به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

شب حسرت دیدار توام دام ‌کمین شد

هر ذره ز اجزای من آیینه‌نگین شد

خاکستر از اخگر چقدر شور برآورد

دل سف‌رخت به رنگی‌که‌کبابم نمکین شد

عبرتکدهٔ دهر ز بس خصم تسلی است

چون چشم شررخانهٔ من خانهٔ زین شد

برق رم فرصت سر و برگ طلبم سوخت

صد ناله تمنا نفس بازپسین شد

زنداز نیرنگ خیالم چه توان‌کرد

رحم است بر آن شخص‌که او آینه‌بین شد

انکار نمود آنچه ز صافی به در افتاد

جوهربه‌رخ‌آینه روشنگرچین شد

موهوس و این لنگر ادبار چه سوداست

چون سایه نباید کلف روی زمین شد

ازبس بسه ره حسسرت صیاد نشستم

وحشت به تغافل زد وپروازکمین شد

گر هیچ نباشد به تپش خون شدنی هست

ای آینه دل شو که نخواهی به ازین شد

بیدل عدم و هستی ما هیچ ندارد

جزگرد خیالی‌که نه آن بود و نه این شد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

زین ساز بم و زیر توقع چه خروشد

از گاو فلک صبح مگر شیر بدوشد

آربش‌کر و فر دونان همه پوچ‌ست

زان پوست مجو مغز که از آبله جوشد

تحقیق ز تمثال چه‌گل دسته نماید

حیف است‌ کسی در طلب آینه ‌کوشد

جز جبههٔ ما کز تری آرد عرقی چند

کس آب ز سرچشمهٔ خورشید ننوشد

درکیسهٔ ما مایه خیال است درم نیست

دریا گهر راز به ماهی چه فروشد

یک گوش تهی نیست ز افسون تغافل

حرفی که توان گفت مگر پنبه نیوشد

بیدل به حیا چاره افلاس توان‌کرد

عریانی اگر جامه ندارد مژه پوشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

حیرت‌کفیل پر زدن‌گفتگو نشد

شادم که آب آینه‌ام شعله‌خو نشد

مردیم تشنه در طلب آب تیغ او

آخر ز سرگذشت و نصیب‌گلو نشد

افسوس ناله‌ای ‌که به‌ کویش رهی نبرد

آه از دلی‌ که خون شد و در پای او نشد

آسایشم به راه تو یک نقش پا نبست

جمیعتم ز زلف تو یک تار مو نشد

عمری‌ست خدمت لب خاموش می‌کنم

ای بخت ناز کن‌ که نفس هرزه‌گو نشد

بی‌قدر نیست شبنم حیرت بهار عشق

نگداخت دل‌ که آینهٔ آبرو نشد

اشیا مثال آینهٔ بی‌نشانیند

نشکفت ازین چمن گل رنگی که بو نشد

وهم ظهور سر به گریبان خجلت است

فکری نداد رو که سر ما فرو نشد

بیگانه است مشرب فقر و غنا زهم

ساغر نگشت کشتی و مینا کدو نشد

بیدل چو شمع ساخت جبین نیازما

با سجده‌ای که غیر گدازش وضو نشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

آهی به هوا چتر زد و چرخ برین‌ شد

داغی به غبار الم آسود و زمین شد

بشکست طلسم دل و زد کوس محبت

پاشید غبار نفس و آه حزین شد

نظاره به صورت زد و نیرنگ‌ کمان ریخت

اندیشه به معنی نظری‌ کرد و یقین شد

آن آینه ‌کز عرض صفا نیز حیا داشت

تا چشم‌گشودیم پریخانهٔ چین شد

غفلت چه فسون خواند که در خلوت تحقیق

برگشت نگاهم ز خود و آینه‌بین شد

گل‌کرد ز مسجودی من سجده‌ فروشی

یعنی چو هلالم خم محراب جبین شد

عنقایی‌ام از شهرت خودگشت فزون تر

آخر پی‌گمنامی من نقش‌ نگین شد

دل خواست به ‌گردون نگرد زیر قدم دید

آن بود که در یک نظر انداختن این شد

هر لحظه هوایی‌ست عنان‌تاب دماغم

رخشی که ندارم به خیال اینهمه زین شد

از عالم حیرانی من هیچ مپرسید

آیینه ‌کمند نگهی بود که چین شد

وقت است‌که بر بی‌کسی عشق بگرییم

کاین شعله ز خار و خس ما خاک‌نشین شد

در غیب و شهادت من و معشوق همانیم

بیدل تو بر آنی ‌که چنان بود و چنین شد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

از حوادث خاطر آزاد ما غمگین نشد

جبههٔ این بحر از سعی هوا پرچین نشد

با لباس فقرم از آلایش دنیا چه باک

این نمد هرگز به آب آینه سنگین نشد

ازقبول خلق نتوان زحمت منت‌کشید

ای خوش آن‌سازی‌ که قابل نغمهٔ ‌تحسین نشد

سفله را بیدستگاهی خضر ره راستی‌ست

این پیاده کجروی نگرفت تا فرزین نشد

سینه صافی هم نمی‌گردد علاج بدگهر

تیغ قاتل را وداع زنگ رفع‌کین نشد

دست برداربد از رنگ نشاط این چمن

شبنمی را پشت ناخن زین حنا رنگین نشد

صبح تیغش تا نکرد ابرو بلند از خواب ناز

همچو شمعم تلخی‌ جان باختن ‌شیرین نشد

در بهار صنعت‌آباد معانی رنگ و بو

چون زبان‌ من به یک انگشت‌ کس ‌گلچین نشد

شوخی باد خزان سرمایهٔ اکسیر داشت

نیست زین‌ گلشن پر کاهی‌ که او زرین نشد

خواب راحت بود وقف بیخودی اما چه سود

رنگ ما پرها شکست و قابل بالین نشد

بسکه آزاد است بیدل از عبارات دویی

ناله هم این مصرع برجسته را تضمین نشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

چون شفق از رنگ خونم هیچکس‌گلچین نشد

ناخنی هم زین حنای بی‌نمک رنگین نشد

از ازل مغز سر من پنبهٔ‌گوش من است

بهر خواب غفلتم دردسر بالین نشد

در محیطی‌کاستقامت صید دام موج بود

گوهر بی‌طاقت ما محرم تمکین نشد

بی‌لبت از آب حیوان خضر خونها می‌خورد

تا چرا از خاکساران خط مشکین نشد

ناز هستی در تماشاخانهٔ دل عیب نیست

کیست در سیر بهار آیینهٔ خودبین نشد

بی‌جگر خوردن‌، بهار طرز نتوان تازه‌کرد

غوطه تا در خون نزد فطرت‌، سخن رنگین نشد

چشم زخمم تا به روی تیغ او واکرده‌اند

از روانی موج خون را چون نگه تسکین نشد

بسکه ما را عافیت آیینه‌دار آفت است

آشیان هم جز فشار پنجهٔ شاهین نشد

داغم از وارستگیهای دعای بی‌اثر

کز فسون مدعا زحمتکش آمین نشد

عاقل از وضع ضلالت آگهی ازکف نداد

بی‌خبر ازکفر هم بگذشت و اهل دین نشد

همت وارستگان وامانده اسباب نیست

ز اختلاط سنگ‌، پرواز شرر سنگین نشد

هرقدر بیدل دماغ سعی راحت سوختیم

همچو آتش جز همان خاکسترم بالین نشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

پر هما چه‌ کند بخت اگر دگرگون شد

اطاقه است دم ماکیان چو واژون شد

در اهل مزبله کسب کمال کناسی‌ست

نباید اینهمه مقبول عالم دون شد

جنون حرص پس از مرگ نیز درکار است

هزار گنج ته خاک ملک قارون شد

فسانهٔ تو اگر موجد عدم نشود

مبرهن است‌ که لیلی نماند و مجنون شد

به‌گفتگو مده ازکاف حضور جسیت

عنان ‌گسست چو از دانه ریشه بیرون شد

حصول آبله‌پا مزد بی‌سر و پایی‌ست

کفیل این‌گهرم سعی‌کوه و هامون شد

عروج عالم اقبال بیخودی دگر است

به‌گردش آنچه ز رنگم پریدگردون شد

نوای ساز رعونت قیامت‌انگیز است

به خدمت رگ ‌گردن نمی‌توان خون شد

بهار غیرت مرد آبیاری خون داشت

عرق چکید به‌ کیفتی ‌که‌ گلگون شد

زمان فرصت هر چیز مغتنم شمرید

که تا به حشر نخواهد شد آنچه اکنون شد

بر آن ستمزده بیدل ز عالم اوهام

چه ظلم رفت که مجنون نشد فلاطون شد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

پیر گردیدم و هستی سبب ننگ نشد

چون‌کمان‌، خانهٔ بی‌بام و درم تنگ نشد

الفت دل نه همین حایل عزم نفس است

آبله پای که بوسید که او لنگ نشد

بی‌صفا محرمی خویش چه امکان دارد

سنگ تا شیشه نشد آینهٔ سنگ نشد

بیخبرسوخت نفس ورنه درین‌ مکتب وهم

صفحه‌ای نیست‌کز آتش زدن ارژنگ نشد

دل هر ذره به صد چشم تماشا جوشید

دهر طاووس شد و محرم نیرنگ نشد

صوف و اطلس ز کجا پینه بر اندام تو دوخت

بر هوس جامهٔ عریانی اگر تنگ نشد

شبنم صبح دلیل است ‌که در عالم رنگ

تا نفس آب نشد آینه بی‌زنگ نشد

گوش بر زمزمهٔ ساز سپندیم همه

داغ‌ شد محفل و یک نغمه به‌ آهنگ نشد

درگریبان عدم نیز رهی داشت خیال

آه ازبی‌نفسیها نی ما چنگ نشد

هرچه یوشید جهان‌، غیرکفن‌، یمن نداشت

ماتمی بود لباسی‌ که به این رنگ نشد

با خیالات بجوشیدکه در مزرع وهم

بنگ‌ کم نیست چه شد بیدل اگر دنگ نشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

گل نکرد آهی‌که بر ما خنجر قاتل نشد

آرزو برهم نزد بالی‌که دل بسمل نشد

دام محرومی درین دشت احتیاط آگهی‌ست

وای بر صیدی‌که از صیاد خود غافل نشد

دل به راحت‌ گر نسازد با گدازش واگذار

گوهر ما بحر خواهد گشت اگر ساحل نشد

در بیابانی که ما را سر به کوشش داده‌اند

جاده هم از خویش رفت و محرم منزل نشد

شعله را خاموش گشتن پای از خود رفتن است

داغ هم گردیدم و آسودگی حاصل نشد

گرچه رنگ این دو آتشخانه از من ریختند

از جبینم چون شرر داغ فنا زایل نشد

اعتبار اندیشگان آفت‌پرست کاهشند

هیچکس‌بی‌خودگدازی شمع این محفل نشد

عافیت گر هست نقش پردهٔ واماندگی‌ست

حیف پروازی‌که آگاه از پر بسمل نشد

ذوق آغوش دویی در وصل نتوان یافتن

بیخبرمجنون ما لیلی شد ومحمل نشد

نی‌گداز دل به‌کار آمد نه ریزشهای اشک

بی‌تومشت خاک من برباد رفت وگل نشد

در لباس قطره نتوان تلخی دریاکشید

مفت آن خونی‌که خاکستر شد امّا دل نشد

غیرمن زین قلزم حیرت حبابی‌گل نکرد

عالمی صاحبدل‌است امّاکسی بید‌ل نشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

 

مخمل و دیبا حجاب هستی رسوا نشد

چشم می‌پوشم‌ کنون پیراهنی پیدا نشد

در فرامشخانهٔ امکان چه علم و کو عمل

سعی باطل بود اینجا هر چه شد گویا نشد

زآن حلاوتها که آداب محبت داشته‌ست

خواستم نام لبش‌ گیرم لب از هم وانشد

گر وفا می‌کرد فرصتهای‌ کسب اعتبار

از هوس من نیز چیزی می‌شدم اما نشد

انتظار مرگ شمع آسان نمی‌باید شمرد

سر بریدن منفعل‌ گردید و یار ما نشد

دل به رنگ داغ ما را رخصت وحشت نداد

شکر کن ای ناله پروازت قفس‌فرسا نشد

بهر صید خلق در زهد ریایی جان مکن

زین تکلف عالمی بی‌دین شد و دنیا نشد

قانعان از خفت امداد یاران فارغند

موج هرگز دستش از آب‌ گهر بالا نشد

از دل دیوانهٔ ما مجلس‌آرایی مخواه

سنگ سودا سوخت اما قابل مینا نشد

آتش فکر قیامت در قفا افتاده است

صد هزار امروز دی گردید و دی فردا نشد

خاک ناگردیده رستن از شکست دل‌ کراست

موی چینی بود این مو کز سر ما وانشد

با زبان خلق‌ کار افتاد بیدل چاره چیست

گوشه‌‌گیری‌های ما عنقا شد و تنها نشد

ادامه مطلب
پنج شنبه 28 اردیبهشت 1396  - 11:26 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 283

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 4517810
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث