انگيزه خوديابي يا تحقق خويشتن
يکي از مهمترين و اساسيترين انگيزههاي آدمي که
در رأس هِرَم نيازهاي «مزلو» قرار دارد، و نياز انسان به تعالي و ترقي، حقيقتجويي
و کمال و گرايش به خير و زيبايي است. زماني که همه نيازهاي آدمي به نحوي برآورده
گرديد، نياز به کمال بار ديگر او را به تکاپو و فعاليت وا ميدارد. گويا آدمي
هميشه در جستجوي مرحله و مرتبهاي بالاتر است تا به حدّ اقناع برسد. اين نياز گاهي
باعث ميگردد که ساير نيازها ناديده گرفته شده و تحتالشعاع قرار گيرند. مولانا
درباره سير تکامل حيات آدمي ميسرايد
:
از جمادي مُردم و نامي شدم
وز نما مردم ز حيوان سر
زدم
مردم از حيواني و آدم
شدم
پس چه ترسم کي ز مردن
کم شدم
جمله ديگر بميرم از بشر
با ملائک پس در آرم بال
و پر
بار ديگر از ملک پرّان
شوم
آنچه اندر وهم نايد آن
شوم
پس عدم گردم عدم چون
ارغنون
گويد آن کانّا اليه
راجعون
فردي که به اين مرحله از تکامل در حيات خود
رسيده است، ديگر انگيزههاي ابتدايي، شخصيت وي را تحتالشعاع قرار نميهد. وي به
بينش و ادراکي قوي از موقعيت خود در رابطه با جهان و خالق آن رسيده است. در اين
مرحله همهچيز يکسره پوچ و بيهوده مينمايد و فقط دستيابي به نيکي امري مهم و
ارزشمند است. کمال آدمي در نيکي نمودن به خويشاوندان و جامعه ـ از جمله از طريق
وقف ـ است. قرآن ميفرمايد
:
«
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتي تُنْفِقُوا مِما
تُحِبُّونَ وَ ما تُنْفِقُوا
مِنْ شَيءٍ فَاِنَاللّه بِه عليم
»
(
آلعمران، 92
)
(
هرگز به مقام نيکي نميرسيد مگر از آنچه دوست
ميداريد انفاق کنيد. پس به راستي خدا بسي بدان دانا است
.)
کلمه «نيکي» نشاندهنده دستيابي آدمي به کمال و
ارضاي نياز تحقق خويشتن است. مرحوم آيتاللّه طالقاني (ره) در تفسير گرانقدر
پرتوي از قرآن در توضيح و تفسير اين آيه ميگويد
:
مفهوم انفاق ـ با نظر به ريشه لغوي آن ـ از
دلبستگي به خود و علائق خود بازشدن و راه نهايي ـ نفق ـ بهسوي ديگران گشودن است.
براي انسان آگاه، در هر انفاقي اين رهايي و اوجگيري و وسعتيابي مشهود است و هرچه
بيشتر موردنياز باشد و کار و کوشش بيشتري براي فراآوردنش شده باشد دلبستگي و
محبوبيت بيشتري دارد و هرچه محبوبتر باشد انفاق آن تکاندهندهتر و رهاکنندهتر
است. پس آنکه محبوب و دلبستگي و کوشش و محبوب قابل انفاق ندارد و آن که يکسره
مجذوب رشتههاي مالي و محکوم علاقههاي آن است جاذبه و انگيزه تکاملي ندارد
.
وي همچنين معتقد است که جاذبه و انگيزه تکاملي
انسان از طريق انفاق ـ و يکي از مصاديق بارز آن يعني وقف ـ است که انسان را به
«مقام» خلافت در زمين و مالکيت الهي و حقيقتي ميرساند(15
).
با توجه به سخنان آيتاللّه طالقاني، اولاً يک
انسان آگاه ـواقف ـ با وقف اموال خود به يک رهايي و وسعت نظر و انديشه دست
مييابد. ثانيا، هرچه فرد بيشتر اموال و دارايي خود را که مايه دلگرمي و دلبستگي
اوست وقف نمايد اين وقف تکاندهندهتر است و انسان را بيشتر به کمال ميرساند،
ثالثا، آن که کمتر به انفاق (وقف) مال و دارايي ميپردازد؛ در حاليکه استطاعت و
قدرت اين انفاق را دارد فاقد انگيزه تکاملي و تحقق شخصيت خود است
.
در نتيجه وقف اموال و دارايي يکي از بهترين طرق
ارضاي انگيزه خوديابي است؛ چرا که
1
ـ نيازهاي عالي انسان
رشد و نموّي است که در واپسين مراحل کمال قرار دارد و در نتيجه واقف کسي است که از
لحاظ نيازها به عاليترين مرحله شخصيت وجودي خود دست يافته است
.
2
ـ اشباع نيازهاي عالي
آثاري را در انسان پديد ميآورد که به افزايش نيکبختي عميق او منجر ميشود؛ همچون
احساس قرب به خداوند و محبت به او و فنا در او
.
3
ـ سرانجام، اشباع
نيازهاي عالي براي ايجاد شخصيت والاي انسان مناسبتر است و بهترين وسيله اشباع اين
نيازها وقف اموال و دارايي است
.
ذکر اين انگيزهها جهت تعيين علل واقعي وقف،
بدينمعنا نيست که محرکهاي آدمي فقط در اين انگيزهها خلاصه ميشود؛ بلکه ما
ميتوانيم در اين خصوص محرکها، تمايلات و انفعالات رفتاري ديگر را نيز ذکر نماييم.
امام محمد غزالي که خود از پرورشيافتگان مدارس وقفي است، انگيزهها و محرّکهاي
رفتار آدمي را به ايننحو تقسيمبندي نموده است
.
1
ـ تقسيم محرّکهاي دروني
برحسب طبيعت اخلاقي انسان که شامل چهار تمايل بهيمي، سبعي، شيطاني و رباني است
.
2
ـ تقسيم محرّکهاي
دروني، براساس توجه به حُبّ بقا در موجود زنده که شامل سه تمايل: فردي، اجتماعي و
عالي است
.
3
ـ تقسيم محرّکهال دروني
براساس نگرش به مقصد و هدف که شامل دو تمايل: ديني و هوي و هوس است(16
).
با توجه به تقسيمبندي غزالي ما ميتوانيم وقف
را از لحاظ محرک دروني واقفين توجيه و تبيين نماييم؛ فيالمثل محرّک آدمي در وقف
اموال و دارايي برحسب طبيعت اخلاقي انسان جزو تمايلات ربّاني آدمي است؛ در حاليکه
محرّک آدمي در وقف اموال برحسب توجه به بقا ميتواند جزو هر سه دسته تمايل فردي،
اجتماعي و عالي واقفين باشد و اينهمه در حالي است که محرک واقف براساس نگرش به
مقصد و هدف جزو تمايلات و انگيزههاي ديني است
.
خلاصه
بررسي ما با توجه به اين حديث صورت پذيرفت که
«انما الاعمال بالنيات» و بديندليل کالبدشکافي رواني وقف را معادل نيتشناسي
دانستيم. بررسي انگيزههاي آدمي و ارتباط آن با نيّات واقفين در اين زمينه صورت
پذيرفت که اصل مسلم عمل اسلامي عبارت است از: شناسايي نيت عملکننده. آيات، احاديث
و روايات متعدد و متواتر درباره نيتشناسي ضرورت چنين تحليلي را توجيه مينمايد.
نيت امري مستور و ذهني و نامرئي است و کشف نيات کار سادهاي نيست و جز خداوند
متعال کسي نميداند که در دل انسانها چه ميگذرد؛ ليکن از روي اعمال افراد گاهي
ميتوان به نيّات آنها پي برد. به هميندليل منکر انگيزههاي منفي افراد در وقف
نمودن مال نيستيم. تاريخ اقتصادي و سياسي اين سرزمين گواه براين مطلب است که
بسياري از افراد به دلايل اقتصادي و سياسي اموال خود را وقف نمودهاند، که اين
تحقيقي جامع و جداگانه ميطلبد
.
باري به همراه هر عمل صالح نيت خوبي وجود دارد و
از روي اعمال صالح ميتوان به نيات پاک افراد آگاهي يافت. پيامبر گرامي اسلام (ص)
ميفرمايند: «نيةالمومن خير من عمله و نيةالکافر شر من عمله و کل عامل يعمل علي
نيّته» (نيت مومن بهتر از کردارش و نيت کافر بدتر از عملش است و هر عاملي عمل کند
بر نيّتي که دارد) و انسان در مقابل کارهاي خود پاداش شايسته دريافت ميکند «فمن
يعمل مثقال ذرة خيرا يره» و «من عمل صالحا من ذکرا وانثي و هو مومن فلنحيينه حياة
طيبة» و در جايي ديگر نتيجه عمل صالح را مايه رسيدن به پايگاه رفيع
ميداند:«فضلّاللّه المجاهدين باموالهم وانفسهم عليالقاعدين درجة
».
به اميد آنکه انگيزه و نيّات ما در اعمال و
رفتارهاي اجتماعي و فردي، انگيزههاي خدايي و کمالجويانه و قرب و رضاي الهي باشد
.
پی نوشت
:
1-
دکتر عظيمي، سيروس،
روانشناسي عمومي، تهران، انتشارات دهخدا، 1348، ص30
.
2-
بنياد انتقال به تعليم و تربيت اسلامي، ذکر، دفتر
شماره 5، ص94
.
3-
بنياد انتقال به تعليم و تربيت اسلامي، ذکر، دفتر
شماره 7، ص160
.
4-
دورانت، ويل، لذات فلسفه، ترجمه دکتر عباس زرياب
خوئي
.
5-
احمدي علونآبادي، احمد، مقدمهاي بر مشاوره و
رواندرماني، اصفهان، نشر جمعه، 1363، ص85
.
6-
پال هرسي و بلانچارد، کنث، مديريت رفتار سازماني،
دکتر علي علاقهبند (مترجم)، تهران، اميرکبير، ص18
.
7-
طالقاني، سيدمحمود، پرتوي از قرآن، تهران، شرکت
سهامي انتشار، جلد سوم
.
8-
عبدالعظيم، علي، فلسفه شناخت در قرآن کريم،
سيدصادق سجادي (مترجم)، ص130
.
9-
منبع شماره 6، ص37
.
10-
منبع شماره 8، ص149
.
11-
منبع شماره 8، ص149
.
12-
سپنتا، عبدالحسين، تاريخچه اوقاف اصفهان، اصفهان،
انتشارات اوقاف اصفهان، 1346، ص371
.
13-
منبع شماره 6، ص39
.
14-
دکتر الکبيسي، محمد عبيد، احکام وقف در شريعت اسلام،
صادقي گلدر (مترجم)، انتشارات اوقاف مازندران، ص113ـ112
.
15-
منبع شماره 7
.
16-
حجتي، محمدباقر، روانشناسي از ديدگاه غزالي و
دانشمندان اسلامي، ص62
.