بازتاب شهادت مسلم
خبر مرگ مسلم پس از اعلام حمایت اهل کوفه براى امام حسین علیه السلام بسیار گران آمد و اشک بر دیدگانش حلقه زد; اما بى درنگ هدف خود را دنبال کرد، جمله اى گفت که نشان داد، مقصود بالاتر از این است: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» (احزاب /23) «بعضى از مؤمنین به پیمان خودشان با خدا وفا کردند و در راه حق شهید شدند و بعضى دیگر انتظار مى کشند که کى نوبت جانبازى آنها برسد. ولى مسلم وظیفه خودش را انجام داد. نوبت ما است » (11) حسین علیه السلام در عصرى است که انحراف، ضعف ایمان، فساد و ناامیدى مردم را فراگرفته و شمار وفاداران به امام اندک و پارسایان گوشه گیرند. «وى به عنوان یک رهبر مسؤول مى بیند، اگر خاموش بماند تمام اسلام به صورت یک «دین دولتى » درمى آید... نه مى تواند خاموش بنشیند که مسؤولیت جنگیدن با ظلم را دارد... حسین براى این که در اندام مرده این نسل خون تازه حیات و جهاد تزریق کند جز مردن و انتخاب مرگ سرخ خویش سلاحى و چاره اى ندارد و براى جهاد جز «بودن خویش » هیچ ندارد. آن را برمى گیرد و به سمت قتلگاه خویش مى آید.» (12) آرى امام در قبال امت و میراث جدش تعهد دارد و نمى تواند کعبه را در تسخیر بنى امیه ببیند و بى عدالتى، پلیدى و قساوت دستگاه جابر را تحمل کند. «در چنین شرایطى [از انجام اعمال حج خوددارى مى کند] یعنى من اعتراض دارم... وى عدم رضایت خویش را به این وسیله و به این شکل اعلام مى کند. یعنى حجى که گرداننده اش یزید باشد براى مسلمین فایده اى ندارد [این که امام کعبه را ترک کند] و بعد بگوید من براى رضاى خدا رو به جهاد مى کنم... یک دنیا معنى داشت.
ادامه مطلب
شب عاشورا
در شب عاشورا بعد از اتمام حجتها، آنان که در راه حق و اعتلاى کلمه توحید و احکام قرآن یک دل و یک جهت شدند ماندند و وفادارى خود را اعلام کردند و چنین گفتند: «ما هرگز از تو جدا نخواهیم شد، ما هرگز از راه حق که تو پیشواى آن هستى روى برنخواهیم تافت و تا رمقى در تن داریم از حریم تو دفاع خواهیم کرد» (21) آرى آنان کسانى بودند که حقانیت راه حسین علیه السلام را از صمیم جان دریافته بودند و براى وصول به محبوب دقیقه شمارى مى کردند. «آنان هم شجاع بودند و هم مؤمن هم نظامى بودند و هم عابد... دستى به اوراق قرآن داشتند و دستى به دسته شمشیر.» (22) حسین علیه السلام وقتى آنان را از نتیجه ظاهرى جنگ، یعنى کشته شدن باخبر ساخت، همگى غرق در شادى شدند و خدا را سپاس گفتند و پاسخى سزاوار که بیانگر شوق و شور و عشق به شهادت بود، به امام خود دادند «تا آنجا که جوان سیزده ساله امام حسن مجتبى علیه السلام مى گوید: شهادت براى من از عسل شیرین تر است.» (23) شب عجیبى بود وقتى هدف براى جمعى دردمند، معتقد و مخلص روشن است و ثمره تلاشها و از خودگذشتگیها امیدوارکننده، صفا و صمیمیت و عشق را به ارمغان مى آورد و حال نیازمندى افزایش مى یابد و راز و نیاز به درگاه بى نیاز رنگى و حالى و هوایى دیگر به خود مى گیرد.
ادامه مطلب
روحیه اصحاب حسین علیه السلام
شهادت براى یاران حسین علیه السلام مفهوم ویژه اى داشت. انگیزه آنان رسیدن به آزادى و کمال و حفظ ارزشها و باورها و نفى زندگى ذلت بار بود لذا آن را بدون چشمداشتى از سر اخلاص و اعتقاد و رغبت برگزیدند و از فرط اشتیاق «خودشان را قبل از حضرت و بنى هاشم به شهادت رساندند... آنان در هیچ جا در مقام عذر و توجیه برنیامدند.» (28) و با بصیرت کامل به حکم وظیفه در تعظیم حق از خود گذشتند و درس فداکارى و ظلم ستیزى به بشر آموختند، این ارزشهاى انسانى از جمله منشهایى است که در کربلا به نمایش گذاشته شد. اصحاب حسین در گیرودار نبرد روحیه اى بسیار قوى داشتند. «آنان با این که مى توانستند با برداشتن یک قدم یا نگفتن یک سخن برهند; اما مرگ را ترجیح دادند. براى سنجش اخلاق قائد آنان همین بس که امام را در میان خود نگریستند و او را آماده دریافت شهادت در راه خدا و براى دعوت یافتند. » (29)
ادامه مطلب
ایثار
ایثار عاطقه اى است اخلاقى، انسانى و اسلامى که در حادثه کربلا به اوج خود رسید. از خودگذشتگى ابوالفضل العباس علیه السلام در ننوشیدن آب تجسمى از ایثار بود. وى پس از دفع مزاحمان به شریعه فرات رسید هنگامى که مشک را از آب پر کرد با این که خود نیز تشنه بود به یاد تشنگى مولایش از نوشیدن آب منصرف شد. آن را ریخت و آنچه بر دلش گذشت، بر زبان جارى کرد (رجز خواند) و چنین گفت «عباس! حسین علیه السلام در خیمه تشنه است و تو مى خواهى آب گوارا بنوشى! به خدا قسم... رسم برادرى، رسم امام داشتن، رسم وفادارى چنین نیست؟ ابوالفضل مظهر وفا بود. نمونه دیگر عمربن قروى انصارى بود که خود را به هنگام نماز در برابر پیکانهاى کفار سپر اباعبدالله علیه السلام قرار داد و از پا درآمد... وى در عین حال تردید داشت که وظیفه اش را انجام داده و به عهدش وفا کرده است.» (34)
ادامه مطلب
انتخاب انقلابى
برعکس نیروى جاذبه، ایمان و شیوه رفتار امام در امر به معروف عملى سبب شد که «حر» را که نامزد امارت بود وادار به توبه کرد و در زمره «التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الآمرون بالمعروف و الناهون عن المنکر» (توبه/112) قرار گرفت [و در بروز حال توبه و توجه تام به خدا و اولیاى او و قطع علاقه دنیوى عاقبت بخیر شد و سرمشق دیگران گردید وى پس از توبه با اجازه امام در مقابل مردم ایستاد و گفت: شما همان کسانى هستید که وسیله نامه به وى وعده یارى دادید، پیمان شکنى آنان را زشت و ننگین شمرد و پس از اتمام حجت ها جنگید تا به شهادت رسید و این چنین مورد تفقد حضرت اباعبدالله علیه السلام واقع شد] «ونعم الحر حر بنى ریاح » «این حر ریاحى چه حر خوبى است.» (36) قدردانى و ارج نهادن به عمل شایسته مؤمنى که براى حاکمیت فرمان اساسى «امر به معروف و نهى از منکر» تا پاى جان مى ایستد خودش امر به معروف است و موجب مى گردد که دیگران نیز به انجام امور شایسته راغب گردند.
ادامه مطلب
رسالت امام سجادعلیه السلام
امام زین العابدین علیه السلام در نابسامانترین دوره امامت ائمه اطهارعلیهم السلام مى زیست. پس از واقعه عاشورا و آغاز خلافتش همراه اسرا به اسیرى برده شد. در مدخل کوفه زینب علیهاالسلام خطبه اى ایراد فرمود که به بیدارى و آگاهى اهل کوفه و کارگزاران یزید انجامید و موجب تاثر، سرافکندگى و پشیمانى آنان گردید و زمینه درخشش امام چهارم علیه السلام را در مسجد شام فراهم ساخت وى در حضور یزیدبن معاویه با سخنرانى خود درباره تصحیح فرهنگ سیاسى جامعه و تبیین اسلام و رهبر اسلامى و پیشواى قرآنى موضع خود را تشریح کرد. امام در مدت سى وچهار سال امامت خود مسائل مختلف مربوط به جامعه را در قالب صحیفه سجادیه نشر داد و خاطرات عاشورا را زنده کرد. امام از موضع حق حراست نمود و در مراقبت بر جریانهاى داخلى جامعه اسلامى همت گماشت و به پرورش فرزندى که پس از وى به امر خدا امام خواهد بود توجه داشت و «از تربیت فرزند دیگر خویش زیدبن على بن الحسین علیه السلام که به عنوان پرچمدار انقلاب خونین دیگر زیرنظر امام خود باید بپاخیزند تا تبلور عاشورا کاستن نگیرد غافل نبود.» (42) حادثه عاشورا و نهضت امام حسین بسان خورشیدى سرچشمه فیض بخشى در عرصه ها و سطوح مختلف براى آزادگان بویژه شیعیان گردید خون «مطهر حسین علیه السلام و یارانش بر زمین ریخت، اما از آن خون درخت آزادى و آزادگى رویید...
ادامه مطلب
اندیشه بلند سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (علیه السلام) که در قیام با شکوهش متبلور گشت، نمادها و ظهورات مختلفی دارد. از چهره های باطن نهضت حسینی تفکر عقلی و عقلانیت نهفته در آن است. استاد معظم حضرت آيت الله جوادی آملی از این منظر، نهضت حسینی را مورد تحلیل و بررسی قرار داده اند تا چهره باطنی نهضت که عقل و عقلانیت اصیل و مستحکم و تثبیت شده با مصباح وحی است، وضوح بیشتری یابد.
این کتاب مشتمل بر دو بخش است:
بخش اول: کلیات، که در فصل نخست به تبیین سیره امام حسین علیه السلام اشاره شده است و در فصل دوم به پیام نهضت آن حضرت پرداخته شده است.
بخش دوم: اثر نهضت حسینی که از شش فصل، شکوفایی عقل، رهبران الهی شکوفاگران عقل، اقدامات مخالفان شکوفایی عقل، قیام حسینی برای شکوفایی عقل، اثر قیام حسینی در شکوفایی عقل و تداوم اثر قیام حسینی برای شکوفایی عقل تشکیل شده است.
همانطور که از نام کتاب مشخص است، نویسنده سعی در بیان ویژگی ها و مشخصات نهضت عاشورا دارد که سبب رشد و شکوفیی عقل آدمی میشود. از آنجا که هر انقلابی تبلور اندیشه ها و نظرات رهبر انقلابی است، با فحص و تدقیق در رفتار سید الشهدا و گفتار کردار آن حضرت در مسیر نهضت الهیاش، به مطالبی و کلید واژه هایی دست میيابیم که هرکدام دریایی از معارف و علوم است و جاذب هر انسان عقل گرا.
در ابتدا، نویسنده سیرهی حضرت سید الشهدا را بیان میکند که در حقیقت همان سیره رسول الله و در حقیقت سیرهی عملی قران است. سپس به بیان مبانی نهضت حضرت می پردازد و شرایط ایجاد انقلاب در مردم و فعالیت های امام حسین را در این زمینه مطرح میکند. لازمه ی این انقلاب تکامل و رشد عقل است. آثار این نهضت مبحث بعدی است که نویسنده به آن پرداخته و تداوم اثر نهضت و قیام امام برای شکوفایی عقل.
در پایان مولف به بیان نقش و جایگاه امامزادگان، مراکز مذهبی و عالمان دین در تداوم آثار نهضت حسینی که همان شکوفایی عقل است میپردازد.
این کتاب در قطع وزیری و ۲۹۲ صفحه توسط مرکز نشر اسراء به زیور طبع آراسته شده است.
جلوههاي عرفاني نهضت حسيني
انديشمندان و صاحبان مذاهب و نحلههاي گوناگون فكري، جنبههاي مختلف نهضت عاشورا را بررسي كردهاند و از چشماندازهاي متفاوت فقهي، فلسفي، كلامي، تاريخي، اجتماعي و تربيتي بدان نگريستهاند. يكي از جنبههاي اين قيام، سويه عرفاني آن است، يعني در حادثه كربلا آموزههاي دلانگيز عرفاني نابي پديد آمده كه هركدام در سازندگي و عروج انسان نقش اساسي دارد. اين كتاب از همين زاويه عرفاني قيام امام حسين عليهالسلام را در سه بخش بررسي كرده است:
1- جلوههاي بصيرت و معرفت در نهضت حسيني
2- جلوههاي عشق و محبت در نهضت حسيني
3- جلوههاي كرامت انساني در نهضت حسيني
هرچند در اين كتاب حوادث و رويدادهاي واقعه عاشورا با رويكردي عرفاني طرح و تحليل شده است، سعي شده جنبه استنادي مطالب و تحليلها رعايت شود. از سوي ديگر براي اينكه مطالب كتاب براي همگان قابل استفاده باشد از طرح مطالب و مسائل فني عرفاني خودداري شده و تحليلها و تفسيرهاي كتاب آسان ياب است.
در بخش نخست كتاب كه جلوههاي بصيرت و معرفت در نهضت حسيني است پس از تعريف مفهوم عرفاني بصيرت، آگاهي و بصيرت امام حسين عليهالسلام از حوادث و پيامد قيامش، در پنج قسمت تحليل شده است و نويسنده سعي كرده است كه به پرسشهايي كه از ديرزمان مطرح بوده پاسخ دهد. اين پرسشها عبارتند از اينكه آيا امام عليهالسلام ميدانست كه عاقبت قيام او به شهادت خود و يارانش و نيز اسارت اهل بيت ميانجامد؟ اگر ميدانست چرا به اين خطر قطعي اقدام كرد؟ چرا زنان و بچهها را به همراه خود برد؟...
ادامه مطلب
محرم در استان گیلان

مراسم ماه محرم در استان گیلان کم و بیش شبیه آن چیزی است که در پایتخت برگزار می شود. یعنی سیاهپوشی مردم و علم گردانی و دستجات عزاداری که کوچه پس کوچه های شهر را از روز اول محرم تا پایان روز سیزدهم دور می زنند و نوحه خوانی می کنند.
علم بندی در گیلان که از یک روز ماندهبهماه محرم تا روز هفتم این ماه در مناطق شهری و روستایی برگزار میشود. در این مراسم مردم پرچمهای سیاه را بالای سردر مساجد و گنبدهای آن نصب میکنند و اگر خوب نگاه کنید، خانه های زیادی را می بینید که پرچم های سیاه را مقابل در خانه نصب کرده اند.

اما گیلانی ها، وقتی به مراسم نذری دادن می رسند، آداب و رسوم متفاوتی دارند. در این منطقه پخت و توزیع نوعی شیرینی به نام "ککه" یا "کشته" مرسوم است که با آرد، شکر، آب و روغن تهیه و در تنورهای خانگی پخته می شود. این شیرینی در بین عزاداران توزیع می شود و گاهی شربت ها هم مکمل این رسم هستند!

گیلانی های شربت های سنتی را که با عرقیات آماده می شود در دسته ها توزیع کرده و یا در منابع آبی که در اطراف مساجد گذاشته شده اند، می ریزند تا عزاداران از آن استفاده کنند.
ادامه مطلب
ذوالجناح در کوچه های آذربایجان

سنت های ماه محرم در میان مردم آذربایجان شکل و شمایل خاصی دارد. اگر این روزها گذارتان به آذربایجان سیاه پوش بیفتد، می توانید مراسمی مثل فهنه، پولکه، پرده خوانی، گرداندن ذوالجناح و... را ببینید که هر سال برگزار می شود و گردشگران زیادی را برای دیدن این آداب و رسوم به آذربایجان می کشاند.
فهنه
فهنه نام مراسم معمول مردم آذربایجان است که از دهه پایانی ذی حجه آذربایجان شروع می شود و تا اربعین ادامه دارد. در این مدت شهر یکپارچه سیاهپوش می شود و صدای روضه از همه جا به گوش می رسد.
در این بین بازاریان قدیم تبریز با لباس های متحدالشکل عزاداری هایشان را برپا می کنند. تیمچه مظفریه قلب تپنده بازار تبریز است که در آن عزاداری به شکل گسترده ای انجام می شود. زن ها اجازه ورود به مراسم عزاداری بازار را ندارند و دسته های عزاداری پس از طی بخش های مختلف بنای سرپوشیده بازار تاریخی تبریز از آن خارج می شوند و همه دسته ها جز چند دسته عزاداری مشخص اجازه ورود به بازار را ندارند.

می گویند در تبریز علم ها و کتل های قدیمی و ارزشمند زیادی وجود دارد که حتی برخی وقف شده توسط شاهان قجری است. قاجارها در سلسله پادشاهی، شاهان متدینی بودند که برخی از آنها نماز می خواندند، مجالس روضه خوانی داشتند و به تماشای تعزیه اباعبدالله می رفتند. البته این مورد اخیر در زمان سلطنت رضا شاه برچیده شد و شاه نه تنها تعزیه را ممنوع کرد، بلکه برخلاف سابق دیگر از سفرای خارجی برای تماشای مراسم شبیه خوانی دعوت نشد.
در بین مردم آذربایجان، پوشیدن لباس سیاه تا روز اربعین ادامه پیدا می کند و برخی دستارهای سیاه بسته شده به سرشان را تا سوم امام نگه می دارند. برخی آقایان هنگام عزاداری پیراهنی بلند تا پایین تر از زانو بر تن می کنند و برخی حتی نوعی دامن سیاه را به همراه پیراهن سیاه مردانه می پوشند.

نذری پزان در تبریز
در این روزها در برخی مساجد و خانه ها سفره حضرت سیدالشهدا (ع) باز است و مردم از این سفره اطعام می شوند. اکثرا غذاهای طبخ شده برنج است که با خورش های مختلفی جهت پذیرایی از عزاداران حاضر می شود. آش هم یکی از غذاهایی است که مردم در بزرگداشت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان می پزند.
اما گدایی کردن در کوچه و خیابان در روز عاشورا و تاسوعا از جالب ترین نذرهای آذربایجانی ها محسوب می شود. حاجتمندان و دردمندان این دیار نذر می کنند که در صورت بهبود بیماری شان یا رفع فلان مشکل روز عاشورای حسینی یا در تاسوعا گدایی کنند و به این ترتیب در این روزهای مشخص کاسه ای در دست گرفته از رهگذران گدایی می کنند.
ادامه مطلب
تابوت های ایستاده یزد

محرم یزد را با نخل گردانی اش را می شناسند. آیین باشکوهی که به جای علم گردانی برگزار می شود و با شهرت جهانی اش خیلی از گردشگران را برای تماشا به یزد می کشاند.
نخل از جنس چوب است و آن را به شكل برگ درخت و یا سرو میسازند. معمولاً وزن نخل زیاد است و جابهجا كردن آن نیاز به كمك دهها نفر دارد اما به هر حال این نخل نماد تابوت «سیدالشهداء» یا نمادی ازتابوت شهدای كربلا است که مردم یزد در گویش محاورهای به آن «نقل» میگویند و معتقدند كه «نخل» یا «نقل» نشانی از اقامت برافراشته شهدا است.

دكتر «اسلامی ندوشن» مینویسد: «با آن كه نخل هیچ شباهتی به درخت خرما ندارد، آن را به نام این درخت مینامند. شاید به علت آن كه اصلش از جنوبغربی و بینالنهرین است. نخل شباهت بسیاری به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه یعنی جاودانگی و رشادت و زندگی اخروی و آزادگی كه یادآور روحیات و خصایل امام حسین(ع) است. هم چنین این مراسم بازتابی است از «نقل» حكایت كربلا.»

نخل بندی
چند روز پیش از شروع ماه محرم، خادمان شروع به تزیین و آذین بستن نخل میكنند. آذینبندی نخل حداقل یك هفته طول میكشد. در طول این مدت، آنها زیورآلات و وسایل مربوط به تزیین نخل را ـ كه قدمت آنها به دوره صفویه میرسد ـ از انبار بیرون آورده و تمام روز را با پاهای برهنه مشغول کار می شوند.
ادامه مطلب
زیارت عاشورا، پاداش بزرگ
حضرت فرمودند: «مانند کسی که سلام میدهد، به سوی آن حضرت روی کن و با توجه و حضور قلب به آن سوی نگاه کن و پس از گفتن اللّه اکبر اینگونه بخوان: السلام علیک یا ابا عبداللّه... (و متن زیارت عاشورا را به وی میآموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار».

صالح پسر عُقْبه، از یاران امام پنجم علیهالسلام به نقل از پدرش میگوید: امام باقر علیهالسلام فرمود: «کسی که در روز عاشورا، از نزدیک امام حسین علیهالسلام را با چشم گریان زیارت کند، خداوند پاداش بزرگی به او میدهد». عُقبه به حضرت عرض کرد: «جانم به قربانت! اگر کسی امکان حضور در کربلا و حرم مطهّر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و بخواهد از راه دور او را زیارت کند، تکلیف او چیست؟» حضرت فرمود: «پیش از ظهر در جای بلندی بایستد و پس از اشاره به سوی مرقد آن حضرت بر او سلام کند و بر ستمگران و قاتلان او لعن و نفرین. سپس دو رکعت نماز زیارت بخواند و هر چه میتواند بر مصیبت امام (ع) گریه کند. خاندانش را نیز بر این عمل ترغیب کند.» آنگاه در پایان افزودند: «من ضمانت میکنم هر کسی این کار را انجام دهد، خداوند پاداش یاد شده را به او بدهد».
زیارت پیامبران(ع)
فردی به نام عَلْقَمه میگوید: به امام باقر علیهالسلام عرض کردم: «اگر قصد زیارت امام حسین علیهالسلام را از دور یا نزدیک داشتم، چگونه زیارت کنم؟» حضرت فرمودند: «مانند کسی که سلام میدهد، به سوی آن حضرت روی کن و با توجه و حضور قلب به آن سوی نگاه کن و پس از گفتن اللّه اکبر اینگونه بخوان: السلام علیک یا ابا عبداللّه... (و متن زیارت عاشورا را به وی میآموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار». آنگاه فرمودند: «فرشتگان نیز آن حضرت را اینگونه زیارت میکنند و پاداش چنین زائری بسیار بزرگ است. خداوند درجات او را بالا میبرد و نام او را در زمره همراهان امام حسین علیهالسلام و شهیدان کربلا نگاشته، ثواب زیارت رسولان و پیامبران الهی را برای وی ثبت میکند».
وعده خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
صفوان از یاران امام ششم میگوید: امام صادق علیهالسلام با اشاره به سوی قبر امام حسین علیهالسلام، این زیارت ـ زیارت عاشورا ـ را خواند و پس از آن دو رکعت نماز گزارد. آنگاه فرمود: «هرگاه حاجت و گرفتاریای داشتی، در هر جا که هستی، این زیارت و دعای پس از آن را بخوان و از خدا حاجتت را بخواه. بیتردید خدا و پیامبر به وعده خویش عمل میکنند و نیازمندی تو را برمیآورند».
زیارت عاشورا، حدیث قدسی
محدّث نوری، از استادان مرحوم شیخ عباس قمی میگوید: «در فضل و مقام زیارت عاشورا همین بس که از سِنخ دیگر زیارتها نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومی باشد. هر چند از قلوب پاک ایشان چیزی جز آنچه از عالَم بالا به آنجا برسد، بیرون نمیآید، ولی این زیارت از سنخ احادیث قُدسیّه است که به همین ترتیب زیارت و لعن و سلام و دعا از خدای متعالی به جبرئیل امین و از او به خاتم النبیین صلیاللهعلیهوآلهوسلم رسیده است و به حسب تجربه، مداومت به آن در چهل روز یا کمتر، در برآوردن حاجات و رسیدن به مقاصد و دفع دشمنان بینظیر است».
ادامه مطلب
عاشورای امام سجّاد(ع)

امام سجاد در شب عاشورا
در سایت ویژه امام سجّاد(ع) آمده که از حضرت زین العابدین علیه السلام نقل شده است که من با پدرم بودم، در شبی که در صبح آن به شهادت رسید، پس حضرت به اصحابش فرمود:اکنون شب است، شما آن را به عنوان محمل برای خود برگزینید و از سیاهی آن برای رفتن استفاده کنید، چرا که این قوم فقط من را اراده کرده اند و اگر من را بکشند با شما کاری ندارند. و شما از نظر من در وسعت و حلیّت می باشید (و من بیعت خود را از شما برداشتم.) آنان گفتند: نه قسم به خدا، این هرگز رخ نخواهد داد.
حضرت فرمود: هر آینه شما فردا همگی کشته خواهید شد و هیچکس از شما باقی نمی ماند. آنان گفتند: حمد خدای را، که مارا به کشته شدن با شما شرافت بخشید.
سپس حضرت دعا کرد و به آنان فرمود: سرهایتان را بلند کنید و نظاره کنید.
آنان نیز مشغول نظاره مواضع و منازل خود در بهشت شدند و حضرت به آنان می فرمود: این منزل توست ای فلانی، این قصر توست یا فلان، و این درجه توست ای فلان.
پس مردان از اصحاب با سینه خود به استقبال نیزه و شمشیر می رفتند، چرا که می خواستند در بهشت برسند.
این حدیث مبارک حاکی از حضور حضرت سجاد علیه السلام در جمع اصحاب و شنیدن کلام پدر و دیدن مقام ملکوتی اصحاب در بهشت است، با نقل های مختلف دیگری نیز آمده است.(1) تنها قضیه دیگری که از حضرت علی بن الحسین علیه السلام امام سجاد، در ارتباط با شب عاشورا نقل شده، مسئله شنیدن اشعاری است که پدرشان قرائت می کردند و باعث ناراحتی شدید ایشان می شود خود را کنترل کردند و این در حالی بوده است که حضرت مریض بوده و عمه شان حضرت زینب _ سلام الله علیها _ از ایشان پرستاری می کرده است.(2)
امام سجاد در روز عاشورا
در زمینه وضعیت جسمانی حضرت سجاد علیه السلام در روز عاشورا نقل های تاریخی متفق اند که آن حضرت در این روز دچار بیماری شدیدی بودند، به صورتی که مطلقاً از امکان حضور در نبرد برخوردار نبوده و در خیمه مخصوص استراحت می کردند و حضرت زینب سلام الله علیها مرتّب از ایشان پرستاری می نموده اند و حال شان طوری بوده که حتی نمی توانستند در مقابل پای پدر بایستند.
ادامه مطلب
خطبه حضرت سجاد در مدینه
پس از آنکه بشیر بن حذلم، خبر رسیدن کاروان خاندان امام حسین علیه السلام را به مردم مدینه اعلام کرد، و مردم یکپارچه گریان به استقبال کاروان شتافتند، امام سجاد علیه السلام با دست خود آن ها را ساکت کرد. آنگاه چنین خطبه خواند:
« سپاس خداوندی راست که پرودگار دو جهان است و فرمانروای روز جزا و آفریننده همه مخلوقات. خداوندی که عقلها قدرت درکش را ندارند، و رازهای پنهان، نزد او آشکار است.
حمد خدای را که ما را با مصیبتهای بزرگ و حادثه بزرگی که در اسلام واقع شد، آزمود. ای مردم، اباعبدالله و عترت او کشته شدند و زنانش اسیر، و سر مقدس او را بالای نیزه در شهرها گرداندند، و این مصیبتی است که نظیر و مانندی ندارد.
ای مردم! پس از این مصیبت، کدام یک از مردان شما دلشاد خواهد بود؟ کدام دلی است که از غم و اندوه خالی بماند و کدام چشمی که از ریختن اشک خودداری کند؟ در صورتی که هفت آسمان بر او گریستند و ارکان آسمانها به خروش آمد، زمین نالید و درختان و ماهیان و امواج دریاها و فرشتگان مقرب و همه اهل آسمانها در این مصیبت عزادار شدند.
ای مردم! کدام دلی است که از کشته شدن حسین علیه السلام نشکند؟ کدام چشمی که بر او نگرید و کدام گوشی که بتواند این مصیبت بزرگ را که بر اسلام وارد شده است، بشنود و کر نشود؟
ای مردم! ما را پراکنده ساختند و از شهرهای خود دور کردند، گویا اهل ترکستان یا کابل باشیم! بی آنکه مرتکب جرم و گناهی شده یا تغییری در دین اسلام داده باشیم. چنین برخوردی را از گذشتگان به یاد نداریم و این جز بدعت چیز دیگری نیست.
منابع:
لهوف سید بن طاووس، ص 237.
انالله و اناالیه راجعون. مصیبت ما چه بزرگ و دردناک و سوزاننده و سخت و تلخ و دشوار بود. از خدای متعال خواهانیم که در برابر این مصائب به ما اجر و رحمت عطا کند؛ زیرا او قادر و انتقامگیرنده است.»
خطبه على بن الحسين (عليه السلام) در شام

حساس ترين سخنان امام سجاد (عليه السلام ) كه در طول اقامت در شام ايراد شده است و تحولى عظيم در محيط سياسى شام و بينش مردم نسبت به دستگاه اموى ايجاد كرد و معادلات يزيد را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بيت كاملا تغيير داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سياسى و دينى شام ايراد كرد.
از كتاب هاى تاريخى چنين استفاده مى شود كه اين خطبه در مسجد جامع دمشق ايراد شده و از حوادثى كه در كاخ يزيد رخ داده و سخنانى كه در محفل خصوصى تر وى ردو بدل شده جداست .
اين خطبه را بايد اوج موفقيت امام سجاد (عليه السلام ) در رسالت تبليغ عاشورا و تداوم خط شهيدان كربلا دانست . اگر اين خطبه ايراد نشده بود، چه بسا ماهيت نهضت حسينى براى ساليان دراز و يا براى هميشه بر اهل اسلام مخفى مى ماند .
در شام يزيد براى استفاده بيشتر از شهادت حسين بن على (عليه السلام ) و اسارت خاندان وى در جهت تحكيم پايه هاى حكومتش تصميم گرفت تا از سخنوران دربارش در مذمت خاندان على و توجيه فجايعى كه صورت داده بود، بهره جويد. يزيد از خطيب دربار خواست تا بر منبر رود و نقش خويش را در آن جمع حساس ايفا كند. خطيب در بلندى جاى گرفت و زبان به هتّاكى و بى حرمتى به اهل بيت گشود. امام سجاد از گستاخى و زشتگويى خطيب برآشفت و فرمود:
خداوند جايگاهت را آتش دوزخ قرار دهد.
وقتى سخنان خطيب دربار پايان يافت ، امويان خود را فاتح مى ديدند و مسايل راحل شده مى پنداشتند. اما على بن الحسين - تنها مرد جوان قافله اسيران - با اندامى كه آثار رنج و اسارت از آن پيدا بود از جاى برخاست و به يزيد گفت : خطيب شما آن چه خواست به ما نسبت داد و با مردم گفت ، آيا اجازه مى دهى من هم با مردم سخن بگويم ؟
ادامه مطلب