:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103771

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    ◄ رواج مصرف گرایی در جامعه امروز!
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: روزنامه - خراسان  - تاريخ شمسی نشر 27/02/1387

     
     

    تقی نژاد گرچه افزایش میزان مصرف كالاهای مختلف در سال های اخیر را می توان نشانه توسعه رفاه عمومی قلمداد كرد اما این مصرف گاه چنان بی رویه و غیر منطقی رشد یافته است كه می توان آن را نوعی ناهنجاری رفتاری اجتماعی به حساب آورد. مقایسه ای كوتاه بین آن چه كه گذشتگان ما با آن زندگی می گذراندند و آن چه ما امروز خانه و زندگی خود می نامیم ما را با حقیقتی رو به رو می كند كه شایسته تأمل و بررسی دقیق است.

    نام گذاری سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف بهانه خوبی شد تا رشد مصرف و مصرف های بی رویه را به بررسی بنشینیم و این بار در این گزارش فرهنگ مصرف گرایی و علت رواج آن در جامعه كنونی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.


    پس بخار پزت كجاست؟

    ما نسل سومی هستیم، هنوز وارد مرز بین دهه سوم و چهارم زندگی خود هم نشده ایم اما همین قدر به خاطر داریم كه تغییرات شگرفی در شكل ظاهری زندگی ها اتفاق افتاده است. حدود 2 دهه پیش هنگامی كه یك زوج زندگی خود را شروع می كردند و بستگان و آشنایان برای شادباش به خانه این تازه عروس و داماد قدم می گذاشتند، همه چیز حكایت از یك زندگی ساده داشت. وسایل زندگی آن قدر اندك و ضروری بود كه گاه می توانستی همه آن ها را در یك وانت بار كوچك خلاصه كنی.

    یكی از شهروندان در این باره می گوید: تجملات مردم را بیچاره كرده است، امروزه من اگر دختر یا پسرم را با این اوضاع به خانه بخت بفرستم مورد تمسخر این و آن قرار می گیرند چرا كه این روزها وسایل زندگی یك زوج جوان حتی از وسایل زندگی پدر و مادرهایشان كامل تر است! «رضایی» علت رواج مصرف گرایی در جامعه را فیلم ها و سریال های تلویزیونی می داند و می افزاید: وقتی تقریبا در تمام فیلم و سریال ها، زوج های جوان، در آغاز زندگی خود همه وسایل زندگی را دارند، فرزند من هم گمان می كند این موضوع طبیعی است و چنین خواسته ای را از من خواهد داشت.

    فرزند این شخص كه در كنارش حضور دارد این طور می گوید: من هم می دانم اغلب لوازم در خانه ام بدون استفاده خواهد ماند و یا حداقل خیلی كم مورد استفاده قرار می گیرد اما اگر از آن وسایل تهیه نكنم به نوعی باعث كسر شأن من خواهد شد.

    «زهرا» می افزاید: به عنوان مثال در جهیزیه ای كه خریداری كردم یك عدد پلوپز وجود دارد كه چند كاره است و می تواند عملیات پخت كیك و بخارپزی را هم انجام دهد اما اگر دستگاه بخارپز جداگانه تهیه نكنم، تمام فامیل و دوستانم می پرسند پس بخارپزت كجاست؟!

    وی می گوید: نمی شود برای همه افراد توضیح داد كه قضیه از چه قرار است و اصلا شاید من نخواهم از بخارپز و یا ساندویچ ساز استفاده كنم، اما برای بستن دهان مردم ناچارم تمام وسایل این چنینی و مازاد را هم مدنظر قرار دهم!


    از حراج واقعی تا فروشگاه هزار تومانی!

    یك جامعه شناس می گوید: رواج فرهنگ مصرف گرایی دلایل متعددی دارد كه از مهم ترین آن ها می توان به چشم و هم چشمی ها و مدگرایی اشاره كنیم.

    «قربان محمد مقدسی» خرید بسیاری از كالاها را در پی احساس نیاز كاذب می داند و می افزاید: همه افراد اگر به این احساس خود توجه كنند، هر چیزی را آرزو خواهند كرد، به عنوان مثال همه دوست دارند هواپیمای شخصی داشته باشند و یا همه افراد تمایل دارند رئیس جمهور بشوند اما ما فقط یك رئیس جمهور لازم داریم. احساس نیاز كاذب انسان را به سمت مصرف بیشتر از هر كالا سوق خواهد داد چرا كه شما احساس خواهید كرد كه نیاز دارید هفته ای یك دست لباس خریداری كنید.

    وی می گوید: از آن جا كه تمامی انسان ها چنین تمایلاتی را دارند، قدیمی ها نیز از این قضیه مستثنا نبودند بلكه عامل دسترسی اندك موجب می شد زندگی در گذشته بسیار ساده باشد.

    «مقدسی» معتقد است: محیط اجتماعی جامعه امروز، رواج مصرف گرایی را صد چندان می كند چرا كه تولید و واردات روزافزون كالا گاه بیش از حد نیاز جامعه است و فروشندگان با توسل به هر روش تبلیغاتی اقدام به جلب مشتری خواهند كرد.

    یك شهروند در این باره می گوید: گاهی اوقات تصمیم می گیرم تنها به اندازه نیاز خود كالا خریداری كنم اما برخی مغازه ها در شهر وجود دارند كه هر عابری را دچار وسوسه خرید می كنند.

    «بیدكی» می افزاید: برخی مغازه ها از برچسب های درشت حراج واقعی، فروش ویژه و یا فروشگاه چند هزار تومان استفاده می كنند و این نوع تبلیغات باعث می شود تا افراد با سطح درآمد پایین هم تمایل به خرید پیدا كنند.


    با خرید كردن روحیه می گیرم!

    «ویلن» نظریه پرداز مصرف معتقد است: فرد از 2 طریق موفقیت مالی و پولی خود را نشان می دهد: 1- اوقات فراغت ظاهری 2- مصرف تظاهری. این ویژگی در شهرهای بزرگ بیشتر مصداق دارد چرا كه افراد كمتر هم دیگر را می شناسند و می توانند تنها از روی ظاهر فرد در مورد طبقه اجتماعی، اقتصادی او اظهار نظر كنند، بجنورد هم شهری است كه كم كم در حال بزرگ شدن است و باید حواسمان باشد گرفتار این پدیده نشویم.

    در چند سال اخیر میل به مصرف به یك پز اجتماعی تبدیل شده است. مد شدن یك كالا و خرید آن كالا توسط بسیاری از افراد تابع مد و سپس دمده شدن همان كالا و كنار گذاشته شدن آن از سوی افراد و تكرار دوباره و چند باره این سیكل را هم باید از مهم ترین عوامل رواج مصرف گرایی در جامعه قلمداد كرد.

    «باكاك» جامعه شناس معتقد است: مصرف صرفا یك روند اقتصادی نیست بلكه روندی اجتماعی فرهنگی است و به عبارتی فرهنگ مصرف یك فرهنگ لذت گر است.

    یك شهروند می گوید: وقتی وسیله نویی خریداری می كنم تا چند روز احساس بهتری دارم، به عبارتی می توانم بگویم خرید را فقط برای رفع نیاز انجام نمی دهم بلكه با خرید كردن روحیه می گیرم!

    یك جامعه شناس می گوید: لذت های مصرف لذت های تخیلی و ذهنی هستند به عبارت دیگر ما آن چه را كه تصور می كنیم خرید یك كالای جدید برایمان به ارمغان می آورد، در ذهن خود می پرورانیم. وی لذت های به واسطه كالا و اشیا را لذت های زود گذری می داند كه در اغلب اوقات ریشه درنیازهای ارضا نشده دوران كودكی دارد.

    جامعه شناس دیگری با اشاره به این كه اغلب زنان بیشتر از مردان مصرف گرایی دارند می گوید: زنان از طریق خرید و رفتن به بازار می خواهند به نوعی حضور خود را در جامعه اثبات كنند و به رقابت با مردان در عرصه اجتماعی بپردازند به طوری كه این موضوع در زنان شاغل بسیار كمتر از زنان خانه دار به چشم می خورد.

    «مقدسی» اظهار می دارد: زنان با خرید كردن قدرت نادیده گرفته شدن خود در ساختار فرهنگی مرد سالارانه را باز پس می گیرند به عبارتی خرید كردن زنان به بهانه ای برای حضور آنان در جامعه تبدیل شده است.

    این جامعه شناس بیان می دارد: به طور معمول افرادی كه برای كسب درآمد تلاش می كنند، دقت بیشتری هم در خرید خواهند داشت به همین خاطر است كه برخی صاحبان پول های باد آورده و یا نوجوانان خارج از كنترل و بی اختیار به خرید وسایل غیر ضروری می پردازند.


    در خلال گزارش

    1) در ساختار جدید اجتماعی، كار دیگر نه فقط برای زنده ماندن كه برای مصرف كالا و لذت ناشی از آن تعبیر می شود، این یعنی كالا برای رفع نیاز نیست بلكه برای مفهوم سازی و معنا سازی است!

    2) یك شهروند: مصرف كالاهای غیر ضروری باعث شده تمام مدت در حال پرداخت اقساط وام هایم باشم و می توانم بگویم رواج فرهنگ مصرف گرایی، زندگی آرام مرا به یك زندگی قسطی پر از دغدغه تبدیل كرده است!

    3) یك جامعه شناس: باید لذت خود را در معنویات جست و جو كنیم چرا كه یك لذت ماندگار است و اگر كسی از خرید لذت می برد می تواند محصول خریداری شده خود را در اختیار فرد محتاجی قرار دهد تا از این طریق بتواند به لذت خود جهت صحیح بدهد.

    4) اگر هر انسانی پس از خرید هر كالای غیر ضروری، قیمت كالا را در فهرستی یادداشت كند، پس از سال ها خواهد دید كه با مبلغ مجموع آن كالاها چه كارها كه نمی توانست انجام دهد!

    5) یك جامعه شناس: مسئولان ما باید ساده زیست باشند تا مردم از آن ها الگو بگیرند نه این كه خود بر خودروهای آخرین مدل سوار شوند و دم از فرهنگ قناعت بزنند!




     

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 14 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرايي و قدرت خريد مردم
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: صالح - اسكندري

    منبع: روزنامه - رسالت  - تاريخ شمسی نشر 26/02/1387

     
     

    طبيعتا قدرت خريد Purchasing Power با مصرف گرايي در يك كشور بايد رابطه عكس برقرار كند. يعني به هر ميزان يك جامعه مصرف گراتر باشد توان خريد مردم در آن نيز پايين تر است. تقاضاي فزاينده براي كالاهاي غير ضرور بخشي از منابع در دست خانوارها را از هزينه شدن در زمينه كالاهاي اصلي منحرف مي كند. هرچند مصرف گرايي در يك جامعه خود نشان از بالابودن قدرت خريد آنها دارد. اين سيكل تركيبي در نهايت به يك وضعيت بحراني منجر مي شود.

    بنابر آمارهاي جهاني مصرف گرايي به شكل غير قابل اجتنابي در سراسر دنيا در حال رشد است و يكي از دلايل اصلي بحران غذايي فرارو، اسراف در مصرف است.

    تركيه كه زماني نه چندان دور يكي از هفت كشور خودكفا در زمينه توليد محصولات كشاورزي بود، امروزه به يكي از واردكنندگان اين نوع محصولات تبديل شده است.اين كشور همچنين به رغم داشتن بدهي هاي سنگين در سال گذشته ميلادي براي واردات كالاهاي مصرفي 19 ميليارد دلار هزينه كرد. بررسي ارقام بازرگاني خارجي تركيه نشان مي دهد، تنها طي شش سال اخير واردات كالاهاي مصرفي اعم از پايدار و ناپايدار به اين كشور، بيش از 381درصد رشد داشته است.

    چين و روسيه طي ده سال گذشته شاهد رشد قابل تامل مصرف گرايي در كشورشان بوده اند. چين يكي از كشورهاي جهان است كه داراي سريع ترين رشد بازار مصرف بوده است. پس از سال 1978 ميلادي، ميانگين سرعت رشد سالانه آن به 14/4 درصد رسيده و سه برابر سطح متوسط جهاني بوده است.

    مصرف داخلي، دوسوم اقتصاد آمريكا را تشكيل مي دهد. چهل درصد واردات آمريكا از چين است. به دنبال كاهش شديد قدرت خريد مردم آمريكا، دپارتمان بازرگاني اين كشور اعلام كرد: فروش مسكن در آمريكا در ماه مارس با 8/5 درصد كاهش به كمترين ميزان در 16 سال گذشته رسيد. ايران نيز از روندهاي اقتصادي جهاني مستثني نبوده و متاسفانه مصرف گرايي در سالهاي اخير به بخشي از فرهنگ عمومي تبديل شده است. مقايسه سبد كالاي مصرف در خانواده ها حداقل در10 سال گذشته نشان مي دهد كه به طور شگفت انگيزي مصرف گرايي در بين مردم ايران اشاعه يافته است.

    البته با تمام اين اوصاف بايد اذعان كرد كه چند دهك پايين جامعه در ايران كه در آمد ثابتي دارند تحت فشارهاي اقتصادي موجود و افزايش قيمتها قدرت خريدشان كاهش يافته كه دولت تلاش دارد به واسطه برخي از سياستهاي حمايتي از قبيل سهام عدالت و افزايش پلكاني درآمد ها اين خلارا برطرف كند.

    رئيس جمهور در نشست خبري اخير خود با خبرنگاران گفت: “وضعيت معيشت سرجمع بهتر از قبل است. مصرف سرانه، قدرت خريد افزايش يافته است... ما علاقه مند بوديم كه قدرت خريد افزايش پيدا بكند اما نرخ ها افزايش پيدا نكند يا بسيار كمتر از نسبتي كه امروز افزايش پيدا كرده است، باشد.اما عواملي خارج از اراده دولت وارد شد كه داريم تلاش مي كنيم آنها را مهار كنيم.”

    احمدي نژاد در جمع خبرنگاران با اشاره به طرح جامع اقتصادي دولت كه در اواسط تير ماه اعلام مي شود عملاافق روشني را فرا روي مشكلات اقتصادي موجود گشود و در حالي كه جامعه به آستانه برآورد انتظارات خود نزديك مي شود از يك تصميم اقتصادي بزرگ در دولت خبر داد.

    اما در كنار اين طرح كلان درون دالانهاي اجتماعي و در بين مردم نيز بايد يك تصميم بزرگ براي مقابله با مصرف گرايي و جلوگيري از اسراف گرفته شود. به خصوص در سالي كه كشور با بحران خشكسالي روبرو است.چندي پيش رهبر فرزانه انقلاب اسلامي تنقيح مناط فرمودند و راه اساسي مقابله با مشكلات اقتصادي موجود را انضباط مالي، صرفه جويي و پرهيز از اسراف دانستند. اين ديدگاه اقتصادي ناظر به وظايف دولت و ملت است. اگر در ژاپن امروز تنها يك درصد مردم در بخشهاي دولتي مشعول به كار هستند و اگر 97 درصد مردم آمريكا از بخش خصوصي حقوق مي گيرند اين تحول و پيشرفت اقتصادي مرهون يك تصميم ملي است كه از تعامل مردم و دولت سرچشمه مي گيرد.

    به هر حال دولت با توجه به روي كار آمدن نيروهاي فعال و پر توان در عرصه هاي اقتصادي كشور بايد هر چه سريع تر برنامه هاي اقتصادي خود را در افكار عمومي طرح كند و پس از بازخوردگيري آنها به سرعت اجرا نمايد. مردم نيز قادرند دراين تلاش شبانه روزي دولت از سر قاعده "انقاذ غريق" و جلوگيري از بحران اقتصادي در كشور با صرفه جويي و مبارزه با مصرف گرايي در خانواده ها سهيم باشند.




     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 14 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرايي و مصرف زدگي از نگاه كارشناسان
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: روزنامه - هموطن سلام  - تاريخ شمسی نشر 14/01/1387

     
     

    متاسفانه در حال حاضر شرايطي در کشور به وجود آمده است که در بيشتر بخش ها به واردکننده تبديل شده ايم.

    در حالي که فرهنگ مصرف گرايي به واسطه ورود کالاهاي لوکس روز به روز در حال گسترش است به نظر مي رسد توجه به اين مساله نيازمند اصلاح الگوي مصرف و بررسي بروز چنين پديده اي در کشور باشد.


    الگوي مصرف نيازمند اصلاح و ساماندهي است

    دکتر بهنام ملکي- کارشناس اقتصادي- با تاکيد بر اصلاح الگوي مصرف براي مقابله با افزايش مصرف گرايي و اسراف در کشور گفت: الگوي مصرف در کشور نيازمند اصلاح و ساماندهي در تئوري هاي دانشگاهي و اقتصاد کشور است، در غير اين صورت با مصرف لجام گسيخته مواجه خواهيم شد. به گفته وي، متاسفانه در شرايط فعلي بخش عمده اي از وابستگي کشور به واردات در نتيجه اسراف و مصرف گرايي است.

    ملکي افزود: متاسفانه در حال حاضر شرايطي در کشور به وجود آمده است که در بيشتر بخش ها به واردکننده تبديل شده ايم و همين امر موجب افزايش مصرف گرايي و درنتيجه کاهش توليدات و افزايش وابستگي به کشورهاي ديگر شده است.

    کارشناس مسايل اقتصادي با اشاره به سياست دولت در جهت آزادسازي واردات برخي از کالاها خاطرنشان کرد: آزادسازي واردات برخي از کالاها مانند ميوه آسيب جدي به توليدات بومي مانند توليد انگور و حتي انجير وارد کرده است. ملکي با بيان اين که الگوي مصرف در ايران بايد منطبق بر الگوي اقتصاد اسلامي و به اندازه نياز کشور باشد، خاطرنشان کرد: در حال حاضر الگوي مصرف در ايران منطبق با الگوي مصرف کشورهاي سرمايه داري و ليبرالي غرب است.

    وي با انتقاد از افزايش تبليغ کالاهاي لوکس و مصرفي تصريح کرد: در شرايطي که کشور با مشکل بيکاري مواجه است تبليغ کالاهاي لوکس که همگي وارداتي بوده و لطمات فراواني بر پيکره توليد کشور وارد مي کند مصداق بارز مصرف گرايي و اسراف است.

    کارشناس مسايل اقتصادي ادامه داد: از طرف ديگر کالاهاي وطني نيز در حدي که نياز کشور را برطرف کند بايد مصرف شود.

    به گفته وي بعضي ها در کشور از درآمد خوبي برخوردار هستند؛ اما نسبت به تامين مايحتاج خود امساک مي کنند که اين امر نيز قابل قبول نيست.

    ملکي تصريح کرد: در اقتصاد کشور بايد گردش کالا و خدمات وجود داشته باشد و اين به معناي ميانه وري در اقتصاد است.

    وي يکي از اشکالات وارده به برنامه چهارم را ناديده گرفتن الگوي مصرف ذکر کرد و افزود: در حالي که بايد الگوي مصرف در کشور کنترل شود، متاسفانه علي رغم وجود شوراي عالي الگوي مصرف در برنامه اول توسعه اين برنامه در برنامه هاي بعدي حذف شد.

    کارشناس اقتصادي تبليغ کالاهاي خارجي را در راستاي افزايش الگوي مصرف ذکر کرد.


    مصرف زدگي اقتصاد ما را وابسته تر مي کند

    دکتر ابراهيم رزاقي نيز در اين ارتباط معتقد است: بعد از جنگ رشد مصرف به صورت افسار گسيخته افزايش يافت و دراين گذار منابع نفتي به سمت خريد کالا هاي مصرفي سوق يافت. درصورتي که مصرف زياد تجارت کشور را به سمت واردات سوق داده و افزايش واردات هم وابستگي به اقتصاد کشورهاي ديگر را دو چندان مي کند.

    اين کارشناس اقتصادي خاطرنشان کرد: نياز به مصرف بيشتر و تغيير نوع زندگي مردم به سمت مصرف گرايي اقتصاد ما را بيش از پيش وابسته مي کند به طوري که سال گذشته 50 ميليارد دلار در آمد نفت صرف ورود کالاهاي مصرفي شد.

    وي با اشاره به تغيير فرهنگ مردم در استفاده از کالاهاي لوکس و تجملي خاطرنشان کرد: مصرف بعضي از کالا ها که به صورت اسراف بوده و خلاف موازين شرعي است يک پديده کاملا تجملي و بدون ضابطه است. مردم حاضر هستند براي به دست آوردن کالاهاي مصرفي اعم از خوراکي، تجملي و.... به سختي کار کنند.

    رزاقي افزود : در کشور هاي غربي و توسعه يافته اگر مصرف بالايي دارند به همان ميزان توليد مي کنند. ميزان اشتغال در آنجا بالا است. در کشور ما اگر 50 ميليارد دلار واردات را صرف توليد مي کرديم شايد نزديک به 5 ميليون شغل جديد ايجاد مي شد در حاليکه سال گذشته فقط يک ميليون شغل جديد ايجاد شد. در واقع افزايش توليد داخلي واردات را کاهش مي دهد.

    اين کارشناس اقتصادي با بيان اين که بخش عظيمي از درآمد نفت صرف واردات کالاهاي مصرفي شده است اين امر را منجر به رکود سرمايه گذاري در کشور دانست و اظهارداشت: با توجه به تهديد تحريم ها عليه ايران، اين امر ( واردات بي رويه کالا به داخل ) مي تواند ضربه پذيري اقتصاد ايران را دو چندان کند. به گفته وي، وقتي کالاهاي مصرفي به ما فروخته نشود، با وجودي که عادت به مصرف آن داريم اقتصاد را دچار از هم گسيختگي مي شود.در حالي که اگر واردات براساس پيش بيني ها انجام شود اين ضربه پذيري اتفاق نخواهد افتاد؛ موردي که مقام معظم رهبري هم به آن تاکيد کردند.

    وي تاکيد کرد: دولت بايد در برنامه ريزي خود در اين ارتباط تجديد نظر کند ضمن اين که درآمد نفت نبايد صرف واردات کالاهاي مصرفي شود.

    رزاقي خاطرنشان کرد: با توجه به تهديدات اقتصادي عليه کشورمان نيازمند برنامه ريزي در رابطه با مصرف و واردات هستيم. البته دولت مي تواند حدو مرز ي براي ورود کالاهاي تجملي تعيين کند و ماليات زيادي براي کالاهاي مصرفي اتخاذ کند تا بتواند مصرف را کنترل کند.


    مصرف زدگي مهمترين عامل تهديد ايران به تحريم اقتصادي است

    مصطفي نوعي اقدم -نماينده مردم اردبيل - گفت: متاسفانه هرگاه از سوي مسوولين صحبت از اعتدال گرايي در مصرف به ميان مي آيد اين طور تصور مي شود که مخالفت با اصل مصرف صورت گرفته است در حالي که منظور ريخت و پاش ها يي است که انجام مي شود.

    وي افزود: اگر ما فرهنگ مصرف گرايي را بر طبق فرمايشات رهبري در جامعه اصلاح کنيم و مصرفمان را در حد نياز محدود کنيم جلوي بسياري از ريخت و پاش هايي که هم اکنون صورت مي گيرد گرفته مي شود.

    نوعي اقدم استراتژي دشمنان را در استفاده از حربه تحريم تکيه بر نحوه مصرف در کشور دانست و تصريح کرد: آن ها با مطالعه و بررسي بيشترين اقلام مصرفي سعي مي کنند ما را در بخش هايي که بيشتر مصرف مي کنيم در تنگنا قرار دهند.

    عضو کميسيون اقتصادي با اشاره به بالا بودن سرانه مصرف در ايران به برنامه ريزي دشمنان برر روي اين مساله تاکيد کرد و افزود: بايد با در پيش گرفتن رهنمودهاي رهبري الگوي مصرف را در جامعه تغيير دهيم.

    نوعي اقدم با بيان اين که با جلوگيري از مصرف بيهوده جلوي تاخت و تاز ابرقدرت ها را خواهيم گرفت اظهار داشت: چرا بايد در بخش هاي مخلتف طوري مصرف کنيم که بهانه به دست دشمن بدهيم.

    نماينده مردم اردبيل به برخي از اقدامات دولت در اين زمينه اشاره کرد و گفت: نظارت و کنترل در مصرف، بهينه سازي و گازسوز کردن وسايل حمل و نقل عمومي و تشويق مردم در استفاده از آن ها گام هاي بزرگي است که دولت در اين راستا برداشته است.

    نوعي اقدم شکل گرفتن فرهنگ ملي در مصرف گرايي را مستلزم تجديد نظرمردم در نحوه مصرف آن ها ذکر کرد و گفت: البته من نگراني از اين موضوع ندارم؛ زيرا مردم ما در همه مقاطع همکاري خوبي را با دولت هاي خود داشته اند که اميد است با اطلاع رساني رسانه هاي گروهي به خصوص صدا و سيما همکاري آنها در اين زمينه تشديد شود.


    حل مشکل مصرف زدگي نيازمند فرهنگ سازي است

    رمضانعلي صادق زاده- نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي- در اين ارتباط به خبرنگار اقتصادي شبکه اطلاع رساني برنا گفت:بحث مصرف گرايي مقوله اي کهن است که پس از انقلاب اسلامي تلاش هاي زيادي براي مهار آن شده است.

    وي افزود: با توجه به برقراري ارتباط افراد جامعه با فن آوري اطلاعات و تکنولوژي و ارتباطات ميان ملت ها مصرف گرايي در جوامع مختلف به چشم مي خورد و مختص به جامعه خاصي نيست.

    صادق زاده با بيان اين که جامعه نيازمند معرفي الگوهاي مصرفي مناسب است گفت: معرفي الگوهاي مصرف و تشويق آحاد مردم يکي از راه هاي مهم جهت دوري جامعه از مصرف گرايي و اسراف است.

    وي بااين توضيح که نمي توان مردم را از مصرف در بخش توليدات و خدمات منع کرد،بسته هاي تشويقي را يکي از راهکارهاي حل تبعات منفي اين معضل در کشور خواند.

    نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي، مصرف گرايي را مقوله اي اقتصادي خواند و بر اقدامات فرهنگي به منظور حل مشکل مصرف زدگي تاکيد کرد.

    وي تصريح کرد: مجلس از بعد قانون گذاري تواني کنترل مصرف گرايي در جامعه را نخواهد داشت.

    اين عضو کميسيون صنايع و معادن مجلس اظهارداشت: ارگان هاي فرهنگي که در راس آن آموزش و پرورش، صدا وسيما و رسانه ها قرار دارند تاثير بسزايي در تقويت فرهنگ صحيح مصرف جامعه خواهند داشت. کاهش اسراف، خدمت رساني را افزايش مي دهد

    عباس علي نورا کارشناس اقتصادي پرداخت يارانه از سوي دولت را يکي از عوامل اسراف در کشور ذکر کرد و گفت: ميزان اسراف در کشور ما نسبت به کشورهاي توسعه يافته کمتر است اما چون ما کشوري اسلامي هستيم، کمترين ميزان اسراف هم براي ما پذيرفته نيست.

    وي افزود: بخش عمده اسراف در کشور ما به بخش هايي که يارانه تعلق مي گيرد اختصاص دارد، زيرا وقتي مردم مي بينند هزينه کالاهاي يارانه اي با قيمت واقعي تفاوت زيادي دارد در مصرف بي توجه عمل کرده و زياده روي مي کنند.




     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 14 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ چهار نكته مصرف گرايي نوين
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 29/05/1388 - به نقل از iranfoodnews.ir

     
     

    مصرف‌ يعني استفاده از كالاها به منظور رفع نيازها و اميال مصرف نه تنها شامل خريد كالاهاي مادي، بلكه در برگيرنده خدمات نيز است.

    در دنياي امروز و در جوامع پيشرفته براي مصرف گرايي مقدار زيادي وقت، انرژي، پول، خلاقيت و نوآوري تكنولوژيكي مصرف مي شود.تا جايي كه براي مصرف بيشتر و بيشتر كالاها تبليغات گوناگوني توسط رسانه هاي مختلف انجام مي شود.

    مطالعه مصرف گرايي در جوامع جديد از اهميت ويژه اي برخوردار است زيرا مصرف‌گرائي نه تنها مسئله مصرف گرايان است بلكه توليد كنندگان و توزيع‌كنندگان كالاها و خدمات نياز به درك خصوصيات و ويژگي هاي آن دارند. به همين لحاظ است كه در علوم اجتماعي، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحليل هاي همه جانبه آن مي پردازند و هر انديشمندي از يك زاويه خاص به آن توجه دارد.

    مصرف گرايي نوين به شكل بي رويه يك آسيب اجتماعي است كه مستلزم شناخت علمي و سپس درمان اساسي، يا به عبارت ديگر برنامه ريزي است. مصرف گرايي بي رويه پديده اي بين المللي است و چارة آن بايد در دو بعد خرد و كلان صورت گيرد. بايد مصرف گرايي در هر جامعه را در يك زمينه وسيع تر اجتماعي در نظر گرفت زيرا امروزه توليد و توزيع از مرزهاي يك كشور گذر كرده و دورافتاده ترين نقاط يك جامعه به مركزي ترين مراكز توليد و سيستم توزيع جهاني متصل است.

    هدف گزارش حاضر بررسي چهار نكته اساسي در رابطه با مصرف گرايي نوين است. نخست ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن بايد واكاوي گردد. دوم، بايد يك تجزيه و تحليل از الگوهاي مصرف‌گرايي نوين در جوامع توسعه يافته و چگونگي اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشي از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعيين تفاوتهاي مصرف گرايي در بين اقشار و گروههاي اجتماعي مختلف از ديگر نكته هاي اصلي است. چهارم، مقاله به لزوم برنامه ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين خواهد پرداخت. مقاله لزوم انجام پژوهشهاي جامع در اين زمينه را بحث خواهد كرد. به نظر مي رسد هرچه مي گذرد لزوم انجام تحقيقات در اين زمينه بيشتر احساس مي گردد.


    ظهور مصرف گرايي نوين و پيدايش فرهنگ خاص آن

    مصرف گرايي نوين در اثر گسترش سرمايه داري در اروپا بوجود آمد. يك ديدگاه در مورد توسعه سرمايه داري در اروپا بر اساس نوشته هاي جامعه شناس بزرگ ماكس وبر بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين بر اين باور است كه در اروپا در اثر اشاعه تفكرات لوتر و كالوين مبني بر سخت كاركردن، صرفه جويي، سرمايه گذاري و ايجاد مؤسسه هاي اقتصادي بود كه روحيه سرمايه داري بوجود آمد و به تدريج به يك نظام اجتماعي تبديل شد. از لحاظ نظري، در اين جا يك تضاد بين تبيين پيدايش سرمايه داري و توسعه مصرف گرايي بوجود مي‌آيد. اما واقعيت امر اين است كه سرمايه‌داري از همان ابتداي پيدايش داراي يك هدف اصلي به نام (سودسازي) بوده است. براي چنين هدفي، توليد بيشتر، فروش بيشتر، سرمايه گذاري بيشتر و مجدداً توليد بيشتر مد نظر است. به عبارت ديگر در يك چرخه، هدف فروش كالاهاي بيشتر و در نتيجه سود بيشتر است.

    ابتدا فكر مي كردند كه طبقات بالا و اشراف خريداران اصلي كالاهاي سرمايه داري بايد باشند. اما به تدريج متوجه شدند كه سرمايه داري با توليد انبوه نياز به مصرف‌كنندگان انبوده دارد. از آنجا كه طبقات بالا از كميت كافي برخوردار نبودند، پس بنابراين نياز به مصرف كنندگان انبوه به زودي نمايان شد.

    در توليدهاي اوليه، نخست رفع نيازهاي بيولوژيك را مدنظر داشتند. اما از آنجا كه نيازهاي بيولوژيك انسان محدود است، لذا بايد نيازهاي غيربيولوژيك در جوامع براي مصرف كالاها بوجود آيد. نياز غيربيولوژيك هم در جايي محدود مي شد. اما توليد كنندگان مي بايستي خصلت توليد انبوه خود را بعنوان يكي از اهداف، از دست نمي دادند. به همين منظور بود كه در جوامع سرمايه داري نيازهاي كاذب بوجود آمد تا كالاهاي انبوه سريعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پايه كالاهاي بي‌دوام امكان پذير بود.

    در غرب، گسترش زندگي شهري و شهرنشيني با جنبه هاي رواني و اجتماعي خاص خود زمينه را براي مصرف گرايي به عنوان سبكي خاص از زندگي بوجود آمد. نخست در ابتداي قرن بيستم، اين سبك خاص با الگوهاي فرهنگي جديد در ميان افراد طبقه بالا و متوسط شهري رواج پيدا كرد. در شهرها فروشگاههاي بزرگ تأسيس شدند و فرهنگ مصرف گرايي را القاء كردند. در اين فرهنگ ويژه يك شعار اصلي رواج پيدا كرد و آن اينكه تا مي‌تواني بخر و هر چه بيشتر مصرف كن. بر پايه همين شعار بود كه رقابت در خريد و مصرف به عنصر اصلي اين فرهنگ تبديل شد. افراد در خريد بيشتر و مصرف بيشتر از يكديگر سبقت مي گرفتند و تقريباً مصرف گرايي به نوعي وجهه اجتماعي تبديل گرديد.


    الگوهاي مصرف‌گرايي نوين

    توسعه انواع فروشگاههاي بزرگ (مواد غذايي، اسباب منزل، پوشاك، وسايل الكتريكي و...) در زير يك سقف، مردم را به مصرف گرايي انبوه عادت داد. افراد در محيطي قرار مي گرفتند كه كالاهاي متنوع را در يك جا جلوي چشمان خود مي‌ديدند. هم زمان، مدگرايي بوجود آمد كه بر اساس آن كالاها براي دوره هاي معيني (يا محدودي) تبليغ و استفاده مي شدند. مردم به اين سمت هدايت مي شدند كه كالاها را در زمان محدودي استفاده كنند.

    مصرف گرايي مي بايستي سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرايي بايد مهيا مي شد. در اين جوامع وسايل ارتباط جمعي به مهمترين ابزار مدگرايي و تبليغ براي كالاها تبديل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرايي در جوامع رواج پيدا كرد: نخست حراج هاي پي در پي كالاها و ديگري اشاعه كارتهاي اعتباري. در كشورهاي توسعه يافته، در طول يك سال به بهانه هاي متعدد حراج كالاها وجود دارد. در حراج كالاها، از يك روان شناسي استفاده مي شود و آن ايجاد احساس نياز كاذب است. مشتري جنسي را كه در حراج مي بيند، فكر مي كند كه نياز دارد، در حالي كه اگر حراج نبود چنين احساسي به او دست نمي داد. از سوي ديگر، فرد در بازار بايد احساس كند كه همه وقت، پول براي خريد دارد. در اينجا مسئله از طريق مكانيزم كارت هاي اعتباري حل مي شود. به عبارت ديگر هرگاه احساس نياز كردي، حتي اگر پول نقد هم نداشته باشي، با داشتن كارت اعتباري، در واقع پول به همراه خود داري. بنابراين نياز هست (اما از نوع كاذب) توانايي خريد هم هست (به شكل مصنوعي).

    در جوامع توسعه يافته، همه كالاهاي خريداري شده مصرف نمي شوند زيرا نياز واقعي نبوده اند. در نتيجه سه راه براي كالاها باقي مي ماند: نخست فروش مجدد آنها با قيمت بسيار ارزان، دوم به دو ريختن آنها، و سوم بخشيدن آنها با افراد يا مؤسسه‌هاي خيريه. افراد نمي توانند اينگونه كالاها را نزد خود نگهدارند زيرا تحرك جغرافيايي افراد بسيار بالاست. بنابراين، مجدداً خريد و در چرخه باطل در غلطيدن است.

    مي دانيم كه سرمايه داري به عنوان يك بسته با محتواي حداقل، اقتصادي، فرهنگي، تكنولوژيكي، اجتماعي و رواني در يك فرايند تاريخي وارد كشورهاي به اصطلاح غير سرمايه داري شده است. هدف سرمايه داري در اين كشورها نيز همان سودسازي مضاعف است. براي رسيدن به اين منظور نيز بايد فرهنگ مصرف گرايي را در اين كشورها رواج دهد. براي رواج مصرف گرايي در اين كشورها، سرمايه داري چند نوع عامل دارد. عوامل در زمينه هاي مختلفي فعاليت مي كنند. مهمترين عوامل عبارتند از: 1- تجار بزرگ، 2- خرده فروشان، 3- صاحبان تبليغات، 4- دست اندركاران وسايل ارتباط جمعي 5- توليد كنندگان كالاها و خدمات، 5- بانكها و 6- بسياري از افراد و ديگر مؤسسات.

    در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل هاي زير نمايان مي‌شود:

    1- الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي شوند.

    2- وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عومل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.

    3- افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالائي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.

    4- به تدريج مصرف گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي شود.

    معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف گرايي را تشديد مي كند. نگراني از كمبودها باعث انبار كردن اجناس مي گردد. انبار كردن اجناس به مصرف گرايي بي رويه تبديل مي شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي كند و آن تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي گردد كه افراد با زمينه هاي اجتماعي متفاوت به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.


    مصرف‌گرايي در بين اقشار مختلف

    معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پايه سه معيار ثروت، قدرت و وجهه (پرستيژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پايين تقسيم مي كنند. اين سه معيار، الگوهاي متفاوتي از مصرف گرايي را براي سه طبقه به بار مي آورند. هر سه طبقه، مصرف گرايي بي رويه دارند اما به شكل هاي متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طريق مصرف كالاهاي لوكس به دنبال پرستيژ بالا هستند. اينان خدماتي را كه فكر مي‌كنند قدرت و وجهه اجتماعي برايشان به ارمغان مي‌آورند را هم به مقدار زيادي مصرف مي‌كنند. طبقات اجتماعي بالا با پرستيژ و قدرت بالا، سعي مي‌كنند با مصرف‌گرايي مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرايي مفرط در واقع يك وسيله خود نشان دادن مي شود و اعضاي يك طبقه در مصرف گرايي مفرط با يكديگر رقابت شديد دارند. اين رقابت از نوع رقابتهاي كاذب است.

    اعضاي طبقه متوسط، هميشه سعي مي‌كنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبينند. اينان با درآمد كمتر به رقابت با طبقه بالا مي پردازند. بازار براي تشفي كردن آنها، اجناس ظاهراً لوكس، ارزان به وفور در اختيار آنها قرار مي‌دهد. پس از خريد چنين كالاهايي است كه از لحاظ رواني يك رضايت مندي كاذب به آنها دست مي دهد. اعضاي اين طبقه اجتماعي به لحاظ كمي بيشترين مصرف را در جامعه دارند. همچنين بازار به خريد آنها وابسته است زيرا تعداد افراد اين طبقه در جوامع بيش از اعضاي طبقات ديگر است و لذا حجم خريد بالايي دارند.

    اعضاي طبقه پايين با درآمدكم، با توجه به مصرف‌گرايي ديگر طبقات و با توجه به وفور كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهر وسيله، سهمي از كالا و خدمات در بازار، در تلاش است كه بهروسيله، سهمي از كالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از كمبودها و عدم امنيت اقتصادي براي خانواده او را به خريدي بي رويه و انبارگونه وامي دارد. خريد اعضاي اين طبقه عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خريد كالاهاي ضروري، مربوط به بقاء بيولوژيك است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به اين طبقه انتقال مي دهد. در واقع الگوي مصرف گرايي طبقات پايين، يك نوع سودسازي سرمايه دار از سرمايه بالقوه تلف شده است زيرا اگر طبقه پايين نبود، سرمايه دار مجبور به از دست دادن مازاد كالاهاي مصرفي طبقات متوسط بود. چنين است كه اعضاي طبقه پايين به مصرف گرايي انبوه عادت مي‌كنند. اين عادت براي او دروني شده و بخشي از فرهنگ او را تشكيل مي‌دهد.


    لزوم برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين

    برنامه‌ريزي براي الگوهاي مصرف گرايي نوين بايد در چند بعد صورت گيرد:

    نخست، مصرف گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.

    دوم، مصرف گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه هاي آموزش هاي غيررسمي از طريق رسانه هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.

    سوم توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نبايد گذاشت هر كالائي در جامعه توليد گردد.

    چهارم، نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد بايد صورت گيرد.

    پنجم، عرضه كالا و خدمات در جامعه به گونه اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت دسترسي نسبتاً مشابه اي به آنها داشته باشند.

    ششم، تبليغات بايد به گونه اي باشند كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازند.

    هفتم، مطالعات علمي ملي و منطقه اي پيرامون مصرف گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و نظرسنجي از مردم شود.

    هشتم، فرهنگ مصرف جمعي در زمينه هاي مختلف بجاي فرهنگ مصرف گرايي فردي اشاعه شود.

    نهم، فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور ابزار جمع آوري مازادها در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.

    دهم، بازيافت بعنوان يك ارزش تلقي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.


    نتيجه گيري

    مصرف‌گرايي بعنوان يك فرآيند اجتماعي اصلي در قرن بيستم در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان يك الگوي نشان دادن هويت بالا بكار مي برند. طبقه متوسط براي نشان دادن وجهه بالاي خود از مصرف گرايي استفاده مي كنند. طبقه پايين بدون توجه به مسأله نيازهاي واقعي و غيرواقعي خود در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هرچه بيشتر مي‌گذرد، بيشتر در اين دام فرو مي رود.

    اگر دولتمردان با همكاري علماي اجتماعي چاره اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعه ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف گرايي بي‌رويه غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينه فرهنگي است كه اعمال آموزشهاي جديد در اين زمينه مي تواند راه ساز باشد. دوم در زمينه كنترل هاي اقتصادي است بويژه براي بخش توليدي كه بايد كنترل هاي شديدي اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه ريزي در‌ سه زاويه يك مثلث بايد صورت گيرد:

    1- برنامه ريزي در نهادهاي آموزشي

    2- برنامه ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد

    3- برنامه ريزي در كنترل بازار و قيمت ها.بدون شك نفوذ از خارج كار برنامه ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبرو مي كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل هاي منطقي توليدي و توزيعي مي تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.




     

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 14 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرايي؛ مهم ترين عامل بروز طلاق درميان زوج هاي جوان
    موضوع

    [Image]


     
     

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 27/05/1388 - به نقل از ezdevajnews.ir

     
     

    عروسي در يک تالار شيک و مجلل برگزار شده بود با ميزهاي چيده شده با گل و شيريني. چند گارسون درحال پذيرايي و رسيدگي از مهمانان بودند.

    يکي از گارسون ها در قسمت غربي در سالن، مدعوين را به قسمت سنتي دعوت مي کرد. در آن جا انواع و اقسام تنقلات مثل، آلوچه، آجيل، برگه هاي آلو و زردآلو، آجيل، چايي به همراه قليان و موسيقي سنتي وجود داشت که هرکسي مشغول خوردن يکي از تنقلات بود که مهمانان با صداي هل کشان متوجه ورود عروس و داماد شدند.

    با کنجکاوي تمام، بيشتر مهمانان به بدرقه عروس و داماد رفتند که در آن جا همه چشم ها به ماشين عروس و تزئين آن خيره شد. ماشين عروس از نوع آخرين مدل و بالاي چند صد ميليون تومان قيمت داشت.

    تمام گل هاي به کار رفته از گران قيمت ترين گل ها بود. لباس عروس نيز با سنگ هاي تزئيني زيادي کار شده بود که به آن جلوه خاصي بخشيده بود و مشخص بود که قيمتي ميليوني دارد.

    پس از کمي هل کشيدن و شاباش ريختن و آشنايي مهمانان با عروس و داماد، چند موزيک شاد در سالن پخش شد و جنب و جوشي به راه افتاد. بعد از گذشت يکي دو ساعت، از پاي بلندگو مهمانان را به صرف شام دعوت کردند.

    روي ميز شام انواع و اقسام غذاها، دسرها و انواع نوشيدني ها چيده شده بود به طوري که در وهله اول آدم از ديدن اين همه غذا و دسر سردرگم مي شد. بعد از صرف شام و پايان مراسم، يک نفر که معلوم بود ازنزديکان عروس يا داماد است يك عكس بزرگ از اين زوج خوشبخت(!) را در بين مهمانان مي چرخاند و به همه نشان مي داد.

    تمام مراسم اين عروسي مثل يك روياي زيبا و باورنکردني بود که شايد جوانان حاضر در اين جشن همه آرزوي اتفاق چنين روزي را براي خود مي کردند. اما اگر آن ها از مشاجرات قبل و بعد از برگزاري جشن باخبر بودند به طور قطع ديگر چنين آرزويي نمي کردند و همان عروسي ساده والدينشان را به اين همه زرق و برق پوشالي ترجيح مي دادند. يکي از دلايل اصلي برگزاري چنين جشن هايي همان حس حسادت يا چشم و هم چشمي هاي افراد به اطرافيانشان است که هميشه اين حس مخرب و دشمن زندگي در تمام طول عمر با آن ها همراه بوده و مانع لذت بردن و شاد بودن زندگيشان مي شود. به راستي يک انسان به چه قيمت حاضر به فروختن خوشبختي و سعادتش است؟

    امان الله قرايي مقدم جامعه شناس و کارشناس علوم تربيتي درباره مصرف گرايي در بين جوانان امروزي به خبرنگار اجتماعي برنا اين طور مي گويد: مصرف گرايي به طور کلي از دو زاويه مورد بررسي است يکي از ديد مثبت و ديگري از ديد منفي.

    درحال حاضر کشورهاي پيشرفته سعي مي کنند تا از طريق انواع تبليغات و رسانه ها، مردم را به مصرف گرايي و خريد اجناس تشويق کنند چون اگر مردم مبادرت به خريد اجناس نکنند، کارگر بي کار شده، اعتصابات، شورش ها و پس افتادگي اقتصادي به وجود مي آيد. پس مصرف گرايي از اين منظر خوب و مثبت است.

    افراد در ازدواج خود بايد از افراط و تفريط بپرهيزند و جشن خود را در حد توان اقتصادي طرفين ازدواج برگزار کنند. همچنين دخترها نيز بايد به ميزان مورد نياز زندگي دو نفره وسايل خريداري کنند.

    قرايي با بيان اينکه بنيان ازدواج نبايد بر پايه مصرف گرايي بنا شود مي افزايد: اگر الگوي زندگي جوانان براساس شيوه زندگي حضرت زهرا و زينب باشد، زندگيشان پايدار است. هرچه ازدواج ساده تر و بنيانش برمبناي عشق و دوستي باشد، دوامش بيشتر است. اما ازدواجي که براساس قباله باشد پايبندي نداشته و بنيان خانواده را سست مي کند به طوري که در همان روزهاي ابتدايي به جدايي کشيده مي شود.

    اين استاد دانشگاه تربيت معلم اين طور ادامه مي دهد: سابقه 32 ساله تحقيقات و مطالعات من در زمينه طلاق، نشان داده است که مصرف گرايي مهم ترين عامل بروز طلاق و جدايي در بين جوانان امروزي است. طبق مطالعات به دست آمده، بروز طلاق بين طبقه پايين و مرفه جامعه کم است و بيشترين آمار طلاق در بين افراد متوسط جامعه اتفاق مي افتد.

    يک ضرب المثل زيبا در زبان ما از ديرباز وجود داشته است که "هر کسي پايش را به اندازه گليمش دراز کند" اين ضرب المثل بايد مصداق زن و شوهرهاي جواني باشد که به تازگي ازدواج کرده يا در شرف ازدواج هستند. اما چنين مثالي نبايد باعث قانع بودن زن و مرد از وضعيتشان شده به طوري که ديگر هيچ گونه تلاش و فعاليتي جهت پيشرفت زندگيشان نکنند.




     

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی جمعه 14 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :42
    •    
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • 9  
    • 10  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------