دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 27 مرداد 1395  12:10 PM

 

🌸🌼 روزی يكى از مقلدين آيت الله بروجردى که شخص بسيار ثروتمندى بود و وارث متدينى نداشت خدمت آقاى بروجردى می‏رسد و می‏گويد من اموال زيادى دارم كه دوست ندارم بعد از خودم به فرزندى كه مقيد به دين نيست برسد. 

🍃 می‏خواهم به شما واگذار كنم تا بعد از مرگ من در هر راهى كه صلاح دانستيد به مصرف برسد. اموال به مبلغ سه ميليون تومان در اختيار ايشان قرار می‏گيرد. 

🍃 بعد از فوت او جوانى خدمت آقاى بروجردى می‏رسد گويد من پسر همان آقايى هستم كه اموالش را در اختيار شما قرار داده است و الان فقير هستم. آقا می‏فرمايد پدرت گفته بود تو مقيد به دين و احكام نيستى آيا قول میدهى كه متدين شوى؟ 

🍃 می گويد چكار بايد بكنم؟ میفرمايد: بايد نماز بخوانى جوان قبول مى‏كند و آيت الله بروجردى تمام اموال را به او برمی‏گرداند. 

📚 اکبر دهقان ؛ هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان ؛ نکته ۶۹۷