چگونگی شکل گیری شخصیت یزید
آشكار شدن دعوت پیامبر در مكه مكرمه باعث شد كه سران قریش چون ابوسفیان و ابوجهل و دیگران كه از مقام و منصب بالایی در شهر برخوردار بودند، با بدگویی از پیغمبر و آزار رساندن بدو و یارانش و نسبت دادن شاعری، دیوانگی و ساحری به او، وی را مورد اذیت قرار دهند. از طرف دیگر با اجرای برنامههایی چون طرح محاصره پیامبر و خاندانش به مدت سه سال و توطئه كشتن او سعی در خاموش كردن چراغ رسالت داشتند. اما با تحمل و صبوری پیامبر و یارانش از یك سو و گسترش روزافزون اسلام از سوی دیگر این دشمنیها در روند تكامل دین و آیین نبوی تاثیری نگذاشت و نهایتاً با هجرت پیامبر به مدینه تمامی توطئهها خنثی شد. مهاجرت مسلمانان از مكه به مدینه باعث از دست دادن مشاغل آنان شد چرا كه حرفه آنان داد و ستد و بازرگانی بود و مردم مدینه عمدتاً به كار كشاورزی مشغول بودند لذا جهت كسب درآمد یا باید به مكه میرفتند كه دشمنان با بیرون راندنشان از شهر این فرصت را از مسلمانان گرفته بودند و یا باید خط بازرگانی مكه را به خطر بیندازند تا از این طریق بتوانند راه را برای تجارت و بازرگانی برای خود هموار كنند. به همین دلیل جنگهای زیادی بین مهاجران مسلمان با كاروانهای بازرگانی مكه صورت گرفت كه با مراجعه به تاریخ اسلام میتوان به جوانب مختلف آن آگاهی یافت آنچه كه حائز اهمیت است ریاست این جنگهاست كه عمدتاً با ابوسفیان حاكم مكه بوده است و این امر نشان از دشمنی دیرینه او با پیامبر و اسلام است اما نهایتاً پس از فتح مكه به دست مسلمانان او نیز به اجبار مسلمان شد تا جایی كه پیامبر فرمود او را در جایی قرار دهند تا لشكریان از پیش روی او بگذرند. ابوسفیان چون عظمت مسلمانان را دید به عباس عموی پیامبر گفت: پادشاهی پسر برادرت بزرگ شده است! عباس گفت: وای بر تو این پیغمبری است نه پادشاهی ... .
ادامه مطلب
| داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمیرفت | ||||||
|
||||||
|
||||||
معجزه شرکت در عزای حسینی
شهید «شاهرخ ضرغام» در روزهای نخست جنگ لقب «حر انقلاب» را گرفته است، چرا که زندگی وی سرشار از داستانهای آموزنده است. او مدتی را در جهالت سپری کرد اما خدا خواست که برگردد.
مرور داستان زندگی او ماجرای حر در کربلا را تداعی میکند. تاریخ نهضت اسلامی ما بسیاری از این آزادمردان را به خود دیده است. شاهرخ ضرغام همچون «طیب» یکی از دلیر مردانی است که با پیروی از راه امام راحل نورانی شد و الگوی عملی بسیاری از آزادمردان روزگار ما شد.
* شاهرخ هیچگاه زیربار حرف زور و ناحق نمیرفت
شهید «شاهرخ ضرغام» که در دیماه 1328 در تهران متولد شد از همان دوران کودکی با آن جثه درشت و قوی نشان داد که خلق و خوی پهلوانان را دارد. شاهرخ هیچگاه زیربار حرف زور و ناحق نمیرفت. دشمن ظالم و یار مظلوم بود. 12 سالگی طعم تلخ یتیمی را چشید و از آن پس با سختی روزگار را سپری کرد. در جوانی به سراغ کشتی رفت و چه خوب پلههای ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد.
نایب قهرمان بزرگسالان، قهرمان جوانان، دعوت به اردوی تیم ملی کشتی فرنگی، همراهی تیم ملی المپیک ایران همه اینها نشان از قدرت بدنی و شجاعت داشت، ضمن اینکه نبود راهنما نیز عاملی شد تا کسی جلودارش نباشد.
ادامه مطلب
سیره ائمه(علیهم السلام) در عزاداری حسینی
تأکید ائمه اطهار در برپا داشتن و تشویق عزاداران و مدیحه سرایان اهل بیت علیهم السلام با هدف زنده نگهداشتن آن واقعه عظیم بشری بوده است عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) در مهم ترین کارکرد خود، سبب شده است تا یاد، نام و پیامهای نهضت عاشورا زنده و جاوید بماند، و آموزههای آن به همه بشریت انتقال یابد.

ایام عزاداری ابا عبدالله الحسین علیه السلام را سپری می کنیم، در این دهه چقدر از آرمان های امام حسین علیه السلام را درک کردیم؟ چقدر برای مصایبی که بر ایشان و خانواده والا مقامشان گذشت گریستیم ،آیا واقعا عزادار بودیم یا این روزها را هم چون روزهای دیگر به روزمرگی ها و دل مشغولی های خود سرگرم بودیم؟ اگر این ایام که بر ما در حال گذر است را آنگونه که شایسته است درک نکرده ایم ناشی از جهل ما نسبت به مقام رفیع آقا امام حسین و یاران با وفایشان است، حادثه کربلا نباید در چند روز روضه و نوحه برای ما خلاصه شود چرا که لحظه به لحظه اش درسی است از تبلور بعد انسانیت و جلوه خوی درندگی و حیوانیّت انسان نماهایی که اگر چشم از تعالیم اهل برداریم و از مکتب ایشان دور شویم دیر نباشد که در سلک این درندگان در آییم .
ادامه مطلب
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب؟
چرا حسینبنعلی (ع) به همراه خانواده خود عازم شد؟
با تکیه بر نگاه عقلانی به حماسه عاشورا
چرا حسینبنعلی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، به همراه خانواده خود عازم شد؟ چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود رهسپار مکه و یا کوفه نشد؟
در حادثه عاشورا یکی از مطالبی که کمتر بدان پرداخته و کمتر پیرامون آن نوشته شده، این است که چرا حسینبنعلی (ع) در حرکت دفاعی ـ اصلاحی خود پس از مرگ معاویه، به همراه خانواده خود عازم شد؟ سفری که در ابتدا به قصد دفاع بود و پس از آن برای تشکیل حکومت و در آخر نیز در جهت دفاع از حیثیت و عزت خود و خاندانش. چرا ایشان خانواده خود را در مدینه یا مکه باقی نگذاشت و تنها به همراه یاوران خود رهسپار مکه و یا کوفه نشد؟ وی از سر ناچاری اهلبیت (ع) خود را به همراه آورد و یا از سر ایجاد حس شفقت و انساندوستی در میان مردمان؟ آیا روندی که حاکمان مدینه و مکه بر وی پیش گرفتند، امام را مجبور بدین کار نمود؟
برای پاسخ به سؤالاتی از این قبیل و نیز پیرامون علل همراهی خاندان حسینبنعلی (ع) به همراه ایشان به سمت مکه و سپس به سوی کوفه، تاریخ عاشورا را به سه قسمت تقسیم کرده و در این سه قسمت به علل این کار میپردازیم: 1- خروج حضرت از مدینه 2- خروج حضرت از مکه و 3- هنگام شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل در میانه راه کوفه.
خروج امام (ع) از مدینه

امام در مواجهه با درخواست بیعت با یزید در مدینه، با یک تهدید جدی روبهرو شد؛ تهدیدی که وی توانست با درگیری کلامی که با مروانبنحکم و ولیدبنعتبه حاکم مدینه انجام داد، زمان را بخرد؛ زمانی به اندازه کمتر از یک روز. چرا که آن حضرت میدانست دیر یا زود اگر مدینه را ترک نکند، حاکم مدینه راههای دیگری برای گرفتن بیعت پیش خواهد گرفت و چه بسا جنگی برپا نماید.
ایشان با مشاهده وضعیت روی داده، اوضاع را چنان دید که نمیتواند خانواده خویش را در مدینه رها كند و خود رهسپار مکه شود. چرا که اولاً امام خود به نیکی میدانست که بیعت نخواهد کرد؛ به همین خاطر مشکل وی با حکومت پایانی ندارد. در نتیجه حکومت میتوانست از خانواده آن حضرت به عنوان اهرم فشاری برای بیعت گرفتن وی با یزید استفاده نماید. همینطور پس از خروج ایشان از مدینه، این شهر دیگر مکان مناسبی برای خانواده اهلبیت (ع) نخواهد بود؛ حتی اگر حکومتیان به نیت استفاده از اهلبیت حسینبنعلی (ع) به عنوان اهرم فشاری برای وی استفاده نکنند؛ چرا که امنیت از خانواده وی سلب شده است.
ادامه مطلب
خطبه زینب کبری علیهاالسلام درشام
● سپاس خدايي را که سزد که پروردگار جهانيان است و درود خدا بر پيامبر و خاندان او بادا خداي تعالي راست گفت که فرمود : عاقبت آنان که کار زشت کردند، اين بود که آيات خدا را تکذيب نموده و آن را به سخره گرفتند.
اي يزيد، اکنون که به گمان خويش بر ما سخت گرفته اي و راه اقطار زمين و آفاق آسمان و راه چاره را به روي ما بسته اي و ما را همانند اسيران به گردش در آوردي ، مي پنداري که خدا تو را عزيز و ما را خوار و ذليل ساخته است ؟ و اين پيروزي به خاطر آبروي تو در نزد خداست ؟ پس از روي کبر مي خرامي و با نظر عجب و تکبر مي نگري و به خود مي بالي خرم و شادان که دنيا به تو روي آورده و کارهاي تو را آراسته و حکومت ما را به تو اختصاص داده است.
اندکي آهسته تر ! آيا کلام خداي تعالي را فراموش کرده اي که فرمود : گمان نکنند آنان که به راه کفر رفتند مهلتي که به آنان دهيم به حال آنان بهتر خواهد بود ، بلکه مهلت براي امتحان مي دهيم تا بر سرکشي بيفزايند و آنان را عذابي است خوار و ذليل کننده ؟
اي پسر آزد شده جد بزرگ ما ! آيا از عدل است که تو زنان و کنيزان خود را در پرده بنشاني و پردگيان رسول خدا صلي الله عليه و آله را اسير کرده و از شهري به شهر ديگر ببري ؟ پرده آبروي آنها را بدري و صورت آنان را بگشايي که مردم چشم بدانها دوزند و نزديک و دور و فرومايه و شريف ، چهره آنها را بنگرند ، از مردان آنان کسي به همراهشان نيست ، نه ياور و نه نگهدارنده و نه مددکاري.
ادامه مطلب
عاشورا، تولد دوباره تاریخ
امام حسين (ع) به همراه 72 تن از ياران صديقش حماسهاي خلق كرد كه حتي با يادآوري آن ميتوان به عظمت اين نهضت حسيني پي برد و براي حركتها و مبارزات ظلمستيزانه بعدي، در طول تاريخ پس از امام (ع) و يارانش الگويي گشت. در باره رويداد عاشورا بسيار گفته و نوشتهاند. باز هم جاى گفتن و نوشتن باقى است، چرا كه اين رويداد از چنان ابعاد بزرگ و گستردهاى برخوردار است كه هر چه بيشتر به تحليل و بررسى آن پرداخته شود زواياى نوتر و تازهترى از آن آشكار خواهد شد. عاشورا نه يك حادثه كه يك فرهنگ است، فرهنگى برخاسته از متن اسلام ناب كه نقش حياتى را در استحكام ريشه ها، رويش شاخه ها و رشد بار و برهاى آن ايفا كرده است. عاشورا هيچ گاه در محدوده زمان و جغرافياى خاصى محصور نمانده است، بلكه همواره الهام بخش تشيع در راستاى حركت ها، جنبش ها و قيامهاى راستين شيعه ـ پل بسيارى از نهضتهاى ديگر ـ در برابر كانون هاى ظلم و كفر و نفاق بوده است. قيام عاشورا از سال 61 هجرى تا امروز همچون چشمهاى جوشان و خروشان از آب زلال و گواراى خود تشنگان معرفت و حقيقت را سيراب كرده، و الهامبخش بسيارى از نهضتهاى حقّ عليه باطل بوده است. انقلاب اسلامى، به رهبرى امام خمينى (ره) از عاشورا حسيني الهام گرفت. وصيت نامه سياسي ـ الهي امام خميني (ره) نيز اين مفاهيم را بيان ميدارد كه هر كس خود را بيشتر براي ظلم محيا كنيد، ظالم بيشتر ميشود و اگر در برابر ظالم ايستادگي كنيد ظلم از بين ميرود. روحانيت شيعه همواره براى حراست از كيان فرهنگ عاشورا، نه فقط آن را در طول اعصار متمادى بازگو كرده است، بلكه حتى به بازسازى آن و پاسدارى از ارزش هاى ناشى از آن پرداخته است. بازسازى مضامين و مفاهيم بلند فرهنگ عاشورا در هر عصر و زمانى به فراخور حال آن زمان، تأثير بسيار شگرف و سازنده اى در راه پيشبرد اهداف مقدسى همچون نشر معارف و فرهنگ اسلام ناب، بر جاى نهاده است. تاريخ شيعه گواه صادق و روشنى از اين بازسازىها است. اين بار نيز آذرخشى ديگر از آسمان كربلا درخشيد كه نور آن مشعل فروزان راه حق طلبان و حقيقت جويان، و ابهت و صلاى آن، در هم كوبنده الحاد و نفاق است. عاشورا رسالت بزرگى را بر دوش همه دينداران به ويژه آگاهان جامعه نهاده است. همگان پس از شناخت ابعاد آن موظفاند خود و جامعه خود را با آن مقايسه و از آن درس و عبرت بياموزند، چرا كه زنده بودن تاريخ به ترسيم و تصويب آن و سنجش خودمان با آن است. از اين روى، سخني هر چند كوتاه پيرامون اساسىترين بعد اين حادثه بزرگ است كه در بخشي از آن تحت عنوان « عاشورا در محرم » كه بر گرفته از موضوعات مختلف پيرامون اين حادثه تاريخي خواهد بود بيان ميگردد.
ادامه مطلب
فلسفه انقلاب عاشورا در زيارت اربعين
دانشگاه بزرگ زيارت داراي آثار تربيتي بينظير است و مكتب و مدرسه زيارت هيچ جايگزيني ندارد. نقش مثبت و سازنده و بيبديل زيارت سيدالشهداء عليه السلام در رفتار و گفتار زائران كربلا از علل سفارش فراوان امامان عليهم السلام بر زيارت اباعبدالله الحسين عليه السلام است. زيارت سيدالشهداء عليه السلام همواره در طول سال در هر شب و روز ارزشمند است و اجر و پاداش شگفت انگيزي دارد. البته اين زيارت در برخي روزهاي سال نظير عاشورا و عرفه و رجب و نيمه شعبان و عيد فطر و قربان و اربعين سفارش بيشتري شده است و اجر و پاداش خاصي دارد.
ادامه مطلب
نحوه اقامه عزاي حسيني در اروپا و آمريكا
بالکان
پيروان فرقه رفاعيه، از مشهورترين طوايف اهل عرفان، در بالکان که در شهرهاي پريزرن و اوراخوواتس در ايالت کوزوو، تمرکز بيشتري دارند، همه ساله از آغاز تا دهم محرم با نصب پارچه هاي سياه رنگ در تکيه هاي ويژه خود، مراسم عزاداري برپا مي کنند و در طول محرم علاوه بر امساک از غذا خوردن، شب ها بعد از اقامه نماز جماعت تا پاسي از شب رفته به نوحه خواني و ماتم سرايي و بيان حوادث کربلا مي پردازند. در روز عاشورا، سوگواران طبق آدابي ويژه، اطعام مي شوند.
اقامه عزاداري در دهه اول محرم بين افراد اين فرقه به مراسم ماتم مشهور است بر پيروان آن واجب مي باشد علت تأکيد بر نوحه خواني و اهميت خاص بر برپايي چنين مراسمي اگرچه ارادت به خاندان عترت است اما جهتي ديگر هم دارد و آن اين است که مؤسس اين فرقه که از حکما و علماي قرن دوازدهم هجري مي باشد يعني سيداحمد رفاعي بر اساس شجره نامه اي نسب به امام حسين (ع) مي برد، افراد اين فرقه در سال 1281 هـ.ق به کوزوو آمده اند.
ادامه مطلب
قیام عاشورا: بایدها و پیامدها
در این مقاله سخن از ضرورت ها و بایدهای مطالعاتی قیام امام حسین (ع) است; و این که بنا بر کدام بینش ها و روش های پژوهشی ای باید قیام امام (ع) را بررسی نمود؟
بر این اساس، نخست دو دیدگاه الهی (مابعدالطبیعی)، و انسانی - تاریخی از یکدیگر تفکیک و ملاحظات مربوط به هریک به اختصار بررسی شده است . در دیدگاه انسانی - تاریخی نیز هشت بینش و روش مطالعاتی به اهل تحقیق و نظر پیشنهاد شده است .
در بررسی پیامدهای قیام نیز به منظور پرهیز از طولانی شدن سخن، تنها به پیامدها و تاثیرات سیاسی و خصوصا روان شناختی قیام پرداخته شده است .
واژه های کلیدی: قیام عاشورا، بینش ها، روش ها، گزارش ها، بایدها، پیامدها .
ادامه مطلب
قیام عاشورا: بایدها و پیامدها(2
دو دیدگاه و نگرش کلی در زمینه ی ضرورت قیام امام حسین (ع) ذهن پیروان و همه ی مسلمانان و به طور کلی پژوهشگران عرصه ی تاریخ و به ویژه تاریخ اسلام را به خود مشغول کرده است و هر یک طرف داران و مخالفانی دارد .
دیدگاه نخست منظر الهی (متافیزیکی) است . بر اساس این دیدگاه خداوند چنین مقدر کرده بود که امام با جمعی از پیروان و یاران صدیق و مخلصش برای حفظ و نجات اسلام به شهادت برسند . مشخصه های این دیدگاه عبارت اند از:
الف) امام انسانی است مافوق انسان، با ویژگی ها و خصیصه های علم مخصوص و عصمت، یا به تعبیر روش تر، نظرکرده ی الهی است .
ب) قیام عاشورا رویدادی فراتاریخی است; زیرا امام فراانسان است .
ج) قیام و شخصیت امام (ع) فراتاریخی و غیرقابل تحلیل و کنکاش عقلی است .
د) تسلیم و توکل و نهایتا نفی الگوگیری از قیام امام (ع).
ه) امام (ع) مامور عمل به تکلیفی است که خداوند تقدیر کرده است; یعنی شهادت و کشته شدن .
ادامه مطلب
قیام عاشورا: بایدها و پیامدها(3
شایان ذکر است که مسئله و خطر مهم، نه شخص یزید، بلکه حاکمیت یافتن جریانی انحرافی به نام «طلقاء» بود که سرسخت ترین دشمنان اسلام و مسلمین بودند و بیست و یک سال تا فتح مکه در برابر اسلام ایستادگی کردند و سرانجام نیز پس از غلبه ی نظامی - سیاسی پیامبر (ص) بر مکه در رمضان سال هشتم هجری، قریش باقی مانده بر شرک و کفر و اشرافیت قبیله ای، از سر ترس و یا طمع (سیاست تالیف قلوب) به اسلام درآمدند و رسول خدا (ص) آنان را طلقاء (جمع طلیق)، یعنی آزادشدگان نامید، تا هویت و چهره ی واقعی آنان در آینده ی جامعه ی اسلامی گم نشود; و از آن جا که تاریخ و رویدادهای تاریخی کلیتی به هم پیوسته اند، زمینه های شکل گیری قیام عاشورا را باید از سقیفه جست وجو کرد و اصلی که به ناحق در آن جا بنا نهاده شد و مسیر تاریخ اسلام را چنان رقم زد که فاطمه ی زهرا (س) غمگنانه از دنیا به جوار رضوان خداوند شتافت; علی (ع) عمرش را سوگمندانه و غریبانه سپری کرد و سرانجام به دست جریان انحرافی دیگری به نام خوارج به شهادت رسید; امام حسن (ع) از سر اجبار و اضطرار تن به صلح داد و امام حسین (ع) برای دریدن نقاب نفاق از چهره ی شرک و کفری که به نام اسلام بر مسند خلافت و جانشینی رسول خدا (ص) تکیه زده بود، آگاهانه و آزادانه تن به شهادت داد; بنابراین، خطر اصلی برای اسلام و مسلمین شخص یزید نبود، بلکه خطر جریانی به نام طلقاء بود که یزید پس از پدرش نماد و سمبل کامل آن به شمار می رفت و امام حسین (ع) ضرورت قیام برضد این جریان را نیک دریافته بود و می دانست که کشته خواهد شد، هم چنان که از پدر و جدش شنیده بود . ذکر دو روایت زیر در آگاهی امام به شهادتش تایید بیش تری خواهد بود .
ادامه مطلب
*الگو و طرح مطالعاتی در بررسی قیام عاشورا
قیام عاشورا را باید با تنوع بینش ها و روش های علمی بررسی نمود . متاسفانه بسیاری از نوشته های مربوط به قیام امام حسین (ع) فاقد روشمندی بینش علمی اند . نه فرضیه ی مشخصی، نه مجهول معینی و نه هدف و ضرورت به خصوصی را در نظر دارند; و ملامت بارتر این است که از روش مطالعاتی و تحقیقاتی مربوط به حوزه ها و رشته های تخصصی بی بهره اند . در این گونه آثار همه چیز به چشم می خورد، جز حرف و سخن نو و به قول خواجه حافظ، جز فکرتر . تکرار مکررات در این آثار، رغبت خواندن را از خواننده می گیرد; بنابراین، در بررسی قیام امام حسین (ع) باید از بینش و روش علمی مشخص و تعریف شده ای پیروی کرد و به اصول و مبانی اخلاق علمی پایبند بود; همچون: حقیقت جویی، پرهیز از تعصب و جانب داری، تلاش برای درک واقع و نه حمل پیش فرض ها و معتقدات خود بر موضوع و واقعیت مورد تحقیق، امانت داری در بهره گیری از منابع قدیم و جدید، تحمل نقد علمی دیگران، پرهیز از تنگ نظری و . . . .
در این مطالعات هشت بینش و روش زیر در خور توجه است:
ادامه مطلب
*مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش فلسفه ی تحلیلی تاریخ:
بنابر این بینش و روش مفاهیمی چون گذشته، حال و آینده و انواع برداشت ها و تبیین های موجود درباره ی تاریخ، نظیر تبیین های قانونمند، عقلانی، علی و روایی و مسائلی چون: مورخان چه چیزی را شواهد، مدارک یا تبیین تلقی می کنند و آیا نتایج و دستاوردهای آنان واجد حقیقت عینی است یا خیر؟ و آیا داوری های اخلاقی درباره ی شخصیت های تاریخی وظیفه ی مورخ است یا خیر، بررسی می شود (نوذری، ص 23- 25). به طور کلی در این بینش و روش دو نوع نگاه و رویکرد را باید از هم تفکیک کرد: یکی رویکرد ارزشی و یا نگاه باورمندانه به دین و کنش های دینی و از آن جمله قیام امام حسین (ع) است . که منظری درون دینی دارد . دیگری رویکرد معرفت شناختی است که منظری بیرون دینی دارد . بنابر این رویکرد پژوهشگر نه از موضع ارزشی که از موضع معرفت شناختی به قیام امام حسین (ع) می نگرد و در قدم اول درصدد آن است که اثبات کند آیا موضوع قیام امام حسین (ع) و به طور کلی پدیده ی دین، دانش و معرفت است و ارزش معرفتی دارد یا خیر؟
ادامه مطلب
* مطالعه و بررسی قیام بنابر بینش و روش دینی (احیاگری):
بنابر دیدگاه بسیاری از گزارشگران و مورخان قدیم و جدید، واقعه ی عاشورا و قیام امام حسین (ع) غالبا بنابر ماهیت سیاسی مورد مطالعه وبررسی قرار می گیرد; بدان معنا که یکی از شخصیت های معتبر و برجسته ی سیاسی آن عصر بر ضد خلیفه و دستگاه خلافت اموی دست به قیام زده تا به امید مدد مردم و هواداران کوفی خود تحولی در عرصه ی سیاسی و حکومتی پدید آورد و خود حکومتی مبتنی بر معیارها و ارزش های دینی تشکیل دهد .
اما اندک آشنایی با شخصیت امام حسین (ع) این حقیقت را به روشنی می نمایاند که او سیاست مداری تشنه ی قدرت نبود و بیش و پیش از شخصیت و نخبه ای سیاسی، باید نخبه ای دینی ترسیم گردد . نخبه ای که احیای دین و اصلاح امت جدش از انحرافات فکری، سیاسی و . . . دغدغه ی اصلی اش بود . هرچند که قیام او ماهیتی سیاست گرایانه وافشاگرانه داشت، اما الزاما نباید در محدوده و چهارچوب تنگ سیاست و قدرت مورد بررسی قرار گیرد .
سخنان و ره نمودهای آن حضرت در طول قیام، خود بهترین شاهد و گواه بر اهداف امام است . آن جا که در نامه ای خطاب به اشراف بصره نوشت:
و قد بعثت رسولی الیکم بهذا الکتاب وانا ادعوکم الی کتاب الله و سنة نبیه، فان السنة قد امیتت و ان البدعة قد احییت » (موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 315). همانا نماینده ام را با این نامه به سوی شما فرستادم . من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش (ص) دعوت می کنم; زیرا در این زمان سنت مرده و بدعت زنده است .
و یا در وصیت نامه اش به محمد بن حنفیه نوشت:
ادامه مطلب
