دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395  12:19 PM

 

عشق از روز ازل روی زبان افتاده است
مثل باران نغمه خوان از آسمان افتاده است

خرم آباد است و از چشمان عاشق پرورش
هر که افتاده است از نام ونشان افتاده است

هرکه بی میل است با او جون درختی بی ثمر
آفتی دید از نگاه باغبان افتاده است

بی صدا می افتد از بالای شاخه بر زمین
برگ شادابی که در چنگ خزان افتاده است

قصه ی عشق من وتو بی شباهت نیست با
حبه قندی که میان استکان افتاده است؟

ریختم چای غزل در استکانت نوش کن
گل دم است و تا بماند از دهان افتاده است

- محمد علی ساکی



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395  12:18 PM

 

وجود مقدس ثامن الائمه علیه السلام به یکی از شیعیان می فرماید:

« أحیوا أمرنا » امر ولایت ما را زنده کنید...!

او عرض می کند: چگونه ما می توانیم احیا کنیم؟

دستور می دهد که حقایق سخنان ما را،  محاسن کلام ما را، سیرت ما را، حقایق ما را برای مردم بگویید و تشریح بکنید.

این زنده کردن کار ماست ...!!!

- استاد شهید مطهری، ده گفتار، ص١۴۴



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395  12:15 PM

 

🌸🌼 عنه صلى الله عليه و آله: مَن قَرَأَ آيَةَ الكُرسِيِّ في دُبُرِ الصَّلاةِ المَكتوبَةِ، كانَ في ذِمَّةِ اللَّهِ إلَى الصَّلاةِ الاخرى‏. 

🍃 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آن كه در پى نماز واجب، آية الكرسى بخواند، تا نماز ديگر در پناه خداست.

📚 آیت الله ری شهری؛ شناخت نامه نماز؛ جلد دوم؛ حدیث ۷۳۹

 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395  12:14 PM

 

🌸🌼 الإمام الصادق عليه السلام: إذا قُمتَ فِي الصَّلاةِ فَاعلَم أنَّكَ بَينَ يَدَيِ اللَّهِ، فَإِن كُنتَ لا تَراهُ فَاعلَم أنَّهُ يَراكَ، فَأَقبِل قِبَلَ صَلاتِكَ، ولا تَمتَخِط ولا تَبزُق، ولا تَنقُض أصابِعَكَ ولا تَوَرَّك‏ ؛ فَإِنَّ قَومًا قَد عُذِّبوا بِنَقضِ الأَصابِعِ وَالتَّوَرُّكِ فِي الصَّلاةِ. 

🍃 امام صادق عليه السلام: هنگامى كه به نماز ايستادى، بدان كه در پيشگاه خداوند هستى و اگر او را نمى‏بينى، بدان كه او تو را می‏بيند. 

پس به نمازت توجّه كن. آب بينى و آب دهان مينداز، انگشتانت را نشكن، هنگام ايستادن، دستانت را به پشتت مبر و بر باسَنَت مگذار،  كه گروهى به جهت انگشت شكستن و دست بر باسن نهادن، كيفر شدند.

📚 آیت الله ری شهری؛ شناخت نامه نماز؛ جلد ۲ ؛ حدیث ۷۳۳

 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395  12:13 PM

 

🌸🌼 راهکار آیت الله شاه آبادی برای آدم شدن‏

🍃 آيت الله احمدى ميانجى مى‏فرمودند: روزى آيت الله شاه آبادى (استاد اخلاق امام خمینی) مردم را سرزنش كرده و گفتند چرا آدم نمیشويد. سه نفر از مريدانش خدمت ايشان رسيدند و گفتند راه آدم شدن چيست؟ فرمودند: مشكل است. آنها گفتند شما بفرمائيد. 

🍃 ايشان فرمود: سه كار انجام دهيد: 
۱. نماز خود را اول وقت بخوانيد و اگر به جماعت شد بهتر است. 

۲. در فروش اجناس به مسلمانان به حداقل سود قانع باشيد. 

۳. خمس مال خود را هر شب از مال خود خارج سازيد.

📚 اکبر دهقان ؛ هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان ؛ نکته ۸۲۰

 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395  12:10 PM

 

🌸🌼 روزی يكى از مقلدين آيت الله بروجردى که شخص بسيار ثروتمندى بود و وارث متدينى نداشت خدمت آقاى بروجردى می‏رسد و می‏گويد من اموال زيادى دارم كه دوست ندارم بعد از خودم به فرزندى كه مقيد به دين نيست برسد. 

🍃 می‏خواهم به شما واگذار كنم تا بعد از مرگ من در هر راهى كه صلاح دانستيد به مصرف برسد. اموال به مبلغ سه ميليون تومان در اختيار ايشان قرار می‏گيرد. 

🍃 بعد از فوت او جوانى خدمت آقاى بروجردى می‏رسد گويد من پسر همان آقايى هستم كه اموالش را در اختيار شما قرار داده است و الان فقير هستم. آقا می‏فرمايد پدرت گفته بود تو مقيد به دين و احكام نيستى آيا قول میدهى كه متدين شوى؟ 

🍃 می گويد چكار بايد بكنم؟ میفرمايد: بايد نماز بخوانى جوان قبول مى‏كند و آيت الله بروجردى تمام اموال را به او برمی‏گرداند. 

📚 اکبر دهقان ؛ هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان ؛ نکته ۶۹۷

 



نويسنده :سامان
تاريخ: سه شنبه 26 مرداد 1395  3:59 PM

 

زلف آن است که بى شانه دل از جا ببرد
نه که از , ماشطه هم زحمت بى جا ببرد

من به نقش تو گر از جا بروم خود رفتم
شرط آن است که نقش توام از جا ببرد

دل که شيداى خدايى است قرارش همه اوست
غم که باشد که قرار از دل شيدا ببرد

رنجها مى برم از دست قلموى خيال
به اميدى که دلى گنج تماشا ببرد

گرتمنا کنم از دوست همانا خواهم
همتى کز دل من ننگ تمنا ببرد

باغبان آنچه گل اندوخته بود از سر سال
مى رسد باد خزان تا همه يک جا ببرد

اجل آن نيست که از فتنه فراموش کند
گرت امروز فروهشته که فردا ببرد

دزد را راه به گنجينه ى پنهانى نيست
او همه نقشه که نقدينه ى پيدا ببرد

مرغ جان سرمدى و سنگرى قاف بقاست
کى فنا ره به سوى قلعه ى عنقا ببرد

ليک از آن دزد که ايمان برد ايمن نشوى
او قسم خورده که صد دل به يک ايما ببرد

کوه توحيد شو از دولت ايمان و بهل
سيل شرک مدنيت همه دنيا ببرد

رخت من گو ببر از دخمه گل ها بيرون
کيست کو نام من از دفتر دلها ببرد

کيف دنيا خم و خمخانه به نادانش ده
کان نه خمرى که خمار از سر دانا ببرد

بى صفا آنکه به پيش نى کلک حافظ
نامى از نيشکر و شهد مصفا ببرد

شهريارا بجز اين شاهد عشق شيراز
نيست در شهر نگارى که دل ما ببرد



نويسنده :سامان
تاريخ: سه شنبه 26 مرداد 1395  1:21 PM

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگار
دل به تو بستیم و آخر ، دل شکستی روزگار

 خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت
کی روا باشد جوابم ،با بدی ای روزگار

فارغ التحصیل دانشگاه درد و غصه ام
بهر شاگردت عجب، سنگ تمامی روزگار

گر برای دیگران مثل بهاران سبز سبز
بهر من پاییزی و ،فصل خزانی روزگار

میکنم دل خوش به هر چیزی حسودی میکنی
مثل رهزن میزنی، بر خنده ام چنگ روزگار

کاش می گفتی ز آزارم چه حاصل میشود
وای عجب بی معرفت ،اهل جفایی روزگار

چون پرنده با چه شوقی لانه بر هم میزنم
دست بی رحمت کند خانه خرابم روزگار

چرخ گردون با دلم نامهربان باشد ولی
با همه درد و غمت بازم صبورم روزگار

 



نويسنده :سامان
تاريخ: سه شنبه 26 مرداد 1395  1:10 PM

 

اگر عاشق شدی در اوج دلسردی، هنر کردی
غریبی را مدد کردی به همدردی، هنر کردی

میان جمع بی دردان، اگر با لهجه عرفان
چشاندی درد را بر جان بی دردی، هنر کردی

اگر شفاف و صاف و ساده ماندی مثل آیینه
میان این همه طوفان نامردی، هنر کردی

به زیر بارش باران قحطی در کویرستان
اگر یک شاخه پر بار پروردی، هنر کردی

اگر در ناامیدی ها فقط ای گل به امیدی
دوباره زنده ماندی زندگی کردی، هنر کردی...



نويسنده :سامان
تاريخ: سه شنبه 26 مرداد 1395  11:12 AM

استاد جاودان :

اتَّقُوا اللَّهَ یعنی امروز گناه نمی کنم. هیچ گناه نمی کنم. کوشیدم به طور جدی گناه را کنار بگذارم و توانستم. حالا در این صورت هم اگر یک کسی یک چیزی ازش سر زد، بلافاصله جبران می کند. گناه بین خودش و خدای خودش باشد، توبه می کند. پشیمان می شود. حل می شود. یا اگر نسبت به کسی ظلمی کرده، از او رضایت می طلبد و حلالیت می طلبد.

مثلا مالی است، می پردازد، جانی است، چه و حل می شود. 

ای کسانی که ایمان آورده اید. تقوا داشته باشید. اگر تقوا داشته باشید، داری الانت را درست می کنی. الان چیزی نمی ماند. خب من گذشته ام را چکار کنم؟ ببینید آدمی که اینجور به این دقت مواظب رفتار و اعمالش است، ناگزیر گذشته را کنار گذاشته دیگر. کاری انجام نمی دهد. بنا شد. قرارمان بود. خب. این نمی شود الان وقتی گناه گذشته اش یادش می آید از شادمانی اینکه من توانستم همچین کاری بکنم، بشکن بزند. این نمی شود. ناگزیر گذشته چیزی جز پشیمانی برای او ندارد. یک دوستی داشتیم. خدا رحمتش کند.

 گفت این گناهان من همیشه جلوی چشم من است. این جزء فضایل است. روایات ما فرمودند اگر آدم اینجوری باشد، همیشه گناهش جلوی چشمش است. حالا دقیقش را یادم رفته. اینکه گناهش جلوی چشمش است، یعنی دارد از این گذشته گناه آلود خودش رنج میبرد. اگر آدم از گذشته گناه آلود خودش رنج ببرد، این توبه است. پس گذشته اش هم پاک می کند. آدمی که تقوا دارد یعنی مواظب رفتار و اعمال خودش است، این شرایط کنونی که او دارد گذشته اش را هم پاک می کند. نمی شود

@javdan



تعداد کل صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >