|
ازکرخه تاراین | ||
|
|
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:50 PM ] [ رامتین جم ]
#تاریخ
اینکه چرا او را به کربلا بردند، سوال است و احتمالا براى دور ماندن مردم از مزارش وجلوگیرى از تبدیل آن به میعادگاه مظلومان، او را از ایران و ایرانى دور کردند! اما چیزى که بیش از همه مایه شرمندگی است، این که اکثر قریب به اتفاق ایرانیها نمى دانند مزار این اسطوره تاریخ کجاست! امروزه با سفرهاى متعدد مردم به عراق و کربلا جاى بسى تاسف است که حتى یکى از کسانی که از عراق بر میگردد نمیداند که امیر کبیر هم در آنجا دفن بوده! آیا فکر نمىکنید که همین عراقیها به ما خواهند خندید که چطور مردى رو که بسیارى از داشته هاى امروزمان را مدیون اوهستیم فراموش کردیم؟! ۱۶۸ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻭﺍﮐﺴﯿﻨﺎﺳﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﺪ. ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻭﺍﮐﺴﻦ ﺁﺑﻠﻪ ﻧﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪﮐﻮﺑﯽ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩﻧﺪ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﭼﻨﺪین ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﺑﻠﻪ ﻣﺮﺩند و ﺍﻣﯿﺮﮐﺒﯿﺮ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ ﮐﺮﺩ. ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺁﻗﺎﺧﺎﻥ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﻧﺎﺩﺍﻧﯽ ﻣﺮﺩﻩﺍﻧﺪ. ﺍﻣﯿﺮ ﮐﺒﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻧﺎﺩﺍﻧﯿﺸﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﻢ. این تنها روزی نبود که امیرکبیر گریست؛ ایشان هزار و صد و هشتاد و هشت روز نخست وزیری خود را، هر شب از جهل و خرافات مردم ایران گریست... امیرکبیر برای انجام تمام اصلاحات خود که در کتاب "امیرکبیر" فریدون آدمیت، که به قول آقای خسرو معتضد بهترین کتاب در باره امیرکبیر است، گریسته است. آری امیرکبیر و "میجی" امپراتور ژاپن، برنامه اصلاحات خود را همزمان آغاز کردند. برنامه اصلاحات امیرکبیر بسیار مفصل تر از میجی بود. *لکن مردم ایران با جهل و خرافات بسیار عمیق، ۱۱۸۸روز امیرکبیر را گریاندند. *سالانه ۳۰میلیون نفر از مردم ژاپن به آرامگاه میجی در توکیو میروند و از اصلاحات او سپاسگزاری میکنند. *در سال ۱۳۹۳ بیش از ۳۰میلیون نفر از مردم ایران از کربلا بازدید کردهاند ولی اصلا سری به آرامگاه امیرکبیر که درست در حجره جنوب شرقی روبروی صحن امام حسین است نزدهاند! به قول مولوی پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
آنقدر پخش کنید تا همه ایرانی ها بدانند آرامگاه امیرکبیر کجاست... [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:50 PM ] [ رامتین جم ]
#رفاقتانه که همه این روکش ها دال بر دو نکته است : هر روز در روابط روزمره امان همین روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم ؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است #ناشناس [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:49 PM ] [ رامتین جم ]
#کاینات به همین خاطر مدرسهاش در طول سال چند بار عوض میشد. او یک دقیقه هم صبر نکرد و هفت صفحه کاغذ درباره هدفش که میخواست مالک یک مزرعه اسب باشد نوشت، او همه چیز را با جزئیات کامل نوشت و حتی طرحی از آن مکان با اصطبلها و ویلایش کشید. دو روز بعد او نوشتهاش را با یک نمره F (پائینترین نمره) در صفحه اول دریافت کرد. بعد از کلاس، نزد معلم رفت و پرسید، «چرا من پائینترین نمره را گرفتم؟» معلم پاسخ داد: «این آرزو برای بچهای مثل تو که نه پول دارد، نه امکانات و از یک خانواده دورهگرد است خیلی غیرواقعی است. به هیچ وجه ممکن نیست روزی به این آرزوی بزرگ دست پیدا کنی.» سپس پیشنهاد کرد دوباره بنویسد و آرزوی واقعیتری داشته باشد. پسر به منزل رفت و از پدرش پرسید که چکار باید بکند. پس از چند روز، پسر همان نوشته را برای معلمش برد. هیچ تغییری در آن نداد و گفت: «شما نمره F را نگهدار و من آرزویم را نگه میدارم.» اکنون مونتی رابرتز مالک خانهای با زیربنای 400 متر مربع در وسط یک مزرعه اسب به مساحت 8 هکتار میباشد و هنوز آن نوشته را با خودش دارد و آن را قاب گرفته و بالای شومینهاش نصب کرده است
آرزو ها و اهداف خودتان را تعیین کنید [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:48 PM ] [ رامتین جم ]
#محرم ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﭘﯿﺮ ﻭ ﻓﺮﺗﻮﺕ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﯿﺰ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﺦ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﻭﺍﺭﺩ ﺣﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﻀﺠﻊ " ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﯿﮏ ﯾﺎ ﺍﺑﺎ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ " ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﺲ ﺑﺮﺧﯽ ﻋﻠﻤﺎ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﺮﻡ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺖ، ﺑﻪ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺍﺩﺏ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ( ﺯﻧﺪﻩ ﯾﺎ ﻣﺘﻮﻓﯽ ) ﺭﺍ [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:48 PM ] [ رامتین جم ]
#روانشناسی متخصصان علوم رفتاری در این زمان تکنیک ساندویچ را پیشنهاد می دهند. به این صورت: به عنوان مثال: [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:48 PM ] [ رامتین جم ]
#رفاقتانه بی شمار محبت کنيم، اگر قرار باشد خوبی ما وابسته به رفتاردیگران باشد، [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:47 PM ] [ رامتین جم ]
#رفاقتانه دعا واسه تو که دوست خوب منی _الهی قامتش را خم نگردان _خدایا فال او را خوش بگردان _پناهش باشو بی محرم نگردان _مریض و در پی مرهم نگردان _اسیرش در تب و ماتم نگردان _گرفتارش در این عالم نگردان تنتون سلامت [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:47 PM ] [ رامتین جم ]
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:46 PM ] [ رامتین جم ]
#متن_مداحی [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:46 PM ] [ رامتین جم ]
#محرم پرسيد علمدار حسين (ع) چه كسي بود؟ جواب دادن: عباس(ع) برادر حسين(ع) ابن علي(ع) یزیدگفت : این پرچم و نگاه کن این علمدار تا لحظه ایی که جوون تو بدنش بوده تا رمقه آخر وفادار بوده و پرچم را شب آخر وقتی همه اومدن از بین دو انگشت امام حسین (ع) جایگاهشونو تو بهشت ببینن حضرت عباس(ع) گفت بهشت من شمایید [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:45 PM ] [ رامتین جم ]
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:45 PM ] [ رامتین جم ]
#طنز حاجی آقا شما که با خدایی شما که دستتون تو کار خیره سردرتون یه پرچم سیاهه - ازخونهتون بوی خورشت قیمه یه عالمه سینهزن و نوحهخون میون بوی گند پا و عرق درسته قیمه نذری غالبه وقتی جماعت اومدن بشینن قیمه خورا گفتن اگه"این چیه؟" اونایی که زیادی زنجیر زدن اونی که فحش چارواداری میده تو خونهشون مردم این زمونه اونایی که لاتن و مافنگیان گشنهی فرهنگی خبر نداره حاجی آقا شکم صداش کلفته شکم اگه یه ذرّه غُرغُر کنه اما مخش چون که صدا نداره اگه بگی مخت داره میگنده غذای باب میل مُخ کتابه کتاب باید مغزارو بیدار کنه کلهی مردم اگه کار بیفته اراذل و چوب و چماق جم میشه امان از این حافظهی هش ال هفت این که، کتاب باید کتاب باشه مطالبش پرت و پلا نباشه باید یه چی باشه که، آدم اگه حاجی آقا دست و دلت نلرزه مرغ و کباب و قیمه در نهایت حاجی آقا شما یه ذرّه فک کن فردا اگه ببینی قیمهت کجاس اما کتاب کنارشه همیشه شما که از حقیر عالمتری #خلیل_جوادی [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:44 PM ] [ رامتین جم ]
#رفاقتانه ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺣﺎﺩﺛﻪ 11 ﺳﭙﺘﺎﻣﺒﺮ ، ﯾﮑﯽ از آنها ﺧﺎﻧﻤﯽ ﺑﻮﺩ که اون روز یه ﻧﻔﺮ دیگه ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻬﻮﻩ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ اتومبیل ﯾﮑﯽ ﺍﺯ آنها و ﻧﻔﺮ بعدی ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﺭ ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ ﮔﯿﺮ می کنید ، ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻧﺸﻮﯾﺪ و ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﺳﺖ اين همان حكمت خداوند سعی کن در همه حال اجازه ی افکار منفی و ناراحتی و عصبانیت رو به خودت راه ندی چون با داشتن افسوس و عصبانیت هیچ چیزی درست که نمیشه تازه بدترم میشه ! [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:43 PM ] [ رامتین جم ]
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:43 PM ] [ رامتین جم ]
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:42 PM ] [ رامتین جم ]
#رفاقتانه 1- در دزدی از یک بانک ، دزد فریاد زد: 2- وقتی دزدان به مخفیگاهشان رسیدند،دزد جوان که لیسانس تجارت داشت به دزد پیرکه شش کلاس سواد داشت گفت: بیاپولها را بشماریم. دزد پیرگفت: وقت زیادی میبرد، امشب تلویزیون مبلغ را اعلام میکند. 3 - بعداز رفتن دزدها مدیر بانک به ریسش گفت فورا به پلیس اطلاع میدهم ولی ریس گفت : صبرکن تا خودمان هم مقداری برداریم و به برداشتهای قبلی خود اضافه کنیم وبارقم دزدی اعلام کنیم. 4 - وقتی تلویزیون رقم را اعلام کرد دزدان پول رو شمردند و بسیار عصبانی شدند که ما زندگیمان راگذاشتیم و 20میلیون گیرمان آمد ولی رئیسان بانک در یک لحظه و بدون خطر 80 میلیون بدست آوردند. [ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:42 PM ] [ رامتین جم ]
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 3:39 PM ] [ رامتین جم ]
[ سه شنبه 11 مهر 1396 ] [ 5:21 PM ] [ رامتین جم ]
[ سه شنبه 11 مهر 1396 ] [ 5:20 PM ] [ رامتین جم ]
|
|
| [ ویرایش : راسخون ] [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||