موعودشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (1)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 موعودشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع) (1)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- وصیت امام حسن (علیه السلام) بر امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی پدرش می‌فرماید:
«... مضی علی منهاج آبائه (علیهم السلام) حذو النعل بالنعل علی عهد عهده و وصیة اوصی بها الی وصیّ...» (1)؛
«... او به روش پدرانش (علیهم السلام) بدون کم و زیاد رفتار کرده و عمر خود را سپری نمود، و لذا عهد و پیمان کرده و وصیّتی برای وصیّی نمود...».
امام حسن عسکری (علیه السلام) کسی بود که به روش پدر و اجدادش (علیهم السلام) در هدایت مردم عمل کرد بدون آن‌که از مواضع آنان عدول کرده باشد و به عهد و پیمانی که امامان قبل با او کرده بودند وفادار بود، و در پایان عمر مردم را از وصی و جانشین خود آگاه نمود و بر او وصیت کرد.

2- ولایت امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور داده تا این‌گونه ارادت خود را به ساحت آن حضرت ابراز کنند:
«انا ولیّ لک، بَریءٌ من عدوّک» (2)؛
«من ولایت شما را پذیرفته و از دشمنانتان بیزارم».
اساس دین بر محبت و دشمنی است؛ دوستی و محبت نسبت به ولیّ خدا و بیزاری و دشمنی از دشمنان ولیّ خدا، و این دو عامل است که می‌تواند انسان را پیرو ولیّ کامل کرده و با بیزاری از دشمنان خدا راه حق و حقیقت را به طور مستقیم بپیماید.

3- امامت حضرت مهدی (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره خودش به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«و صلّ اللهم علی الخلف الهادی المهدی امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة ربّ العالمین» (3)؛
«و درود فرست - بار خدایا! - بر جانشین، هادی، مهدی، امام مؤمنان و وارث پیامبران و حجت پروردگار بر عالمیان».

4- امام زمان (علیه السلام)، مایه‌ی ایمنی برای اهل زمین

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«إنّی لَأَمانٌ لِأَهْلِ الأَرضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لِأَهْلِ السَّماءِ» (4)؛
«همانا، من، امان و مایه‌ی ایمنی برای اهل زمین‌ام، همان‌گونه که ستاره‌ها، سبب ایمنی اهل آسمان‌اند».
این کلام، قسمتی از جواب‌هایی است که امام زمان (علیه السلام)، در پاسخ به نامه‌ی اسحاق بن یعقوب فرموده است. اسحاق در این نامه، از علت غیبت سؤال می‌کند. حضرت بعد از جواب و بیان علت غیبت، به این نکته اشاره دارد که وجود امام در غیبت، بی‌فایده و اثر نیست؛ زیرا، از فوائد امام، این است که وجود او، سبب ایمنی برای اهل زمین خواهد بود، همان‌گونه که ستارگان آسمان، مایه‌ی ایمنی برای اهل آسمان‌اند. همین مضمون نیز در روایات صحیح دیگری به آن اشاره شده است. در آن‌ها آمده است، اگر در زمین، حجت نباشد، زمین و اهل‌اش، دگرگون و مضطرب خواهد شد.
در تشبیه جمله به جمله یعنی امان بودن امام زمان (علیه السلام) برای اهل زمین به امان بودن ستارگان برای اهل آسمان وجوه تشابهی نهفته است که به دو مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1- همان‌گونه که از جهت تکوینی، وجود ستارگان و کیفیت وضع آن‌ها موجب امان و آرامش کرات و سیارات و کهکشان‌ها است، وجود امام زمان (علیه السلام) نیز نسبت به موجودات زمین چنین است.
2- همان‌گونه که به سبب ستارگان شیاطین از آسمان‌ها رانده شدند و امان و آرامش برای اهالی آسمان‌ها از جمله ملائکه فراهم شد، وجود امام زمان (علیه السلام) نیز تکویناً و تشریعاً سبب طرد شیاطین از اهل زمین خصوصاً انسان‌ها خواهد بود.

5- کارهای موجب خوشنودی و یا غضب امام زمان (علیه السلام)

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِءٍ مِنْکُمْ بِما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَیَتَجَنَّبُ ما یُدنْیهِ مِنْ کَراهَتِنا وَسَخَطِنا» (5)؛
«پس هر یک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک سازد، و از آن‌چه که خوشایند ما نبوده و باعث کراهت و خشم ما است دوری گزیند».
روشن است محبت و کراهت اهل بیت (علیهم السلام)، جنبه‌ی فردی و شخصی ندارد، بلکه به ملاک خدایی و الهی است؛ زیرا، هرگاه اهل بیت (علیهم السلام)، مشاهده کنند که شیعیان و منتسبان به آنان، کارهایی را انجام می‌دهند که مورد رضایت الهی است، و نیز از کارهایی که مورد سخط و غضب خداوند است، اجتناب می‌کنند، خوشحال می‌شوند و به آنان می‌بالند.
بر ما است که اگر به دنبال جلب محبت آقا امام زمان (علیه السلام)، و دوری از سخط و غضب آن حضرت هستیم، کاری نکنیم که از ایشان دور شده تا از عنایاتش محروم گردیم. و از طرف دیگر سعی ما بر این باشد که اعمال و رفتاری را انجام دهیم که هرچه بیشتر ما را به ایشان نزدیک گرداند.

6- حکم منکر امام زمان (علیه السلام)

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَبَیْنَ أَحَدٍ قِرابَةٌ، وَمَنْ أَنْکَرَنی فَلَیْسَ مِنّی، وَسَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوحٍ» (6)؛
«بین خداوند عزوجل و هیچ کس قرابت و خویشاوندی نیست، هرکه مرا انکار کند از من نیست، و راه، او راه فرزند نوح است».
این عبارت، بخشی از جواب‌های امام زمان (علیه السلام)، به پرسش‌ها اسحاق بن یعقوب است. از جمله‌ی آن سؤال‌ها، سؤال از حکم کسانی است که از اهل بیت و نسل پیامبراند و از فرزندان عموی آن حضرت شمرده می‌شوند، ولی منکر امام زمان‌اند. او می‌پرسد: «آیا با وجود این‌که منکران حضرت، از ذراری پیامبرند، گمراه‌اند یا نه؟». حضرت (علیه السلام)، در جواب به نکته‌ای اشاره می‌کند و می‌فرماید: «میان خدا و هیچ کس، قرابت و خویشاوندی وجود ندارد که به جهت آن، درباره‌اش ملاحظه‌ی خاصی صورت گیرد. لذا اگر فردی نافرمانی خدا را کند، هرکس که باشد، سرنوشت‌اش دوزخ است.
یکی از موارد نافرمانی خدا، انکار امامت امام زمان یا انکار وجود اوست. آن‌که این نظر را داشته باشد، راهی را که می‌پیماید، راه فرزند نوح است. او، به هر جا پناه برد، نجات نیابد، همان‌گونه که کوه بلند، فرزند حضرت نوح را نجات نداد. این حدیث را روایتی که شیعه و سنّی، در کتب روائی خود آورده‌اند، تأیید می‌کند. که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مثل اهل بیت من، مثل کشتی نوح است، هر کس سوار بر آن شود، نجات یافته و کسی که از آن تخلّف کند، غرق شود» (7).

7- آزار دهندگان امام زمان (علیه السلام)

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَحُمَقاؤُهُمْ، وَمَنْ دینُهُ جِناحُ البَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ» (8)؛
«نادانان و کم‌خردان شیعه و کسانی که پر و بال پشه از دینداری آنان برتر و محکم‌تر است،‌ ما را آزار می‌دهند».
این عبارت، بخشی از توقیعی است که حضرت (علیه السلام) در جواب نامه‌ی محمد بن علی بن هلال کرخی فرستاده است. این توقیع، در ردّ طائفه‌ای از غالیان است که به شرکت ائمه (علیهم السلام) با خداوند در علم و قدرت او، معتقدند!
یکی از وظایف شیعه، این است که امامان را همان‌طور که هستند، بشناسد، نه این‌که آنان را در سطح افراد عادی پایین آورند و یا در قدرت و... شریک خداوند یک تا قرار دهند. گاهی برخی از افراد نادان، مطالبی را به معصومین (علیهم السلام) نسبت می‌دهند که شایسته‌ی افراد عادی هم نیست تا چه رسد به آن بزرگواران.
در روایات فراوان، مقام امامان و وظیفه‌شان به خوبی بیان شده است و لازم است با مراجعه به آن‌ها، تفکر خویش را درباره‌ی امامان اصلاح کنیم و آنان را در مقامی قرار دهیم که خود گفته‌اند.
اعمال و رفتار و اعتقاد غالیان، سبب تکفیر شیعه از سوی مخالفان شده است و گروهی از آنان نیز به نجاست و واجب القتل بودن شیعه فتوا داده‌اند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نهج البلاغه، در کلامی می‌فرماید: «دو کس در مورد من، هلاک می‌گردد: یکی آن کس که در دوستی با من به راه افراط می‌رود و زیاده‌روی می‌کند، دیگری آن که در دشمنی با من، سخت به تفریط می‌افتد» (9).

8- مراعات شیعه از جانب امام زمان (علیه السلام)

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«إنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَلا ناسینَ لِذْکْرِکُمْ، وَلَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ الَّلأُواءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الأَعْداءُ» (10)؛
«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود دشواری‌ها و مصیبتها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن می‌نمودند».
برای شیخ مفید (رحمه الله)، و توقیع از سوی حضرت (علیه السلام)، صادر شده است. در توقیع اول، حضرت، به شیعیان خود این بشارت را می‌دهد که شما، دائماً، تحت‌نظر و مراعات ما هستید و هرگز فراموش نمی‌شوید. از این رو از خطر دشمنان در امانید. شیعه به جهت ظلم ستیزی و پیرو حق و حقیقت بودن، دائماً، مورد تعرّض حکام جور و معاندان و مخالفان خود بوده است. لذا، به کسی نیاز دارد که در سختی‌ها و گرفتاری‌ها، او را یاری کند و از نابودی نجات‌اش دهد. در این توقیع، حضرت (علیه السلام)، به شیعه، این بشارت را می‌دهد که با وجود غایب بودنم شما را حمایت خواهم کرد و هرگز نخواهم گذاشت، نقشه‌ی دشمنان حق و حقیقت، به ثمر نشیند و مذهب شیعه و شیعیان نابود شوند. گره‌گشایی‌هایی که حضرت در طول دوران امامت خویش انجام داده است، نمونه‌هایی رسا برای صحت وعده‌ی حضرت است.

9- دفع بلا از شیعه به واسطه‌ی امام زمان (علیه السلام)

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ، وَبی یَدْفَعُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ البَلاءَ عَنْ أَهْلی وَشیعَتی» (11)؛
«من، خاتم اوصیایم،. خداوند، به سبب من، بلا، را از اهل و شیعیان‌ام دفع می‌کند».
در این حدیث، حضرت (علیه السلام)، به دو نکته اشاره کرده‌‌اند:
1- آن حضرت، خاتم اوصیاء هستند و وصایت و امامت، به وجود ایشان ختم شده است، منظور از وصایت در این‌جا می‌تواند، وصایتی باشد که از فرزند حضرت آدم (علیه السلام)، هابیل یا شیث شروع شده است و به امام زمان (علیه السلام) ختم خواهد شد. و نیز ممکن است که مراد از «خاتمیت در وصایت» در قبال وصایتی باشد که از علی ابن ابی‌طالب (علیه السلام)، شروع شده است. در هر صورت، پس از ایشان، هیچ امامی نخواهد بود و هر کس ادعای امامت کند، باطل و مدعی آن دروغ‌گو است.
2- شیعیان حضرت، در طول تاریخ، گرفتار انواع بلاها و مصائب خواهند شد، امام زمان (علیه السلام)، در این حدیث شریف می‌فرماید: «تنها به سبب من است که خداوند اهل بیت و شیعیان‌ام را از گرفتاری و بلاها نجات خواهد داد». این کلام، دو احتمال دارد:
الف) ‌اینکه مراد، عصر غیبت باشد. در این صورت، منظور حضرت این است که در دوران غیبت، شیعیان، تنها با توسل به حضرت، می‌توانند گرفتاری‌ها را از خود دفع کنند.
حضرت (علیه السلام)، در توقیع خود به شیخ مفید (رحمه الله)، فرمود: «ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نبرده‌ایم که اگر جز این بود دشواری‌ها و مصیبتها بر شما فرود می‌آمد و دشمنان شما را ریشه‌کن می‌نمودند» (12).
ب) احتمال دیگر، این است، که مراد حضرت، عصر ظهور باشد. در این صورت، مقصود این است که خداوند متعال با ظهور حضرت و غلبه‌ی ایشان بر تمام ظالمان، بلاها و مصائب را از اهل ایشان و شیعیان‌اش دور می‌کند.
جمع بین این دو احتمال نیز ممکن است، به این معنا که حضرت (علیه السلام) در غیبت خود و هنگام ظهورش گرفتاری را از شیعیان دور می‌سازد.

10- بهره‌مندی انسان از امام غائب

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«أَمّا وَجْهُ الإنْتِفاعِ بی فی غَیْبَتی فَکَالإنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَتْها عَنِ الأَبْصارِ السَّحابُ» (13)؛
«اما کیفیت و چگونگی استفاده از من در غیبت‌ام، همانند استفاده از خورشید است هنگامی که ابرها آن را از دیدگان پنهان نگاه دارد».
در این حدیث شریف وجود حضرت در عصر غیبت کبرا به خورشید در پس ابر تشبیه شده است.
در این تشبیه، نکات جالبی نهفته است که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:
1- حضرت وجود خود را به خورشید مثال زده است. پر واضح است که خورشید منشأ حیات موجودات است؛ زیرا مایه‌ی گرمی و حرارت و نور و حرکت در جامعه و... است و با نبود آن، حیات و زندگانی از موجودات رخت برمی‌بندد. وجود امام زمان (علیه السلام)، نیز چنین است. وجودش، مایه‌ی حیات معنوی جامعه است و بقای آن نیز به بقای وجود آن حضرت وابسته است. در روایات اسلامی وارد شده است که امامان معصوم (علیهم السلام)، اهداف غایی برای ایجاد مخلوقات‌اند.
2- همان‌گونه که خورشید یکی از مخلوقات و در عین حال واسطه‌ی بهره‌گیری موجودات از نور و حرارت است. امام نیز واسطه‌ی اعلا برای فیض‌بری موجودات است و فیض الهی، مانند، نعمت و هدایت و... به واسطه‌ی او به عموم خلائق می‌رسد.
3- همان‌گونه که مردم، هر آن انتظار خارج شدن خورشید را از پَسِ ابرها دارند، تا تمام و کامل، از وجود و ظهورش استفاده برند، در ایام غیبتِ آن حضرت نیز مردم، منتظر ظهور و خروج اویند و از ظهورش مأیوس نمی‌گردند.
4- منکر وجود آن حضرت با وفور و کثرت آثار و برکات‌اش، همانند منکر وجود خورشید است، هنگامی که در پشت ابرها از دیده‌ها پنهان گردد.
5- همان‌گونه که ابر، کاملاً خورشید را نمی‌پوشاند و نور خورشید، به زمین و زمینیان می‌رسد، غیبت هم مانع کامل و تمامی برای بهره‌دهی حضرت نیست، در زمان غیبت، هر چند دیدگان، حضرت را نمی‌بینند، اما از وجود حضرت بهره می‌برند. توسل یکی از راه‌های بهره بردن از حضرت است.
6- همان‌گونه که در مناطقی که غالباً هوا ابری است، گاهی خورشید، ابرها را می‌شکافد و خود را از لابه‌لای آن‌ها بیرون می‌آورد، و به عده‌ای از مردم نشان می‌دهد، امام زمان (علیه السلام)، نیز هر از چندگاهی، عده‌ای شرف‌یاب محضرش می‌شوند و از وجودش استفاده می‌برند، و از این راه، وجودش را برای عموم مردم به اثبات می‌رساند.
7- همان‌گونه که از خورشید، همه‌گان، از دین‌دار و بی‌دین، نفع می‌برند، آثار و برکات امام عصر (علیه السلام)، همه‌ی عالم را دربرمی‌گیرد، هر چند مردم او را نشناسند و قدرش را ندانند.
8- همان‌گونه که شعاع خورشید، به مقدار روزنه‌ها و اندازه‌ی پنجره‌ها، داخل اتاق‌ها می‌شود و به همان اندازه، مردم از آن بهره می‌برند، مقدار بهره‌ی مردم از وجود و آثار و برکات آن حضرت، به اندازه‌ی قابلیت انسان‌ها است. انسان، هر اندازه، موانع را از خود دور کند و قلب خود را گشایش بیشتری دهد، از وجود و آثار و برکات بیش‌تری بهره می‌گیرد.
9- همان‌گونه که ابرها، خورشید را نابود نمی‌کنند، و تنها مانع رؤیت اویند، غیبت امام زمان (علیه السلام)، تنها، مانع رؤیت اوست.

11- غیبت امام زمان (علیه السلام) از مقدرات الهی

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«أَقْدارُ اللهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ وَإرادَتُهُ لاتُرَدُّ وَتَوْفیقُهُ لا یُسْبَقُ» (14)؛
«تقدیرهای خداوند عزوجل مغلوب نمی‌شود، و اراده‌اش برگشت ندارد، و بر توفیق او هیچ چیز پیشی نمی‌گیرد».
این عبارت، بخشی از کلمات امام زمان (علیه السلام) است که در توقیعی به دو سفیر خود، عثمان بن سعید و فرزندش محمد بن عثمان فرستاده است. امام (علیه السلام) در این توقیع به مسئله‌ی غیبت خود اشاره کرده و می‌فرماید: این موضوع، از تقدیرهای الهی است و اراده‌ی حتمی‌اش به آن تعلق گرفته است.
امام (علیه السلام) در این توقیع، به چند نکته اشاره دارند:
1- هیچ کس نمی‌تواند بر تقدیر الهی پیروز و غالب شود؛ زیرا، او، «مقدِّر کل قَدَر» است و قدرت او، فوق همه‌ی قدرت‌ها است.
2- اگر اراده‌ی حتمی خداوند متعال، به چیزی تعلق گیرد، کسی نمی‌تواند بر اراده‌ی او غلبه کند و جلوی اجرایش را بگیرد؛ زیرا، اراده‌ای فوق اراده‌ی او نیست. در دعایی از امام سجاد (علیه السلام) می‌خوانیم: «پروردگارا! حمد، تنها، مخصوص تو است که مقتدری هستی که هرگز مغلوب نمی‌شود» (15).
3- کارسازی تنها، برای خدا است. تا خدا نخواهد، هیچ تدبیری و تلاشی سود ندهد. برای انجام دادن هر کاری، باید چشم امید به خدا داشت و از او مدد گرفت و با واسطه قرار دادن محبوبان درگاه‌اش، موفق شدن را خواست.

12- امام زمان (علیه السلام) خلیفه‌ی خدا بر روی زمین

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که از خداوند متعال برای خود چنین می‌خواهد:
«استخلفه فی الارض کما استخلفت الذین من قبله» (16)؛
«او را جانشین خود بر روی زمین قرار بده همان‌گونه که کسانی قبل از او را جانشین خود نمودی».
مطابق روایات متواتر و صحیح السند هیچ‌گاه زمین خالی از حجت و خلیفه‌ی خداوند نبوده است و در این زمان خلیفه و جانشین خداوند در روی زمین حضرت مهدی (علیه السلام) است.

13- از عوامل غیبت امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به اسحاق بن یعقوب فرمود:
«... انه لم یکن احد من آبائی الا و قد وقعت فی عنقه بیعةٌ لطاغیة زمانه و انی اخرج حین اخرج و لا بیعة لأحد من الطواغیت فی عنقی» (17)؛
«... همانا هیچ یک از پدر و اجدادم نبوده‌اند جز آن‌که در گردنشان بیعتی برای طاغوت زمانشان بوده است، ولی هنگامی که من خروج می‌کنم بیعت هیچ‌گونه طاغوتی را در گردنم ندارم».
یکی از حکمت‌های غیبت امام زمان (علیه السلام) این است که بر گردن آن حضرت بیعت حاکمی نباشد؛ چرا که التزام به پیمان بیعت لازم است، و از آن جا که هر لحظه‌ای ممکن است آن حضرت قیام نماید، لذا نباید بر گردن او بیعت کسی باشد، ولی هر یک از امامان قبل از آن حضرت یک نوع بیعتی در ذمه‌ی خود با حاکمان ظالم داشتند، گرچه بیعت آن‌ها به ترک مخاصمه و جنگ بوده است، نه آن‌که بیعت بر مشروعیت خلافت آن‌ها باشد؛ زیرا که تمام حاکمان در عصر امامان اهل بیت (علیهم السلام) از ظلمه و فاسقان بوده‌اند.

14- فرج، در دعا برای تعجیل فرج

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به اسحاق بن یعقوب فرمود:
«اکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فانّ ذلک فرجکم» (18)؛
«زیاد برای تعجیل فرج دعا کنید؛ زیرا که فرج شما در آن است».
قوم حضرت یونس (علیه السلام) هنگامی که آن حضرت از بینشان رفت و عذاب را مشاهده کردند به تضرّع و زاری افتاده و به درگاه خدا دعا کردند که همین امر باعث شد که عذاب از آن‌ها برداشته شود و برایشان فرج حاصل گردد.
لذا ما نیز می‌توانیم با دعای به تعجیل فرج عذاب فراق و دوری در عصر غیبت را دور کرده و ظهور آن حضرت را نزدیک گردانیم.

15- امر ظهور فرج به فرمان خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«اما ظهور الفرج فانّه الی الله» (19)؛
«اما ظهور فرج پس به طور حتم به فرمان خداوند می‌باشد».
وقت ظهور فرج امام زمان (علیه السلام) را فقط خدا می‌داند؛ زیرا که به شرایط و مصالحی وابسته و مرتبط است که تنها خداوند از آن آگاه است و هر زمان که مصلحت بداند ولیّ خود را فرمان می‌دهد که ظهور کرده و عالم را از عدل و داد پر گرداند.

16- تعیین وقت ظهور، ممنوع

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«کذب الوقاتون» (20)؛
«کسانی که وقت تعیین می‌کنند دروغ گفته‌اند».
وقت ظهور را تنها خدا می‌داند؛ چرا که مشروط به عوامل و مصالحی است که با تحقق آن‌ها دستور به قیام امام زمان (علیه السلام) صادر می‌شود، و لذا کسانی که هر از چندگاهی خبر از زمان ظهور حضرت می‌دهند دروغ می‌گویند، گرچه ممکن است از افراد صالحی باشند که یک روی سکه را دیده‌اند و از تمام خصوصیات و شرایط ظهور اطلاعی ندارند. گاهی یک طرف قضیه را می‌بینند و می‌گویند که حضرت ظهور می‌کند در حالی که این سکه طرف‌های دیگر نیز دارد، و یا ممکن است شرایط موجود باشد و بدا شده در ظهور تأخیر شود.

17- گمراهی منکر امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«من انکرنی فلیس منّی و سبیله سبیل ابن نوح» (21)؛
«هر کس مرا انکار کند از من نیست و راه او همان راه فرزند نوح است».
اعتقاد به وجود امام زمان (علیه السلام) و امامت او بر همه کس واجب است و هر کس که آن حضرت را انکار کند همانند فرزند نوح (علیه السلام) هلاک خواهد شد گرچه از نزدیک‌ترین افراد به امام زمان (علیه السلام) باشد.

18- توبه‌ی جعفر کذّاب

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«اما سبیل جعفر و ولده فسبیل اخوة یوسف (علیه السلام)» (22)؛
«اما راه جعفر و فرزندش همان راه برادران یوسف (علیه السلام) است».
از این عبارت امام زمان (علیه السلام) استفاده می‌شود که جعفر گرچه دروغگو بوده و می‌خواسته خود را جانشین امام عسکری (علیه السلام) جازند و جان امام زمان (علیه السلام) را نیز در معرض خطر قرار داده است، ولی همان‌گونه که برادران حضرت یوسف (علیه السلام) با او چنین کردند و در آخر توبه نموده و از کار خود پشیمان شدند، جعفر نیز چنین کرد.

19- گناه، مانع رؤیت امام عصر (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به شیخ مفید (قدس سره) فرمود:
«... فما یحبسنا عنهم الا مایتّصل بنا مما نکرهه و لاتُؤْثِره منهم» (23)؛
«... ما را از آن‌ها محبوس نمی‌دارد جز خبرهایی که از ناحیه‌ی آن‌ها به ما می‌رسد که ما کراهت داشته و توقع آن را از شیعیانمان نداریم».
امام زمان (علیه السلام) از گناهانی که شیعیانش انجام می‌دهند و چنین توقعی از آن‌ها ندارد، کراهت داشته و ناراحت می‌شود و مانع ملاقات حضرت چیزی جز گناه نیست.

20- اطلاع کامل امام زمان (علیه السلام) از اخبار شیعیان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به شیعیانش فرمود:
«... فانّا یحیط علمنا بأنبائکم و لایعزب عنّا شیء من اخبارکم» (24)؛
«... ما اطلاع کامل از خبرهای شما داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما مخفی نمی‌ماند».
امام زمان (علیه السلام) گرچه در عصر غیبت کبرا مأمور است که از مردم دور شده و در جای دور دست و در بیابان زندگی کند، ولی از آن جا که از غیبت اطلاع دارد هیچ‌گاه از احوال و اخبار شیعیانش غافل نیست و در فکر مصالح آن‌ها و دفع مفاسد از شیعیانش می‌باشد، و اگر غیر از این بود تا به حال شیعیان را نابود کرده بودند.

21- کارهای امام زمان (علیه السلام) به اذن خداوند متعال

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به شیخ مفید (قدس سره) فرمود:
«انه قد أُذِنَ لنا فی تشریفک بالمکاتبة...» (25)؛
«همانا به ما اجازه داده شده که شما را مشرّف به نامه‌نگاری [به خود] نماییم...».
کارهایی که امام زمان (علیه السلام) در عصر غیبت انجام می‌دهند همگی به اذن و اراده و مشیت خداوند متعال است و لذا آن حضرت به شیخ مفید (قدس سره) می‌فرماید: به ما اجازه داده شده که با تو مکاتبه نماییم.

22- وظیفه‌ی علما در عصر غیبت

از امامان زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به ابراهیم بن مهزیار فرمود:
«ارجو یا بنیّ! ان تکون احد من اعدّه الله لنشر الحق و طیّ الباطل و اعلاء الدین و اطفاء الضلال» (26)؛
«‌ای فرزندم! امیدوارم که تو یکی از کسانی باشی که خداوند او را برای نشر حق و نابودی باطل و بلند کردن شأن دین و خاموش کردن گمراهی آماده ساخته است».
وظیفه‌ی علما در عصر غیبت چند چیز است که امام زمان (علیه السلام) به علیّ بن مهزیار سفارش کرده است؛
1- نشر و بیان حق؛
2- نابودی و زیر پا گذاشتن باطل؛
3- اعلا و سربلند کردن دین اسلام؛
4- خاموش کردن فتنه‌ی گمراهی و ضلالت؛
و این وظایف تنها با لطف و عنایت خداست که انجام می‌پذیرد و این سمت از ناحیه‌ی خداوند متعال به افراد افاضه می‌گردد.

پی‌نوشت‌ها:

1. کمال الدین، ج 2، ص 510.
2. بحارالانوار، ج 53، ص 173.
3. جمال الاسبوع، ص 302.
4. کمال الدین، ج 2، ص 485، ح 10؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 292، ح 247؛ احتجاج، ج 2، ص 284؛ إعلام الوری، ج 2، ص 272؛ کشف الغمة، ج 3، ص 340؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1115؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 181، ح 10.
5. احتجاج، ج 2، ص 323 و 324؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176، ح 7.
6. کمال الدین، ص 484؛ ح 3؛ الغیبة، طوسی، ص 290، ح 247؛ احتجاج، ج 2، ص 283؛ کشف الغمة، ج 3، ص 339؛ إعلام الوری، ج 2، ص 270؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1113؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 180، ح 10.
7. بصائر الدرجات، ص 317، ح 4؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 151.
8. احتجاج، ج 2، ص 289؛ بحارالأنوار، ج 25، ص 267، ح 9.
9. نهج البلاغه، حکمت 469؛ بحارالأنوار، ج 39، ص 295، ح 96.
10. احتجاج، ج 2، ص 323؛ الخرائج و الحرائج، ج 2، ص 903؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 175، ح 7.
11. کمال الدین، ج 2، ص 441، ح 12؛ الغیبة طوسی، ص 246، ح 215؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 30، ح 25.
12. احتجاج، ج 2، ص 323؛ الخرائج و الحرائج، ج 2، ص 903؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 175، ح 7.
13. کمال الدین، ج 2، ص 485، ح 10؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 292، ح 247؛ احتجاج، ج 2، ص 284؛ إعلام الوری، ج 2، ص 272؛ کشف الغمة، ج 3، ص 340؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1115؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 181، ح 10.
14. کمال الدین، ج 2، ص 511، ح 42؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1111؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 191، ح 19.
15. صحیفة سجادیة، دعای 49، رقم 14؛ مهج الدعوات، ص 222؛ بحارالأنوار، ج 92، ص 428، ح 43.
16. مصباح، کفعمی، ص 770.
17. احتجاج، ج 2، ص 469.
18. احتجاج طبرسی، ج 2، ص 469.
19. اعلام الوری، ص 452.
20. همان.
21 . اعلام الوری، ص 452.
22. اعلام الوری، ص 452.
23. بحارالانوار، ج 53، ص 176.
24. بحارالانوار، ج 53، ص 174.
25. همان.
26. غیبت، طوسی، ص 361.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:59 PM
معادشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 معادشناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- حقانیت مرگ

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«ان الموت حق» (1)؛
«و همانا مرگ حق است».
یکی از اعتقادات ما که با واقعیت خارجی نیز مطابقت دارد موضوع مرگ است، و قرآن نیز بر آن تأکید دارد آنجا که می‌فرماید:
(كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ) (2)؛
«هر کسی مرگ را می‌چشد».
و می‌دانیم که اعتراف به حقانیت مرگ در زندگی انسان اثر تربیتی فراوان دارد؛ زیرا کسی که می‌داند مرگ در پیش رو دارد دلبستگی به دنیا پیدا نمی‌کند تا مانع رسیدن او به کمال باشد، بلکه همیشه به دنبال زاد و توشه برای آخرت است گرچه نباید نصیبش از دنیا را فراموش نماید، ولی باید در نظر او دنیا استقلال نداشته باشد.

2- لزوم اقرار به حقانیت برزخ و معاد

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و انّ الموت حق و انّ ناکراً و نکیراً حق، و اشهد انّ النشر حق...» (3)؛
«و همانا مرگ حق است و این‌که ناکر و نکیر نیز حق می‌باشند، و گواهی می‌دهم که انتشار [نامه‌ی اعمال انسان در روز قیامت] حق است...».
ما معتقدیم که انسان‌ها در این دنیا نخواهند ماند بلکه همگی طعم مرگ را خواهند چشید و نکیر و منکر در عالم برزخ از آن‌ها سؤال خواهند کرد و پس از عالم برزخ همگی در صحنه‌ی قیامت محشور شده و نامه‌های اعمالشان منتشر خواهد شد.

3- مبشّر و بشیر برزخی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که از خداوند متعال چنین تقاضا می‌کند:
«و ادرأ عنّی منکراً و نکیراً، و أرِ عینی مبشِّراً و بشیراً» (4)؛
«و از من منکر و نکیر را دور کرده و [به جای آن] مبشّر و بشیر را به من بنمایان».
از این جملات استفاده می‌شود که دو ملک دیگر در عالم برزخ بعد از مرگ انسان وجود دارند که گاهی برای برخی از افراد جایگزین نکیر و منکر شده و او را بشارت به بهشت و جایگاه برین می‌دهند.

4- سؤال در برزخ

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و تولّ انت نجاتی من مسائلةِ البرزخ» (5)؛
«و حسابرسی برزخ مرا خود به عهده گیر».
از جمله اموری که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به آن خبر داده‌اند مسأله‌ی سؤال در برزخ از اموات است که بعد از آن، افرادی که نیک کردار بوده‌اند جایگاه خوبی داشته و افراد زشت کار در جایگاه بد به سر می‌برند.

5- سؤال مُنکر و نکیر در برزخ

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و تول انت نجاتی فی مسألة البرزخ، و ادرأ عنّی مُنکَراً و نکیراً» (6)؛
«و حساب‌رسی برزخی مرا خود برعهده گیر، و نکیر و منکر را از من دور کن».
از جمله اموری که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به آن خبر داده‌اند مسأله‌ی سؤال در برزخ توسط دو ملک به نام نکیر و منکر است که ما نیز باید به آن اعتقاد کلی داشته باشیم، گرچه ممکن است کس دیگری متکفّل آن شده و کار آن دو را انجام دهد، که در این دعا از خداوند متعال خواسته شده که خودش متکفّل آن شود.

6- پایان پذیرفتن خلقت عالم

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:
«و اودعته علم ما کان و ما یکون الی انقضاء خلقک» (7)؛
«و علم آنچه بود و آنچه خواهد بود تا هنگام به آخر رسیدن آفرینشت را به او سپردی».
در علم کلام به اثبات رسیده که هرچه مبدأ و ابتدایی دارد، انتهایی نیز دارد، و از آن جا که عالم حادث است و خداوند متعال علت محدثه‌ی آن می‌باشد لذا انتهایی هم دارد.

7- احیای موتی به واسطه‌ی روح‌القدس

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت عیسی (علیه السلام) به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اذ ایّدته بروح‌القدس، و انطقته فی المهد، فاحیی به الموتی، و ابرأ به الأکمة و الأبرصَ باذنک» (8)؛
«آن هنگام که او را به روح‌القدس تأیید کرده و او را در گهواره به سخن درآوردی، و به واسطه‌ی او مرده را زنده کردی و [مرض] گنگی و پیسی را به اذن تو بهبودی داد».
از جملات فوق استفاده می‌شود که حضرت عیسی (علیه السلام) کارهای خارق‌العاده‌ای از آن جمله زنده کردن مرده‌ها را به سبب و عامل خاصی انجام داده است که روح‌القدس باشد، همان عاملی که موجب تأیید حضرت عیسی (علیه السلام) گردیده و به آن، امراض دشوار را علاج می‌کرد.

8- عقیده‌ی به معاد

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«انت الله الذی مَبْدَء الخلق و معیدهم» (9)؛
«تو خداوندی هستی که آغازگر خلق و اعداه کننده‌ی آنانی».
و نیز در ادامه درباره‌ی خداوند متعال می‌فرماید:
«... و باعث من فی القبور» (10)؛
«... و مبعوث کننده‌ی دفن شده‌های در قبرها می‌باشی».
یکی از اصول دین اعتقاد به معاد و بازگشت مردم به عالمی دیگر برای حساب و کتاب و جزاست، و این عالم به اراده و قدرت لایزال و حتمی او انجام می‌گیرد.

9- حقانیت قیامت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«البعث حق» (11)؛
«برانگیخته شدن مردم [در روز قیامت] حق است».
از جمله اعتقادات اسلامی و نیز همه‌ی ادیان الهی عقیده به معاد و برانگیخته شدن به جهت حساب است، که بعد از آن برخی به جهنم رفته و عده‌ای نیز به بهشت خواهند رفت.

10- حقانیت محشور شدن مردم

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و الحشرَ حق» (12)؛
«و محشور شدن مردم حق است».
ما معتقدیم که در قیامت همه‌ی مردم برای حساب و کتاب محشور می‌شوند تا پس از محاسبه‌ای دقیق و توزین اعمال به جزای خیر یا شرّ خود نایل گردند و این از مسایل حقی است که امام زمان (علیه السلام) نیز بر آن اذعان کرده و عقل و قرآن و روایات متواتر نیز بر آن دلالت دارند.

11- آخرت، بزرگ‌ترین همّت انسان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه کنیم:
«و لا تجعل... الدنیا اکبر همّی» (13)؛
«و دنیا را بزرگ‌ترین همت من قرار ندهی».
از آنجا که دنیا مزرعه‌ی آخرت است و انسان در همین دنیا می‌تواند توشه‌ی آخرت را بردارد، لذا باید همّ و غمّ آن را داشته باشد، ولی نباید دنیا برای انسان بزرگ‌ترین هدف و آرزویش باشد، و لذا باید از خداوند متعال بخواهد تا به او لطف کرده و آخرت را بزرگ‌ترین همت او قرار دهد و یا لااقل با دنیا مساوی گرداند.

12- حقانیت «صراط»

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«ان الصراط حق» (14)؛
«همانا صراط حق است».
یکی از مواقف قیامت موقف «صراط» است؛ به این معنا که بر روی جهنم پلی قرار دارد که همه‌ی افراد باید از روی آن عبور کنند؛ بهشتی‌ها از آن گذر کرده و وارد بهشت می‌شوند و جهنمی‌ها از آن سقوط کرده و در دوزخ می‌افتند. این آن معنایی است که متکلمان اسلامی به آن اشاره کرده و از ظاهر برخی از روایات استفاده می‌شود؛ گرچه برخی آن را به معنای دنیا گرفته‌اند.

13- حقانیت «مرصاد»

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و المرصادَ حقّ» (15)؛
«و مرصاد حق است».
برای این واژه دوگونه می‌توان تفسیر کرد؛
1- این‌که خداوند در این دنیا در کمین افراد خطاکار است و تمام رفتار و کردارشان را زیر نظر دارد.
2- این‌که خداوند متعال در قیامت و هنگام حساب و کتاب در کمین افراد خطاکار است و همه را زیر نظر دارد و کسی نمی‌تواند بدون حساب و کتاب از آن مواقف بگذرد.

14- حقانیّت «میزان»

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که می‌فرماید:
«و المیزانَ حق» (16)؛
«و میزان حق است».
یکی از اعتقاداتی که در قرآن و روایات نیز به آن اشاره شده مسأله‌ی «میزان» است؛ به این معنا که در قیامت تمام اعمال خوب و بد انسان‌ها به صورت دقیق، وزن و اندازه‌گیری می‌شود تا به کسی ظلم نشود، گرچه می‌توان گفت که این توزین و اندازه‌گیری خداوند به صورت توزین دنیوی و امور مادی نیست بلکه از آن جهت که اعمال جنبه‌ی غیر مادی دارد لذا توزین هم به صورت غیرمادی است.

15- حقانیّت «حساب»

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و الحسابَ حق» (17)؛
«و حساب حق است».
یکی از اعتقادات ما در مورد قیامت و مواقف آن موقف حساب و کتاب اعمال است تا کسی که نیکی کرده به جزای نیک خود برسد و کسی که بدی کرده به جزای کارهای زشت خود نایل گردد، و این عقیده از عقاید حقی است که امام زمان (علیه السلام) نیز به آن اشاره کرده و از آیات و روایات متواتر نیز استفاده می‌شود.

16- سرعت در حسابرسی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«یا... اسرع الحاسبین» (18)؛
«‌ای سریع‌ترین حسابرسان».
یکی از مواقف قیامت، موقف حسابرسی اعمال است و از انسان‌های خوب و بد حساب کشیده می‌شود و از آن جا که خداوند متعال عالم به حقایق امور از گذشته و حال و آینده است، و هیچ چیز مانع او نمی‌گردد، لذا در حسابرسی از همه سریع‌تر می‌باشد.

17- حقّانیّت بهشت و دوزخ

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و الجنة و النار حق و الوعد و الوعید بهما حق» (19)؛
«و بهشت و دوزخ حق است و وعده و وعید به بهشت و دوزخ نیز حق است».
از جمله اعتقادات ما، اعتقاد به بهشت و جهنم است؛ بهشت برای نیکوکاران، و دوزخ برای بدکاران، و این دو وعد و وعیدی است که خداوند متعال به آن خبر داده و مطابق نصّ قرآن کریم او هرگز خلف وعده نمی‌کند، و این اعتقادی است که امام زمان (علیه السلام) نیز بر آن تأکید نموده است.

18- سؤال از ولادت در بهشت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد زاد و ولد در بهشت از بهشتیان فرمود:
«... اذا اشتهی المؤمن ولداً خلقه الله عزوجل بغیر حمل و لا ولادة علی الصورة التی یرید» (20)؛
«... هرگاه که مؤمن فرزندی را خواست خداوند متعال بدون حمل و ولادت، به آن صورتی که خواسته آن را برای او خلق می‌کند».

پی‌نوشت‌ها:

1. الاحتجاج، ج 2، ص 393.
2. آل عمران، آیه 185.
3. الاحتجاج، ج 2، ص 393.
4. مصباح الزائر، ص 56.
5. مصباح الزائر، ص 56.
6. مصباح الزائر، ص 56.
7. اقبال الاعمال، ص 290.
8. بلد الأمین، ص 393.
9. منتخب الاثر، ص 521.
10. منتخب الاثر، ص 521.
11. الاحتجاج، ج 2، 393.
12. همان.
13. بحارالانوار، ج 95، ص 266.
14. همان.
15. بحارالانوار، ج 95، ص 266.
16. همان.
17. بحارالانوار، ج 95، ص 266.
18. مصباح الزائر، ص 56.
19. مصباح الزائر، ص 56.
20. احتجاج، طبرسی، ج 2، ص 487.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:57 PM
امام حسن (ع) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 امام حسن (ع) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- امامت امام حسن (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام حسن مجتبی (علیه السلام) عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی الحسن بن علی، امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (1)؛
«و بر حسن بن علیّ، امام مؤمنان، و وارث فرستاده‌شدگان و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».
در جملات فوق صفاتی برای امام حسن (علیه السلام) بیان شده است؛
1- امام مؤمنان
2- وارث علم پیامبران مرسل
3- حجت پروردگار عالمیان بر خلق

2- صفات امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) را این چنین توصیف کرده و به آن دو توسل جسته‌اند:
«و اتقرّب الیک... بقرّتی عین الرسول، و ثمرتی فؤاد البتول، السیدین، الامامین: ابی محمد الحسن و ابی عبدالله الحسین (علیهماالسلام)» (2)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم... به دو نور دیده‌ی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دو میوه‌ی قلب [زهرای] بتول، دو سرور، دو امام، ابومحمد حسن، و ابوعبدالله حسین (علیهماالسلام)».
امام زمان (علیه السلام) در عبارت فوق به صفاتی از امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) اشاره می‌کند؛
1- نور چشمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم).
2- میوه‌ی دل زهرای اطهر.
3- دو سرور جوانان بهشت.
4- امام و رهبران جامعه

3- امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) دو سرور جوانان بهشت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی سبطی الرحمة و امامی الهدی الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنة» (3)؛
«و بر دو سبط رحمت و دو امام هدایت؛ حسن و حسین، دو سرور جوانان اهل بهشت، درود فرست».
در روایات فریقین؛ شیعه و سنی آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) را دو سرور جوانان اهل بهشت معرفی کرده است، گرچه اهل سنت خواسته‌اند شبیه آن را نیز برای ابوبکر و عمر جعل کنند که این دو سرور پیر مردان بهشت‌اند، در حالی که نمی‌دانند همه‌ی اهل بهشت جوان هستند.

پی‌نوشت‌ها:

1. جمال الاسبوع، ص 301.
2. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
3. مصباح المتهجد، ص 577.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:56 PM
امام حسین (ع) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 امام حسین (ع) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- امامت امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره امام حسین (علیه السلام) عرضه می‌دارد:
«و صل علی الحسین بن علی امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (1)؛
«و بر حسین بن علی، امام مؤمنان، و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».
در این فقرات نیز سه عنوان برای امام حسین (علیه السلام) ذکر شده است؛
1- امام مؤمنان، 2- وارث علم انبیاء مرسل، 3- حجت پروردگار عالمیان

2- اخلاص در ولایت امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«السلام علیک، سلام... المخلصِ فی ولایتک» (2)؛
«سلام بر تو، سلام... کسی که در ولایت و دوستی تو خالص است».
امام حسین (علیه السلام) از جمله دوازده امامی است که از جانب خداوند متعال به امامت رسیده و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به امامت و وصایت او تصریح نموده است، و لذا بر عموم مسلمین خصوصاً دوستانش ولایت دارد، و بر ماست که بر ولایت او اخلاص داشته باشیم تا از برکات آن بهره‌مند شویم؛ زیرا پذیرش ولایت آن بزرگوار در حقیقت به نفع خودمان می‌باشد.

3- امام حسین (علیه السلام)؛ مرجع دینی مردم

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«اشهد انّک... کنت... معدن الاحکام» (3)؛
«گواهی می‌دهم که تو... معدن حکم‌ها بودی».
امام حسین (علیه السلام) کسی بود که از سرچشمه‌ی علم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شهر علم او یعنی حضرت علی (علیه السلام) سیراب شده و در دامان آنان پرورش یافته بود و لذا مرجع دینی مردم به حساب می‌آمد. و نیز میراث علمی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که نزد پدرش حضرت علی (علیه السلام) بود و از او به برادرش امام حسن (علیه السلام) منتقل شد، بعد از شهادت او به امام حسین (علیه السلام) منتقل گشت.

4- حرمت امام حسین (علیه السلام) نزد خداوند متعال

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد امام حسین (علیه السلام) می‌فرمود:
«السلام علیک، سلام العارف بحرمتک» (4)؛
«سلام بر تو، سلام آگاه به حرمت و احترامت».
امام حسین (علیه السلام) هم امام است و هم معصوم و هم دارای فضایل و مناقب بی‌شمار، از آن جمله رسیدن به مقام شهدا و شهید شهیدان، لذا بدین جهت دارای حرمت و احترام ویژه و خاصی نزد خداوند متعال است، و بر ماست که به حرمت او معرفت پیدا کرده و آن را پاس بداریم.

5- امامان از ذریه‌ی امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«السلام علی مَن الائمة من ذریته» (5)؛
«سلام بر کسی که امامان از فرزندان اوست».
مطابق روایتی که آمده از خصلت‌ها و خصوصیات امام حسین (علیه السلام) که عوض شهادتش خداوند متعال به او عنایت کرده این که امامت از ذریه‌ی امام حسن (علیه السلام) به ذریه‌ی امام حسین (علیه السلام) منتقل شد و این کرامتی بس بزرگ است که منشأ آن شهادت و فداکاری آن حضرت بوده است.

6- امام حسین (علیه السلام) از اصحاب کساء

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«السلام علی خامس اصحاب الکساء» (6)؛
«سلام بر پنجمین فرد از آل عبا».
آیه‌ی «تطهیر» که دلالت بر طهارت و عصمت از گناه و سهو و اشتباه و نسیان دارد بر پنج تن آل عبا نازل شد که یکی از آن‌ها حضرت امام حسین (علیه السلام) بوده است.
خداوند متعال می‌فرماید:
(إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً) (7)؛
«خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».

7- امام حسین (علیه السلام)، سید شهدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«السلام علی شهید الشهداء» (8)؛
«سلام بر سید شهداء».
در طول تاریخ بشریت خیلی‌ها در راه حق و حقیقت و پیاده شدن احکام الهی و مبارزه‌ی با مستکبران به شهادت رسیده و جان خود را فدا کردند ولی کاری که امام حسین (علیه السلام) انجام داد هرگز قابل مقایسه‌ی با دیگران نیست، و لذا هیچ روزی به مانند روز عاشورا نبوده و نخواهد بود، و بدین جهت است که او را سید و سرور شهیدان و شهید شهدا لقب داده‌اند.

8- امام حسین (علیه السلام)، فریاد برآورنده‌ی به حق و بیّنه

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«... و صدعت بالحق و البیّنة» (9)؛
«... و به حق و بیّنه فریاد برآوردی».
گاهی باطل چنان در جامعه گسترش می‌یابد که برای امر به معروف و نهی از منکر باید فریاد برآورد و با بیّنه و برهان مردم را به سوی حق دعوت نمود، همان‌گونه که امام حسین (علیه السلام) چنین نمود.

9- قیام امام حسین (علیه السلام) با اهل بیت و یاران، در راه حق

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«... فسرتَ فی اولادک و اهالیک و شیعتک و موالیک» (10)؛
«... و با فرزندان و خاندان و پیروان و دوستانت به راه افتادی».
گاهی مصالح اقتضا می‌کند که انسان با اهل بیت و اولاد و شیعیان و موالی خود قیامی را شروع کند و آنان نیز در نهی از منکر و امر به معروفش شریک باشند و حتی خون آن‌ها هم با خون خودشان در راه اهداف بلند اسلام مخلوط شود، همان‌گونه که امام حسین (علیه السلام) در قیام خود در صحرای کربلا چنین نمود.

10- تقرب به سوی خدا با محبت امام حسین (علیه السلام) و برائت از دشمنان او

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«السلام علیک، سلام... المتقربِ الی الله بمحبتک، البریء من اعدائک» (11)؛
«سلام بر تو، سلام کسی که... خواهان نزدیکی به خدا با محبت تو، و بیزار از دشمنانت می‌باشد».
تقرب به سوی خدا با محبت و دشمنی است، محبت به اولیای الهی از آن جمله امام حسین (علیه السلام) و بغض و دشمنی نسبت به دشمنان اولیای الهی از آن جمله قاتلان امام حسین (علیه السلام)، و دین هم جز حبّ و بغض حقیقی و به مورد نیست، و این حبّ و بغض است که انسان را پیرو محبوب حقیقی و مخالف افراد پست می‌کند.

11- شفا در تربت امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«السلام علی من جُعِلَ الشفاء فی تربته» (12)؛
«سلام بر کسی که خداوند شفا را در تربت او قرار داد».
در روایات آمده که خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین (علیه السلام) سه امتیاز به او داد که به دیگران نداده است؛ یکی آن‌که شفا را در تربتش قرار داده، و لذا هرگاه مریضی از آن به اندازه‌ی یک نخود به نیّت شفا بخورد به اذن خداوند متعال اگر صلاح باشد شفا پیدا می‌کند.

12- اجابت دعا زیر گنبد امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«السلام علی من الاجابة تحت قبّته» (13)؛
«سلام بر کسی که اجابت دعا در زیر گنبد اوست».
در روایت آمده که خداوند متعال عوض شهادت امام حسین (علیه السلام) به او سه خصلت داده است؛ یکی از آن‌ها اجابت دعا زیر قبّه‌ی ایشان است، اگر مصلحت باشد. و ممکن است که معنای حدیث این باشد که هر دعایی هر جای عالم می‌شود و صلاح است که به اجابت برسد زیر قبه‌ی امام حسین (علیه السلام) به هدف اجابت نایل می‌گردد.

13- برپایی عزا در سوگ امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«و اختلفت جنود الملائکة المقربین، تُعَزِّی اباک امیرالمؤمنین و اقیمتْ لک المآتم فی اعلی علّیین» (14)؛
«فرشتگان مقرب برای سوگواری و تسلیت گفتن به پدرت امیرمؤمنان نزد او می‌رفتند و در اعلی علّیین برایت مجلس عزا و ماتم برپا شد».
از آداب دعا، تعزیت گفتن به صاحبان آن و برپایی مراسم عزاداری است، همان کاری که بین مردم مرسوم بوده و حتی صحابه آن را در سوگ امواتشان انجام می‌دادند و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز به آن تشویق کرده است. کاری که ملائکه‌ی آسمان در اعلی علّیین برای امام حسین (علیه السلام) انجام دادند.

14- شکسته شدن دل در مصیبت امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«السلام علیک... سلام من قلبه بمصابک مقروح» (15)؛
«سلام بر تو... سلام کسی که قلبش در مصیبت تو مجروح است».
کاری که امام حسین (علیه السلام) کرد و جانفشانی که او با اهل بیتش در راه خدا و دینش نمود، دل هر انسانی را جریحه‌دار می‌کند گرچه مسلمان هم نباشد. و لذا مشاهده می‌کنیم که بسیاری از افراد غیر مسلمان هستند که وقتی واقعه و حوادث کربلا را می‌شنوند متأثر شده و دلشان شکسته و قلبشان جریحه‌دار می‌گردد.

15- گریه در ذکر امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«السلام علیک... سلام من... دَمْعُهُ عند ذکرک مسفوح» (16)؛
«سلام بر تو... سلام کسی که... اشکهایش هنگام ذکر [مصیبت تو] ریزان است».
گریه ناشی از سوز دل و شکستن و جریحه‌دار شدن آن است. گریه در سوگ اولیا و جانفشانی آن‌ها نه تنها تأثیر منفی روانی نداشته و حالت افسردگی ایجاد نمی‌کند بلکه می‌تواند حالت معنوی عجیبی در روح و روان انسان داشته باشد، و قلب زنگار دیده‌ی انسان گناهکار را شستشو دهد.

16- همه‌ی عالم گریان در سوگ امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی مصیبت امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید:
«بکت السماء و سکّانها و الجنان و خزّانها و الهِضاب و اقطارها، و البحار و حیتانها، و الجنان و وِلدانها و البیت و المقام، و المشعر الحرام، و الحلّ و الحرام» (17)؛
«آسمان و ساکنانش، و بهشت و خزینه دارانش، و کوه‌های گسترده بر روی زمین و کرانه‌هایش، و دریاها و ماهیانش، و جنّیان و فرزندانشان، و خانه‌ی خدا و مقام ابراهیم، و مشعر الحرام، و حلّ و احرام، بر او گریستند».
کاری که امام حسین (علیه السلام) انجام داد دوست و دشمن را به گریه درآورده و به تحسین واداشت و نه تنها موجودات ذی شعور بلکه تمام موجودات عالم و ذرات آن بر آن حضرت گریه کردند.

17- سینه زنی در سوگ امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«و لطمت علیک الحور العین» (18)؛
«و به خاطر تو حور العین بر سینه زد».
یکی از انواع عزاداری‌ها و سوگواری در مصیبت امام حسین (علیه السلام) سینه زنی یا صورت زنی است، کاری که حتی ملائکه در سوگ امام حسین (علیه السلام) انجام دادند.

18- زنا زاده بودن قاتلان امام حسین (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«السلام علی قتیل الادعیاء» (19)؛
«سلام بر کشته شده به دست زنازادگان».
یکی از عوامل شقاوت انسان‌ها و عاقبت به شرّی زنازادگی و زناکاری است، و لذا هنگامی که به تاریخ زندگی سرکردگان لشکر عمر بن سعد و عبیدالله بن زیاد رجوع می‌کنیم پی می‌بریم که بسیاری از آن‌ها این کار بوده‌اند.

پی‌نوشت‌ها:

1. جمال الاسبوع، ص 301.
2. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
3 . بحارالانوار، ج 101، ص 328.
4. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
5. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
6. همان.
7. احزاب، آیه 33.
8. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
9. مزارکبیر، ص 165.
10. مزارکبیر، ص 165.
11. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
12. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
13. همان.
14. مزارکبیر، ص 165.
15. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
16. بحارالانوار، ج 101، ص 328.
17. مزارکبیر، ص 165.
18. مزارکبیر، ص 165.
19. بحارالانوار، ج 101، ص 328.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:56 PM
شناخت امام چهارم تا یازدهم در بیان امام مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 شناخت امام چهارم تا یازدهم در بیان امام مهدی (ع)

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- امام سجاد (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام سجاد (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام سجاد (علیه السلام) به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی علی بن الحسین امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (1)؛
«و بر علی بن حسین، امام مؤمنان و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام سجاد (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام سجاد (علیه السلام) را این‌گونه توصیف کرده است:
«و اتقرب الیک... بالسجاد، زین العابدین، ذی الثفنات، راهب العرب، علی بن الحسین (علیه السلام)» (2)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم... به سجاد، زینت عبادت‌کنندگان، کسی که بر اثر کثرت عبادت بر جبینش علامت سجده رقم خورده بود، راهب عرب، علیّ بن الحسین (علیهماالسلام)».
امام زمان (علیه السلام) به صفاتی از امام سجاد (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- صاحب سجده‌های فراوان
2- زینت عبادت‌کنندگان
3- کثرت سجده به حدّی که پیشانی او پینه بسته بود.
4- کسی که در گوشه‌های خلوت با خدای خود راز و نیاز داشته و در بین عرب در این جهت نمونه بوده است.

2- امام باقر (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام باقر (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره امام باقر (علیه السلام) به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی محمد بن علی امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (3)؛
«و بر محمد بن علی، امام مؤمنان و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام باقر (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام باقر (علیه السلام) را این‌گونه توصیف کرده و به او توسل جسته است:
«و اتقرب الیک... بالامام العالم، و السید الحاکم، النجم الزاهر، و القمر الباهر، مولای محمد بن علی الباقر (علیه السلام)» (4)؛
«و به تو تقرب می جویم... به امام دانا، و سرور حاکم، ستاره‌ی پر فروغ، و ماه تابان، محمدبن علی باقر (علیه السلام).
امام زمان (علیه السلام) در عبارت فوق به صفاتی از امام باقر (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- امامت و رهبری جامعه؛
2- علم امام باقر (علیه السلام)؛
3- سیادت و بزرگواری؛
4- حاکم جامعه؛
5- ستاره‌ی درخشان آسمان ولایت و امامت؛
6- ماه نورانی بخش شب‌های ظلمت؛
7- ولایت امام باقر (علیه السلام).

3- امام صادق (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام صادق (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام صادق (علیه السلام) در دعایی به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی جعفر بن محمد امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (5)؛
«و بر جعفر بن محمد، امام مؤمنان و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام صادق (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام صادق (علیه السلام) را این چنین توصیف نموده و به او توسل جسته است:
«و اتقرّب الیک... بالامام الصادق، مبیّن المشکلات، مُظْهر الحقایق، المُفْحم بحجته کلّ ناطق، مُخْرس أَلْسِنَة اهل الجدال، مسکّن الشقاشق، مولای جعفر بن محمد (علیه السلام)» (6)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم... به امام راستگو، بیان کننده مشکلات، نمایانگر حقایق، پاسخ دهنده به هر گوینده با دلیل و برهان، به سکوت وادارنده‌ی هر جدال کننده، ساکن کننده‌ی هر حرکت، مولای من جعفر بن محمد».
امام زمان (علیه السلام) در عبارت فوق به صفاتی از امام صادق (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- رهبر جامعه؛
2- راستگویی به تمام معنا؛
3- بیان کننده‌ی مشکلات علوم؛
4- کاشف حقایق علوم؛
5- غلبه کننده‌ی بر ادله‌ی هر گوینده.
6- ساکت کننده‌ی زبان‌های اهل جدل؛
7- آرام کننده‌ی سخن دل‌ها؛
8- ولایت حضرت صادق (علیه السلام).

4- امام کاظم (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام کاظم (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام کاظم (علیه السلام) در دعایی به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی موسی بن جعفر، امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (7)؛
«و بر موسی بن جعفر، امام مؤمنان و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام کاظم (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام کاظم (علیه السلام) را این چنین توصیف نموده و به او توسل جسته است:
«و اتقرّب الیک... بالامام التقیّ، و المخلص الصفیّ، و النور الاحمدی، و النور الانوار، و الضیاء الأزهر، مولای موسی بن جعفر (علیه السلام)» (8)؛
«و به تو تقرّب می‌جویم... به امام پرهیزکار، و خالص و مخلص، و نو احمدی، و نور انوار، و پرتو شکوفا، مولای من موسی بن جعفر (علیه السلام)».
امام زمان (علیه السلام) در عبارت فوق به صفاتی از امام موسی کاظم (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- رهبری جامعه؛
2- تقوا و پرهیزکاری در حد اعلی؛
3- اخلاص در عمل؛
4- پاک شده از گناه و هر عیب و نقص؛
5- مظهر نور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)؛
6- خلاصه‌ی همه‌ی نورها؛
7- ولایت امام موسی کاظم (علیه السلام).

5- امام رضا (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام رضا (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام رضا (علیه السلام) به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اللهم صلّ علی علیّ بن موسی امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (9)؛
«بارخدایا! بر علی بن موسی، امام مؤمنان، و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام رضا (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام رضا (علیه السلام) را این گونه توصیف کرده و به او توسل جسته است:
«و اتقرب الیک... بالامام المرتضی، و السیف المنتضی، مولای علیّ بن موسی الرضا (علیه السلام)» (10)؛
«و به تو تقرب می‌جویم... به امام مرتضی، و شمشیر از نیام برکشیده، مولایم علیّ بن موسی الرضا (علیه السلام)».
امام زمان (علیه السلام) در عبارت فوق به صفاتی از امام رضا (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- رهبر جامعه؛
2- پسندیده و مورد رضایت خداوند متعال؛
3- شمشیر از نیام برکشیده و تمام کننده‌ی حجت‌های خداوند؛
4- ولایت امام رضا (علیه السلام).

6- امام جواد (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام جواد (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی حضرت جواد (علیه السلام) به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی محمد بن علی، امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (11)؛
«و بر محمد بن علی، امام مؤمنان، و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام جواد (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام جواد (علیه السلام) را این‌گونه توصیف کرده و به او توسل جسته است:
«و اتقرب الیک... بالامام الأمجد، و الباب الأقصد، و الطریق الارشد، و العالم المؤیّد، ینبوع الحِکَم، و مصباح الظُلَم، سید العرب و العجم، الهادی الی الرشاد، و الموفق بالتأیید و السِّداد، مولانا محمد بن علی الجواد (علیه السلام)» (12)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم... به امام گرامی‌تر، و درگاه امیدواران، و راه و روش، و دانای مؤید، سرچشمه‌ی حکمت‌ها، و چراغ تاریکی‌ها، سرور عرب و عجم، هدایت‌گر به راه راست، و موفق به تأیید و تسدید، مولای من محمد بن علی جواد (علیه السلام)».
امام زمان (علیه السلام) در عبارت فوق به صفاتی از امام جواد (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- رهبری جامعه؛
2- دارای مجد و شرف؛
3- درگاه امیدواران به رحمت الهی؛
4- راهی که انسان را به رشد و صلاح می‌رساند؛
5- عالم و دانشمند؛
6- عالمی که مورد تأیید و تسدید خداوند متعال است؛
7- چشمه‌های حکمت؛
8- چراغ تاریکی‌ها هنگام هدایت؛
9- سرور عرب و عجم؛
10- هدایت کننده به رشد و صلاح؛
11- موفق از جانب خداوند به تأیید و ثبات قدم؛
12- ولایت حضرت جواد (علیه السلام).

7- امام هادی (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام هادی (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام هادی (علیه السلام) به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«و صلّ علی علی بن محمد، امام المؤمنین و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (13)؛
«و بر علی بن محمد، امام مؤمنان و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام هادی (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام هادی (علیه السلام) را این چنین توصیف کرده و به او توسل جسته است:
«و اتقرب الیک... بالامام، مِنْحَةِ الجبّار، والد الائمة الأطهار، المولود بالعسکر، الذی حذّر بمواعظه و انذر» (14)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم... به امام، عطای خداوند، و پدر پیشوایان پاک، علی بن محمد (علیه السلام)، آن که در پادگان متولد شد، و با پندها بشارت داد و ترساند».
امام زمان (علیه السلام) به صفاتی از امام هادی (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- امامت و رهبری جامعه؛
2- لطف بودن برای جامعه؛
3- پدر امامان معصوم؛
4- ولادت در سخت‌ترین مکان‌ها؛
5- موعظه کننده‌ی جامعه؛
6- ترساننده‌ی مردم از عذاب خداوند متعال.

8- امام حسن عسکری (علیه السلام) از دیدگاه حضرت مهدی (علیه السلام)

امامت امام عسکری (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی امام عسکری (علیه السلام) به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«و صل علی الحسن بن علی امام المؤمنین، و وارث المرسلین و حجة رب العالمین» (15)؛
«و بر حسن بن علی، امام مؤمنان و وارث پیامبران و حجت پروردگار عالمیان درود فرست».

صفات امام عسکری (علیه السلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که امام حسن عسکری (علیه السلام) را این‌گونه توصیف کرده و به او توسل جسته است:
«و اتقرب الیک... بالإمام المنزّه عن المآثم، المطهر من المظالم، الحبر العالم، بدر الظّلام، و ربیع الأنام، التقیّ النقی، الطاهر الزّکی، مولای ابامحمد الحسن بن علی العسکری (علیه السلام)» (16)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم... به امام منزه از گناه، پاکیزه از هر ستم و ظلم، دانشمند دانا، ماه تابان، بهار مردان، و متقی و بخشنده و پاکیزه و پاک».
امام زمان (علیه السلام) در عبارت فوق به صفاتی از امام عسکری (علیه السلام) اشاره کرده است؛
1- رهبری جامعه؛
2- عصمت از گناهان؛
3- طهارت از هرگونه ظلم و تجاوز به حقوق دیگران؛
4- عالمی دانشمند؛
5- ماه روشنایی بخش در تاریکی‌ها؛
6- بهار سبز و باطراوت مردم؛
7- تقوا و پرهیزکاری؛
8- پاک و پاکیزه از هر عیب و نقص؛
9- تزکیه شده؛
10- ولایت امام عسکری (علیه السلام).
و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی پدرش امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمود:
«... الی ان افضی الأمر بأمر الله عزوجل الی الماضی یعنی الحسن بن علی صلوات الله علیه، فقام مقام آبائه (علیهم السلام)، یهدی الی الحق و الی طریق المستقیم، کان نوراً ساطعاً، و قمراً زاهراً، اختارالله عزوجل له ما عنده...» (17)؛
«... تا این‌که امر [امامت] به دستور خداوند عزوجل به ماضی یعنی حسن بن علی صلوات الله علیه منتقل شد، و او به جای پدرانش (علیهم السلام) نشست و مردم را به حق و راه مستقیم هدایت نمود، او نوری گسترده و ماهی درخشان بود که خداوند عزوجل برای او آنچه نزدش بود اختیار کرد...».
در این جملات حضرت مهدی (علیه السلام) پدر خود را این‌گونه توصیف می‌کند؛
1- قائم مقام پدر و اجدادش در امامت و زعامت مردم؛
2- هدایت‌گر به حق و راه مستقیم؛
3- نور گسترده و ماه درخشان در بین جامعه؛
4- اختیار شده به توسط خداوند از بین خلقش؛
5- دارای اسرار و شریعت الهی.

پی‌نوشت‌ها:

1. جمال الاسبوع، ص 302.
2. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
3. جمال الاسبوع، ص 302.
4. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
5. جمال الاسبوع، ص 302.
6. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
7. جمال الاسبوع، ص 302.
8. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
9. جمال الاسبوع، ص 302.
10. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
11. جمال الاسبوع، ص 302.
12. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
13. جمال الاسبوع، ص 302.
14. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
15. جمال الاسبوع، ص 302.
16. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
17. کمال الدین، ج 2، ص 510.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول



 

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:56 PM
حضرت زهرا (س) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 حضرت زهرا (س) از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- فاطمه‌ی زهرا (علیهاالسلام)، سرور زنان عالم

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«و زوّجه ابنته سیدة نساء العالمین» (1)؛
«پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، دخترش سرور زنان عالم را به نکاح او - حضرت علی (علیه السلام) - درآورد».
فاطمه‌ی زهرا (علیهاالسلام) به اعتراف برخی از علمای اهل سنت و اجماع شیعه‌ی دوازده امامی برتر زنان عالم حتی از حضرت مریم (علیهاالسلام) و زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است، و کسی تا روز قیامت همتا و همانند او نخواهد بود.

2- صفات حضرت زهرا (علیهاالسلام) از دیدگاه امام زمان (علیه السلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... و اتقرب الیک بخِیَرة الأخیار، و امّ الانوار، و الانسیة الحوراء، البتول العذراء، فاطمة الزهراء» (2)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم به برگزیده‌ی برگزیدگان، و مادر انوار، و انسیه‌ی حورا، بتول عذراء، فاطمه زهرا (علیهاالسلام)».
امام زمان (علیه السلام) برای مادرش حضرت زهرا (علیهاالسلام) صفاتی را ذکر کرده است؛
1- بهترین انتخاب شده‌ها.
2- مادر امامانی که همگی نور هدایت‌اند.
3- انسانی که همچون حورالعین است.
4- قطع شده و بریده شده از عادات زنانگی.
5- دوشیزه و باکره بودن.
6- پرتوافکنی و نورافشانی.
7- بازگرفته از آتش دوزخ.

3- حضرت زهرا (علیهاالسلام) الگوی حضرت مهدی (علیه السلام)

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«وَفی إبْنَةِ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) لی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (3)؛
«دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (فاطمه زهرا (علیهاالسلام)) برای من، اسوه و الگویی نیکو است».
شیخ طوسی (رحمه الله)، در کتاب الغیبة خویش، قصّه‌ی مشاجره‌ی ابن ابی‌غانم قزوینی با جماعتی از شیعه، درباره‌ی امر جانشینی امام عسکری (علیه السلام)، را نقل کرده است. ابن ابی‌غانم، به جانشینی برای حضرت امام عسکری، اعتقادی نداشت. عده‌ای از شیعیان، به حضرت نامه‌ای می‌نویسند و در آن، مشاجره‌ای را که میان ابن ابی‌غانم و جماعت شیعه ایجاد شده، یادآور می‌شوند.
حضرت، در جواب نامه، به خطّ مبارک خود، بعد از دعا برای عافیّت شیعیان از ضلالت و فتنه‌ها، و درخواست روح یقین و عاقبت به خیری آنان، و تذکر به اموری چند، می‌فرماید: «فاطمه‌ی زهرا، دختر رسول خدا، برای من، در این مسئله، الگوی خوبی است.
در این‌که حضرت چه گفتار یا رفتاری از حضرت زهرا (علیهاالسلام)، را سرمشق خویش قرار داده، احتمال‌های مختلفی بیان شده است. که در این‌جا، به سه مورد از آن‌ها اشاره می‌شود:
1- حضرت زهرا (علیهاالسلام)، تا پایان عمر شریفشان، با هیچ حاکم ظالمی بیعت نکرد. حضرت مهدی (علیه السلام)، هم بیعت هیچ سلطان ستمگری را بر گردن ندارد.
2- شأن صدور این نامه این است که برخی از شیعیان، امامت ایشان را نپذیرفته‌اند. حضرت می‌فرمایند: «اگر می‌توانستم و مُجاز بودم، آن‌چنان می‌کردم که حق بر شما کاملاً آشکار شود به گونه‌ای که هیچ شکّی برای شما باقی نماند، ولی مقتدای من حضرت زهرا (علیهاالسلام) است. ایشان، با این که حق حکومت از حضرت علی (علیه السلام)، سلب شد، ولی هیچ‌گاه برای بازگرداندن خلافت، از اسباب غیر عادی استفاده نکرد. من نیز از ایشان پیروی می‌کنم، و برای احقاق حق‌ام، در این دوران، راه‌های غیر عادی را نمی‌پیمایم.»
3- حضرت در پاسخ‌نامه، فرموده است: «اگر علاقه و اشتیاق فراوان ما به هدایت و دست‌گیری از شما نبود، به سبب ظلم‌هایی که دیده‌ایم، از شما مردمان روی‌گردان بودیم.» حضرت، با اشاره به حضرت زهرا (علیهاالسلام)، می‌خواهند بفرمایند، همان‌طوری که اذیت و آزاری که دشمنان نسبت به حضرت فاطمه (علیهاالسلام)، روا داشتند، و سکوتی که مسلمانان پیشه کردند، هیچ کدام سبب نشد که ایشان از دعا برای مسلمانان دست بکشند، بلکه آن حضرت، دیگران را بر خود مقدم می‌داشت، من نیز این ظلم‌ها و انکارها را تحمّل می‌کنم و از دل‌سوزی و راهنمایی و دعا و... برای شما، چیزی فرو نمی‌گذارم.

4- توسل امام زمان (علیه السلام) به جده‌اش فاطمه (علیهاالسلام)

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی عرضه می‌دارد:
«و اتقرّب الیک بخیرة الأخیار، و امّ الانوار، الانسیة الحوراء، البتول العذراء، فاطمة الزهراء» (4)؛
«و به تو نزدیکی می‌جویم به برگزیده‌ی برگزیدگان، و مادر انوار، و انسیه‌ی حوراء، بتول عذراء، فاطمه‌ی زهرا».
فاطمه‌ی زهرا (علیهاالسلام) از چنان عظمتی برخوردار است که حتی امام زمان (علیه السلام) به وسیله‌ی او به سوی خداوند متعال تقرب می‌جوید».

پی‌نوشت‌ها:

1. اقبال الاعمال، ص 290.
2. بحارالانوار، ج 95، ص 378.
3. الغیبة طوسی، ص 286، ح 245؛ احتجاج، ج 2، ص 279؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 180، ح 9.
4. بحارالانوار، ج 95، ص 378.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:56 PM
گناه‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 گناه‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)


 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- حرام‌شناسی، مقدمه‌ی ترک حرام

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی چنین عرضه می‌دارد:
«اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و... عرفان الحرمة...» (1)؛
«بارالها! به ما توفیق فرمانبرداری و... معرفت به حرمت، بما عنایت فرما».
از جمله‌ی «عرفان الحرمة» دو معنا استفاده می‌شود؛ یکی شناخت حرام‌های الهی و دیگری شناخت چیزهایی که حرمت داشته و نزد خداوند متعال ارزشمند است، و هر یک از این دو معنا در این جمله احتمال داده می‌شود.

2- بیزاری خداوند از ظلم

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«الهی و قد علمتُ یقیناً انک لا تأمر بالظلم و لاترضاه، و لاتمیل الیه، و لاتهواه، و لاتحبّه» (2)؛
«‌ای خدای من! من به طور یقین دانستم که هرگز به ظلم امر نمی‌کنی و به آن رضایت نمی‌دهی، و به سوی آن میل نداری و هوای آن را نداری، و آن را دوست نمی‌داری».
خداوند چنان از ظلم و ستم به دیگران بیزار است که امام زمان (علیه السلام) می‌فرماید: من یقین دارم که او هرگز به ظلم دستور نمی‌دهد و به آن راضی نیست و میلی به آن ندارد و هوای آن در او نمی‌باشد و دوست هم ندارد و این نهایت بیزاری خداوند از ظلم و ستم است.

3- بدبختی ناامید

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«اللهم ان الشقی من قنط و أمامه التوبة و وراءه الرحمة» (3)؛
«بارخدایا! همانا بدبخت کسی است که ناامید باشد در حالی که پیش روی او توبه و پشت سرش رحمت است».
انسان هرگز نباید ناامید تا مادامی که توبه جلودار و راهگشای اوست و راه را بر او هموار می‌کند تا از پشت سر مشمول رحمت خدا گردد، و لذا هر کس با این دو خصلت مأیوس و ناامید گردد او شقی و بدبخت است.

4- پناه بر خدا از عاقبت به شرّی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به شیعیانش فرمود:
«اجارنا و ایاکم من سوء المنقلب» (4)؛
«خداوند ما و شما را از عاقبت به شرّی پناه دهد».
بسیاری از افراد در ابتدا افراد شریف بوده و اهل کمال و معنویت بوده‌اند ولی در مواقع امتحان خود را باخته و عاقبت بدی داشتند، و این مطلبی است که به طور عیان از افراد مشاهده شده و در تاریخ هم زیاد است. و لذا باید از خداوند متعال مسألت نماییم که ما را از عاقبت به شرّ حفظ نماید.

5- دوری از فتنه

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به شیعیانش فرمود:
«عافانا الله و ایّاکم من الفتن» (5)؛
«خداوند ما و شما را از فتنه‌ها در امان دارد».
همیشه و همه جا فتنه وجود دارد و انسان در مواقع ظهور فتنه‌ها امتحان می‌شود، و آنچه برای ما مهم و حیاتی است آن که ما از این فتنه‌ها سالم بیرون آمده و خود را مبتلا و گرفتار نسازیم و در عین انجام وظیفه آتش فتنه ما را دامنگیر نشود.

6- نهی از پیروی از هوای نفس

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«... فَلْیَدَعوا عنهم اتباع الهوی» (6)؛
«... پس باید از خود پیروی هوای [نفس] را دور کنند».
بدترین دشمنان انسان نفس اوست که پیروی از هوا و خواسته‌هایش انسان را به بیراهه و انحراف و جهنم می‌کشاند، و لذا باید با خواسته‌های نفس به مقابله بپردازیم.

7- عاقبت به خیری اجتناب کننده‌ی از منکر

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که راجع به شیعیانش فرمود:
«و العاقبة لجمیل صنع الله سبحانه تکون حمیدة لهم مااجتنبوا المنهیّ عنه من الذنوب» (7)؛
«و عاقبت زیبایی خلقت خداوند سبحان برای آنان پسندیده است در صورتی که از آنچه از گناهانی که نهی شده‌اند اجتناب نمایند».
کسی که از منکرات دوری می‌گزیند بداند که عاقبتش به خیر خواهد شد و پاک و پاکیزه از این دنیا رحلت خواهد کرد، و لذا خداوند متعال می‌فرماید:
(وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ) (8)؛
«و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!».

8- مجالست نکردن با منحرفان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که خطاب به اسحاق بن یعقوب می‌فرماید:
«و اما ابوالخطاب محمد بن ابی زینب الأجدع؛ فانّه ملعون و اصحابه ملعونون، فلاتجالس اهل مقالتهم، فانّی منهم بریء و آبائی (علیهم السلام) منهم براء» (9)؛
«اما ابوالخطاب محمد بن ابی زینب اجدع؛ پس او و اصحابش همگی ملعونند، پس با کسانی که اهل گفتار او هستند مجالست مکن که من و پدرانم (علیهم السلام) از آن‌ها بیزاریم».
باید از کسانی که منحرف بوده و مورد طعن و لعن خدایند کناره گرفت و با آنان مجالست ننموده؛ چرا که اولاً ممکن است افکار انحرافی آن‌ها در ما نفوذ کند و ثانیاً: ممکن است که عذاب خدا شامل حال او گردد که اگر ما نیز همراه آنان باشیم مشمول عذاب الهی شویم.

9- دور شدن از معصیت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی می‌فرماید:
«اللهم ارزقنا... بُعد المعصیة...» (10)؛
«بارالها! به من دوری از معصیت را روزی فرما...».
در این دعا از خداوند متعال خواسته شده که به ما لطف نماید تا به معصیت نزدیک نشویم چراکه نزدیک معصیت شدن انسان را وسوسه کرده و ممکن است که به معصیت مبتلا سازد.

10- ترحم به معصیت‌کار

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد که از خداوند این‌گونه بخواهند:
«... و ارحم عصیانی» (11)؛
«... به گناه کار بودنم رحم نما».
برخی گمان می‌کنند همین که رفیقشان به گناه افتاد و منحرف شد باید او را رها کنند در حالی‌که در این موقع حساس باید بیشتر به او محبت کرده و با او ارتباط داشته باشند تا نگذارند در منجلاب فساد بیش‌تر غوطه‌ور گردد و دست او را بگیرند و از این وضعیت نجاتش دهند. ولی اگر احساس می‌کنند که با او بودن به دین و ایمانشان ضرر می‌زند باید از او جدا شوند. و لذا در جمله‌ی فوق آمده است: ‌ای خدا! به گناهانم رحم کن. ما هم باید به گناهان گناهکار رحم نماییم.

11- دیون مردم، گریبان‌گیر انسان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد که از خداوند این‌گونه بخواهند:
«... و فکّ رقبتی من مظالم لعبادک رکبتّنی» (12)؛
«... گردنم را از مظالم بندگانت که بر آن بار شده آزاد گردان».
دیونی که انسان به مردم بدهکار است از هر نوع و سنخی که باشد بر انسان همانند بار، سنگینی می‌کند که اگر در این دنیا خالی نگشته و سبک نگردد در عالمی دیگر تمام آن‌ها مورد محاسبه قرار می‌گیرد.

12- عذاب دردناک برای مغرور و متجاهر به فسق

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی متجاهر به فسق و گناهکار مغرور به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و وسعته حلماً لتأخذه علی جهرة، او تستأصله علی غُرّة» (13)؛
«حلمت او را وسعت داد تا او را آشکارا بگیری، یا او را در حالی که مغرور است ریشه‌کن سازی».
کسی که آشکارا گناه می‌کند و به گناه خود مغرور است باید مواظب باشد که عذاب بسیار دردناکی در انتظار اوست که وقتی بر او وارد شد او را از ریشه نابود می‌کند.

13- حلم خدا از گناه کار، زمینه‌ی عذاب

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی گناهکاران و متمردان به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... و سعته حلماً لتأخذه علی جهرة او تستأصله علی غرّة» (14)؛
«حلمت او را وسعت داد تا او را آشکارا بگیری، یا او را در حالی که مغرور است ریشه‌کن سازی».
گاهی که خداوند حلم و بردباری کرده و کاری به گناه کار ندارد بدین جهت است که در ملأ عام یا در حالی که مغرور و سرمست از گناه است او را گرفته و ریشه‌کن سازد.

14- کفر، منشأ فخرفروشی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی فرعون فرمود:
«... و بکفره علیهم افتخر» (15)؛
«... و به سبب کفرش بر قومش فخرفروشی کرد».
از عبارت فوق استفاده می‌شود که منشأ فخرفروشی کفر است؛ زیرا همه‌ی انسان‌ها نسبت به خداوند یکسان هستند و اگر هم به تقوا برتری دارند این امر نباید مایه‌ی فخر و مباهات بر دیگران گردد؛ زیرا که این امر منشأ مسؤولیت‌های بیش‌تر بر عهده‌ی انسان است و لذا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با آن‌که خودش را سرور اولاد آدم (علیه السلام) معرفی کرده آن را مایه‌ی فخر و مباهات بر دیگران ندانسته است.

15- متکبر، ستمگر در حق خویش

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی فرعون فرمود:
«و بظلمه لنفسه تکبّر» (16)؛
«و به ظلم بر خودش تکبّر کرده است».
کسی که بر دیگران تکبّر می‌ورزد در حقیقت به خودش ظلم کرده است؛ زیرا با این کار به دست خود از چشم مردم ساقط می‌شود و خداوند متعال نیز اراده کرده تا هر کس تکبر کند او را خوار و ذلیل کرده و هرکس که تواضع کند او را بلندمرتبه گرداند.

16- نجات معنوی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرضه می‌دارد:
«و طهّر بطوننا من الحرام و الشبهة» (17)؛
«و شکم ما را از طعام حرام و شبهه‌ناک پاک گردان».
طهارت در مقابل نجاست به کار می‌رود و از امر به طهارت از حرام و شبهه به دست می‌آید که کارهای حرام و شبهه‌ناک دل و روح و روان انسان به نجاست معنوی مبتلا می‌شود.

17- ظلم از راه دست

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرضه می‌دارد:
«و اکفف ایدینا عن الظلم...» (18)؛
«و دست ما را از ظلم و تعدی بازدار...».
انسان ظلم‌هایی را که انجام می‌دهد با ابزار و اسبابی است که یکی از آن‌ها دست‌ها است، و از جمله‌ی آن، زدن بی‌گناه و یتیم و سرقت اموال مردم و امضا کردن کاری بناحق است. و لذا حضرت مهدی (علیه السلام) از خداوند می‌خواهد که دست‌های ما را از ظلم به دیگران بازدارد.

18- سدّسازی در برابر حرف‌های ناشایست

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«و اسدّد اسماعنا عن اللغو و الغیبة» (19)؛
«و گوش ما را از شنیدن سخنان بیهوده و غیبت مسدود گردان».
از آن‌جا که عمده گناهانی که به توسط گوش انجام می‌گیرد لغو و غیبت است لذا حضرت (علیه السلام) تنها به این دو اشاره کرده است.
از تعبیر به «اسدد» استفاده می‌شود که گناه لغو و غیبت آن قدر در دسترس انسان است و بدون هیچ مانعی ایجاد می‌گیرد که در برابر آن سدّسازی لازم است، برخلاف گناهان دیگر که باید با تحرّک یک وسیله‌ای انجام گیرد مثل حرکت دادن زبان یا دست و یا پا و...

19- زنا و خیانت چشم

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرضه می‌دارد:
«و اغضض ابصارنا عن الفجور و الخیانة» (20)؛
«و چشم ما را از گناه و خیانت محفوظ بدار».
چشم نیز همانند برخی دیگر از اعضا و جوارح انسان فجور و خیانت می‌کند و از جمله‌ی آن‌ها نگاه به نامحرم است، و باید از خداوند متعال بخواهیم که ما را کمک کند تا چشم‌های خود را از هرچه مصداق فجور و خیانت است بپوشانیم، و می‌دانیم که نگاه به نامحرم هم خیانت به خود است و هم به ناموس مردم.

20- گناه مانع ورود انسان به بهشت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی عرضه می‌دارد:
«... و ان تجعل مآبی الی جنتک و محلّی فی رحمتک، و تسکننی فیها بعفوک» (21)؛
«... و این‌که بازگشتم را به سوی بهشت و محل رحمتت قرار دهی، و مرا به عفوت در آن سکنی گزینی».
بهشت جای پاکان و نیکان است و کسی که از گناه پاک نشده نمی‌تواند در آن سکنی گزیند و لذا باید از خداوند متعال بخواهیم تا با عفو و گذشت از گناهانمان ما را در بهشت جای دهد.

21- مهلت خداوند به ظالمان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که درباره‌ی ظالمان به خداوند این چنین عرضه می‌دارد:
«... فان کنتَ جعلت لهم مدّة لابدّ من بلوغها، او کتبت لهم آجالاً ینالونها...» (22)؛
«... پس اگر برای آنان مدتی قرار دهی که باید به آن مدت برسند یا برای آنان وقت‌هایی قرار دادی که باید به آن نایل گردند...».
گاهی خداوند متعال به ظالمان مهلت می‌دهد تا هرچه می‌خواهند انجام دهند و امت به آن‌ها امتحان شوند، ولی ظلم آن‌ها همیشگی نیست یک حدّ و اندازه‌ای دارد، و چون به آن مدت رسید خداوند آنان را با دست قدرت قهّاره‌اش می‌گیرد و به اشدّ مجازات می‌رساند و این همه به مصلحتی است که خودش به آن آگاه‌تر است.

22- امید رحمت خدا را داشتن

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد که از خدا این چنین بخواهند:
«...‌ها انا سائلک بفنائک، و مسکینک ببابک، و ضعیفک ببابک، و فقیرک بباک، و مؤملک بفنائک، اسألک نائلک و ارجو رحمتک و اؤمل عفوک و التمس غفرانک...» (23)؛
«... [ای خدا] هان، من سؤال کننده‌ی از تو هستم که به درگاهت آمده‌ام، و مسکین توام که به در خانه‌ات آمده، و ضعیف توام که به در خانه‌ات آمده‌ام، و فقیر توام که به در خانه‌ات آمده‌ام، و امیدوار توام که به درگاهت آمده‌ام، از تو می‌خواهم که به تو برسم و آرزوی رحمت تو را دارم، و امید عفو تو را دارم و از تو غفرانت را آرزومندم...».
انسان باید به کسی دل ببندد و امیدوار باشد که یقین دارد خواسته‌اش را برآورده می‌کند و هرگز امیدش را ناامید نمی‌نماید و یا لااقل او را دست خالی برنمی‌گرداند، و چشم طمع و امید به کسی نداشته باشد که در سخت‌ترین حالات و شداید به او پشت می‌کند.

23- دعوت خدا از گناه‌کاران

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«الهی انت الذی تنادی فی انصاف کلّ لیلة: هل من سائل فأعطیه، ام هل من داع فأجیبه، ام هل من مستغفر فاغفرله، ام هل من راج فأبلّغه رجاءه، ام هل من مؤمّل فأبلّغه أمله...» (24)؛
«‌ای خدای من! تو کسی هستی که در نیمه‌های هر شب ندا می‌دهی: آیا سؤال کننده‌ای هست که من به او عطا کنم، یا آیا دعا کننده‌ای هست که او را اجابت کنم، و یا آیا طلب مغفرت کننده‌ای هست که [گناهانش] را بپوشانم، یا آیا امیدواری هست که به امیدش برسانم، یا آیا آرزومندی هست که به آرزویش برسانم...».
خداوند متعال از آن جا که بندگانش را دوست دارد آن‌ها را به حال خود رها نمی‌کند و لذا در بهترین حالات و زمان‌ها او را به سوی خود دعوت می‌کند و وعده‌ی عطا و بخشش به او می‌دهد، و از بنده‌اش می‌خواهد که او را بخواند و وعده اجابت به او می‌دهد، و از او می‌خواهد که درخواست بخشش نماید و به او وعده‌ی بخشش می‌دهد، و از او می‌خواهد که امیدوار به رحمت خداوند باشد و به او وعده‌ی رساندن به مرادش را می‌دهد و... این اوج مهربانی و محبت خداوند به بندگانش می‌باشد.

24- بازگشت از گناه قبل از غرق شدن در آن

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی به ما این چنین تعلیم می‌دهند:
«الهی ادرکنی و لَمّا یُدْرِکْنی الغَرَق، و تَدارَکْنی و لما غیب شمسی الشفق» (25)؛
«بارالها! مرا دریاب تا زمانی که غرق نشده‌ام، مرا دریاب تا آنگاه که شمس وجودم افول نکرده است».
انسان گناه کار قبل از آن‌که در منجلاب گناه غوطه‌ور گردد و قبل از آن‌که خورشید وجودش غروب کند و مرگش فرا رسد باید با توبه و رجوع از گناه به سوی خالق، گذشته‌ها را جبران کند و این تنها با کمک و مساعدت خداوند متعال امکان‌پذیر است.

25- گناه، منشأ ظلمت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرضه می‌دارد:
«... اسألک نظرة من نَظَراتک رحیمة تَجلی بها عنی ظلمة عاکفة مقیمة، من عاهة جفّتْ منها الضروع...» (26)؛
«... از تو می‌خواهم که نظر رحمتی بر من افکنی، که تاریکی پایداری که بر اثر بیماری بر من مسلط شده، و سینه‌ها از وجود شیر تهی گشته و... را زایل نمایی».
گناه، منشأ تاریکی است و هرچه بیشتر شود و از آن توبه نگردد پایدار شده و ظلمت آن بر انسان بیشتر مسلط می‌گردد به حدّی که دل را خشک کرده و می‌میراند، و لذا باید از خداوند متعال بخواهیم تا به انسان لطف و نظر رحمت نماید و از تاریکی گناه که سایه‌ی خود را بر ما افکنده نجات دهد.

26- آثار مادی و معنوی گناه

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... اسألک نظرة من نَظَراتک رحیمة تَجلی بها عنّ ظلمة عاکفة مقیمة، من عاهة جفّت منها الضروع، و تلفت منها الضروع...» (27)؛
«از تو می‌خواهم که نظر رحمتی بر من افکنی، که تاریکی پایداری که بر اثر بیماری بر من مسلط شده، و سینه‌ها از وجود شیر تهی گشته و زراعت‌ها نابود شده... را زایل سازی».
گناه دو نوع اثر دارد؛ یکی آثار معنوی که تاریکی دل و قلب و روح و روان انسان است و دیگری آثار مادی که سلب نعمت و خیرات باشد، و لذا چه بسا گناه باعث قحطی در جامعه شود.
و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... اسألک نظرة من نَظَراتک رحیمة تَجْلی بها عنّی ظلمة عاکفة مقیمة، من عاهة... انهلّت من اجلها الدموع، و اشتمل لها علی القلوب الیأس و جرت بسببها الأنفاس» (28)؛
«از تو می‌خواهم که نظر رحمتی بر من افکنی، که تاریکی پایداری که بر اثر بیماری بر من مسلط شده، و... اشک‌ها خشک و قلب‌ها مأیوس، و جان‌ها به سببش از بین می‌رود را زایل سازی».
گناه آثار گوناگونی دارد از آن جمله؛
1- تاریکی و ظلمتی که بر قلب انسان سایه افکنده و اقامه خواهد نمود.
2- دل را قسی کرده و در نتیجه اشک و گریه را از انسان می‌گیرد.
3- یأس و ناامیدی را بر دل‌ها مسلط می‌گرداند.
4- باعث نابودی دل و روح و روان انسانی می‌گردد.

27- مبارزه کردن گناه کار با خداوند

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد تا از خداوند این چنین بخواهند:
«... و حاجتی الیک یا سیدی و مولای و معتمدی و رجائی ان تصلی علی محمد و آل محمد، و ان تغفر لی ذنبی، فقد جئتک ثقیل الظهر، بعظیم ما بارزتک به من سیئاتی» (29)؛
«... و حاجتم به سوی تو -‌ای سرور و مولایم و مورد اعتماد و امیدم - این‌که بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود فرستی، و این‌که گناهم را بپوشانی، چرا که من نزد تو با کوله بار سنگین و با گناهان بزرگی که به مبارزه با تو درآمدم به نزد تو آمده‌ام».
گناه کاری که آشکار و به طور علنی گناه می‌کند در حقیقت با خداوند اعلان جنگ کرده و با او به ستیز برخواسته است؛ ستیزی بس عظیم و بزرگ که از جمله‌ی آن‌ها رباخواری است، و در روایات نیز به آن اشاره شده است.

28- هلاکت گناه کار با گناه

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد تا از خداوند این چنین بخواهند:
«... و لا تهلکنی بذنوبی» (30)؛
«... و مرا به گناهانم هلاک نکن».
گناه باعث می‌شود که در مرحله‌ی اول روح انسان را نابود کند و هنگامی که به اوج خود رسید و فراگیر شد و از آن توبه نگشت، موجب عذاب و هلاکت جسمی نیز می‌شود.

29- تهاجم برخی گناهان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد تا از خداوند این چنین بخواهند:
«... و الهارب منک الیک من ذنوب تهجمته» (31)؛
«... و از تو به خودت پناه می‌برم از گناهانی که انسان را تهاجم نموده است».
گاهی دشمن بر انسان تهاجم کرده و در صدد نابودی و قلع و قمع انسان است و لذا باید همیشه آماده‌ی دفاع بوده و از خود پاسداری نمود، و دشمن حقیقی انسان که به ما شبیخون می‌زند برخی گناهان است، و لذا تهاجم آن‌ها از خطرناک‌ترین تهاجماتی است که می‌تواند جامعه را درهم فرو ریزد و از اصل و اساس به نابودی کشاند.

30- مفتضح شدن انسان با گناه

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد تا این‌گونه به خدا پناه ببرند:
«... و الهارب منک الیک من... عیوب فضحته» (32)؛
«... و از تو به خودت پناه می‌برم از... عیوبی که او را مفتضح کرده است».
از آثار گناه آن است که عیب و نقص می‌باشد، عیبی که گناه کار را نزد خداوند متعال و خلقش رسوا و مفتضح می‌سازد تا به حدّی که دیگر نمی‌تواند سر خود را بلند کند، مگر آن‌که از همین حالا توبه نماید و گذشته‌ی خود را تدارک کند، و لذا باید از این عیوب به خدا پناه برد.

31- پناه به خدا از زبان بدکاران

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد تا از خداوند این چنین بخواهند:
«... و تُفْحِمَ عنّی ألسن الفجرة...» (33)؛
«... و لال کنی برای من زبان‌های انسان‌های بدکاره را...».
گاهی زبان افراد پست و بدکاره از شمشیر و نیزه‌ی دیگران تأثیر بیش‌تری دارد و می‌تواند تمام حیثیت و آبرو و حتی جان انسان را بر باد دهد و لذا در عین این‌که باید در جهت مصون ماندن از آن نهایت کوشش را کرد، باید در این جهت به خداوند متعال پناه برد و از او درخواست کمک کرد.

32- پناه به خدا از افراد شرور

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به شیعیانش دستور می‌دهد تا از خداوند این چنین بخواهند:
«... وقِنی شرّ طغاتها و حسّادها و باغی الشرّ فیها...» (34)؛
«... و مرا از شر طغیان‌گران در دنیا و حسودان و افراد شرور در دنیا حفظ فرما...».
افراد طغیان‌گر و حسود و کسانی که به دنبال شرّ و دردسر هستند همیشه برای افراد دیگر مایه‌ی شرّ و عذاب هستند و به سختی می‌توان از مصیبت‌ها در امان ماند، و لذا باید از خداوند بخواهیم ما را از شرّشان در امان دارد، گرچه خودمان نیز باید از آن‌ها کناره‌گیری کرده و در این راستا کوشا باشیم.

33- قرق‌گاه‌ها برای محرمات الهی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرضه می‌دارد:
«الهی... و من اجدر منک بان تکون عن حمالک مانعاً» (35)؛
«بارخدایا!... چه کسی سزاوارتر از توست که از قرق‌گاه‌هایت حفاظت کند».
واجبات و محرمات الهی قرق‌گاه دارند و کسی نباید نزدیک آن‌ها شود تا به مخالفت با دستورات الهی گرفتار نشود، و هیچ کس همچون خداوند متعال سزاوارتر به حفظ این قرق‌گاه‌ها نیست، گرچه ما نیز وظیفه داریم تا به آن‌ها نزدیک نشده و مردم را نیز از آن برحذر بداریم تا مبادا به درون آن بیفتند.

34- حسن عاقبت در ترک گناه

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«وَالعاقِبَةُ بِجَمیلِ صُنْعِ اللهِ سُبْحانَهُ تَکونُ حَمیدَةً لَهُمْ مَا اجتنبوا المَنْهِیَّ عَنْهُ مِنَ الذُّنوبِ» (36)؛
«با دخالت و ساخت نیکوی خداوند، فرجام کار، مادامی که شیعیان از گناهان دوری گزینند، پسندیده و نیکو خواهد بود».
این حدیث، بخشی از نامه‌ای است که امام زمان (علیه السلام) برای شیخ مفید (رحمه الله) مرقوم داشته‌اند. حضرت (علیه السلام) اشاره به نکته‌ای مهم کرده‌اند که اگر شیعیان ما، آن عاقبت به خیری را می‌خواهند، که سبب‌اش لطف و توجه خاصّ خداوند است، باید از گناهانی که خداوند متعال از آن‌ها منع کرده، اجتناب کنند؛ زیرا هر عملی، اثر مخصوص خود را دارد. و نَفْس انسان، مطابق کارهای که می‌کنیم و سخنانی که می‌گوییم و حتی افکاری که داریم، ساخته می‌شود. آن کس که از انجام دادن گناه باکی ندارد، حال آن گناه کم باشد یا زیاد، کوچک باشد یا بزرگ، بداند، حقیقت خود را تیره و تار کرده، شایسته‌ی ورود به جایی که همراه‌اش نور و پاکی است نیست. یک گناه، آتشی است که در خرمنی می‌افتد. انسان، سال‌ها تلاش می‌کند و ثواب‌ها برای خویش فراهم می‌آورد، ولی با یک گناه، حاصل عمری را به هدر می‌دهد. از این رو، حضرت، در این حدیث، خطر گناه را گوشزد کرده است.

35- استغفار در حق یکدیگر

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«إذا اسْتَغْفَرْتَ اللهَ فَاللهُ یَغفِرُ لَکَ» (37)؛
«اگر از خداوند، طلب مغفرت کنی، خداوند نیز تو را خواهد آمرزید».
مرحوم کلینی (رحمه الله)، این حدیث شریف را در ضمن حدیثی از امام زمان (علیه السلام)، نقل کرده است. حاصل حدیث، آن است که شخصی به نام یمانی به سامرا وارد می‌شود. از طرف امام زمان (علیه السلام)، کیسه‌ای که در آن دو دینار و دو لباس بوده، به دست او می‌رسد. او به سبب کمی هدایا، آن‌ها را رد می‌کند ولی بعد از مدتی از این عمل خود پشیمان می‌گردد و نامه‌ای می‌نویسد و پوزش می‌خواهد و در دل خود، ضمن توبه، نیت می‌کند که اگر دوباره این هدیه برای او فرستاده شود، آن را بپذیرد. بعد از مدتی هدیه به دست او می‌رسد، و در توقیعی، حضرت (علیه السلام) به یمانی اشاره کرده و می‌فرماید: «تو، با ردّ هدیه‌ی ما، اشتباه کردی و اگر طلب مغفرت از خداوند کنی، خداوند تو را خواهد بخشید.».
از این توقیع شریف، دو نکته استفاده می‌شود:
1- امام زمان (علیه السلام)، عالم به سرّ و خفیّات است و از اعمال و حتی نیّات ما آگاهی دارد. لذا در روایتی، امام صادق (علیه السلام)، در ذیل آیه‌ی شریفِ: (وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ) (38)؛ بگو عمل کنید! پس به زودی، خداوند و رسول‌اش و مؤمنان، عمل شما را می‌بینند، چنین می‌فرمایند: «مراد از مؤمنین امامان‌اند.» (39)
2- این‌که طلب مغفرت از خداوند عزوجل، سبب غفران گناهان است. با در نظر گرفتن این‌که طلب، امری قلبی است و احتیاج به لفظ ندارد، از حدیث شریف چنین استفاده می‌شود که مجرّد طلب مغفرت - که همان پشیمانی و عزم بر عدم بازگشت به گناه است - در تحقّق مغفرت الهی و قبولی توبه، کافی است، اگرچه توبه‌ی کامل شرایطی دارد، که امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)، در حدیثی، به شرایط آن اشاره کرده است. (40)

پی‌نوشت‌ها:

1. المصباح، کفعمی، ص 208.
2. منهج الدعوات، ص 28.
3. مزارکبیر، ص 165.
4. بحارالانوار، ج 53، ص 178.
5. بحارالانوار، ج 53، ص 178.
6. کمال الدین، ج 2، ص 510.
7. بحارالانوار، ج 53، ص 176.
8. اعراف، آیه 128.
9. احتجاج، طبرسی، ص 469.
10. المصباح، کفعمی، ص 208.
11. مهج الدعوات، ص 28.
12. مهج الدعوات، ص 28.
13. مهج الدعوات، ص 67.
14. مهج الدعوات، ص 67.
15. مهج الدعوات، ص 281.
16. مهج الدعوات، ص 281.
17. المصباح، کفعمی، ص 208.
18. همان.
19. البلد الامین، ص 349.
20. همان.
21. بحارالانوار، ج 95، ص 266.
22. مهج الدعوات، ص 28.
23. مهج الدعوات، ص 28.
24. بلد الامین، ص 393.
25. مهج الدعوات، ص 339.
26. بلد الامین، ص 333.
27. مهج الدعوات، ص 339.
28. مهج الدعوات، ص 339.
29. بحارالانوار، ج 51، ص 307.
30. بحارالانوار، ج 51، ص 307.
31. همان.
32. بحارالانوار، ج 51، ص 307.
33. همان.
34. بحارالانوار، ج 51، ص 307.
35. مهج الدعوات، ص 339.
36. احتجاج، ج 2، ص 325؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 177، ح 8.
37. کافی، ج 1، ص 521، ح 13؛ کمال الدین، ج 2، ص 490، ح 13؛ ارشاد، ج 2، ص 361؛ إعلام الوری، ج 2، ص 264؛ کشف الغمة، ج 3، ص 251؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 329، ح 52؛ مدینة العاجز، ج 8، ص 85.
38. سوره‌ی توبه، آیه‌ی 105.
39. تفسیر برهان، ج 2، ص 838، ح 2.
40. ر.ک: نهج البلاغة، حکمت 417؛ بحارالأنوار، ج 6، ص 36 و 37، ح 59.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول



 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:53 PM
دعا از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
نظرات(0) | ادامه مطلب

 دعا از دیدگاه حضرت مهدی (ع)
 

 

نویسنده: علی اصغر رضوانی




 

1- استحباب دعا بر اموات

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی عرضه می‌دارد:
«و تفضّل... علی موتاهم بالرأفة و الرحمة» (1)؛
«و به مردگان آن‌ها رأفت و رحمت عطا فرما».
انسان نه تنها وظیفه دارد که برای برادران مؤمن خود که زنده‌اند دعا کند و رفع گرفتار و برآورده شدن حاجات آن‌ها را از خداوند متعال طلب نماید، بلکه وظیفه دارد تا برای رفع گرفتاری و عذاب از مرده‌ها نیز دعا کند؛ چرا که دعای زنده‌ها برای اموات تأثیر دارد؛ همان‌گونه که حضرت ابراهیم (علیه السلام) به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
(رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمنَ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ) (2)؛
«پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم وتمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان با ایمان را بیامرز».

2- دعا برای ریشه‌کن شدن مرض

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی عرضه می‌دارد:
«و تفضل... علی مرضی المسلمین بالشفاء و الراحة...» (3)؛
«و به بیماران مسلمان شفا و راحتی عنایت فرما...».
«راحة» از ماده‌ی «روح» به معنای رفتن است. باید از خداوند بهبودی بیماران از مریضی و ریشه‌کن شدن و رخت بر بستن آن را از بیماران بخواهیم.

3- استحباب دعا بر هر مسلمان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی عرضه می‌دارد:
«و تفضّل... علی مرضی المسلمین بالشفاء و الراحة...» (4)؛
«... و به بیماران مسلمان شفا و آسایش عنایت فرما...».
ما نباید تنها به فکر خود بوده و از دیگران و مشکلات آن‌ها غفلت ورزیم و باید مشکلات دیگران را نیز مشکلات خود دانسته و همان‌گونه که برای رفع مشکلات خود دعا می‌کنیم برای رفع مشکلات و برآورده شدن حاجات مردم نیز دعا نماییم، همان‌گونه که امام زمان (علیه السلام) چنین می‌کند.

4- دعا، محکم‌ترین گفتار

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی به خداوند عرضه می‌دارد:
«و لا قول لی اسدّ من دعائک فاستظهرک بقول سدید» (5)؛
«و گفتاری ارزشمندتری جز خواندن تو ندارم تا بدان دلگرم باشم».
بهترین و محکم‌ترین گفتار بین خلق و خالق دعاست؛ زیرا که دعا نشانگر عجز و عبودیت انسان نسبت به خداوند متعال است، و عبودیت منشأ همه‌ی کمالات و رسیدن انسان به هدف غایی خلقت که همان لقای الهی است می‌باشد.

5- دعا برای خود و دیگران

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«... و احجبنی عن اعین الباغضین، الناصبین العداوة لأهل بیت نبیّک، و لایصل منهم الی احد بسوء» (6)؛
«... و مرا از چشم‌های کینه‌توزان و کسانی که دشمنی خاندان پیامبرت را بر دل دارند پوشیده دار، و [کاری کن تا] از آن‌ها به کسی گزندی نرسد».
از آداب دعا این است که تنها برای خودمان دعا نکنیم بلکه دیگران را نیز در دعاهایمان سهیم نماییم، شاید خداوند متعال به برکت دیگران به ما لطف نماید. و لذا نقل شده که حضرت زهرا (علیهاالسلام) ابتدا برای همسایه‌ها دعا می‌کرد. و سپس برای خود.

6- دعا و ضمانت اجابت بر عموم دعاکنندگان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که از خداوند متعال چنین می‌خواهد:
«و اسألک... بما ضمنت الاجابة فیه علی نفسک للداعین» (7)؛
«از تو می‌خواهم... به آنچه که ضمانت کردی در آن بر خودت برای عموم درخواست‌کنندگان از خودت».
با مقابله‌ی این جمله با جمله‌ی قبل استفاده می‌شود که خداوند متعال دعای غیر مؤمن را به هدف اجابت می‌رساند از آن جهت که از او خواسته است در صورتی که شرایط را فراهم کرده و موانع را برطرف ساخته باشد، گرچه اجابت دعا به مصلحت او نباشد، برخلاف مؤمنان.

7- دعا و ضمانت عطا به مؤمنان

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«اسألک... بما وأیت به علی نفسک لداعیک من المؤمنین...» (8)؛
«از تو می‌خواهم... به آنچه ضمانت کردی به آن بر خودت برای دعاکنندگانت از مؤمنان...».
از این جمله استفاده می‌شود که خداوند برای درخواست کننده‌ی از خود چیزی را در نظر گرفته و ضمانت کرده، که آن به مصلحت اوست گرچه اجابت دعایش نباشد؛ زیرا چه بسا انسان چیزی را بخواهد ولی به صلاح او نباشد، ولی از آن‌جا که خداوند کریم است و خیرخواه مؤمن می‌باشد لذا از طرفی به او عنایت کرده و از طرفی دیگر آنچه را که به مصلحت اوست به او نمی‌دهد.

8- توصیف خداوند قبل از درخواست حاجت

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی عرضه می‌دارد:
«یا من اذا تضایقت الامور فتح لنا باباً لم تذهب الیه الاوهام فصلّ علی محمد و آل محمد، و افتح لأموری المتضایقة باباً لم یذهب الیه و هم، یا ارحم الراحمین» (9)؛
«‌ای آن‌که پس از بسته شدن کارها راه‌گشایشی برای ما می‌گشایی که خیال‌ها بدان راه ندارد، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و برای اموری که مرا در تنگنا قرار داده گشایشی فرما که اندیشه‌ای بدان راه ندارد، ‌ای مهربان‌ترین مهربانان».
از این دعا استفاده می‌شود که توصیف خداوند قبل از درخواست حاجت باید بر طبق مقتضای حاجت باشد.

9- صلوات قبل از دعا و درخواست از خدا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«... فصل علی محمد و آل محمد، وافتح لأموری المتضایقة باباً لم یذهب الیه وهم، یا ارحم الراحمین» (10)؛
«... پس بر محمد و خاندانش - (علیهم السلام) - درود فرست، و برای اموری که مرا در تنگنا قرار داده راه گشایشی قرار بده که اندیشه‌ای بدان راه ندارد، ‌ای مهربان‌ترین مهربانان».
از عبارت فوق و برخی دیگر از روایات استفاده می‌شود که انسان اگر می‌خواهد دعایش مستجاب شود قبل از دعا صلوات بر محمد و آل او بفرستد که به برکت آن نیز دعایش مستجاب شود؛ زیرا صوات بر آن ذوات مقدسه به طور حتم مستجاب است، و لذا مشاهده می‌کنیم که اهل بیت (علیهم السلام) قبل از دعا صلوات می‌فرستادند.
و نیز از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرضه می‌دارد:
«ان کان هذا الامر خیراً لی فی دینی و دنیای و آخرتی، ان تصلی علی محمد و آل محمد و تسلّم علیهم تسلیماً، و تهیأه لی و...» (11)؛
«اگر این امر برای من در دین و دنیا و آخرتم خیر است، این‌که بر محمد و آل محمد (علیهم السلام) درود و سلام فرستی، و آن را برایم آماده سازی و...».
خداوند متعال درود بر پیامبر و آلش (علیهم السلام) را پذیرفته و هرگز ردّ نخواهد کرد، و لذا جا دارد که انسان دعاهای خود را همراه با صلوات بر آن بزرگواران قرار دهد تا به برکت قبولی صلوات، دعاهایش نیز مستجاب گردد؛ زیرا از کرم خداوند به دور است که در پذیرش درخواست تبعیض قائل شود.

10- زنان را نیز دعا کردن

از امام زمان (علیه السلام) در دعاهای خود زنان مؤمنه را نیز دعا می‌کند که از آن جمله به خداوند عرضه می‌دارد:
«تفضل علی فقراء المؤمنین و المؤمنات بالغنی و الثروة و علی مرضی المؤمنین و المؤمنات بالشفاء و الصحة و...» (12)؛
«بر مردان و زنان مؤمن فقیر بی‌نیازی و ثروتمندی، و به بیماران از مردان و زنان شفا مرحمت فرما...».
برخی احتیاط بی‌مورد کرده و می‌گویند: در جایی که دستور به دعا بر چهل مؤمن آمده بر زن مؤمنه دعا نمی‌کنیم، ولی مطابق دعای بالا امام زمان (علیه السلام) بر زنان مؤمنه نیز دعا فرموده است.

11- دعا به حق اولیا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی چنین عرضه می‌دارد:
«اللهم صلّ علی محمد و آل محمد، و ترحّم علی عجزنا، و اغثنا بحقهم» (13)؛
«بارخدایا! بر محمد و آل او درود فرست، و بر عجز ما ترحم نما، و به حق اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ما را دریاب».
وهابیان می‌گویند: دعا به حق اولیا جایز نیست؛ زیرا کسی بر خداوند متعال حقی ندارد، ولی مطابق آیات قرآن و روایات این نوع دعا اشکالی ندارد؛ زیرا این حق را ما برعهده‌ی خداوند قرار نمی‌دهیم بلکه خودش برعهده‌ی خود قرار داده است، و لذا در قرآن کریم می‌فرماید:
(وَكَانَ حَقّاً عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ) (14)؛
«و یاری مؤمنان، همواره حقی است بر عهده ما».

12- دعای دسته جمعی

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی چنین عرضه می‌دارد:
«اللهم ارزقنا توفیق الطاعة... و اکرمنا بالهدی و الاستقامة و...» (15)؛
«بارخدایا! به ما توفیق اطاعت [از دستوراتت] روزی فرما... و ما را به هدایت و استقامت کرامت فرما و...».
در تمام فقرات این دعا به صیغه‌ی متکلم مع‌الغیر آمده است تا به ما این درس را بدهد که دعا را به صورت دسته جمعی انجام دهیم نه فردی تا شاید در یک جمعی سوخته دلی باشد که نوای او گرفته و ما نیز به واسطه‌ی آن مشمول لطف پروردگار کریم گردیم.

13- لزوم ملاحظه‌ی مصالح دینی و دنیایی و آخرتی در ادعیه

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در دعایی به خداوند متعال چنین عرضه می‌دارد:
«... ان کان هذا الامر خیراً لی فی دینی و دنیای و آخرتی، ان تصلّی علی محمد و آل محمد و تسلّم علیهم تسلیماً، و تُهَیّأهُ لی و تسهّله علیّ، و تلطّف لی فیه، برحمتک یا ارحم الراحمین» (16)؛
«... اگر این امر خیر برای من در دین و دنیا و آخرت من است، این‌که بر محمد و آل محمد درود و سلام فرستی، و آن را برای من مهیا ساخته و آسان‌ گردانی، و در آن به من لطف نمایی، به رحمتت ‌ای رحم کننده‌ترین رحم کنندگان».
انسان باید هرچه را از خداوند می‌خواهد این را در نظر بگیرد که خیر دین و دنیا و آخرتش در آن باشد و آن را در خواسته‌اش از خداوند قید کند؛ زیرا چه بسا حاجاتی که منفعت دنیایی انسان در آن است ولی به ضرر دینی و آخرتی انسان منجر می‌شود.

14- اعتراف به عبودیت قبل از دعا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که در مورد دعا تعلیم فرمودند که قبل از آن که از خدا چیزی را بخواهیم به عبودیت خود و ربوبیت خداوند اعتراف نماییم، آنجا که می‌فرماید:
«الهی و أنا عبدک، و ابن عبدک، و ابن امتک، معترف لک بالعبودیة، مقرّ بانک انت الله خالقی لا اله لی غیرک و لا ربّ لی سواک، مقرّ بانّک ربی...» (17)؛
«‌ای خدای من! من بنده‌ی تو، فرزند بنده‌ی تو، و فرزند کنیز توام، که به عبودیت [برای تو] اعتراف می‌کنم، و اقرار می‌کنم که همانا تو تنها خالق منی، خدایی برای من به جز تو نیست، و پروردگاری برای من به جز تو نمی‌باشد، من اقرار می‌کنم که تو پروردگار منی...».
انسان قبل از این که از خداوند متعال خواسته‌اش را بخواهد باید به عبودیت و ذلت خود در برابر حضرت حق سبحانه و تعالی اعتراف کند، آن‌گاه خواسته‌اش را از خدا طلب کند؛ زیرا که عبودیت منشأ هر خیر و کمال است، همان‌گونه که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) ظبر آن اقرار نموده است.

15- اجابت عمومی دعا

از امام زمان (علیه السلام) نقل شده که به خداوند عرضه می‌دارد:
«رب من ذا الذی دعاک فلم تجبه، و من ذا الذی سألک فلم تعطه» (18)؛
«پروردگار من! چه کسی تو را خواند و تو اجابت نکردی؟! و چه کسی از تو خواست و تو به او عطا ننمودی؟!».
هر کس از کریمی همچون خداوند چیزی را بخواهد هرگز او را ردّ نمی‌کند گرچه ممکن است به جهت نبود شرایط یا مصلحت نبودن در اجابت آن، حاجتی را که دعا کننده از خدا خواسته برآورده نکند ولی به طور حتم خداوند عنایت دیگری به او خواهد کرد.

16- دعای به عاقبت به خیری

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«أَعوذُ بِاللهِ مِنَ العَمی بَعدَ الجَلاءِ، وَمِنَ الضَّلالَةِ بَعْدَ الهُدی، وَمِنْ مُوبِقاتِ الأَعمالِ وَمُرْدِیاتِ الفِتَنِ» (19)؛
«از نابینایی پس از بینایی، و از گمراهی پس از هدایت، و از رفتار هلاکت‌بار، و فتنه‌های نابود کننده، به خدا پناه می‌برم».
این عبارت، بخشی از توقیعی است که امام زمان (علیه السلام) به نائب نخست و دوم خود، عثمان بن سعید عمری و فرزندش محمد فرستاده است. حضرت (علیه السلام) بعد از سفارش به اموری در امر غیبت و تثبیت قلوب شیعیان در این امر مهم، از اموری چند به خدا پناه می‌برد که هر کدام از آن‌ها قابل توجه و برای ما درسی عظیم است:
1- حضرت (علیه السلام) از ضلالت بعد از هدایت به خدا پناه می‌برد؛ زیرا، اگر کسی هدایت شود و حق و حقیقت را درک کند، ولی پس از مدتی دست از آن بردارد، حجت بر او تمام شده و قطعاً، خسارتی غیر قابل جبران را متحمل شده است. چنین کسی، سعادت پایدار را پس از شناخت و معرفت ترک کرده و عذاب جاوید را بر جان خود خریده است.
2- همچنین حضرت از اعمال سیئه‌ای که انسان را به هلاکت و نیستی می‌رساند، به خدا پناه می‌برد؛ زیرا، انسان، همیشه در خطر از دست دادن ایمان خویش است. هوا و هوس‌ها و وسوسه‌های شیطان، انسان را تا دَم مرگ، رها نخواهند کرد. از این بخش، اهمیت و دشواری ایمان را می‌توان فهمید.
3- آن حضرت، به خداوند متعال، از فتنه‌های خطرناکی که در صورت گرفتار شدن به آن‌ها، انسان را به گرداب‌های ضلالت و گمراهی سوق می‌دهد، و او را از اوج عزت به ذلت می‌کشاند، به خداوند پناه می‌برد. طبق نصّ صریح قرآن، انسان، در معرض امتحان‌های دائمی است. خداوند متعال می‌فرماید:
(أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَكُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ...) (20)؛
«آیا مردم چنین پنداشتند که به صِرف این‌که گفتند ما ایمان به خدا آورده‌ایم رهاشان کنند و بر این ادعا هیچ امتحانشان نکنند؟ ما امت‌هایی را پیش از اینان امتحان نمودیم».
این امتحان‌ها، گوناگون است و شدت و ضعف دارد. گاهی مربوط به بدن و گاهی مربوط به دین است و... در همه‌ی این ابتلائات، چه کوچک و چه بزرگ، باید به خدا توکل کرد و با سرافرازی بیرون آمدن را از او خواست.

17- نحوه‌ی درخواست حاجت از خداوند

امام مهدی (علیه السلام) می‌فرماید:
«مَنْ کانَتْ لَهُ إلَی اللهِ حاجَةٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَةَ الجُمُعَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَیأتی مُصَلاهُ» (21)؛
«هر کس که خواسته و حاجتی از پیشگاه خداوند متعال دارد، بعد از نیمه شب جمعه غسل کند و جهت مناجات با خداوند در جایگاه نمازش قرار گیرد».
ابوعبدالله حسین بن محمد بزروفی می‌گوید: از ناحیه‌ی مقدسه‌ی امام زمان (علیه السلام) توقیعی صادر شد، در آن نوشته بود: هرکس خواسته‌ای از خداوند دارد باید شب جمعه بعد از نیمه شب غسل کند آن‌گاه به جایگاه نمازش آید و دو رکعت نماز بخواند، به «إِیِّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» که رسید، صد بار آن را تکرار کند، سپس حمد را تمام کرده بعد از آن یک مرتبه سوره‌ی توحید بخواند. آن‌گاه رکوع و سجده بجای آورده و در هر کدام هفت بار تسبیح بگوید. رکعت دوم را نیز همانند رکعت اول بجای آورد. در پایان نماز دعایی را بخواند که کفعمی در ابتدای باب 36 از المصباح آورده است. بعد از دعا به سجده رفته و تضرّع نزد خداوند کند، آن‌گاه حاجت خود را از خداوند بخواهد. هر کس از مرد و زن چنین کند، و دعا را از روی اخلاص بخواند درهای اجابت به روی او بازگشته و حاجت او هرچه باشد برآورده می‌گردد، مگر آن‌که آن حاجت قطع رحمی باشد.
از این حدیث نکاتی استفاده می‌شود:
1- برای درخواست حاجت از خداوند متعال باید مقدماتی انجام داد، و مستقیماً به سراغ درخواست حاجت نرفت؛ زیرا ممکن است برخی از موانع در انسان وجود داشته باشد که نگذارد دعای انسان به هدف اجابت برسد، یکی از این موانع گناهان است.
2- تنها استغفار زمینه‌ساز استجابت دعا و مغفرت نیست بلکه اقرار به توحید و مراتب آن و تسبیح و ذکر خدا نیز از جمله مؤثر در این زمینه است.
3- زمان و مکان نیز در تسریع استجابت دعا مؤثر است، لذا حضرت (علیه السلام) دستور می‌دهد که شخص حاجت‌مند در شب جمعه که بهترین شب‌ها در طول هفته است، آن هم در نیمه‌ی شب که بهترین اوقات در شبانه روز است، در جایگاه دائمی نماز که بهترین مکان مؤمن است، قرار گیرد و بعد از نماز حاجات خود را بخواهد.

18- امید به اجابت دعا

امام مهدی (علیه السلام) در بخشی از مناجات خود با خداوند متعال عرضه می‌دارد:
«رَبِّ مَنْ ذَا الَّذی دَعاکَ فَلَمْ تُجِبْهُ، وَمَنْ الَّذی سَأَلَکَ فَلَمْ تُعْطِهِ، وَمَنْ ذَا الَّذی ناجاکَ فَخَیَّبْتَهُ، أَوْ تَقَرَّبَ إِلَیْکَ فَأَبْعَدْتَهُ» (22)؛
«پروردگارا! چه کسی تو را خواند و تو دعایش را اجابت نکردی، و چه کسی از تو درخواست نمود و به او عطا نفرمودی، و چه کسی با تو مناجات کرد و او را ناامید ساختی، یا خود را به تو نزدیک نمود و او را دور ساختی».
این فقره از دعا، برگرفته از دعای معروف به دعای علوی مصری است. محمد بن علی علوی حسینی مصری، در مکاشفه‌ای، خدمت حضرت (علیه السلام)، مشرف شد و این دعا را از ایشان فراگرفت و با خواندن آن، به مقصودش رسید.
حضرت در این دعا - که روح امید را در انسان زنده - می‌کند - به انسان می‌آموزد که از دعا کردن و رو به درگاه ایزد آوردن نباید ناامید شد؛ زیرا، خداوند متعال، کسی را دست خالی برنمی‌گرداند و هیچ دعایی را بی‌جواب نمی‌گذارد.
در این‌جا ممکن است کسی بپرسد: «چه بسیار دعاها که به اجابت نمی‌رسد و چه بسا انسان از خدا چیزی را بخواهد، ولی به او داده نمی‌شود و... پس منظور از این حدیث چیست؟». در پاسخ باید گفت:
اولاً، چه بسا، انسان، از چیزی کراهت دارد، در حالی‌که خیر او در آن است و میل به چیزی دارد که صلاح او در آن نیست، ولی با این حال، آن را از ایزد تبارک و تعالی می‌خواهد. در این موارد، خداوند دعای بنده‌اش را در ظاهر اجابت نمی‌کند، ولی به عوض آن، نعمت‌های دیگری می‌دهد و یا از گناهان‌اش می‌کاهد.
ثانیاً، برآوردن شدن حاجات، احتیاج به وجود شرایط و نبود موانع دارد. با نبود شرایط و بودن موانع، انسان هرچه دعا کند، حاجت‌اش برآورده نمی‌شود. همچنین برای دعا کردن آدابی است که باید رعایت شود و بدون رعایت آن‌ها دعا مستجاب نخواهد شد. نخستین شرط آن «عبد خدا» بودن است. شرط مهم دیگراش این است که دل کسی را نیازرده باشیم. کسی که دل کسی را به ناحق شکسته باشد، چه‌گونه توقع دارد، دعایش مستجاب شود؟ نفرین فرد دل شکسته، پیش از دعای دل شکننده به درگاه ایزد رسیده و اجابت شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. المصباح، کفعمی، ص 208.
2. نوح، آیه 28.
3. البلد الامین، ص 349.
4. المصباح، کفعمی، ص 208.
5. بلد الامین، ص 333.
6. مهج الدعوات، ص 302.
7. مصباح الزائر، ص 56.
8. مصباح الزائر، ص 56.
9. قصص الانبیاء، ص 365.
10. قصص الانبیاء، راوندی، ص 365.
11. بحارالانوار، ج 91، ص 257.
12. مهج الدعوات، ص 495.
13. صحیفة المهدی (علیه السلام)، ص 62.
14. روم، آیه 47.
15. المصباح، کفعمی، ص 208.
16. بحارالانوار، ج 91، ص 275.
17. مهج الدعوات، ص 281.
18. مهج الدعوات، ص 281.
19. کمال الدین، ج 2، ص 511، ح 42؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1110؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 190 و 191، ح 19.
20. سوره‌ی عنکبوت، آیه‌ی 2 و 3.
21. مصباح، کفعمی، ص 396.
22. مهج الدعوات، ص 281؛ البلد الأمین، ص 393؛ بحارالأنوار، ج 92، ص 267، ح 34.

منبع مقاله :
رضوانی، علی اصغر؛ (1388)، دین‌شناسی از دیدگاه حضرت مهدی (ع)، قم: انتشارات دلیل ما، چاپ اول



 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:53 PM
مصلح بزرگ و جهانی
نظرات(0) | ادامه مطلب

 مصلح بزرگ و جهانی
 

 

نویسنده: سید هادی خسروشاهی




 

فوتوریسم

فوتوریسم (1) یعنی اعتقاد به دوره‌ی آخرالزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی و بزرگ، از جمله مسائلی است که در اصول عقاید ما، جای مهمی را اشغال کرده است.
فوتوریسم عقیده‌ای است که در کیش‌های آسمانی: زوراستریانیسیم (مذهب زردشت) و جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمده‌ی مسیحیت: کاتولیک، پروتستان، ارتودوکس و به طور کلی در میان مدعیان نبوت، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده و همگی بالاتفاق بشارت ظهور همچو مصلحی را داده‌اند.. در این راستا، دو مذهب عمده اسلام – تشیّع و تسنّن – هم در ظهور یک «مهدی» در دوران واپسین زمان، اتفاق نظر دارند.
متأسفانه در دوران توسعه تسلط و نفوذ استعمار و در طول تاریخ استثمار ملل مسلمان از جانب توسعه طلبان بین المللی، مسأله‌ی «مهدویت» با اشکال مختلفه‌ای، مورد سوء استفاده قرار گرفته و دشمنان ما تحت همین عنوان، ضربه‌های سختی بر پیکر اصول عقاید و در نتیجه به استقلال سیاسی و اقتصادی ما، وارد آورده‌اند.
اگر در قرون گذشته مدعیان قلابی مهدویت برای ارضای شهوت جاه طلبی، دنیاپرستی و شهرت خواهی قیام می‌کرده‌اند، سازندگان نواهای مهدویت و بابیت در قرون ما، که سرانجام از «نبوت جدید» سردرآورده‌اند، در مرحله اول از «ماوراء بحار» و از پشت مرزها الهام گرفته‌اند، و شاهد صدق ما این است که این نواها بیشتر در سرزمین‌هایی برخاسته که «تحت قیمومیت» دیگران بوده است.
اگر مسلمانان به طور کلی (اعم از شیعه و سنی) و مذاهب آسمانی دیگر، معتقد به آمدن یک مصلح خدایی و بزرگ هستند، سازمانهای منحط ایدآلیسم، کمونیسم، کاپیتالیسم هم خواسته‌اند از فرصت ‌سوء استفاده نموده و در ارسال «مهدی موعود»! تشریک مساعی به عمل آورند!
در واقع استعمارگران بدین وسیله کوشش کرده‌اند علاوه بر اینکه نگذارند ملل بی‌اطلاع آنها از حقایق یک عقیده جهانی و نجات بخش آگاه شوند، ملل بی‌اطلاع آنها از حقایق یک عقیده جهانی و نجات بخش آگاه شوند، مللی را هم که شایسته رهبری فکری و اجتماعی جوامع انسانی بوده و دارای ذخیره‌های فکری عمیق و جامع الاطرافی هستند، از منابع فلاح و رستگاری خود دور کرده و به منظور بدست آوردن منابع ملی آنها و بازارهای اقتصادی برای خود، و با ایجاد تزلزلهای عقیده‌ای در بین مردم، و همچنین تجزیه و تفرقه در بین یک واحد جهانی به نام «امت اسلام» به مقاصد سوء و ضدبشری خود دست یابند.
ولی ما که مسلمان هستیم و خود را صاحب طرز فکری می‌دانیم که حتی می‌تواند صلح بین المللی را با تشکیل اردوگاه سوم، بلوک میانه و جبهه متحد مسلمین (پان اسلامیزم) و با ایجاد تعادل سیاسی جبری، در بین دو قطب متجاوز شرق و غرب – به وجود آورده و تأمین کند، بایستی از این گونه مسائل که با عقیده و طرز فکر ما بستگی تام دارد، شدیداً دفاع کنیم و به روشنگری مردم بپردازیم.
برای همین منظور، و به جهت تصادف انتشار اولین شماره از دوره جدید مجله (2) با نیمه شعبان، روز تولد پیشوای جهانی ما، روزی که برای همه مسلمانان و بالخصوص شیعیان، یک روز تاریخی و بسیار بزرگی است، روزی که پیشوای ما برای گسترش دادن به رسالت تاریخی اسلام، و برای بسط عدل و داد، و اجرای عدالت اجتماعی در سراسر روی زمین، و برای پیروزی قطعی و همه جانبه‌ی دین حق، به دنیا آمد ... این بحث اجمالی را شروع کردیم، و امیدواریم که این مقاله مختصر، مورد توجه و دقت کسانی واقع گردد که پای بند هوی و هوس نیستند، و موجب شود که جوانان ما تحقیقات بیشتری در عقاید خود بنمایند، و با درک حقایق ایدئولوژی خلل ناپذیر ما، فریب تبلیغات مدعیان دروغین مهدویت را نخورند.
و البته آنچه که ما فعلاً در این باره می‌نویسیم، به مثابه یک مقدمه کوتاه و مختصر است، و امیدواریم که در آینده بتوانیم این مبحث را از تمامی جهات، به طور کامل و مشروح مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

نظر کلی و اجمالی به تاریخ فوتوریسم

فوتوریسم یکی از مسائلی است که در بحث‌های تئولوژیک تمام مذاهب آسمانی (رشته تئولوژی بیبلیکال) درباره آن بحث و گفتگو شده است.
«دارمستتر» در طی کنفرانس‌هایی که به مناسبت ظهور «مهدی متمهدی» در سودان در فوریه سال 1885میلادی (مطابق جمادی الاولی 1302 هجری) در حضور عده کثیری برگزار گردید و سپس گفتارهای او به شکل کتابی مستقل چاپ شد، می‌گوید:
«می‌دانید که محمد (صلی الله علیه و آله) چگونه شریعت خود را بنیان نهاد؟ وقتی که او ظهور کرد، در عربستان علاوه بر شرک ملی باستانی! سه دیانت بیگانه موجود بود: آئین یهود، دیانت عیسوی، کیش زردتشت...نکته مشترکی که در این سه دیانت یافت می‌شد عبارت از اعتقاد به یک وجود فوق الطبیعه بود که بایستی در آخرالزمان ظهور کند و نظم و عدالت رفته را به جهان بازآورد و مقدمه‌ی خلود و سعادت دائم انسان را فراهم سازد.
شما همگی در کتاب زندگی یسوع بحثی را که مربوط به این موضوع است خوانده‌اید: مطابق تعالیم این سه دیانت پیش از ظهور منجی باید نیروی بد بر جهان حکمفرما شود.» (3)
البته بشاراتی که در این باره در کتب آسمانی مقدسه و کتب مدعیان نبوت وارد شده، بیشمار است که از کتب غیراسلامی: زبور، زند، حکی، صفیناه، اشعیاء، شاکمونی (هند) انجیل متی، دید و پاتکیل (هند) جاماسب، انجیل یوحنا، دانیال را به عنوان نمونه، می‌توان نام برد و ما در اینجا فقط چند آیه از آنها را برای نمونه نقل می‌کنیم: (4)
در مزمور (37) زبور داود (علیه السلام) می‌گوید: (9) شریران منقطع می‌شوند، اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد... (11) متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد (14) شریران شمشیر را کشیدند، تا آنکه مظلوم و مسکین را بیندازند، کمانهای ایشان شکسته خواهد شد (2) متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد اما ملعونان وی منقطع خواهند شد (38) عاصیان عاقبت مستأصل و عاقبت شریران منقطع خواهند شد.»
در کتاب زند کتاب مذهبی زردشتیان در این باره آمده است: «لشگر اهریمنان با ایزدان دائم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالباً پیروزی با اهریمنان باشد... آنگاه فیروزی بزرگ از طرف ایزدان می‌شود و اهریمنان را منقرض می‌سازند ....و بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان، به سعادت اصلی خود رسیده بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست.
در کتاب جاماسب نامه شاگرد زردشت می‌گوید: «مردی بیرون آید از زمین تازیان از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و به دین خویش بود. و زمین را پر داد کند.» (5)
در کتاب صفینای نبی، فصل 3 در آیه 6 و 7 می‌گوید: «به منظور گرد آوردن طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین دول مختلفه را نابود کنم. آنوقت برگردانیم به قومها لب پاکیزه برای خواندن همه به نام خدای و عبادت کردن ایشان به یک. روش.»
«شاکمونی» پیغمبر هندوها در کتاب مذهبی خود می‌گوید: «پادشاهی دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان «کشن» بزرگوار تمام شود و او کسی باشد که بر کوههای مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها سوار شود، و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد.»
در انجیل متی فصل 24 آیه 27 و 30 آمده است: «...چون برق که از مشرق بیرون می‌آید و تا مغرب ظاهر می‌گردد، آمدن فرزند انسان نیز چنین خواهد بود...
خواهند دید فرزند انسان را بر ابرهای آسمان، که می‌آید با قدرت و جلال عظیم...»
باز در انجیل متی فصل 25 آیه 21 گوید: «و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جمع ملائکه مقدسه بر کرسی بزرگی قرار خواهد گرفت.»
در یکی از اناجیل مورد قبول مسیحیان پروتستان ضمن وصایای مسیح (علیه السلام) به شمعون پطرس این طور می‌گوید: «ای شمعون خدای به من فرمود: ترا وصیت می‌کنم به سید انبیاء که بزرگ فرزندان آدم و پیمبر امی عربی است. و بیاید ساعتی که فرج قوی گردد و نبوت بسیار شود و مانند سیل جهان را پر کند» (6)
بشارت فوق به ما نشان می‌دهد که در زمان رستاخیز جهانی پیشوای ما، هدف انبیاء یک مرتبه در سراسر روی زمین به مرحله اجرا درمی‌آید، و انقلاب روحانی به اندازه‌ای قوی و نیرومند می‌شود که جهان را «همانند سیل» پر می‌کند.
این بود اجمالی از شهادات و بشارات انبیاء الهی یا مدعیان نبوت که برای نمونه نقل شد، و البته همه‌ی ادیان، مصلح جهانی را به نام «مهدی» ننامیده‌اند و هر مذهب و کیشی او را به نام مورد پذیرش همان کیش معرفی کرده است (7) ولی از قرائن و آیات قبلی و بعدی همان کتب، بخوبی می‌توان فهمید که مقصود همه‌ی آنها همان «مهدی» از دودمان رسالت اسلامی است .

فوتوریسم از نظر اسلام

اسلام که آخرین و کاملترین کیش آسمانی است، این موضوع را بیشتر و کاملتر تشریح کرده است. آیاتی که در قرآن شریف آمده و به این موضوع تفسیر شده است زیاد است، و ما تنها به نقل بعضی از آنها اکتفا کرده و تفصیل و کیفیت دلالت آنها را به کتب تفاسیر حواله می‌دهیم:
1- «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (8)
«ما در کتاب زبور (داود) بعد از تورات (ذکر) نوشته‌ایم که وراثت و حکومت جهانی از آن بندگان برگزیده و صالح خواهد بود.»
2- «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (9)
«اوست آن خدایی که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا سرانجام دین خود را بر هر دینی برتری دهد، ولو اینکه کفار کراهت داشته باشند.»
3- «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (10)
«‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید کسی که از شما از دینش برگردد (خدا از او بی‌نیاز است) و بزودی جمعیتی را که روی کار می‌آورد که هم خدا آنها را دوست می‌دارد و هم آنها خدا را، در مقابل مؤمنان خاضع و در برابر کافران سربلندند، در راه خدا مجاهد می‌کنند و از سرزنش سرزنش کنندگان نمی‌ترسند این فضل خداست که به هرکس بخواهد می‌دهد. خدا واسع و داناست.» (11)
4- «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَْرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً» (12)
«خداوند به آنهایی که از شما ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده می‌دهد که به آنها خلافت روی زمین دهد، همچنانکه به کسانی که قبل از آنها بوده‌اند داده است و دین آنها را به امنیت مبدل می‌سازد، آن روز مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌سازند.»

و اما احادیث

اخبار و احادیثی که در کتب سنی و شیعه در موضوع ظهور مصلح جهانی ما، با تمام خصوصیات آن وارد شده به اندازه‌ای است که بایستی گفت بیشمار است. در متجاوز از 150 کتاب معتبر عامه و خاصه، اخبار مربوطه مندرج است که از کتب اهل سنت:
صحیح بخاری (ج2، ص 158)، ابوداود (ج 4، ص 89)، ترمذی (ج2، ص270)، تاریخ ابن اثیر (ج7، ص90)، مروج الذهب مسعودی (ج3، ص199) و مقدمه ابن خلدون (ص 311)...
و از کتب شیعه: نهج البلاغه، خصال صدوق، من لایحضره الفقیه، بحار الانوار، قرب الاسناد، کافی، ارشادالقلوب، تفسر علی بن ابراهیم و ... را می‌توان به عنوان نمونه ذکر کرد.
علی (علیه السلام) در مواردی از نهج البلاغه به این موضوع اشاره فرموده و از جمله در جلد اول می‌فرماید: «...فلیفرجنّ الله الفتنة برجل منّا أهل البیت» «سرانجام فتنه و فساد عالم را خداوند توسط مردی از ما اهل بیت، از میان می‌برد.»
اخبار مربوطه را می‌توانید در کتب فریقین به تفصیل، مطالعه نمایید، در این مقال به علت مراعات اختصار از نقل آنها خودداری می‌شود.

مسأله‌ی اجماعی و اتفاقی

با اینکه روشن است که همه‌ی مسلمانان در این عقیده متحدند، ولی به عنوان شاهد، دو نمونه از اقوال بزرگترین علمای اهل سنت را در این زمینه ذکر می‌کنیم:
«ابن ابی الحدید» شارح نهج البلاغه در این باره می‌گوید:
«موضوع آمدن مهدی موعود منتظر، قبل از انقضاء عالم متفق علیه مسلمانان است.» (13) و همچنین ابن خلدون عالم بزرگ جامعه شناسی در مقدمه خود می‌گوید که در میان مسلمانان در تمام قرون معروف بوده که مردی از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با نام مهدی ظهور خواهد کرد و عدل و داد را در دنیا آشکار خواهد ساخت. (14)
«فان فلوتن» مستشرق شهیر آلمانی در کتاب تاریخ شیعه و علل سقوط بنی امیه در این باره می‌گوید:
«مسلماً اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار او در بدو امر مختص به آل بیت نبوده. فکر مهدی منتظر، چنان در بین اهالی سنت شیوع یافت که یادبود مهدیهای دیگر را مانند سفیانی و قحطانی و دیگران به کلی از لوح خاطر آنها زدود. بدون شک پیشگویی راجع به اینها و انتظار ظهور ایشان از نفوس مسلمانان بیرون نرفته است. (15)»
(این مستشرق بعد درباره «عقیده مندی به مهدی و تأثیر آن در سقوط دولت اموی» بحث می‌کند که برای احتراز از تفصیل، به نقل آن نمی‌پردازیم.)
پس با این شواهد اجمالاً معلوم شد که مسأله‌ی مورد بحث ما، از نقطه نظر دینی به اندازه‌ای ثابت و قطعی است که هیچگونه جای شک و شبهه نیست. اخبار و احادیث وارده (از طرق شیعه و سنی) درباره این مسأله‌ی مهم، به حدی است که می‌توان ادعا کرد که در هیچیک از مسائل دینی ما، این اندازه روایت وارد نشده است و به طوریکه از تحقیق (غیر استقصایی) یکی از بزرگان کنونی حوزه علمیه قم به دست می‌آید، مجموعاً متجاوز از 3 هزار روایت و حدیث در این باره از پیغمبر اسلام و پیشوایان دیگر ما، وارد شده است (16) که با توجه به اصول و قواعد علم حدیث، نمی‌توان در صحت آنها تردید کرد.

مسأله سنّ یا مظهری از قدرت بی‌انتهای خدا

افراد مسن در طول تاریخ، خصوصاً در دورانهای سابق و قرون گذشته، بسیار دیده شده است، مثلاً قرآن مجید عمر «نوح» را تا قبل از «طوفان» 950 سال گفته و می فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً» «ما نوح را بر قوم خود فرستادیم و او در میان آنها هزار سال، به استثنای 50 سال به سر برد.» تورات عمر «دوالقرنین» را بالغ بر سه هزار سال می‌شمرد و اما تاریخ اسلامی آن را 1200 سال می‌داند. از این شواهد در گوشه و کنار تاریخ، حتی در دنیای امروز هم پیدا می‌شود ولی قبل از همه شواهد و مثالها، بایستی توجه داشته باشیم: قدرتی که در پروتوپلاسم (17) ماده حیاتی ایجاد می‌کند، قدرتی که از اسپرماتوزوئید و اوول، بشر متفکر خلق می‌کند و می‌خواهد او را عالم به کنه و حقیقت اشیاء نموده و پرده از رازهای آفرینش و طبیعت برداشته و حتی او را بر جهان وجود مسلط کند... و یا نظم حیرت انگیز جهان هستی را به وجود آورد و آن را اداره نماید و یا بتواند با یک جهش دورانهای مختلف زمین شناسی را زیر و زبر نموده و مانند «پشم زده شده» بنماید، (کالعهن المنفوش) و از همه بالاتر، از عدم، هستی به وجود آورد... این قدرت صاحب همان نیرویی هم هست که بتواند انسان برجسته‌ای را هم، برای اجرای اصول انسانی و عدالت اجتماعی، در وقتی که بشریت از همه مرامها، مکتب‌ها و حکومتها مأیوس شد، و دست نیاز به سوی خدا دراز کرد، حفظ نماید.
کسانی که در این مسأله شک و تردید داشته باشند، به نظر ما هنوز ایمان یقینی به خداوند و قدرت مطلقه او نیاورده‌اند، زیرا یکی از مسلمیات و بدیهیات این است که خدا بر هر چیزی قادر است و تنها با اراده محض، می‌تواند آن را به مرحله عمل، و تحقق خارجی درآورد چرا که: «او بر همه چیز احاطه دارد و بر انجام هر کاری تواناست» «انه بکلشیء محیط و أنّه علی کلّشی قدیر»

علم و عقل چه می‌گوید؟!

اکنون که بحث ما برخلاف تصمیم مفصل شد، اجازه بدهید که این بحث را به طور خیلی اجمالی از نقطه نظر علمی و عقلی نیز بررسی کنیم: پیشرفت روزافزون علوم کارهایی را که قبلاً محال و ممتنع به نظر می‌آمد، ممکن الوقوع ساخته و حتی در موارد زیادی به آنها تحقق خارجی و عینی هم بخشیده است.
و همین امر اخباری را که درباره کیفیات مربوطه به قیام و ظهور پیشوای جهانی وارد شده‌اند، برای مردم مادی هم تا حدی قابل فهم و قبول نموده است؛ مثلاً سرعت جتها و موشکهایی که اخیراً ساخته‌اند، و از جمله سرعت موشک «رویا» شاهد خوبی برای امکان حرکتهای غیرعادی و سرعتهای نوری می‌تواند باشد...
حتی یک قرن پیش اصلاً قابل تصور نبود که آهن و آلومینیوم چند صد تنی، با صدها مسافر، در هوا پرواز کند و روی آب حرکت کند. دو قرن پیش باور کردنی نبود که صدای کسی را که در غرب صحبت می‌کند، در شرق بتوان شنید و یا قابل قبول نبود که حتی خود گوینده هم با تمام حرکات ژستهایش دیده شود!
و از همه بالاتر، انتقال عکسها و نوشتجات از مسافرتهای بسیار دور، به واسطه دستگاههای خاصی که تهیه کرده‌اند، بر ما ثابت می‌کند که سرعت حرکت امام زمان و یارانش، دیده شدن مشرق از مغرب، و بالعکس و ... امری کاملاً ممکن خواهد بود و علم خودش شاهد این امر است و دستگاه بظاهر ساده تلفن و تلویزیون نمونه عملی آن ...
اگر ما می‌گوییم صدای پیشوای ما را اهل هر زبانی، به زبان خود خواهد شنید، چیز گزافی نگفته‌ایم، زیرا هم اکنون در جلسات بین المللی گوشی‌ها و دستگاههایی مورد استفاده قرار می‌گیرد که بیانات ناطقین را به همان زبانی تحویل مستمع می‌دهد که خواهان آن است... و اکنون، کامپیوتر خود مسأله‌ی ترجمه را بدون دخالت مستقیم انسان می‌خواهد انجام دهد و چیزهای تازه دیگری که در عالم علم و صنعت هر روز شاهد تحقق آنها هستیم. البته اینها نمونه‌هایی است از پیشرفت علوم، و واقعیت‌هایی است که عملی شده و قابل انکار نیست و ما تنها برای تقریب ذهن خوانندگان محترم به آنها اشاره کردیم.
از سوی دیگر، کوشش‌هایی که علم برای ازدیاد عمر بشر می‌کند و با پیشرفتهایی که در این زمینه به دست آمده است مسأله‌ی «امتناع طول عمر» را منتفی ساخته است. علمای بیولوژی طی آزمایشهایی که در روی برخی از اعضای زنده حیوانات انجام دادند، فهمیدند که می‌توان آنها را به وسیله داروها و مواد لازم، بیش از حد معمولی زنده نگه داشت: و وقتی که علم ناقص بشری تا این حد بتواند پیشروی کند، آیا عقلانی است که ما معتقد به یک سلسله امور غیر عادی و خدایی نشویم؟
اصولاً با توسعه علوم به اصطلاح غریبه، اسپیریتوالیسم، اسپیریتیسم، مانیتیزم، هیپنوتیزم و ...که امروز در سراسر جهان کاملاً رایج و معمولی شده و مورد استفاده قرار گرفته و دانشمندان این علوم بدین وسیله ارواح را برای انجام کارهای مهم و غیرعادی استخدام می‌کنند، برای مردم مادی هم ثابت شده که انجام دادن امور غیرعادی محال نیست، به طوری که چندی پیش، یک مرتاض هندی چندین روز در زیر آب بسر برد و دیگری چندین هفته خود را در زیر خاکها مدفون ساخت و پس از آن، هردو زنده از زیر آب و خاک بیرون آمدند، درحالی که می‌دانیم ادامه حیات انسان، بدون اکسیژن، و در زیر آب یا خاک، از لحاظ علمی مقدور و معقول نیست...

علم دیروز و امروز

قرآن می‌فرماید: «وَمَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» بشر با همه پیشرفتهایی که در علوم کرده هنوز نتوانسته خیلی از مسائل را کشف و حل کند زیرا هنوز هم علم بشری ناقص است. «موریس مترلینگ» می‌گوید:
ـ...خیال کرده‌ایم که به اسرار ذره‌های کوچک و اتم پی برده‌ایم، هنوز اسرار ذرّات برق و الکترون بر ما مجهول است ما نمی‌دانیم که یک ذره برق یا الکترون از چه ساخته شده و دارای چه ترکیباتی است؟ زیرا الکترون به قدری کوچک است و طوری فرار می‌کند و چنان با سرعت به اطراف پراکنده می‌شود که ما هنوز نتوانسته‌ایم آن را به تنهایی دستگیر کنیم! و به تنهایی مورد معاینه و تحقیق قرار بدهیم و همچنین نمی‌دانیم که یک ذره نور که به زبان لاتینی «فوتون» نام دارد دارای چه ترکیباتی است؟ ما هنوز عاجزیم که یک ذرّه کوچک از امواج صدا یا فوتون را به تنهایی مورد تجزیه و تحقیق قرار دهیم.» (18)
«انشتاین» می‌گوید: «افسانه راز بزرگ هنوز لاینحل است... آنچه تا کنون از کتاب طبیعت خوانده‌ایم بسیار چیزها به ما آموخته است و ما با اصول زبان طبیعت آشنا شده‌ایم...ولی با اینهمه می‌دانیم که در مقابل مجلداتی که خوانده و فهمیده شده هنوز از حل و کشف کامل مطالب خیلی دوریم.» (19)
«فلاماریون» می‌گوید: «...ما «فکر» می‌کنیم، اما همین فکر چیست؟ و راه می‌رویم ولی این عمل عضلات ما چیست؟ هیچکس آن را نمی‌داند.» (20)
«ویلیام جمس» می‌گوید: «علم ما همچون قطره‌ای است ولی جهل ما یک دریای عظیم!»
«شارل ریشه» که یکی از اساتید دانکشده پزشکی فرانسه است، در مقدمه کتاب رد پدیده‌های روحی می‌نویسد: «...علوم امروز هر قدر توسعه و صحت پیدا کند، باز همواره نقصانی آشکار دارد (وی سپس مثالهای متعددی از نقاط تاریک علوم امروز را ذکر کرده) و می‌افزاید: اگر از یک مرد بربری یا یک دهقان مصری سؤالی درباره معلومات او از جهان طبیعت بکنیم، یک دهم مطالبی را هم که در کتابهای ابتدایی می‌نویسند، نمی‌داند، و من می‌دانم که روزگاری بیاید که علمای عصر ما در مقابل آن دوران، مانند دهاتی بربر باشند در مقابل اساتید دانشگاه فرانسه!»
هدف ما از نقل این سخنان آن است که بگوییم: اگر علم امروز و اکتشافات بشری عصر ما نتوانسته است ماده‌ای را کشف کند که موجود زنده‌ای را مثلاً هزار سال نگه دارد، این دلیل نمی‌شود که اصلاً چنین امری غیرممکن، غیرمنطقی و غیرعملی است و به قول معروف: «عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود»، زیرا معتقدات علمی دانشمندان قرون گذشته در عصر ما به اندازه‌ای سست و بی‌ارزش شده که امروز می‌توان از آنها تنها به عنوان یک تئوری باطل، غلط و بی‌اساس نام برد: اصول پذیرفته شده علم هیأت قدیم – بطلمیوسی- از خنده دارترین اصول علوم پیشین است.
علم تا دیروز «اتم» را جزء تجزیه ناپذیر معرفی کرده بود و در تعریف آن می‌گفت: «کوچکترین جزء یک عنصر که قابل تقسیم نباشد» ولی ما دیدیم که دانشمندان قرن ما «اتم» را شکافتند ...و دیدند که: «آفتابی در یکی ذره نهان!» (21) است و از کجا که فردا شگفتی‌های دیگری را کشف نکند؟
علم سابقاً نمی‌توانست قمر مصنوعی و موشک کیهان پیما بسازد و حتی تصورش هم خنده آور بود، اما امروز علم می‌کوشد که پای بشر، این موجود دو پا و نشناخته را حتی به کرات آسمانی باز کند؟... و به طور کلی اگر در قرون گذشته یکی از اکتشافات و اختراعات علمی امروز را ولو به صورت یک تئوری و فرضیه برای مردم بیان می‌کردند، دستگاه انگیزیسیونی پاپ او را تکفیر کرده و داغ «آته ئیستی» - الحاد- بر پیشانی او زده می‌شد، و مردم هم علاوه بر بیزاری و کناره جویی از او، او را یک فرد مالیخولیایی و دیوانه می‌دانستند.
گالیله، کانت، ولتر، کپرنیک، کپلر را روی همین عنوان کشتند، ولو اینکه گالیله در دم مرگ هم دومرتبه نوشت: «بازهم زمین می‌چرخد» اما او دیگر نمی‌توانست منشأ اثری باشد. و البته ما شواهد زیادی از نوع گالیله و کانت ....داریم که می‌توانیم آنها را در صفحات تاریک تاریخ قرون وسطی و تاریخ محاکمات دستگاه انگیزیسیونی پاپ و دربار مذهبی واتیکان، پیدا کنیم.
پس به طور کلی معلوم شد که علم امتناع تحقق این امور را نفی می‌کند و شاید در آینده با پیشرفتهای بیشتری در زمینه‌های مختلف امکان وقوع آن را، برای مردم مادی هم ثابت کند...
آری ما یقین داریم که موفقیت‌های روزافزون علم روزی تمام حقایق ایدئولوژی ما را – که روزگاری برای گروهی موهومات و خرافات جلوه داده شده بود – روشن خواهد ساخت و اسلام با همان چهره‌ی بی‌آلایش و «دین فطری» بودن خویش، تجلی خواهد کرد.

از لحاظ عقلی؟

شاید بعضی‌ها که نمی‌خواهند زیر بار حق و حقیقت بروند و می‌بینند که پیروی از احکام الهی سدهای فراوانی در راه امیال نفسانی آنها ایجاد می‌کند، می‌گویند: عقل، این مسائل را درک نمی‌کند! و نمی‌تواند آنها را قبول نماید.
ما برای آنکه چگونگی و علت اساسی این حرفها را پیدا کنیم ناچاریم که مقدمه کوتاهی برای تبیین مسأله بیاوریم:
قبلاً باید توجه داشت که مراد از درک «عقل» چیست؟ و کدام عقلی این مسأله و به طور کلی مسائل مربوط به سورناتورالیست – ماوراءالطبیعه – را نمی‌تواند قبول کند؟ اگر مقصود از درک عقل، درک و احساس یک سلسله افکار و خیالاتی است که در مخیله انسان خطور می‌کند، و طبق میل نفسی بعضی را قبول و بعضی را رد می‌کند، و در واقع می‌خواهد از هر چیزی که برای خواهشهای شهوی و حیوانی او حدودی قائل شود، آزاد شود، و به اصطلاح امروزی: از پیروان ارگیاستیک (تمایل به عیاشی، میگساری، هرزه درایی) و فلسفه «باید خوش بود» اگزیستانسیالیسم است، ما آن عقل را اصولاً عقل نمی‌دانیم و درک و عدم درک، قبول و عدم قبول آنهم به هیچوجه نمی‌تواند مدرکیت و حجیت برای اثبات و نفی مسأله‌ای داشته باشد.
به نظر ما، عقل که یک نیروی باطنی و غیرمادی است – و شاید همین نیرو تنها وجه تمایز انسان و حیوان باشد – اگر آزاد و بی‌قید، و تابع جنبه حیوانی انسان گردد، صفات اصلی و حقیقی خود را که از جمله دیدن و درک حقیقت است، از دست می‌دهد، و علاوه بر اینکه نمی‌تواند امام زمان را قبول کند، خدا را هم قبول ندارد. و به تعبیر قرآن چشم و گوش و قلب آنها مهر خورده است و یا بیماری درونی آنها درمان پذیر نیست: «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ ...» و «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا كَانُوا یَكْذِبُونَ» آری در این هنگام است که نور عقل خاموش می‌شود، قلب تاریک می‌گردد، و دیگر نور حقیقت و معرفت را درک نمی‌کند و «...هُم لا یَفْقَهُونَ».
عقل کذائی، می‌گوید فلسفه اتومیسم (22) یک مشرب فلسفی صحیحی است و تا وقتی که خدا در زیر آلات و ابزار و دستگاههای آزمایشی لابراتوارها دیده نشود! او را هم قبول ندارد و مسلم همچو عقلی «فوتوریسم» را هم قبول نخواهد داشت.
اما اگر مقصود از عقل، و درک آن، عقلی باشد که تحت شرایط تربیتی خاصی تربیت و تکامل یافته است، این عقل بسیاری از مسائل را قبول دارد که عقل بی‌قید و عقل مادی آزاد، آن را باور نمی‌کند.
عقل انسانی ما علاوه بر اینکه خدای ندیده را باور دارد و به آن صمیمانه و صادقانه ایمان آورده است، برای آن خدای ازلی و ابدی قدرتی نیز قائل است که می تواند مخلوقی را بیافریند که حتی میلیونها سال هم بتواند تحت شرایط خاصی، زنده بماند. آیا یک نیروی ازلی و ابدی، یک قدرت بی‌انتها و بی‌همتا، نمی‌تواند موجود زنده ابدی خلق کند؟ عقل ما به این مسأله جواب مثبت می‌دهد و می‌گوید کسی که ماده حیاتی را در پرتوپلاسم دمیده است، می‌تواند آن را ابدی هم بنماید و انسان را هزاران سال زنده نگه دارد.
و از طرفی عقل ما با دقت در موقعیت‌های علوم و با توجه به اندک بودن معلومات و ادراکات بشری، چنانچه قرآن هم به آن تصریح می‌کند- بخوبی درمی‌یابد که این امر- اعتقاد به امور غیبی، اعجاز، فوتوریسم و مسائل غیرعادی متعلق بر آنها- هرگز اشکالی ندارد، و بر فرض هم اگر دیگران چگونگی آن را درک نکردند، او باور دارد که این موضوع هم کاملاً واقعیت دارد و مانند مسائل زیاد دیگری است که پشت پرده عالم وجود هست ولی برای بشر، هنوز چگونگی آن مخفی است.
این «ایمان» وقتی تقویت شده و به مرحله «ایقان» می‌رسد که می‌بیند مخبرین این امر، پیغمبران و اولیاء و کسانی بوده‌اند که با عالم ماوراءالطبیعه، با هستی بخش عالم هستی ارتباط ویژه داشتند و می‌بیند بسیاری از مسائلی را که آنها گفته بودند و مردم ظاهربین باور نمی‌کردند، امروز کم کم صحت آنها بر همه روشن می‌شود.
برای یک «انسان کامل» تربیت شده مکتب تربیتی و انسان سازی اسلام، که بازهم تحت شرایط تربیتی خاصی، از تمام صفات و اخلاق ضدانسانی، و از تمامی رذائل اخلاقی پاک شود، این موضوع به اندازه‌ای مسلم و بدیهی است که از زنده بودن خودش برای او بدیهی‌تر است.
به عبارت دیگر: برای یک فرد کامل، برای یک مؤمن واقعی، علم به این مسأله از مرحله «یقین» هم گذشته و به مرحله «شهود» می‌رسد. و البته ارتقاء به آن مقام «کار هر بی‌سروپایی نیست»، پس به طور اجمال دانسته شد، آنچه که خدا و امام زمان را نمی‌تواند قبول کند، عقل نیست بلکه آنچه که واقعاً «عقل» است درک و قبولش هم عقلایی و قطعی و حتمی بودن موضوعی را که مخبرین صادق، به حد تواتر، در هزار سال یا هزاران سال پیش از آن خبر داده‌اند، تصدیق می‌کند، خصوصاً وقتی که آثار و علائم پیشین را – که باز همان مخبرین گزارش داده‌اند – به رأی العین می‌بیند، دیگر نمی‌تواند باور کند که منکرین این امر، عقل سلیمی داشته باشند...و آیه‌ای از قرآن مجید را متذکر می‌شود که می‌فرماید:«
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»

فوتوریسم و تقویت روحیه ما

گذشته از واقعیت و حقیقت این امر، باید توجه داشته باشیم که اعتقاد به وجود مصلح جهانی و امام زمانَ، ما را همیشه و در همه مبارزات اجتماعی حمایت خواهد نمود، زیرا اگر ما واقعاً معتقد به امام زمان باشیم، خواهیم دید که همیشه یک پشتیبان نیرومندی داریم که ما را در کارهای اجتماعی، اگر برای خدا باشد، یاری می‌کند.
و بی‌شک نتیجه اعتقاد به امام زمان این نیست که ما از تمامی کوشش‌های اجتماعی دست برداریم و در گوشه‌ای نشسته و انجام همه کارها را حواله به ظهور امام زمان کنیم و اصولاً امام زمان از افراد عاطل و باطلی که صبح می‌کنند و به امور مسلمین اهتمام نمی‌ورزند بیزار است و یک فرد مسلمان معتقد، همیشه در کوشش و فعالیت است و برای خدا کار می‌کند و به زندگی خوشبین و امیدوار است و همیشه منتظر تعمیم عدالت و امنیت، بسط عدل و داد، آزادی و برادری، و توسعه اساس دین توحید، در جامعه بشری است.
یک مسلمان معتقد می‌داند که تمام تحولات اجتماعی دنیا به صورت ظاهر برای برقراری و ایجاد صلح و عدالت است، اما یقین دارد که این آرمان مقدس جز در سایه قانون قرآن و حکومت اسلام عملی نخواهد شد، و هر قانون بشری، مفاسدش بیشتر از مصالح احتمالی آن خواهد بود.
یک مسلمان باور قطعی دارد که تنها سیستم اجتماعی عادلانه توأم با تمام خواستهای مشروع بشری و تنها قانونی که منصفانه‌ترین قوانین برای انسانها آماده کرده است، رژیم حکومتی اسلام و قانون الهی قرآن است و به همین دلیل، مسلمان معتقد می‌داند که مجری قوانین توسعه دهنده عدالت اجتماعی، یعنی مصلح جهانی و پیشوای بزرگ ما مطلوب تمام بشریت خواهد بود و طرز فکر ما تنها طرز فکر جهانی خواهد شد...

گفتار مستشرق آلمانی

اشاره کردیم که اعتقاد به امام زمان تأثیر زیادی در تقویت روحیه‌ی ما دارد اینک گفتار فیلسوف و مستشرق معروف آلمانی «ماربین» را در این باره بخوانید: ماربین در آخر کتاب خود درباره فوتوریسم شیعه می‌گوید:
«از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم که همیشه موجب امیدواری و رستگاری شیعه تواند گردید، همانا اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار به ظهور اوست.
چون معتقدات مذهبی در ملل شرق زمین تا دو قرن دیگر کاملاً اثرات خود را خواهد بخشید و می‌توان گفت که در این مدت و با اینهمه جمعیت و اسباب طبیعی شیعه پیشرفت محیرالعقولی نموده و از حیث عده و نیرو و قدرت مقام اول را حائز خواهد شد.
و حتی اگر آثار معتقدات مذهبی از بین برود، شیعه دارای آن سرمایه‌ای خواهد بود که ماورای قوای طبیعه و عارضیه، مذهب شوکت و اقتدار و قوت و حکومت خود را در عالم نگه دارند.» (23)

خاتمه و تذکر

استعمارگران برای اجرای نقشه‌ها و توطئه‌های ضد انسانی خود از هیچ جنایتی خودداری نمی‌کنند و برای ایجاد تفرقه و انشعاب بین مسلمین همواره کوشیده‌اند که از این مسأله هم سوء استفاده کنند، از طرفی «مهدی موعود!» فرستاده‌اند و از طرف دیگر «احمد امین مصری» و «احمد کسروی تبریزی» را مأمور ساخته‌اند که اصول عقاید شیعه را موهوم و بی‌اساس قلمداد کنند (و بعد خود برانگیخته شوند!) استعمار برای ملل مسلمان ما در پاکستان «غلام احمد قادیانی» - قادیانیگری- و در ایران «محمدعلی شیرازی» و «حسینعلی مازندرانی» - بابیگری بهائیگری – و در بلاد دیگر، کسان دیگری را تراشیده‌اند تا در راستای اهداف آنان کار کنند و البته درست است که اینها و تمامی مدعیان دروغین مهدویت رسوا و مفتضح شده‌اند، اما باید ما بیدار باشیم و گول نیرنگها را نخوریم و نگذاریم که جوانان ما به دام بیفتند و توجه داشته باشیم که قرار نیست هر روز یک مهدی! برای اصلاح ظهور کند و از نظر اسلام، مهدی موعود (علیه السلام) که از دودمان رسالت است هنوز ظهور نکرده است و تمام مدعیان از صدر اسلام تا به امروز، دروغگویی بیش نبوده‌اند. زیرا 1- مهدی موعود یکی است و تاکنون دهها نفر مدعی مهدویت پیدا شده‌اند: 2- اگر یکی را بپذیریم و دیگری را قبول نکنیم «ترجیح بلامرجح» لازم خواهد بود و اگر همه را قبول کنیم نقض غرض خواهد شد؛ 3- برای هر کشور و شهری یک مهدی ظهور نخواهد کرد؛ 4- مهدی اسلام وقتی ظهور کند، پیروز خواهد شد و این مدعیان همگی شکست خورده‌اند؛ 5- مهدی اسلام (علیه السلام) موجب صلح بین المللی و عدالت جهانی خواهد شد، ولی همه اینها باعث آشفتگی اوضاع مردم شده‌اند؛ 6- مهدی اسلام برای ترویج دین اسلام قیام خواهد کرد و ادعای نبوت نخواهد نمود. اما اغلب مدعیان، اول «باب» بوده‌اند و بعد «مهدی» شده‌اند و سپس «نبی جدید» و همین تناقضات، موجب بی‌بهاء بودن همه شان گردیده است و ...
به هر صورت ما از خداوند بزرگ و توانا خواهانیم که علوم را در اجتماع ما توسعه دهد و در سایه تفکر منطقی، ما را به حقایق عالیترین و ارجدارترین مکتب ارشادی موجود جهان آشنا سازد و بخصوص مولود همایون ارزنده‌ترین انسان هستی را برای اثبات عقیده پاک خود بر جهان بحران زده و پراضطراب و متشنج ما، مبارک گرداند و ما را تأیید فرماید که شایستگی برخورداری از افکار آن یکتای وجود را داشته باشیم.
«سلام و احترام بر مصلح بزرگ جهانی.»
«سلام و احترام بر مظهر کمال انسانیت، جلوه عقل و نور الهی، ذخیره دودمان رسالت اسلامی.»
«دورد بر بنیادگذار انسان دوست مکتب فطری و اجتماعی اسلام.»
قم: حوزه علمیه- نیمه شعبان 1378هـ
سیدهادی خسروشاهی (24)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- Futurism
2- مجله ماهانه مجموعه حکمت چاپ قم، منتشره به تاریخ 15 شعبان 1378 هجری اسفندماه 1337 شمسی.
3- مهدی در 13 قرن، تألیف «دارمستتر» ص 5 و 6 (مبادی مهدویت)، ترجمه محسن جهانسوز، چاپ تهران.
4- بیشتر این بشارات در کتاب بشارات عهدین ص 232 (بشارت سی دوم) تا ص 286 (بشارت پنجاهم) به تفصیل نقل شده است، رجوع شود.
5- صادق هدایت این بشارتها را از روی متن اصلی آن به زبان پهلوی که در سال 1919 م توسط آقای بهرام گورانکلسر در بمبئی چاپ شده است ترجمه نموده که تحت عنوان: زند و هومن یسن به سال 1323 در تهران چاپ شده است. ترجمه بشارتهای «جاماسب» نیز ضمیمه همان کتاب، به ترجمه صادق هدایت آمده است. این بشارتها در سال 1342، با اضافاتی از آقای حسن قائمیان – دوست و همکار هدایت – در کتابی به نام علائم ظهور نقل شده است. البته هر دو کتاب خواندنی است.
6- رجوع شود به ج2 کتاب انیس الاعلام ص199، تألیف «فخرالاسلام» که نخست از علمای محقق مسیحی بود و بعداً مسلمان شد و این کتاب را در رد مسیحیت تحریف شده تألیف نمود.
7- رجوع شود به کتاب مهدی در 13 قرن، تألیف مستشرق فرانسوی دارمستتر.
8- قرآن مجید، سوره انبیاء، آیه 105.
9- قرآن مجید، سوره صف، آیه 9.
10- سوره مائده، آیه 54.
11- برای فهم چگونگی دلالت این آیه بر موضوع ما و مطالعه مختصری از احادث وارده درباره اوضاع آخرالزمان که همه‌ی ما آنها را امروز به چشم می‌بینیم، رجوع شود به تفسیر بزرگ المیزان ج5 ص428 به بعد.
12- قرآن مجید.
13- شرح نهج البلاغه، ج2، ص535.
14- مقدمه ابن خلدون، چاپ مصر (عربی) ص311 و ترجمه فارسی پروین گنابادی، ص 652، چاپ تهران (اول فصل 52، اخبار و اقوال مربوط به امام زمان (علیه السلام)).
15- تاریخ شیعه تألیف «فان فلوتن» آلمانی ترجمه: سیدمرتضی هاشمی حائری ص 150، چاپ تهران.
16- رجوع شود به مجله ماهانه درسهائی از مکتب اسلام، سال اول، شماره سوم، مقاله آیت الله صافی گلپایگانی.
17-Protoplasm
18-روح به کجا می‌رود؟ چاپ تهران ص14.
19- نظریه انشتاین، چاپ تهران، ص11 و 12.
20- علی اطلال المذهب المادی، چاپ مصر، ص 128.
21- دل هر ذرّه را که بشکافی *** آفتابیش در میان بینی
22-Atomisme: سیستم فلسفی که به موجب آن، جهان و کل عالم هستی، در نتیجه ترکیب تصادفی اتم‌ها بوجود آمده است و ذیمیقراط فیلسوف یونانی قرن 5 قبل از میلاد، بانی این مشرب فلسفی است و مادیگرایان عصر ما هم در واقع پیروان این مشرب هستند...
23- ترجمه کتاب ماربین، مستشرق معروف آلمانی، در سال 1328 هجری قمری در تبریز، تحت عنوان: رولیسیون بزرگ یا سیاست الحسینیه چاپ شده است. مطلب فوق در فصل 7 کتاب، صفحه 49 و 50 تحت عنوان :«فلسفه مذهب شیعه» آمده است. این قسمت زیر عنوان «سیاست اسلامی» در شماره 28 سال 17 روزنامه حبل المتین چاپ کلکته هم آمده است.
24- ماهنامه «مجموعه حکمت» چاپ قم سال سوم، شماره 1، اسفندماه 1337 و شماره 2 فروردین ماه 1338.

منبع مقاله :
خسروشاهی، سید هادی؛ (1393)، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، تهران: اطلاعات، چاپ چهارم

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:53 PM
مصلح جهانی، مهدی موعود
نظرات(0) | ادامه مطلب

 مصلح جهانی، مهدی موعود
 

 

نویسنده: سید هادی خسروشاهی




 

اسلام که آخرین و کاملترین ادیان آسمانی است به مسأله‌ی مهدی موعود اهمیت خاصی قائل است و بیشتر از ادیان و مذاهب دیگر آن را تبیین و تشریح کرده است و آیاتی که در قرآن شریف آمده و به این موضوع تفسیر شده زیاد است که از آن جمله آیه 105 از سوره انبیاء و آیه 9 از سوره صف و آیه 55 از سوره نور و آیه 54 از سوره مائده می‌باشد.(1)
علاوه بر آیات، در اخبار فریقین- شیعه و سنی- روایات زیادی در این رابطه وارد شده و تا آنجا که از تحقیق و تتبع غیراستقصایی یکی از دانشمندان حوزه علمیه قم به دست می‌آید، متجاوز از 3 هزار روایت و حدیث در این مسأله و موضوعات مربوط به آن از پیغمبر اکرم و ائمه هدی (علیهم السلام) نقل شده است. (2)
مثلاً فقط درباره اصل موضوع ظهور مصلح جهانی و حضرت مهدی 657 حدیث از کتب عامه و اهل تسنن از قبیل: صحیح بخاری، سنن این ماجه، سنن ابی داود، سنن ترمذی، منتخب کنزالعمال، مسند احمد، ینابیع المودة، الصواعق المحرقه و ....نقل شده است. (3)
البته کتابهایی که درباره این موضوع بحث و روایات آن را نقل کرده‌اند، بسیار است مثلاً در کتاب منتخب الاثر متجاوز از 60 کتاب معتبر اهل تسنن و در حدود 100 کتاب از کتابهای معتبر خاصه نام برده شده(4) که از اکابر علمای اهل سنت و ائمه آنان به عنوان نمونه می‌توان افراد زیر را نام برد:
احمدابن داود، ابن ماجه، ترمذی، بخاری، مسلم، نسائی، بیهقی، ماوردی، طبرانی، سمعانی، رویانی، ابن قتیبه، ابن معری، ابن عساکر، کسائی، ابن اثیر، حاکم، ابن جوزی، شارح معتزلی، ابن صباغ مالکی، ابن مغازلی، شافعی، محب الدین طبری، شبلنجی و ...

تواتر... و مسأله متفق علیه

بدین ترتیب کاملاً معلوم می‌شود که مسأله مهدی یکی از موضوعاتی است که اخبار آن از حد «تواتر» هم گذشته است و با وجود رُواتی که احادیث مربوط را روایت کرده‌اند و با توجه به اینکه علمای شیعه و سنی، همگی دعوی «تواتر» نموده‌اند، روشن می‌شود که مسأله‌ی مورد بحث از نقطه نظر اسلامی به اندازه‌ای ثابت و قطعی است که جای هیچگونه شک و شبهه‌ای نیست.
در میان رُوات همه گونه افراد: صحابی، تابعی، مدنی، مکی، بصری، کوفی، سنی ، و شیعی و ... یافت می‌شوند که از آن جمله افراد زیر را به عنوان نمونه نام می‌بریم:
عبدالله بن عباس علی بن ابیطالب (علیه السلام)، عبدالله بن مسعود، ابوسعید الخدری، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، جابر انصاری، عمربن خطاب، عماربن یاسر، ابوایوب انصاری، سعیدبن مالک، عثمان بن عفان، زیدبن ثابت، زیدبن أرقم، أسعدبن زراره، واثلة بن اسفع، ابوهریره، فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)، عائشه، ام السلمه و ...(5)
مرحوم «طبرسی» در کتاب خود بعد از دعوی تواتر روایات در این باب، اخباری را که علمای عامه و راویان ایشان در صحاح و مؤلفات خود آورده‌اند، نقل نموده و از «شافعی» نیز قول به تواتر روایات را نقل می‌کند.(6)
«قاضی بهلول بهجت افندی» در این باره می‌نویسد: «امام ابوالقاسم محمدالمهدی، تا به حال زنده بوده و در وقتی که خدا اذن دهد ظهور خواهد نمود، ظهور امام (علیه السلام)، میان امت چون متفق علیه است در این کتاب به شرح دلایل نیازمند نیستیم.»
وی سپس می‌افزاید: «ظهور مهدی قائم آل محمد در میان امت اسلامیه مسأله‌ی متفق علیه بود و محتاج تشریح و محاکمه نیست، چون حدیث «من مات ولم یعرف امام زمانه فقد مات میتة الجاهلیة» متفق علیه علمای عامه و خاصه می‌باشد، بنابراین هیچ فردی از افراد اسلام پیدا نمی‌شود که به وجود صاحب عصرو زمان اقرار نداشته باشد»... (7)
شارح معروف نهج البلاغه، ابن ابی الحدید معتزلی، می‌نویسد: «موضوع آمدن مهدی موعود قبل از انقضاء عالم متفق علیه میان همه‌ی مسلمانان است.»(8)
«ابن خلدون» مغربی مورخ و جامعه شناس معروف اسلامی در مقدمه خود می‌نویسد: «آنچه در میان عموم مسلمانان و در تمام قرون معروف بوده است این است که ناچار باید در آخرالزمان مردی از خاندان پیغمبر ظهور کند و دین را تأیید بخشد و عدل و داد را آشکار سازد و مسلمانان از او پیروی خواهند کرد و او را مهدی می‌نامند...»(9)
«فان فلوتن» مستشرق شهیر آلمانی در کتاب خود در این باره می‌نویسد: «اما مسیح ناجی در نزد شیعیان معروف و مشهور است. او ملقب به مهدی بود – یکی از القاب شرف در آغاز کار – ولی دیری نپایید که این عنوان، مخصوص آن ناجی از اهل بیت شد. البته اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار او در بدو امر مختص به آل بیت نبود و فکر مهدی منتظر چنان در بین اهالی سنت شیوع یافت که یادبود مهدیهای دیگر ار مانند سفیانی و قحطانی و دیگران، بکلی از لوح خاطر آنها زدود و بدون شک پیشگویی راجع به این امر و انتظار ظهور ایشان از نفوس مسلمانان بیرون نرفته است.(10)»

تصریح به نام مهدی و عدد ائمه

درباره اینکه ائمه مسلمانان دوازده نفر بوده و تعداد آنها مانند نقباء بنی اسرائیل (11) دوازده نفر است، صدها حدیث از عامه و خاصه نقل شده است. مثلاً درباره اینکه ائمه 12 نفرند، 271 حدیث و اینکه تعداد آنها مانند نقباء بنی اسرائیل است، 40 حدیث و اینکه اول آنها علی است،133حدیث و اینکه اول آنها علی و آخر آنها مهدی است، 91 حدیث و اینکه ائمه 12 نفر بوده و آخر آنها مهدی است، 94 حدیث و اینکه ائمه 12 نفر بوده و 9 نفر آنها از اولاد حسین (علیه السلام) است، 139 حدیث و اینکه ائمه 12 نفر بوده و 9 نفر آنها از اولاد حسین (علیه السلام) بوده و نفر نهمی مهدی قائم آل محمد است، 107 حدیث نقل شده است. (12)
البته روایات در این زمینه نیز همانند اصل موضوع، خیلی بیشتر از این ارقام است و مؤلف محترم «بشارات عهدین» فهرست و ارقام احادیث این قسمت را بیشتر از اینها نقل کرده است. (13)

اسماء ائمه م... و تحریف کتاب

...گفتیم در اخبار «فریقین» وارد شده است که ائمه دوازده نفر خواهند بود که علی بن ابیطالب نخستین آنها و مهدی آخرین آنهاست. این موضوع را شما در کتب عامه و خاصه از قبیل: ینابیع المودة، الفتوحات المکّیة، الیواقیت والجواهر، کفایة الاثر، بحارالانوار، ج13، غایة المرام، دلایل الأمامه و کافی ...می‌توانید مطالعه بفرمایید.
مرحوم آیت الله سید صدرالدین صدر در کتاب خود به نام: المهدی عبارت «فتوحات» را در این موضوع از «اسعاف الراغبین» نقل کرده و سپس می‌نویسد:
«این عبارت را بسیاری از علمای ما و علمای اهل سنت از کتاب الیواقیت و فتوحات مکیه نقل کرده‌اند و لکن در چاپ اخیر آن کتاب، بدان برخورد نکرده اند.»(14)
و مؤلف محترم منتخب الاثر می‌نویسند:
«شیخ محمد صبان» در اسعاف الراغبین همین عبارات را نقل می‌کند ولی در نسخه فتوحات که «دارالکتب العربیه» مصر آن را چاپ کرده، این عبارات تغییر داده شده است؟(15)
از اینجا معلوم می‌شود که دست تعصب حتی حاضر شده است که کتب بزرگان را تحریف کرده و سپس منتشر سازد، ولی معلوم نیست که با کتابهای مهم دیگری که قبلاً این موضوع و موضوعات مشابه آن را از مدارک اصلی نقل نموده‌اند، چه می‌توانند بکنند؟!
در کتاب الیواقیت و الجواهر فی بیان عقاید الاکابر از «سید عبدالوهاب شعرانی» که شرح مشکلات فتوحات مکیه عارف مشهور محی الدین عربی است، این موضوع را از متن کتاب محی الدین نقل می‌کند و در مقدمه کتاب هم می‌نویسد:
«من این کتاب را از کتاب فتوحات المکیه که به خط خود محی الدین بوده تلخیص کرده‌ام» و اینک ما آن قسمتی را که مورد بحث است از طبع دوم آن کتاب که در سال 1307 هـ در مطبعه «الازهریه» مصرچاپ شده است، ترجمه و نقل می‌کنیم:
«مبحث 65 در بیان اینکه جمیع اشراط قیامت که شارع به ما خبر داده، حق است و قبل از قیام ساعت حتماً عملی خواهد شد، مانند خروج مهدی و نزوع عیسی. مهدی که از اولاد امام حسن عسکری است و در نیمه شعبان سال 255 هجری به دنیا آمده و زنده خواهد ماند تا با عیسی بن مریم اجتماع کند پس عمر آن حضرت اکنون که سال 958 هجری می‌باشد 703 سال است ...(و عبارت شیخ محی الدین در باب 366 از فتوحات این است:) خروج مهدی حتمی است، ولی بعد از اینکه عالم با جور و ظلم و ستم پر شود قیام می‌کند و زمین را پر از عدل و داد می‌نماید و اگر از دنیا فقط یک روز مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی سازد تا این خلیفه قیام کند. مهدی از عترت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و از اولاد فاطمه رضی الله عنها است، جد او حسین بن علی بن ابیطالب و پدرش امام حسن عسکری و او فرزند امام علی النقی و او فرزند امام محمدتقی و او فرزند امام علی الرضا و او فرزند امام موسی الکاظم و او فرزند امام جعفر صادق و او فرزند امام محمدباقر و او فرزند امام زین العابدین و او فرزند امام حسین فرزند علی بن ابیطالب رضی الله عنه است..» (16)
در ینابیع المودة «شیخ سلیمان بلخی قندوزی» ص 451 از کتاب فصل الخطاب و ص 470 از سید عبدالوهاب شعرانی در الیواقیت و ص 471 از کتاب مطالب السئول «کمال الدین طلحه» و از کتاب بیان گنجی و از کتاب فصول المهمه و ص 491 از اربعین حافظ ابی نعیم از ابن خشاب و ... مطالبی نقل کرده که همگی به این مسأله تصریح نموده‌اند.
همچنین بسیاری از علماء و بزرگان برادران سنی ما در کتابهای خود حضرت مهدی را فرزند امام حسن عسکری می‌دانند از قبیل: ابن خلکان در وفیات الاعیان (ج 1،ص451) و محمدامین سویدی در سبائک الذهب (ص78) و شبراوی در الاتحاف (ص179) و احمدبن یوسف قرمانی در اخبارالدول (117) و ابی الفداء در تاریخ المختصر (ج2، ص 45) و ابوالفلاح حنبلی در شذرات الذهب (ج2، ص150-141) و شبلنجی در نورالابصار (ص 146) و ابن خلدون در تاریخ خود (ج4، ص 115) و یافعی در تاریخ مرآت الجنان (ج2، ص 107) و ابن الوردی در تاریخ خود (ج 1، ص 232) و میرخوند در تاریخ روضة الصفا، (ط جدید، ج3، ص59)...(17)
فرید وجدی در دائرة المعارف (ج6، ص 438) ماده «العسکری» و عبدالرحمن جامی در شواهد النبوه و پطرس بستانی هم در دائرة المعارف خود (ط بیروت) ذیل احوالات امام حسن عسکری، همین موضوع را نوشته است.
در کتابهای فارسی نیز که در این چند سال اخیر درباره این موضوع چاپ شده‌اند، اقوال عده‌ای از علمای اهل سنت را از کتب خود آنها نقل کرده‌اند؛ طالبین تفصیل رجوع کنند به کتابهای : شیعه چه می‌گوید؟(18)
تألیف حجة الاسلام حاج سراج انصاری تبریزی (ص270-267) و شیعه در اسلام تألیف سید موسی سبط الشیخ (ج1، ص 88-86) و مهدی منتظر یا مصلح جهان ترجمه کتاب المهدی آیت الله صدر (ص99-96) ...

مآخذ و مصادر دیگر

....باید پذیرفت که درباره این موضوع مهم و مسائل مربوط به آن نمی‌توان در یک مقاله مختصر به حد کافی بحث کرد، بلکه بایستی کتابها نوشته شود تا حق مطلب ادا شود و روی همین اصل ما به بحث کوتاه خود خاتمه می‌دهیم و برای مزید اطلاع و تحقیق مراجعه شود به کتابهای زیر، از کتب عامه: صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابی داود، سنن ابن ماجه، جامع ترمذی، مسند احمد، تاریخ ابن عساکر، تذکرة الخواص ابن جوزی، البیان فی اخبار صاحب الزمان گنجی شافعی، الفصول المهمه ابن صباغ مالکی، البرهان فی علامات آخرالزمان علاء الدین متقی هندی، تاریخ ابن اثیر، مروج الذهب مسعودی، المختصر فی علامات المهدی المنتظر ابن حجر عسقلانی، نورالابصار شبلنجی مصری، ینابیع المودة شیخ سلیمان بلخی قندوزی (19) و از کتب خاصه، می‌توان از مدارک زیر استفاده نمود: المحاسن خالد برقی، قرب الاسناد حمیری، الغیبة محمد نعمانی، الکافی کلینی، کمال الدین و تمام النعمه، الخصال، الامالی، عیون اخبارالرضا، معان الاخبار مرحوم ابی جعفر محمدبن بابویه (شیخ صدوق)، الفصول العشرة شیخ مفید، الغیبة شیخ طوسی، البرهان علی صحة طول عمرالامام صاحب الزمان، الاستنصار فی النص علی الائمة الاطهار کراچکی، ارشاد القلوب دیلمی، المناقب ابن شهر آشوب، الملاحم و الفتن ابن طاووس، غایة المرام، المحجه فی ما نزل فی القائم الحجه سیدهاشم بحرانی، النجم الثاقب و کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار محدث نوری، البرهان علی وجود صاحب الزمان محسن امین عاملی، المهدی صدرالدین صدر، تبین المحجة الی تعیین الحجة میرزاحسن تبریزی، استقصاءالافحام میرحامد حسین لکهنو (صاحب کتاب جاوید عبقات الانوار)، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر صافی گلپایگانی، المهدی محمدعلی زهیری نجفی، المصلح المنتظر شمس الدین، مقتضب الاثر فی النص علی الائمه الاثنی عشر شیخ احمد جوهری و ...(20)

تکالیف ما در قبال اجتماع

با توجه به آنچه که گذشت، بی‌شک برای افراد روشن ضمیر معلوم شد که مسأله انتظار و ظهور مهدی موعود، یک مسأله‌ی عقیدتی مختص به شیعه نیست، بلکه این موضوع از نقطه نظر اسلامی کاملاً ثابت شده و اسناد و مدارک روایی آن غیرقابل تردید است، و متأسفانه عده‌ای از اعتقاد به این مسأله سوء استفاده کرده و می‌گویند: کارها را باید به امام زمان واگذار کنیم و باید او بیاید تا امور را اصلاح کند و ...ولی به نظر ما این طرز فکر، طرز فکر صحیحی نیست و به مثابه آن می‌ماند که کسی در شب ظلمانی چراغ روشن نکند که فردا آفتاب طلوع خواهد کرد!
ما باید توجه داشته باشیم که اعتقاد به وجود امام زمان و زنده بودن آن بزرگوار، باید ما را همیشه و در همه اقدامات اجتماعی و کارهای اصلاحی پشت گرم و قوی دل کند، زیرا ما اگر واقعاً معتقد به ظهور امام موعود باشیم، خواهیم دید که همیشه یک پشتیبان قوی داریم که ما را در کارهای اجتماعی اگر برای خدا باشد، یاری می‌کند و دعای خیر او همواره همراه ماست.
نتیجه اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار، نباید این باشد که عده‌ای از کارهای اجتماعی دست بردارند و در گوشه‌ای نشسته و انجام کارها را به امام زمان حواله دهند! اصولاً امام موعود از افراد عاطل و باطلی که به امور مسلمین اهتمام نمی‌ورزند و یا صدای استغاثه برادر مسلمان خود را می‌شنوند و به آنها یاری نمی‌کنند و یا امکانات لازم را فراهم نمی‌آورند که بتوانند به آنها یاری کنند، بیزار است. بنظر ما یک فرد مسلمان معتقد، همیشه در کوشش و مجاهده است و همیشه برای خدا و در راه خدا کار می‌کند، به زندگی و آینده خوشبین و امیدوار است...همیشه خواستار تعمیم عدالت و امنیت اجتماعی، بسط عدل و داد، آزادی و برادری، مساوات و برابری، توسعه و نشر اساسی دین توحید در تمام اجتماعات بشری است.
یک فرد مسلمان معتقد یقین دارد: تنها رژیم اجتماعی عادلانه که جواب دهنده تمام خواسته‌های مشروع بشریت است و تنها قانونی که منصفانه‌ترین قوانین را برای همه انسانها تهیه نموده است، «رژیم اسلامی» و «قانون الهی» قرآن است و روی همین اصل است که مسلمان معتقد، می‌داند که مجری قوانین، توسعه دهنده عدالت اجتماعی، یعنی پیشوای بزرگ و مصلح جهانی ما، مطلوب نهایی همه آحاد بشریت خواهد بود و اندیشه الهی ما تنها طرز فکر فراگیر جهانی خواهد شد: «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»
در این رابطه «ماربین» مستشرق آلمانی در کتاب خود می‌نویسد: «از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم که همیشه موجب امیدواری و رستگاری تواند گردید، همانا اعتقاد به وجود حجت عصری و انتظار به ظهور اوست، چه شیعه را عقیده بر این است که انسان چون شب در بستر رود به این امید باید بخوابد که صبح چون از خواب برخیزد، حجت عصر ظهور کرده در تأیید او آماده باشد و عقیده دارند که همه مردم و دول روی زمین تابع و تحت حکومت آنها خواهند بود.
گویا فرد فرد شیعه، بدون استثناء شب که در بستر می‌روند به امید ترقی و عالم گیری مذهب و اقتدار خود، صبح از خواب برمی‌خیزند. شیعه‌ها مجتهدین را نوّاب عام حجت عصر می‌دانند و البته بر دانشمندان اجتماعی روشن است که اگر همچو عقیده‌ای در میان فردفرد ملتی گسترش یافته و رسوخ کند، ناچار روزی اسباب طبیعی برای آنان فراهم خواهد آمد. یأس و حرمان عامل همه گونه نکبت و ذلت است، ولی ضد آن که پشت گرمی و امیدواری و قوت قلب از روی اعتقاد – که به مثابه یک حاکم طبیعی و فطری است – مایه فلاح و نجات می‌گردد...»(21)
بنابراین بر ماست که شب و روز در راه نشر تعالیم اسلامی بکوشیم و در این راه از جان نیز دریغ نکنیم و ایمان داشته باشیم که پیروزی با ماست اگر از راستگویان و مؤمان باشیم.
قم: حوزه علمیه، شعبان 1380 هـ ق 1339 ه.ش
سید هادی خسروشاهی (22)

 

پی‌نوشت‌ها:

 

1- برای اطلاع از کیفیت استدلال به این آیات به تفاسیر شیعه و بحارالانوار ج 13 (ترجمه فارسی فصل 5 از ص 48-34) و راجع به آیه 54 سوره مائده و مختصری از اخبار وارده درباره اوضاع آخرالزمان به تفسیر بزرگ المیزان تألیف استاد بزرگوار علامه طباطبائی، ج5، ص428 به بعد مراجعه شود.
2- آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی در کتاب: منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر و مجله ماهانه مکتب اسلام، ط قم، سال اول، شماره 3 به این امر پرداخته‌اند و البته با توجه به اصول و قواعد علم حدیث، هرگز نمی‌توان در صحت آنها تردید کرد.
3- منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، چاپ قم، فصل 2، ص 141 به بعد.
4- رجوع شود به مقدمه منتخب الاثر و کتاب بشارات عهدین، ص 292.
5- الشیعة و الرجعة. تألیف محمدرضا الطبسی، ج1، والمصلح المنتظر، تألیف محمدرضا شمس الدین، ط نجف، ص 37.
6- کفایة الموحدین، تألیف سیداسمعیل طبرسی نوری، ط جدید، قم، ج 2، فصل 12، ص720 به بعد.
7- تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد، تألیف مورخ شهیر سنی و قاضی زنگنه زوری (ترکیه) بهلول بهجت افندی، ط 7 فارسی، ص 139 و 141.
8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2، ط مصر، ص525؛ ابن ابی الحدید این موضوع را در ذیل کلام: «قد لبس للحکمة جنتها بقیة من بقایا حجته، خلیفة من خلائف انبیائه» بعد از آنکه می‌گوید به نظر من مراد از این کلام، مهدی موعود باشد، نوشته است.
9- مقدمه ابن خلدون (عربی)، ط مصر، ص 311 و ترجمه فارسی به قلم پروین گنابادی، ط تهران، ج 1، ص 625. راجع به این موضوع که مسأله مهدی مورد اتفاق در میان تمام علما و مذاهب اسلامی است، رجوع شود به کتابهای علمای عامه از قبیل: صحیح ترمذی، ج 2، ط دهلی، (سال 1342 هـ) ص 46 و غایة المأمول، تألیف شیخ منصور علی ناصف، ج 5، ص 362 و اسعاف الراغبین تألف صبان، ط مصر(1312 هـ)، ب 2، ص 140 و نورالابصار، تألیف شبلنجی، ط 7 مصر، ص 155 و الصواعق المحرقة، ابن حجر عسقلانی، ط جدید (1375 هـ مصر)، ص 160 و به بعد (ذیل آیه 12 درباره فضائل اهل البیت که روایات زیادی از اکابر اهل سنت نقل می‌کند) و ص 206 و الفتوحات الاسلامیه تألیف احمدزینی دحلان، ط مصر، ج 2، ص 211، و سبائک الذهب، سویدی، ص 78 و...
10- تاریخ شیعه و علل سقوط بنی امیه، تألیف فان فلوتن آلمانی، ترجمه: سید مرتضی هاشمی حائری، ط تهران، ص150.
11- و لقد أخذ الله میثاق بنی اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبا – قرآن مجید سوره مائده آیه 12.
12- رجوع شود به منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، ص 17-10.
13- بشارات عهدین، تألیف دکتر محمد صادقی، چاپ تهران، ص 284 و 285.
14- المهدی (عربی) ص 66، ط تهران و ترجمه فارسی، ط اصفهان، ص 97؛ البته تحریف کتاب یک مؤلف عالیقدر، از سوی کسانی که اقدام به نشر مجدد آن کرده‌اند، یک اقدام خائنانه برای تحریف حقایق است و باید علمای بزرگوار با آن برخورد جدی به عمل آورند ...
15- منتخب الاثر، زیرنویس ص 329، در ضمن شرح حال «محی الدین عربی» مؤلف کتاب فتوحات مکیه.
16- الیواقیت والجواهر، ط 2 مصر، مطبعه ازهریه (سال 1307 هـ)، ج2، ص 145 به بعد. در این کتاب درباره امام زمان و کیفیت قیام آن حضرت مفصلاً بحث می‌کند. این کتاب تألیف عبدالوهاب شعرانی از اکابر علمای اهل سنت است – نگارنده به هنگام نوشتن این مقاله، این کتاب را از کتابخانه استاد علامه آقای طباطبائی در قم امانت گرفتم و پس از ترجمه مطلب، آن را به معظم له مرجوع نمودم.
17- «میرخوند» از مؤلفین بزرگ اهل سنت است و تاریخ «روضة الصفا» ی او از معتبرترین تواریخ است. این کتاب اخیراً در 10 جلد در تهران چاپ شده است در جلد 1 ط جدید ص 452 در ضمن احوالات عیسی (علیه السلام) می‌نویسد: «عیسی در زمان ظهور مهدی با او نماز می‌گزارد و...»
18- کتاب: شیعه چه می‌گوید؟ که با هدف پاسخگویی به اباطیل احمد کسروی تبریزی توسط مرحوم حاج سراج انصاری تألیف شده و نخست در مجله آئین اسلام چاپ تهران منتشر گردیده و سپس به شکل کتابی مستقل چاپ شده است، برای بار سوم در سال 1385 هجری با اضافاتی از نگارنده این سطور در تبریز تجدید چاپ شده و بعد، بارها به طریق افست، تکثیر شده است، علاقمندان مراجعه نمایند.
19- برای احتراز از تفصیل از شرح حال مؤلفین و معرفی کتبی که اسامی آنها برده شد، خودداری می‌شود اغلب این کتابها در کتابخانه‌های اسلامی ایران موجود است، طالبین تفصیل می‌توانند استفاده کنند.
20- البته کتابهای ارزشمند دیگری هم پس از نوشتن این بحث در سال 1340، تألیف و چاپ شده که ذکر نام همه آنها در این بحث کوتاه، مقدور نیست بویژه که ما در تجدید چاپ این بحث، قصد تغییرات و اضافات نداریم.
21- سیاست اسلامی تألیف مستشرق آلمانی «ماربین» آخر فصل 7 (فلسفه مذهب شیعه) این قسمت از کتاب ماربین بارها در ایران چاپ شده است. در تبریز تحت عنوان رولیسیون بزرگ یا سیاسة الحسینیه چاپ شده است؛ ص 49 و 50 آن دیده شود.
22- مجله «نامه آستان قدس» چاپ مشهد، شماره 3 بهمن ماه 1339 و شماره 4 فروردین ماه 1340.

منبع مقاله :
خسروشاهی، سید هادی؛ (1393)، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، تهران: اطلاعات، چاپ چهارم

 



نویسنده : حسین رضایی
تاریخ : سه شنبه 19 آبان 1394 
زمان : 9:53 PM
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.