وقف
وقف را از نظر حقوقي ميتوان چنين تعريف کرد:
عملي حقوقي است که به موجب آن، شخص ـ اعم از شخص حقيقي يا حقوقي ـ عين مالي را از
ملکيّت خود خارج نموده، از هر گونه نقل و انتقال ـ اعمّ از نقل و انتقالهاي ارادي
مانند اقسام معاملات، و نقل و انتقالهاي قهري مانند توارث ـ و ساير تصرفات بهطور
کامل مصون نگاه ميدارد و منافع آن را در راههاي خداپسندانه و امور خيريّه بهطور
دائم به جريان مياندازد تا افراد محدود و معيّن يا نامحدود و غيرمعيّن به صورت
بلاعوض، از آن منافع بهرهمند شوند. در متون شرعي از اين عمل خير، بسيار تمجيد شده
است و در حديثي از حضرت پيغمبر(ص) اين عمل به عنوان يکي از سه اقدام «باقيات
الصّالحات» معرفي شده است که ثواب اُخروي آن استمرارا عايد باني و واقف ميگردد.
ماده 55 قانون مدني، وقف را به اين عبارت تعريف نموده است: «وقف عبارت است از
اينکه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود
.»
وقف اکراهي
اکراه، فشار بناحق
مادي يا معنوي خارجي است که در تصميمات شخص مؤثّر بوده او را ناگزير از انجام عملي
مينمايد؛ مثل تهديد عمليِ شخصي براي قبول يک معامله. چنانچه فردي در همين شرايط و
مثلاً بر اساس تهديد، مالِ خود را وقف نمايد، وقف اکراهي پديد آمده است. از نظر
تحليلي در اين وقف، رضاي باطني واقف مخدوش است، که در نتيجه آن، وقف غيرنافذ
ميشود، حال اگر واقف پس از رفع اکراه، رضاي کامل خود را در مورد آنچه اکراها صورت
گرفته، اعلام نمايد، وقف صحيح و کامل ميشود، ولي در صورت عدم صدور رضاي کامل
مؤخّر بر اکراه، وقف خودبهخود باطل است
.
(مربوط
به محور همت مضاعف و کارمضاعف در امور خیرالمنفعه و ..(وقف و وظیفه ی واقفان و...)
(منبع:راسخون)
پایان
