ازکرخه تاراین
درباره وبلاگ

خط خطی هایی از کرخه تا راین
آمار سایت
كل بازديدها : 125463 نفر
كل مطالب : 621 عدد
کل نظرات : 0 عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 23 مرداد 1397  تاریخ ایجاد بلاگ :یک شنبه 14 خرداد 1396 

اينايي كه شكست عشقي ميخورن اين متنا رو از كجا ميارن دل آدمو كباب ميكنه !؟
من هرچي به خودم فشار ميارم فقط اين شعره يادم مياد
.
.
.
.
.
"باز منو كاشتي رفتي
تنها گذاشتي رفتي
دروغ نگم به جز من
يكي ديگه داشتي رفتي"

تازه بعدشم انقدر قر ميدم ك يادم ميره شكست عشقي خوردم... ☺️😁😂

#طنز



[ یک شنبه 5 آذر 1396  ] [ 6:26 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
مشهدیه زنگ میزنه به ترامپ میگه ما میخوایم با شما بجنگیم
ترامپ میخنده و میگه شما چند نفرید؟

مشهدیه میگه مو و برارُم و دوتا از عموهام .

ترامپ میگه ارتش ما شش میلیون نفره
 مشهدیه میگه دوباره زنگ میزنم بهت خبر میدم.

چند دقیقه بعد دوباره زنگ میزنه میگه ما با شما نمیجنگیم
ترامپ میگه چی شد ترسیدین؟


مشهدیه میگه نه بِرار
 فکرامانه کِردیم دیدِم جا بِره دفن کردن شش میلیون نفر نِدِرِم



[ سه شنبه 9 آبان 1396  ] [ 12:36 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

اتل متل یه مورچه🐜🐜🐜
قدم میزد تو کوچه🐜🐜🐜  
اومد یه کفش ولگرد🐜🐜  
پای اونو لگد کرد🐜🐜🐜  
مورچه یه پاش شکسته🐜  
راه نمیره نشسته🐜🐜  
بابرگی پاشو بسته🐜  
نمیتونه کار کنه🐜  
دونه هارو بار کنه🐜  
تو لونه انبار کنه🐜  
مورچه جونم تو ماهی🐜  
عیب نداره سیاهی🐜  
خوب بشه پات الهی🐜  


داری شعرو میخونی؟!
یه نگاه به قدو قوارت بنداز!
سنی ازت گذشته;خجالت داره.چه با ریتمم میخونه!😐
#طنز



[ سه شنبه 9 آبان 1396  ] [ 12:24 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
توصيف بعضی مردها:

( مخل آسايش )
در روزهاى تعطيل

( رو اعصاب )
در هنگام خريد

( باعث استرس )
وقت حاضر شدن خانم براى مهمانى

( خودخواه )
موقع تماشاى تلويزيون

( كمياب )
در زمان دلتنگى

( مهربان و دوست داشتنى )
در خواب

( مظلوم)
وقتى پول ندارد

( خوش زبان و بامزه )
براى ديگران

( پر رو و عصبانى )
وقتى خطا كرده

( دست و دلباز و کاری )
برای مامانش

( روشن فکر )
برای خواهراش

( طلبکار )
در همه مواقع

( مزاحم )
موقع مهمانی در آشپزخانه

( آلزایمری )
در به يادآوری مناسبتها

( بيش فعال )
در مهمانيهای خانوادگی خودشان

اگر موردى جا مونده شما اضافه كنيد
#طنز



[ سه شنبه 9 آبان 1396  ] [ 12:22 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :


-ﺳﻼﻡ
- ﺳﻼﻡ
- ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ؟
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ

- ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﯿﻦ ؟
- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟
- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ

- ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ
- ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ

- ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻄﻮﺭﯾﻦ ؟
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ
- ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ

- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
- ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﻮﻧﯿﻦ
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
- ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ

- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ
- ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ


ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :
ﺳﻼﻡ ﭼﺎﮐﺮﻡ
- ﺳﻼﻡ ﻣﺨﻠﺼﻢ



[ یک شنبه 23 مهر 1396  ] [ 10:25 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
دختری در کتابفروشی پدرش کار میکرد
و معشوقه‌اش را دید که به‌سویش میاید

 در این حال پدرش در نزدیکش ایستاده بود.

به معشوقه‌اش گفت:
آیا به‌خاطر گرفتنِ کتابی‌که نامش " آیا پدر در خانه‌ هست" از يورگ دنيل نویسندۀ آلمانی، آمده‌یی؟

پسر گفت: خیر! من به‌خاطر گرفتنِ کتابی به اسم " کجا باید ببینمت" از توماس مونیز نویسندۀ انگلیسی، آمده‌ام.

دختر در پاسخ گفت: آن کتاب را ندارم، اما می‌توانم کتابی‌ به نام " زیرِ درختِان سيب" از نویسندۀ آمریکایی، پاتریس اولفر را پيشنهاد كنم.

پسر گفت: خوب است واما؛ آیا می‌توانی فردا کتابِ " بعد از ۵ دقیقه   تماس می‌گیرم" از نویسندۀ بلژیکی، ژان برنار رابیاوری؟

دختر در پاسخش گفت: بلی! با کمالِ مَیل، ضمنا توصيه ميكنم کتاب " هرگز تنها نمی‌گذارمت" از نویسندۀ فرانسوی میشل دنیل را بخوانى.

بعد از آن
پدر گفت: این كتاب ها زیاد است، آیا همه‌اش را مطالعه خواهد کرد؟!

دختر گفت: بلی پدر، او جوانى با هوش و کوشا است.

پدر گفت: خوب است دختر دوست‌داشتنی‌ام، در اينصورت بهتر است کتابِ "من کودن نیستم" از نویسندۀ هلندى فرانک مرتینیز را هم بخواند.

و تو هم  بد نيست کتاب" براى عروسی با پسر عمويت آماده شو" از نویسندۀ روسی، موریس استانكويچ ، را حتما بخوانی.
#طنز

 



[ یک شنبه 23 مهر 1396  ] [ 10:24 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
چند اصطلاح پیچیده اصفهانی😜😄

پَکوکومنکو:جمله ی یک اصفهانی اصیل سر سفره برای خوردن کوکو😅

پ یالین سِسا.:پس زود باشین ساعت سه شده

آدوُوندَندِدون؟:پرسش یک مادر اصفهانی از پسر سربازش. آیا شما را وادار به دویدن کردند

اِزنِیِشِسا(نی شه سا):جمله ی یک اصفهانی اصیل زمانی که قلیانش خوب کام نمیدهد.(یعنی مشکل از نی اش است)😄

چند مگس مگه؟؟:تعجب یک اصفهانی از حجم فلش مموری



[ یک شنبه 23 مهر 1396  ] [ 9:48 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
پست آخر

BYE ✋️✋️✋️✋️✋️


دوستان خداحافظ.
داداشای گلم😢😢
آبجی های مهربونم😢😢
تواین مدت باهم خندیدیم
همدردی کردیم
ی ساعتایی از عمرمونو
تو همین دنیای مجازی باهم گذروندیم
خوبی بدی دیدید حلال کنید
ب پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقیست
من دارم میرم گوشیمو بزنم شارژر😐😐😐
 یک دقیقه دیگه میامツ ......😕😂😂
😜😜😜



[ شنبه 15 مهر 1396  ] [ 3:53 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
دیشب برق رفت، بابام گفت پاشو یه شمع روشن کن

گفتم نمیخواد وجودت خودش نوره،😁

.

.

.

یهو دیدم یه دمپایی پرت کرد طرفم و گفت؛ لایک، خوشم اومد
😐😐😅



[ شنبه 15 مهر 1396  ] [ 3:46 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
#محرم

حاجی آقا شما که با خدایی
اهل مرام و لوطی و اینایی

شما که دستتون تو کار خیره
مثل جهیزیّه و وام و غیره...

سردرتون یه پرچم سیاهه -
هیئت و سور و ساتتون به راهه

ازخونه‎تون بوی خورشت قیمه
میره تا یزد و اصفهان و میمه

یه عالمه سینه‎زن و نوحه‎خون
میان ردیف میشن سر سفره‎تون

میون بوی گند پا و عرق
نذر شما قبول درگاه حق

درسته قیمه نذری غالبه
منم یه پیشنهاد دارم جالبه

وقتی جماعت اومدن بشینن
بگید سر سفره کتاب بچینن

قیمه خورا گفتن اگه"این چیه؟"
بگید کتابه، نذر فرهنگیه!!!

اونایی که زیادی زنجیر زدن
بعضیاشون ممکنه فحش‎ام بدن

اونی که فحش چارواداری میده
کسی کتاب تو دست اون ندیده
 
قیمه خورای حرفه‎ای همینن
دوس ندارن جایی کتاب ببینن

تو خونه‎شون مردم این زمونه
بوفه‎دارن جای کتابخونه

اونایی که لاتن و مافنگی‎ان
اکثرشون گشنه‎ی فرهنگی‎ان

گشنه‎ی فرهنگی خبر نداره
که گشنگی چی به سرش میاره

حاجی آقا شکم صداش کلفته
گشنه بشه به قار و قور می‎افته

شکم اگه یه ذرّه غُرغُر کنه
یارو باید یه چیزی توش پر کنه

اما مخش چون که صدا نداره
پا نمیشه براش غذا بیاره

اگه بگی مخت داره می‎گنده
بهت میگه مخ دیگه کیلو چنده؟!

غذای باب میل مُخ کتابه
اگه بهش کتاب بدی صوابه

کتاب باید مغزارو بیدار کنه
تا مُخ بیچاره یه کم کار کنه

کله‎ی مردم اگه کار بیفته
گرسنه موندن دیگه حرف مفته

اراذل و چوب و چماق جم میشه
بی‎ادب و عربده کش کم میشه

امان از این حافظه‎ی هش ال هفت
یه نکته‎ی ظریف یادمون رفت

این که، کتاب باید کتاب باشه
نه این که مثل قرص خواب باشه

مطالبش پرت و پلا نباشه
مایه‎ی طنز عُقلا نباشه

باید یه چی باشه که، آدم اگه
گرفت وخوند، "حیفِ کاغذ" نگه

حاجی آقا دست و دلت نلرزه
کتاب زیادتر از کباب می‎ارزه

مرغ و کباب و قیمه در نهایت
چقد دووم داره مگه؟ سه ساعت!

حاجی آقا شما یه ذرّه فک کن
مسیر قیمه رو دقیق چک کن

فردا اگه ببینی قیمه‎ت کجاس
قبول می‎کنی که حرفام به جاس

اما کتاب کنارشه همیشه
تازه با خوندن‎ام تموم نمیشه

شما که از حقیر عالم‎تری
هر چه حدیثه کلهم ازبری
 
خلاصه عرض بنده یادت نره
کتاب ثوابش از کباب بیشتره

#خلیل_جوادی



[ شنبه 15 مهر 1396  ] [ 3:44 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
مکالمات مهم دهه محرم:

1_شام چه ساعتی میدن؟
2_شام چی میدن؟
3_شام چی هست حالا؟
4_مطمئنی اینجا شام میدن؟
5_اینهمه بریم شام داده باشن چی؟
6_خواستن شام بدن یه تك زنگ میزنی؟
7_واسم جا میگیری موقع شام؟



[ شنبه 15 مهر 1396  ] [ 3:43 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
ﺍﺯ ﺗﺸﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺮﻣﯿﮕﺸﺘﯿﻢ
زن صاحب عزا ﺩﺍﺷﺖ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯿﮑﺸﺖ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ زنهای همسايه شون ﮔﻔﺖ
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺪﻝ ﻣﻮﻫﺎﺕ ﻗﺸﻨﮕﻪ !

ﯾﻬﻮ زنه ﺻﺎﻑ ﻧﺸﺴﺖ ﮔﻔﺖ :
تازه ﺍﻻﻥ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﺲ



[ سه شنبه 11 مهر 1396  ] [ 5:21 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
ﻧﺤﻮﻩ ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩﻥ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ:
2 + 2 = 4

 ﻧﺤﻮﻩ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ:

ﺍکبر 13 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ
 ﺳﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﺣﻤﺪ ﯾﮏﺷﺸﻢ سينوس ﺯﺍﻭﯾﻪ دست چپ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﺳﺖ

ﺍﻟﻒ ) ﺍﮔﺮ ﺍکبرﻧﺼﻒ ﭘﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﺪ ﺍﺣﻤﺪ ﭼﻨﺪﺷﮑﻼﺕﺩﺍﺭﺩ؟
ﺏ ) پدربزرگ ﺟﻌﻔﺮ را رسم کنيد
ج ) چرا؟



[ شنبه 25 شهریور 1396  ] [ 1:22 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
پیرمردی مشکل شنوایی داشته و هیچ صدایی رو نمی تونسته بشنوه.
بعد از چند سال بالاخره با یک دارویی خوب می شه.
دو سه هفته می گذره و می ره پیش دکترش که بگه گوشش حالا می شنوه.
دکتر خیلی خوشحال می شه و می گه: خانواده شما هم باید ظاهرا خیلی خوشحال باشن که شنوایی تون رو بدست آوردید.

پیرمرد می گه: نه، من هنوز بهشون چیزی نگفته ام!
هر شب می شینم و به حرف هاشون گوش می کنم… فقط تنها اتفاقی که افتاده اینه که توی این مدت تا حالا چند بار وصیت نامه ام رو عوض کرده ام
#طنز



[ سه شنبه 21 شهریور 1396  ] [ 9:52 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟
مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

#طنز



[ سه شنبه 21 شهریور 1396  ] [ 9:48 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
یارو رو با دوستش تو سرقت بانک میگیرن ، قاضی بهشون میگه :شما
محاربین،حکم تون اعدامه!
یارو میگه:محاربین یعنی چی؟
قاضی میگه: یعنی جنگ با خدا
به‌رفیقش میگه :

خاک بر سرت کنم نگفتم تیر هوایی نزن‌،بفرما خورده به خدا
#طنز



[ چهارشنبه 8 شهریور 1396  ] [ 11:52 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ :


ﺷﺎﺧﻪ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﮑﻨﯿﺪ
در طبیعت آشغال نریزید
ﺣﻮﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻮﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ
ﺑﺎ ﺍﯾﻮﺏ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺻﺒﺮﺵ ﺣﺪﯼ ﺩﺍﺭﻩ

ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻣﯿﻮﻩ ﻭ ﺣﻮﺭﯼ ﻗﺎﭼﺎﻕ ﻧﮑﻨﯿﺪ
ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻮﺡ ﺭﺍ ﺷﮑﺎﺭ ﻧﮑﻨﯿﺪ
ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺭﺍ ﺍﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﻧﺰﻧﯿﺪ

به ماموران جهنم رشوه ندهید
ﺑﺎ ﻋﺼﺎﯼ ﻣﻮﺳﯽ ﻭﺭ ﻧﺮﻭﯾﺪ
ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﺼﺮﻑ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ
قاليچه سليمان ظرفيتش ١ نفر است، ١٢ نفري سوار نشويد.



[ چهارشنبه 8 شهریور 1396  ] [ 11:49 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
#تلنگر
#قضاوت_ممنوع
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺪﺩ 10 ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻫﻤﻪ ﻋﺪﺩﺍ ﺭﻭ
ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ 0,1,2,3,4,5,6,7 ,9
ﺑﻪ ﺟﺰ ﻋﺪﺩ 8
ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻋﺪﺩ 8 ﺍﺻﻦ ﺧﻮﺷﺶ ﻧﻤﯽ ﯾﻮﻣﺪ .


ﺧﻼﺻﻪ ﺷﺐ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭ ﻋﺪﺩ 10 ﻣﯿﺎﺩ
ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﭼﺸﻤﺶ ﻣﯿﻮﻓﺘﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺪﺩ 8 ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺳﻂ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎ ﻣﯿﺮﻗﺼﻪ .
ﻣﯿﺎﺩ ﻭﺳﻂ ﻭ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻮﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺵ 8 ﻣﯿﮕﻪ:
ﮐﯽ ﺗﻮﺭﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ؟ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﯿﺎﯼ؟
ﻋﺪﺩ 8 ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺑﺎ ﺑﻐﺾ ﻋﺪﺩ 10 ﺭﻭ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺻﻔﺮﻡ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺑﺴﺘﻢ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﻤﺮﻡ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﺮﻗﺼﻢ .

ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ 🚶



[ دوشنبه 23 مرداد 1396  ] [ 1:56 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
یک روز از همکارم پرسیدم: چکار کردی که مشکلی با همسرت نداری ؟  
گفت :"هرکاری راهی داره" .
گفتم مثلا. گفت:" مثلا وقتی میخوام برم بیرون و خانومم میگه فلان چیزو بخر، نمیگم پول ندارم چون میدونم این جمله چالش برانگیزه.

فقط دست روی چشمم میذارم و میگم به روی چشم .
 وقتی هم که برمی گردم و خانوم سراغ خریداشو  می گیره ،محکم روی زانوم می زنم و می گم  دیدی یادم رفت.
استفاده از این دو عضو ؛یعنی چشم و زانو راز موفقیت منه".
   
    به خانهکه برگشتم تصمیم گرفتم رفتار همکارم را الگو قرار بدهم و از چشم و زانو برای شیرین شدن زندگی استفاده کنم .

این الگو چند وقتی خوب جواب داد تا یک روز که برای مرمت سیم سرپیچ لامپ، بالای چارپایه رفته بودم از همسرم خواستم فیوز را بکشد او هم دست روی چشمش گذاشت و گفت :"به روی چشم ".

رفت و من هم با خیال این که در خواستم اجرا شده دست به کار مرمت سیم شدم
که یکهو  در اثر برق گرفتگی از اتاق با مغز به بیرون پرتاب شدم.

وقتی با حال زار به خانمم گفتم چرا فیوز رو نکشیدی ؟محکم روی زانوش زد و گفت :"وااااای دیدی یادم رفت.

نتیجه:
خیلی مواظب خانما باشید، تئاتر جلوشون بازی نکنید سریع دوزاریشون می افته.
شوخی ندارنا



[ دوشنبه 23 مرداد 1396  ] [ 1:51 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

#طنز
ﺯﻧﯽ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﮐﺒﻮﺩ ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺍﻍ ﺩﮐﺘﺮ
دﮐﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ؟
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﺩﮐﺘﺮ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺷﻮﻫﺮﻡ میرسهﺧﻮﻧﻪ ، ﻣﻨﻮ ﺯﯾﺮ ﻣﺸﺖ ﻭ ﻟﮕﺪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮه
ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻔﺖ :خب ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺷﻮﻫﺮﺕ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﻓﻨﺠﻮﻥ ﭼﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ ﺑﻪ ﻗﺮﻗﺮﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪه !

ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ، ﺯﻥ ﺑﺎ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺳﺮﺯﻧﺪﻩ ﭘﯿﺶ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺮگشت و گفت: ﺩﮐﺘﺮ، ﻗﺮﻗﺮﻩ ﭼﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻦ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻗﺮﻗﺮﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺷت و ﺍﻻﻥ ﺭﺍﺑﻄﻤﻮﻥ ﺧﻴﻠﯽ ﺑﻬﺘﺮﺷﺪﻩ ؛ ﺍﻭﻥ حتي کمترعصبانی میشه ومنوخیلی دوست داره.

دكتر گفت : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ؟
ﺟﻠﻮﯼ ﺯﺑﻮﻧﺖ ﺭﻭ كه ﺑﮕﯿﺮﯼ ، ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﺣﻞ ﻣﯽشه
#طنز



[ یک شنبه 15 مرداد 1396  ] [ 9:04 AM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

آخرين مطالب
پیوندها