بسم الله الرحمن الرحیم
دو پرنده، دو انسان طبيعي، با يكديگر جفت مي شوند اما ازدواج و پيوند آن ها كه از سطح عادت ها و غريزه ها بالاتر رفته باشند و در حدّ وظيفه آمده باشند، در آسمان ها و در عرش خدا بسته مي شود و خدا آن را مي پذيرد و بر مي دارد. آن ها كه به خاطر تمامي نيازها و تمامي ابعاد وجود خويش براي زناشويي، براي انس، براي شناخت كسري ها و ضعف ها و بهره برداري از برخوردها و استقامت در مشكلات ازدواج مي كنند، با آن ها كه به خاطر عادت و يا به خاطر كسب اعتبار و وجاهت وصلت مي كنند و به سراغ بزرگان مي روند و كساني را مي خواهند كه بر آن ها تكيه كنند و به آن ها افتخار كنند، برابر نيستند.
اين ها ذليل همين تعلق ها و اسير همين ضعف ها مي شوند و دنباله مي شوند، كه نقطه ضعف آدمي را به دنبال خود مي كشاند.
مي گويند شتري خوابيده بود. روباهي مي گذشت، به شتر روي آورد و با دم شتر بازي آغاز كرد تا آن كه دمش را با دم شتر گره زد. شتر برخاست. دم كوتاه اين دو به هم گره خورده بود. روباه معلق مانده بود و به دنبال شتر تاب مي خورد. گربه اي اين صحنه را ديد. از روباه پرسيد: چه بر سرت آمده؟ روباه گفت: هيچ! با بزرگان وصلت كرده ايم!
راستي كه ضعف ها و تعلق ها آدمي را به ذلت مي كشاند و وصلت هاي ذليل كار جوانمردان نيست. و اگر غفلتي آن را فراهم كرد و وسوسه اي آن را پخت، ادامه نمي يابد و با رنج همراه مي شود و با درگيري بريده مي شود.
کتاب روابط متکامل زن و مرد مرحوم استاد علی صفایی حائری
