:: سال 88،سال اصلاح الگوي مصرف ::


  • به پايگاه خبري اصلاح الگوي مصرف خوش امديد
  • 1) در صورتي که به دنبال موضوع خاصي هستيد از منوي موضوعات عنوان مورد نظر را بيابيد.
  • 2) به کاربران عزيز توصيه مي گردد به منظور مشاهده با سرعت بالا پايگاه از مرورگر Firefox استفاده نمايند.چون در طراحي اين سايت از CSS 3 استفاده شده و با مرورگر Internet Explorer سازگاري ندارد.
  • 3) با عنايت به اينکه نظرات و پيشنهادات شما کاربران گرامي در بهبود پايگاه تاثير موثري ايفا مي کند لذا خواهشمند است ما را از نطرات ارزنده ي خود محروم نفرماييد .
  • با تشکر-وحيد صباغي(مدير وبلاگ)
     
  • English / العربية / French  
  •           اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
     
     


    موضوعات
    الگوهای موفق مصرف
    الگوی مصرف از دیدگاه امام
    الگوی مصرف از دیدگاه رهبر
    الگوی‌مصرف ازدیدگاه بزرگان
    ضرب‌المثلها در الگوی مصرف
    پایگاهها
    احادیث
    اسراف
    گالری عکس
    مقالات
    درباره ما
     
    آرشيو
    اردیبهشت 1389
    اسفند 1389
    بهمن 1388
    اسفند 1388
     
    لينکستان
    اگر مايل به تبادل لينک با وبلاگ ما هستيد لوگوي ما را از سمت راست وبلاگ در سايت ياوبلاگ خود قرار دهيدو از طريق نظرات وبلاگ به ما خبر دهيد تا ما هم اينک شما را در وبلاگ قرار دهيم.
    مشاهده سريع تماس با ما
     
    آمار وبلاگ


     کل بازديد>>103718

     تعداد کل پست ها>>640

     تعداد کل نظرات>>40

     آخرين بروز رساني
    >>پنج شنبه 24 شهریور 1390 

     ايجاد بلاگ>>دوشنبه 5 بهمن 1388 

     
    نظرسنجي

     
    لغت نامه انگليسي به فارسي

     
    مارک‎های بی‎اصل و نسب
    موضوع

     
       ● نويسنده: سمانه - کاویار

    منبع: ماهنامه - پنجره - 1388 - شماره 7  - تاريخ شمسی نشر 00/00/1388

    محسن محمدی یکی از واردکنندگان لباس و صاحب یک فروشگاه بزرگ در بالای شهر است. وی در مورد مارک‎های پوشاک می‎گوید: «بیش از 90‎درصد از جنس‎هایی که در بازار ایران و فروشگاه‎های معتبر وجود دارد، اصل نیست؛ چون بسياري از لباس‎هايي كه وارد كشور ما مي‎شود يا به دست خياطان حرفه‎اي تركيه با نصب مارك كمپاني‎هاي معروف روي آن‎ها توليد مي‎شود و يا در گوشه و كنار همين تهران خودمان داخل توليدي‎هاي زيرزميني دوخته شده و به‎عنوان جنس مارك‎دار اصل وارد بازار مي‎شود.» وی برای این‎که سخنش را اثبات کند به ما یک نشانی می‎دهد: «بازار نوروزخان.»وی ادامه می‎دهد: «بازار نوروزخان را خيلي از تهراني‎ها محل خريد شكلات مي‎دانند، اما در آن‎جا نشان تمام مارك‎ها وجود دارد. برخی تولیدکنندگان به لباس توليد خودشان مارك خارجي دلخواه را می‎زنند.»
    در عین حال، تولیدکنندگان هم دلایل خود را دارند. جعفر‎نژاد یکی از تولیدکنندگان پوشاک با تأیید این موضوع می‎گوید: «اگر تولیدکنندگان داخلی مارک خودشان را بر روی تولیدشان بدوزند، مردم آن‎ها را خریداری نمی‎کنند. مردم در مورد خرید پوشاک به‎دنبال مارک‎های معروف می‎گردند تا اجناس مرغوب.» به‎هر حال، اگر به‎دلایلی مطمئن شدید که کالای مورد نظر شما از گمرک وارد کشور شده است، باز‎هم دلیل بر مرغوبیت کالای شما نیست. بازار پر است از لوازم آرایشی با مارک‎های جعلی که مصرف‎کنندگان را دچار بیماری‎های پوستی کرده است.
    این در حالی است که در تمام دنیا تولیدکنندگان مجبور به الصاق بارکدهایی روی اجناس هستند تا با نظارت دستگاه‎های مربوطه از چنین مسایلی جلوگیری کنند. هدف از به‎کار بردن برند و مارک، ایجاد یک فضای سالم تجاری است. مسلم است که در دنیای امروز برند جزء لاینفک تجارت است؛ اما به‎شرطی که استفاده از آن منتهی به تسهیل در امر خرید و فروش کالا و خدمات شود، نه آن‎که به مصرف‎گرایی دامن زند؛ امری که بدون برنامه‎ریزی و نظارت توسط دستگاه‎های دولتی امکان‎پذیر نیست.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ اقتصاد آزاد و بازار احتیاج!
    موضوع

    ت‍‍ـأملی پیرامون مـصرف‌گرايی در انديشه سيـد مـرتضي آويني


    آنچه به آن خواهيم پرداخت ديدگاه شهيد آويني است در باب «اصلاح الگوي مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوي مصرف مستقيما چيزي يافت نمي‏شود. ليکن نسبت مصرف و تمدن مغرب زمين -كه امروز كمتر جايي در جهان يافت مي‏شود كه تحت تأثير آن نباشد-در مکتوبات او به خوبي بررسي شده است. آنچه آويني درباره مصرف بيان مي‏كند در نسبت با مفهوم توسعه و توسعه‏يافتگي و پيرامون بحث اقتصاد و جايگاه آن در تمدن غرب است.

     
     
       ● نويسنده: وحيد - نصيري‏كيا

    ارسال كننده: وحيد نصيري كيا

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 20/09/1388

     
     

    آنچه به آن خواهيم پرداخت ديدگاه شهيد آويني است در باب «اصلاح الگوي مصرف». شاید در آثار آوینی درباره اصلاح الگوي مصرف مستقيما چيزي يافت نمي‏شود. ليکن نسبت مصرف و تمدن مغرب زمين -كه امروز كمتر جايي در جهان يافت مي‏شود كه تحت تأثير آن نباشد-در مکتوبات او به خوبي بررسي شده است. آنچه آويني درباره مصرف بيان مي‏كند در نسبت با مفهوم توسعه و توسعه‏يافتگي و پيرامون بحث اقتصاد و جايگاه آن در تمدن غرب است.

    او معتقد است:«مصرف يكي از اركان نظام اقتصادي غرب است، چرا كه اصولاً عرضه و توليد بيشتر هنگامي ضرورت پيدا مي‌كند كه تقاضا و مصرف بيشتر در جامعه موجود باشد و تقاضا و مصرف بيشتر نيز مستقيماً بر تبليغات مبتني است. نيازهاي حقيقي بشر محدود است و وقتي از حد طبيعي اشباع (سير شدن) گذشت، ديگر در وجود او ميل و گرايشي براي مصرف باقي نمي‌ماند. بنابراين، تنها راه‌هايي كه براي تشويق و ترغيب جامعه به مصرف بيشتر باقي مي‌ماند اين است كه از يك‌سو كالاهاي مصرفي جلا و تزيين و تنوع بيشتري پيدا كنند و از سوي ديگر با ايجاد گرايش‌هايي انحرافي مثل مدگرايي و تجددطلبي و... در او تقاضاي بيشتري براي مصرف ايجاد كنيم. البته راه سومي نيز وجود دارد: توسعه‌ي بازار و جست و جوي بازارهاي جديد؛ يعني همان انگيزه‌اي كه به استعمار نو منتهي شده است.»

    از ديدگاه شهيد آويني توسعه اقتصادي با معيارهاي غربي در سايه مصرف هرچه بيشتر تحقق مي‏يابد. و آنچه غرب را امروز دچار بحران اقتصادي كرده‏است همين خلل در الگوي مصرف بشر غربي است. در نظر او جامعه‌ي توسعه يافته جامعه‌اي است كه در آن همه چيز حول محور مادي و تمتع هر چه بيشتر از لذايذي كه در كره‌ي زمين موجود است معنا شده و البته براي اينكه در اين چمنزارِ بزرگ همه بتوانند به راحتي بچرند يك قانون عمومي و دموكراتيك لازم است تا انسان‌ها را در عين برخورداري از حداكثر آزادي(ولنگاري) از تجاوز به حقوق يكديگر باز دارد. اين توسعه كه نتيجه‌ي حاكميت سرمايه يا سرمايه‌داري و اصالت بخشيدن به اقتصاد نسبت به ساير وجوه حيات بشري است محصول مادي‌گرايي و تبيين مادي جهان و طبيعت است. ليكن در نظام اعتقادي ما آن توسعه‌اي معتبر است كه بر تعالي روحي بشر تكيه دارد و تعالي روحي بشر نيز به پرهيز از فزون‌طلبي و تكاثر، و منع اسراف و تبذير، و پيروي از يك الگوي متعادل مصرف منتهي مي‌شود، نه به رشد اقتصادي محض.

    شهيد آويني در مقاله‏اي به نقل از كتاب «هشدار به زندگان» روژه گارودي آورده‏است: «اقتصاد آزاد «به شيوه‌ي غربي» براي رفع احتياج بازار نيست بلكه براي ايجاد بازار احتياج است!»

    مصرف بيشتر براي توليد بيشتر، ضرورت حتمي اقتصاد امروز است، چرا كه اگر كالاهاي توليد شده مصرف نشود امكان توسعه‌ي توليد، يعني امكان توسعه‌ي اقتصادي، وجود نخواهد داشت. بنابراين، براي توليد بيشتر كه ضرورت توسعه‌ي اقتصادي است بايد مردم را به مصرف هر چه بيشتر ترغيب كرد و بدين علت است كه تبليغات ـ يا بهتر بگويم پروپاگاندـ يكي از اركان اساسي توسعه به شيوه‌ي غربي است.

    تبليغات تجاري در سراسر دنيا بر وجود حيواني بشر و كثيف‌ترين اميال و آمال او بنا شده است و هيچ چاره‌اي جز اين نيست: براي حفظ سيستم كنوني اقتصاد آزاد و دست‌آوردهاي آن كه فرآورده‌هاي تمدن كنوني مغرب زمين باشد، بايد از يك سو دوام و ماندگاري توليدات كارخانه‌ها را تقليل داد و از سوي ديگر مردم را به مصرف هر چه بيشتر و اسراف و تبذير وادار كرد. تصور اينكه مردم دنيا حتي براي لحظه‌اي به نيازهاي حقيقي خويش و الگويي متناسب با حوائج واقعي انسان بازگردند، براي يك اقتصاددان وحشتناك‌ترين چيزي است كه ممكن است اتفاق بيفتد. اگر حتي براي يك لحظه چنين اتفاقي در دنيا بيفتد و مردم فقط براي يك لحظه، درست به اندازه‌ي نياز واقعي خويش مصرف كنند، ادامه‌ي روند كنوني توسعه‌ي صنعتي دچار مخاطرات و بحران‌هايي آن همه عظيم خواهد شد كه تصور آن بسيار دشوار است.

    پيروزي انقلاب اسلامي ايران تنها تجربه‌اي است كه حقيقت را آنچنان كه هست به مردم جهان نشان داد. انقلاب اسلامي ايران نشان داد كه براي مبارزه با قدرت جهنمي استكبار هرگز نمي‌توان از همان طرقي اقدام كرد كه او خود بنيان آن را نهاده است. شعار «مشت و درفش» و «خون و شمشير» به‌خوبي مي‌تواند از عهده‌ي بيان حقيقت برآيد و همين‌طور، قيام عاشورا اسوه‌اي است كه تنها راه پيروزي بر باطل را بر ما نمايان مي‌سازد. اگر جبهه‌هاي جنگ ما امروز بر همان سلاح‌هايي متكي بود كه خود ابرقدرت‌ها مي‌سازند و اگر ادامه‌ي جنگ ما موكول به تهيه‌ي سلاح‌هاي مدرن مي‌شد، مطمئناً امروز هيچ اثري از انقلاب اسلامي در جهان باقي نمانده بود و حتي يادگار آن نيز از كتاب‌هاي تاريخ پاك شده بود. اتكاي ما به ايمان خود و امدادهاي غيبيي است كه ايمان ما مجاري نزول آنهاست و اگر اينچنين نبود و پيروزي ما موكول به همپايي با قافله‌ي نظام اقتصادي و صنعتي غرب مي‌شد.

    ولايت يافتن بر شرايط و مقتضيات و رها شدن از نيازهاي كاذب تمدن حاضر، خرمن‌كوفتني است كه مرد كهن مي‌خواهد؛ پيري همچون پيرجماران مي‌خواهد كه آن همه با معدن عظمت ذات ذوالجلال اتصال دارد كه اگر همه‌ي دنيا هم در جبهه‌اي مخالف او اجتماع كنند ترديدي در حقيقت راه خويش پيدا نكند و ابراهيم‌وار، با رضا و تسليم و توكل، آتش را به گلستان مبدل سازد.

    و امروز ما در ميان خود داريم مرد كهني همچون پيرجماران. شايد بنده و شما اصلاح الگوي مصرف را صرف اصلاح يك عادت غلط اجتماعي و یا کم مصرف کردن بدانيم ولي به راستي چنين نيست! در اينكه جامعه ما از اسراف در همه چيز رنج مي‏برد شكي نيست، ليكن كوته‏نظري و ساده انديشي است كه اين اصلاح را به اين قاعده كوچك تصور كنيم. اين اصلاح - اگر بتوانيم آن را به صورت تام و تمام عملي كنيم- منشاء قدرت روزافزوني براي ما خواهد شد كه اگر در ميان تمامي مردمان جهان تسري پيدا كند پايه تمدن غرب رو به ويراني خواهد رفت-چنان كه چنين شده‏است.

    * اغلب جملات متن برگرفته از مقالات تمدن اسراف و تبذير، توسعه يافتگي اتوپياي قرن حاضر، ديكتاتوري اقتصاد، نظام آموزشي و آرمان توسعه‏يافتگي، از ديكتاتوري پول تا اقتصاد صلواتي نوشته سيدمرتضي آويني است كه در كتاب توسعه و مباني تمدن غرب جمع‏آوري شده است.



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ جوان و فرهنگ مصرف
    موضوع

    [Image]


     
     
       ● نويسنده: جواد - رحمانى

    منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 19/05/1388 - به نقل از www.irnon.com

     
     

    صرفه‌جویی و اعتدال به منظور بهره‌برداری كامل از تمامی نعمت‌های جهان و فرآورده‌های بشر را «فرهنگ مصرف» می‌نامیم. بی‌توجهی به فرهنگ صحیح مصرف، می‌تواند باعث بروز اسراف و اثرات سوء آن در جامعه گردد. شناخت شیوه‌های صحیح مصرف و آشنایی اقشار جامعه و به‌ویژه جوانان با راه‌های درست استفاده از سرمایه‌ها، امكانات، لوازم زندگی و...، از جمله مسائل بسیار مهمی است كه باید در سطحی گسترده و از سوی كارشناسان به آن پرداخت. این‌گونه آموزش‌ها برای القای فرهنگ مصرفِ صحیح به جوانان، می‌تواند از راه مدارس، دانشگاه‌ها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون و... انجام شود.


    الگوی مصرف در اسلام

    الگوی مصرف در اسلام، مبتني بر استفاده به‌جا از مواهب الهى، همراه با قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر است. اسلام با انواع اسراف به مبارزه برخاسته، پیروان خود را از ارتكاب آن برحذر داشته است تا جایی كه امام صادق(ع) در مورد كمترین حد اسراف می‌فرماید: «خداوند میانه‌روی را دوست دارد، و اسراف را حتی در دور انداختن هسته خرما ـ كه صلاحیت استفاده را دارد ـ و نیز در دور ریختن زیادی آب نوشیدنی دشمن می‌دارد.»[1] امام رضا(ع) نیز به دور انداختن نیم‌خورده میوه‌ای اعتراض فرمودند و آن را نكوهش كردند.[2]

    امام خمینی(ره) هم در پاسخ با استفتائی كه از ایشان در این زمینه شده بود، این‌گونه فرموده‌اند: «زیاده‌روی به نحو غیرمتعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد، موجب ضمان است.»[3] در قرآن كريم نيز خداوند در آيات متعددى، اسراف و اسراف‌كنندگان را سرزنش كرده، میانه‌روی و اعتدال و به عبارتی فرهنگ صحیح مصرف را ستوده است. مثلاً می‌فرماید: «از نعمت‌های خدا بخورید و بیاشامید و اسراف مكنید كه خدا مسرفان را دوست ندارد».[4]


    اسراف و ریشه‌های آن

    اسراف نیز مانند بسیاری از اعمال، برخاسته از ریشه‌ها و عواملی است كه بدون مبارزه با آنها، حذف آن از زندگی فردی و اجتماعی ممكن نخواهد بود. برای حذف این رذیله زشت از زندگی و آموختن فرهنگ درست مصرف، ریشه‌های اصلی آن را بیان می‌كنیم.


    1. خودنمايى

    گاه اتفاق می‌افتد برخی افراد و به‌ویژه نوجوانان و جوانان، برای مطرح‌كردن خود در بین دوستان، آشنایان یا جامعه، با اسراف و ولخرجی و ریخت‌وپاش‌های نامعقول، در جست‌وجوی یافتن شخصیتی كاذب برای خود هستند. آنها می‌پندارند با این عمل، در اجتماع به‌عنوان انسانی دست‌ودل‌باز و بی‌اعتنا به ثروت مطرح می‌شوند؛ غافل از آنكه در بسیاری از موارد، این‌گونه افراد نه‌تنها شخصیتی برای خود كسب نمی‌كنند، بلكه از جمع دوستان و آشنایان نیز طرد می‌شوند.


    2. تربيت خانوادگى

    امام علی(ع)، آن هنگام كه امام حسن(ع) در سال‌های نوجوانی و جوانی قرار داشت، به او فرمود: «همانا قلب جوان همچون زمين خالي از هر بذري است كه هرچه در آن بپاشى، می‌پذیرد. پس من به تربیت تو پرداختم پیش از آنكه دلت سخت شود».[5]

    نوجوان و جوان با الگوپذیری از رفتار والدین خود، بسياري از رفتارهاي مثبت و منفي آنها را در زندگي آينده‌اش پياده مي‌كند و تأثير زيادي از آنها می‌پذیرد؛ چراكه یكی از مؤثرترین روش‌ها در تربیت، روش عملی است.

    جوانی كه در خانواده‌ای پرورش یافته كه برای مصرف خود الگوی صحیحی نداشته‌اند و گرفتار اسراف و ولخرجی و زیاده‌روی در مصرف بوده‌اند، خواه‌ناخواه این روش را مانند دیگر رفتار خود، از والدین به ارث می‌برد و در رفتار و كردار و خانواده آینده و محیط اطرافش اعمال می‌كند؛ مگر آنكه با علم به زيان‌هاي اسراف و زياده‌روى، این اخلاق خود را تغییر دهد كه البته چندان ساده نیست.


    3. فساد اخلاقى

    متأسفانه گاه ديده مي‌شود برخي جوانان به قانون‌شكنى، گناه و سركشی خو گرفته‌اند. این گروه، همواره براساس هوا و هوس به دنبال تمایلات افسار گریخته خود هستند و ازاین‌رو، سرمایه‌های مادی و معنوی خود را در راه ارضای این تمایلات به هدر می‌دهند و با این كار افزون بر اسراف ـ كه گناهی نابخشودنی است ـ به‌تدریج شخصیت اخلاقی و روحی خود را نیز در جامعه از دست می‌دهند و در جاده‌ای رو به نیستی حركت می‌كنند.


    4. تقلید

    بسیاری از انسان‌ها و به‌ویژه جوانان می‌كوشند زندگی خود را با كسانی كه در نظر آنها الگوهایی خوب و جذاب هستند، هماهنگ سازند. انتخاب این الگوها اگر با هدایت عقل سلیم و درایت همراه باشد، سودمند خواهد بود، ولی متأسفانه در برخی موارد، این انتخاب براساس تعصب، جهل، تمایلات نفسانی و... است و جوان با تقلید كوركورانه از اين الگوهاي نامناسب، گرفتار اسراف می‌شود. از مصداق‌هاي آن مي‌توان تقلید جوانان از برخي قهرمانان ورزشي، ستاره‌های سینما و تلویزیون،‌هنرمندان و... را نام برد. البته در بین این افراد، گاه الگوهاي خوبي نيز ديده مي‌شود كه تقلید از ‌آنها مي‌تواند سودمند باشد.


    5. وسواس

    وسواس به‌عنوان بيماري روانى، یكی از ریشه‌های اسراف است كه می‌تواند در بسیاری از مراحل زندگی نمود پیدا كند. مثل جوانی كه برای خرید لباس، كفش، ساعت و عینك خود دچار وسواس می‌شود و درنتیجه انواعی از آنها را تهیه می‌كند. یا خانمی كه برای پذیرایی از میهمانانش، چندين نوع غذا تدارك مي‌بيند و براي تهيه وسايل زندگى، چیدمان منزل یا خرید لوازم آرایش خود، دچار وسواس می‌شود و با خریدهای اضافی گرفتار اسراف می‌گردد. همچنین كسانی كه در طهارت، وضو یا غسل گرفتار وسواس هستند و با اسراف در مصرف آب، این نعمت بزرگ الهی را هدر می‌دهند.


    6. استعمار

    دشمنان جامعه ما با پی بردن به توانایی‌های بالای جوانان، می‌كوشند با مشغول كردن این قشر از جامعه به انواع سرگرمی‌های ناپسند مانند فحشا، اعتیاد، مد و...، و نیز رواج خرافات و مطالب بی‌اساس و پوچ از توانایی‌های آنها بكاهند. گسترش فرهنگ ولخرجی و اسراف در میان این قشر، حربه بسیار كارآمدی است كه استعمارگران را در رسیدن به اهداف خود یاری می‌رساند و گاه آنها می‌توانند با ایجاد این فرهنگ، بازار بسیار مناسبی برای فروش كالاهای مصرفی خود فراهم كنند و با گسترش روحیه اشراف‌منشی و مصرف‌گرایی و توجه به امور بی‌فایده و پرهزینه، جوانان را از توجه به واقعیت‌های زندگی بازدارند. نمونه‌هایی از این امور را ذكر می‌كنیم: «آمار و ارقام اتحاديه لوازم آرايشي و بهداشتى، گویای آن است كه ایران از نظر مصرف این مواد، رتبه دوم در خاورمیانه و رتبه هفتم را در دنیا به خود اختصاص داده است. اين در حالي است كه 25 تا 30 درصد موارد آرايشي و بهداشتى، به صورت قاچاق و تجارت چمدانی وارد كشور می‌شود.»[6] یا این خبر كه «با مصرف 45 هزار تن، ایرانی‌ها سالانه بیش از پانصد میلیارد تومان آدامس می‌جوند».[7]


    7. ثروت اضافى

    گاه اتفاق می‌افتد كه جوانان عزیز ما با دسترسی به ثروت‌های بادآورده، گرفتار اسراف می‌شوند و به گمان آنكه این‌گونه اسراف‌ها به بنیه مالی آنها خلل وارد نمی‌سازد، این روش ناپسند را ادامه می‌دهند؛ غافل از آنكه چرخ گردون همیشه بر این منوال نمی‌گردد و چه‌بسا اتفاقاتی ناخواسته، مسير زندگي آنها را تغيير مي‌دهد و گردبادى، زندگی آرامشان را متلاطم می‌سازد. ازاین‌رو، باید در زمان مُكنت و وسعت به فكر روزگار محنت نیز بود و با پرهیز از اسراف و تبذیر، روزهای آینده را نیز در نظر گرفت. امام صادق(ع) می‌فرماید: «همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است».[8]

    چو دخلت نیست خرج آهسته­تر كن

    كه می‌گویند ملّاحان سرودی

    اگر باران به كوهستان نبارد

    به سالی دجله گردد خشك رودی (سعدی)


    علاج اسراف

    برای پیش­گیری و درمان این انحراف و ایجاد فرهنگ درست مصرف، راه­های گوناگونی وجود دارد كه به برخی از آنها اشاره می­كنیم:

    الف) از بین بردن عوامل به وجود آورنده اسراف؛

    ب) توجه كافی به زیان­های اقتصادی، اخلاقی، فردی، اجتماعی و نیز كیفرهای اخروی آن؛

    ج) آشنا شدن با تربیت­های معنوی اسلام؛

    د) تمسك هرچه بیشتر به قرآن و اهل بیت و الگو قرار دادن زندگی این بزرگواران و توجه به زندگی رهبران دینی در دوره­های معاصر؛

    هـ) ایجاد فرهنگی عمومی در بین جوانان كه درآمدهای اضافی آنها به جای هزینه شدن در تجملات و زرق و برق دنیا، در امور زیربنایی مانند مهارت‌آموزی، تأمین مسكن، خرید سهام، فعالیت­های تولیدی، مشاركت در امور عام‌المنفعه و... خرج شود؛

    و) جلوگیری از تبلیغ تجمل­گرایی در تلویزیون، سینما و...؛

    ز) جلوگیری از واردات كالاهای غیرضروری و تجملاتی؛

    ح) ایجاد فرهنگ ساده­زیستی در جامعه و تعریف الگوی مصرف صحیح برای مردم و به‌ویژه جوانان؛

    ط) كنار گذاشتن زندگی تجملاتی برخی مسئولان؛

    ی) برنامه­ریزی مدیران در سطح كلان برای صرفه­جویی هرچه بیشتر در تمام امور و توجه به ضرورت­ها و اولویت­ها و مقدار هزینه و نتیجه طرح­ها، به‌ویژه برای جوانان.


    پی‌نوشت‌ها:

    [1]. وسائل الشیعه، ج 15، باب 25، ح 2.

    [2]. همان، ج 16، باب 69، ح 1.

    [3]. استفتائات امام خمینی(ره)، تهران، دفتر انتشارات اسلامى، 1372، چ 1، ص 622.

    [4]. اعراف: 31.

    [5]. نهج‌البلاغه، ترجمه: سيد جعفر شهيدى، تهران، انتشارات علمي و فرهنگى، 1377، چ 12، نامه 31، ص 297.

    [6]. سایت تحلیلی خبری عصر ایران،‌29/5/1387.

    [7]. روزنامه سرمایه، ش 444، 11/2/1386، ص 14.

    [8]. وسائل الشیعه، ج 15، ص 261.




     

     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرایی بنیادگرایانه و جامعه دیوانه
    موضوع

    [Image]


     

    منبع: هفته نامه - پنجره - 1388 - شماره 1  - تاريخ شمسی نشر 00/00/1388 - به نقل از ZMag، فوریه 2009

     
       ● نويسنده: بروس ای. - لیواین

    مترجم: رها - مانی

     
     

    در یک فروشگاه بزرگ «آیکیا» در عربستان سعودی در سال 2004، سه نفر در اثر هجوم خریدارانی که برای به دست آوردن یکی از چند اعتبار 150 دلاری تلاش می‌کردند، کشته شدند. در نوامبر 2008 هم در «والمارت» نیویورک خریدارانی که می‌خواستند، یکی از چند «اچ‌دی‌تی‌وی‌ پلاسما» 50 اینچی را خریداری کنند، تا حد مرگ لگدکوب شدند.

    «جدینیاتایی دامور»، کارگر موقت تعمیر و نگهداری در «جمعه سیاه» کشته شد. در تاریکی پیش از سپیده دم، تقریباً 2000 خریدار بی‌صبرانه بیرون والمارت انتظار می‌کشیدند و زیر لب می‌گفتند «درها را باز کنید.» بگفته‌ همکار دامور، «جیمی اوربای» 200 نفر با عجله از روی او گذشتند، آن‌ها درها را از جا درآوردند. او جلوی چشم من زیر پا افتاد و کشته شد. شاهدان گفته‌اند که دامور 34 ساله برای هوا نفس نفس می‌زد و خریداران به عبور از روی او ادامه می‌دادند. پس از مرگ دامور، هنگامی که پلیس به خریداران دستور داد که فروشگاه را ترک کنند، بسیاری از آن‌ها امتناع کردند و برخی از آن‌ها غرغر می‌کردند که «از دیروز صبح در صف بوده‌ام».

    نشریات عمده‌ای که مرگ دامور را پوشش ‌دادند، توجه خود را بر انبوه خریداران شوریده‌ و تا حد کمتری مدیران بی‎مسئولیت‌ والمارت که در تأمین امنیت قصور کرده بودند، متمرکز ساختند. اما در این نشریات مطلبی در مورد فرهنگ مصرفی و جامعه دیوانه‌ای که در آن بازاریابان، تبلیغ‌گران و رسانه‌ها پرستش کالای ارزان را تبلیغ می‌کنند، سخنی در میان نبود.

    در کنار روزنامه‌نگاران، همکاران من هم که در بهداشت روانی تخصص دارند، جنون اجتماعی را نادیده گرفته‌اند. در این میان، روانکاو سوسیال دموکرات، «اریک فروم» (1900-1980) یک استثنا است. فروم در «جامعه عاقل» (1955) نوشته است: «با این همه بسیاری از روان‌پزشکان و روان‌شناسان از پذیرش این نکته که جامعه به مثابه یک کل، ممکن است فاقد عقل باشد، سر باز می‌زنند. آن‌ها معتقدند که مسئله بهداشت روانی در جامعه فقط مشکل تعدادی از افراد «نامعتدل» است و نه مسئله عدم اعتدال احتمالی خود فرهنگ.»

    هر چند مردم می‌توانند در برابر تبلیغ کالای ارزان مقاومت کنند و در معبد والمارت، آیکیا و دیگر فروشگاه‌های بزرگ به پرستش نپردازند! و از مسیر انبوه مصرف‌کنندگان بنیادگرا دور بمانند، اما محافظت از خود در برابر مرگ تدریجی در اثر فرهنگ مصرف، دشوار است. فرهنگی که پی­آمدهایی این چنین دارد:

    - انتظارات مادی فزاینده‎ای ایجاد می‎کند

    - ارتباطات انسانی را بی‌ارزش می‎سازد

    - مردم را به چنان شیوه‌ای اجتماعی می‌سازد که شیفته خود باشند

    - اتکای به نفس را نابود می‌کند

    - مردم را از واکنش‌های عاطفی عادی انسانی بیگانه می‌سازد

    - امیدهای دروغینی ایجاد می­کند که رنج بیشتری می‌آفرینند

    این فرهنگ، هر روز و به طرق مختلف روانی، اجتماعی و معنوی به مردم حمله‌ور می‌شود.


    انتظارات مادی فزاینده

    این انتظارات اغلب برآورده نمی‌شوند و موجب رنجی می‌گردند که انگیزه مشکلات عاطفی و رفتارهای ویرانگر می‌شود. پژوهشگر سیاست‌گذاری اجتماعی، «ویلیام وگا»، مطالعه‌ای به سال 1988 در زمینه بهداشت روانی مهاجران مکزیکی که به ایالات متحده آمده‌اند، انجام داد. او در این مطالعه که اکنون به پژوهشی کلاسیک تبدیل شده است، دریافت که جذب شدن در جامعه ایالات متحده، برای این مهاجران به معنای سه برابر شدن نرخ افسردگی است. «وگا» هم چنین افزایش‌های عمده‌ را در سوءکاربرد مواد و دیگر رفتارهای زیان‌آور، یافت. بسیاری از این مهاجران خود را گرفتار رنج انتظارات مادی بیشتری که برآورده نشده‌اند، یافتند و در عین حال از رنج کاهش حمایت اجتماعی، خبر دادند.


    بی‌ارزش‌سازی ارتباطات انسانی

    در پژوهشی که به سال 2006 در American Sociological Review انجام گردید، یادآوری شده تعداد آمریکایی‌هایی که گفته‌اند دوست نزدیکی ندارند که بتوانند به او اعتماد کنند، ظرف بیست سال گذشته، از 10 درصد به تقریباً 25 درصد افزایش یافته است. انزوای اجتماعی به شدت با افسردگی و دیگر مشکلات عاطفی همراه است. اما تنهایی فزاینده برای اجتماعی مصرفی که برای افزایش «واحدهای خریداری» تلاش می‌کند، خبری است خوش، چراکه افراد تنهای بیشتر، به معنای فروش تلویزیون‌ها، دی‌وی‌دی‌ها و قرص‌های آرامبخش ... بیشتر است.


    ترویج خودخواهی

    خودشیفتگی یکی از دلایل متعدد نرخ فزاینده افسردگی و دیگر مشکلات عاطفی در ایالات متحده است، خودشیفتگی دقیقا همان چیزی است که فرهنگ مصرفی می‌طلبد. بودا، 2500 سال پیش، رابطه میان اشتیاق خودخواهانه و مشکلات عاطفی را تشخیص داد و بسیاری از پژوهشگران رفتار انسانی از اسپینوزا تا اریک فروم به نتایج مشابهی رسیده‌اند.


    نابودی اتکای به نفس

    فقدان اتکای به نفس، می‌تواند موجب اضطراب رنج‌آوری گردد که خود انگیزه افسردگی و دیگر رفتارهای مشکل‌ساز است. در جامعه مدرن، تعداد زیادی از مردم (زن و مرد)، نمی‌توانند یک غذای ساده بپزند. آن‌ها هرگز اثرات ضد اضطراب اطمینان از توانایی خود در تهیه غذای خویش، پرورش سبزیجات مصرفی خود، شکار، ماهی‎گیری و جمع‌آوری غذا برای بقا را در نخواهند یافت. در فرهنگ مصرفی، چنین اتکای به نفسی بی‌معنی است. مردم تا حدی، باخبرند که اگر درآمدهای خود را از دست بدهند (که این روزها غیرممکن نیست) قدرت بقایی نخواهند داشت.


    بیگانه‌سازی از انسانیت

    کاهنان فرهنگ مصرفی (تبلیغ‌گران و بازاریابان) می‌دانند که مصرف‌کنندگان بنیادگرا اگر با واکنش‌های عادی مانند خستگی، ترس، اندوه و نگرانی بیگانه شوند، بیشتر خرید خواهند کرد. اگر این کاهنان بتوانند ما را متقاعد کنند که حالت عاطفی معینی شرم‌آور یا نشانه بیماری است، بیشتر احتمال دارد که نه تنها داروهای آرام‌بخش که تمام انواع محصولاتی را هم که به ما احساس بهتری می‌دهند، خریداری کنیم. هنگامی که وحشت‌زده و از واکنش طبیعی انسانی بیگانه می‌شویم، این «رنج روی رنج» انگیزه بیشتری برای افسردگی و دیگر رفتارهای خودویرانگرانه و اعمال زیان‌آور ایجاد می‌کند.


    رنج امید دروغین

    امید دروغین مصرف‌گرایی بنیادگرا، آن است که یک روز محصولی خواهیم یافت که می‌تواند به طرزی قابل پیش‌بینی و بدون عوارض جانبی، خلق و خوهای ما را تغییر دهد. روان‌پزشکی مدرن عضو کامل فرهنگ مصرفی است. «جام مقدس» آن جست‎وجو برای داروی ضدافسردگی‌ای است که رنج ناامیدی را از میان ببرد، اما زندگی را نابود نسازد. در اواخر قرن نوزدهم، «زیگموند فروید» تصور می‌کرد که این دارو را در «کوکایین» یافته است. در اواسط قرن بیستم، روان‌پزشکان تصور می‌کردند که آن را در «آمفتامین‌ها» و سپس در داروهای ضدافسردگی «تری‌سیکلیک» مانند تفرانیل و الاویل یافته‌اند. در اواخر قرن بیستم، SSRIهایی مانند «پروزاک»، «پاکسیل» و «زولوفت» به بازار آمدند که سرانجام معلوم شد، موجب وابستگی و انزواطلبی رنج‌آوری می‌شوند و از شبه‌داروها هم مؤثرتر نیستند. داروی ضدافسردگی هر چه باشد، به مثابه دارویی که افسردگی را از میان می‌برد اما زندگی را نابود نمی‌سازد، معرفی می‌شود. پس از آن بارها و بارها کشف شد که وقتی کسی مشغول ترمیم انتقال‌دهنده‌های عصبی است، زندگی صدمه می‌بیند؛ همان­گونه که در شوک الکتریکی و جراحی عصبی چنین می‌شود.

    بنیادگرایان هم منطق و هم تجربه را رد می‌کنند. بنیادگرایان به اصول جزمی چسبیده‌اند و اگر اصول جزمی آن‌ها شکست بخورد، آن را رها نمی‌کنند، بلکه مصمم می‌شوند که ایمان خود را به این اصول بیشتر و عمیق‌تر کنند.

    54 سال پیش، اریک فروم نتیجه گرفت: «امروزه انسان با بنیادی‌ترین انتخاب روبه‎رو است، انتخابی نه بین کاپیتالیسم یا کمونیسم، بلکه بین روبوتیسم (هم از گونه‌ی کاپیتالیستی و هم از نوع کمونیستی) یا سوسیالیسم انسان‌گرایانه‌ جمع‌گرا. به نظر می‌رسد، اغلب واقعیات نشان می‌دهند که انسان روبوتیسم را انتخاب می‌کند و این، در بلند مدت، به معنای جنون و نابودی است. اما تمام این واقعیات آن قدر قوی نیستند که ایمان به فرزانگی، نیت خیر و عقل انسانی را از میان ببرند. اما تا زمانی که به بدیل‌های دیگر فکر می‌کنیم، نباخته‌ایم.»

    رها شدن از مصرف‌گرایی بنیادگرا به معنای اندیشیدن به بدیل‌ها و به معنای اعتراض فعالانه است؛ تصمیم به تجربه کردن ابعاد گوناگون زندگی که اصول جزمی آن‌ها را حذف کرده‌اند.




     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    ◄ مصرف گرايي و سرمايه سالاری جديد
    موضوع

    [Image]


    ارزش‌هاي فرهنگي سنتي جامعه غربي تحت تأثير عواملي چون سياست گذاري‌هاي متفق و يکدست، تجاري کردن فرهنگ و تأثير رسانه‌هاي جمعي، رو به انحطاط هستند. جامعه که اکنون به خود آمده است و از دنياي خيالي که سرگرمي‌هاي تلويزيوني براي او فراهم آورده بود خارج شده است، خود را عاري از سنت‌هاي پيشين، محصور در يک ساختار قدرت مستبد و متعهد به تعهداتي منسوخ مي‌بيند.
     
     
       ● نويسنده: آر. - کرانک

    منبع: ماهنامه - سياحت غرب - 1388 - شماره 75، مهر  - تاريخ شمسی نشر 00/07/1388 - به نقل از www.rcronk.com

     
     
    براي بسياري از مردم، همرنگي با جماعت و مصرف گرايي، جايگزين تجربه‌هاي فرهنگي يکپارچه و متنوع شده است. عموم مردم آمريکا غرق در مجموعه‌ بي پاياني از کالاها و مناظر تصنعي تلويزيون شده‌اند که آنها را شيفته ايده‌آل‌ها و ارزش‌هاي مصرف گرايي کرده است.
    مصرف گرايي همان داستاني ‌است که در آن فرد تلاش مي‌کند، با مصرف کردن به خشنودي و همرنگي با ديگران برسد. بت پرستي عمومي، ايده‌آل‌هاي مصرف کننده را جايگزين تجربيات فرهنگي، هنري، مذهبي و خانوادگي کرده است که در اين هياهو گم شده‌اند. مصرف کننده با خريد و تملک امتعه مختلف، تمايل خود به سمت تکامل فرهنگي را ارضا مي‌کند و براي تجديد حيات روحاني خود، ساخته‌هاي رسانه‌اي را در شخصيت اجتماعي خود وارد مي‌کند. در جريان افسانه مصرف گرايي، تکرار و تجديد حيات وجود ندارد؛ و نيز در آن هيچ نمادي تمثيلي براي زنده کردن حقايق برتر و متعالي به چشم نمي‌خورد.
    مصرف گرايي، شادي و خوشحالي را براي مدت زمان کوتاه، آن هم تنها برای کساني که مي‌توانند در رفاه زندگي کنند، فراهم مي‌آورد و ديگران را که نمي‌توانند مرفه باشند، از اين لذت محروم مي‌سازد. مصرف گرايي در قالب يک سيستم ارزشي که به صورت ناقص و نامناسب مهندسي شده، جايگزين يک ميراث فرهنگي رو به اضمحلال شده است.
    خودمحوري جوامع غربي، آنها را به هدفي سهل براي تبديل شدن به يک جامعه مصرف‌ گرا تبديل کرده است. پس از اينکه تبليغات گمراه کننده و پوچ ‌گرايي آکادميک، فرهنگ را از دل ارزش‌هاي دروني شده بيرون کشيدند، مردم به آساني در مسير مصرف گرايي قرار خواهند گرفت. آيا آمريکا در خلال اين بحران هويت، متوجه فقدان اخلاق و بشر دوستي در اين جهان مي‌شود؟ جهاني که به جاي ارزش‌هاي هستي شناختي تجربه‌هاي فرهنگي معنادار، بر مبناي تصاوير رسانه‌‌اي و سرخوشي ‌هاي زود گذر حاصل از تمليک کالاها شکل گرفته است؟
    دلار مقدس جايگزين کم ارزشي براي ارزش ‌هاي از دست رفته فرهنگي است، که قرباني حرص و تزلزل دنياي پست مدرن آمريکا شده است. ارزش اقتصادي جاي ارزش‌ هاي فرهنگي سنتي را گرفته و به عنوان خودباوري تلقي مي‌ شود. خودباوري با معياري به نام قدرت خريد سنجيده مي‌شود. در جوامع مصرف کننده، خريد کردن به خود باوري افراد استحکام مي‌بخشد. چنين استحکامي را مي‌توانيد در رويکرد متکبرانه و طلب ‌کارانه مصرف کننده، هنگامي که در مقابل صندوق‌دار ايستاده است، مشاهده کنيد. بيش از اين، هيچ هدفي خريد را توجيه نمي‌کند و مصرف کننده، بدون هدف خريد مي‌کند.
    رسانه ‌هاي جمعي، افسانه مصرف گرايي را به عنوان يکي از اولويت‌ هاي کاپيتاليسم جديد، دروني ساخته‌اند. تبليغات رسانه‌ ها يک تصوير ـ يک جسم تو خالي ـ را مي‌فروشند. چيزي جز نيرنگ و فريب وجود ندارد. مصرف کننده به جاي استفاده از يک ساعت سوييسي که با چوب حکاکي شده پوشانده شده است، پيشنهاد استفاده از يک نوع بدلي و تراشه کامپيوتري را دريافت مي‌کند. چه کسي بر اين امور نظارت دارد؟
    سياست شرکت‌ ها در سرکوب عموم، تنها بر فرض استفاده منفعت جويانه از بازار مصرف کننده و منابع طبيعي استوار است. اولويت‌ هاي شرکت ‌ها و اخلاق تجارت، في نفسه، بشر دوستانه و داراي حساسيت بومي نمي‌باشد. کارمندان حقوق بگير در سلسله مراتب شرکت‌ ها، هيچ انگيزه‌اي در سرمايه گذاري کاپيتاليستي ندارند. وابسته بودن اخلاق بشر دوستانه با تجارت ‌هاي کوچک از بين رفته است. مصرف کننده ديگر در جلب رقابت بنگاه‌ هاي تجاري کوچک سعي نمي کند. بنگاه‌ هاي تجاري کوچک توسط شرکت ‌هاي کاپيتاليستي، به منظور تضمين رقابت کمتر و سود بيشتر، کنار زده شده‌اند.
    بنگاه ‌هاي تجاري بزرگ غالباً دشمن مردم هستند. مصرف گرايي جداي از اينکه منبعي براي سودجويي کاپيتاليسم جديد است، ابزاري است در دست آن که جمعيت خريدار را کنترل مي‌کند.
    مصرف کنندگان به تازگي به قدرت سياسي‌اي که به عنوان يک قدرت خريد جمعي در اختيار دارند، آگاهي يافته‌اند. اين پتانسيل در مقياس ‌هاي کوچک تر، در قالب اتحاديه ‌هاي اعتصاب کنندگان و تحريم‌ هاي اقتصادي، آزمايش شده است. انتظار من در آينده، با توجه به عدم رضايت عموم مردم و نيز وعده ‌هاي پوچ مصرف گرايي، اين است که اين امر با متوسل شدن به تحريم‌ ها، در مقياس بزرگ تري بتواند شيوه‌ هاي توهين آميز شرکت ها را کنترل کند.
    در کاپيتاليسم شرکتي (انحصاري)، مصرف کننده هدف است و تلاش مي‌شود روي او تأثير گذاشته شود. کنترل کردن علايق، فرهنگ را تبديل به يک کالا کرده و آن را به مردمي که بر تبليغات رسانه‌اي تکيه کرده‌اند، مي‌فروشد. دامنه انتخاب نه به خواسته‌هاي مردم بلکه به بخش‌ هايي محدود شده است که تنها سهام داران را منتفع سازد. چنين محدوديتي، دسترسي آسان به کالاها، تنوع محصولات و نيز کيفيت آنها را تحت تأثير قرار داده است. انتخاب ‌ها و آزادي‌ مان تحت تأثير سياست‌ گذاري شرکت ‌ها، محدود شده‌اند.
    ما به زندگي در کنار تلويزيون عادت کرده‌ايم و دسته جمعي در پي دست يابي به يک تصوير تبليغاتي رسانه‌اي هستيم، از اين رو فرد ديگري جاي ما انتخاب مي‌کند. انتخاب ما تا سطح نام کالا تنزل يافته است. ما خودشناسي ‌مان را فداي مصرف گرايي مي‌کنيم. مصرف گرايي همچون کمونيسم و فاشيسم، يک مذهب سکولار است که آزادي انتخاب را محدود مي‌کند.
    در زير نقاب خودبينانه مصرف گرايي، آمريکايي نامطمئن قرار دارد که تلاش مي‌کند، تصوير خود را در تبليغات رسانه ‌ها به نمايش گذارد. خود آگاهي و خود ارزشي تحريف شده است. ما چيزي که مي‌پوشيم، هستيم. کاپيتاليسم جديد، بينندگان تلويزيون را فريب مي‌دهد، به گونه‌اي که در تمايزات شخصيتي، افراد تنها از طريق تبليغات موهوم و آرمان ‌هاي مصرفی تشخيص داده مي‌شوند. ما با نقش‌ ها و تصاويري که در رسانه ‌ها به تصوير کشيده مي‌شوند، ادغام شده‌ايم. ما به طور بسيار نامحسوسي، جداي از توجيهات مصرف گرايي، بسياري از توانايي‌ هايمان را از دست مي‌دهيم. از جمله از بين رفتن جنبه کيفي روند شخصيتي. توهين تبليغات رسانه‌اي به ارزش ‌هاي انساني، افراد را به مصرف کننده ‌هايي واقعي تبديل کرده است که از لحاظ شخصيتي بسيار ضعيف هستند.
    پس از بي روح سازي و تجاري سازي فرهنگ، ماهيت درک واقعي از ميان رفت. درک، پرمايگي خود را از دست داد. فريب و نيرنگ مصرف گرايي و تبليغات، به خطري بالقوه براي آگاهي تبديل شده‌اند.


     



    ادامه مطلب ادامه مطلب
    نويسنده:وحید صباغی پنج شنبه 13 اسفند 1388   نظرات0نظر بدهيد!

    صفحات وبلاگ
    • تعداد صفحات :62
    •    
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • 9  
    • 10  
    • >  
     

    آخرين ارسال ها
    سایت "ایـــران کتــــاب" گشایش یافت
    -------------------------------- سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف ------------------------------
    اختتامیه مسابقه فرهنگی و هنری پیمانه برگزار شد
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (3)
    ◄ مكتب اعتدال و امت معتدل
    بخش هاي صنعتي
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (4)
    بهینه سازی مصرف انرژی در الکتروموتورها (1)
    وضعيت مصرف انرژي در صنعت آجر ايران و مقايسه با ساير کشورهای دنيا
    راهکارهاي کاهش تقاضاي سفر
     
    درباره وبلاگ
    از آنجا که سال 1388 با نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه‌اي سال حرکت به سوي اصلاح الگوي مصرف خوانده مي‌شود ، این وبلاگ نیز در این راستا و ارائه الگوهای مصرف موفق ایجاد گردیده است.
    سال 88،سال اصلاح الگوی مصرف RSS

    نويسندگان :
     وحید صباغی
    MrSabbaghi@Gmail.com
     
    ساعت
     
    تبادل بنر
    پايگاه فناوري اطلاعات

    بانک پرسش و پاسخ

    بانک صوت و فيلم مذهبي

    همراه افزار


    مکان لوگوي شما

    شما مي توانيد لوگو سايت يا وبلاگ خود را بعد از قرار دادن لوگوي ما در وب خود در اين مکان قرار دهيد
    .......RASEKH........

     
    لوگوي ما

    دريافت کد:
    وحيد صباغي MrSabbaghi@Gmail.Com
    Rasekh.RasekhBlog.Com
     
    چت روم وبلاگ
     
    تصوير تصادفي
     
    تبليغات
     
     
     
     

    Copyright Rasekh.Rasekhblog.com 2009-2010
    (Adminstration by Vahid Sabbaghi)
    POWERED BY RASEKHOON.NET
    --------------------------------------------------------