دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 13 اسفند 1394  9:42 AM

برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریه ی چشم انتظارها

از یک خروش ناله ی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها

یکبار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطف سوارها

از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها

یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
اما مسیر تو به من افتاد بارها

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
یا ایها العزیز تمام ندارها

***علی اکبر لطیفیان***



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 13 اسفند 1394  9:09 AM

صـدا صـدای دَر و مـادری که پشـتِ دَر است
صدا صدای شکستن ، دَری که شعله ور است

حــرامــزاده چـنــان با لـگـــد به دَر کوبـیــد ،
که بارِ شیشه شکست و دو دست ، روی سَر است

شکـسـت بـالِ کـبـوتــر ، بـیـا بـرس فـضّــه ،
بیا که سهمِ تو این خرده های بال و پَر است

هدف علی ست ، و زهرا سِپَر برای علی
تـمـامِ نقـشـه ی آنهـا برای یک نـفـر است

رسیـد وقـتِ جـدالـی کـه نـابـرابـر بـود ،
رسید وقتِ همان لحظه ای که پُر خطر است

طناب ، دستِ علی بود و فاطمه بی حال
به هوش آمده زهرا ، ز قصّه بی خبر است

کجاست حیدرِ من؟ فضّه مرتضایم کو؟
دَوید با نفسِ خسته ای که پُر شَرَر است

گرفت شـالِ علی را و سَـدِّ راهـش شد
توانِ فاطمـه در این میانه بیشـتـر است

غلافِ خنـجـرِ قُنفُذ نبـود ، می دیــدنـد...
مقابلِ یَلِ حیـدر ، تلاش ، بی ثمـر است

یکی دو ضربـه به بـازو ، امـامِ او را بُـرد
نگاهِ خستـه ی زهـرا ، شبیهِ مُحتَضَر است

نَبَـر علیِ مــرا ، او تـمــامِ جـانِ مـن است
صدا صدای ضعیف و صدای مختصر است


 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 13 اسفند 1394  8:00 AM

بسم الله الرحمن الرحیم

ياد دارم كه ايام طفوليت، بسيار عبادت مى كردم و شب را با عبادت به سر مى آوردم.
در زهد و پرهيز جديت داشتم.
یك شب در محضر پدرم نشسته بودم و همه شب را بيدار بوده و قرآن مى خواندم، ولى گروهى در كنار ما خوابيده بودند، حتى بامداد براى نماز صبح برنخاستند.
به پدرم گفتم: از اين خفتگان يك نفر برنخاست تا دور ركعت نماز بجاى آورد، به گونه اى در خواب غفلت فرو رفته اند كه گويى نخوابيده اند بلكه مرده اند.
پدرم به من گفت: عزيزم! تو نيز اگر خواب باشى بهتر از آن است كه به نكوهش مردم زبان گشايى و به غيبت و ذكر عيب آنها بپردازى.

نبيند مدعى جز خويشتن را
كه دارد پرده پندار در پيش
گرت چشم خدا بينى ببخشند
نبينى هيچ كس عاجزتر از خويش 

گلستان سعدی،حکایت 47

 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 13 اسفند 1394  7:02 AM

 

بسم الله الرحمن الرحیم

💠  حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری


🔸اگر مردم در زمان هرکدام از معصومین، بر عهد خویش و پای کار ولایت می ایستادند، خداوند فرج را در همان عصر قرار می‌داد، اگر بر عهد غدیر می‌ایستادند همانجا فرج می‌شد، در نخیله 30 هزار نفر شمشیر به دست برای بیعت با امام حسن (ع) آمدند ولی بر عهد خویش نایستادند، از کوفه دوازده هزار نامه برای امام حسین (ع) نوشتند ولی عهد شکستند و پای ولایتش نایستادند.

🔸لذا شرط ظهورِ آخرین ذخیره خداوند، ماندن بر عهد و ماندن پای ولایت است و یقینا برای اثباتش آزمون گرفته می‌شود.
🔸مردم همچنانکه پای ولایت نایب حضرت که غیر معصوم هست می‌ایستند، لیاقت خود را برای پذیرش امام معصوم نشان می‌دهند.

این آزمون اصلی ظهور است



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 13 اسفند 1394  4:55 AM

اعجاز قمر

مرثیه مرثیه در شور و تلاطم گفتند
همه ارباب مقاتل به تفاهم گفتند

گرد و خاکی شد و از خیمه دوتا آینه رفت
ماه از میسره ، خورشید هم از میمنه رفت

ناتوانم که مجسم کنم این همهمه را
پسر ام بنین و پسر فاطمه را

قمر هاشمی از اصل و نَسَب می گوید
دیگری هم اَنا قتّالُ عرب می گوید

پرده افتاده و پیدا شده یک راز دگر
سر زد از هاشمیان باز هم اعجاز دگر

گفتم اعجاز ! از اعجاز فراتر دیدند
زورِ بازوی علی را دو برابر دیدند

شانه در شانه دوتا کوهِ سراسر محشر
حمزه و جعفر طیار، نه ، طوفانی تر

شانه در شانه دوتا کوه ،خودت می دانی
در دلِ لشکرِ انبوه ، خودت می دانی

که در آن لحظه جهان ، از حرکت افتاده ست
اتفاقی است که یکبار فقط افتاده ست

ماه را من چه بگویم که چنین هست و چنان
شاه شمشماد قَدان ، خسرو شیرین دهنان

ماه ، در کسوت سقا به میان آمده است
رود برخواست ، که موسی به میان آمده است

رود ، از بس که شعف داشت تلاطم می کرد
رود ، با خاک کفِ پاش تیمم می کرد

ماه افتاده در آئینه ز تصویر بگو
مشک لبریز شد از علقمه، تکبیر بگو

ماه اگر چه همه ی علقمه را پیموده
غرقه گشته ست و نگشته ست به آب آلوده

رود را تا به ابد ، تشنه ی مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت

لب اگر تر کند از چشمه ی دریا عباس
چه جوابی بدهد ام بنین را عباس ؟

دیگر این مشک نه مشک است که میخانه ی اوست
چشم امید رباب است که بر شانه ی اوست

دستش افتاده ولی ، راه دگر پیدا کرد
کوه غیرت ، گره کار به دندان وا کرد

می توانست به آنی همه را سنگ کند
نشد آنگونه که می خواست دلش ، جنگ کند

چه بگویم که چه شد ؟ یا که چه برسر آمد ؟
ناگهان رایحه ی چادر مادر آمد

پسرم ، دست مریزاد قیامت کردی
تا نفس داشتی از عشق ، حمایت کردی

آسمان ها همه یکپارچه بارانیِ توست
من بمیرم ، عرق شرم به پیشانی توست

آه ! برخیز که گهواره به غارت نرود
دختر فاتح خیبر به اسارت نرود...



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 12 اسفند 1394  4:52 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

علامه طهراني از نوة آخوند ملاحسینقلی همدان نقل مي‌كند: «در يكي از سفرهاي زيارتي كه آخوند با اصحابشان پياده به كربلا مشرف مي‌شدند، در راه، راهزنان بياباني اموال ايشان را غارت كرده و هر چه دارند، مي‌ربايند. سپس كه عارف همداني را مي‌شناسند، به حضورشان آمده و هر چه ربوده بودند، تقديم كرده و معذرت مي‌خواهند. آخوند ملا حسينقلي فقط كتابهاي وقفي را كه ربوده بودند، پس مي‌گيرد و بقية كتب و اموال را نمي‌گيرد و مي‌فرمايد: «به مجرّد سرقت، من ايشان را حلال كردم؛ چو راضي نشدم به واسطة من خداوند كسي را در آتش دوزخ بسوزاند و نمي‌خواهم به خاطر من لقمة حرام از گلوي كسي پائين برود و موعظه در او بي‌اثر باشد.»
 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 12 اسفند 1394  11:27 AM

بسم الله الرحمن الرحیم

🔸حضرت آيت الله مصباح یزدی:

باید در تصمیمات خود «مصالح انقلاب» رو در نظر داشت.چه چیزی برای انقلاب اسلامی و آینده آن بهتر است که آن را باید انجام داد،ولو به ظاهر به ضرر خود فرد باشد.

اینجاست اگر مصالح انقلاب را بر مصالح فردی ترجیح دهیم خداوند ما را کمک می کند و ناصر ما می شود و جبران می کند.

باید بصیرت داشت.بخصوص گاهی مصلحت هایی وجود که آن مصلحت در ظاهر زود خود را نمایان نمی کند و بلکه «مصلحت پنهان» است.بصیر کسی است که این مصلحت های پنهانی را ببیند.

اینجاست که عنصر تقوا،بصیرت،صفا،اخلاص به کمک می آید که مصالح انقلاب را بر مصالح فردی ترجیح می دهد و هر تصمیمی که گرفت اجر او نزد خدا محفوظ است.

 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 12 اسفند 1394  11:26 AM

بسم الله الرحمن الرحیم

🔹آیت الله مصباح یزدی:

خداوند متعال برای بندگان خود باب الرحمه باز می کند.برخی امتحانات بسیار شیرین است.افتخارمان این باشد که راه خود را پیدا کرده ایم و امروز کسی چون آیت الله خامنه ای هدایت گری بصیر است.



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 12 اسفند 1394  8:59 AM


غریب است و غمش مفهوم دارد
نشان از مادری مظلوم دارد


رضا، عطر حضورش در خراسان
صفای چارده معصوم دارد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا



تعداد کل صفحات : 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >