به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد

تپیدن از دل من آشکار گردد و نالد

هزارکعبه و لبیک محو شوق‌پرستی

که‌گرد دل چونفس یکدوبارگردد و نالد

چه نغمه‌ها که ندارد ز خود تهی شدن من

به ذوق آنکه نفس نی سوار گردد و نالد

ز ساز جرات عشاق‌گل نکرد نوایی

مگر ضعیفی این قوم تارگردد و نالد

من و تظلم الفت‌ کدام دوست چه دشمن

ستم رسیده به هرکس دچار گردد و نالد

چو طایری که دهد آشیان به غارت آتش

نفس به‌گرد من خاکسارگردد و نالد

به ‌گریه خو مکن ای دید‌‌ه کز چکیدن اشکی

دل شکسته مباد آشکار گردد و نالد

هزار قافله شور جرس به چنگ امید

چه باشد اینهمه یک ناله‌وارگردد و نالد

ز روزگار وفا چشم دارم آن‌همه فرصت

که سخت‌جانی من کوهسارگردد ونالد

در آتش افکن وترک ادب مخواه ز بیدل

سپند نیست که بی‌اختیار گردد و نالد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

به یاد آستانت هرکه سر بر خاک می‌مالد

غبارش چون سحر پیشانی افلاک می‌مالد

گهر حل می‌کند یا شبنمی در پرده می‌بیزد

حیا چیزی بر آن رخسار آتشناک می‌مالد

امل افسون بیباکی‌ست در عبرتگه امکان

بقدر ریشه مستی آستین تاک می‌مالد

سخن بی‌پرده‌کم‌گوییدکاین افسانهٔ عبرت

به‌ گوشی تا خورد اول لب بیباک می‌مالد

به ذوق سدره و طوبی تو هم دندان به سوهان زن

امل ‌کام جهانی را به این مسواک می‌مالد

صفای‌دامن صبح و نم شبنم چه ننگ است این

فلک صابون همین بر خامه‌های پاک می‌مالد

در‌بن‌گلشن ز وضع لاله وگل سیر عبرت‌کن

که یک ‌مژگان گشودن‌ سینه بر ضد چاک می‌مالد

سیه‌چشمی‌ست امشب ساقی مستان‌که نیرنگش

به جام هرکه اندازد نظر تم‌-‌یاک می‌مالد

به چندین زنگ ازآن نقش قدم ‌گل می‌توان چیدن

به رفتارت پر طاووس رو بر خاک می‌مالد

مشو از امتیاز خیر و شر طنبور این محفل

که عبرت گوش هر کس درخور ادراک می‌مالد

مگر سعی ندامت هم دلی انشاکند بیدل

نفس دستی به صد امید برگ تاک می‌مالد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد

تا به دامان قیامت چین دامان بشکفد

اشک مژگان‌پرورم‌، از حسرتم غافل مباش

ناله‌اندودست آن گل کز نیستان بشکفد

کو نسیم مژده وصلی که از پرواز شوق

غنچهٔ دل در برم تا کوی جانان بشکفد

می‌توان با صد خیابان بهشتم طرح داد

یک مژه چشمی که بر روی عزیزان بشکفد

تا قیامت در کف خاکی که نقش پای اوست

دل تپد، آیینه بالد،‌گل دمد، جان بشکفد

هستی جاوبد ریزدگل به دامان عدم

یک تبسم‌وار اگر آن لعل خندان بشکفد

گل‌فروشان جنون را دستگاهی لازم است

غنچهٔ این باغ ترسم بی‌گریبان بشکفد

ناله‌ها از کلفت بی‌دردی دل آب شد

یارب این گلشن به بخت عندلیبان بشکفد

نیست غیر از شرم حاجت ابر گلزار کرم

می‌کند سایل عرق تا دست احسان بشکفد

بر دل مایوس بیدل پشت دستی می‌گزم

غنچهٔ این عقده کاش از سعی دندان بشکفد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

باغ نیرنگ جنونم نیست آسان بشکفد

خون خورد صد شعله تا داغی به سامان بشکفد

آببار ما ادبکاران گداز جرأت است

چشم ما مشکل‌ که بر رخسار جانان بشکفد

بیدماغی فرصت‌اندیش شکست رنگ نیست

گل به رنگ صبح بابد دامن‌افشان بشکفد

تنگنای عرصهٔ موهوم امکان را کجاست

اتفدر وسعت‌که یک زخم نمایان بشکفد

در شکست من طلسم عیش امکان بسته‌اند

رنگ آغوشی‌کشد تا این‌گلستان بشکفد

مهرورزی نیست اینجا کم ز باد مهرگان

چاک زن جیب وفا تا طبع یاران بشکفد

وضع مستوری غبار مشرب مجنون مباد

داغ دل یارب به رنگ ناله عریان بشکفد

قابل نظارِِهٔ آن جلوه‌گشتن مشکل است

گرهمه صد نرگسستان چشم حیران بشکفد

هیچ تخمی قابل سرسبزی امید نیست

اشک بایدکاشتن چندان که توفان بشکفد

زبن‌ چمن محروم دارد چشم خواب‌آلوده‌ام

بی‌بهاری‌نیست حیرت‌کاش مژگان بشکفد

در گلستانی‌ که دارد اشک بیدل شبنمی

برگ برگش نالهٔ بلبل به دامان بشکفد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شد

محیط اگر نشدی قطره هم نخواهی شد

به بحر قطره ز تشویش خشکی آزاد است

اگر عدم شده باشی عدم نخواهی شد

غم فنا و بقا هرزه‌ فکری وهم است

جنون‌تراش حدوث و قدم نخواهی شد

هزار مرحله دوری ز دامن مقصود

اگرچو دست ز سودن بهم نخواهی شد

برهمنی اگر این قشقه بر جبین دارد

به صد هزار تناسخ صنم نخواهی شد

مقلد هوس از دعوی طرب رسواست

ز شکل خنده بهار ارم نخواهی شد

مباد در غم واماندگی به باد روی

چو شمع آنهمه خار قدم نخواهی شد

طواف دل نفسی چند چون نفس کم نیست

تلاش بسمل دیر و حرم نخواهی شد

چو سرو اگر همه سر تا قدم دل آری بار

ز بار منت افلاک خم نخواهی شد

غبار کوی ادب سرکش فضولی نیست

اگر به باد دهندت علم نخواهی شد

به محفلی‌که در اقران موافقت‌سنجی است

کم زیاده‌ سری گیر کم نخواهی شد

چوگل دمی‌که‌گسست اتفاق رشتهٔ عهد

دگر خمارکش ربط هم نخواهی شد

سراغ ملک یقین بیدل از هوس دور است

رفیق قافلهٔ کیف و کم نخواهی شد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

حاصلم زبن مزرع بی‌بر نمی‌دانم چه شد

خاک بودم خون شدم دیگر نمی‌دانم چه شد

ناله بالی می‌زند دیگر مپرس از حال دل

رشته در خون می‌تپدگوهر نمی‌دانم چه شد

ساخنم با غم دماغ ساغر عیشم نماند

در بهشت آتش زدم کوثر نمی‌دانم چه شد

محرم عجز آشناییهای حیرت نیستیم

اینقدر دانم‌که سعی پر نمی‌دانم چه شد

بیش ازبن در خلوت تحقیق وصلم بار نیست

جستجوها خاک شد دیگر نمی‌دانم چه شد

مشت خونی ‌کز تپیدن صد جهان امید داشت

تا درت دل بود آنسوتر نمی‌دانم چه شد

سیر حسنی دآشتم در حیوت‌آباد خفال

تا شکست آیینه‌ام دلر نمی‌دانم چه شد

دی من و صوفی به درس معرفت پرداختیم

او رقم‌کم‌کرد و من دفتر نمی‌دانم چه شد

بیدماغ طاقت از سودای هستی فارغ‌ است

تا چو اشک از پا فتادم سر نمی‌دانم چه شد

بیدل اکنون با خودم غیراز ندامت هیج نعست

آنچه بی‌خود داشتم در بر نمی‌دانم چه شد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

حال دل از دوری دلبر نمی‌دانم چه شد

ریخت اشکی بر زمین دیگر نمی‌دانم چه شد

از شکست دل نه‌تنها آب و رنگ عیش ریخت

ناله‌ای هم داشت این ساغر نمی‌دانم چه شد

باس هستی برد از صد نیستی انسوبرم

سوختم چندان‌که خاکستر نمی‌دانم چه شد

صفحهٔ آیینه‌، حرت‌جوهر این‌عبرت است

کای حریفان نقش اسکندر نمی‌دانم چه شد

گردش رنگی و چشمکهای اشکی داشتم

این زمان آن چرخ و آن اختر نمی‌دانم چه شد

دو‌ش در طوفان نومیدی تلاطم کرد آه

کشتی دل بود بی‌لنگر نمی‌دانم چه شد

د‌ر رهت از همت افسر طراز آبله

پای من سر شد برتر نمی‌دانم چه‌شد

از دمیدن دانهٔ من ‌کوچه‌گرد بیکسی‌ست

مشت خاکی داشتم بر سر نمی‌دانم چه شد

بیدماغ وحشتم‌، از ساز آرامم مپرس

پهلویی گردانده ام بستر نمی‌دانم چه شد

عرض معراج حقیقت از من بیدل مپرس

قطره‌، دریاگشت‌، پیغمبر نمی‌دانم چه شد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

کسی ‌که نیک و بد هوشیار و مست بپوشد

خدا عیوب وی از چشم هر که هست بپوشد

به دستگاه نشاید وبال بخل کشیدن

حذر کنید از آن آستین ‌که دست بپوشد

بهار رنگ تماشاست الوداع تعلّق

غبار نیست ‌که چشمت دمی ‌که جست بپوشد

تلاش موج جنون است نارسیده به ‌گوهر

عیوب آبله‌پایان همین نشست بپوشد

کمال پر نگشاید به کارگاه دنائت

هوا بلندی خود در زمین پست بپوشد

ترحمی‌ است به نخجیر اگر کمان‌کش ما را

سزد که چشم به وقت‌ گشاد شست بپوشد

حیا به ضبط نگه مانع خیال نگردد

گمان مبر ره شوق ‌آنکه چشم بست بپوشد

ز وهم جاه چه موهاست در دماغ تعیّن

غرور چینی این انجمن شکست بپوشد

گل بهشت شود غنچه بهر بوس دهانت

لب تو زاهد اگر عیب می‌پرست بپوشد

به طعن بیدل دیوانه سربرهنه نیایی

مباد کفش ز پا برکند به دست بپوشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

رضاعت از برم چندانکه گردم پیر می‌جوشد

چو آتش می‌شوم خا کستر اما شیر می‌جوشد

ندارد مزرع دیوانگان بی‌ناله سیرابی

همین یک ریشه از صد دانهٔ زنجیر می‌جوشد

دلم مشکن مبادا نقش بندد شکل بیدادت

زموی چینی اینجا خامهٔ تصویر می‌جوشد

چه دارد انفعال طبع ظالم جز سیه ‌رویی

عرق از سنگ اگربی‌پرده‌گردد قیر می‌جوشد

تبرا از شلایینی ندارد طینت مبرم

ز هرجایی که جوشد خار دامنگیر می جوشد

نفس‌سوز دماغ شرح و بسط زندگی تاکی

به این خوابی‌ که دارم پا زدن تعبیر می‌جوشد

سراغ عافیت خواهی به میدان شهادت رو

که صد بالین راحت از پر یک تیر می‌جوشد

در این صحرا شکارافکن خیال کیست حیرانم

که رقص موج‌ گل با خون هر نخجیر می جوشد

ز صبح مقصد آگه نیستم لیک اینقدر دانم

که سرتاپای ‌من چون سایه یک شبگیر می‌جوشد

مگر از جوهر یاقوت رنگ‌ است‌ این‌ گلستان را

که آب و آتش‌گل پر ادب تاثیر می‌جوشد

دماغ آشفتهٔ خاصیت، ‌پنجاب وکشمیرم

که بوی هر گل آنجا با پیاز و سیر می‌جوشد

به‌ربط ناقصان بیدل مده زحمت ریاضت را

بهم انگورهای خام در خم دیر می‌جوشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

نه تنها از قدح مستی و از گل رنگ می‌جوشد

نوای محفل قدرت به صد آهنگ می‌جوشد

بجا واماندنت زیر قدم صد دشت گم دارد

اگر در گردش آیی خانه با فرسنگ می‌جوشد

جهان را بی‌تأمّل کرده‌ای نظاره زین غافل

که این حیرت‌فزا از سینه‌های تنگ می جوشد

در این‌ صحرا که یکسر بال‌ طاووس است اجزایش

غباری گر به خود بالد همان نیرنگ میجوشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 283

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4515987
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث