازمان از مطلوبیت فیزیکی و روانی محیط کار خود است.7 به عبارتی، نیروی کار باید از کار خود، لذّت ببرد و نسبت به آن احساس تعلّق کند. تنها در این صورت است که بهره‌وری آن نیرو، افزایش می‌یابد.
    در زمینه کیفیت زندگی کاری، جان والتون، مدلی را ارائه کرده است که می‌تواند در زمینه شناخت بهتر این مفهوم، مفید واقع شود. درصد کیفیت زندگی کاری در مدل والتون بسته به عوامل زیر است:
    1. پرداخت کافی و منصفانه حقوق و مزایا،
    2. رعایت عوامل ایمنی و بهداشتی،
    3. فرصت رشد و امنیت مداوم برای کارکنان،
    4. قانون‌گرایی در سازمان کار،
    5. وابستگی اجتماعی زندگی کاری به جامعه و زندگی فردی،
    6. حاکم بودن فضای کلی زندگی بر محیط کار،
    7. یکپارچگی وانسجام اجتماعی در سازمان کار،
    8. بهبود توانایی‌های انسانی.
    ذکر این نکته ضروری است که فرهنگ هر جامعه، به فلسفه زندگی آن جامعه شکل می‌دهد. بنابراین، همان گونه که کیفیت زندگی برای هر جامعه‌ای تعریف خاصی دارد، رابطه بهره‌وری و کیفیت زندگی کاری نیز، با توجّه به فلسفه زندگی در جوامع مختلف، اَشکال مختلفی به خود می‌گیرد. به طور مثال، ممکن است جامعه‌ای، زندگی کم تلاش اما با آرامش بیشتر» را به زندگی پُرتلاش و پُرتنش و پُرهیجان» ‌‌ترجیح دهد و یا برعکس.

    یک روش ساده

    یکی از روش‌های ساده و اثربخش برای ارتقای بهره‌وری کارکنان، با توجّه به دو سؤال مهم زیر اِعمال می‌شود:
    1. ایا آنها توانایی لازم برای انجام کار را دارند؟
    2. ایا آنها انگیزه لازم برای انجام کار را دارند؟
    تنها کارمندی که هم از انگیزه و هم از توانایی لازم برخوردار باشد، می‌تواند بهره‌وری سازمان خود را افزایش دهد؛ ولی اگر فردی، بدون استحقاق لازم و تخصّص کافی برای انجام کاری، ارتقا یافته باشد، علاوه بر این که باعث رنجش خاطر و نارضایتی سایر کارکنان شایسته‌تر می‌شود، خود نیز احساس ناامنی می‌کند و دائماً در دلهره به سر خواهد بُرد که همه این موارد، باعث فعّالیت کمتر و کاهش بهره‌وری خواهد شد.
    بدون شک، پول، تنها عامل انگیزش افراد نیست؛ امّا اگر حقوق کارکنان، خیلی نازل باشد، باعث از بین رفتن انگیزه آنها می‌شود. در نتیجه، پاداش مالی، همچنان به صورت یک انگیزش قوی برای آنها باقی می‌ماند و باید توجّه داشت که پاداش‌های پرداختی یا سهیم کردن کارگران در بهره‌وری کارشان، باید عادلانه باشد، در غیر این صورت، ممکن است نتیجه عکس بدهد. به عبارت ساده‌تر، باید گفت ثمرات و مزایای حاصل از بهره‌وری، باید به طور عادلانه، بین مدیران و کاگران، تقسیم شود.
    دادن مشاغل جدید یا بهتر به افراد نیز نشان‌دهنده آن است که کارفرما، برای موفّقیت‌های آنان ارزش قائل است و این کار، آنها را به کسب موفّقیت‌های بیشتر، تشویق می‌کند.
    از سوی دیگر، باید به این نکته هم توجّه داشت که دادن حقوق و مزایا و خدمات رفاهی بیش از حد، باعث ایجاد فرهنگ تنبلی و کم‌کاری می‌شود و در صورتی که این گونه تشویق‌ها بر اساس معیارهای عملی و مدیریت صحیح انجام نگیرد، باعث رواج شارلاتانیزم، چاپلوسی، بدگویی از یکدیگر و کلاهبرداری به منظور دستیابی به طبقه اجتماعی بالاتر از نظر اجتماعی و درآمدی در یک سازمان خواهد شد.
    اگر هدف جوامع، توسعه و رشد باشد، طبعاً باید به عوامل بهره‌وری (بویژه بهره‌وری منابع انسانی که یکی از اساسی‌ترین و راهبردی‌‌ترین منابع هر جامعه و سازمان است)، بیشتر توجّه شود و تلاش برای ایجاد یک زندگی با کیفیت بهتر در سایه تأکید بر بهره‌وری بیشتر انجام گیرد.
    بنا بر این، می‌توان چنین گفت که: بهره‌وری منابع انسانی، صرفاً از طریق افزایش حقوق و مزایا و امکانات رفاهی به دست نمی‌اید؛ بلکه بهره‌ور کردن انسان‌ها در گروه، ایجاد رضایت و افزایش کیفیت زندگی کاری آنهاست که البته ارتباط متقابل میان این دو پدیده، به باورهای مشترک و فرهنگ سازمانی مساعد، نیاز دارد و البته در شکل‌گیری این فرهنگ، مدیران و رهبران جامعه و سازمان‌‌ها می‌توانند بیشترین نقش را داشته باشند.8

    پی‌نوشت‌ها:

    1. داده یا نهاده، عبارت‌ است از مقدار و یا ارزش کالاها و خدماتی که برای تولید یک کالا مورد استفاده قرار میگیرد و یا سهم گذاشته شده از: نیروی کار، سرمایه، مواد اوّلیه و زمان.
    2. Rutkauskas & Paulavitien (2005) p29
    3. Certo, Samuel c. (2002) p443
    4. مزیت نسبی هر کشور نسبت به یک کالا، وقتی حاصل می‌شود که آن کالا، در مقایسه با کالای تولید شده کشورهای دیگر، دارای هزینه تمام‌شده کمتر و قیمت ارزان‌تری باشد.
    5. مزیت بالفعل، به وضعیتی گفته می‌شود که یک تولیدکننده، از فرصت مزیت نسبی» خود، بهره گرفته و محصول خود را تولید و بازار را تصاحب کرده باشد.
    6. Information and communication technology
    7. مدیریت منابع انسانی و روابط کار، ص 66.
    6. همان، ص74.

    منابع:
    1. مدیریت منابع انسانی و روابط کار، نگرشی راهبردی، ناصر میر سپاسی، تهران: شروین، 1376.
    2. کنکاشی در بهره‌وری و ارائه الگوی برای اندازه گیری آن در سازمان‌‌های آموزشی»، سید محمّد میرکمالی و ژاله میرصنایع، فصل‌نامه مدیریت در آموزش و پرورش، شماره 28 (زمستان 1380).
    3. آشنایی با مدیریت بهره‌وری، غلام رضا خاکی، تهران: کانون فرهنگی ـ انتشاراتی سایه نما، 1376.
    4. Certo, Samuel c. / 2002/ Modern Management / 9ed / prentice-hall of India /New Delhi
    5. Software Development Productivity from; from:www.poppendieck.com/pdfs
    6. Concept of Productivity in Service Sector / Jonas Rutkauskas, Eimen Paulavičien/ENGINEERING ECONOMICS. 2005. No 3 (43)
    7. Dean Parham/2007/Empirical analysis of the effects of R&D on productivity:
    Implications for productivity measurement/OECD Workshop on Productivity Measurement and Analysis
    8. Employee motivation. Motivation in the workplace
    9. www.accel-team.com/productivity/addedValue_00.htm
    منبع : http://www.hawzah.net



     
    ارسال اين مقاله براي دوستان:
      آدرس پست الکترونيکي
      



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرایی بنیادگرایانه و جامعه دیوانه
    موضوع

    [Image]


     

    منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 1  - تاريخ شمسی نشر 00/00/1388 - به نقل از ZMag، فوریه 2009

     
       ● نويسنده: بروس ای. - لیواین

    مترجم: رها - مانی

     
     

    در یک فروشگاه بزرگ «آیکیا» در عربستان سعودی در سال 2004، سه نفر در اثر هجوم خریدارانی که برای به دست آوردن یکی از چند اعتبار 150 دلاری تلاش می‌کردند، کشته شدند. در نوامبر 2008 هم در «والمارت» نیویورک خریدارانی که می‌خواستند، یکی از چند «اچ‌دی‌تی‌وی‌ پلاسما» 50 اینچی را خریداری کنند، تا حد مرگ لگدکوب شدند.

    «جدینیاتایی دامور»، کارگر موقت تعمیر و نگهداری در «جمعه سیاه» کشته شد. در تاریکی پیش از سپیده دم، تقریباً 2000 خریدار بی‌صبرانه بیرون والمارت انتظار می‌کشیدند و زیر لب می‌گفتند «درها را باز کنید.» بگفته‌ همکار دامور، «جیمی اوربای» 200 نفر با عجله از روی او گذشتند، آن‌ها درها را از جا درآوردند. او جلوی چشم من زیر پا افتاد و کشته شد. شاهدان گفته‌اند که دامور 34 ساله برای هوا نفس نفس می‌زد و خریداران به عبور از روی او ادامه می‌دادند. پس از مرگ دامور، هنگامی که پلیس به خریداران دستور داد که فروشگاه را ترک کنند، بسیاری از آن‌ها امتناع کردند و برخی از آن‌ها غرغر می‌کردند که «از دیروز صبح در صف بوده‌ام».

    نشریات عمده‌ای که مرگ دامور را پوشش ‌دادند، توجه خود را بر انبوه خریداران شوریده‌ و تا حد کمتری مدیران بی‎مسئولیت‌ والمارت که در تأمین امنیت قصور کرده بودند، متمرکز ساختند. اما در این نشریات مطلبی در مورد فرهنگ مصرفی و جامعه دیوانه‌ای که در آن بازاریابان، تبلیغ‌گران و رسانه‌ها پرستش کالای ارزان را تبلیغ می‌کنند، سخنی در میان نبود.

    در کنار روزنامه‌نگاران، همکاران من هم که در بهداشت روانی تخصص دارند، جنون اجتماعی را نادیده گرفته‌اند. در این میان، روانکاو سوسیال دموکرات، «اریک فروم» (1900-1980) یک استثنا است. فروم در «جامعه عاقل» (1955) نوشته است: «با این همه بسیاری از روان‌پزشکان و روان‌شناسان از پذیرش این نکته که جامعه به مثابه یک کل، ممکن است فاقد عقل باشد، سر باز می‌زنند. آن‌ها معتقدند که مسئله بهداشت روانی در جامعه فقط مشکل تعدادی از افراد «نامعتدل» است و نه مسئله عدم اعتدال احتمالی خود فرهنگ.»

    هر چند مردم می‌توانند در برابر تبلیغ کالای ارزان مقاومت کنند و در معبد والمارت، آیکیا و دیگر فروشگاه‌های بزرگ به پرستش نپردازند! و از مسیر انبوه مصرف‌کنندگان بنیادگرا دور بمانند، اما محافظت از خود در برابر مرگ تدریجی در اثر فرهنگ مصرف، دشوار است. فرهنگی که پی­آمدهایی این چنین دارد:

    - انتظارات مادی فزاینده‎ای ایجاد می‎کند

    - ارتباطات انسانی را بی‌ارزش می‎سازد

    - مردم را به چنان شیوه‌ای اجتماعی می‌سازد که شیفته خود باشند

    - اتکای به نفس را نابود می‌کند

    - مردم را از واکنش‌های عاطفی عادی انسانی بیگانه می‌سازد

    - امیدهای دروغینی ایجاد می­کند که رنج بیشتری می‌آفرینند

    این فرهنگ، هر روز و به طرق مختلف روانی، اجتماعی و معنوی به مردم حمله‌ور می‌شود.


    انتظارات مادی فزاینده

    این انتظارات اغلب برآورده نمی‌شوند و موجب رنجی می‌گردند که انگیزه مشکلات عاطفی و رفتارهای ویرانگر می‌شود. پژوهشگر سیاست‌گذاری اجتماعی، «ویلیام وگا»، مطالعه‌ای به سال 1988 در زمینه بهداشت روانی مهاجران مکزیکی که به ایالات متحده آمده‌اند، انجام داد. او در این مطالعه که اکنون به پژوهشی کلاسیک تبدیل شده است، دریافت که جذب شدن در جامعه ایالات متحده، برای این مهاجران به معنای سه برابر شدن نرخ افسردگی است. «وگا» هم چنین افزایش‌های عمده‌ را در سوءکاربرد مواد و دیگر رفتارهای زیان‌آور، یافت. بسیاری از این مهاجران خود را گرفتار رنج انتظارات مادی بیشتری که برآورده نشده‌اند، یافتند و در عین حال از رنج کاهش حمایت اجتماعی، خبر دادند.


    بی‌ارزش‌سازی ارتباطات انسانی

    در پژوهشی که به سال 2006 در American Sociological Review انجام گردید، یادآوری شده تعداد آمریکایی‌هایی که گفته‌اند دوست نزدیکی ندارند که بتوانند به او اعتماد کنند، ظرف بیست سال گذشته، از 10 درصد به تقریباً 25 درصد افزایش یافته است. انزوای اجتماعی به شدت با افسردگی و دیگر مشکلات عاطفی همراه است. اما تنهایی فزاینده برای اجتماعی مصرفی که برای افزایش «واحدهای خریداری» تلاش می‌کند، خبری است خوش، چراکه افراد تنهای بیشتر، به معنای فروش تلویزیون‌ها، دی‌وی‌دی‌ها و قرص‌های آرامبخش ... بیشتر است.


    ترویج خودخواهی

    خودشیفتگی یکی از دلایل متعدد نرخ فزاینده افسردگی و دیگر مشکلات عاطفی در ایالات متحده است، خودشیفتگی دقیقا همان چیزی است که فرهنگ مصرفی می‌طلبد. بودا، 2500 سال پیش، رابطه میان اشتیاق خودخواهانه و مشکلات عاطفی را تشخیص داد و بسیاری از پژوهشگران رفتار انسانی از اسپینوزا تا اریک فروم به نتایج مشابهی رسیده‌اند.


    نابودی اتکای به نفس

    فقدان اتکای به نفس، می‌تواند موجب اضطراب رنج‌آوری گردد که خود انگیزه افسردگی و دیگر رفتارهای مشکل‌ساز است. در جامعه مدرن، تعداد زیادی از مردم (زن و مرد)، نمی‌توانند یک غذای ساده بپزند. آن‌ها هرگز اثرات ضد اضطراب اطمینان از توانایی خود در تهیه غذای خویش، پرورش سبزیجات مصرفی خود، شکار، ماهی‎گیری و جمع‌آوری غذا برای بقا را در نخواهند یافت. در فرهنگ مصرفی، چنین اتکای به نفسی بی‌معنی است. مردم تا حدی، باخبرند که اگر درآمدهای خود را از دست بدهند (که این روزها غیرممکن نیست) قدرت بقایی نخواهند داشت.


    بیگانه‌سازی از انسانیت

    کاهنان فرهنگ مصرفی (تبلیغ‌گران و بازاریابان) می‌دانند که مصرف‌کنندگان بنیادگرا اگر با واکنش‌های عادی مانند خستگی، ترس، اندوه و نگرانی بیگانه شوند، بیشتر خرید خواهند کرد. اگر این کاهنان بتوانند ما را متقاعد کنند که حالت عاطفی معینی شرم‌آور یا نشانه بیماری است، بیشتر احتمال دارد که نه تنها داروهای آرام‌بخش که تمام انواع محصولاتی را هم که به ما احساس بهتری می‌دهند، خریداری کنیم. هنگامی که وحشت‌زده و از واکنش طبیعی انسانی بیگانه می‌شویم، این «رنج روی رنج» انگیزه بیشتری برای افسردگی و دیگر رفتارهای خودویرانگرانه و اعمال زیان‌آور ایجاد می‌کند.


    رنج امید دروغین

    امید دروغین مصرف‌گرایی بنیادگرا، آن است که یک روز محصولی خواهیم یافت که می‌تواند به طرزی قابل پیش‌بینی و بدون عوارض جانبی، خلق و خوهای ما را تغییر دهد. روان‌پزشکی مدرن عضو کامل فرهنگ مصرفی است. «جام مقدس» آن جست‎وجو برای داروی ضدافسردگی‌ای است که رنج ناامیدی را از میان ببرد، اما زندگی را نابود نسازد. در اواخر قرن نوزدهم، «زیگموند فروید» تصور می‌کرد که این دارو را در «کوکایین» یافته است. در اواسط قرن بیستم، روان‌پزشکان تصور می‌کردند که آن را در «آمفتامین‌ها» و سپس در داروهای ضدافسردگی «تری‌سیکلیک» مانند تفرانیل و الاویل یافته‌اند. در اواخر قرن بیستم، SSRIهایی مانند «پروزاک»، «پاکسیل» و «زولوفت» به بازار آمدند که سرانجام معلوم شد، موجب وابستگی و انزواطلبی رنج‌آوری می‌شوند و از شبه‌داروها هم مؤثرتر نیستند. داروی ضدافسردگی هر چه باشد، به مثابه دارویی که افسردگی را از میان می‌برد اما زندگی را نابود نمی‌سازد، معرفی می‌شود. پس از آن بارها و بارها کشف شد که وقتی کسی مشغول ترمیم انتقال‌دهنده‌های عصبی است، زندگی صدمه می‌بیند؛ همان­گونه که در شوک الکتریکی و جراحی عصبی چنین می‌شود.

    بنیادگرایان هم منطق و هم تجربه را رد می‌کنند. بنیادگرایان به اصول جزمی چسبیده‌اند و اگر اصول جزمی آن‌ها شکست بخورد، آن را رها نمی‌کنند، بلکه مصمم می‌شوند که ایمان خود را به این اصول بیشتر و عمیق‌تر کنند.

    54 سال پیش، اریک فروم نتیجه گرفت: «امروزه انسان با بنیادی‌ترین انتخاب روبه‎رو است، انتخابی نه بین کاپیتالیسم یا کمونیسم، بلکه بین روبوتیسم (هم از گونه‌ی کاپیتالیستی و هم از نوع کمونیستی) یا سوسیالیسم انسان‌گرایانه‌ جمع‌گرا. به نظر می‌رسد، اغلب واقعیات نشان می‌دهند که انسان روبوتیسم را انتخاب می‌کند و این، در بلند مدت، به معنای جنون و نابودی است. اما تمام این واقعیات آن قدر قوی نیستند که ایمان به فرزانگی، نیت خیر و عقل انسانی را از میان ببرند. اما تا زمانی که به بدیل‌های دیگر فکر می‌کنیم، نباخته‌ایم.»

    رها شدن از مصرف‌گرایی بنیادگرا به معنای اندیشیدن به بدیل‌ها و به معنای اعتراض فعالانه است؛ تصمیم به تجربه کردن ابعاد گوناگون زندگی که اصول جزمی آن‌ها را حذف کرده‌اند.




     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ نگاهي به کتاب «ساختن براي نابود کردن» اثر گيلز اسليد
    موضوع

    [Image]


    آقاي گليز اسليد با انتشار کتاب «ساختن براي نابود کردن؛ تکنولوژي و دور ريختن در آمريکا»، خوانندگان را با تاريخچه شکل‌گيري صنايع مصرفي و صنعتي ايالات متحده در يک قرن اخير و رويکردهاي تجاري آنها براي گسترش دائمي بازار محصولاتشان، آشنا مي‌کند. در آن سال‌ها، مديران صنايع دريافته بودند که بايد استراتژي‌هاي خود را به گونه‌اي طراحي کنند که دور ريختن کالاها و تعويض مدل‌هاي قديمي و مدل‌هاي جديدتر، به عنوان يک ارزش پسنديده مطرح شود. بين اين رويکردهاي اسراف‌ گرايانه و جاه‌ طلبانه، با معيارهاي اخلاقي و زيست‌ محيطي و شيوه‌هاي توسعه پايدار، چه ارتباطي وجود دارد؟ اين سؤالي است که آقاي اسليد با نگارش اين کتاب جذاب و خواندني به دنبال پاسخ آن است.

     
     
       ● نويسنده: آنا - کلارک

    منبع: ماهنامه - سياحت غرب - 1387 - شماره 65، آذر  - تاريخ شمسی نشر 00/09/1387 - به نقل از WWW.Thewip.net

     
     

    به دنبال موفقيت ال‌گور در کسب جايزه صلح نوبل و فشار افکار عمومي بر مديران صنعت خودروسازي در جهت مقابله با آثار گرمايش جهاني، ما شاهد گام‌هاي اميدوار کننده‌اي بوده‌ايم. مثلاً ابرشرکت خودروساز بين‌المللي «جنرال موتورز» وعده داده است که براي ساخت خودروهاي داراي سلول‌هاي زيستي و يا غير گازوئيلي تلاش بيشتري کند. سازمان حفاظت از محيط زيست ايالات متحده نيز اختيارات لازم را براي قانون گذاري در بخش افزايش کارايي مصرف سوخت خودروها به دست آورده است.

    اما من معتقدم، در صنعتي که بر اساس اسراف‌ گري بنيان نهاده شده، چنين سخناني را بايد تنها يک گام رو به جلو به شمار آورد. در اين ميان، آقاي هيگز اسليد در کتاب ارزشمند خود با نام «ساختن براي نابود کردن؛ تکنولوژي و دور ريختن در آمريکا» به رويدادهايي تاريخي اشاره مي‌کند که براساس آنها، خودروسازان ديترويت، براي عمومي کردن ايده لزوم توليد بي ‌پايان کالاهاي مصرفي و صنعتي، به هر اقدامي دست مي‌زدند. مثلاً به دنبال رقابت دو شرکت «فورد» و «شورلت» در سال‌هاي دهه بيست ميلادي، هر دوي آنها، شعار «هر سال يک مدل جديد خودرو» را در دستور کار خويش قرار دادند. آن استانداردهاي جاه ‌طلبانه و اسراف‌ گرايانه، هنوز هم بر فضاي صنعت و تجارت ما سايه افکنده است، هر چند توجه همه جانبه‌اي نيز به آثار زيانبار زيست‌ محيطي اين سياست‌ها نمي‌شود.

    پيام اصلي اين کتاب در همين نکته نهفته است: «اگر ما هم اينک اخلاق مصرفي خود را تغيير ندهيم، به زودي بايد به زندگي در يک زمين آلوده عادت کنيم.»

    نکات تکان دهنده اسليد در کتابش در حوزه زباله‌هاي الکترونيکي، بايد زنگ خطري را در برابر همه ما به صدا درآورد. دور انداختن سالانه سيصد و پانزده ميليون رايانه و صد ميليون تلفن همراه توسط شهروندان آمريکايي، در مجموع پنجاه هزار تن پسماند سمي و خطرناک را روانه آب و خاک و هواي زمين دوست داشتني ما مي‌کند که مواد سمي پايدار بيولوژيکي و يا پلي‌کلرايدهای دوفنيل (PCB)، جزو شاخص‌ترين آنها است.

    از سوي ديگر، تلفن‌هاي همراه هم به گونه‌اي ساخته مي‌شوند که هزينه‌هاي تعمير و يا ارتقاي آنها صرفه اقتصادي نداشته باشد. البته يک راز ناگفته صنايع امروز دنياي ما اين است که با ساختن کالاهاي محکم و کارا، رشد تجاري و سودآوري دائمي توليد کنندگان با افول زيادي رو به ‌رو مي‌شود. به علاوه، بايد امکان ارتقاي نرم ‌افزاري مدل‌هاي قديمي هم، محدودتر و محدودتر شود. به هرحال، تداوم بسياري از مشاغل صنعتي و بقاي شاخه‌هاي متعدد صنايع ما در گروي اتخاذ چنين شيوه‌هاي يکجانبه‌ گرايانه، مسرفانه و فريبنده‌اي است.

    آقاي اسليد در کتاب خود با اشاره به پافشاري هنري فورد بر عدم تغيير در خودروي معروف مدل تي(T) خود، مي‌نويسد: «هنري فورد معتقد بود که محصول کارخانجاتش يک دستاورد اجتماعي بزرگ است که مي‌تواند به عنوان نماد جامعه بدون طبقه آمريکا به شمار آيد.»

    پس از مدتي، مديران ساير شرکت‌هاي خودروسازي دريافتند که تداوم افزايش توليد و حفظ سودآوري آنها، در گروي تغييرات مداوم مدل‌هاي عرضه شده و تغييراتي اندک و ظاهري اما با القاي حس کهنه‌ شدگي رواني مي‌باشد. بدين ترتيب، واحدهاي مد در بسياري از اين شرکت‌ها تشکيل شد و خيلي زود هم، آثار کارآمد ناشي از آن هويدا شد؛ اما حاصل پافشاري فورد بر ايده‌هاي محافظه‌کارانه اش چه بود؟ ورشکستگي و خروج از بازار.

    يک نکته شايان توجه اين است که با وجود اتخاذ رويکردهاي مسرفانه و جاه‌طلبانه چنين شرکت‌هايي، باز هم مردم آمريکا به تغييرات مداوم در بخش‌هاي عملکرد و دستکاري ظاهر خودروهايشان که معمولاً سرعت افزون‌تر و راحتي بيشتر و البته مصرف سوخت و آلودگي بيشتري را به ارمغان مي‌آورد، عشق مي‌ورزيدند. در سال 1932 ميلادي، مديران شرکت فورد سرانجام تسليم انديشه‌هاي حاکم بر بازار شدند و با پشت پا زدن به انديشه‌هاي بنيان گذار خود، به تغيير سالانه مدل خودروهاي خود روي آوردند.

    در کتاب ساختن براي نابود کردن، شما مي‌توانيد با گسترش چنين تفکراتي در ساير حوزه‌هاي توليدي و صنعتي آشنا شويد و شايد وضعيت مخاطره‌ آميز پسماندهاي الکترونيکي عصر کنوني را مي‌توان شاخص‌ترين صنعتي دانست که از همان استراتژي‌هاي خودروسازان دهه بيست ميلادي پيروي مي‌کند... مديران شرکت‌هاي کامپيوتري و سازندگان انواع وسايل الکترونيکي، با استفاده از تکنيک‌هاي تبليغاتي مختلف تلاش مي‌کنند که همه مردم را به خريد محصولات جديدتر و شيک‌تر و کاراتر و در عين حال شکننده‌تر ترغيب کنند.

    اما تاريخ درس‌هاي زياد ديگري را هم براي ما دارد. در سال‌هاي ابتدايي قرن بيستم، ما شاهد مقالاتي در نشريات و يا کتاب‌ها بوديم که مردم را از اتخاذ رويکردهاي اقتصادي غير عقلايي، مصرفي و ناپايدار بر حذر مي‌داشتند. سپس، همزمان با سال‌هاي جنگ جهاني اول، شهروندان آمريکايي با پوسترهايي در خيابان‌ها روبه‌رو مي‌شدند که چنين شعارهايي را تبليغ مي‌کردند: «با سرعت به پيش!»، «با رشد و ارتقاي خود، خاطرات گذشته را فراموش کنيد» و «همه آنچه را که نياز داريد، هم اينک خريداري کنيد.» آيا بين آن شعارهاي تبليغاتي مروج مصرف‌گرايي در سال‌هاي پس از جنگ جهاني اول و تشويق بوش به مصرف بيشتر پس از حوادث 11 سپتامبر، شباهت زيادي وجود ندارد؟

    اين موضوع بسيار تکان‌ دهنده و غم ‌انگيز است که دور انداختن يک کالاي مصرفي در مقايسه با بازيافت و يا تعمير آن، از منزلت و ارزش اجتماعي بيشتري برخوردار است. گويي چرخه عمر يک کالا بايد در سايه استراتژي‌هاي سودآوري ابرشرکت‌ها و نه معيارهاي اخلاقي و زيست ‌محيطي تعيين شود. آيا عرضه گسترده دستمال‌هاي کاغذي و فراموش شدن استفاده از دستمال‌هاي پارچه‌اي، اتفاقي بوده است؟ و ساخت تيغ‌هاي اصلاح يک بار مصرف ژيلت و از رده خارج شدن تيغ‌هاي قابل تعويض ماشين‌هاي اصلاح، تنها يک تصادف است؟ تاکنون به اين موضوع انديشيده‌ايد که چرا يک نشان دانشگاهي از سوي مراکز علمي ما براي بهترين ايده‌هاي مربوط به بازيافت و مصرف چند باره کالاهاي مصرفي طراحي نشده است؟ آيا نبايد ما دوباره به سوي همان شيوه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هايمان در قرن‌هاي گذشته حرکت کنيم؟

    اين رويکردهاي مصرف گرايانه چه نتايج ديگري به همراه آورده است؟ آقاي اسليد در کتاب خود تشريح مي‌کند که چگونه تمايل به دور ريختن و از رده خارج کردن کالاها، به کهنه شدن مداوم آموزش‌ها و مهارت‌ها انجاميده است. مثلاً چرتکه‌ها از سال 1625 ميلادي تا زمان اختراع ماشين حساب همواره مورد استفاده قرار مي‌گرفتند و افراد با کمک محاسبات ذهني و مهره‌هاي آن، در همه جا و به سادگي، عمل‌هاي رياضي مورد نياز خود را انجام مي‌دادند؛ ولي با توليد انبوه و ارزان شدن قيمت ماشين حساب‌هاي الکترونيکي تا حد ده دلار و کمتر در سال 1975 ميلادي،‌ ديگر حتي استفاده تفنني از چرتکه هم با تسمخر رو به ‌رو مي‌شود. هر چند در گذشته، اين دو وسيله با هم در کلاس‌هاي مدارس مورد استفاده قرار مي‌گرفت. آقاي اسليد در کتاب خود مي‌نويسد: «ما با ترويج استفاده از ماشين حساب و از رده خارج کردن چرتکه‌ها، مهارت‌هاي مرتبط با استفاده از اين ابزار مفيد را هم نابود کرده ايم. از آغاز دهه هشتاد به بعد، به ندرت شما مي‌توانستيد با يک فارغ‌التحصيل دبيرستاني روبه‌رو شويد که توانايي کار با چرتکه را داشته باشد، اما مهندسان مسن‌تر به راحتي از عهده اين کار برمي‌آمدند... من معتقدم که اين افراد مي‌توانستند از سرعت و دقت بيشتري هم در مقايسه با کاربران ماشين حساب بهره ببرند.»

    زماني من اين نکته را شنيده بودم که هر چه شما يک کتاب را بيشتر دوست داشته باشيد، تشريح خوبي‌ها و نقاط قوت آن براي ديگران سخت‌تر است. آقاي اسليد نيز کتابي نگاشته که ما را با دنياي ديگري که شايد هرگز به آن نيانديشيده بوديم، آشنا مي‌کند. خواندن فصل آخر کتاب ساختن براي نابود کردن؛ تکنولوژي و دور ريختن در آمريکا، براي همه تکان ‌دهنده و بهت‌ آور است. من مطالعه اين کتاب را به همه مديران، مخترعان، کارآفرينان، تبليغاتچي‌ها و همه و همه توصيه مي‌کنم. خوانندگان اين کتاب با مجموعه‌اي از اطلاعات مختلف و متنوع آشنا مي‌شوند که پرده از تزويرها و اسراف‌ گري‌ها و رياکاري‌ها و پايمال کردن اصول اخلاقي توسط مديران صنايع و بازاريابان و تبليغاتچي‌هاي روزگار ما برمي‌دارد. بي‌ترديد، اسليد در کتاب دويست و هشتاد و يک صفحه‌اي خود، به روشني به چنين کاري دست زده است.




     

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • 9  
    • 10  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------