انتظار فرج در احادیث و روایات
نظرات(0) | ادامه مطلب

انتظار فرج در احادیث و روایات
 
 
 
 
 
 

 
رسول اکرم (صلى‌الله علیه و آله و سلم): “طوبى للصابرین فى غیبته، طوبى للمقیمین على محبته”. ینابیع الموده، ج 3، ص 101 .خوشا به حال صبر کنندگان در ایام غیبتش، خوشا به حال پایداران بر دوستى و محبتش.
امیرالمومنین (علیه‌السلام): “انتظروا الفرج ولا تیاسوا من روح‌الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج‌... و المنتظر للفرج کالمتشحط بدمه فى سبیل الله”.بحارالانوار‌، ج 52، ص 123. انتظار فرج بکشید و از رحمت خدا ناامید نگردید، زیرا محبوب‌ترین اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است و همانا منتظران فرج مانند شهیدانى هستند که در راه خدا، در خون خود مى‌غلتند.
امام حسین (علیه‌السلام): “... اما ان الصابر فى غیبته على الاذى و التکذیب، بمنزله المجاهد بالسیف بین یدى رسول‌الله صلى‌الله علیه و آله”. اعلام الوری، ص384 ... به تحقیق که صبر کنندگان در غیبتش بر اذیت‌ها و تکذیب‌ها مانند مجاهدان با شمشیر در سپاه پیامبر (صلى‌الله علیه و آله و سلم) هستند.
امام زین‌العابدین (علیه‌السلام): “من ثبت على و لایتنا فى غیبه قائمنا، اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد”. کشف الغمه، ج 3، ص 312. هرکه در دوران غیبت قائم ما، بر ولایت ما ثابت قدم باشد، خداوند پاداش هزار شهید مانند شهداى بدر و احد را به او عطا مى‌فرماید.
امام صادق (علیه‌السلام): “المنتظر للثانى عشر کالشاهر سیفه بین یدى رسول‌الله صلى‌الله علیه و آله یذب عنه”. غیبت نعمانی، ص 41. کسى که منتظر امام دوازدهم است مانند کسى است که در کنار رسول خدا (صلى‌الله علیه و آله و سلم) و براى دفاع از آن حضرت شمشیر مى‌زند.
امام موسى کاظم (علیه‌السلام): “طوبى لشیعتنا المتمسکین بجبنا فى غیبه قائمنا، الثابتین على موالاتنا و البراءه من اعدائنا، اولئک منا و نحن منهم و قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه،‌ طوبى لهم ثم طوبى لهم، هم والله معنا فى درجتنا یوم القیامه”. الزام الناصب، ص 68. خوشا به به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما بر ما محبت و ولایت و بیزارى از دشمنان ما پایدار ماندند، آنها از ما و ما از آنهاییم و همانا آنان امامت ما را پذیرفتند، ما هم آنها را به عنوان شیعیان خود پذیرفتیم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در کنار ما در روز قیامت‌اند.
امام رضا (علیه‌السلام): “ما احسن الصبر و انتظار الفرج” منتخب الاثر، ص 496. چه بهتر است صبر کردن و انتظار فرج کشیدن. 1 امام جواد (علیه‌السلام:) “افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج” غیبت نعمانی، ص 180. برترین اعمال شیعیانمان، انتظار فرج است.
امام هادى (علیه‌السلام): “لولا من یبقى بعد غیبه قائمکم من العلماء الداعین‌ الیه، و الدالین علیه، و الذابین عن دینه بحجج الله و المنقذین للضعفاء من عبادالله من شباک ابلیس و مردته، لما بقى احد الا ارتد عن دین الله. ولکنهم یمسکون ازمه قلوب ضعفاء الشیعه کما یمسک صاحب السفینه سکانها، اولئک هم الافضلون عندالله عزوجل”. بحارالانوار،‌ ج 51، ص156 . اگر نه این بود که پس از غیبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند که به سوى او دعوت مى‌کنند و مردم را به حضرتش سوق مى‌دهند و از دینش با استدلال‌هاى الهى حمایت مى‌کنند و ضعیفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابلیس و یارانش، رهایى مى‌بخشند، پس به تحقیق هیچ‌کس نمى‌ماند جز اینکه از دین خدا بر مى‌گشت. ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شیعه را مى‌گیرند همان گونه که ناخداى کشتی، سکان و فرمان کشتى را مى‌گیرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند.

دیدگاه امام خمینی(ره) در مورد انتظار و مهدویت

الف) یک دسته مى‌گفتند ... که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه مى‌گذرد، براى جلوگیرى از این امور هم خود حضرت بیایند ان‌شاءالله درست مى‌کنند.
ب) بعضى‌ها انتظار فرج را به این مى‌دانند که ... بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان(عج) را از خداوند بخواهند.
ج) یک دسته‌‌اى مى‌گفتند باید عالم پر از معصیت بشود تا آن حضرت بیاید. یک دسته‌اى از این بالاتر بودند، مى‌گفتند باید دامن زد به گناه‌ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پراز جور و ظلم بشود و حضرت(عج) تشریف بیاورند.
هـ)یک دسته‌ دیگرى بودند که مى‌گفتند هر حکومتى اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است ... در صورتى که آن روایات که هرکس علم بلند کند علم مهدى به عنوان مهدویت بلند کند انتظار از نظر امام خمینی(ره) زمانى مفهوم واقعى و اساسى مى‌یابد که با امید به قدرت رسیدن اسلام معنا شود. ایشان مى‌فرماید: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است، باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور ان‌شاءالله تهیه شود منتظر از نظر ایشان باید در جهت منویات حضرت ولى‌عصر(عج) تلاش کند. امام مى‌فرمایند: البته این پر کردن دنیا از عدالت،‌ اگر مى‌توانستیم مى‌کردیم، اما چون نمى‌توانیم بکنیم ایشان باید بیاید. بنابراین از نظر امام (ره) وظیفه منتظران واقعى تلاش براى تحقق اهدافى است که با ظهور آن امام معصوم به طور کامل، محقق مى‌شود. حضرت امام(ره) در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را محدود به از بین بردن استبداد داخلى و مبارزه با استعمار خارجى در کشور نکرده بودند، بلکه به دنبال حاکمیت اسلام در سراسرجهان و کوتاه کردن دست ابرقدرت‌ها از همه کشورهاى اسلامى بودند. ایشان حرکت خود را در راستاى قیام جهانى موعود(ع) مى‌دیدند و انقلاب اسلامى ایران را مقدمه‌اى براى انقلاب عظیم مهدوى ارزیابى مى‌کردند. حضرت امام خمینی(ره) مى‌فرمودند: مسئولان باید بدانند که انقلاب محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان به پرچمدارى حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه‌اى مسئولین را از وظیفه‌اى که برعهده دارند، منصرف کند، خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد، باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید و این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است، منصرف کند بنابراین، انتظار در قاموس امام خمینی(ره) مفهومى جز آمادگى فردى و اجتماعى براى برپایى دولت کریمه حضرت ولى‌عصر (ارواحنا فدا) ندارد. حضرت امام واژه انتظار را که سال‌ها با سکون و سکوت، تحمل ظلم‌، دم فروبستن و در یک کلمه ماندن و در جا زدن به امید بر آمدن دستى از غیب، مرادف شده بود، از این معنا خارج کرد و این بار “انتظار” نه به عنوان عاملى براى خاموش ساختن روح سرکش اجتماع، بلکه به عنوان ابزارى براى دگرگون کردن وضع موجود و حرکت به سوى آینده موعود به کار گرفته شد.

نویسنده: علی. م
منبع: روزنامه رسالت



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394 
زمان : 7:32 PM
منجى موعود و مصلح جهانى در ادیان
نظرات(0) | ادامه مطلب

منجى موعود و مصلح جهانى در ادیان
 
 
 
 
 
 
 
اشاره:
ایمان به منجى موعود و مصلح جهانی، اصلى است مسلم در تمامى ادیان آسمانی.این مقاله به بررسى نشانه‌هاى منجى در ادیان مختلف مى‌پردازد و نتیجه مى‌گیرد که این نشانه‌ها تنها بر امام مهدى موعود(عج) منطبق است.
در پایان این مقاله نگاهى کوتاه به منجى در ادبیات و روانشناسى داریم.

همه بشریت در انتظار منجى و ناجی

بشریت در انتظار یک منجى یا رهاننده است. همه ادیان آسمانى اعم از مکاتب الهى یا غیرالهى به یک منجى یا حداقل به یک قهرمان ایمان دارند و براى ظهور آن لحظه‌شمارى مى‌کنند. به عبارتى آموزه ظهور منجى موعود یکى از آموزه‌هاى مشترک و فراگیر ادیان آسمانى است. انسان‌ها به استناد منابع تاریخى و آثار باستان‌شناسى از دیرباز و از هنگام عصر اسطوره‌اى در انتظار ظهور یک منجى بوده‌اند. منجى در ادیان آسمانى زرتشت، یهودیت و مسیحیت با تصویرى نزدیک وجود دارد. از “سوشیانت” یا “سوشینت”‌در آئین زردشتى و “مسیح” یا “ماشیح” در یهودیت و مسیحیت به عنوان منجى نام برده شده است. چنین نام‌هایى با “مهدی” در اسلام متشابه است. این اسامى به همراه اهداف و ویژگى‌هاى که براى منجى در این ادیان اعلام شده بیانگر آرمان مشترک بین بشریت و ادیان آسمانى در ظهور منجى موعود است. مهمترین ویژگى‌هاى مشترک منجى موعود در ادیان آسمانى سه‌گانه فوق چنین است: 1- تقدیر الهى در پیروزى حکومت حق و شکست باطل 2- نقش رهبرى دینى در برقرارى وضعیت آرمانى و موعود 3- برقرارى حکومت دینى به دست منجى موعود و نابودى حکومت‌هاى ظالمانه و ستمگر 4- حاکمیت دین بر زندگى انسانها و بسط و گسترش عدالت. در اسلام نیز آموزه مهدویت و ظهور فردى از سلاله پاک پیامبر گرامى اسلام(ص) یکى از مسائل اجتماعى و اتفاقى مسلمانان مى‌باشد. این آموزه در نزد شیعیان از مسلمات مذهب تشیع است و اهل تسنن نیز به رغم اختلاف با مذهب شیعه درباره مسئله جانشینى پیامبرگرامى اسلام، در مسئله مهدویت اتفاق‌نظر دارند. “شیخ عبدالحسن العباد” از علماى وهابى و نیز “شیخ عبدالعزیز بن‌باز” عالم برجسته وهابى و مفتى اعظم سعودى بر اصالت اعتقاد ظهور مهدی(عج) از سلاله امام علی(ع) تاکید کرده‌اند. به عبارتى مسلمانان (شیعه و سنی) درباره آینده، اعتقاد مشترکى دارند. یکى از این مسلمات اعتقاد به تحقق حکومت جهانى اسلامى به رهبرى حضرت مهدی(عج) از سلاله پاک پیامبرگرامى اسلام(ص) است. چنین حکومتى بر محوریت رهبرى دینى استوار است و رهبرى دینى در آن نقش اساسى دارد. مبناى چنین حکومتى نیز قوانین شرعى خواهد بود. بدون تردید دین پیامى آسمانى براى تمام انسانها و در تمامى ادوار مى‌باشد. عمده مذاهب و ادیان آینده‌نگر با نگاهى خوش‌بینانه آینده تاریخ را عصرى مطلوب براى تحقق مدینه فاضله مى‌دانند. این ادیان ظهور منجى را موجب تحقق مدینه فاضله براساس الگوى دینى مى‌دانند و به انتظار فرا رسیدن چنین روزى هستند. هرچند از آموزه مهدویت و منجى‌گرایى سوءاستفاده‌هایى در طول تاریخ شده است و همواره برخى از افراد بیماردل، جاهل و هواپرست از این آموزه‌ها سوءاستفاده کردند و با این هدف به ادعاهاى واهى پرداختند اما آنان به هدف شوم خود نرسیدند و سیاهى را در کارنامه و حیات دنیوى خود به ثبت رساندند. ظهور منجى از نشانه‌هاى قاعده لطف خداوند است و خداوند کریم نیز این قاعده را شامل حال بندگان خود خواهد کرد. پیامبراسلام(ص) در این خصوص فرمودند: “حتى اگر فقط یک روز از عمر زمین باقى مانده باشد، خداوند مردى از ما را خواهد فرستاد که جهان را پر از عدل کند آنگاه که پر از ظلم شده باشد.” آیات زیادى در قرآن کریم به غایات لطف اشاره دارند. روشن است که هدف از ارسال رسولان و بعثت انبیا هدایت به راه راست و بیم دادن و بشارت دادن و رفع اختلاف‌ها و اجراى عدالت و قسط است. ان علینا للهدى همانا، بر ماست هدایت کردن این آیه شریفه از مواردى است که دلالت دارد بر اینکه هدایت، از جمله صفاتى است که از ساحت قدسى خداوند جدایى‌ناپذیر است. سرانجام اینکه براساس چنین آموزه مشترکى مى‌توان ادیان و بویژه مسلمانان را به نوعى همفکرى و همکارى دعوت کرد تا بشریت براساس هدف عالى و الگوى مدینه فاضله عصر موعود زندگى امروزى خود را سامان و نظم دهد. بخشى از سرگردانى بشر امروز حاصل عدم همفکرى و همکارى بین آنان است. یکسویه‌نگرى وعدم تعامل مثبت بین ادیان، موجب تحمیل رنج‌ها و دردها بر بسیارى از انسانها شده است. بشر امروز باید براساس قاعده لطف خداوند و امید به انتظار مسیر زندگى خود را سامان دهد. ظهور منجى و مهدى موعود(عج) انسانها را از سرگردانى نجات خواهد داد و عدالت را برپا خواهد کرد. عدالتى که همه محرومان، مستضعفان و مظلومان جهان در انتظار آنند.
ادامه دارد...


نویسنده:على .م
منبع:روزنامه رسالت



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394 
زمان : 7:32 PM
منجى موعود و مصلح جهانى در ادیان
نظرات(0) | ادامه مطلب

منجى موعود و مصلح جهانى در ادیان
 
 
 
 
 
 
 
منجى در دین یهود
باور به منجى و رهایى‌بخش و آینده روشن در عهد عتیق در مجموعه آیاتى از کتاب دانیال نبی، اشعیاى نبی، زبور و... آشکارا ذکر شده است به مرور برخى از این آیات مى‌پردازیم.
در تورات مى‌خوانیم:
و در ایام آخر واقع خواهد شد... جمیع امت‌ها به سوى آن روان خواهند شد. او امت‌ها را داورى خواهد نمود و قوم‌هاى بسیارى را تنبیه خواهد کرد. امتى شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. (کتاب اشعیاى نبی:‌باب دوم، بندهاى 2-4)بلکه مسکینان را به عدالت داورى خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستى حکم خواهد نمود. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پروارى با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند. (کتاب اشعیاى نبی، باب دوم، بندهاى 4-6)طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازى خواهد کرد و طفل از شیر بازداشته شده دست خود را بر خانه افعى خواهد گذاشت و در تمامى کوه مقدس‌من ضرر و فسادى نخواهند کرد. زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود. مثل آب‌هایى که دریا را مى‌پوشاند. (کتاب اشعیاى نبی، باب یازدهم، بندهاى 8-9)آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید و عمل عدالت سلامتى و نتیجه عدالت آرامى و اطمینان خواهد بود تا ابدالآباد و قوم من در مسکن سلامتى و در مساکن مطمئن و در منزل‌هاى آرامى ساکن خواهند شد. (کتاب اشعیاى نبی، باب سى و دوم، بندهاى 16-18)برگزیدگان من از عمل دست‌هاى خود تمتع خواهند برد، زحمت بى‌جا نخواهند کشید، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذریت ایشان با ایشانند و قبل از آنکه بخوانند من جواب خواهم داد و پیش از آنکه سخن گویند من خواهم شنید. گرگ و بره با هم خواهند چرید و شیر مثل گاو کاه خواهد ‌خورد و خوراک مار خاک خواهد بود. خداوند مى‌گوید که در تمامى کوه مقدس من ضرر نخواهند رسانید و فساد نخواهند کرد. (کتاب اشعیاى نبی، باب شصت و پنجم، بندهاى 23-25)امیر عظیمى که براى پسران قوم تو ایستاده (قائم) است، خواهد برخاست... در آن زمان هرکس از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد و بسیارى از آنان که در خاک زمین خوابیده‌اند بیدار خواهند شد اما اینان به جهت حیات جاودانى و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانى و حکیمان مثل روشنایى افلاک خواهند درخشید و آنان که بسیارى را به راه عدالت رهبرى مى‌نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد. اما تو اى دانیال، کلام را مخفى‌دار و کتاب را تا زمان آخر مهر کن. بسیارى به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید. خوشا به حال آنکه انتظار کشد. (کتاب دانیال نبی، باب دوازدهم، بندهاى 1و 4و 12)
منجى دردین مسیح
آینده جهان و موعود رهایى‌بخش در عهد جدید
در عهد جدید با توجه به موضوع منحصربه فرد بازگشت عیسى مسیح و تفاوت‌هاى ماهوى جهان پس از بازگشت او به زمین تصویرى از منجى و جهان آرمانى را ارائه مى‌دهد. این تصویر مفاهیمى چون پسر انسان در کنار مفهوم خدا و پسر خدا را در بر دارد. گاهى حضور پسر انسان در کنار پسر خدا گویاى وجود دو شخصیت متمایز در کنار یکدیگر است که به معناى یکى بودن این دو یا حلول یکى در دیگرى نیست. برخى از این آیات را با هم مرور مى‌کنیم.
در انجیل مى‌خوانیم:
عیسى ایشان را گفت:‌هر آینه به شما مى‌گویم شما که من را متابعت نموده‌اید وقتى که پسر انسان بر کرسى جلال خود نشیند شما نیز به دوازده کرسى نشسته بر دوازده سبط داورى خواهید نمود و هرکه به خاطر اسم من خانه‌ها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا فرزندان یا زمین‌ها را ترک کرد صدچندان خواهد یافت و ارث حیات جاودانى خواهد گشت. (انجیل متی، باب نوزدهم، بندهاى 28 و 29)لهذا پیش از وقت به چیزى حکم مکنید تا خداوند بیاید که خفایاى ظلمت‌ را روشن خواهد کرد و نیت‌هاى دلها را به ظهور خواهد آورد آنگاه هرکس را مدح از خدا خواهد بود. (رساله‌ پولس رسول به قرنتیان، باب چهارم، بند 5)به جنگ نیکو جنگ کرده‌ام و دوره خود را به کمال رسانیده ایمان را محفوظ داشته‌ام. بعد از این تاج عدالت براى من حاضر شده است که خداوند داور عادل در آن روز به من خواهد داد و نه به من فقط بلکه نیز به همه کسانى که ظهور او را دوست مى‌دارند. (رساله دوم پولس به تیموتئوس، باب چهارم، بندهاى 7 و 8)بزودى مى‌آیم پس آنچه دارى حفظ کن مبادا کسى تاج تو را بگیرد. (مکاشفه یوحناى رسول، باب سوم، بند 11)در انجیل برنابا نویدهاى مهدی- علیه‌السلام- به صراحت آمده است ولى نظر به اینکه مسیحیان آن را معتبر نمى‌دانند، در اینجا فقط برخى دیگر از نویدهاى موجود در اناجیل معتبر از نظر آنان را مى‌آوریم.
1- “همچنان‌که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مى‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد... آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌زنى کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهاى آسمان با قوت و جلال مى‌آید... آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچ‌کس اطلاع ندارد و حتى ملائکه آسمان جز پدر من و بس... لهذا شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتى که گمان نبرید پسر انسان مى‌آید.”
2- “... اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خود آید، آنگاه بر کرسى جلال خود خواهد نشست و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا مى‌کنند به قسمتى که شبان میش‌ها را از بزها جدا مى‌کند.”
3- “... آنگاه پسر انسان را ببینید که با قوت و جلال عظیم بر ابرها مى‌آید، در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهاى زمین تا به اقصاى فلک فراهم خواهد آورد...ولى آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ‌کس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس بر حذر و بیدار شده دعا کنید زیرا نمى‌دانید که آن وقت کى مى‌شود...”
4- “... کمرهاى خود را بسته، چراغ‌هاى خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانى باشید که انتظار آقاى خود را مى‌کشند که چه وقت از عروسى مراجعت کند تا هروقت آید و در را بکوبد بى‌درنگ براى او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقاى ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتى که گمان نمى‌برید پسر انسان مى‌آید.”
در این آئین و کتابهاى مقدس، این آئین نیز بشارت‌هاى روشنى درباره موعود آخرالزمان رسیده است. از جمله کتب مسیحیت مى‌توان به انجیل متی، لوقا، مرقس، برنابا و مکاشفات یوحنا اشاره کرد.مسیحیان معتقدند حضرت مسیح موعود یهود مى‌باشد. یهودیان ناکامى آن حضرت را در تشکیل حکومت جهانى دستاویز رد آن مدعا نموده‌اند. لازم به تذکر است که: کلمه “پسر انسان” مطابق نوشته “هاکس آمریکایی” در کتاب خود “قاموس مقدس” 80 بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) تکرار شده که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسى قابل تطبیق مى‌باشد (قاموس مقدس، ماده پسر خواهر، صفحه 219) و 50 مورد دیگر از نجات‌دهنده‌اى سخن مى‌گوید که در آخرالزمان ظهور خواهد کرد. عیسى نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا کسى اطلاع ندارد و او کسى جز حضرت مهدی-عجل‌الله تعالى فرجه الشریف- نمى‌باشد.

 

منبع: روزنامه رسالت


نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394 
زمان : 7:32 PM
منجى موعود و مصلح جهانى در ادیان
نظرات(0) | ادامه مطلب

منجى موعود و مصلح جهانى در ادیان
 
 
 
 
 
 
 
 
انتظار ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى و امید به آینده و استقرار صلح و عدل جاویدان امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سروکار داشته و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى‌شناسد و به هیچ‌ قوم و ملتى اختصاص ندارد. از این رو همه افراد طبق فطرت ذاتى خود مایلند روزى فرا رسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبرى الهى و آسمانى و با تائید و عنایت پروردگار، از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات یافته، شور و بلوا در جهان پایان پذیرد و انسانها از وضع فلاکت‌بار موجود نجات یابند و از نابسامانى و ناامنى و تیره‌روزى خلاص شوند و سرانجام به کمال مطلوب و زندگى شرافتمندانه‌اى نایل آیند. به همین دلیل، در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان از مصلحی- که در آخرالزمان ظهور خواهد نمود و به جنایت‌ها و خیانت‌هاى ضدانسانى خاتمه خواهد داد و شالوده حکومت واحد جهانى را براساس عدالت و آزادى واقعى بنیان خواهد نهاد- سخن به میان آمده و تمام پیامبران و سفیران الهى در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایى داده‌اند. در این زمینه یکى از نویسندگان معروف چینى مى‌نویسد: “موضوع ظهور و علایم ظهور، موضوعى است که در همه مذاهب بزرگ جهان واجداهمیت خاصى است. صرف‌نظر از عقیده و ایمان که پایه این آرزو را تشکیل مى‌دهد، هر فرد علاقه‌مند به سرنوشت بشریت و طالب تکامل معنوى وقتى که از همه ناامید مى‌شود و مى‌بیند که باوجود این همه ترقیات فکرى و علمى شگفت‌انگیز باز متاسفانه بشریت غافل و بى‌خبر روز به روز خود را به سوى فساد و تباهى مى‌کشاند و از خداوند بزرگ بیشتر دورى مى‌جوید و از اوامر او بیشتر سرپیچى مى‌کند؛ بنا به فطرت ذاتى خود متوجه درگاه خداوند بزرگ مى‌شود و از او براى رفع ظلم و فساد یارى مى‌جوید. از این رو در همه قرون و اعصار آرزوى یک مصلح بزرگ جهانى در دلهاى خداپرستان وجود داشته است و این آرزو نه تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ مانند زرتشتى و یهودى و مسیحى و مسلمان، سابقه دارد بلکه آثار آن را در کتاب‌هاى قدیم چینیان و در عقاید هندیان و در بین اهالى اسکاندیناوى و حتى در میان مصریان قدیم و بومیان و حتى مکزیک و نظایر آن نیز مى‌توان یافت.” آری! عقیده به ظهور یک مصلح بزرگ آسمانى در پایان جهان یکى از مسائل بسیار مهم و حساسى است که نه تنها در آئین مبین اسلام بلکه در همه ادیان آسمانى و نه تنها در میان پیروان ادیان و مذاهب بلکه در نزد بسیارى از مکاتب مختلف جهان سابقه دیرین دارد و تمامى پیروان ادیان بزرگ عالم از مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان گرفته تا پیروان مکتب‌هاى الحادى همه و همه بدان عقیده دارند. ناگفته نماند که پیروان ادیان و مذاهب گوناگون و دیگر ملل و اقوام گذشته و مکاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار باهم اختلاف‌نظر دارند، مسلمانان او را “مهدى موعود منتظر (عج)“ و پیروان سایر ادیان و مکتبها و ملتها و توده‌هاى محروم وى را “مصلح جهانی” یا “مصلح غیبی” یا “رهاننده بزرگ”‌ یا “نجات‌بخش آسمانی” و یا “منجى اعظم” مى‌نامند؛ ولى درباره اوصاف کلى برنامه‌هاى اصلاحی، تشکیل حکومت واحدجهانى براساس عدالت و آزادى و ظهور او در آخرالزمان اتفاق‌نظر دارند.

منجى در دین زرتشت

در دین زرتشت، موعودهایى معرفى شده‌اند که آنان را “سوشیانت”‌مى‌نامند. این موعودها سه تن بوده‌اند که مهمترین آنان آخرین ایشان است و او “سوشیانت”‌پیروزگر خوانده شده است.
از جمله کتب زرتشتیان مى‌توان به کتابهاى اوستا، زند، جاماسب‌نامه و... اشاره نمود.
گاثاها:
1- “کى اى مزدا، بامداد روز فراز آید، جهان دین راستین فرا گیرد. با آموزشهاى فزایش‌بخش پرخرد رهانندگان کیانند؟ آنانى که بهمن به یارى ایشان خواهد آمد؟ از براى آگاه ساختن من تو را برگزیدم، اى اهورا.”
عبارت مذکور این‌گونه توضیح داده شده: یعنى کى بامداد رستگارى خواهد دمید و مردم دین راستین خواهند شناخت؟ کى خواهد بود آن روزى که از کوشش رهانندگان =( سوشیانت) دین و آموزش رواج خواهد گرفت؟ آن رهانندگانى که بهمن =( منش نیک) آنان را در کوششان در راه دین‌گستری، یارى خواهد کرد کیانند؟
2- “به بدکیش تباهى سزد. اینان که آرزومندند ارجمند را خوار کنند. آن پست‌شمارندگان آئین که به کیفر ارزانى‌اند. کجاست آن داور درست کردار که زندگى و آزادى از آنان برباید؟”
عبارت مذکور این‌گونه توضیح داده شده: سرانجام بدکیشان و کسانى که خواستارند ارجمندان و برگزیدگان را خوار کنند و دین راستین پست دارند به سزاى خود خواهند رسید... اما در همین جهان کو آن شهریارى که از روى داد و آئین آنان را رام و فرمانبردار سازد.

انتظار ظهور “منجی”‌ در بین یهود و نصاری

نویسنده آمریکایى کتاب “قاموس مقدس” درباره شیوع اعتقاد به ظهور و انتظار پیدایش یک “منجى بزرگ جهانی” در میان قوم “یهود” چنین مى‌نویسد: “عبرانیان منتظر قدوم مبارک “مسیح” نسلا بعد نسل بودند و وعده آن وجود مبارک... مکررا در “زبور” و کتب انبیا على‌الخصوص در کتاب “اشعیا” داده شده است. تا وقتى که “یحیاى تعمید دهنده” آمده به قدوم مبارک وى بشارت داد، لیکن “یهود” آن نبوآت (پیشگویى‌ها) را نفهیده و با خود همى اندیشیدند که “مسیح” (سلطان زمان) خواهد شد و ایشان را از دست جورپیشگان و ظالمان رهایى خواهد داد و به اعلا درجه مجد و جلال ترقى خواهد کرد”.‌نویسنده کتاب “قاموس کتاب مقدس”‌در کتاب خود از یهودیان زبان به شکایت مى‌گشاید که دعوت عیساى مسیح را بعد از آن همه اشتیاق و انتظار سرانجام نپذیرفتند و او را مسیح واقعى نپنداشتند و او را با مسیح موعودى که سلطان زمان خواهد بود و منجى واپسین و مژده‌اش را کتاب مقدسشان داده بود و سالها در انتظارش در التهاب سوزان لحظه‌شمارى مى‌کردند مطابق نیافتند. از این‌رو با او به دشمنى برخاستند حتى وى را جنایتکار به ملت اسرائیل و تعالیمش را ضدآرمان اساسى کتب مقدس “عهد عتیق” (تورات و محلقات آن) دانستند، ناچار به محاکمه‌اش فراخواندند و به اعدام محکومش کردند و همچنان با احساس غبنى جانکاه مجددا در انتظار “مسیح موعود”‌و رهایى‌بخش از رنج و ستم نشستند. مسیحیان با اینکه حضرت عیسی(علیه‌السلام) را “مسیح موعود” یهودیان مى‌دانستند، چون نسبت به پیروى او احساس ناتمامى کردند، یکباره امیدشان از “زمان حال”‌برکنده شد، حماسه انتظار را از سرگرفتند و در انتظار “مسیح” و بازگشت وى از آسمان، در پایان جهان نشستند. طبق نوشته “مستر هاکس”‌آمریکایی، در کتاب خود “قاموس کتاب مقدس” کلمه “پسر انسان”80‌ بار در “انجیل” و ملحقات آن (عهد جدید) به کار رفته که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی(علیه‌السلام) قابل تطبیق است و 50 مورد دیگر از “مصلح” و نجات‌دهنده‌اى سخن مى‌گوید که در آخرزمان ظهور خواهد کرد.


نویسنده: علی.م
منبع: روزنامه رسالت
 

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394 
زمان : 7:32 PM
دولت زمينه ساز ظهور امام زمان(علیه السلام)
نظرات(0) | ادامه مطلب

دولت زمينه ساز ظهور امام زمان(علیه السلام)
دولت زمينه ساز ظهور امام زمان(علیه السلام)

نويسنده: حجت الاسلام مسعود پورسيدآقايي
قال رسول الله(ص): يخرج ناس من المشرق فيوطّئون للمهدي يعني سلطانه.[1]
[عن اميرالمؤمنين(ع)] : ثمّ تخرج [راية] من خراسان ... يهزمون اصحاب
السفياني حتي ينزل بيت المقدّس توطيء للمهدي سلطانه.[2]
جامعه مهدوي، افق آينده انقلاب ماست و دولت ما، دولت زمينه‌ساز.
دولت زمينه‌ساز بايد به لحاظ مباني، رسالت‌، اهداف، راهبردها، سياست‌ها، ساختار، کارگزاران و راهکارها، هم‌افق و هم‌سو با دولت کريمه مهدوي باشد و دکترين ظهور را اساس کار خود قرار دهد. استخراج و تدوين اين همه، کاري گروهي و بر عهدة نخبگان حوزوي و دانشگاهي و برنامه‌ريزان راهبردي و استراتژيست‌هاي نظام است.
به عنوان پيش‌درآمدي بر اين کار سترگ و ضروري، نکاتي چند و نمونه‌اي عرضه مي‌شود:
1. با توجه به اهداف و سيره امام(ع) و ياران او و دولت کريمه حضرت در عصر ظهور، مي‌توان اهداف، راهبردها، سياست‌ها و راهکارها را به دست آورد و در برخورد با حوادث و رخدادهاي جهاني و تعارض‌ها و تزاحم‌هاي پيش‌آمده، با تکيه بر منابع غني شيعه و اجتهاد پوياي آن، اولويت‌ها را در نظر گرفت.
2. دولت زمينه‌ساز بايد براي گسترش و تعميق فرهنگ مهدوي در سطح داخلي و جهاني (کشورهاي شيعي، اسلامي، غرب و خاور دور) برنامه‌ريزي کند و بداند که موفقيت هر يک در گرو ديگري است و بدون موفقيت يکي، موفقيت ديگري را نمي‌توان چشم داشت.
3. هم‌چنان‌که اشاره شد، اساس کار دولت زمينه‌ساز، دکترين ظهور است. که به آن و به اهداف فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي حضرت، در شماره آينده خواهيم پرداخت (ان‌شاءالله). در اين‌‌جا، به مناسبت فرارسيدن ايام انتخابات، به برخي معيارها و شاخص‌هاي مديران و کارگزاران دولت زمينه‌ساز مي‌پردازيم:

1. بينش عميق نسبت به حق تعالي و اطاعت او

رجال عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدي في آخرالزمان؛[3]
مرداني که خدا را آن چنان که بايد، شناخته‌اند، ياوران مهدي(ع) در آخرالزمان‌اند.
رجال کانّ قلوبهم زبرالحديد لايشوبها شکّ في ذات الله أشدّ من الحجر؛[4]
آنان مرداني‌اند که گويا دل‌هايشان پاره‌هاي آهن است و از سنگ سخت‌ترند و هيچ ترديدي در ذات خداوند ندارند.
فهم الذين وحّدوا الله حق توحيده؛[5]
آنان به وحدانيت خداوند، آن‌چنان‌که حق وحدانيت اوست، اعتقاد دارند.
هم [اصحاب المهدي(ع)] هم الذين قال الله فيهم ((...يحبهم و يحبونه[6]))؛[7]
ياران مهدي كساني هستند كه خداوند در وصف آنان چنين فرموده است: ...خداوند دوستدار ايشان است و ايشان نيز دوستدار خداوندند.
مجدّون في طاعة الله؛[8]
در راه اطاعت خدا پر تلاش‌اند.
رجال الهيون؛[9]
آنان مرداني خدايي‌اند.

2. معرفت، محبت و اطاعت امام زمان(علیه السلام)

القائلين بامامته؛[10]
معتقد به امامت او هستند.
يتمسّحون بسرج الامام يطلبون بذلک البرکة؛[11]
براي تبرک بر زين اسب امام، دست مي‌کشند.
هم اطوع من الامة لسيدها؛[12]
اطاعت آنان از امام، از فرمان‌برداري کنيز در برابر مولايش بيشتر است.
مجدّون في طاعته؛[13]
در راه اطاعت او، از هيچ کوششي دريغ نمي‌ورزند.
بهم ينصرالله امام الحق؛[14]
خداوند به وسيله ايشان، رهبر حق (مهدي(ع)) را ياري مي‌کند.
ان الله تبارک و تعالي أعطاهم من العقول والافهام والمعرفة ماصارت به الغيبة عندهم بمنزلة المشاهدة؛[15]
خداوند تبارک و تعالي آن قدر به آنان از عقل و فهم و بينش، ارزاني داشته که غيبت امام در نزد آنها به مانند مشاهده و ديدار اوست.
طوبي للصابرين في غيبته، طوبي للمقيمين علي محجّتهم؛[16]
خوشا به حال صابران در غيبت مهدي(ع) ، خوشا به حال آنان‌که بر راه اهل‌بيت ثابت قدم مي‌مانند.
طوبي للصابرين في غيبته، طوبي للمقيمين في محبّته؛[17]
خوشا به حال صابران در غيبت او، خوشا به حال دوستداران او.

3. فنا در امام و آرمان‌هاي او

فأبذل نفسي و مالي و ولدي و أهلي و جميع ما خوّلني ربّي بين يديک و التصرف بين أمرک و نهيک؛[18]
[مولاي من!] جان، مال، فرزندان، خويشان و هر آنچه را خداوند بر من ارزاني داشته، به پيش‌گاهت نثار مي‌کنم و همه را در اختيار امر و نهي تو مي‌گذارم.
يحفّون به و يقونه بأنفسهم في الحروب و يکفّونه ما يريد؛[19]
ياران مهدي(ع) او را در ميان مي‌گيرند و در جنگ‌ها با جان خويش از او حمايت و حفاظت مي‌کنند و هر چه بخواهد از جان و دل انجام مي‌دهند.
رحم‌الله من حبس نفسه علينا رحم الله عبداً احيا امرنا؛[20]
خدا رحمت کند کسي که خود را وقف ما کند، خدا رحمت كند كسي را كه امر [ولايت] ما را زنده كند.
... الذين سلَوا عن الاهل و الاولاد، وجَفَوا الوطن، و عطّلوا الوثير من المهاد، ورفضوا تجاراتهم، و أضرّوا بمعايشهم، و فُقدوا في أنديتهم بغير غيبة عن مصرهم، و خالّوا البعيد ممّن عاضدهم علي أمرهم، و قَلُوا القريب ممّن صدّ عن وجهتهم، فائتلفوا بعد التّدابر و التّقاطع في دهرهم، و قطعوا الأسباب المتّصلة بعاجل حُطام الدّنيا؛[21]
... آنان (ياران مهدي(ع)) کساني هستند که از خانواده و فرزندانشان دست کشيدند، و وطن را ترک کردند، و از بستر و خواب آرام گذشتند، و تجارت‌ها و بازرگاني خود را رها کردند، و به کسب و کار خويش ضرر و زيان وارد کردند، و بدون پنهان شدن از شهرشان در مجالس و محافل مهمشان پيدايشان نشد، و با افرادي که نسبتي نداشتند، براي کمک و ياري‌ رساندن در کارشان، رابطه دوستي برقرار کردند، و نزديکاني را که سدّ راهشان مي‌شدند، کنار گذاشتند، و پس از آن همه اختلاف و دشمني و قطع رابطه در روزگارشان، گروهي تشکيل دادند، و همه وسيله‌هايي را که به خار و خاشاک زودگذر دنيا بسته شده بود، از بيخ و بن برکردند.
اما إنّي لو أدرکت ذلک لأبقيت نفسي لصاحب هذا الامر؛[22]
آگاه باشيد که اگر من در آن زمان حضور داشتم، وجودم را وقف صاحب اين امر مي‌کردم.

4. سجاياي اخلاقي

سيره امام:
يشير بالتقي و يعمل بالهدي؛[23]
تقوا را پيشه خود مي‌سازد (دعوت به تقوا مي‌كند) و با بصيرت و هدايت، گام بر مي‌دارد.
يحذو فيها علي مثال الصالحين؛[24]
او به گونه نيکان رفتار مي‌نمايد.
الوليّ الناصح؛[25]
سرپرست خيرخواه.
اگر سيرة امام چنين است، پس ياران او بايد اين چنين باشند.
سيره ياران:
... وانتخبت لذلک الوقت عباداً امتحنتُ قلوبهم لِلايمان وحشوتُها بالورع و الاخلاص واليقين و التقوي والخشوع والصدق و الحلم و الصبر والوقار والتقي والزهد...؛[26]
... و براي اين زمان (ظهور) بندگاني را برگزيدم که دل‌هاشان را به ايمان آزمودم و آنان را از ورع، اخلاص، يقين، پارسايي، خشوع، راستي، صبر، شکيبايي و وقار، پرهيز و زهد، سرشار کردم.
من سرّه أن يکون من اصحاب القائم فلينتظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر؛[27]
هر کس مي‌خواهد از ياوران حضرت قائم باشد، بايد انتظار کشد، و در همين حال، خود را به تقوا و سجاياي اخلاقي بيارايد.
فليعمل کلّ امرء منکم بما يقرب به من محبتنا؛[28]
هر يک از شما آن کاري را بکند که انجام آن، او را به ما نزديک مي‌کند.

5. ساده‌زيست و مردمي

سيره امام:
و يشترط علي نفسه ان يمشي حيث يمشون و يلبس کما يلبسون و يرکب کما يرکبون و يکون من حيث يريدون و يرضي بالقليل... و لايأخذ حاجباً و لابوّابا؛[29]
او نيز در حقّ خود تعهد مي‌کند که از راه آنان برود، جامه‌اي چون جامه آنان بپوشد، مرکبي چون مرکب آنان سوار شود، آن‌گونه که مردم مي‌خواهند باشد و به کم قانع شود و براي خود دربان و نگهبان اختيار نکند.
لايضع حجراً علي حجرٍ؛[30]
سنگي روي سنگ نگذارد (از متاع دنيا چيزي برنگيرد).
فوالله ما لباسه إلاّ الغليظ و لا طعامه الاّ الجشب؛[31]
به خدا سوگند که لباس او (مهدي(ع)) جز پوشاکي درشت، و خوراک او جز غذايي سخت و بي‌خورش، نيست.
صاحب هذاالامر يتردّد بينهم و يمشي في اسواقهم و يطأ فرشهم؛[32]
صاحب اين امر در ميان آنان راه مي‌رود، در بازارهايشان گام بر مي‌دارد و به خانه‌هاي آنان پا
مي‌گذارد.
سيره ياران:
انه يأخذ البيعة عن اصحابه أن لايکنزوا ذهباً و لا فضّة و لابرّاً و لاشعيراً و يلبسون الخشن من الثياب؛[33]
او از يارانش بيعت مي‌گيرد که طلا و نقره‌اي نيندوزند و گندم و جويي ذخيره نکنند و لباس خشن بپوشند... .
امام صادق(ع) در بيان آيه ...و من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها و ما له في الآخرة من نصيب[34] ((‌...و كسي كه حاصل دنيا را مي‌طلبد كمي از آن به ا و خواهيم داد امّا در آخرت برايش هيچ بهره‌اي نخواهد بود.)) فرمود:
ليس له في دولة الحق مع القائم نصيب؛[35]
در دولت حق حضرت قائم هيچ بهره‌اي نخواهد داشت.

6. عدالت‌خواهي

سيره امام:
يملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً؛[36]
زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد، هم‌چنان‌که پر از ظلم و بيداد شده است.
فيريکم کيف عدل السيرة؛[37]
پس (مهدي(ع)) به شما نشان خواهد داد که روش عادلانه (در حکومت) چگونه است.
سيره ياران:
اللهمّ واملاء بهم کلّ افق من الآفاق و قطرٍ من الاقطار قسطاً و عدلاً و مرحمة و فضلاً!؛[38]
بار الها! به وسيله ايشان (ياران مهدي(ع)) تمام افق‌هاي هستي و تمام گوشه‌ها و اقطار جهان را پر از داد و عدل و مهرباني و احسان خود گردان!

7. جهادگري و شهادت‌طلبي

يدعون بالشهادة و يتمنّون أن يقتلوا في سبيل‌الله؛[39]
براي شهادت دعا مي‌کنند و آرزوي کشته شدن در راه خدا را دارند.
امام علي(ع) در تفسير آيه يجاهدون في سبيل الله[40] فرمود:
هم أصحاب القائم؛[41]
آنان ياران امام قائم‌اند.
وضعوا سيوفهم علي عواتقهم فيعطون ما شاؤوا؛[42]
(ياران حضرت) سلاح را بر شانه‌هاي خود مي‌نهند و در نتيجه آنچه مي‌خواستند، به ايشان داده شود.
و يجاهدون في الله حق جهاده؛[43]
و در راه خدا به جهادي شايسته دست يازند.

8 . شجاعت

کلّهم ليوثٌ قد خرجوا من غاباتهم لو أنهم همّوا بازالة الجبال لأزالوها عن مواضعها؛[44]
همه شيراني‌اند که از بيشه‌ها خارج شده‌اند و اگر اراده کنند، کوه‌ها را از جا برمي‌کنند.
جُعلت قلوبهم کزبرالحديد؛[45]
دل‌هايشان، چون پاره‌هاي آهن شده است.
فانَّ الرجل منهم يُعطي قوة اربعين رجلاً؛[46]
به هر کدامشان، نيروي چهل مرد داده شده است.

9. قاطعيت

امام اميرالمؤمنين(ع) در تفسير آيه يا ايهاالذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه... لايخافون لومة لائمٍ؛[47] ((‌ ... آنان از سرزنش هيچ ملامت‌کننده‌اي هراس ندارند.)) فرمود:
هم اصحاب القائم؛[48]
آنان ياوران قائم‌اند.

10. اداي حقوق امام(ع)

وأعنّا علي تأدية حقوقه اليه؛[49]
خداوندا، ما را در اداي حقوق او ياري فرما!
انّه من اتّقي ربّه... و أخرج مما عليه إلي مستحقّيه کان آمناً في الفتنة المبطلة؛
همانا هر کس تقواي پروردگارش را پيشه کند... و از حقوق شرعيه (خمس و زکات) اي که بر عهده دارد، به مستحقان بپردازد، از فتنه‌هاي باطل کننده (دين و دنيا) در امان خواهد بود.
ان الرضا(ع) کان يأمر بالدعاء لصاحب الامر؛[50]
امام رضا(ع) همواره به دعا براي صاحب‌الامر، امر مي‌فرمود.
قوّنا علي متابعته و اداء حقه؛[51]
ما را قدرت بر پيروي و اداي حق آن حضرت ارزاني بفرما!
و انتظر الفرج صباحاً و مساءً؛[52]
صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش.
اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم؛[53]
براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد، همانا اين كار براي خودتان گشايش خواهد بود.

11. عشق به مردم و مستضعفان

سيره امام:
وهو اعظمُ حسباً و اكرم منصباً و أرحم بالرّعية؛[54]
او از همه حسب‌اش بزرگتر و مقام‌اش گرامي‌تر و به مردم مهربان‌تر است.
رحيم بالمساکين؛[55]
بر بينوايان رؤوف و مهربان است.
وأشفق عليهم من آبائهم و امّهاتهم؛[56]
او براي مردم از پدر و مادرشان مهربان‌تر است.
سيره ياران:
ليعن قويّکم ضعيفکم و ليعطف غنيکم علي فقيرکم... و اذا کنتم کما اوصيناکم لم تعدوا الي غيره فمات منکم ميّت قبل ان يخرج قائمنا کان شهيداً؛[57]
توانگران به ضعفا و بيچارگان ياري رسانند و به فقرا و مستمندان عطوفت ورزند ... و اگر چنين باشيد كه سفارش كرديم و قبل از قيام قائم ما بعضي از شما از دنيا برود، شهيد خواهد بود.

12. اهل تهجد و نماز شب

لهم في الليل أصوات کأصوات الثّواکل حَزناً من خشية الله؛[58]
در دل شب، از خشيت خداوند، ناله‌هايي دارند مانند ناله مادران پسر مرده.
قوّام بالليل صوّام بالنهار؛[59]
شب‌ها را با عبادت به صبح مي‌رسانند و روزها را با روزه به پايان مي‌برند.
رجالٌ لاينامون الليل لهم دويّ في صلواتهم کدويّ النّحل يبيتون قياماً علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم؛[60]
مردان شب زنده‌داري که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو، به گوش مي‌رسد. شب‌ها را با زنده‌داري سپري مي‌کنند و بر فراز اسب‌ها، آن را به صبح مي‌رسانند.

13. اعتقاد راسخ به فرهنگ مهدويت و زمينه‌سازي براي ظهور(براساس دکترين ظهور)

من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية؛[61]
کسي که بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است.
من انکر القائم من ولدي في زمان غيبته فمات فقد مات ميتة جاهلية؛[62]
کسي که قائم از فرزندان مرا در غيبتش تکذيب کند، به مرگ جاهلي مرده است.
من أنکر خروج المهدي فقد کفر بما أنزل علي محمد(ص)؛[63]
کسي که قيام مهدي را انکار کند، همانا به آنچه بر محمد(ص) نازل شده، کافر شده است.
اللهم عرّفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني... ولاتنسنا ذكره وانتظاره والايمان به و قوّة اليقين في ظهوره و الدعاء له والصلاة عليه؛[64]
بارالها! حجتت را به من بشناسان، زيرا اگر او را به من نشناساني، از دين‌ام، گمراه مي‌گردم ... و از ياد ما مبر ياد او و انتظارش را و ايمان به او و يقين به ظهورش را و دعا و درود بر حضرتش را.
السلام عليك يا باب الله الذي لايؤتي الاّ منه، السلام عليك يا سبيل الله الذي من سلك غيره هلك؛[65]
سلام بر تو اي درگاه خدا، كه هيچكس جز از آن درگاه به خدا راهي ندارد. سلام بر تو اي راه خدا كه هر كس غير آن را رود، هلاك مي‌شود.
بيمنه رزق الوري وبوجوده ثبتت الارض والسماء؛[66]
به بركت اوست كه آفريدگان روزي داده مي‌شوند و به وجود اوست كه آسمان و زمين پايدار مي‌ماند.
يخرج ناس من المشرق فيوطئون للمهدي يعني سلطانه؛[67]
مردمي از مشرق زمين قيام مي‌كنند و زمينة [حكومت] آن حضرت را فراهم مي‌سازند.
انّا نرغب اليك في دولة كريمة تعزّ بها الاسلام واهله؛[68]
خدايا! از تو اميدواريم كه دولت با كرامت امام زمان را به ظهور آوري و اسلام و اهلش را با آن عزت بخشي.
اللهمّ انّا نشكوا اليك فقد نبيّنا صلواتك عليه و آله و غيبة وليّنا؛[69]
بارالها! به درگاه تو شكايت مي‌كنيم از نبود پيامبرمان و از غيبت وليّ و اماممان.
و اصرف عنّا في امره السأمة والكسل والفترة والفشل؛[70]
و در انجام فرمان او ما را به تنبلي، بي حالي، سستي و بي‌حوصلگي مبتلا مساز.
السلام عليك يا قطب العالم؛[71]
سلام بر تو اي قطب جهان هستي.

14ـ برخاسته از متن مردم و مستضعفان

((و نريد أن نمنّ علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم أئمة و نجعلهم الوارثين))؛[72]
ما مي‌خواهيم بر آنان که در زمين خوارشان شمرده‌اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان (مردم) گردانيم و ايشان را وارث زمين کنيم.

15. پيروي از ولي فقيه

و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلي رواة حديثنا فانّهم حجتي عليکم و أنا حجة الله عليکم؛[73]
و امّا در مورد رخدادهاي جديد، به راويان حديث ما رجوع کنيد که ايشان حجّت من بر شما و من حجت خدا بر شما هستم.

16. عشق به قرآن و تفسير

تجلي بالتنزيل بصائرهم و يرمي بالتفسير في مسامعهم و يغبقون کأس الحکمة بعد الصبوح؛[74]
با آيات قرآن چشمشان روشن مي‌شود و تفاسير آيات را با گوش جان مي‌شنوند و هر روزه جام حکمت را مي‌نوشند.

17. جوان‌گرايي

اصحاب المهدي شبابٌ لاکُهول فيهم الا مثل کُحلِ العين والملح في الطعام و اقل الزاد الملح؛[75]
ياران قائم همه جوان هستند، در ميان آنها پيرمرد يافت نمي‌شود، مگر اندکي مانند سرمه به چشم و نمک در طعام و کمتر از هر ماده‌اي در طعام، نمک است.

18. سختكوشي

مجدّون في طاعة الله؛[76]
آنان در طريق عبوديت، سختكوش و پرتلاشند.
لايكفّون سيوفهم حتي يرضي الله عزّوجلّ؛[77]
ياران قائم، شمشيرهاي خود را بر زمين ننهند تا اينكه خداي عزوجل راضي شود.
لوقد خرج قائمنا، لم يكن الاّ العلق والعرق، والنوم علي السروج؛[78]
هنگامي كه قائم ما خروج كند، خون است و عرق ريختن و سوار مركب بودن در ميدان‌هاي مبارزه.

19. عاشورايي

انّ شعار اصحاب المهدي: يا لثارات الحسين؛[79]
شعار ياران مهدي(ع): اي خونخواهان حسين(ع) است.

20. فروتني در برابر انسان و گردن فرازي در مقابل كافران

هم [اصحاب المهدي(ع)] الذين قال الله فيهم ((فسوف يأتي الله بقوم يحبّهم و يحبّونه اذلة علي المؤمنين اعزّة علي الكافرين[80]))؛[81]
ياران مهدي كساني هستند كه خداوند در توصيف آنان چنين فرموده است: [اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! هر كس از شما كه از آيين خود بازگردد بداند كه] خداوند به زودي، قومي را بر مي‌انگيزاند كه ايشان را بسيار دوست مي‌دارد و آنها نيز خداوند را دوست مي‌دارند و در برابر مؤمنان فروتن و در مقابل كافران عزيز و مقتدرند.

21. سلمان‌وار و مالك‌گونه

اذا قام قائم آل محمد استخرج من ظهر الكعبة سبعة وعشرين رجلاً..... سلمان الفارسي و ابا دجانة الانصاري و مالك الاشتر؛[82]
هنگامي كه قائم آل محمد قيام كند ..... [از جمله كساني كه به او مي‌پيوندند] سلمان فارسي، ابودجانه انصاري و مالك اشتر است.

پي نوشت :

[1] . ((‌ رسول خدا(ص) فرمود: مردمي از مشرق زمين قيام مي‌کنند و براي حضرت مهدي(عج) زمينه‌سازي مي‌کنند (يعني زمينه حکومت و سلطنت آن حضرت را فراهم مي‌‌سازند))). سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1368، ح 4088؛ عقدالدرر، ص 125؛ الحاوي للفتاوي، ج 2، ص60؛ بحارالانوار، ج 51، ص 87 (هذا حديث حسن صحيح روته الثقات و الأثبات أخرجه الحافظ أبو عبدالله بن ماجه القزويني في سننه).
[2] . ((‌ نعيم بن حمّاد از محمد بن حنفيه [از اميرالمؤمنين(ع)] نقل مي‌کند: پرچمي از خراسان (ايران) بيرون مي‌آيد، [حاملان اين پرچم] اصحاب سفياني را شکست مي‌دهند تا اين‌که به بيت‌المقدس مي‌رسند و زمينة حکومت مهدي(عج) را فراهم مي‌سازند.)) الملاحم والفتن، ص 52، ب 72، موسسة الوفاء.
[3] . امام اميرالمؤمنين(ع) : كشف الغمة، ج 2، ص 478؛ منتخب الاثر، ص 611.
[4] . امام صادق(ع) : بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[5] . امام اميرالمؤمنين(ع) : يوم الخلاص، ص 234 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
[6]. مائده، 54.
[7]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 370.
[8] . پيامبر اکرم(ص) : يوم‌الخلاص، ص 233 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 9).
[9] . امام اميرالمؤمنين(ع) : يوم الخلاص ص 226 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 297).
[10] . امام سجاد(ع) : احتجاج طبرسي، ج 2، ص 317.
[11] . امام صادق(ع) : بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[12] . امام صادق(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[13] . پيامبر اکرم(ص) : كمال‌الدين، ج 1، ص 268.
[14] . امام صادق(ع) : بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[15] . امام سجاد(ع): کمال‌الدين، ص 320.
[16] . پيامبر اکرم(ص) : بحارالانوار، ج 52، ص 143 (به نقل از كفاية الاثر، ص 56).
[17]. ينابيع المودة، ج 3، ص 101.
[18] . مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب الامر(عج) ؛ مصباح كفعمي، ص 495؛ بحارالانوار، ج 99، ص 118.
[19] . اميرالمؤمنين(ع): الملاحم و الفتن، ص 52.
[20] . امام صادق(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 126.
[21] . دعاي قنوت امام عسکري(ع) : صحيفه مهديه، ص 168؛ بحارالانوار، ج 82، ص 223؛ مصباح المتهجد، ص 161.
[22] . امام صادق(ع): غيبت نعماني، ص 273؛ بحارالانوار، ج 52، ص 243.
[23] . امام صادق(ع): همان، ج 52، ص 269.
[24] . امام اميرالمومنين(ع): نهج‌البلاغه، خطبه 150.
[25] . مفاتيح الجنان، زيارت حضرت صاحب‌الامر(عج)؛ احتجاج طبرسي، ج 2، ص 494.
[26] . بحارالانوار، ج 52، ص 384، (سيد بن طاووس به نقل از صحف ادريس).
[27] . امام صادق(ع): غيبت نعماني، ص 200؛ بحارالانوار، ج 52، ص 140.
[28] . امام زمان(عج) : احتجاج طبرسي، ج 2، ص 599.
[29] . امام اميرالمؤمنين(ع): منتخب الاثر، ص 469.
[30] . پيامبر اکرم(ص): الملاحم والفتن، ص 108.
[31] . امام صادق(ع): غيبت نعماني، ص 122؛ بحارالانوار، ج 52، ص 354.
[32] . امام صادق(ع): غيبت نعماني، ص 84؛ بحارالانوار، ج 51، ص 108.
[33] . امام اميرالمؤمنين(ع): منتخب الاثر، ص 570.
[34]. شوري، 20.
[35]. كافي، ج 1، ص 435؛ معجم احاديث الامام المهدي(عج)،، ج 5، ص 396.
[36] . امام صادق(ع): غيبت شيخ طوسي، ص 52.
[37] . امام اميرالمؤمنين(ع): نهج‌البلاغه، خ 138.
[38] . دعاي قنوت امام حسن عسکري(ع): مصباح المتهجد، ص 161؛ صحيفه مهديه، ص 168 و 169.
[39] . امام صادق(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[40] . سوره مائده، آيه 54.
[41] . منتخب الاثر، ص 475.
[42] . امام صادق(ع): غيبت نعماني، ج 50، ب 14؛ بحارالانوار، ج 52، ص 243.
[43]. امام اميرالمؤمنين(ع): منتخب الاثر، ص 580.
[44] . امام اميرالمؤمنين(ع): يوم‌الخلاص، ص 224 (به نقل از بشار?‌الاسلام، ص 220).
[45] . امام سجاد(ع): يوم‌الخلاص، ص 228 (به نقل از بشار?‌الاسلام، ص 24).
[46] . همان.
[47] . سوره مائده، آيه 54.
[48] . منتخب‌الاثر، ص 475.
[49] . امام صادق(ع): دعاي ندبه.
[50] . يونس بن عبدالرحمان: بحارالانوار، ج 92، ص 330.
[51]. صحيفه مهديه، ص 318، (به نقل از اقبال الاعمال، ص 448).
[52]. امام صادق(ع): بحار، ج 52، ص 133.
[53]. امام زمان(ع): كمال‌الدين، ج 2، ص 485.
[54] . پيامبر اكرم(ص): عقدالدرر، ص 204.
[55] . امام صادق(ع): الملاحم والفتن، ص 137.
[56] . امام رضا(ع): الزام الناصب، ص 10.
[57] . امام باقر(ع): امالي شيخ طوسي، ص 231؛ منتخب الاثر، ج 3، ص 238.
امام راحل; نيز در نامه‌اي به مرحوم حاج احمدآقا در اهميت رسيدگي به حال محرومان و مستمندان، چنين سفارش مي‌كند: ((‌از امور مهمي كه لازم است وصيت نمايم؛ اعانت نمودن به بندگان خدا خصوصاً محرومان و مستمندان كه در جامعه‌ها مظلوم و بي‌پناهند. هرچه توان داري در خدمت اينان كه بهترين زاد راه توست و از بهترين خدمت‌ها به خداي تعالي و اسلام عزيز است به كار بر و هر چه تواني در خدمت مظلومان و حمايت آنان در مقابل مستكبران و ظالمان كوشش كن.)) (صحيفة امام، ج 16، ص 224).
[58] . امام صادق(ع): يوم الخلاص، ص 224 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 220).
[59] . همان.
[60] . بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[61] . پيامبر اکرم: كمال‌الدين، ج 2، ص 409؛ وسايل الشيعة، ج 16، ص 246؛ مسند احمد، ج 1، ص 416؛ صحيح مسلم، كتاب الامارة، ص22. شايان ذكر است كه اين روايت از احاديث متواتره بين شيعه و اهل سنت است.
[62] . پيامبر اکرم(ص): كمال‌الدين، ج 2، ص 412؛ بحارالانوار، ج 51، ص 73.
[63] . ينابيع المودة، ج 2، ص 108.
[64]. اصول كافي، ج 1، ص 337؛ صحيفه مهديه، ص 356؛ مصباح المتهجد، ص 411.
[65]. مفاتيح، زيارت حضرت صاحب الامر(عج) .
[66]. مفاتيح الجنان، دعاي عديله.
[67]. پيشين (رجوع شود به ابتداي مقاله).
[68]. مفاتيح‌الجنان، دعاي افتتاح.
[69]. همان.
[70]. امام رضا(ع): صحيفه مهديه، ص 353؛ (به نقل از جمال‌الاسبوع، ص 310-314).
[71]. صحيفه مهديه، ص 582 (به نقل از المجموع الرائق، ج 1، ص 451).
[72] . سوره قصص، آيه 5.
[73] . غيبت شيخ طوسي، ص 291 (گفتني است که اين روايت در کمال‌الدين، ج 2، ص 484 و بحارالانوار، ج 53، ص 181 به اين صورت آمده است: ((‌و أنا حجة‌الله عليهم)) و در احتجاج طبرسي، ج 2، ص 543 و وسائل الشيعه، ج 18، ص 101 ((‌و انا حجةالله)) آمده است، بدون ((‌عليهم)) و ((‌عليکم))).
[74] . پيامبر اکرم(ص): ينابيع المودة، ج 3، ص 95 و 37.
[75] . امام اميرالمؤمنين(ع): غيبت شيخ طوسي، ص 476؛ بحارالانوار، ج 52، ص 334.
[76]. پيامبر اكرم(ص): يوم الخلاص، ص 223 (به نقل از بشارة الاسلام، ص 9).
[77]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 327.
[78]. امام رضا(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 359.
[79]. امام صادق(ع): مستدرك الوسايل، ج 1، ص 47؛ بحارالانوار، ج 52، ص 308.
[80]. مائده، 54.
[81]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 370 (به نقل از معاني الاخبار).
[82]. امام صادق(ع): بحارالانوار، ج 52، ص 346 (به نقل از تفسير عياشي).

منبع: فصل نامه انتظار، شماره 15

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394 
زمان : 7:29 PM
مهدی موعود (عج) در احادیث قدسی
نظرات(0) | ادامه مطلب

مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در احادیث قدسی
 
نویسنده: محتشم مؤمنی
 
 
 
 
 
 
احادیث و روایات در فرهنگ اسلامی از دیرباز و همزمان با نخستین روزهای طلوع خورشید عالمتاب اسلام، جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده و از اهمیت والایی برخوردار بوده است تا جایی که در فقه اسلامی در کنار قرآن، اجماع و عقل، یکی از منابع مهم فقهی محسوب می شود .در میان احادیث فراوانی که از زبان مبارک حضرات معصومین علیهم السلام بیان شده است، بخشی از آنها به «حدیث قدسی» مشهور گشته اند که علمای علم حدیث شناسی و به تعبیر دقیق تر «علم الحدیث» در معرفی این نوع از احادیث چنین گفته اند:
«حدیث قدسی عبارت از حدیثی است که پیغمبر از خداوند اخبار کند. بدین گونه که معنی و مضمون آن بر قلب پیغمبر القاء می شود و پیغمبر با لفظ خود اداء می نماید، لذا در الفاظ آن تحدی و اعجازی نیست، به خلاف قرآن که به الفاظ مخصوص وحی شده که تغییر آن به لفظ دیگری جائز نیست و دیگران در آوردن مثل آن عاجزند.»
حدیث قدسی از نظر موضوع و محتوا در برگیرنده مباحث متنوع و گوناگونی است، از مواعظ و پند و اندرز گرفته، تا تاریخ انبیاء و... از جمله مطالبی که در خلال احادیث قدسی بدان اشاره شده، موضوع زندگی، ویژگی ها و حوادث دوران غیبت و ظهور امام زمان(ع) است که در نوشتار حاضر به برخی از این مطالب و موضوعات مهدوی اشاره شده است.

وصایت و امامت حضرت مهدی(ع)

پیامبر اکرم (ص) در طول حیات پربرکت خویش به مسئله جانشینی بعد از خود عنایتی تام و تمام داشته و در موارد گوناگون، این مطلب و اسامی جانشینان و امامان بعد از خود را متذکر می شده اند. البته این موضوع در احادیث قدسی نیز مورد یادآوری و تأکید قرار گرفته است. و از آنجا که امام زمان(ع) به عنوان آخرین جانشین پیامبر(ص) از جانب ایشان معرفی شده بودند در احادیث قدسی نیز به موضوع امامت و وصایت آن حضرت(ع) تصریح گردیده که از این میان حدیث زیر قابل توجه می باشد:
«... سلامه از ابوسلیمان، چوپان رسول خدا(ص) نقل کرده که گفت: من از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: وقتی در شب معراج به آسمان رفتم، خداوند جل جلاله به من فرمود: ... ای محمد، من تو و علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان از نسل آنها را از نور خود آفریدم و ولایت شما را به همه اهل آسمانها و زمین عرضه کردم. هر کس آن را قبول کند در نزد من مؤمن است و هر کس انکار کند کافر می باشد... ای محمد آیا می خواهی آن امامان بعد از خود را ببینی؟ گفتم: بلی ای خدای بزرگ! خطاب آمد: پس به سمت راست عرش نگاه کن، وقتی که نگاه کردم دیدم علی، فاطمه، حسن، حسین و علی بن حسین و محمدبن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و مهدی که در میان انوار زیادی می درخشید، به حال ایستاده نماز می خوانند و در میان آنها نور مهدی از همه درخشان تر است...»

ویژگی ها و خصال حضرت مهدی(ع)

امام زمان(ع) به عنوان آخرین حجت خداوند در زمین و کسی که مأموریت برپا داشتن عدالت حقیقی را برعهده دارد، از ویژگی ها و خصالی برخوردار است که تنها شایسته و برازنده اوست و کس دیگری را در این خصال یارای مشارکت با او نیست مگر انبیاء الهی و ائمه معصومین علیهم السلام، در پاره ای از احادیث قدسی ضمن اشاره به مطالبی از قبیل امامت و وصایت آن حضرت(ع) به این ویژگی های آسمانی اشاره شده:
«... ابوعبدالله(ع) (امام صادق) فرمود: روزی جابرابن عبدالله انصاری با پدرم تنها بودند، من هم حضور داشتم. پدرم به جابر گفت: ای جابر، به من از لوحی خبر بده که تو در نزد مادرم فاطمه دختر رسول خدا(ص) د یده ای...
جابر عرض کرد: خداوند را شاهد می گیرم که من روزی به نزد فاطمه دختر رسول خدا(ص) وارد شدم تا تولد حسین(ع) را به وی تهنیت بگویم. در دست ایشان یک لوح سبز رنگ دیدم. من تصور کردم که از زمرد است و در داخل آن لوح، نوشته های سفیدی دیدم که شبیه نور خورشیدبودند و می درخشیدند... حضرت (س) به من فرمود: این لوحی است که خداوند به رسولش محمد(ص) هدیه کرده است که در آن نام شوهرم علی و نام دو فرزندانم (حسن و حسین) و نام سایر امامان از نسل من نوشته شده است...
بعد جابر گفت: من خداوند راشاهد می گیرم که در لوح، این مطالب نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم، این کتابی است از جانب خداوند عزیز و حکیم برای محمد نبی اش و نورش و سفیرش... و من (خداوند) این امامت را با دادن (م ح م د) به حسن (عسگری(ع)) تکمیل می نمایم او رحمت برای همه جهانیان است. در او کمال موسی و روشنی عیسی و صبر ایوب هست...»

ولایت مهدی(ع) شرط ورود در بهشت

براساس آیات قرآن کریم و احادیث وارده از پیامبر اکرم(ص) و ائمه علیهم السلام، مهمترین شرط برای ورود در بهشت و رضوان الهی و دست یافتن به سعادت ابدی، تمسک به حبل المتین ولایت و دوستی اهل بیت علیهم السلام است که وجود مبارک امام زمان«ع» نیز از این شجره طیبه بوده و در نتیجه بدون حب و دوستی آن حضرت(ع) وارد شدن در بهشت و مشمول رحمت و غفران الهی شدن امری محال و غیرممکن است، چرا که:
«... امام صادق(ع) از پدرانش از امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا(ص) نقل کرده که حضرت فرمود: وقتی در شب معراج به آسمانها عروج کردم، خداوند به من وحی فرمود:... ای محمد، اگر بنده ای برای من آنقدر عبادت کند تا بمیرد و مانند چوب، خشک بشود ولی با حال انکار ولایت امامان با من ملاقات کند، من او را به بهشتم راه نمی دهم و نمی گذارم زیر سایه عرش من باشد.»

ملائکه الهی یاوران مهدی(ع) به هنگام ظهور

پیامبران الهی و از جمله پیامبر اکرم(ص) به هنگام قیام بر علیه جباران و سرکشان زمان خود در مواقعی از حیات و نهضت خویش بوسیله ملائکه خداوند مورد حمایت و پشتیبانی قرار می گرفته اند که ماجرای این حمایت های الهی در کتب روائی و تاریخی به وفور ذکر شده و حتی رد پای آن را در کتب آسمانی و از جمله قرآن کریم هم میتوان مشاهده کرد که نمونه بارز آن حضور ملائکه بی شمار از جانب خداوند جهت یاری سپاه مسلمانان در جنگ بدر است که در آیات 123 و 124 سوره مبارکه آل عمران بدان اشاره شده است.امام زمان(ع) نیز به عنوان آخرین سفیر الهی در جهت تحقق اهداف عالیه انبیاء و برپا داشتن کلمه توحید و عدل در کره زمین، در مأموریت آسمانی خود از تائیدات الهی و از جمله حضور فرشتگان به عنوان یاوران آن حضرت(ع) برخوردار است که در حدیث قدسی زیر بدان تصریح گردیده:
«... ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل کرده که حضرت فرمود: وقتی در شب معراج به آسمان هفتم رسیدم و از آنجا به سدره المنتهی و از آنجا هم به سوی حجابهای نوری رفتم، خداوند مرا ندا داد که: ای محمد، تو بنده منی و من خدای تو هستم... و بوسیله او (مهدی قائم) روی زمین را از دشمنانم پاک می کنم... و با ملائکه خودم، او را تأیید می نمایم تا بتواند امر مرا در روی زمین نافذ کند و دین مرا رفیع گرداند.»

مهدی(ع)، منتقم خون امام حسین(ع)

بدون تردید حادثه دردناک عاشورای سال 60 هجری، که در آن یکی از پاک ترین انسانهای هستی و فرزند گرامی و برومند پیامبر اکرم(ص)، حضرت امام حسین(ع) به همراه جمعی از اصحاب باوفای خود به شهادت رسید، تلخترین حادثه ای است که بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) در عالم اسلام روی داد و برای ابد آزادگان جهان را در اندوهی جانکاه فرو برد.
پس از آن حادثه هولناک، همواره یکی از آرزوهای شیعیان خاندان رسالت این بوده که به نوعی انتقام این جنایت بی بدیل از مسببان و عاملانش ستانده شود. هر چند پس از نهضت کربلا تلاشهایی در این جهت از جانب دوستداران اهل بیت علیهم السلام صورت گرفت ولی مطابق احادیث اسلامی، انتقام حقیقی این ماجرا تنها با ظهور امام زمان علیه السلام گرفته خواهد شد و تنها وجود مقدس حضرت مهدی(ع) است که شایسته عنوان «منتقم حسین(ع)» میباشد از همین روست که در دعای شریف ندبه، این عبارت را با آرزوی تمام و از صمیم دل و جان بر زبان جاری می کنیم که: این الطالب بدم المقتول بکر بلاء. و این موضوع نیز از جمله مطالبی است که در احادیث قدسی مورد اشاره واقع شده، که از جمله میتوان به حدیث زیر اشاره کرد:
«... ابوحمزه ثمالی از امام باقر(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: وقتی حضرت امام حسین علیه السلام کشته شد، ملائکه شیون و زاری کردند و گفتند: ای خداوند و مولای ما، آیا از کسی که برگزیده تو و فرزند برگزیده تو را کشته غفلت می کنی؟
از جانب خداوند وحی آمد: ای ملائکه من! خوشحال باشید، قسم به عزت و جلالم، من از قاتلین حسین انتقام خواهم کشید... بعد هم پرده غیبی کنار رفت و ملائکه، امامانی را که از صلب حسین بودند دیدند و خوشحال شدند و دیدند که یکی از آنها برخاسته نماز می خواند. پس خداوند فرمود: من با این قائمم، انتقام خون حسین را خواهم گرفت.»

حوادث و ویژگی های دوران غیبت

از سال 329 هجری، در تاریخ امامت شیعه دورانی آغاز شد و تاکنون ادامه دارد که از آن با عنوان «غیبت کبری» یاد می شود. مهمترین خصوصیت و ویژگی این دوران عدم ظهور (و نه حضور) امام معصوم در میان جامعه اسلامی است. این دوران که تا زمان ما شامل یازده قرن و به تعبیر دیگر 1100 سال شده و معلوم هم نیست تا چه زمانی ادامه یابد، بواقع دوران غربت و مظلومیت مسلمانان و بالخصوص شیعیان است. دورانی بسیار سخت و تنش زا و همراه با انواع و اقسام زحمات جسمی و روحی و مادی و معنوی، که در عین حال دوران آزمایش و امتحان بوده و سبب جدا شدن صفوف مومنان حقیقی از منافقان و کفار می گردد.
در برخی از احادیث قدسی بدین دوران پرمشقت اشاراتی شده و از پاره ای از حوادث ناگوار این دوران یاد شده است. از جمله در حدیث سابق الذکر پیرامون لوح آسمانی پیامبر اکرم(ص) در نزد حضرت زهرا(س) از قول جابر، چنین می خوانیم:
«... جابر گفت: من خداوند را شاهد می گیرم که در لوح، این مطالب نوشته شده بود:... در زمان (غیبت مهدی) اولیاء من خوار می شوند... آنها کشته می شوند و آنها را می سوزانند و همیشه آنها از دشمنانشان مرعوب و ترسناک می شوند. زمین با خون آنان رنگین می شود و در میان خانواده آنان ماتم و شیون می اندازند. آنها اولیای واقعی من هستند...»
از عبارات فوق استفاده می شود که دوران غیبت، دوران سختی ها و مشقات است و نه دوران تن پروری و شادکامی، و مومنان و اولیای حقیقی خداوند کسانی هستند که این سختی ها را متحمل شده و از سر می گذرانند و همین تحمل سختی هاست که آنها را امیدوار از اعماق وجود خود، خواهان طلوع خورشید ظهور امام(ع) شده و صمیمانه منتظر فرج و گشایش باشند و برای ظهور آخرین حجت الهی خاضعانه دعا کنند.

پاداش مومنان در دوران غیبت مهدی(ع)

در فراز قبلی این نوشتار، به این مطلب اشاره کردیم که دوران غیبت امام زمان(ع)، برای پیروان راستین آن حضرت(ع)، دورانی همراه با انواع و اقسام مشکلات و مصائب بوده و تنها آن دسته از شیعیان حقیقی اهل بیت علیهم السلام که به راه ایشان ایمان حقیقی دارند میتوانند در این دوران پرغوغا، صبر و شکیبایی پیشه کرده و این سختی ها را پشت سرگذارند. ولی باید دانست هر چقدر سختی ها و مشقات این دوران شدید و سنگین باشد، پاداش و ثوابی هم که در برابر آنها نصیب بندگان حقیقی و صابر خداوند می شود، بی بدیل و والاست. زیرا همان طور که «افضل الاعمال انتظار الفرج» است، یقینا پاداش این افضل اعمال نیز برتر از پاداش تمام اعمال دیگر خواهد بود. این پاداش عظیم منتظران حقیقی، در حدیث قدسی زیر این چنین مورد اشاره قرار گرفته است:
«... مفضل بن صالح از جابر از امام باقر علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمود: زمانی می آید که امام مردم غایب می شود. پس خوشا به حال کسانی که در آن زمان در امر امامت ما استوار بمانند. چون کمترین ثواب آنها این است که خداوند آنها را ندا می دهد و می فرماید: ای بندگان وای کنیزان من، شما به سر من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس من بهترین ثواب را به شما مژده می دهم. شما بندگان و کنیزان من هستید و بر من حق است که عبادتهای شما را قبول کنم و از تقصیرات شما بگذرم و به خاطر شما به بندگان باران نازل می کنم و به خاطر شما بلاها را از بندگانم دفع می کنم. اگر شما نبودید هر آینه من عذاب خود را بر آنان نازل می کردم.»

برخی از علائم ظهور مهدی(ع)

ظهور موعود آسمانی که پیام آور رحمت و رافت و برپاکننده عدالت میباشد، آرزویی است بس بزرگ که تنها مختص شیعیان نبوده و تمامی معتقدان به ادیان آسمانی در انتظار تحقق آن بسر میبرند. چرا که تنها با تحقق این امید و آرزوی بزرگ است که بشریت پس از قرون متمادی میتواند جمال سعادت را در این جهان مشاهده کند و حیاتی توام با صلح و آرامش را در این کره خاکی تجربه نماید. اما اینکه این آرزوی دیرینه بشر چه زمانی محقق خواهد شد، بر علم بشر پوشیده است و کسی را جز خداوند به لحظه وقوع آن آگاهی نیست. تنها چیزی که از روایات و اخبار میتوان در این زمینه استفاده کرد این است که علائمی برای زمان ظهور برشمرده اند که با مراجعه به آنها میتوان تا حدودی به این نکته اذعان کرد که لحظه ظهور موعود آسمانی چندان دور نبوده و در آینده ای نه چندان دور این حادثه سترگ اتفاق خواهد افتاد.در احادیث قدسی نیز به این مطلب اشاراتی شده و علائمی برای هنگامه ظهور ذکر گردیده که از آن میان، توجه به حدیث قدسی زیر خالی از لطف نیست:
«... ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل کرده که حضرت فرمود: وقتی من در شب معراج به آسمانها رفتم و به مقام قرب رسیدم، خداوند ندا داد: «... ای محمد! بدرستی که علی بعد از تو خلیفه و جانشین است و قومی از امت تو، با او مخالفت می کنند اما بدانند که بهشت بر کسانی که با علی مخالفت کنند و با وی دشمنی نمایند، حرام است و من به زودی از صلب علی یازده نقیب بیرون می آورم که یکی از آنها آقایی است که مسیح در پشت سر او نماز می خواند و او روی زمین را پس از این که مملو از جور و ستم شده پر از عدل و داد می کند. من گفتم: خداوندا، این کار چه موقعی صورت می گیرد؟
خداوند فرمود: وقتی که علم واقعی از میان مردم برداشته شود و جهل زیادتر گردد و خوانندگان قرآن زیاد باشد ولی علما کم بشوند و فقها کمتر باشند و شعرا زیادتر شوند و فسق و فجور زیادتر بشود. مرد با مرد هم بستر شود و زن با زن. امنا و حکمرانان امت خائن باشند و یاری کنندگان آن حکمرانان به مردم ستم کنند. در آن هنگام من یک خسوف در مشرق و یک خسوف در مغرب بوجود می آورم و سپس دجال در مشرق ظهور می کند...»
همانطور که گفته شد با توجه به حدیث فوق و احادیث مشابه میتوان امیدوار بود که ایام ظهور حضرت مهدی (عج) چندان دور نیست. چرا که توجه به مفاد این حدیث و اوضاع فعلی دنیا ثابت کننده این مسئله است.
سرگردانی مردم جهان، عدم توجه به معانی و مفاهیم قرآن کریم و در مقابل، اهتمام بیش از حد به ظاهر و قرائت این کتاب آسمانی، و وفور علمای بیسواد و درباری در عالم اسلام و از دست رفتن فقیهان عالیقدر که مطابق روایات قلعه های اسلام اند، رواج بی بند وباری و فساد اخلاقی تا سر حد جنون نظیر همجنس بازی و...، حاکمان خیانتکار که بر امت اسلام در اقصی نقاط عالم حکمرانی می کنند و ثروت های مسلمانان را به کام بیگانگان می ریزند و... همه علائمی هستند که امروزه در سطح جهان به سهولت قابل مشاهده بوده و تائیدکننده مضامین حدیث فوق است. از همین رو بنظر می رسد دوران ظهور چندان دور نیست و برماست که بقدر طاقت، خود را برای آن دوران آماده کنیم، هر چند تذکر این نکته را هم ضروری میدانیم که تعیین زمان دقیق ظهور از جانب هر کس امری باطل و خلاف فرامین الهی و معصومین علیهم الاسلام است.

اتفاقات و حوادث بعد از ظهور مهدی (ع)

دوران ظهور امام زمان (ع)، برخلاف دوران غیبت که دوران رنج و مشقت بود و مردم عالم و بویژه مؤمنان حقیقی و شیعیان آن حضرت از سوی سرکشان و ستمگران متحمل رنجها و سختی های بسیار می شدند، ایام صلح و صفا و آرامش، فراوانی نعمت، امنیت و آسایش، عبودیت و بندگی، خواری کفار و ستمگران و عزت و سربلندی مؤمنان و مستضعفان خواهد بود. دورانی است که تحت فرمانروایی حجت بر حق خداوند، کسی رابرکسی یارای ستم نیست و همگان از «شراباً طهورا»ی رفاه و آزادی به معنای حقیقی برخوردار خواهند بود. و بدینگونه نمونه ای از بهشت ابدی در روی کره خاکی فرصت تحقق پیدا میکند و احادیث قدسی تائید کننده این مدعاست:
«... رسول خدا (ص) فرمود: وقتی در شب معراج به آسمان هفتم رسیدم، خداوند مرا ندا داد و فرمود: ... و بوسیله قائم از شما، زمین خود را آباد می کنم که تسبیح و تقدیس و تکبیر و تمجید من در زمان او زیادتر می شود و بوسیله او (مهدی قائم) روی زمین را از دشمنانم پاک می کنم واولیای خود را وارث زمین می کنم و بوسیله او سخنان کافران را پایین می آورم و کلمه من والاتر می شود و به خاطر او من بندگان کشورها را دوست می دارم و به خاطر او با مشیت خودم همه خزاین و دفینه های داخل زمین را بیرون می ریزم و با اراده خودم او را به پنهانی ها و آشکارها آگاه می کنم...»
و در حدیث دیگر:
«... (از جانب خداوند) خطاب آمد: ... و این نور آخری (مهدی «عج») حجت من است که روی زمین را پر از عدل و داد می کند و قلب مؤمنان را شفا می بخشد.»
و در حدیث دیگر:
«... و این قائم را که حلال مرا حلال و حرام مرا حرام نگه می دارد، من بوسیله او از دشمنانم انتقام می گیرم مهدی، راحت قلب اولیای من است. و اوست که دل شیعیان تو را که از جانب ظالمان و منکران و کافران در رنج و عذاب بوده شفا می دهد.»
بدین ترتیب با اراده قاهر الهی و بوسیله آخرین خلیفه خداوند در زمین، بشریت، دوران آرامش و آسایش خود را آغاز می کند و پس از قرنها ناآرامی و ستمکشی، ایام شادمانی رنجدیدگان و مستضعفان فرا می رسد و این همان وعده الهی است که در آیه پنجم از سوره مبارکه قصص یادآوری شده که: «و نرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»

منبع: روزنامه کیهان

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : چهارشنبه 20 آبان 1394 
زمان : 7:29 PM
اهل بیت‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (3)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 اهل بیت‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (3)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

53- اهل بیت (علیهم السلام)، عالم به مقدّرات الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«... قد اتاکم الله یا آل یس خلافته و علمَ مجاری امره فیما قضاه و دبّره و رتبه و اراده من ملکوته، فکشف لکم الغطاء» (1)؛
«...‌ای آل یس! خداوند به شما حق جانشینی خود را داده و نیز شما را از مجاری امرش در آنچه حکم و تدبیر و ترتیب و از ملکوتش اراده کرده عالم نموده است و برای شما پرده‌ها را برداشته است».
خداوند متعال از ازل برای هر کس مقدراتی قرار داده و بر او قضا و تدبیر نموده و آن را مرتب کرده و تحت مشیت و اراده‌ی خود قرار داده است، و تنها اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) هستند که از قضای الهی نسبت به مخلوقات خداآگاهی کامل دارند، و این عنایتی است که خداوند در حقشان کرده است.

55- اهل بیت (علیهم السلام)، خزائن علم خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«انتم خزنته» (2)؛
«شما خزینه‌داران خدایید».
خداوند متعال گرچه معدن عظمت و تمام کمالات و صفات حسنه است ولی فیض و کمال از این سرچشمه و معدن حقیقی و اصلی به خزینه‌ی وسیع اهل بیت (علیهم السلام) در این دنیا سرازیر شده و به واسطه‌ی آن مردم سیراب گشته‌اند، و لذا گفته شده که آن ذوات مقدسه واسطه‌ی فیض تکوین و تشریع‌اند.

56- اهل بیت (علیهم السلام)، شاهدان بر این امت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«انتم... شهداؤه» (3)؛
«شما... شاهدان و گواهان خدا بر امت می‌باشید».
مطابق عبارات فوق و آیات قرآن امامان معصوم و اوصیای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شاهدان بر امت‌اند، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز شاهد بر آنان است. لذا در قرآن می‌خوانیم:
(وَكَذلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً) (4)؛
«شما را نیز، امت میانه‌ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است».

57- وجوب اطاعت از اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم صلّ علی ولیّک و ابن اولیائک الذین فرضت طاعتهم و...» (5)؛
«بارخدایا! بر ولیّت و فرزند اولیائت درود فرست، کسانی که اطاعت از آنان را بر مردم واجب کردی و...».
اهل بیت (علیهم السلام) و از آن جمله امام زمان (علیه السلام) کسانی هستند که مطابق آیات قرآن کریم و روایات نبوی که در مصادر شیعه و سنی نیز آمده و نیز مطابق روایات آن بزرگواران اطاعتشان به طور مطلق فرض و واجب است، که از این فرض اطاعت مطلق می‌توان عصمت آنان را ثابت کرد.

58- عصمت اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«الذین فرضت طاعتهم و اوجبت حقّهم و اذهبت عنهم الرجس و طهّرهم تطهیراً» (6)؛
«کسانی که اطاعت آنان را بر مردم فرض کرده و حقشان را واجب نمودی، و همه نوع پلدی را از آنان دور کرده و برای همیشه پاکشان نمودی».
از آن جهت که اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) اطاعتشان واجب گردیده لذا خداوند متعال آنان را از مقام عصمت و طهارت برخوردار نموده و از هر گناه و عیب و نقصی مصون داشته است.

59- نورانیت مودّت با موالات اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش فرمود تا از خداوند این‌گونه درخواست کنند:
«و ان تملأ... مودتی نور الموالاة لمحمد و آله (علیهم السلام)» (7)؛
«و این‌که مودتم را با نور دوستی با محمد و آلش (علیهم السلام) پر نمایی».
خیلی‌ها مودت و محبت اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوست دارند ولی ولایت آنان را نپذیرفته‌اند، ولی مودت و محبت آن‌ها وقتی نورانی می‌شود که همراه با پذیرش ولایت آن بزرگواران باشد.
و ممکن است که مقصود نور ولایت اهل بیت (علیهم السلام) باشد.

60- نور ولای اهل بیت (علیهم السلام)، راهنمای انسان برای لقای الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شعیانش فرمود تا از خداوند این‌گونه درخواست کنند:
«و ان تملأ... مودّتی نور الموالاة لمحمد و آله (علیهم السلام) حتی القاک» (8)؛
«و این‌که مودتم را با نور محمد و آلش (علیهم السلام) پر نمایی تا به ملاقات تو برسم».
ممکن است که مقصود از جمله‌ی فوق این باشد که نور ولای حضرت محمد و اهل بیت او (علیهم السلام) همراه با محبت و مودّت آن بزرگواران می‌تواند راهنمای انسان به هدف عالی خلقت او باشد که همان لقای الهی است، و کسی که می‌خواهد به این هدف والا برسد باید همراه با مودّت و ولایت آن بزرگواران تا به سر منزل مقصود قدم بردارد.

61- آمادگی برای یاری نصرت اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش چنین تعلیم می‌دهد:
«نصرتی معدة لکم» (9)؛
«من آماده‌ی یاری و نصرت شما هستم».
از آن جا که ما شیعه‌ی امام زمان (علیه السلام) هستیم و امامت و ولایت او را پذیرفته‌ایم، گرچه از دیده‌ها غائب می‌باشند، ولی از آن‌جا که هر لحظه احتمال ظهور حضرت داده می‌شود و او نیاز به یار و یاور دارد لذا باید همیشه آماده‌ی نصرت و یاری آن حضرت باشیم که بخشی از این آمادگی در خودسازی است.

62- لزوم اخلاص در مودت اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش چنین تعلیم می‌دهد که درباره‌ی اهل بیت (علیهم السلام) بگویند:
«و مودّتی خالصة لکم» (10)؛
«و دوستیم خالص برای شماست».
ما مسلمانان دو وظیفه در حق اهل بیت (علیهم السلام) داریم؛ یکی مودّت آن بزرگواران که عبارت است از دوستی همراه با اطاعت، و دیگری اخلاص در محبّت که ممکن است به دو معنا باشد؛ یکی این‌که تمام مودّتم را در طبق اخلاص برای شما گذاشته‌ام و دیگری این‌که مودتی که به شما بزرگواران دارم به جهات مادی نیست، بلکه از جهت قرب به خدا و جنبه‌ی ذاتی شما اهل بیت (علیهم السلام) می‌باشد.

63- لزوم ایمان به اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«فنفسی مؤمنة بالله وحده لاشریک له، و برسوله و بامیرالمؤمنین، و بکم یا مولای، اوّلکم و آخرکم» (11)؛
«دل من به خداوندی که تنهاست و شریک و همتایی ندارد، و نیز به فرستاده‌اش (صلی الله علیه و آله و سلم) و به امیرمؤمنان (علیه السلام) ایمان دارد. و به شما‌ ای مولای من! به اول از شما و آخر از شما نیز مؤمن است».
از جمله مسائلی که اعتقاد به آن ضروری است ایمان به ولایت حضرت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) اوست که در عبارت فوق به آن اشاره شده است.

64- سعادت در اطاعت از اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد مخالفان اهل بیت (علیهم السلام) و مخالفت با آنان می‌فرماید:
«سَعِدَ من اطاعکم» (12)؛
«هر کس که از شما فرمانبرداری کند با سعادت است».
از آن‌جا که اهل بیت (علیهم السلام) به کمال مطلق رسیده و راه سعادت را طی کرده‌اند؛ لذا هر کس که خودش را به آنان بسپارد و در راه آنان قدم نهد به طور حتم به سر منزل مقصود رسیده و به سعادت خواهد رسید.

65- شقاوت مخالفان اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«شقی من خالفکم» (13)؛
«هر کس که با شما مخالفت کند با شقاوت است».
از آن جا که خداوند متعال حجت را بر مردم تمام می‌کند و صاحبان حق و حقیقت را به آنان معرفی می‌نماید و کسی در این زمینه معذور نیست، و لذا هر کس که با اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به مخالفت پردازد او شقی است.

66- حق اولیا بر خداوند متعال

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«و اسألک بحقّ محمد و اهل بیته» (14)؛
«و از تو می‌خواهم به حقّ محمد و خاندانش».
وهابیان معتقدند که کسی بر عهده‌ی خداوند متعال حقی ندارد، و تنها اوست که بر همه حق دارد، ولی ما معتقدیم که برخی از حقوق را خداوند بر عهده‌ی خود گذاشته که از آن جمله یاری و نصرت مؤمنان است؛ و لذا خداوند متعال می‌فرماید:
(وَكَانَ حَقّاً عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ) (15)؛
«و یاری مؤمنان، همواره حقّی است برعهده ما».
و از آن جمله حقوقی که خداوند بر عهده‌ی خود گذاشته - مطابق عبارت فوق - حق محمد و اهل بیت او (علیهم السلام) است.
و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و اسألک بحق محمد و اهل بیته، و بحقهم الذی اوجبته علی نفسک...» (16)؛
«و از تو می‌خواهم بحق محمد و خاندانش، و به حق ایشان که بر خود لازم کردی».

67- اهل بیت (علیهم السلام)، بهترین شفیعان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... و لا شفیع لی الیک اوجه من هؤلاء، فآتیک بشفیع ودید» (17)؛
«... و شفیعانی آبرومندتر جز این گروه ندارم تا شفیع مهربانی نزد تو آورم».
مطابق روایاتی که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده روز قیامت افرادی هستند که گناه‌کاران امت را شفاعت می‌کنند و سردمداران و بهترین آن‌ها اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می‌باشند.

68- اهل بیت (علیهم السلام)، امانت‌داران سرّ خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«... المأمونون علی سرّک» (18)؛
«... کسانی که امانت دار بر سرّ و راز تواند».
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) معدن اسرار الهی‌اند، و تنها آن را بر اهلش ابلاغ می‌کنند و از نااهلان کتمان می‌نمایند و لذا امین اسرار خداوند به شمار می‌آیند.

69- اهل بیت (علیهم السلام)، والیان امر

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم فصلّ علی محمد و آل محمد؛ اولی الامر الذین فرضت علینا طاعتهم» (19)؛
«بارخدایا! بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرست؛ والیان امرت، کسانی که اطاعتشان را بر ما واجب کردی».
اهل سنت والیان امر را بر هر حاکم و امری اطلاق می‌کنند گرچه فاسد و فاجر باشد، ولی شیعه‌ی دوازده امامی معتقد است که اولی الامر و جانشینان بعد از پیامبر که اطاعتشان به طور مطلق واجب است تنها امامان معصوم از اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) می‌باشند.

70- اهل بیت (علیهم السلام)، معادن کلمات الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«... فجعلتَهم معادن لکلماتک» (20)؛
«... پس ایشان را گنجینه‌های همیشگی جلوه‌های خود قرار دادی».
اهل بیت (علیهم السلام) نه تنها معدن کلمات تشریعی خداوند از جانب او هستند بلکه معدن کلمات فعلی خداوند که افعال الهی است نیز می‌باشند؛ زیرا که آنان واسطه‌ی فیض تشریع و تکوین‌اند، گرچه این معدن‌ها از آن جهت که به خداوند متعال مرتبط و وصل‌اند معدن شده‌اند و اوست که آن‌ها را تبدیل به معدن کرده است.

71- عظمت مقام خدادادی اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«اسألک بما نطق فیهم من مشیتک» (21)؛
«از تو می‌خواهم به آنچه از مشیت و اراده‌ات که درباره‌ی آن‌ها - اهل بیت (علیهم السلام) - ظهور و بروز کرده است».
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) هرچه از مقامات و کمالات دارند از جانب خداوند بوده و به مشیت و اراده‌ی اوست.

72- اهل بیت (علیهم السلام)، نشانه‌های قدرت خداوند

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«الواصفون لقدرتک» (22)؛
«آنان نشانه‌های قدرت تواند».
این جمله را به دو گونه می‌توان معنا کرد؛
1- این که اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از آن جا که خداوند متعال را کما هو حقه شناخته و از قدرت بی‌نهایت او آگاهی دارند لذا می‌توانند او را توصیف کنند همان‌گونه که توصیف کرده‌اند.
2- این‌که اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) از آن جا که بهترین افراد خلق خدایند لذا وجودشان توصیف کننده‌ی قدرت بی‌پایان و کامل الهی است.

73- اهل بیت (علیهم السلام)، نمایانگر عظمت خداوند

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) عرضه می‌دارد:
«المعلنون لعظمتک» (23)؛
«آنان نمایانگر بزرگی تواند».
این جمله بر بر دوگونه می‌توان تفسیر کرد؛
1- این‌که اهل بیت (علیهم السلام) بهترین افرادی هستند که عظمت خداوند متعال را به مردم رسانده و اعلان کرده‌اند.
2- این‌که اهل بیت (علیهم السلام) از آنجا که بهترین مخلوقات خدایند لذا بهترین معرّف عظمت او می‌باشند.

74- اهل بیت (علیهم السلام)، راهی به سوی خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) عرضه می‌دارد:
«... و جعلتهم الذریعة الیک و الوسیلة الی رضوانک» (24)؛
«... و ایشان را سبب‌هایی به سوی خویش و وسیله‌ای برای راهیابی به خشنودی خود قرار دادی».
از آن جا که اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به حق رسیده‌اند و او و دستوراتش را به طور صحیح می‌دانند، لذا آنان بهترین راه و وسیله بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به سوی او و خشنودی‌اش می‌باشند.

75- اهل بیت (علیهم السلام)، ارکان توحید خداوند

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) می‌فرماید:
«فجعلتهم... و ارکاناً لتوحیدک و آیاتک و مقاماتک» (25)؛
«... و پایه‌های استوار یکتاشناسی و نشانه‌ها و مقامات خود قرار دادی».
اهل بیت (علیهم السلام) به جهت قرب تام به خداوند متعال و معرفت کامل به او، خدا را شناخته و به طور صحیح و معقول توحید و آیات و مقامات او را تبیین کرده‌اند، و اگر آنان نبودند هرگز کسی قابلیت نداشت تا حجر اساسی برای توحید و آیات و مقامات خداوند گردد.

76- عدم امتثال دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره‌ی اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از وفات آن حضرت فرمود:
«لم یمتثل امر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فی الهادین بعد الهادین» (26)؛
«فرمان پیامبر - که درود خداوند بر او و خاندانش باد - در مورد هدایت‌گران پی‌درپی، اطاعت و امتثال نگردید».
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حق امامان معصوم و هادیان بعد از خود سفارش اکید و بسیاری نمود و حتی اجر و مزد رسالتش را دوستی و مودّت آنان قرار داد. ولی غالب مردم دستور رسول خدا را اطاعت نکرده و بالعکس هرچه در توان داشتند در راه آزار و اذیت آنان به کار گرفتند.

77- حکومت عدل جهانی، جزای شهادت اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«فقتل من قتل، و سُبی من سُبی، و أقصی من اقصی، و جری القضاء لهم بما یرجی له حسن المثوبة، اذ کانت الأرض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین، و سبحان ربنا ان کان وعد ربّنا لمفعولاً، و لن یخلف الله وعده و هو العزیز الحکیم» (27)؛
«پس کشته شد هر آن‌که کشته شد، و اسیر گردید هر که به اسارت درآمد، و تبعید هر آنکه تبعید گردید، و سرنوشت بر آنان به گونه‌ای جریان یافت که امید پاداش نیک برای آن هست، چه این‌که زمین از آن خداست به هر کسی از بندگانش که بخواهد آن را به ارث می‌دهد و سرانجام کار با تقواپیشگان است، و خداوند از هرگونه نقص و آلایش منزّه است و وعده‌ی خداوند حتمی است، و به هیچ وجه تخلّفی در وعده‌ی الهی نیست، و اوست خدای عزیز و حکیم».
گرچه هر کدام از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به شهادت رسیده و جان خود را در راه تبلیغ اسلام فدا کرده‌اند ولی خداوند متعال نیز در عوض این فداکاری‌ها وعده‌ی حکومت و رهبری جهانی را در عصر ظهور در آخرالزمان به آن‌ها داده است، و این مطلبی است که از عبارت فوق استفاده می‌شود؛ زیرا آن حضرت موضوع شهادت امامان را به وراثت زمین به توسط بندگان صالح خداوند مرتبط ساخته است.

78- گریه‌ی با صدای بلند در سوگ اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«فعلی الأطائب من اهل بیت محمد و علی صلی الله علیهما و آلهما، فلیبک الباکون، و ایّاهم فلیندب النادبون، و لمثلهم فلتذرف الدموع، و لیصرخ الصارخون و یضجّ الضاجّون، و یعجّ العاجّون» (28)؛
«پس بر پاکان از خاندان محمد و علی - که درود خداوند بر آنان و خاندانشان باد - باید که گریه‌کنندگان بگریند، و مویه‌کنندگان مویه کنند، و به خاطر چنان بزرگوارانی باید که اشک‌ها ریخته شود، و ضجّه‌کنندگان ضجه کنند، و ناله سردهندگان ناله سر دهند».
از عبارات فوق استفاده می‌شود که ندبه کردن و اشک ریختن و فریاد کشیدن و ضجه زدن و ناله کردن در سوگ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و مصائب آنان نه تنها اشکالی ندارد بلکه مطابق نص بالا به آن نیز دستور داده شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ج 53، ص 174.
2. مصباح الزائر، ص 224.
3. همان.
4. بقره، آیه 143.
5. بحارالانوار، ج 53، ص 174...
6. همان.
7. مصباح الزائر، ص 222.
8. مصباح الزائر، ص 223.
9. بحارالانوار، ج 53، ص 173.
10. بحارالانوار، ج 53، ص 173.
11. همان.
12. بحارالانوار، ج 53، ص 173.
13. همان.
14. منتخب الاثر، ص 521.
15. روم، آیه 47.
16. منتخب الاثر، ص 521.
17. بلد الامین، ص 333.
18. اقبال الاعمال، ص 646.
19. بحارالانوار، ج 53، ص 275.
20 - 22. اقبال الاعمال، ص 646.
23. اقبال الاعمال، ص 646.
24. مصباح الزائر، ص 230.
25. اقبال الاعمال، ص 646.
26. مصباح الزائر، ص 230.
27. اقبال الاعمال، ص 290.
28. همان.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول



 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:59 PM
امام علی (ع) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 امام علی (ع) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- نصب جانشین، هنگام منقضی شدن ایام نبوت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«فلما انقضت ایامه اقام ولیه علی بن ابی‌طالب صلواتک علیهما و آلهما هادیاً» (1)؛
«چون دوران رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سر آمد ولیّ خودش علیّ بن ابی‌طالب - که درود تو بر ایشان و خاندانشان باد - را برای هدایت‌گری قرار داد».
گرچه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در طول ایام بعثتش هر جا که مناسب می‌دیدند حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان هادی جامعه معرفی می‌کردند، ولی هنگامی که ایام بعثتش به سر آمد از جانب خداوند متعال مأمور شد تا حضرت علی (علیه السلام) را به عنوان هادی بعد از خودش اقامه کرده و به مردم معرفی نماید.

2- امام علی (علیه السلام)، خلیفه‌ی بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که می‌فرماید:
«و جعل الأمر بعده الی اخیه و ابن عمّه و وصیّه و وارثه علیّ بن ابی‌طالب (علیه السلام)» (2)؛
«و امر امامت را بعد از خود به برادر و پسر عمو و وصیّ و وارثش علیّ بن ابی‌طالب (علیه السلام) واگذار کرد».
مطابق روایات بسیار و متواتر بین شیعه و اهل سنت، خلیفه‌ی بلافصل رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت علی (علیه السلام) است، که به نصّ آن حضرت برای جانشینی منصوب شده است، کسی که برادر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و پسر عمو و وصیّ و وارث آن حضرت بوده است.

3- امامت حضرت علی (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی صلوات بر امیرمؤمنان علی (علیه السلام) چنین عرضه می‌دارد:
«... و صلّ علی امیرالمؤمنین و وارث المرسلین و قائد الغرّ المحجّلین و سید الوصیین و حجة ربّ العالمین» (3)؛
«... و بر امیرمؤمنان و وارث فرستادگان و پیشتاز پیشانی سفیدان، و سیّد اوصیا و حجت پروردگار عالمین درود فرست».
در این جملات به صفاتی از امیرمؤمنان (علیه السلام) اشاره شده است؛
1- امیرمؤمنان.
2- وارث علم تمام انبیای مرسل.
3- رهبر و راهبر تمام انسان‌های متدین و پیشانی سفید.
4- سید و آقا و سرور تمام اوصیای الهی.
5- حجت پروردگار عالمیان برای خلق.

4- امام علی (علیه السلام) وصیّ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم و صلّ علی علیّ امیرالمؤمنین و وصیّ رسول ربّ العالمین» (4)؛
«بارخدایا! و بر علیّ امیرمؤمنان و وصیّ فرستاده پروردگار عالمیان درود فرست».
حضرت علی (علیه السلام) تنها جانشین بلافصل پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که از جانب رب العالمین برای هدایت مردم به جامعه معرفی شده است.
از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام علی (علیه السلام) می‌فرماید:
«ثم قال له: انت اخیّ و وصیّی» (5)؛
«تو برادر من و جانشین من هستی».
«وصایت» به معنای عهد و پیمان است، و مطابق روایات متواتر، تنها کسی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با او عهد و پیمان مطلق بر سر جانشینی خود بست حضرت علی (علیه السلام) بوده است.

5- استدلال به حدیث «مدینه‌ی علم»

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید:
«ثم اودعه علمه و حکمته فقال: انا مدینة العلم و علیّ بابها، فمن اراد المدینة فلیأتها من بابها» (6)؛
«آن گاه علم و حکمتش را در او به ودیعت سپرد و فرمود: من شهر علم هستم و علی (علیه السلام) دروازه‌ی آن است، هر که حکمت می‌خواهد باید که از آن درب داخل شود».
از آن جهت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) علم و حکمتش را که مطابق نص قرآن کریم خیر کثیر است به حضرت علی (علیه السلام) سپرده بود لذا او را در دروازه‌ی علم خود معرفی کرده و فرمود: هر کس که می‌خواهد به شهر علم و حکمت من وارد شود باید از راهش که همان دروازه‌ی علم است یعنی حضرت علی (علیه السلام) وارد شود.

6- امام علی (علیه السلام)، هادی امت بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«فلما انقضت ایّامه اقام ولیّه علی بن ابی‌طالب صلواتک علیهما و آلهما هادیاً؛ اذ کان هو المنذر و لکلّ قوم هاد» (7)؛
«چون دوران رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سر آمد ولیّ خودش علیّ بن ابی‌طالب - که درود تو بر ایشان و خاندانش باد - را برای هدایت‌گری اقامه نمود؛ چرا که او هشدار دهنده بود و برای هر قومی هدایت‌گر می‌باشد».
مطابق نصّ آیه‌ی قرآن، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بیم دهنده‌ی مردم و برای هر قومی در هر زمانی یک هادی است، و لذا امت اسلامی بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هر زمان احتیاج به یک هادی به حق و حقیقت دارد که اولین آن‌ها حضرت علی (علیه السلام) بوده است.

7- امام علی (علیه السلام) وارث پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام علی (علیه السلام) می‌فرماید:
«ثم قال له: انت اخی و وصیّی و وارثی» (8)؛
«آن گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به علی (علیه السلام) فرمود: تو برادر و جانشین و وارث [علم] من هستی».
امام علی (علیه السلام) وارث مطلق پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جز در اموال آن حضرت بوده است؛ چرا که اموال او به وارث حضرت زهرا (علیهاالسلام) رسیده است، ولی سایر امور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که از آن جمله زعامت مسلمین و علم و حکمت آن حضرت بوده همگی به امام علی (علیه السلام) منتقل شده است.

8- امام علی (علیه السلام) مولای مؤمنان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«فقال - و الملأ امامه -: من کنت مولاه فعلیّ مولاه، اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، وانصر من نصره، و اخذل من خذله» (9)؛ «سپس در حالی که انبوه جمعیت پیشاپیش او بودند چنین فرمود: هر کس را من مولای اویم پس علیّ نیز مولای اوست، بارالها! دوست بدار هر که را که از او پیروی کند و دشمن بدار هر که را که با او به ستیز برخیزد، و پیروزمند گردان هرکه را یاریش کند، و خوار نما هر که خوارش نماید».
حدیث «غدیر» از جمله احادیثی است که نزد شیعه و اهل سنت متواتر و صحیح السند بوده و دلالت بر امامت و ولایت حضرت علی (علیه السلام) دارد.

9- امام علی (علیه السلام)، امیرمؤمنان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و قال: من کنت انا نبیّه فعلیّ امیره» (10)؛
«و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: هر کس که من پیامبر اویم پس علیّ امیر اوست».
از جمله نصوص جلیّ بر امامت و ولایت حضرت علی (علیه السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نصّ «امارت» است، نصی که احتمال خلاف در آن داده نمی‌شود و صریح در امامت و حاکمیت بر مردم می‌باشد.

10- امام علی (علیه السلام) به منزله‌ی هارون نزد موسی (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و احلّه محلّ هارون من موسی فقال: انت منّی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبیّ بعدی» (11)؛
«و او را نسبت به خود همانند منزلت هارون به موسی قرار داده و فرمود: تو نسبت به من در منزلت و رتبه‌ی هارون (علیه السلام) به موسی (علیه السلام) هستی جز آن که پیامبری پس از من نیست».
از جمله احادیثی که بر امامت و وصایت امام علی (علیه السلام) استدلال می‌شود حدیث «منزلت» است؛ زیرا همان‌گونه که هارون (علیه السلام) وصیّ و جانشین موسی (علیه السلام) در زمان حیات او بود و اگر زنده می‌بود جانشین بعد از او به شمار می‌آمد، حضرت علی (علیه السلام) نیز این چنین بوده است.

11- پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) امام علی (علیه السلام) از نور واحد

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و قال: انا و علیّ من شجرة واحدة و سائر الناس من شجر شتی» (12)؛
«و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من و علیّ از یک درخت بوده و دیگر مردم از درختان پراکنده و متفاوت‌اند».
مطابق روایات فریقین رسول خدا و امام علی (علیه السلام) از یک نور واحد بوده‌اند، و لذا خداوند متعال در آیه‌ی «مباهله» می‌فرماید:
(فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ...) (13)؛
«هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن‌ها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود...».

12- امام علی (علیه السلام)، منبع اسرار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی عرضه می‌دارد:
«اتقرّب الیک... بمن جعلته لنوره مغْرباً، و عن مکنون سرّه مُعْرِباً: سید الأوصیاء...» (14)؛
«به تو نزدیکی می‌جویم... به کسی که او را خواستگاه نور پیامبرت کرده و بیانگر سرّ او نمودی: سرور اوصیا...».
اسرار مخفی و معارف و حکمت‌های رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را تنها کسی می‌تواند بیان کند که دروازه‌ی علم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و آن حضرت برای او کشف کرده است، و او کسی جز سرور اوصیا، امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیست.

13- صفات امام علی (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که حضرت علی (علیه السلام) را این‌گونه توصیف می‌کند:
«... سید الاوصیاء، و امام الاتقیاء، یعسوب الدین، و قائد الغرّ المحجّلین، ابی الأئمة الراشدین، علیّ امیرالمؤمنین (علیه السلام)» (15)؛
«... سرور اوصیا، و پیشوای پرهیزکاران، و رهنمای دین، و پیشوای سپید رویان، پدر امامان راهنما؛ علیّ امیرمؤمنان».
در عبارات فوق حضرت مهدی (علیه السلام) برای امام علی (علیه السلام) صفاتی را ذکر فرموده‌اند؛
1- سرور اوصیا از اولین تا آخرین.
2- پیشوای پرهیزکاران
3- رهبر دینی مردم
4- امام و مقتدای اولیای الهی.
6- پدر امامان به هدایت رسیده.
7- امیر مؤمنان.

14- امام علی (علیه السلام) خواستگاه نور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
لاتقرب الیک.. بمن جعلته لنوره مغرباً... سید الاوصیاء...» (16)؛
«به تو نزدیکی می‌جویم... به کسی که خواستگاه نور او - پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داده‌ای... سرور اوصیا...».
حضرت علی (علیه السلام) باب مدینه‌ی علم و حکمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده و نور او در وجود حضرت علی (علیه السلام) غروب کرده است، و لذت هر کس که می‌خواهد به علم و حکمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برسد باید از دروازه‌ی آن حضرت وارد شود.

15- اتحاد بین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام علی (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام علی (علیه السلام) فرمود:
«ثم قال له:... لحمک من لحمی، و دمک من دمی، و سلمک سلمی، و حربک حربی، و الایمان مخالط لحمک و دمک کما خالط لحمی و دمی» (17)؛
«آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) فرمود:... گوشت تو از گوشت من، خون تو از خون منع همدردی با تو همدردی با من، و جنگ با تو جنگ با من است، و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته همان‌گونه که با گوشت و خون من آمیزش یافته است».
بین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام علی (علیه السلام) اتّحاد همه جانبه و هماهنگی در تمام جهات بوده است اعم از مادی و معنوی، و لذا قرآن از حضرت علی (علیه السلام) در آیه‌ی «مباهله» به نفس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تعبیر کرده است».

16- امام علی (علیه السلام)، معیار شناخت مؤمن از منافق

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«و لو لا انت یا علیّ لم یعرف المؤمنون بعدی» (18)؛
«‌ای علیّ! اگر تو نبودی پس از من مؤمنان شناخته نمی‌شدند».
مطابق احادیث فریقین؛ شیعه و سنیع محبت حضرت علی (علیه السلام) محور و میزان ایمان و بغض و دشمنی با آن حضرت محور و میزان نفاق از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی شده، لذا معیار شناخت مؤمن از منافق بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت علی (علیه السلام) است.

17- امام علی (علیه السلام)، روشنگر جامعه بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام علی (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«و کان بعده... نوراً من العمی» (19)؛
«حضرت علی (علیه السلام) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)... روشنگر از نابینایی بود».
حضرت علی (علیه السلام) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم جاهل و نادان را به نور هدایت قرآن و سنت واقعی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رهنمون ساخت.

18- امام علی (علیه السلام)، ریسمان محکم الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«و کان بعده... حبل الله المتین» (20)؛
«حضرت علی (علیه السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)... ریسمان محکم خداوند بود».
حضرت علی (علیه السلام) ریسمان محکمی بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که هر کس به او تمسک می‌کرد به طور حتم از چاه ضلالت و گمراهی نجات یافته و به قرب خدا می‌رسید؛ برخلاف دیگران که اگر ریسمانی داشتند محکم نبوده و مردمی را که به آن چنگ می‌زدند در وسط راه به سقوط می‌کشاند.

19- امام علی (علیه السلام)، راه مستقیم به سوی خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«و کان بعده... صراطه المستقیم» (21)؛
«حضرت علی (علیه السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)... راه مستقیم به سوی او بود».
بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) راه‌های مختلفی برای رسیدن به سنت آن حضرت و اهداف بلند او که همان اهداف بلند اسلام ناب محمدی است ترسیم شد، که هر کدام دارای انحرافات گوناگون و متعددی بود به جز راه حضرت علی (علیه السلام) که مستقیم بوده و مردم را به طور حتم به مقصد می‌رسانید.

20- امام علی (علیه السلام)، نزدیک‌ترین فرد به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«لایُسْبَقُ بقرابة فی رحم» (22)؛
«کسی در نزدیکی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از حضرت (علیه السلام) نزدیک‌تر نبود».
بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عده‌ای خود را مستحق خلافت و جانشینی او دانستند به این بهانه که ما از نزدیکان آن حضرت هستیم، گرچه این دلیل بهانه‌ای بیش نبود و هیچ توجیه عقلایی نداشت، ولی اگر این بهانه دلیل آن‌ها بوده آیا حضرت علی (علیه السلام) از دیگران در این جهت مقدم‌تر نبوده است؟ چرا او به سمت خلافت برنگزیدید؟...

21- امام علی (علیه السلام)، اولین مؤمن

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«لا یُسْبَقُ بقرابة فی رحم و لا بسابقة فی دین» (23)؛
«او کسی است که در نزدیکی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از او مقدم‌تر و در دین از او با سابقه‌تر نبود».
امام علی (علیه السلام) مطابق روایات شیعه و اهل سنت اولین مسلمان و مؤمن و سبقت گیرنده‌ی در دین بوده است. او کسی بود که از ابتدای طفولیّت در دامان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگ شد و با آن حضرت به غار حرا می‌رفت و در آنجا به مناجات با خداوند متعال می‌پرداخت، هنگامی که دیگران به بت‌پرستی مشغول بودند.

22- امام علی (علیه السلام)، ادامه دهنده‌ی راه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«یحذو حذو الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم)» (24)؛
«او در جای پای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پای نهاد».
تنها کسی که از صحابه از ابتدای ولادت تا شهادت مطیع رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود و هرگز از خط و مشی او عدول نکرد حضرت علی (علیه السلام) بود، وگرنه دیگران هر کدام لغزش‌ها و انحرافاتی داشتند، گرچه تعداد اندکی هم بوده‌اند که دستورات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را اطاعت کرده و بعد از او از شیعیان حضرت علی (علیه السلام) شدند.

قتال امام علی (علیه السلام) بر سر تأویل قرآن

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«و یقاتل علی التأویل» (25)؛
«و براساس تأویل قرآن [با پیمان‌شکنان] جنگ می‌کرد».
از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرمود:‌ ای علی! تو بر سر تأویل قرآن قتال می‌کنی همان‌گونه که من بر سر تنزیل قرآن قتال نمودم، و این به جهت اختلاف در موقعیت سیاسی آن دو بزرگوار بوده است. و لذا اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حضرت علی (علیه السلام) و خلافت او بود همین کاری را می‌کرد که علی (علیه السلام) انجام داد، همان‌گونه که اگر حضرت علی (علیه السلام) در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود او نیز همان کاری را انجام می‌داد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) انجام داد.

24- امام علی (علیه السلام)، آیه‌ی کبرای الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) چنین تعبیری را فرمود:
«و آیتک الکبری» (26)؛
«و او که نشانه‌ی بزرگ توست».
گرچه همه‌ی موجودات و مخلوقات به یک معنا آیه و نشانه‌ی قدرت الهی هستند ولی هر موجودی که کامل‌تر و جامع‌تر باشد نشانه‌ی قوی‌تری بر وجود خداوند است، و امام علی (علیه السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگ‌ترین آیه و نشانه‌ی قدرت و عظمت الهی است که خدا را به او می‌توان شناخت همان‌گونه که شهریار می‌گوید: (به علیّ شناختم من به خدا قسم خدا را).

25- رسیدن امام علی (علیه السلام) به مقام رضا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی چنین عرضه می‌دارد:
«... و علیّ المرتضی» (27)؛
«... علی (علیه السلام) که به مقام رضا رسیده است».
یکی از بهترین مقامات و حالات انسان رسیدن به مقام رضاست، و آن این است که انسان به درجه‌ای برسد که هم خدا از او راضی باشد و هم او از خدا راضی گردد.
و لذا خداوند متعال درباره اولیای الهی می‌فرماید:
(رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ) (28)؛
«(هم) خدا از آن‌ها خشنود است و (هم) آن‌ها از خدا خشنودند؛ و این (مقام والا) برای کسی است که از پروردگارش بترسد».
و مطابق جمله‌ی فوق حضرت علی (علیه السلام) به این مقام رسیده است.

26- باز بودن درب مسجد به خانه‌ی امام علی (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«و احلّ له من مسجده ما حلّ له، و سدّ الابواب الا بابه» (29)؛
«و آنچه از مسجدش برایش حلال بود را برای او حلال کرد، و تمام درب‌ها [که به مسجد باز می‌شد] به جز درب [منزل] او را بست».
یکی از احادیثی که دلالت بر امتیاز بالای حضرت علی (علیه السلام) و طهارت ظاهری و باطنی او از هر عیب و نقصی دارد حدیث «سدّ ابواب» است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت علی (علیه السلام) اجازه داد تا در حال جنابت وارد مسجدش شود؛ چرا که برای آن حضرت محذور به حساب نمی‌آمده است، و نیز دستور داد تا تمام کسانی که دری از خانه‌ی خود به طرف مسجد باز کرده‌اند و این را برای خود امتیاز به شمار می‌آوردند بسته شود و تنها درب خانه‌ی حضرت علی (علیه السلام) به سوی مسجد باز بماند و این کار را نیز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به دستور خداوند متعال انجام داد و لذا این امتیاز تنها برای حضرت علی (علیه السلام) ثبت گردید.

27- امام علی (علیه السلام) تنها برادر معنوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«ثم قال له: انت اخی...» (30)؛
«آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: تو برادر من هستی...».
از جمله فضایل حضرت علی (علیه السلام) عقد اخوتی است که دوبار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بین او و خودش بست، و هر دو نفر از بقیه‌ی صحابه را نیز بینشان عقد اخوت و برادری بست؛ و از آن جا که باید بین دو شخصی که عقد برادری می‌بندند سنخیت باشد لذا می‌توان گفت که تنها شخصی که با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سنخیت داشته حضرت علی (علیه السلام) بوده است.
و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«السلام علی امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب، المخصوص بأخوّته» (31)؛
«سلام بر امیرمؤمنان علی بن ابی‌طالب، که به برادری با او - رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) - اختصاص یافت».

28- برخی از صحابه، وفادار به پیمان با امام علی (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی وضعیت امت بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«و الامة مصرة علی قتله، مجتمعة علی قطعیة رحمه و اقصاء ولده، الا القلیل ممّن وفی لرعایة الحق فیهم» (32)؛
«و امت بر دشمنی با او اصرار داشته و متّحد شدند که رحم او را قطع نموده و فرزندانش را [از شهر و دیارشان] دور سازند، جز عده‌ی اندکی از [امت] که به علت رعایت حق در مورشان وفادار ماندند».
تعداد اندکی از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سفارش آن حضرت را در حق اهل بیتش پذیرفته و به آن عمل کردند، که از جمله‌ی آن‌ها سلمان، مقداد، اباذر، و... برخی دیگر از صحابه بودند.

29- امام علی (علیه السلام)، قاتل گردنکشان شرور

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«قد وتر فیه صنادید العرب، و قتل ابطالهم، و ناوش ذؤبانهم، و اودع قلوبهم احقاداً، بدریة و خیبریة و حنینیة و غیرهنّ» (33)؛
«در راه خدا گردنکشان عرب را بی‌کس گذارده و پهلوانان آنان را کشت، و گرگ‌هایشان را به هلاکت رسانید، و در دل‌های آنان از جهت جنگ‌های بدر و خیبر و حنین و غیر آن‌ها کینه‌ها برجای گذارد».
تنها امام علی (علیه السلام) بود که توانست در غالب جنگ‌هایی که شرکت داشت سرکردگان سرکش عرب و گردن‌کشان شرور را سرکوب ساخته و آنان را رام گرداند، و لذا اگر شمشیر آن حضرت نبود هرگز اسلام پیشرفت نمی‌کرد و نمی‌توانست موانع را از سر راه خود بردارد.

30- امام علی (علیه السلام) و قتال با ناکثان و مارقان و قاسطان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«فاضبّت علی عداوته و اکبّت علی منابذته، حتی قتل الناکثین و القاسطین و المارقین» (34)؛
«از این رو به دشمنیش برخواسته و در پی نابودی او متحد شدند تا آن که پیمان‌شکنان و منحرفان و سرکشان را به قتل رسانید».
بعد از آن‌که حضرت علی (علیه السلام) به مقام خلافت ظاهری رسید معاندان و سرکشان سه جنگ را بر او تحمیل کردند، یکی جنگ جمل به سرکردگی عایشه و طلحه و زبیر و دیگری جنگ صفین به سرکردگی معاویه و سومی جنگ با خوارج نهروان که در آن حضرت علی (علیه السلام) با عده‌ای متحجّر و ظاهربین که به جنگ با حضرت درآمده بودند مقابله نمود، و این کاری بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن خبر داده بود.

31- جایگاه شیعیان در روز قیامت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد شیعیان حضرت علی (علیه السلام) و موقعیّت آن‌ها در روز قیامت می‌فرماید:
«و شیعتک علی منابر من نور مبیّضة وجوهم و هم جیرانی» (35)؛
«و شیعیان تو در بهشت بر منبرهایی از نور و با چهره‌های سپید پیرامون من بوده و همسایگان منند».
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در روایات بسیاری پیروان حضرت علی (علیه السلام) را تمجید کرده و در حقیقت آنان را تشویق به پیروی از او بعد از وفات خود نموده است، و این روایات مضمونی دارد که با احادیث دیگر همچون حدیث غدیر و منزلت و دیگر احادیث صحیح السند نزد فریقین مورد تأیید است.

پی‌نوشت‌ها:

1. اقبال الاعمال، ص 290.
2. غیبت، طوسی، ص 287.
3. جمال الاسبوع، ص 301.
4. زادالمعاد، ص 110.
5. مصباح الزائر، ص 230.
6. همان.
7. اقبال الاعمال، ص 290.
8. همان.
9. اقبال الاعمال، ص 290.
10. همان.
11. اقبال الاعمال، ص 290.
12. مصباح الزائر، ص 230.
13. آل عمران، آیه 61.
14. مهج الدعوات، ص 339.
15. مهج الدعوات، ص 339.
16. همان.
17. اقبال الاعمال، ص 290.
18. مصباح الزائر، ص 230.
19. اقبال الاعمال، ص 290.
20 . همان.
21. همان.
22. اقبال الاعمال، ص 290.
23. همان.
24. اقبال الاعمال، ص 290.
25. همان.
26. مصباح، کفعمی، ص 770.
27. جمال الاسبوع، ص 304.
28. بینه، آیه 8.
29. اقبال الاعمال، ص 290.
30. همان.
31. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
32. اقبال الاعمال، ص 290.
33. همان.
34. مصباح الزائر، ص 230.
35. مصباح الزائر، ص 230.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول



 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:59 PM
موعودشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (3)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 موعودشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (2)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

60- دعا برای برطرف شدن موانع ظهور

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد ظهور خود به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم... وافتح طُرُقاته و سهل خروجه و وطّیء مسالکه» (1)؛
«بارخدایا!... راه‌هایش را باز و خروجش را تسهیل و زمینه‌هایش را هموار گردان».
ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) راه‌ها و مسلک‌هایی دارد که تنها خداوند متعال می‌تواند آن‌ها را باز کرده و تسهیل نماید و زمینه را برای ظهورش فراهم سازد. و لذا حضرت مهدی (علیه السلام) از خداوند متعال می‌خواهد تا زمینه را برای ظهورش آماده سازد و ما نیز باید این حاجت را از خداوند خواستار باشیم.
و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم فأذن بذلک» (2)؛
«بارخدایا! به این امر [ظهور] اذن فرما».
ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) به اذن و اراده و مشیّت خداوند متعال است، و لذا امام زمان (علیه السلام) از او می‌خواهد تا در ظهورش فرمان دهد و ما نیز باید این حاجت را از خداوند درخواست نماییم.

61- ظهور به اذن خداست

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در توقیعی به علیّ بن محمد سمری می‌فرماید:
«فقد وقعت الغیبة التامة، فلاظهور الا بعد اذن الله تعالی ذکره» (3)؛
«پس به تحقیق غیبت تام واقع شد، پس ظهوری نیست مگر بعد از اذن خداوندی که ذکرش متعالی است».
امر فرج و ظهور امام زمان (علیه السلام) به فرمان هیچ کس نیست و کسی هم از آن مطّلع نمی‌باشد و تنها با تحقق شرایط ظهور و رفع موانع از آن است که به اذن و مشیت و اراده‌ی الهی ظهور منجی عالم بشریت تحقق می‌یابد.

62- از علائم ظهور

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به علیّ بن محمد سمری فرمود:
«... فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالی ذکره، و ذلک بعد طول الأمد و قسوة القلب و امتلاء الأرض جوراً» (4)؛
«... پس ظهوری نیست مگر بعد از اذن خداوندی که ذکرش متعالی است، و این بعد از مدت طولانی و قساوت قلب و پر شدن زمین از جور اتفاق می‌افتد».
مطابق حدیث فوق از جمله نشانه‌های قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) عبارت است از؛
1- طولانی شدن غیبت حضرت مهدی (علیه السلام)
2- قساوت قلب پیدا کردن مردم در دوری از حضرت.
3- پر شدن زمین از ظلم وجور قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام).

63- عصر ظهور، عصر پیروزی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود چنین تعبیری فرمودند:
«صاحب یوم الفتح» (5)؛
«صاحب روز پیروزی».
گرچه بسیاری از پیامبران الهی و اوصیا و مصلحان جامعه قیام به حق کرده و با دشمنان جنگیدند که در برخی موارد پیروز شده و در برخی دیگر در ظاهر شکست خوردند، ولی وعده‌ی حتمی الهی آن است که در آخرالزمان هنگامی که حضرت مهدی (علیه السلام) به اذن او ظهور کرد جهان به دستان با کفایت او فتح شود.

64- امام زمان (علیه السلام)، ریشه کن کننده‌ی ظالمان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد خود می‌فرماید:
«أین المعدّ لقطع دابر الظلمة» (6)؛
«کجاست آن که آماده شده برای برکندن ریشه‌ی ستمگران».
گرچه برخی در صدد مبارزه و مقابله‌ی با ظلم و ظالمان برآمده و با آن به ستیز برخواستند ولی هیچ کس تاکنون نتوانسته ظلم را ریشه کن نماید، و این کار تنها با کمک الهی به دست با کفایت حضرت مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان و عصر آن حضرت تحقق می‌یابد.

65- امام زمان(علیه السلام)، برطرف کننده‌ی انحرافات

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد خود فرمود:
«این المنتظر لإقامة الأمت و العِوَج» (7)؛
«کجاست آن انتظار کشیده شده برای برطرف ساختن کژی‌ها و انحرافات؟».
بسیاری از افراد بوده و هستند که ادعای مبارزه و مقابله با انحرافات و کژی‌ها را داشته و دست به اقدام هم زده‌اند ولی نتوانسته‌اند که به طور کامل و یا در سطح جهان به این هدف خود نایل آیند، و تنها کسی که خداوند متعال وعده داده که این کار را انجام دهد امام زمان (علیه السلام) است، و لذا همه‌ی مردم انتظار آمدن آن را دارند.

66- امام زمان (علیه السلام)، زنده کننده‌ی قرآن

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد خود فرمود:
«این المؤمّل لإحیاء الکتاب و حدوده» (8)؛
«کجاست آن که برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن به او آرزوست».
در عصر غیبت امام زمان (علیه السلام) و حتی بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشی از آیات قرآن و حدود آن بر زمین ماند و مورد اعراض و بی‌توجهی مردم قرار گرفت، و تنها کسی که به کمک و نصرت خداوند متعال می‌تواند احیاگر کتاب خدا و حدود آن باشد امام زمان (علیه السلام) در عصر ظهور است و لذا همه‌ی مردم انتظار و امید ظهور او را بر این کار مهم دارند.

67- امام زمان (علیه السلام)، عزیز کننده‌ی اولیا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«این معزّ الأولیاء و مذلّ الاعداء» (9)؛
«کجاست عزت دهنده اولیا و خوارکننده‌ی دشمنان».
اولیای الهی در عصر غیبت امام زمان (علیه السلام) مورد اذیت و آزار از طرف دشمنان قرار داشته و دارند، و به عکس، دشمنان اسلام در اوج عزت و احترام به سر می‌برند، و این حالت برای هر دو دسته در طول تاریخ بشریت بوده و خواهد بود تا امام زمان (علیه السلام) ظهور کند و اولیای الهی را عزیز کرده و دشمنان را خوار و ذلیل گرداند.

68- امام زمان (علیه السلام)، نگهبان دانا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«الحفیظ العلیم، الذی جعلته خزائن الارض» (10)؛
«نگهبان دانایی که او را بر خزینه‌های زمین منسوب کرده‌ای».
خیلی‌ها نگهبان هستند ولی به امور دانا نیستند و نمی‌دانند که چگونه از امور محافظت کنند، ولی امام زمان (علیه السلام) همچون حضرت یوسف (علیه السلام) حافظ و نگهبانی داناست که خداوند متعال او را مسئول حفظ خزینه‌های گرانبهای زمین قرار داده است.

69- امام زمان (علیه السلام)، پدر مهربان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در جایی خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«الاب الرحیم، الذی ملّکْتَهُ ازمّة البسط و القبض» (11)؛
«و پدر مهربانی که بسط و قبض را به دست قدرت او قرار دادی».
برخی از پدرها هستند که مهربان نیستند و لذا اموالی را که به دست می‌آورند نمی‌دانند که کجا به کار برده و کجا محافظت کنند، ولی امام زمان (علیه السلام) پدر مهربان این امت است که خداوند متعال زمام قبض و بسط امور مردم را به دست با کفایت او سپرده است.

70- امام زمان (علیه السلام)، صاحب مناقب

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در جایی خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«صاحب النقیبة المیمونة» (12)؛
«دارای مناقب نیکو».
امام زمان (علیه السلام) کسی است که دارای مناقب و کرامت‌های بسیار مبارکی است، و نمونه‌هایی از آن در کتاب‌های مناقب و کرامات آن حضرت بیان شده است.

71- امام زمان (علیه السلام)، راهنما به راه صواب

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در جایی خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«الدالّ علی منهاج الرشد» (13)؛
«رهنمای به سوی راه صواب و راست».
بشر را باید در راه راست و صواب قرار داد تا خودش با اختیار به سر منزل مقصود برسد و این همان کاری است که امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهورش انجام می‌دهد.

72- امام زمان (علیه السلام)، وارث ذوالفقار

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در جایی خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«الوارث لذی الفقار» (14)؛
«وارث شمشیر ذوالفقار».
امام زمان (علیه السلام) وارث ذوالفقار جدش امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است که با آن دشمنان را قلع و قمع و نابود می‌گرداند.

73- ظهور امام زمان (علیه السلام) از بیت الله الحرام

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در جایی خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«الذی یظهر فی بیت الله ذی الاستار» (15)؛
«آن که در خانه‌ی خدا که دارای پرده‌هاست ظهور می‌کند».
بزرگان کارهای مهم خود را با تکیه بر خداوند متعال و از شریف‌ترین مکان‌ها شروع می‌کنند؛ جایی که مورد توجه همه‌ی مردم است؛ جایی که مرکز هدف بزرگ آنان می‌باشد. امام زمان (علیه السلام) نیز قیام و ظهور خود را از خانه‌ی خدا که مرکز توحید است آغاز می‌کند.

74- حقانیت رجعت اهل بیت (علیهم السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی رجعت اهل بیت (علیهم السلام) فرمود:
«و انّ رجعتکم حق لاریب فیها، یوم لاینفع نفساً ایمانها، لم تکن آمنت من قبل او کسب فی ایمانها خیراً» (16)؛
«و همانا رجعت شما حق است و در آن شکی نیست، روزی که ایمان در آن به هیچ کس نفعی نمی‌دهد در صورتی که از قبل ایمان نیاورده و در ایمانش خیری کسب نکرده است».
یکی از اعتقادات شیعه موضوع رجعت برخی از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) خصوصاً امام حسین (علیه السلام) بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) به دنیاست، و مطابق برخی دیگر از روایات، عموم اهل بیت (علیهم السلام) به دنیا بازگشته و حکومت خواهند کرد و این عقیده‌ای است که روایات متواتر بر آن تأکید کرده است.

75- امام زمان (علیه السلام)، قائم به امر الهی

و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود عرضه می‌دارد:
«... القائم بأمرک» (17)؛
«... او که قیام کننده‌ی به امر توست».

76- امام زمان (علیه السلام)، دعوت کننده و راهنما به سوی خدا

و نیز درباره‌ی خود عرضه می‌دارد:
«... الداعی الیک، الدلیل علیک» (18)؛
«... او که دعوت کننده‌ی به سوی تو و راهنمای بر توست».
و نیز در دعای آل یاسین از قول حضرت مهدی (علیه السلام) آمده است:
«السلام علیک یا داعی الله...» (19)؛
«درود بر تو ‌ای دعوت کننده‌ی خدا...».
امام زمان (علیه السلام) دعوت کننده‌ی صحیح و به حق مردم به سوی خداوند متعال و از جانب او و راهنمای به سوی اوست، کسی که در دعوت خود هیچ‌گونه اشتباه و سهو نکرده و به طور حتم و قطع مردم را به سر منزل مقصود خواهد رسانید.

77- امام زمان (علیه السلام)، حجت و خلیفه‌ی خدا بر روی زمین

و نیز درباره‌ی خود عرضه می‌دارد:
«... حجتک علی خلقک و خلیفتک فی ارضک» (20)؛
«... حجت تو بر خلقت و جانشین تو بر روی زمینت».
زمین هیچ‌گاه از حجت و جانشین خداوند و رسولش خالی نمی‌ماند، و حجت و خلیفه‌ی به حق در این عصر و زمان در روی زمین امام زمان (علیه السلام) است.

78- امام زمان (علیه السلام)، شاهد بر بندگان

و نیز درباره‌ی خود عرضه می‌دارد:
«... و شاهدک علی خلقک...» (21)؛
«... و گواه تو بر خلقت...».
خداوند متعال می‌فرماید:
(وَكَذلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً) (22)؛
«همان‌گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‌ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است».
شاهد و گواه بر امت هم اکنون امام زمان (علیه السلام) است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز شاهد و گواه بر او می‌باشد.

79- امام زمان (علیه السلام)، مجدّد دین خدا

و نیز درباره خود به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم جدّد به ما امتحی من دینک» (23)؛
«بارخدایا! به واسطه‌ی او آنچه که از دینت محو شده تجدید نما».
از جمله کارهایی که امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور انجام می‌دهد آن است که آنچه از دین خداوند متعال محو و نابود شده تجدید خواهد کرد.

80- امام زمان (علیه السلام)، احیا کننده‌ی کتاب الهی

و نیز عرضه می‌دارد:
«و أحیی به ما بدّل من کتابک» (24)؛
«و به واسطه‌ی او آنچه از کتابت تبدیل شده زنده کن».
مطابق برخی از روایات، در آخرالزمان فقط از رسم قرآن چیزی باقی می‌ماند و از حقیقت آن و پیاده نمودن دستوراتش خبری نیست، و چه بسیار از احکام آن که تحریف و تبدیل می‌شود، ولی بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) آنچه که تغییر یافته یا به آن عمل نشده احیا می‌گردد.

81- امام زمان (علیه السلام)، برپا کننده‌ی حکم الهی

و نیز عرضه می‌دارد:
«و اظهر به ما غیّر من حکمک، حتی یعود دینک به و علی یدیه غضاً جدیداً» (25)؛
«به واسطه‌ی او آنچه که از حکمت تغییر کرده ظاهر کن تا آن که دینت به واسطه‌ی او برگشته و به دست او تازه و نو گردد».
در عصر غیبت دین خدا به جهت عمل نشدن به آن و احکامش پژمرده شده و از سطح جامعه کنار گذاشته می‌شود و مورد اعراض مردم قرار می‌گیرد، ولی با آمدن امام زمان (علیه السلام) و ظهور او آنچه از احکام خداوند تغییر یافته ظاهر می‌گردد تا به حدّی که دین خدا به دست آن حضرت تازه و جدید می‌شود.

82- امام زمان (علیه السلام)، آورنده‌ی دین خالص و بدون شک و شبهه

و نیز عرضه می‌دارد:
«... و اظهر به ما غیّر من حکمک، حتی یعود دینُک به و علی یدیه، غضاً جدیداً، خالصاً مُخْلَصاً لاشک فیه و لاشبهة معه» (26)؛
«... و به واسطه‌ی او آنچه از حکمت تغییر کرده ظاهر کن تا دینت به وسیله او برگشته و به دستش تازه و نو گردد، دینی خالص و پیراسته که در آن شک و با آن شبهه‌ای نباشد».
بسیاری از افراد مدّعی اصلاح جامعه و دین‌اند ولی دینی را عرضه می‌کنند که خالص و پیراسته از انحرافات نیست و یا لااقل همراه با شک و شبهه است، و تنها اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و در رأس آن‌ها امام زمان (علیه السلام) است که دین خالص از شک و شبهه را به جامعه عرضه خواهند داشت.

83- امام زمان (علیه السلام)، مبارزه کننده با باطل و بدعت

و نیز عرضه می‌دارد:
«... و لا باطل عنده و لابدعة لدیه... اللهم... و هُدَّ برکنه و اهدم بعزته کل ضلالة» (27)؛
«... و باطل و بدعتی نزد او نیست... بارخدایا!... به رکن او هر بدعتی را خراب و به عزتش هر گمراهی را ریشه‌کن گردان».
امام زمان (علیه السلام) نه تنها باطل و بدعت در او راه ندارد، بلکه خداوند به توسط آن حضرت با چارچوب‌هایی که ترسیم کرده و پیاده می‌کند با هر بدعتی مبارزه کرده و ریشه‌کن می‌سازد، و به عزت آن حضرت هر گمراهی را خراب می‌کند.

84- امام زمان (علیه السلام)، روشنی بخش تاریکی‌ها

و نیز عرضه می‌دارد:
«اللهم نوّر بنوره کلّ ظلمة» (28)؛
«بارخدایا! با نور او هر تاریکی را نورانی ساز».
همان‌گونه که نور ظاهر هر تاریکی را روشن می‌سازد، نور امام زمان (علیه السلام) و هدایتش که به مردم عرضه می‌دارد نیز دل هر مؤمنی را در سطح جهان روشن ساخته و عالم را به نور توحید نورانی می‌سازد.

85- امام زمان (علیه السلام)، شکننده‌ی کمر سرکشان

و نیز عرضه می‌دارد:
«اللهم... و اقصم به کل جبّار» (29)؛
«بارخدایا!... کمر هر سرکش را به وسیله‌ی او بشکن».
تا قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) سرکشان بر جهان حکمرانی می‌کنند ولی خداوند متعال اراده کرده که نه تنها به واسطه‌ی امام زمان (علیه السلام) کمر هر سرکشی خرد و شکسته شود.

86- امام زمان (علیه السلام)، خاموش کننده‌ی فتنه‌ها

و نیز عرضه می‌دارد:
«اللهم... و أَخمد بسیفه کل نار» (30)؛
«بارخدایا!... با شمشیرش هر آتش [فتنه‌ای] را خاموش کن».
تا عصر ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) آتش فتنه در سطح جهان شعله‌ور بوده و وجود داشته و خواهد داشت و فقط به واسطه‌ی آن حضرت است که آتش فتنه‌ها خاموش خواهد شد.

87- امام زمان (علیه السلام)، برچیننده‌ی ظلم ظالم با گسترش عدل

و نیز عرضه می‌دارد:
«اللهم... و أهلک بعدله کلّ جائر» (31)؛
«بارخدایا!... به عدل او هر ظالمی را هلاک گردان».
تنها با اقامه‌ی عدل و گسترش آن در زمین است که می‌توان ظلم و جور را نابود کرد نه این که خود نیز با ظلم و جور به مبارزه‌ی با ظلم و ستم رویم.

88- امام زمان (علیه السلام)، غالب بر همه

و نیز عرضه می‌دارد:
«اللهم... و أَجْرِ حکمه علی کل حکم و أذِلَّ بسلطانه کلَّ سلطان» (32)؛
«بارخدایا! حکمش را بر هر حکمی جاری ساز و به سلطنتش هر سلطنتی را خوار و ذلیل گردان».
با ظهور امام زمان (علیه السلام) و برپایی احکام الهی به کمک خداوند متعال هر حکمی غیر از حکم او مغلوب گشته و با غلبه‌ی سلطنت و حکومتش، سلطنت و حکومت هر کس غیر از او ذلیل و خوار خواهد شد.

89- امام زمان (علیه السلام)، تربیت شده‌ی آیات الهی

در دعای آل یاسین از قول امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خودش فرمود:
«اذا اردتم التوجه بنا الی الله تعالی و الینا فقولوا کما قال الله تعالی: (سلام علی آل یس، السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته...» (33)؛
«هرگاه خواستید به وسیله‌ی ما به خداوند متعال و ما توجه کنید پس آن‌گونه که خداوند متعال فرموده بگویید: (درود بر آل یس، درود بر تو‌ ای دعوت کننده‌ی خدا و تربیت شده‌ی آیات خدا...».
ممکن است که مقصود از «ربّانی آیات خدا» این باشد که آن حضرت تربیت شده و پرورش یافته‌ی آیات خدا باشد و یا این که اوست که آیات خداوند را پرورش داده و به جامعه معرفی می‌کند.

90- امام زمان (علیه السلام)، برپا دارنده‌ی دین خدا

و نیز فرمود:
«... السلام علیک یا باب الله و دیّان دینه» (34)؛
«... درود بر تو ‌ای باب خدا و برپا کننده‌ی دین او».
امام زمان (علیه السلام) دین‌دار واقعی بوده و دین خدا را آن‌گونه که هست برپا خواهد کرد.

91- امام زمان (علیه السلام)، مدافع حق خدا

و نیز فرمود:
«السلام علیک یا خلیفة الله و ناصر حقه» (35)؛
«درود بر تو ‌ای جانشین خدا و مدافع حق او».
خداوند متعال برعهده‌ی مردم حقوقی دارد که امام زمان (علیه السلام) از آن جهت که خلیفه و جانشین خداوند در روی زمین است ناصر دین اوست و حقش را از مردم می‌ستاند.

92- امام زمان (علیه السلام)، راهنما به مقصود خداوند

و نیز درباره‌ی خود می‌فرماید:
«السلام علیک یا حجة الله و دلیل ارادته» (36)؛
«درود بر تو ‌ای حجت خدا و راهنمای به مقصود او».
تنها امام و رهبر معصوم است که می‌تواند راهنما به مقصود و مراد خداوند متعال باشد که در این عصر و زمان تنها کسی که می‌تواند چنین کاری را انجام دهد امام زمان (علیه السلام) است.

93- امام زمان (علیه السلام)، تلاوت کننده و مفسر قرآن

و نیز فرمود:
«السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه» (37)؛
«درود بر تو ‌ای تلاوت کننده و مفسر کتاب خدا».
هم تلاوت قرآن خوب است و هم ترجمه و تفسیر آن، و لذا امام زمان (علیه السلام) بعد از آن که ظهور کرد به تلاوت قرآن پرداخته و آن را آن‌گونه که باید و شاید ترجمه و تفسیر خواهد کرد.

94- امام زمان (علیه السلام)، مبین احکام الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود از قول خداوند متعال نقل می‌کند که فرمود:
«السلام علیک حین تقرأ و تبین» (38)؛
«درود بر تو آن زمان که قرائت می‌کنی و [آیات خدا را] تبیین می‌نمایی».
امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهورش قرآن را قرائت کرده و مفاد آن را تبیین می‌نماید، همان‌گونه که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در صدر اسلام چنین کرده است، و لذا در قرآن می‌فرماید:
(وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ) (39)؛
«و ما این ذکر [= قرآن] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آن‌ها روشن سازی».

95- امام زمان (علیه السلام)، ایمنی بخش مردم

و نیز از حضرت نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«السلام علیک ایها الامام المأمون» (40)؛
«درود بر تو‌ ای امام ایمنی بخش».
امام زمان (علیه السلام) بعد از آن که ظهور کرد امنیت را در سطح جامعه و کره‌ی زمین برقرار خواهد کرد، همان‌گونه که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى‏ لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاَ یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً...) (41)؛
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان‌گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهد ساخت...».

96- رهبران جهان بعد از امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی این چنین عرضه می‌دارد:
«... و صلّ علی ولیّک و ولاة عهده و الأئمة من ولده...» (42)؛
«... و بر ولیّت و جانشینان عهدش و امامان از اولاد او... درود فرست».
از عبارت فوق استفاده می‌شود که والیان عهد امام زمان (علیه السلام) و امامان بعد از او از اولاد اویند و این منافاتی با رجعت اهل بیت (علیهم السلام) خصوصاً امام حسین (علیه السلام) ندارد.

پی‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ج 85، ص 233.
2. بلد الامین، ص 570.
3. کشف الغمه، ج 2، ص 530.
4. کشف الغمه، ج 2، ص 530.
5. اقبال الاعمال، ص 290.
6. اقبال الاعمال، ص 290.
7. همان.
8. مصباح الزائر، ص 230.
9. همان.
10. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
11. همان.
12. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
13 . بحارالانوار، ج 53، ص 222.
14. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
15. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
16. الاحتجاج، ج 2، ص 393.
17. همان.
18. الاحتجاج، ج 2، ص 393.
19. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
20. همان.
21. الاحتجاح، طبرسی، ج 2، ص 492.
22. بقره، آیه 143.
23. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
24. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
25. همان.
26. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
27. همان، ص 304.
28 . الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 304.
29. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 304.
30. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 304.
31. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 304.
32. همان.
33 . الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
34. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
35. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
36. الاحتجاج، طبرسی، ج 2، ص 492.
37. همان.
38. الاحتجاج، ج 2، ص 393.
39. نحل، آیه 44.
40. الاحتجاج، ج 2، ص 393.
41. نور، آیه 55.
42. بحارالأنوار، ج 52، ص 22.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول



 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:59 PM
موعودشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (2)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 موعودشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (2)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

23- دروغ‌گو بودن مدّعی مشاهده در عصر غیبت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به علی بن محمد سمری می‌فرماید:
«و سیأتی شیعتی من یدّعی المشاهدة، ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذّاب مفتر» (1)؛
«و زود است که در بین شیعیانم کسانی پیدا شوند که ادعای مشاهده کنند، آگاه باشید! پس هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه‌ی [آسمانی] ادعای مشاهده کرد او بسیار دروغگو و افترا زننده است».
مقصود به ادعای مشاهده در این توقیع آن است که کسی ادعا کند من هرگاه بخواهم خدمت حضرت می‌رسم و او را می‌بینم و از او دستور می‌گیرم و در حقیقت من دربان و نائب خاص او هستم، که چنین ادعایی را باید در عصر غیبت کبرا تکذیب کرد، و این با رؤیت کمی از افراد در عصر غیبت و رسیدن خدمت امام زمان (علیه السلام) منافاتی ندارد.

24- زندگی کردن امام زمان (علیه السلام) در مکان مخفی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به ابراهیم بن مهزیار فرمود:
«انّ ابی صلی الله علیه عهد الیّ ان لا أوطّن من الارض الا اخفاها و اقصاها؛ اسراراً لأمری و تحصیناً لمحلی من مکائد اهل الضلال و المردة...» (2)؛
«همانا پدرم - که درود خدا بر او باد - به من سفارش کرده که تنها در مکان‌های مخفی و دور از زمین سکنی گزینم؛ به جهت مخفی کردن امرم و حفظ نمودن محلّم از کیدهای اهل گمراهی و سرکشی...».
درباره‌ی غیبت و مخفی بودن امام زمان (علیه السلام) بحث است که آیا خفای آن حضرت شخصی است یا نوعی؛ یعنی هیچ کس او را مشاهده نمی‌کند مگر در برخی از موارد ضروری یا این‌که مردم او را می‌بینند و آن حضرت نیز در بین آن‌ها زندگی می‌کند ولی کسی او را نمی‌شناسد؟ از حدیث فوق استفاده می‌شود که خفای حضرت مهدی (علیه السلام) شخصی بوده و در سرزمین‌های دور و پنهان به سر می‌برد، و هر از چندی که مصلحت باشد با طیّ الارض به حاجتمندان سرکشی کرده و حاجات آنان را برآورده می‌نماید، و این به جهت حفظ و مخفی نمودن امر آن حضرت از دست دشمنان است.

25- علمای دین، مرجع مردم در عصر غیبت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا؛ فانّهم حجّتی علیکم و انا حجّة الله» (3)؛
«در مورد حوادثی که بر شما اتفاق می‌افتد به راویان حدیث ما رجوع کنید؛ زیرا که آن‌ها بر شما از طرف من حجّت‌اند و من حجّت خدایم».
مردم در هر عصر و زمانی احتیاج به کسی دارند که در حوادث جدید و مسایل مستحدثه جوابگوی مسایل آن‌ها باشند، و از آن جا که امام زمان (علیه السلام) در عصر غیبت ارتباط مستقیم با مردم ندارد لذا علمای امت از طرف آن حضرت حجت بر مردم می‌باشند همان‌گونه که آن حضرت حجت مطلق خدا بر علماست.

26- غیبت امام زمان (علیه السلام) تا زمان خاص

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی وصیت پدرش به او فرمود:
«... وصیة اوصی بها الی وصیّ ستره الله عزوجل بأمره الی غایة» (4)؛
«... وصیتی که با آن بر وصیّی نمود که خداوند عزوجل او را به امرش تا زمان خاصّی مستور داشت».
غیبت حجت خدا نمی‌تواند دائمی باشد و تنها به جهت مصالح است که اتفاق می‌افتد و تا مدّت محدودی است، همان‌گونه که غیبت وصیّ و جانشین امام حسن عسکری (علیه السلام) به امر خدا بوده و تا حدّ معیّنی است که خدا تعیین کرده و تنها او می‌داند.

27- مخفی بودن مکان امام زمان (علیه السلام) در عصر غیبت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«... ستره الله عزوجل بأمره الی غایة و اخفی مکانه بمشیته، للقضاء السابق، و القدر النافذ» (5)؛
«... خداوند متعال او را به امرش تا زمانی خاص مستور کرد، و به مشیت و اراده‌اش مکان او را مخفی نمود، به جهت قضاء سابق و قَدَر نافذ [خداوند]».
قضا و قدر الهی بر این تعلق گرفته که امکان زمان (علیه السلام) از دیده‌های مردم تا زمان معینی مخفی باشد و به اراده‌ی خداوند کسی از مکان او اطلاع نداشته باشد؛ به جهت مصلحتی که در آن ملاحظه شده است.

28- امام زمان (علیه السلام) و غصّه خوردن بر شیعیان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی شیعیانش فرمود:
«انه أُنْهِیَ إلی ارتیاب جماعة منکم فی الدین و ما دخلهم من الشک الحیرة فی وُلاة امرهم، فغمّنا ذلک لکم لا لنا وَسَأَوْنا فیکم لا فینا...» (6)؛
«به من خبر رسیده که گروهی از شما در دین شک کرده و در مورد والیان امرشان شک و حیرت بر آن‌ها وارد شده است، این امر بر من اندوه وارد کرده، آن هم به جهت شما نه خودم، چرا که ما در مورد شما ناراحت می‌شویم نه خودمان...».
بزرگان دین و اولیای الهی بعد از آن که خودشان را اصلاح کرده و به کمال رسیده‌اند عمده‌ی همّ و غمّ آن‌ها درباره‌ی مردم می‌باشد؛ از این‌که مردم در دین خود شک داشته و متحیّر گردند و به والیان به حق خود یقین و معرفت نداشته باشند؛ و این غم و غصّه به خاطر مردم است نه خودشان و این چیزی است که دل آن حضرت را به درد می‌آورد.

29- امام زمان (علیه السلام)، غایبی در بین ما

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود چنین تعبیر فرمودند:
«مغیَّب لم یخل منّا» (7)؛
«پنهانی که از بین ما بیرون نیست».
امام زمان (علیه السلام) گرچه از دیدگاه ما غایب است ولی از بین ما بیرون نیست و به شیعیانش سر می‌زند و از احوال آن‌ها باخبر است.

30- امام زمان (علیه السلام)، از جمله‌ی عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمودند:
«أین بقیة الله التی لاتخلو من العترة الطاهرة» (8)؛
«کجاست باقی مانده‌ی خدا که از عترت هدایت‌گر بیرون نیست».
این‌که حضرت مهدی (علیه السلام) که در آخرالزمان ظهور کرده و زمین را پر از عدل و داد می‌کند از عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، از جمله مسایلی است که مورد اتفاق علمای شیعه و سنی می‌باشد؛ گرچه عترت طاهره بودن و عصمت آن بزرگواران را اهل سنت قبول ندارند، ولی مطابق نصّ بالا و آیات و روایات فریقین، عصمت آن‌ها از مسایلی حتمی است.

31- امام زمان (علیه السلام)، سخنگو در گهواره

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«مکلّم الناس فی المهد» (9)؛
«سخنگو با مردم در گهواره».
امام زمان (علیه السلام) همانند حضرت عیسی (علیه السلام) است که برای اثبات امامت خود در گهواره با مردم سخن گفت.

32- امام زمان (علیه السلام)، غائب از دیدگان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«الغائب عن الأبصار، الحاضر فی الامصار» (10)؛
«پوشیده از دیدگان، حاضر در شهرها».
امام زمان (علیه السلام) گرچه به جهت مصالحی که بخشی از آن‌ها معلوم و بخشی دیگرش نامعلوم است به امر خداوند متعال از دیدگان مردم غایب و مخفی است، ولی در شهرها و بین مردم حاضر می‌باشد.

33- امام زمان (علیه السلام)، غائب از اوهام

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را این‌گونه توصیف کرده است:
«الغائب عن العیون، الحاضر فی الأفکار» (11)؛
«پوشیده از دیده‌ها [ی تیز اوهام] و حاضر در افکار [تیز]».
کسی با وهم و خیال نمی‌تواند امام زمان (علیه السلام) و مقام و منزلت او را درک نماید، گرچه افرادی که فکر تیز دارند آن حضرت را حاضر نزد خود می‌بینند.

34- امام زمان (علیه السلام)، باقی مانده‌ی نیکان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«بقیة الأخیار» (12)؛
«باقی مانده‌ی نیکان».
امام زمان (علیه السلام) آخرین وصی از اوصیای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است که خداوند متعال او را به جهت برپایی حکومت عدل جهانی توحید در سطح کره‌ی زمین باقی گذارده و از او نگهداری کرده است.

35- حق داشتن امام زمان (علیه السلام) بر مردم

و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم... و استأصل من جحده حقّه، و استهان بأمره و سعی فی اطفاء نوره و اراد اخماد ذکره» (13)؛
«بار خدایا!... هر کس که حق او را انکار کرده و امرش را سست شمرده و در خاموش کردن نورش کوشش نموده و قصد خاموش کردن ذکرش را نموده ریشه‌کن ساز».
امام زمان (علیه السلام) از جانب خداوند متعال برعهده‌ی ما حقوقی را دارد که از جمله‌ی آن‌ها اطاعت از دستورات و گسترش پرتو نور او در سطح جامعه و زنده کردن یاد اوست.

36- امام زمان (علیه السلام)، باب خداوند

و نیز درباره‌ی خود می‌فرماید:
«... السلام علیک یا باب الله» (14)؛
«... درود بر تو‌ ای باب خدا».
امام زمان (علیه السلام) در این عصر و زمان باب خداوند است که هر کس می‌خواهد از فیض تکوین و تشریع الهی استفاده کند باید از باب او وارد شود، و او واسطه‌ی بین خلق و خالق است.

37- امام زمان (علیه السلام)، آرزوی مردم

و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«السلام علیک ایها المقدم المأمول» (15)؛
«درود بر تو ‌ای پیشتازی که آرزوی مردمی».
همه‌ی مستضعفان عالم در طول تاریخ آرزوی روزی را داشتند که شخصی بیاید و ظالمان را سرکوب نماید و عدالت را در سطح جهان گسترش دهد و آنان را از زیر بار ظلم و ستمشان رهایی دهد و تنها کسی که مصداق واقعی آن است امام زمان (علیه السلام) می‌باشد که با ظهورش در آخرالزمان این خواسته‌ی عمومی را برآورده می‌گرداند.

38- امام زمان (علیه السلام)، باقی مانده‌ی حجت‌های الهی

و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه» (16)؛
«درود بر تو‌ ای باقی مانده‌ی خدا در روی زمین».
در هیچ عصر و زمانی زمین از حجت خدا خالی نبوده است و تنها حجت باقی مانده‌ی خداوند از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) امام زمان (علیه السلام) است.

39- پیمان خداوند با خلق درباره‌ی حضرت مهدی (علیه السلام)

در دعای آل یاسین از حضرت مهدی (علیه السلام) آمده است:
«السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه و وکّده» (17)؛
«درود بر تو‌ ای پیمان خدا که آن را گرفته و بر آن تأکید کرده است».
خداوند متعال از مردم عهد و پیمان گرفته که از صاحبان امر امامت و ولایت پیروی کنند و بر آن نیز تأکید کرده است، که از جمله‌ی آنان امام زمان (علیه السلام) است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
(أَطِیعُوا اللّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) (18)؛
«اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر [= اوصیای پیامبر] را».

40- ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، وعده‌ی تضمین شده‌ی خداوند

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود از قول خداوند متعال می‌فرماید:
«السلام علیک یا وعدالله الذی ضمنه» (19)؛
«درود بر تو ‌ای وعده‌ی خدا که آن را تضمین کرده است».
خداوند متعال وعده داده که مستضعفان عالم به رهبری حضرت مهدی (علیه السلام) در آخرالزمان پیروز گشته و بر جهان حکومت کنند، و این وعده‌ی خود را تضمین کرده و آن را حتمی نموده است، آنجا که می‌فرماید:
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ...) (20)؛
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد...».

41- امام زمان (علیه السلام)، پناه مردم

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود از قول خداوند متعال فرمود:
«السلام علیک ایها... الغوث» (21)؛
«درود بر تو ‌ای... پناه مردم».

42- امام زمان (علیه السلام)، رحمت گسترده‌ی الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود از قول خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«السلام علیک ایها... الرحمة الواسعة» (22)؛
«درود بر تو ‌ای... رحمت گسترده‌ی خدا».
خداوند متعال دارای رحمت گسترده و همه جانبه بوده و امام زمان (علیه السلام) مظهر آن رحمت واسعه است، و این مقام را به جهت قرب به خداوند به دست آورده و از خود به استقلال چیزی ندارد و هرچه از رحمتش را به مردم افاضه می‌کند همه به اذن و اراده و مشیّت الهی است.

43- امام زمان (علیه السلام)، منتظر فرج خود

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... و لإنجاز وعدک مرتقبون، و لحلول وعیدک بأعدائک متوقعون» (23)؛
«... و برای منجّز شدن وعده‌ات مراقب و بر رسیدن عذابت به دشمنانت متوقعیم».
همان‌گونه که امام زمان (علیه السلام) منتظر منجّز شدن وعده‌ی خدا در نجات مستضعفان و وارد شدن عذاب خدا بر دشمنانش است ما نیز باید همیشه چنین انتظاری را داشته باشیم.

44- اکرام اولیا با ظهور امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... و اکرم اولیائک بإنجاز وعدک» (24)؛
«... و با منجّز کردن وعده‌ات [به ظهور امام زمان (علیه السلام)] اولیائت را اکرام گردان».
اولیای الهی گرچه الآن که عصر غیبت است در شدّت و گرفتاری به سر برده و مورد اذیت و آزار و بی‌احترامی دیگران هستند و لااقل قدرشان ناشناخته است ولی با انجاز وعده‌ی حتمی خداوند متعال در ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) تمام اولیای الهی تکریم خواهند شد.

45- امام زمان (علیه السلام)، ولیّ خدا

امام زمان (علیه السلام) در دعایی عرضه می‌دارد:
«اللهم و صلّ علی ولیّک...» (25)؛
«بار خدایا درود فرست بر ولیّت...».
امام زمان (علیه السلام) کسی است که به جهت قرب به خداوند متعال مظهر صفات جمال و جلال و کمال الهی شده که از آن جمله ولایت بر خلق است و او نیز بدین جهت ولیّ بر عموم خلق و به طور خصوص بر مؤمنین می‌باشد.

46- امام زمان (علیه السلام)، کمال نعمت خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«و کمال نعمته» (26)؛
«و کمال نعمت خداوند».
همه‌ی نعمت‌های خداوند متعال در حدّ خود کامل است ولی هنگامی که با نعمت‌های دیگر مقایسه شود برخی از نعمت‌ها مکمل نعمت‌های دیگر می‌باشد، که از آن جمله وجود پر برکت و پر فیض امام زمان (علیه السلام) می‌باشد، و آن کامل‌ترین نعمت خدایی بوده و مکمل نعمت‌های دیگر است و بدون وجود او نعمت‌های دیگر لغو می‌باشد؛ چرا که او علت غایی در خلقت است.

47- امام زمان (علیه السلام)، بهترین ولیّ زمان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را این چنین توصیف می‌کند:
«... خیر من تقمّص وارتدی...» (27)؛
«... او که بهترین کسی است که لباس و رداء را به تن کرده است...».
امام زمان (علیه السلام) بهترین فردی است که خداوند متعال بر قامتش لباس و ردای خلافت و جانشینی خود و پیامبرش را کرده و او را آماده‌ی انقلابی در سطح جهان نموده است.

48- امام زمان (علیه السلام)، برپا کننده‌ی عدالت در سطح زمین

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را این چنین توصیف می‌کند:
«... الذی یملأ الأرض عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً» (28)؛
«... او که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد آن‌گونه که از ظلم و جور پر شده باشد».
خیلی‌ها مدّعی عدالت هستند و با سعی و تلاش خود ممکن است که تا حدودی گرچه بسیار محدود عدالت را پیاده کنند، ولی امام زمان (علیه السلام) تنها کسی است که به کمک و یاری خداوند متعال، عدالت را در سطح کلّ کره‌ی زمین پیاده کرده و آن را پر از عدل و داد خواهد کرد همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده باشد.

49- عدم حرمت ذکر نام امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد تا این‌گونه بر او درود فرستند:
«اللهم صلّ علی محمد بن الحسن...» (29)؛
«بارخدایا! بر محمد بن حسن درود فرست...».
از این‌که در این جمله امام مهدی (علیه السلام) به نام مخصوص خود (محمد) تصریح کرده، معلوم می‌شود که بردن نام ایشان حرمت مطلق و دائمی ندارد.

50- امام زمان (علیه السلام)، احیا کننده‌ی سنت الهی

و نیز امام زمان (علیه السلام) درباره‌ی خود این چنین عرضه می‌دارد:
«... المحیی سنتک» (30)؛
«او که زنده کننده‌ی سنت توست».
امام زمان (علیه السلام) کسی است که بعد از ظهورش، سنت‌های فراموش شده را احیا خواهد کرد.

51- امام زمان (علیه السلام)، دعوت کننده به راه خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود می‌فرماید:
«... الداعی الی سبیلک» (31)؛
«... او که دعوت کننده‌ی به راه توست».
هنگامی که امام زمان (علیه السلام) ظهور نمود سرلوحه‌ی دستورات او دعوت مردم به راه خداست، یعنی آن حضرت مردم را ارائة الطریق کرده و در راهی قرار می‌دهد که خودشان بتوانند طیّ طریق کرده و خود را به سر منزل مقصود برسانند، و این همان وظایف انبیا و اوصیای الهی است؛ زیرا هر کس وظیفه دارد تا با قدرت و اختیار خود راه را بپیماید و وظیفه‌ی انبیا و اوصیا نشان دادن راه صحیح است.

52- امام زمان (علیه السلام)، مظهر عدل خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«القائمِ بقسطک» (32)؛
«او که قیام کننده به عدالت توست».
حضرت مهدی (علیه السلام) بعد از ظهورش نه تنها اهل قسط و عدل است، بلکه قیام به آن می‌نماید و سعی و کوشش در پیاده کردن عدالت در سطح کره‌ی زمین می‌کند.

53- امام زمان (علیه السلام)، برطرف کننده‌ی ظلمت‌ها

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«... و مجلّی الظلمة» (33)؛
«... او که برطرف کننده‌ی ظلمت است».
در عصر غیبت امام زمان (علیه السلام)، ظلمت همه جا را فراگرفته و تنها اوست که با ظهور و پیاده کرده تعالیم الهی و دور ساختن مردم از انحرافات و تحریفات، ظلمت را از سطح جامعه برطرف می‌کند.

54- امام زمان (علیه السلام)، ناطق به حکمت و صدق

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«الناطقِ بالحکمة و الصدق» (34)؛
«او که نطق کننده‌ی به حکمت و راستگویی است».
هنگامی که حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور کند تنها سخن از حکمت می‌گوید و به صداقت رفتار کرده و تمام سخنانش براساس صدق و راستی است.

55- امام زمان (علیه السلام)، کلمه‌ی تامه‌ی خداوند

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی خود فرمود:
«... و کلمتک التامة فی ارضک» (35)؛
«... او که کلمه‌ی تامّ تو در روی زمینت می‌باشد».
کلمه‌ی خداوند متعال بر دو قسم است؛ یکی کلمه‌ی قولی که از جانب او ایجاد می‌شود و دیگری کلمه‌ی فعلی که همان ایجاد خداوند است که همانند کلمه‌ی قولی گویای حقایقی است، و یکی از آن‌ها که کلمه‌ی تامه‌ی خدا در روی زمین است وجود نازنین امام زمان (علیه السلام) می‌باشد، و این نوع کلمه اختصاص به آن حضرت ندارد بلکه تمام پیامبران الهی و اوصیای آن‌ها دارای این عنوان می‌باشند همان‌گونه که خداوند متعال درباره‌ی حضرت عیسی (علیه السلام) این تعبیر را در قرآن به کار برده است.

56- امام زمان (علیه السلام)، ولیّ خیرخواه

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را چنین توصیف فرمود:
«الولی الناصح» (36)؛
«او که ولیّ و سرپرست نصیحت خواه است».
خیلی‌ها رهبر و سرپرست جامعه هستند ولی خیرخواه و نصیحت خواه نیستند و تنها به فکر مطامع خود می‌باشند، ولی امام زمان (علیه السلام) ولیّ و سرپرستی است که خیرخواه و نصیحت خواه شیعیانش می‌باشد و هیچ‌گاه امتش را فراموش نمی‌کند.

57- امام زمان (علیه السلام)، کشتی نجات امت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خود را چنین توصیف کرده است:
«... سفینة النجاة» (37)؛
«... او که کشتی نجات است».
کشتی‌ها بر چند قسم هستند؛ برخی باربری و برخی تفریحی و... و برخی تنها برای نجات افراد از غرق شدن خلق شده است و لذا همیشه آماده‌ی نجات هستند.
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و علی الخصوص امام زمان (علیه السلام) کشتی نجات کلّ بشر از منجلاب و جزر و مدهای پرتلاطم دنیا هستند که خداوند متعال آن‌ها را برای این کار آماده کرده است.

58- امام زمان (علیه السلام)، احیاکننده‌ی احکام الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و أحْیِ بی ما درس من فروضک و سننک» (38)؛
«و آنچه از احکامت که در گذشته روزگار به فراموشی سپرده شده را به وسیله‌ی من احیا کن».
از آن جا که تا وقت ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) بسیاری از احکام الهی تغییر کرده یا به آن عمل نمی‌شود لذا وقتی که حضرت ظهور کند زمینه برای آن‌ها فراهم می‌شود و احکام فراموش شده را زنده خواهد کرد.

59- امام زمان (علیه السلام)، درهم شکننده‌ی شوکت و عظمت متجاوزان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره خود فرمود:
«أین قاصم شوکة المعتدین» (39)؛
«کجاست درهم شکننده‌ی شوکت و عظمت تجاوزگران؟».
گرچه در طول تاریخ بشریت متجاوزان به حقوق یکدیگر دارای شوکت و هیمنه بوده‌اند ولی با ظهور امام زمان (علیه السلام) این شوکت شکسته شده و مؤمنان عزیز خواهند شد».

پی‌نوشت‌ها:

1. غیبت، طوسی، ص 395.
2. الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1112.
3. وسائل الشیعة، ج 27، ص 140.
4. کمال الدین، ج 2، ص 510.
5. همان.
6. بحارالانوار، ج 53، ص 178.
7. اقبال الاعمال، ص 290.
8. همان.
9. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
10. همان.
11. همان.
12. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
13. همان.
14. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
15. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
16. بحارالانوار، ج 53، ص 222.
17. الاحتجاج، ج 2، ص 394.
18. نساء، آیه 59.
19. الاحتجاج، ج 2، ص 392.
20. نور، آیه 55.
21. الاحتجاج، ج 2، ص 392.
22. همان.
23. البلد الامین، ص 570.
24. مهج الدعوات، ص 67.
25. جمال الاسبوع، ص 303.
26. بحارالانوار، ج 53، ص 175.
27. بحارالانوار، ج 53، ص 173.
28. بحارالانوار، ج 53، ص 173.
29. مصباح الزائر، ص 223.
30 . مصباح الزائر، ص 223.
31. مصباح الزائر، ص 223.
32. مصباح الزائر، ص 223.
33 . مصباح الزائر، ص 223.
34. مصباح الزائر، ص 223.
35. مصباح الزائر، ص 223.
36. مصباح الزائر، ص 223.
37. بحارالانوار، ج 53، ص 173.
38. بحارالانوار، ج 94، ص 378.
39. مصباح الزائر، ص 230.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول



 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:59 PM
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.