به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ای غرابی غریب نظمی تو

آن غرابی که اهل دام نه ای

گر تمامی ء آدمی به فناست

تو بدین نکته خود تمام نه ای

نیستی اهل لاف و کم سخنی

کهنه پوشی و مرد لام نه ای

نیستی بوالفضول چون راوی

نیز چون یار بوالکلام نه ای

بد کنند این دو به تو نکنی

زانکه با حقد و انتقام نه ای

ور چو ایشان نه ای لئیم ظفر

شکر این کن که از لئام نه ای

نیستی نیک تنگ چشم به خرج

کدیه را بس فراخ کام نه ای

فلکی را همی بری با خود

تات گویند بی دوام نه ای

خوش حدیثی و نیستی بدخو

جلف طبع گران سلام نه ای

به شراب و مقامری و زنا

تازه و تر و شادکام نه ای

در خور خود تو را حلالی هست

زین سبب راغب حرام نه ای

دوستان را تو نیک واسطه ای

گر چه خواهان رود و جام نه ای

پاره فحش را که بر تو کنند

نیک تندی و هیچ رام نه ای

ور به اندام طیبتی خیزد

نیز نوزین و بد لگام نه ای

سوخته روی تو همی گوید

که تو در هیچ کار خام نه ای

غول شبهی چو شد نه ای الحق

برده زنگی چو شد غلام نه ای

هر کسی گویدت که شو نبری

پس چرا هیچ پی به کام نه ای

شفق سرخ رنگ شد چشمت

که تو جز تیره چهرشام نه ای

اختران سپید در خنده

چه نمایی اگر ظلام نه ای

تو چو عنبر سیاه رو

که چو صابون سپید فام نه ای

گر چو خیری کبود رویی تو

نیست غیبی که زشت نام نه ای

شکر کن کردگار عالم را

که چو لاله سیاه کام نه ای

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:58 PM

 

ای فلک ار جای فرشته شدی

چند از این عادت اهریمنی

هر چه خوری از نفس من خوری

وآنچه زنی بر جگر من زنی

خون رود از دیده من روز و شب

تا که به سوزنش همی آژنی

ای دل سوزنده مگر آتشی

وی تن تابدیده مگر آهنی

از تو بدردم که همی نفسری

وز تو برنجم که همی نشکنی

تا نکند صاحب یاری مرا

کم نکند چرخ فلک ریمنی

صدر همه عالم عبدالحمید

آن به محل عالی و دولت سنی

نیست جدا خاطر او از هنر

نیست ز خورشید جدا روشنی

از همه کافی و ننازد به فخر

وز همه بی مثل و نیارد منی

گیتی بی او ندهد خرمی

گردون با او نکند توسنی

ای به هنر چرخ و به رای آفتاب

سایه همی بر سر خلق افکنی

فکرت اسرار فلک را دلی

قوت اقبال جهان را تنی

رایت مجدست که می برکشی

بیخ نیازست که می برکنی

هر چه جهان کرد همه یک زمان

ممکن باشد که تو بپراکنی

از پس یزدان جهان آفرین

در همه احوال امید منی

تا چو دلیری نبود بد دلی

تا چو فصیحی نبود الکنی

معدن هر دولت صدر تو باد

زآنکه تو هر دانش را معدنی

حشمت تو باقی و دولت بلند

دولت تو صافی و نعمت هنی

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:58 PM

 

ای کتاب مبارک میمون

ای دلفروز دلکش دلخواه

کاغذ و حبر تو به حسن و به زیب

همچو روی سپید و زلف سیاه

بر کمال تو وقف کردم عقل

تا شدی بر کمال عقل گواه

در تو جمعست نظم ها که به لفظ

سوی هر خرمی نماید راه

از خردها نتیجه هاست در آن

کز هنرها همی کنند آگاه

در تو بینیم نعت قد چو سرو

وز تو یابیم وصف روی چو ماه

تو کنی مدح چشم های دژم

تو کنی وصف زلف های سیاه

نام شاه زمانه بر تو چنانک

مهر بر زر و نقش بر دیباه

خبری کن مرا که شاه جهان

هیچ در تو نگه کند گه گاه

یا تو هم طالع من آمده ای

حرمتی نیست به مجلس شاه

پادشاه جهان ملک مسعود

ملک ملک بخش داد پناه

فر پر همای گسترده ست

در زمانه به فر پر کلاه

آنگه گشت از نهیب سطوت او

صولت شیر ذلت روباه

آسمانیست نور رایش مهر

آفتابیست او و چرخش گاه

جود او در جهان نفر نفرست

عدل او بر زمین سپاه سپاه

بحر و ابرست روز پاداشن

چرخ و دهرست گاه باد افراه

حرص دستش همه به بذل و عطا

میل طبعش همه به عفو گناه

جز به چشم جلالت و تعظیم

نکند سوی او سپهر نگاه

همه عین صواب ملک بود

هر چه گوید علیه عین الله

جاه او تاج فرق دولت شد

که بر افزونش باد نعمت و جاه

باد دایم معین و ناصر او

دانش پیر و دولت برناه

دوستش سرفراز باد چو سرو

دشمنش باد پی سپهر چو گیاه

دولتی بادش از جهان هر روز

نصرتی بادش از فلک هر ماه

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:58 PM

 

رسید نامه فتح و ظفر ز شاهنشاه

به سیف دولت شاه بلند حشمت و جاه

که برد حاجب نعمان سپه سوی مکران

به بخت و دولت سلطان به فر و عون اله

به تیغ روز نکو خواه ملک کرد سپید

به گرز روز بداندیش شاه کرد سیاه

ببست کفر و ضلال و مخالفی را در

گشاد سنت و اسلام و ایمنی را راه

کنون که حاجب نعمان بکرد این خدمت

بیافت بی شک تصحیف نام خویش از شاه

ایا گداخته بد خواه را به تیغ گران

ایا گذاشته از اوج چرخ پر کلاه

ز حمله تو بلرزد به آب در ماهی

ز صولت تو به رزم اندرون بترسد ماه

فتوح خواهد بودن ازین سپس هر روز

به دولت تو و تأیید و فر شاهنشاه

همیشه باد ز فتح و ظفر سوی تو نفر

همیشه کار بادا به کام نیکو خواه

عماد ملک و شریعت همیشه بادا راست

همیشه پشت بداندیش ملک باد دو تاه

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:58 PM

 

ای به فضل و کفایت و دانش

دور گردون چو تو نیاورده

ببر من دوستانی آمده اند

هرگز از یکدیگر نیازرده

حال ها دیده کام ها رانده

باده ها خورده عیش ها کرده

به حضور تو آرزومندند

زان کجا با تواند خو کرده

پاک رفته رهیست بی مانع

باز کرده دریست بی پرده

بذله و بربطی و ربابی و نای

بر گرفته نوای سرپرده

خربزه هست گرمه تایی چند

زآن کجا نیست موسم سرده

سیکی هست اگر نشاط کنی

اندر آب شبانه پرورده

ساقی ار سرخ روی ترکی نیست

هست ازین هندوی سیه چرده

ور تنعم کنی بدین چنگی

کت نهاده ست و خویش گسترده

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:52 PM

 

تبارک الله ازین بخت و زندگانی من

که تا بمیرم زندان بود مرا خانه

اگر شنیدمی از دیگران حکایت خود

همه دروغ نمودی مرا چو افسانه

چو من مهندس دیدی که کردی از سمجی

بخاری و طنبی مستراح و کاشانه

ضعیف چشمم بی آفتاب چون خفاش

همی بسوزم بی شمع همچو پروانه

چو شانه شد جگرم شاخ شاخ ز انده آن

که موی دیدم شاخ سپید در شانه

ازین زمانه من از غبن پشت دست گزم

که بست پایم صد ره به دام بی دانه

چو شیر خایم دندان ز درد و روزی بود

که بود بر من دندان شیر دندانه

زمانه گر نکشد محنت مرا گیتی

که نه سپهر به پهلو فرو برد خانه

چو شادیم ز درمسنگ داده بود فلک

روا بود که کنون غم دهد به پیمانه

من از که دارم امروز امید مهر و وفا

که دوست دشمن گشته ست و خویش بیگانه

از آن عقیم شد این طبع نیک ره به ثنا

که هست مکرمت هر که بینم افسانه

درست و راست چو دیوانگان بر آن گویم

که در تو گیرم ازین روزگار دیوانه

تو خویشتن را مسعود سعد رنجه مدار

اگر نخواهی محنت مباش فرزانه

نکو نگفتی و هرگز نکو نداند گفت

رمیده دیوی ماند میان ویرانه

اگر چه کار به دولت مخنثان دارند

غلام مردان باش و بگوی مردانه

ادامه مطلب
جمعه 20 مرداد 1396  - 5:52 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4511252
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث