بسم الله الرحمن الرحیم
استادعلی صفایی حائری
در روايت آمده: يكى از اصحاب حضرت سجّاد (ع) نقل می کند: شبى از شبها ديدم كه حضرت بار سنگينى را بر روى دوششان حمل می کنند و می روند. در مسيرى كه می رفتند، بار به زمين افتاد و ايشان نمىخواستند كه كسى متوجه شود. من آمدم و كمك كردم. ديدم مقدار نان و خرمايى است كه حضرت آماده كردهاند تا تقسيم كنند. به ايشان گفتم اجازه بدهيد من بردارم.
حضرت اجازه ندادند و فرمودند: «هر كس بايد بارِ خودش را خودش بردارد».
آن شخص مىگويد با حضرت تا اطراف شهر آمديم. ديدم ايشان نان و خرما را بدون سر و صدا بالاى سرِ عدّهاى كه از اهل سنّت بودند و شيعه نبودند، گذاشتند. به ايشان گفتم: «يابن رسول اللَّه، ايشان كه از شيعيان نيستند؟!» حضرت فرمودند: «اگر از شيعيان بودند كه نمك غذايمان را هم تقسيم می كرديم».
اين رنج و تعب و اين حرص و محبّت حتى براى كسانى است كه با آنها نيستند و از شيعيان محسوب نمی شوند و رنج آنها را رنج خود و گرفتارى آنها را گرفتارى خود می دانند.
روزهاى فاطمه(س)، ص: 41
