نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : دوشنبه 14 مهر 1393 
نظرات 0
 

شهرستان خاش با مزارع برنج، نخیلات، میوه های سردسیری و گرمسیری و رودخانه های جاری، یکی از دیدنی ترین شهرهای کویر است. شهری که در استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته و روستاهای سرسبز و زیبایی دارد.
 
شهرستان مرزی خاش در مرکز استان سیستان و بلوچستان است که تا زاهدان 180 کیلومتر فاصله دارد. دهخدا در لغت نامه اش درباره معنی خاش می نویسد: خاش: خوش آب و هوا. خاش یا خوش در زبان فارسی به معنی مادر زن است. که البته بعید به نظر می رسد این معنی دوم درباره شهر خاش صدق کند!

خاش امروزی در نزدیکی شهر قدیمی خاش قرار دارد که تاریخ پیدایش آن به پیش از حکومت نادرشاه می‌رسد. این شهر تا قبل از نادرشاه به علت ناامنی چندان اعتباری نداشت اما نادر شاه ضمن سرکوبی راهزنان، این منطقه را امن کرد و بعدها قلعه‌هایی ساخته شد و بدین ترتیب خاش رو به توسعه و آبادانی گذاشت و از شکل یک روستا خارج شد و آرام آرام سیمای شهر به خود گرفت. مردم شهرستان خاش به زبان بلوچی تکلم می‌کنند و لهجه خاشی اصیل و زبان فارسی که اکثر آنها سیستانی اند رایج است. 86/99 درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند که 90 درصدشان از اهل تسنن هستند. 

خاش,شهرستان خاش,جاهای دیدنی خاش,جاذبه های گردشگری خاش

 دیدنی های خاش


 کوه تفتان
کوه آتشفشان نیمه فعال تفتان در 35 کیلومتری شمال شرقی شهر خاش واقع شده است و دارای سه قله معروف از جمله «چهل تن» و «تفتان» است. ارتفاع قله تفتان 4050 متر است و از دهانه قله دود آتشفشانی مرکب از بخار آب، خاک و گاز گوگرد خارج می شود، برف سفید و گوگرد زرد رنگ بر قله این کوه سربه فلک کشیده عروس زیبایی را تداعی می کند که تور سفیدی همراه با شال زرد رنگ بر سرکرده و خودنمایی می کند. مناسب ترین زمان برای صعود به قله تفتان فصل بهار بویژه فروردین و اردیبهشت است که آب و هوای ملایم و پاکیزه همراه با بوی معطر پونه و سایر گیاهان وحشی به زیبایی مجذوب تان می کنند.علاوه بر قله در اطراف تفتان مناظر و باغات زیبا و چشمه های متعددی است که از آن جمله چشمه های آب معدنی جم چین، امنی و چشمه آب گرم برابک.مسیرهای دسترسی به تفتان از طریق روستای نارون وکوته واقع در کیلومتر 55 جاده خاش – زاهدان، از طریق روستای کلچات واقع در کیلومتر 25 جاده خاش - زاهدان است. 

خاش,شهرستان خاش,جاهای دیدنی خاش,جاذبه های گردشگری خاش

رودخانه کاواری
این رودخانه زیبا در منطقه گوهرکوه از توابع بخش نوک آباد واقع شده که پوشیده از نی و در زمان پرآبی پذیرای پرندگان مهاجر است. مسیر دسترسی به آن از طریق جاده نوک آباد در 60 کیلومتری جاده خاش - زاهدان به طرف گوهرکوه و سپس کاواری است.

 
چشمه گل فشان پیر گل
چشمه زیبای گل افشان  که گل از آن تراوش می کند در 70 کیلومتری جنوب غربی خاش و در کانون زیستی عشایر واقع در کوه های سیاه بند در شرق بزمان قراردارد. وسعت آن حدود هشت هکتار و ارتفاع آن از سطح دریا 1650 متر می باشد. این منطقه دارای چشمه های متعدد آب معدنی و جوشان به صورت گل فشان است. رسوبات به جای مانده پس از خشک شدن، رنگی روشن پیدا کرده و در نهایت رنگ زرد را به معرض نمایش می گذارد.  راه دسترسی به آن از طریق روستای کارواندر و گونیچ واقع در کیلومتر 65 جاده خاش- ایرانشهر و از جاده خاکی اطراف کوه های سیاه بند است.

 

غار پوسه
این غار در 43 کیلومتری جاده خاش به زاهدان واقع شده است. غار در دره ای واقع در منطقه نارون با دهانه ای به ارتفاع 3 متر و طول تقریبی 25 متر وجود دارد در داخل آن آب به طرف خارج روان می باشد که برای کشاورزی استفاده می شود. در زمان بارندگی و جاری شدن سیل فصلی در جهت شمال غار آبشاری به ارتفاع 15 متر ایجاد که منظره بسیار جالبی پدید می آید و از مناطق بکر و زیبای تفرجگاهی است که مردم استان بویژه شهرستان خاش برای تفریح به آنجا سفر می کنند. گونه های گیاهی موجود در اطراف غار قیچ، گز، نی، بنه و غیره است.

 خاش,شهرستان خاش,جاهای دیدنی خاش,جاذبه های گردشگری خاش

  سرو «زربین» دهپابید
این درخت 1200 ساله در روستای «دهپابید» از توابع بخش نوک آباد در دامنه کوه شاه در 65 کیلومتری مسیر خاش - زاهدان قراردارد. به گفته اهالی این درخت کهنسال قبلاً محل زیارت بوده و زمانی که مردم به اسلام ایمان آوردند درخت توسط روحانیون منطقه به آتش کشیده شد و آثار سوختگی در شاخه های آن دیده می شود. از این گونه درخت یک اصله در منطقه گروک، یک اصله در چلنگ از توابع بخش نوک آباد و یک اصله در روستای سنگان وجود دارد. راه دسترسی به درخت دهپابید از طریق روستای دهپابید در 65 کیلومتری جاده خاش - زاهدان است.

 

 قلعه حیدر آباد
در حومه جنوب شرقی شهر، در انتهای خیابان 24 متری رودکی قلعه حیدر آباد خونمایی می کند. مصالح این بنا به طور کامل از خشت خام و گل و نقشه اصلی آن به صورت مستطیل شکل است. در ساخت این بنا از تزئینات معماری خاصی بهره گرفته شده که می توان به تزئینات کنگره ای شکل نیم دایره ای متمایل به بیضی اشاره کرد. معماری این بنا مربوط به دوره اسلامی است.

 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : یک شنبه 13 مهر 1393 
نظرات 0
 

چشمه های آب گرم محلات,محلات,آب گرم محلات

محلات، شهری در جنوب شرقی استان مرکزی را هم به عنوان شهر گل و گیاه می شناسند و هم آب گرم های آن مقصد گردشگران بوده است. در 15 کیلومتری شمال شرق شهر محلات، و در دامنه ارتفاعات مشرف به شهر، چشمه های آب گرم محلات شامل شش چشمه به نام های شفا، دنبه، روماتیسم، حکیم، سودا (بختیاری) و سلیمانیه‌ واقع شده که با استخرهای و حوضچه های آب گرم پذیرای گردشگران است.

آب این چشمه ها از ترکیب آب های سولفاته، و کلسیم به وجود آمده و از دسته آب های هیبرترمال است که برای درمان بیماری های نقرس، کبدی، کلیوی و انواع امراض پوستی می تواند مفید باشد. دمای آب گرم در این منطقه، معمولا حدود 50 درجه سانتیگراد است که در فصول بهار و تابستان به راحتی می توان از امکانات آن استفاده کرد.

در سال 1350 مجتمع آب گرم ساخته شده است که دارای مجموعه های مجزای زنانه و مردانه، رستوران، هتل سه طبقه، و دیگر امکانات رفاهی است. به غیر از مجتمع فوق، حمام ها و وان های آب گرم خصوصی هستند که با صرف مبلغ کمتری می توان از آن ها استفاده کرد.


برای رفتن به آب گرم محلات می توانید از طریق جاده دلیجان- محلات و از سه راهی بخش تیمور، به طرف آب گرم حرکت کنید و هم از طریق جاده اصلی قم- اصفهان، که نرسیده به دلیجان از روستای دودهک می توانید به طرف آب گرم حرکت کنید.

برای اقامت در آب گرم "مهمانسرای آب گرم" با امکاناتی چون یخچال، تلویزیون، استخر، رستوران، سرویس فرنگی، سرویس ایرانی، پارکینگ، نمازخانه، لابی، ماهواره، فروشگاه و غرفه، کافی شاپ، با فاصله 500 متری تا آب گرم پذیرای گردشگران خواهد بود. علاوه بر آن چند مسافرخانه و همچنین اتاق های کرایه ای که توسط مردم محلی به گردشگران اجاره داده می شود می تواند استراحت یک روزه ای را برای شما به ارمغان بیاورد.

  

چشمه های آب گرم محلات,محلات,آب گرم محلات

منبع:lastsecond.ir

 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : یک شنبه 13 مهر 1393 
نظرات 0

اگرعادت کرده اید شمال را با بزرگترین دریاچه جهان بشناسید این بار توصیه می کنیم سری به دیگر حوضچه های آبی این منطقه بزنید تا بدانید شمال جز خزر دریاچه های دیگری هم دارد. دریاچه چورت در مازندران یکی از همین دریاچه ها است اما گیلان هم دریاچه ای زیبا و دیدنی دارد.
 
چندبار تا به حال گذارتان به شمال افتاده و مستقیما به دریای خزر سری زده اید؟ این بار مسیرتان را به سمت مرکز گیلان کج کنید و سقالکسار را ببینید. بله سقالکسار!

 دریاچه سد سقالکسار,سد سقالکسار

  این نام را شاید کمتر شنیده باشید اما وقتی بدانید دریاچه ای زیبا با این نام در شمال کشور وجود دارد، ممکن است دوست داشته باشید یکی از همین روزها بار و بندیلتان را ببندید و راهی گیلان شوید تا از نزدیک تمیزترین و زیباترین دریاچه سدی ایران را ببینید.

  دریاچه سد سقالکسار,سد سقالکسار

 دریاچه سد سقالکسار در روستایی به این نام در استان گیلان، 15 کیلومتری جنوب شهر رشت قرار دارد. دقیق ترش را بخواهید می شود بین راه آقاسید شریف تا جیرده. این دریاچه که آب آن از ریزش های جوی و چشمه ساران منطقه تامین می شود یکی از دیدنی ترین نقاط گیلان است که به خاطر تمیزی اش معروف شده.

   دریاچه سد سقالکسار,سد سقالکسار

  شاید یک دلیل آن هزینه ای باشد که مسافران برای ورود به جاده منتهی به این دریاچه باید بپردازند و همچنین کیسه زباله هایی که در ابتدای جاده به هر مسافری داده می شود تا آن را پر کرده و دوباره در زمان بازگشت به متصدیان برگردانده شود و در ازای آن دو سوم ورودی پرداخت شده را پس بگیرند.

ارتفاع دریاچه سقالکسار از سطح دریا 64 متر، طول دریاچه در حدود 600 متر و عرض آن 500 متر است اما اگر بخواهید از روستای سقالکسار بدانید باید بگوییم که طبق سرشماری سال 1390 این روستا 307 خانوار با حدود 900 نفر جمعیت دارد که بیشترشان به زراعت برنج و پرورش ماهی گوشتی و قرمز مشغول هستند.

   دریاچه سد سقالکسار,سد سقالکسار

 سقالکسار مناطق دیدنی بسیار زیبایی دارد که برای دیدنشان باید تا روستا بروید و آنها را از نزدیک ببینید. زمین های سبز، بافت روستایی دست نخورده و مردم خوش برخورد و پذیرایی که شما را بی بهانه پای سفره هایشان دعوت می کنند، می توانند زیباترین سفر شمالی شما را رقم بزنند.

   دریاچه سد سقالکسار,سد سقالکسار

 سقالکسار یعنی چه؟
کلمه سقالکسار به‌معنای محل آب خوردن پرندگان است. در گذشته پرندگانی مانند لک و سار به این روستا می‌آمدند و از چشمه‌ موجود در آن آب می‌خوردند به همین خاطر این روستا سقالکسار نامیده شده است.

  دریاچه سد سقالکسار,سد سقالکسار

 چطور برسیم؟
 دسترسی به این روستا از طریق 10 کیلومتری جاده جیرده، بعد از بقعه آقاسید شریف، روستای توریستی سقالکسار امکانپذیر است.

   دریاچه سد سقالکسار,سد سقالکسار

 همچنین از جاده قزوین به رشت، بعد از پلیس راه، تقاطع روگذر به سمت فومن، آقاسید شریف (که موزه میراث روستایی در این مسیر واقع شده است) از دیگر مسیرهای دسترسی است.

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : یک شنبه 13 مهر 1393 
نظرات 0

  طبیعت با وجود بخشندگی بسیار برای نوع بشر هیچگاه از نامهربانی‌ها و ناسپاسی‌های این موجود دوپا بی‌بهره نبوده است تا جایی که برای نمونه با خشک‌ یا آلوده شدن آب‌‌ها وسفره‌های زیرزمینی، می‌توان در همین نزدیکی‌ها چشم ‌گریان طبیعت را در کف صحرایی زیبا به نظاره نشست.

  
گراب یکی از این چشم‌های گریان است که با وجود گلایه از آلودگی‌هایی که بشر تولید می‌کند آب آن همچون اشک چشم زلال و حتی درمانگر است. چشمه گراب در 50کیلومتری جنوب مشهد و در مسیر جاده قدیم مشهد به نیشابور از دل زمین می‌جوشد و آب غنی از مواد‌معدنی آن همچنان برای بسیاری از بیمار‌ی‌ها حکم درمان را دارد تا جایی که در وصف درمانگری‌های آن اهالی منطقه واقعیت‌ها و داستان‌های زیادی را سینه‌ به سینه نقل می‌کنند.

در واقع چشمه گراب متشکل از چندین چشمه با فواصل تقریبی 500 متر از یکدیگر است که اغلب دارای دهانه‌های مخروطی و مرتفع تر از سطح زمین است.

در مورد نام این چشمه نیز برخی زبان‌شناس‌ها و تاریخ‌دان‌ها بر این باورند که گراب به چشمه‌ها و آب‌های معدنی گفته می‌شود که دارای گوگرد هستند و اهالی برای درمان زخم‌های پوستی از آن بهره‌ می‌برده‌اند. به گفته کارشناس‌های زمین‌شناسی آب این چشمه مخروطی‌شکل از دسته‌آب‌های کلروره سدیک آهن‌دار و هیپوترمال با باقیمانده خشک زیاد و اسیدیته زیاد است.

 گراب,چشمه گراب,تصاویر چشمه گراب

 گراب واژه‌ای فارسی است که مرکب از دو جزء «گر» و «آب» می‌باشد. در لغت نامه دهخدا برای معنای واژه گَر(gar) بیماری کچلی آمده‌است. در عربی بدان جرب و در ترکی هم به آن قوتور می‌گویند. واژه آب (ãb) نیز در غالب موارد به همین معنی متداول در فارسی امروزی است.

واژه گراب (معادل انگلیسی Mange Water) عموماً اشاره‌ای به چشمه‌ها یا چاه‌های آب معدنی گوگرد دار است. از نظر زمین شناسی طبق بررسی‌های انجام شده به نظر می‌رسد که مجموعه چشمه‌های تراورتن ساز منطقه گراب در مجاورت گسل سنگ بست- شاندیز و در بخش جنوبی آن قرار می‌گیرد. این موضوع البته نشان دهنده این است که منطقه دنباله طبیعی رون بینالود نیز به شمار می‌رود.


مردم محل از آب این چشمه به عنوان دارو و برای التیام زخم‌های سطحی استفاده می‌کنند. وجود املاح کلر و سولفات فراوان و نیز ترکیبات به حد اشباع در آب نشان‌دهنده ارتباط آب با منابع غنی زیرزمینی از این مواد است. این نوع ترکیبات بیشتر در زمین‌های دوره تریاس در دریاها باقی مانده‌اند. این نوع آب‌ها مُدِر نیز هستند و در نتیجه به دفع مواد زاید کمک می‌کنند.

 گراب,چشمه گراب,تصاویر چشمه گراب

افزون بر این افزایش ترشحات بزاق، معده، صفرا و پانکراس (لوزالمعده) از دیگر ویژگی‌های درمانی این آب‌هاست. همچنین این آب‌ها در درمان بیماری‌های مفصلی مۆثر و سودمند تشخیص داده شده است.

مظهر اصلی چشمه گراب روی تپه مخروطی شکلی به ارتفاع متوسط 30‌متر قرار دارد. به‌نظر می‌رسد که سطح پیزومتری آن نیز حدود 10‌متر بالاتر از سطح دشت و اراضی منتهی به کالشور باشد.

گذارتان که به چشمه گراب بیفتد، می توانید از یکی از زیباترین نقاط این منطقه هم دیدن کنید. قله‌ای که شبیه به قله‌های آتش فشانی سر از زمین بیرون آورده‌است. ارتفاع این قله کوچک از سطح زمین همان منطقه شاید به 70 متر برسد. زمانی که به بالای این قله می‌رسید. دهانه آتش فشانی را مشاهده می‌کنید که از نوک قله تا روی سطح آب ارتفاعی حدود 8 متر دارد و باقی فضای آن را آب پر کرده‌است که البته عمق آب نیز 6 متر می‌باشد. احتمال می‌رود که این حوضچه آبی به تونلی آبی راه داشته باشد.
 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : یک شنبه 13 مهر 1393 
نظرات 0
 

شهر تاریخی قلعه تل,قلعه تل خوزستان,آتار باستانی ایران

شهر تاریخی قلعه‌تُل یکی از شهرهای لرنشین استان خوزستان است و در بخش مرکزی شهرستان باغ‌ملک قرار داردکه یکی ازآثار باستانی ایران میباشد.

این شهر از قدیم مرکز دهستان قلعه تل و محل آمد و رفت ساکنان اطراف و تأمین خدمات اولیه روستاهای این دهستان بوده‌است.

سکونت در شهر قلعه تل با استناد آثار تاریخی بدست آمده در نشستگاه آن به گذشته‌ای بسیار دور در دوره حاکمیت پادشاهی عیلام باز می‌گردد.

این پادشاهی که در حدود ۵۰۰۰ سال پیش در پهنه‌ای از جنوب غرب و غرب ایران کنونی وجود داشت از چندین شهر و ناحیه مهم تشکیل می‌شد که معروف‌ترین آنها آنزان یا آنشان بود که گمان بر این است منطبق بر منطقه اطراف شهر ایذه کنونی است.

اهمیت این شهر و نزدیکی شهر کنونی قلعه‌تل با آن و نیز احتمال عبور کاروان‌های بین شهر آنزان و شوش از مسیر میانکوهی منطبق بر دشت قلعه تل بر احتمال رونق حیات این شهر در روزگار عیلامیان می‌افزاید.

از آثار عیلامی کشف شده در این شهر، دو سنگ بزرگ است که سال‌ها پیش هنگام حفر زمین برای ساخت و ساز، از زمین بیرون آورده شدند.

یکی از این سنگ‌ها پایه ستون و دیگری سنگی منقوش به پیکره چهار نفر است که دو نفر روبروی دو نفر دیگر دست به سینه ایستاده‌اند.

گذشته از این وجود منابع آب و خاک مناسب برای کشاورزی و مراتع وسیع و غنی در کوه‌های اطراف قلعه تل، وجود جمعیت یکجانشین و کوچ‌نشین در این منطقه را محتمل می‌سازد.

   
علاوه بر سابقه حیات دیرین در قلعه‌تل که عمدتاً با هاله‌ای از ابهام همراه است، بخش دیگری از سابقه حیات شهر قلعه تل که از آن زمان تا کنون استمرار دارد، به دوره قاجاریه و اندکی قبل از آن باز می‌گردد.

این حیات دارای نماینده‌ای پابرجاست که روی تپه‌ای مشرف به دشت و رودخانه جاری در پای آن به شکل قلعه‌ای پر هیبت ولی رنگ و رو باخته خود نمایی می‌کند. این قلعه توسط محمد تقی خان بختیاری ساخته شد.

از این قلعه برای فرماندهی قشون استفاده می‌شد. وصف این قلعه و حیات اجتماعی درون و بیرون آن که نشانی از سکونت در این شهر را به همراه دارد، در سفرنامه سر هنری لایارد (شهروند انگلیسی) آمده‌است. در این سفرنامه تنها اشاره اندکی به جمعیت ساکن در خارج قلعه که باید افراد غیر مرتبط با خاندان خان باشند، شد.

شهرتاریخی قلعه‌تل نخست در اطراف تپه‌ای بنا شده که زیر بنای قلعه موجود شهر است. این قلعه بر روی تپه‌ای طبیعی قرار دارد که بر اساس گفته‌ها بخشی از ارتفاع آن بصورت مصنوعی ایجاد شده‌است.

قلعه دارای چهار برج و به شکل مربع ساخته شده و در یکی از زاویه‌های آن یک عمارت چهار ضلعی احداث شده بود که در طبقه فوقانی آن "لامردون" و یا مهمان خانه قرار داشت. در طبقه تحتانی راهرو مسقف طویلی این ساختمان را به محوطه مرکزی قلعه متصل می‌ساخت. قلعه دارای دو حیاط بود که قسمت بیرونی جهت میهمانان و مستخدمین و گارد محافظ و قسمت داخلی مخصوص خانواده خان شامل خانواده محمد تقی خان و برادرش آکلب‌علی بود.

قلعه بلندترین نقطه و گویاترین نشانه شهر برای تازه‌واردان به شهر یا مسافرانی است که از مسیر ارتباطی اهواز به اصفهان عبور می‌کنند. در پای این قلعه رودخانه‌ای وجود دارد که آب چشمه‌هایی را به رودخانه گلال انتقال می‌دهد. این رودخانه منبع تأمین آب اراضی فراوانی در قلعه تل و بوگری است که عمدتاً زیر کشت صیفی‌جات و برنج هستند. روستای بوگری که اینک به شهر قلعه تل بسیار نزدیک شده یکی از نقاط سرسبز و خوش عطر دشت قلعه‌تل است. یکی از چشمه‌های مسدود شده در پای این قلعه از قدیم مهمترین منبع تأمین آب ساکنان بود که تا مدت‌ها آب پاک و گوارایی داشت.

شهر قلعه‌تل که یکی از آثار باستانی ایران محسوب میشود در شرق اهواز و در سمت راست جاده ارتباطی اهواز ـ (هفتکل) ـ باغملک ـ ایذه ـ اصفهان، پس از عبور از شهر باغ‌ملک قرار دارد که یکی ازمکان های تاریخی خوزستان میباشد.

شهر تاریخی قلعه تل، میراث تاریخی ایلامیان است و در گوشه گوشه مساحت ۸/۶ کیلومتری خود بناهایی از دوران‌های مختلف تاریخی را جای داده است. از ایلامیان و ساسانیان گرفته تا قاجار.

 مکانهای تاریخی خوزستان ,شهر باستانی قلعه تل,آثارباستانی ایران

 مکانهای تاریخی خوزستان ,شهر باستانی قلعه تل,آثارباستانی ایران

 شهر تاریخی قلعه تل,آثار تاریخی ایران,قلعه تل خوزستان

 شهر تاریخی قلعه تل,آثار تاریخی ایران,قلعه تل خوزستان

   منبع:hamshahrionline.ir



 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : جمعه 11 مهر 1393 
نظرات 0
 

سفر رفتن,دانستنی های سفر,تغذیه در سفر

 یکی از مهم‌ترین نکاتی که همه افراد باید هنگام سفر رعایت کنند، مسایل مربوط به بهداشت تغذیه است.

مهم‌ترین نکته در سفر = آشامیدنی سفر
متاسفانه ما معمولا بین راه به آب آشامیدنی سالم دسترسی نداریم و استفاده از آب‌های آلوده هم می‌تواند باعث ابتلا به بیماری‌های انگلی و حتی حصبه بین مسافران شود. خیلی وقت‌ها ما آب آلوده را به صورت ثانویه مصرف می‌کنیم؛ یعنی آن را نمی‌نوشیم ولی برای شستشوی ظروف یا میوه‌هایمان از آن بهره می‌بریم و این کار نیز می‌تواند باعث انتقال انواع بیماری‌ها شود.

 برای پیشگیری از این مشکل بهتر است برای مصرف بین راه با خودتان مقداری آب سالم از منزل به همراه ببرید. استفاده از آب‌های بسته‌بندی معدنی هم می‌تواند گزینه مناسبی باشد. البته به شرطی که سلامت این آب‌ها را به خطر نیندازید. شما نباید بطری‌های آب معدنی را برای یخ زدن آب آن‌ها، داخل فریزر بگذارید. وقتی که فرآیند فریز و باز شدن این آب‌ها صورت می‌گیرد، احتمال ورود ترکیب‌های سرطان‌زا از بطری به داخل آب بالا می‌رود؛ بنابراین اگر می‌خواهید از آب خنک در طول راه استفاده کنید، می‌توانید از یک یخ‌دان پر از یخ کمک بگیرید و این بطری‌ها را داخل آن بچینید. آب معدنی‌ها باید علامت استاندارد، تاریخ تولید و مصرف و پروانه ساخت داشته باشند. در ضمن، شما می‌توانید بطری آب معدنی را جلوی نور تکان دهید. اگر علاوه بر شرایط ذکرشده، موادی هم داخل بطری ته‌نشین نشدند و آب مورد نظرتان کاملا زلال بود، می‌توانید آن را بدون دغدغه بخرید و استفاده کنید.

اگر، نه از منزل آب همراه بردید و نه به آب معدنی دسترسی داشتید راه اول این است که اگر برایتان امکان دارد، آب را بجوشانید و با آب جوشیده، ظرف‌هایتان را بشویید یا اینکه آب‌جوشیده را داخل یخچال بگذارید و بعد از خنک‌شدن آن را بنوشید یا میوه‌هایتان را با آن تمیز کنید. راه دوم هم استفاده از قرص یا مایع پرکلرین است.

بهترین راه برای پیشگیری از تشنگی و عطش بین راه این است که کمتر از هله‌هوله‌ها و آجیل‌های شوری که نیاز بدن را به آب افزایش می‌دهند استفاده کنید. شما می‌توانید برای تجربه یک سفر سلامت به جای آجیل‌های شور از مغزهای خام و تازه استفاده کنید یا مقداری آجیل میوه خشک را به همراه ببرید. خوردن انواع میوه‌های تازه، به خصوص خیار هم در طول سفر توصیه می‌شود. خیاری که کمی آبلیموی تازه روی آن چکیده شده باشد، می‌تواند هم سیستم ایمنی بدنتان را قوی کند و هم عطشتان را از بین ببرد. در ضمن، بهتر است که میوه‌ها را در منزل و با آب سالم بشویید تا بین راه با مشکلات آب‌های آلوده مواجه نشوید.

بهترین غذاها = غذاهای ساده
* بهتر است که برای بین راهتان از غذاهای پخته استفاده نکنید. نان و پنیر و سبزی همراه گوجه و خیار یا میوه‌های فصلی مانند انگور و طالبی و خربزه می‌توانند برای بین راه بسیار مناسب‌تر باشند. مطمئن باشید اگر یک روز غذای ساده بخورید اتفاقی برایتان نمی‌افتد. ضمن اینکه خوردن همین غذاهای ساده در کنار هم و هنگام سفر، لذت زیادی دارد.

* تخم‌مرغ و سیب‌زمینی کاملا پخته هم می‌توانند گزینه‌های مناسبی برای غذای بین راه شما باشند. به علاوه، رفتن به رستوران‌های بین‌راهی هم چندان توصیه نمی‌شود. چون معمولا این رستوران‌ها به آب شهری دسترسی ندارند و بهداشت ظروف، مواد غذایی و غذاهایشان چندان مورد اطمینان نیست.

 بدها در طول سفر
* بهتر است در طول سفر یا شهر مقصد، از خوردن غذاهایی مانند کباب کوبیده، کتلت و همبرگر که با گوشت‌های چرخ‌شده تهیه می‌شوند، خودداری کنید. چون هم امکان آلودگی اولیه در این نوع گوشت‌ها وجود دارد و هم اینکه ممکن است آن‌ها در دمای مناسب نگهداری نشوند و آلودگی آن‌ها به شکل تصاعدی بالا برود. در ضمن، امکان افزودن موادی مانند پوست مرغ هم به گوشت‌های چرخ شده زیاد است. به علاوه، امکان دارد که آشپز، گوشت را به درستی طبخ نکند و روی آن بپزد و داخلش خام بماند. این خامی داخل گوشت هم می‌تواند باعث انتقال آلودگی‌های انگلی به خصوص در خانم‌های باردار و بچه‌ها شود و خاطره خوش سفر را با ابتلا به انواع بیماری‌ها از آن‌ها بگیرد.

* بهتر است سس‌های حاوی مواد گوشتی یا غذاهایی را که بیش از اندازه با سس و ادویه‌ها طعم داده شده‌اند، را نیز استفاده نکنید. یکی از راه‌های پی بردن به فساد مواد غذایی توجه به تغییر شکل، طعم و بوی آن‌هاست که برخی از رستوران‌دارها این تغییرات را با استفاده از ادویه‌ها و سس‌های فراوان می‌پوشانند.

شیرینی سفر
موز بهترین گزینه است. به این دلیل که امکان آسیب دیدن ترکیب‌های آن ناشی از گرما کمتر از میوه‌های دیگر است. دوم این‌که خوردن آن آسان است. هر عدد موز متوسط حاوی 105 کیلوکالری انرژی و سرشار از ویتامین C، پتاسیم و فیبر است. میزان گلوکز دریافتی از هر عدد موز مناسب است و تجزیه آن نیز تدریجی انجام می‌گیرد؛ بنابراین برای مدتی طولانی گلوکز مورد نیاز مغز تامین می‌شود. پرتقال و نارنگی شیرین هم گزینه‌های خوبی برای تامین گلوکز مورد نیاز در طول سفر هستند.

 آب به آب شدن در سفر
اصطلاح «آب به آب شدن» را شنیده‌اید؟ این اصطلاح را زمانی به کار می‌برند که به دلیل سفر، وضع خواب، استراحت و تغذیه فرد به هم می‌ریزد و دچار مشکلات متعدد گوارشی و به‌هم‌خوردن تعادل خواب و استراحتش می‌شود. یکی از مشکلات سفر که باید از همان لحظه حرکت حواس‌مان به آن باشد، مساله یبوست و فراموش کردن مصرف میوه و سبزی است. برای این‌که یادمان نرود از این خوراکی‌ها میل کنیم، باید چه کار کرد؟

خریدن انواع میوه و سبزی آماده برای مصرف، منظور همان‌هایی که ادعا دارند میوه یا سبزی مورد نظر شسته شده و ضدعفونی است، توصیه نمی‌شود. این خوراکی‌ها به ویژه در فصل تابستان نیاز به شست‌وشوی دقیق و کامل خانگی دارند. علاوه بر آن خوردن سبزی در رستوران، داخل ساندویچ و... به‌هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود. درست است که گردش و تفریح وقت پاک‌کردن و شستن سبزی نیست، اما می‌توانید میوه را جایگزین سبزی کنید. برای این کار از منزل به اندازه نیاز مسیر سفر میوه ببرید و وقتی به مقصد رسیدید، سراغ میوه‌های ویژه همان شهر بروید. به این ترتیب دردسری برای خرید میوه ندارید و کافی است هر شب هنگام برگشتن به محل اقامت، کمی میوه بخرید. مصرف میوه مانع بروز یبوست و مشکلات احتمالی بعد از آن می‌شود.
 
نکته
قراردادن بطری‌های آب، نوشابه یا صیفی‌هایی مانند هندوانه و خربزه داخل آب‌های روان برای خنک شدن، صحیح نیست. شاید آب روان آلوده بتواند باعث خنک شدن خوراکی‌هایتان بشود اما انتقال قطره‌های این آب بعد از باز کردن در بطری یا بریدن صیفی‌ها، می‌تواند به راحتی داخل خوراکی‌تان نفوذ کند و مقدمات انتقال آلودگی و ابتلا به بیماری را در شما به وجود بیاورد.

 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : جمعه 11 مهر 1393 
نظرات 0
 

مقرنس سازی,هنرهای دستی و سنتی

دوره صفوی را عهد هنر طلایی ایران می گویند که به راستی این نام گذاری در مورد هنرهای تزیینی از جمله مقرنس مصداق دارد. ولی این عنوان به معنی آن نیست که هنر مندان دوره صفوی دست به ابتکار و اختراع فوق العاده ای زده اند بلکه به علت این است که بر اثر توجه شاهان صفوی مراکز هنری زیاد شد و رشته های مختلف هنری به اوج ترقی خود رسید . بی شک عصر صفوی دوران نوینی در عرضه هنرهای با ارج ایران زمین به شمار می آید .

 

در این دوره هنر دارای صلابت و یکپارچگی و مهرت استادی منحصر به فردی است که در دوران پس از صفویه کمتر به چشم می خورد . در این دوره برخی از سنتهای هنری مغول کنار رفت و در تلاش آغازگر دست ساخته های نویی عرضه شد. به ویژه در زمان شاه عباس هنرهای این عهد به حد اعلای شکوفایی خود وصال یافت. مقرنس در این دوره کاملا جنبه تزیینی داشت و اغلب با موزاییک و کاشی صورت می گرفت. 

 

نیز هر چهار دسته مقرنس با دقت فراوان به کار رفت و تازگیهایی نیز به ظهور رسید . نخستین نشانه های مقرنسکاری در این عهد در بنای گنبد دار مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی در شهر اردبیل متجلی گشت، که متفاوت با فرمهای قبلی و بلکه به صورتی پیشرفته به کار گرفته شده است. نمای خارجی این مقبره که از آجر ساخته شده ، کاشی فیروزه ای ساده و معرق تزیین شده است. درگاه مقبره بلند و دارای طاق هلالی است که در سمت چپ آن حواشی مقرنس کاری شده به خوبی به چشم می خورد .

 

مقرنس سازی,هنرهای دستی و سنتی

 

از دیگر آثاری که نشان دهنده تحول و گسترش عنصر تزیین مقرنس همراه با کاشیکاریهای با ارزش و بی مانند در دوران صفوی باشد از مقرنسهای زیبای عمارت عالی قاپو، مسجد امام اصفهان ، مسجد شیخ لطف الله اصفهان و دیگر آثار این دوره یاد می کنیم که در نوع خود از بهترین موتیفهای مقرنس الهام گرفته شده است. بخصوص مسجد امام بیشتر از نظر مقرنسهای کاشیکاری شده در ایوان مدخل و نیز از نظر فضاهای وسیع و کاشیهای رنگارنگ با نقوش گوناگون و بی نظیر صحن ، ایوانها و همچنین گنبد و محراب دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است. توسعه مقرنسهای آویزان یا استالاکتیکی در مناره خای بالکندار این مسجد از نمونه های بارز دگر گونی این عنصر تزیینی است.

 

در مورد چگونگی قرار گرفتن و کاربرد مقرنسها دوران صفویه با سلجوقی تفاوت کلی داشته است : هنرمندان مقرنس ساز عهد سلجوقی ، هماهنگ با بالا آمدن ساختمان جرزها و دیوارهای جانبی بنا به هنگام قوس دادن آنها مقرنسها را با پس و پیش به کار بردن آجر ها می ساخته اند، تا جایی که در نوک از تعداد قرنیزها کم و پوشش مقرنسدار زیر گنبد یا طاق ایوان کامل شود؛ اما در زمان صفویه مقرنسها را بر روی زمین قالب میریختند و پس از تکمیل بنا و عمارت با بستهایی که زیر طاق از پیش تعبیه می شده است مقرنسهای آماده را به زیر سقف متصل میکرده اند و این کار از پایین به بالا صورت می گرفته است.

 

مقرنس سازی,هنرهای دستی و سنتی

 

امروز هم این نوع مقرنسکاری در اصفهان ، یزد و شیراز رواج دارد؛ البته در هرکدام از این شهرها شکل ساختن مقرنس فرق میکند. مثلا در اصفهان با چوب مقرنسهای آماده شده را در زیر طاق قرار می دهند ؛ اما در یزد قالبهای مقرنس را به رسنی می بندند و در زیر سقف به صورت آویزان محکم می کنند و پس از آن فاصله بین مقرنسها را با بند کشی پر می کنند و سپس برای تزیین بیشتر روی مقرنس را با نقاشی یا کاشیکاری می پوشانند.

 

برای نمونه مسجد جامع کبیر یزد را که دارای محراب و سردر مقرنسکاری جالب مزین به کاشیهای زیباست می توان نام برد. در صحن جنوبی بقعه شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان، و نیز در قسمت پشت بنا و داخل رواقها مقرنسهای کار هنرمندان عهد صفوی به چشم می خورد. همچنین حمام گنجعلی خان کرمان مقرنسهای ساده و با ارزشی را در خود جای داده است.

 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : جمعه 11 مهر 1393 
نظرات 0
 

 در چله تابستان هم پیشنهاد می‌شود وقتی به اینجا می‌آیید لباس گرم همراهتان باشد. ترکیب شدید رنگ‌های سبز با رنگ‌های قرمز پاییزی این منطقه را در این فصل دیدنی‌تر کرده است. 

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 روستای لَزور یکی از بزرگ‌ترین روستاهای استان تهران و از توابع شهرستان فیروزکوه است. این روستا در دهستان قزقانچای از بخش ارجمند شهرستان فیروزکوه، در فاصله 165 کیلومتری شمال شرقی تهران و در 45 کیلومتری شمال غربی فیروزکوه در میان رشته‌کوه‌های البرز قرار دارد. لزور روستایی پرجمعیت محسوب می‌شود. 

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 جمعیت این روستا طبق سرشماری سال 1385 بیش از 2 هزار نفر در قالب 561 خانوار بوده که با ادامه روند مهاجرت روستائیان به شهرها جمعیت ساکن دائم لزور نیز همانند سایر روستاها در طی سالیان اخیر کاهش یافته؛ اما با ساخت‌وسازهای جدید و با احتساب ساکنان فصلی، طبق گفته اهالی، جمعیت حال حاضر روستا بیش از 900 خانوار است.

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 آب‌وهوای ملایم تابستانی همراه با مناظر بکر و زیبای طبیعی موجب شده که در تابستان جمعیت روستا تا چند برابر افزایش یابد. تا اواسط و یا حتی اواخر تابستان هم اگر به لزور بروید می‌بینید که بهار هنوز از این روستا رخت برنبسته، رودخانه‌ها همچنان جاری و پرآب است و طراوت و سرسبزی همچنان مهمان دشت‌ها و مراتع لزور است.

روستای لزور به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و جاذبه‌های ممتاز و متنوع گردشگری همیشه به‌عنوان یکی از قطب‌های گردشگری شهرستان فیروزکوه مطرح بوده و موردتوجه قرار گرفته است. 

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 لزور از طرف شمال با روستاهای نشل و برزنه از توابع شهرستان بابل هم‌مرز است. در زمانی که مسافرت‌ها با پای پیاده و چهارپا انجام می‌شد این ده از راه‌های ارتباطی شمال کشور محسوب می‌شد؛ اما حالا که ایاب و ذهاب ماشینی شده و مسیر جاده‌ها تغییر کرده دیگر از این مسیر برای آمد و شد استفاده نمی‌شود مگر اینکه هر از گاهی گذر گردشگران و یا کوهنوردان به لزور برسد. این روستا از قدیم‌الایام دارالمؤمنین بوده و هست.

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 ارتفاع روستای لزور حدود 2 هزار و 400 متر از سطح آزاد دریا است. زبان اصلی و بومی مردمان این روستا گویش لزوری است که از گویش‌های مازندرانی (طبری) بوده و جزء دسته زبان‌های شمال ایران محسوب می‌شود.
 
لزور دارای محله‌های قدیمی به نام‌های: اوپه، شجاع خیل، کشک ریز، کلاً چپن و ... هست و اکثریت نام‌های فامیل روستا اسفندیار، شجاع و موسوی هستند. مردم روستای لزور از طریق کشاورزی و دامداری امرارمعاش می‌کنند.

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 محصولات عمده آن سیب‌زمینی، گندم و جو بوده و یونجه، اسپرس و شبدر عمده‌ترین محصولات علوفه‌ای روستا به شمار می‌آیند. انواع سیب‌درختی، گیلاس، آلبالو و گلابی نیز از محصولات میوه‌ای لزور هستند. منبع اصلی آبیاری کشاورزی روستا، رودخانه فرح رود و چشمه‌های معجز و کهریز هستند. 

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 اگر اهل پیاده‌روی و گشت‌وگذار در طبیعت هستید در لزور دو مسیر را به شما پیشنهاد می‌کنیم:

1- مسیر امامزاده خوش‌نام
2- جاده منتهی به منطقه لاسک

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

  برای رسیدن به امامزاده خوش‌نام دو راه پیش رو دارید: یکی از محله کشک ریز و جنب مسجد امام موسی جعفر (ع) و دومی از طریق جاده لاسک. هرکدام از این راه‌ها را که برای رسیدن به امامزاده خوش‌نام انتخاب کنید جذابیت و لطف خاص خودش را دارد.

اولی در امتداد دره و رودخانه شما را با یک راه باریک از میان باغ‌ها و مراتع زیبا عبور داده و به امامزاده می‌رساند و دومی از طریق جاده لاسک است که از بالای دره عبور می‌کند. در بخشی از جاده یک راه پاکوب از سمت راست به سمت پائین انشعاب گرفته و پس از چند دقیقه به امامزاده می‌رسد. از هرکدام از این دو مسیر که بروید حدود 15 تا 20 دقیقه راه تا امامزاده در پیش دارید. 

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

اگر به امامزاده رفتید می‌توانید از چشمه آب گوارای آن نیز نوش جان کنید. با ادامه مسیر امامزاده به سمت بالا کمی جلوتر به یک آبشار زیبا و نسبتاً کوچکی می‌رسید که می‌تواند مکان مناسبی برای اتراق و استراحت باشد. اگر خواستید از امامزاده خوش‌نام به جاده لاسک و ابتدای تنگه بروید می‌توانید از راه پاکوب که جلوی امامزاده است در جهت جنوب خود را به جاده برسانید و یا اگر بالاتر از امامزاده و سمت آبشار رفتید، از یک محل مناسب با حرکت به سمت چپ ارتفاع بگیرید تا به جاده برسید.

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

  و اما اگر خواستید از روستا مستقیم به لاسک و ابتدای تنگه بروید باید ابتدا خود را به جلوی مخابرات لزور برسانید. امتداد خیابانی که مخابرات روستا در آن قرار دارد به جاده خاکی می‌رسد که در جهت شمال غربی ارتفاع گرفته و چند کیلومتر بالاتر به منطقه لاسک در ارتفاع 2 هزار و 600 متر ختم می‌شود.

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

  در ابتدای این جاده حدود 100 متر بالاتر آب چشمه از طریق یک لوله به داخل نهر جریان دارد که می‌توانید از آب خنک آن برای آشامیدن و ادامه مسیر بردارید. با حدود نیم ساعت تا 45 دقیقه پیاده‌روی در این جاده به منطقه لاسک و ابتدای تنگه رودخانه فرح رود می‌رسید. در دهانه این تنگه سد کوچکی در حال احداث است که قرار است در آینده آب مصرفی پنج روستا از جمله لزور را تأمین کند. 

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 جاده لاسک یک جاده خاکی عریض هست که تمام طول آن را با خودروی سواری نیز می‌توانید طی کنید؛ اما اگر با پای پیاده قدم در این جاده بگذارید، درختان بلند سپیدار در دو طرف جاده، باغ‌های میوه و مزارع گسترده و سرسبز کوهپایه‌ها، مناظر چشم‌نواز کوه‌های پیرامون همراه با تنفس در هوای پاک دامنه‌های البرز به‌یقین لذت این گردش و پیاده‌روی را برای شما دوچندان خواهد کرد.

با ادامه حرکت به سمت بالا همچنان مناظر پیرامون جلوه‌های تازه‌ای از زیبایی‌های طبیعت را به رخ شما می‌کشد. همین‌طور که ارتفاع می‌گیرید هر از گاهی اگر به پشت سرتان نگاهی داشته باشید نمایی زیبا از روستا را می‌بینید که با آرامشی وصف‌ناپذیر در دامنه‌های سرسبز البرز جا خوش کرده. 

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 از آن بالا که به روستا نگاه می‌کنی، مراتع سرسبز، سپیدارهای بلند و کوه‌های سر برافراشته پیرامون را می‌بینی و لزور را که مثل یک تابلوی نقاشی به زیبایی هرچه‌تمام‌تر بر روی بوم طبیعت رنگ‌آمیزی شده. دوست داری همان‌جا بنشینی و ساعت‌ها به این تابلوی زیبا نگاه کنی.

در انتهای جاده با ادامه مسیر وارد تنگه زیبایی می‌شوید که رودخانه فرح رود در میان آن جریان دارد. دره‌ای زیبا با رودخانه‌ای پرآب، پوشش گیاهی متنوع و مناظری دل‌فریب که هر چه از زیبایی‌های آن بگوییم کم گفتیم. به‌جز بخش ابتدایی تنگه که راه کمی هموارتر است در ادامه به دلیل ناهموار بودن راه، عبور از مسیرهای سنگی، تغییر جهت و عبور مکرر از عرض رودخانه ورود به این دره و عبور از آن نیاز به تجربه و مهارت‌های ابتدایی کوهنوردی دارد. درنتیجه به علت خطرات احتمالی، گذر از این دره برای افراد بی‌تجربه و غیر کوهنورد توصیه نمی‌شود.

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

    این تنگه در ادامه، چند کیلومتر بالاتر به چشمه بزرگ معجز چشمه می‌رسد که سرچشمه و تأمین‌کننده اصلی آب رودخانه فرح رود است و کمی بالاتر به سد و دریاچه سیاه رود که آن نیز یکی از منابع آب این رودخانه است.

اگر کوهنورد هستید؛ این ده به‌عنوان مبدأ صعود به قله‌های «میشینه مرگ» و «بوم» بوده و همچنین با یک جاده خاکی به «تنگه واشی» در شرق لزور دسترسی دارد. قله میشینه مرگ به‌عنوان بلندترین قله رشته‌کوه البرز شرقی با ارتفاع 4 هزار و 30 متر در شمال غرب این روستا واقع است. مسیر صعود به این قله با گذر از تنگه‌های پرآب، دشت‌های سرسبز و از مجاورت دریاچه زیبای سد سیاه‌رود، یکی از زیباترین و جذاب‌ترین برنامه‌های کوهنوردی منطقه است.
 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 تنگه فرح رود در بخشی از مسیر قبل از دشت معجز چشمه همانند تنگه واشی است؛ یعنی برای عبور از آن باید به آب زده و حدود 200 متری را در آب طی کنید. بهترین زمان برای صعود به قله میشینه مرگ ماه‌های تیر و مرداد در قالب یک برنامه دو روزه است.

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

  وارد روستای لزور که شدید برای رسیدن به منطقه لاسک و ابتدای تنگه دو راه پیش رو دارید:

1- از جاده کنار مسجد موسی بن جعفر: برای قرار گرفتن در این مسیر که مسیر باغی است باید به محله کشک ریز رفته و خودروی خود را کنار مسجد موسی بن جعفر پارک کرده و پیاده‌روی را آغاز کنید. پس از حدود 15 دقیقه به امامزاده خوش‌نام می‌رسید که چشمه آبی نیز جنب امامزاده قرار دارد.

از اینجا برای رسیدن به تنگه دو راه پیش روی شماست: راه آسان‌تر پاکوبی است که کمی به عقب برگشته و شما را به اواسط جاده لاسک می‌رساند و از آنجا به تنگه؛ و راه دیگر پاکوبی که در امتداد باغ‌ها رفته رفته ارتفاع گرفته و در نهایت از پایین جاده لاسک عبور کرده تا به تنگه برسید.

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 2- از جاده لاسک: برای قرار گرفتن در این جاده باید جنب مخابرات لزور رفته و خودروی خود را همان اطراف یا کمی بالاتر در انتهای خیابان آسفالت پارک کنید. از جنب مخابرات مسیر جاده لاسک را در پیش بگیرید تا پس از حدود 45 دقیقه پیاده‌روی به تنگه برسید. جاده لاسک یک جاده عریض خاکی است که می‌شود این جاده را با خودرو نیز طی کرد. کمی بالاتر از مخابرات چشمه آب از لوله جاری است که می‌توانید از آن آب بردارید.

با وارد شدن به تنگه، باید از مسیر پاکوب کنار رودخانه عبور کرده و در بخشی از مسیر از داخل آب عبور کنید (همانند تنگه واشی). برای این قسمت از برنامه حتماً باید کفش صندل همراه خود داشته باشید. چون سرمای آب از یک طرف و سنگ‌های تیز کف رودخانه از طرف دیگر حرکت از داخل آب با پای‌برهنه را بسیار سخت می‌کند! با عبور از داخل آب در انتها به یک آبشار کوچک می‌رسید.

به بالای آبشار که رفتید، به یک دشت کوچک و دو راهی می‌رسید. تنگه روبرویی یک تنگه فرعی است. تنگه و راه سمت چپ راهی است که شما را به دشت معجز چشمه می‌رساند. در این تنگه هم برای عبور از عرض رودخانه هر از گاهی مجبورید که به آب بزنید. با عبور از این تنگه و کمی ارتفاع گرفتن در نهایت به دشت معجز چشمه می‌رسید که تقریباً پشت یک پیچ (به سمت راست) پنهان است. در این دشت چند چشمه آب وجود دارد که بزرگ‌ترین آن تأمین‌کننده اصلی آب رودخانه فرح رود است. دشت معجز چشمه مکان مناسبی برای کمپ و شب مانی است.

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 با ادامه مسیر رودخانه (از سمت راست دشت)، کمی بالاتر به دریاچه زیبای سد سیاهرود می‌رسید. از دریاچه تا گردنه جاده‌ای کشیده شده (به سمت غرب در جهت چپ) که این جاده شما را به روی گردنه می‌رساند. شما می‌توانید از سمت چپ دریاچه کم‌کم ارتفاع گرفته تا در امتداد مسیر جاده به گردنه برسید. در اینجا می‌توانید با عبور از مسیرهای پاکوب و یا غیر پاکوب از جاده عبور نکرده و میانبر بزنید تا به گردنه برسید.

به روی گردنه که رسیدید، از یال سمت راست ارتفاع بگیرید تا خود را به روی خط الراس برسانید. از روی یال که حرکت می‌کنید کم‌کم به سمت چپ متمایل شوید تا از سمت چپ سنگ‌های بالای یال به روی خط الراس قرار بگیرید. با ادامه مسیر از روی خط الراس به سمت شمال، گاهی ارتفاع کم کرده و گاهی هم در مسیر پاکوب باید تراورس کرده و از پایین خط الراس حرکت کنید.

روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

  پس از حدود 1.5 ساعت حرکت از گردنه، به یک قله فرعی با سنگ‌چین کوچک می‌رسید. قله اصلی در ادامهٔ خط الراس (به‌صورت نعلی شکل)، حدود یک ساعت جلوتر قرار داشته و اختلاف ارتفاع آن هم با قله اول تقریباً محسوس است. (شاید حدود 100 متر بلندتر است.)

 

  لوازم ضروری سفر
کوله‌پشتی کوچک یک‌روزه، کفش کوه‌پیمایی سبک، لباس مناسب طبیعت‌گردی، کاپشن بادگیر و لباس گرم اضافه، زیرانداز انفرادی، قمقمه آب پرشده، لیوان شخصی، یک وعده ناهار قابل‌حمل، داروی مصرفی شخصی، کارت شناسایی.

لوازمی چون پشت گردنی بادی برای استراحت داخل ماشین، پانچو، باطوم کوه‌پیمایی. فلاکس کوچک چای (پرشده)، کلاه و عینک آفتابی، جوراب اضافه، کرم ضد آفتاب، دوربین عکاسی، کتاب اطلس راه‌های ایران، هد لمپ سفر بهتری را برای شما رقم می‌زند.

 

 روستای لزور,گردشگری,تور گردشگری,تصاویر روستای لزور

 


نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : سه شنبه 8 مهر 1393 
نظرات 0
 

لباس,تاریخچه لباس ملی در ایران,لباس مردان در دوران پهلوی

تاریخچه لباس ملی در ایران
بر اساس آنچه که در دانش نامه ایرانیکا نوشته شده ، پوشاک ایرانی ها طی سال های اولیه سلسله پهلوی، شبیه پوشاک دوره قاجار بود که اختلافات میان اقوام، روستاها، مناطق و نیز طبقات اجتماعی را منعکس می کرد. در اواخر قرن نوزدهم میلادی تلاش های زیادی برای تغییر پوشش از سوی حکومت صورت گرفت. مخصوصا پس از انقلاب مشروطه که بسیاری از مردان به خارج سفر کرده بودند پوشش اروپایی و پوشیدن کت و شلوار، پاپیون و کراوات را پذیرا شدند.

 

در 29 بهمن 1301 مجلس لایحه ای را تصویب کرد که همه کارکنان خدمات شهری، اعضای کابینه و نمایندگان مجلس را ملزم به پوشیدن پوشاک دوخت ایران در طول ساعات کار می کرد. این دستورالعمل در اول میزان 1302 بنا بر حکم وزیر جنگ، سردار سپه شامل پرسنل نظامی نیز شد.
در 4 مهر 1307کابینه مقرر کرد که تمام مردهای ایرانی به طور یکدست و به سبک غربی لباس بپوشند. تن پوش های بیرونی سنتی مانند شال ها، قباها، سرداری ها و لباده ها، با کت جایگزین شد. شلوارهایی که به طور سنتی از پارچه سیاه جناغی یا مشابه آن دوخته می شد با شلوار و کمربند غربی جایگزین شدند.

 

 تمام کارمندان دولت و دانش آموزان پسر، کلاه های لبه دار استوانه ای معروف به کلاه پهلوی را به جای کلاه های خز مرسوم و کلاه های بیضوی به سر کردند. فقط روحانیون، شامل استادان مدارس، طلاب دینی و زعمای سایر مذاهب به رسمیت شناخته شده از این حکم که در روز اول فروردین 1308 در شهرها و یک سال بعد در دهات و مناطق روستایی اجرا شد، معاف بودند.

 لباس,تاریخچه لباس ملی در ایران,لباس مردان در دوران پهلوی

 

 در خرداد تا تیر 1313 پهلوی اول از ترکیه دیدن کرد و در آنجا عمیقاً تحت تاثیر برنامه های کمال آتاترک برای مدرنیزه کردن قرار گرفت. او مصمم شد که ایرانی ها هم چون اروپایی ها لباس بپوشند. او در ترکیه دستوری خطاب به نخست وزیر وقت صادر کرد که مقرر می داشت از آن پس تمام کارگران ایرانی کلاه های لبه دار به سبک اروپایی بر سر بگذارند. توجیه او این بود که لبه پهن کلاه، کارگرانی را که در هوای آزاد کار می کردند از آفتاب سوختگی حفظ می کند. در 16 تیر 1334 حکم کابینه، به سر گذاشتن این کلاه را برای تمام مردان اجباری ساخت و به این ترتیب جای کلاه پهلوی را گرفت. این دستور که به شدت اعمال می شد مقاومت های زیادی را خصوصاً در استان ها برانگیخت.


در یک واقعه مشهور، گروهی از مسلمانان به رهبری روحانی صریح اللهجه ای به نام شیخ تقی بهلول در مسجد گوهر شاد مشهد بست نشستند که در آنجا مورد حمله نیروهای امنیتی قرار گرفته و تعدادی از مردم کشته شدند. پیش از واقعه گوهر شاد، پهلوی اول شخصاً برای تغییر لباس زنان الزام و اجباری اعلام نکرده بود.
بعضی اعضای دربار که در خارج تحصیل کرده بودند با منسوخ کردن کامل حجاب موافق بوده و بر حضور زنان در فعالیت های اجتماعی تاکید داشتند. یکی از حامیان چنین دیدگاهی، وزیر وقت دربار، عبدالحسین تیمورتاش بود که در جلسه کابینه در سال 1312 واردات کلاه زنانه از خارج را قانونی کرد. سرانجام در سال 1314 پهلوی اول، دستور به کشف حجاب داد. وی نخستین حکمران منطقه بود که چنین کاری را انجام می داد. آتاترک حجاب را ممنوع نکرده بود.

 لباس,تاریخچه لباس ملی در ایران,لباس مردان در دوران پهلوی

 

این عمل نیز با مقاومت و اعمال زور روبرو شد. اکثریت قریب به اتفاق زنان ایرانی به گونه ای تربیت شده بودند که حجاب را واجب تر می دانستند و معتقد بودند آشکار ساختن سر و گردن گناه است. وانگهی، مردان ایرانی کنار نهادن حجاب را آشکارا نشان بی عفتی می دانستند. از طرفی فشار پلیس اجتناب ناپذیر بود. آنها زنان را کتک می زدند، چادرها و روسری هایشان را کشیده و پاره می کردند و حتی خانه هایشان را به زور می گشتند. هر چند رفته رفته مقاومت مردم بر زور حکومت فایق آمد، اما سه تا چهار سال آخر سلطنت پهلوی اول، زن ها با لباس های بلند ساده، جوراب های کلفت و کلاه های حصیری لبه پهن، در اجتماع ظاهر می شدند.

 

در برخی روستاها و شهرهای کوچک، زنان دیگر خانه هایشان را ترک نکردند، تا آنکه رضا خان در شهریور 1320 مجبور به کناره گیری شد. در دوران پهلوی دوم نیز بی حجابی و تقلید از مدهای غربی میان گروهی از مردم ایران رواج داشت. تا آنکه در سال 1357 و با پیروزی انقلاب اسلامی، بی حجابی برای زنان ممنوع و پوشیدن لباس های ساده تر از آنچه مد غرب بود برای مردان به عنوان ارزش شناخته شد.
منبع: ir-psri.com

 

ادامه مطلب
نویسنده : مرتضي زارع
تاریخ : سه شنبه 8 مهر 1393 
نظرات 0
 

پوشاک ترکمن, لباس قومیت‌های ایرانی

با مقایسه پوشاک ترکمن‌ها با پوشاک ادوار تاریخی ایران، شاید نتوان پوشاک آن‌ها را با تمام جزییات به دوره خاصی ارتباط داد. آنچه که در لباس قومیت‌های مختلف ایرانی به چشم می‌خورد، عناصر ترکیبی دوره‌های تاریخی متفاوت می‌باشد. باید در نظر داشت آنچه که در یک دوره تاریخی موجود بوده است و یا آنچه که در برخی از دوره‌ها وارد ایران شده است، همواره در پی تغییر یک دوره به لحاظ سیاسی، با تفکری خاص تغییر داده شده و یا شکلی ترکیبی پیدا کرده است، لذا برای این‌که بتوان ارتباط بین آن‌ها را پیدا کرد انجام مطالعات مستمر تاریخی، اجتماعی، سیاسی و .... الزامی به نظر می‌رسد.

 

پوشاک ترکمن‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیست، در آن نشانه‌های پوشاک دوره‌های مختلف به عنوان مثال  پوشاک عربی ( مربوط به زمان ورود اسلام ) و تغییرات آن در ایران، به چشم می‌خورد، بوروک ترکمنی، در ظاهر شبیه عرقچین‌های دوره تیموری و یا کلاه بانوان دربار تیموری و تزیینات آن، شبیه به آل دانقی بانوان ترکمن به همراه زیورآلات فلزی خاص آن می‌باشد. پس باید اجزا پوشاک ترکمنی از میان ادوار مختلف ایران بیرون کشیده شود.

 

پوشاک سنتی

آنچه در این قسمت به آن پرداخته می‌شود، شامل موارد زیر می‌باشد:

 

پوشاک ترکمن, لباس قومیت‌های ایرانی

 

پوشاک و پاپوش مردان ترکمن:
لباس‌هایی مردان‌ را می‌توان‌ در چهار قسمت‌: تن‌ پوش‌، شلوار، كلاه‌ و كفش‌ بررسی‌ كرد.


الف‌  - تن‌پوش‌ها:
ـ دون‌(don):
لباس‌ اصلی‌ تركمنی‌ ردایی بلندی‌ بود كه‌ از ابریشم‌ دوخته‌ می‌شد و تا زیر زانوان‌ می‌رسید و«دون‌» نام‌ داشت‌. دون‌ بنا به‌ رنگ‌ و نوع‌ بافت‌ بر دو نوع‌ بود. اگر از ابریشم‌ كاملا قرمز رنگ‌ دوخته‌ می‌شد، «قیزیل‌دون‌» یا «قیرمیز دون‌» (Gyzyl/ Gyrmyz don)  و اگر از ابریشمی‌ دوخته‌ می‌شد كه‌ رنگ‌ آن‌ متمایل‌ به‌ زرد بوده و بافت‌ پارچه‌ آن‌ یكنواخت‌ نباشد و نخ‌های رنگی مختلف از آن عبور دهند، - در واقع‌ رنگارنگ‌ و راه‌راه‌ باشد - «قارما دون‌» (Garma don)  نام‌ داشت‌.

 

پوشاک ترکمن, لباس قومیت‌های ایرانی

 

پوشاک ترکمن, لباس قومیت‌های ایرانی

بر حاشیه‌ دون‌، نوارهایی سوزن‌دوزیی از نوع‌ «آلاجا» (Alaja) (دو نخ‌ تافته‌ سیاه‌ و سفید یا تیره‌ و روشن‌) وجود داشت‌ كه‌ به‌ زیبایی‌ این‌ لباس‌ می‌افزود. بر كمره‌ دون، ‌كمربندی‌ از شال‌ (گاه‌ آراسته‌ به‌ نقره‌) می‌بستند كه‌ به‌ آن‌«شده قوشاق» ‌ ((Guşakو یا «تیرمه‌ شال‌» (Tirme) می‌گویند.

 

ـ چأكمن ‌ Çäkmen:
بالاپوشی‌ است‌، بلندتر ازكت‌های‌ كنونی‌ كه‌ از كرک‌ شتر تهیه‌ می‌شود. چأكمن‌ تهیه ‌شده‌ از كرک‌ ظریف‌ و مرغوب‌ را «اینچه‌ چأكمن‌» (inçe çäkmen) و چأكمنی‌ را كه‌ از كركک زبر تهیه‌ می‌شود «یوغین‌چأكمن‌» (Ýogyn) می‌نامند.

 

ـ ایچمک‌ Içmek:
یا پوستین‌ كه‌ در هوای‌ سرد استفاده‌ می‌گردد، آستینبلند و از شانه به سمت مچ دست باریک می‌شود اما قسمت جلوی آن بدون قلاب یادکمه است. برای بستن جلوی سینه از قوشاق، یعنی دستاری که به دور کمر می‌پیچنداستفاده می‌شود.ایچمک بنا به‌ نوع‌ پوستی‌ كه‌ از آن‌ تهیه‌ می‌شد، انواع‌ مختلفی داشت‌.

 

بهترین نوع پوستین را، «باغانا ایچمک» می‌نامیدند که از پوست بره یک ماهه تهیه و دباغی می‌شد. نوعی از آن که از پوست بره پنج الی شش ماهه تهیه می‌شد، پس از دباغی دشواری با انواع‌ مواد طبیعی‌ به‌ رنگ‌ زرد در آورده‌ می‌شود که آن را «سیلکمه ایچمک» می‌نامند. «ایش ایچمک» و یا (پوستین کار) نوع دیگر آن است که از پوست گوسفند تهیه شده و آن را در حین کار می‌پوشند.

 

قبا:
روپوشی است از پارچه‌های راه راه و گاهی ساده، بدون یقه برگردان با آستین‌های راسته و بدون زیر بغلی که به جای آن در محل اتصال آستین و تنه چاک‌دار است. دامنیبلند دارد که در دو طرف چاک دار است و دو طرف آن از ناجیه کمر به طور یکنواختی گشاد می‌شود. دو طرف قبا بر روی هم قرار می‌گیرد و با بندینک و یا کمربندی چرمی نگاه داشته می‌شود.

 

ـ كوینك‌ Köýnek:
‌ پیراهنی‌ ساده‌ و فاقد یقه ‌بود و یا یقه‌‌ای‌ كوتاه‌ و مدور و بدون‌ دكمه‌ داشت‌; با آستین‌هایی‌ بلند، ساده و راسته كه‌ به‌ جای‌ دكمه‌، بندهایی‌ در آن‌ به‌ كارمی‌رفت که «سپ یقه» نامیده می‌شد و بند را «یقه توپ» می‌نامیدند‌. پیراهن‌ دیگری‌ نیز دوخته‌ می‌شد كه‌ آن‌ هم‌ ساده‌، منتها دارای‌ یقه‌ كج‌ یا كناری‌ بود و آن را «چئک یقه» یا «گزک یقه» و یا «اوزیقه» می‌نامیدند که چاک یقه در پهلوی راست  یقه قرار می‌گیرد.

 

این‌ یقه‌ با سوزن‌دوزی‌های‌ مفصلیی از نوع «جویجه بورون» (نوک جوجه ای) زینت‌ داده‌ می‌شد و سرآستینش‌ نیز گلدوزی‌ شده‌ بود و «گلباغ» نامیده می‌شد. قد پیراهن‌ها معمولی می‌باشد. پارچه آن را از چلوار ذکر کرده‌اند. مردان میان 50 تا 60 ساله و بزرگ‌تر از آن پیراهن سپید می‌پوشند. این پیراهن‌ها نقش و نگاری ندارند و آرایش آن‌ها نواری است، كه در كنار یقه جیب‌های پهلو و آستین دوخته شده است.

 

پیراهن روحانیون:
روحانیون ترکمن هنوز هم از پیراهن‌های سفید با دامنی بلند استفاده می‌کنند، اما یقه آن مثل سابق صوفی یقه نیست بلکه به تقلید از روحانیون فارس تهیه می‌شود که یقه‌ای مدور، پایه‌دار و دارای دکمه است. این پیراهن‌ها معمولا از جنس نخ‌های پنبه‌ای کتانی است.

 

چاتال:جامه‌ای بود سبک که در هنگام آلامان، یعنی یورش به دشمن، می‌پوشیدند و آن از جامه خانگی کوتاه‌تر بود.

 

یاپینجا:
پوششی است از جنس نمد و بدون آستین، مخصوص چوپان‌ها که در زمستان بر دوش می‌اندازند و درتابستان به عنوان سایه بان استفاده می‌کنند.

 

ب‌ - شلوار:
بالاق/ تنبان
شلوار مردانه،‌ عبارت‌ از تنبان‌ گشادی‌ بود كه ‌رشته‌ای‌ پنبه‌ای‌ لیفه‌ آن‌ را تشكیل‌ می‌داد و سر آن‌ را گاه‌ با «هوتاز» (Hotaz) یا منگوله‌ می‌آراستند که به آن «اوچغور» می‌گویند. بالاق نیز مانند شلوار برشی سادهداشت، اما برای مردان مسن از پارچه‌های سفید و جوان ترها از پارچه‌های سبز و نیلی استفاده می‌شد.

 

جولبار/ شلوار:
این پوشاک را مردان کهنسال، در روزهای جشن و از بالای تنبان می‌پوشیدند، جولبار، برشی معمولی داشت و از دو قسمت اصلی درست می‌شد:
الف) قسمت اصلی: که قوزک پاها را می‌پوشانید.


ب) خشتک: که برشی نزدیک به ذوزنقه ی دوقلو داشت. این نوع شلوار به وسیله نخی پنبه‌ای به نام اوچقورباق/ بند تنبان به دور کمر محکم می‌شد که از درون لیفه شلوار عبور می‌دادندو گاهی نیز به دو انتهای اوچقورباق به عنوان زینت، منگوله‌ای به نام هوتوز می‌بستند.پارچه جولبار معمولا به رنگ نیلی بود و گوگ ماووت/ ماهوت آبی نامیده می‌شد.

 

پوشاک ترکمن, لباس قومیت‌های ایرانی

 

ج‌ - كلاه‌ها:
ـ تلپك‌(Telpek):
كلاه‌ پوستی‌، كه‌ از پوست گوسفند تهیه می‌شود و انواع‌ گوناگون‌ داشت‌ كه‌ عبارتند از: 1 – دوومه‌تلپك‌ ((Düwme 2- بوخار تلپك‌ (Buhar T.)  که نیم گرد است و دارای پشم‌های بلند، مشکی و پیچ در پیچ می‌باشند که گاهی روی چشم و ابروی مرد ترکمن را می‌پوشانند.3- شیپیرما تلپك‌ (ypyrma T.)  که کلاهی نه چندان بلند می‌باشد، که در بالای آن اندکی فراخی است. سر پوشی مسطح دارد و اغلب آن را با پارچه خوشرنگی از قرمز می‌پوشانند و نوارهایی به شکل (+) برای تزیین، روی آن می‌دوزند. هر دو نوع کلاه آستردار، پنبه دوزی شده و لفاف‌دار است. این کلاه بر روی بوروک استفاده می‌شود.

 

ـ بؤروك‌ (Börük):
یا عرقچین‌ كه‌ غالبا با نقوش‌ گوناگون‌ سوزن‌دوزی‌ می‌شد و در برخی‌ لهجه‌ها تاخیا (Tahýa) یا تایخا (Taýha) خوانده‌ می‌شد. از این نوع کلاه هم مردان و هم زناناستفاده می‌کنند، در واقع مردان اغلب در زیر کلاه پوست استفاده می‌کنند و پسران نیز بؤروک را در ایام کودکی و جوانی به سر می‌گذارند. نقش و نگار زیبا و هنرمندانه آن توسط زنان ایجاد و تمام نقاطبیرونی کلاه پارچه‌ای، سوزن دوزی می‌شود. زنان ترکمن به خصوص عشایر، در تهیه این کلاه که وقت زیادیهم صرف می‌شود، با حوصله و دقت تمام و با سلیقه خاصی، انواع نقش و نگارها را بکاربرده و یک هنر ظریف تماشایی را به یادگار باقی می‌گذارند

 

 

دستار شیرشکری:
گاهی مردان از دستار معروف شیر شکری که پارچه‌ای سفید با گل های نخودی رنگ می‌باشد، همانند عمامه استفاده می‌کنند.

 

د – پای پوش/ كفش:‌
ـ چكمه ‌ çekme:
اصلی‌ترین‌ پاپوش‌ مردان، ‌چكمه‌های‌ بلند چرمی‌ با نوک‌ برگردان‌ بود. چکمه‌های بلند را ایدیک نیز می‌نامند و در سوارکاری از آن‌ها استفاده می‌شود.

 

ـ چاریق‌(Çaryk):
چوپانان‌ را از پوست‌ گاو چارقی ‌تهیه‌ می‌كردند (در برخی منابع به چرم شتر و گاومیش نیز اشاره شده است) كه‌ کفشی نرم است و مخصوص‌ پیاده روی و استفاده‌ در صحرا و خاک ‌نرم‌ است‌. برایتهیه چاریق، پوست دباغی شده را کمی بزرگ‌تر از پا برش می‌دهند و در اطراف آن، برایگذراندن بند، سوراخ‌هایی ایجاد می‌کنند، آن‌گاه پای دولاق پیچ شده را در آن قرارداده، بندها را به دور دولاق می‌پیچند و محکم می‌کنند. این بندها را چاریق‌باق می‌گویند.

 

ـ دولاق‌ Dolak:
قبل‌ از پوشیدن‌ چارق‌، پارچه‌ای دستباف، ضخیم و از جنس پشم،که مثل نواری به دور پا تا زیر زانو می‌پیچند، را استفاده و آن را با چاریق‌باق محکم می‌کنند. دولاق حکم جوراب را دارد اما بسیار زبرتر و گرم‌تر است. بدین جهت از آن فقط درزمستان‌ها استفاده می‌شود.

 

ـ چپك‌  Çepekیا یلكن‌ (Ýelken):
پاپوشی است تابستانی که، از پوست شتر تهیه می‌شود. این پاپوش، سبک، راحت و در مقاممقایسه، شبیه دمپایی‌های امروزی است.

 

مردان ترکمن در گذشته، علاقه‌مند به نوعی کفش به نام گبری نیز بودند اما آن‌ها امروزه مانند سایرین از کفش‌های معمول استفاده می‌کنند.

 

- جوراب:

از جنس ابریشم و پشم می‌باشد که زنان ترکمن آن‌ها را می‌بافند.

منبع:mehrdadb54.mihanblog.com

 

 

ادامه مطلب

 
 
سلام تلاش می کنم با نشان دادن گوشه ای از زیبایی های ایران عزیز سهمی در ترویج فرهنگ ایرانی واسلامی داشته باشم. پاینده باد ایران عزیز

مرتضي زارع