دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 8 مرداد 1395  1:16 PM

برای قصه ای که ساختی پایان نیاوردی

سلام ای ابر نازا! پس چرا باران نیاوردی؟

به سویم آمدی آغوش وا کردم تو اما چه؟
سلامی را که دادی هم از عمقِ جان نیاوردی

برایم استکانی چای آوردی ولی با اخم
گمانم تلخ کامم خواستی قندان نیاوردی

من این سو کوفتم بر سینه ی دشمن! تو در آن سو
سپاهت را عقب راندی و در میدان نیاوردی

نمانده حجتی دیگر! نداری عشق را باور!
که صدها معجزه کردم ولی ایمان نیاوردی

محمد فرخ طلب فومنی 

 



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 8 مرداد 1395  1:06 PM

 

📌امام حسین(ع):

💠«انفاق و احسان کنيد، سوگند به خدايي که دانه را شکافت و انسان را آفريد، روزي فرا خواهد رسيد که ديگر براي انفاق يک درهم و يا يک دينار محلي پيدا نشود 
❣(اشاره به بي نيازي مردم در دوران حضرت صاحب الامر)».
📒عقد الدرر/ ص171



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 8 مرداد 1395  1:04 PM

 

✨امام حسن عسکری(ع):

🔷شیعیان ما در اندوهی دائم به سر می برند تا فرزندم که پیامبر(ص) نوید ظهورش را داده ظاهر شود.

📚بحارالأنوار ج 50ص317



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 8 مرداد 1395  4:21 AM

میتوانم رد پایت را بگیرم عشق من؟

در خیابان دستهایت را بگیرم عشق من؟

زیر باران میروی ...آدم هوایی میشود
میشود آب و‌هوایت را بگیرم عشق من؟

این مسیرو این خیابان این هوای بیکسیت
از تو باید انزوایت را بگیرم عشق من

خسته ای تا مرز مردن خود کشی ها میکنی
باید از قلبت هدایت را بگیرم عشق من

من فراموشت شدم حتما خدایی با تو هست
از تو میخواهم خدایت را بگیرم عشق من

چوب لای چرخ این احساس بیتابم نریز
عشق یعنی ادعایت را بگیرم عشق من

فیلم بازی میکنی و کارگردانم بیا
صد پلان از هر نمایت را بگیرم عشق من

گرم خواهد شد زمستانم اگر یک ثانیه
گرمی انگشت هایت را بگیرم عشق من

 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 7 مرداد 1395  5:09 PM

 

مدح و روضه ی امام صادق علیه السلام


بازامشب بوی مرگ وبوی  وباران میرسد
یک پیامی ازبقیع برجمع یاران میرسد

شهریثرب شهرتنهایی وشهربی دلیست
شهربی نام ونشان و شهرغمهای علیست

شهریثرب آسمانش بوی ماتم میدهد
بوی خاک مدفن گلهای خاتم میدهد

چه گلا نی که همه درزیرخاک پرپرشدند
دربقیع میهمان شهرحضرت مادر شدند

یک گلی مدفن بیادروی ماه نیلی است
حسن ابن الفاطمه  که آشنای سیلی ست

یک گلی مدفن بیاد سرخی دشت بلاست
آن علی ابن الحسین که آشنای کربلاست

یک گلی مدفن بیاد سرخی میخ دراست
صادق ابن الفاطمه که روضه خوان مادر
است

یک گلی مدفن بیادناله ها وگریه است
باقرابن الساجداست که یاوررقیه است

بازامشب ازبقیع اوای صادق میرسد
گوئیاکه ناله ای ازیک شقایق میرسد

بازخزانی حمله وربرساقه وبرگ میرسد
درب بیت الصادق  امشب قاصدمرگ میرسد

پیرمردی که زجور خصم دون خسته شده
بین کوچه با طنابی دست او بسته شده

پابرهنه پی مرکب می دویدوگریه کرد
یاد زهرای سه ساله یادی ازرقیه کرد

بی عمامه می کشیدندبین کوچه با طناب
آه واویلا    عزیز  فاطمه  بزم شراب

هیزم سوخته دراین وقت همدم ویارش شده
نیمه ی شب شعله ی آتش پرستارش شده

با هجوم وحشیانه خانه راآذرزدند
گوئیا باردگر  بر پهلوی  مادر زدند

رضااعظمی 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 6 مرداد 1395  11:36 PM

 

آیت الله جاودان (حفظه الله) :
يكي از بزرگان در عالم رويا آيت الله حق شناس (ره) را ملاقات كرده بودند و اينطور نقل می كردند كه آيت الله حق شناس (ره) از طرف اميرالمومنين (ع) مامور هستند كه در سخت ترین عقبات و گردنه های قیامت دوستان آن حضرت را از گرفتاری نجات بدهند؛ این حرف خیلی بزرگ است. 
جايگاه اين عالم بزرگوار در آن دنيا بسيار بسيار ممتاز است .



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 6 مرداد 1395  10:33 PM


رهبر انقلاب:

این روحانی پرهیزکار و پاک نهاد بخاطر تربیت جوانهای مؤمن و معرفت جوی در طول دهها سال، حق بزرگی بر گردن همه ی مشتاقان معارف اسلامی دارد و امید است برکات ناشی از نفس پاک و مؤثر ایشان همواره مستدام گردد. ۸۶/۵/۲ 
 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 6 مرداد 1395  8:38 PM

 

بسم الله
 استاد محمد علی جاودان :

📝 آدم اگر خودش دلسوز خودش نباشد، هیچ دلسوزی دیگری برای او اثر نخواهد داشت. در روایات متعدد آمده که شخص مومن نیازمند است به واعظ درونی. واعظ درونی نیرویی است که هیچ چیز خارجی نیاز ندارد. خودش، خودش را موعظه می‌کند و اگر نیرومند باشد خودش را رها نمی‌کند تا زمانی که از بدی دست بردارد. اگر انسان این حالت را نداشته باشد و دغدغه‌ای در وجودش نباشد، دلسوزی پدر و مادر و رفیق و ... به دردش نمی‌خورد. اگر انسان یک خطایی می‌کند و راحت است، یک مشکل اساسی دارد. اگر کسی ایمان داشته باشد در پس خطای خودش نمی‌تواند آرام باشد. چون چیزی در درونش او را آزار می‌دهد که همان واعظ درونی است. آدم اوایل جوانی و نوجوانی از چنین نیروی برخوردار است. اگر انسان مدام خطا کرد این نیرو ضعیف می‌شود و سپس از بین می‌رود. برای بدست آوردن این نیرو باید به طور جدی رفتارش را کنترل کند و رفتار و اعمالش را تصحیح نماید. در هر صورت آدم هوا و هوس دارد و این طبیعی است. حالا آیا نیروی مقابل وجود دارد یا خیر؟ اگر این نیرو وجود داشته باشد می‌تواند بایستد. روانشناسان اصطلاح وجدان اخلاقی را برای این نیرو یا همان واعظ درونی به کار می‌برند.



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 6 مرداد 1395  6:46 PM

 

با دل گفتم: چگونه ای؟ داد جواب

                                               من بر سر آتیش و تو سر بر سر آب

ناخورده ز وصل دوست یک جام شراب

                                               افتاده چنین که بینیم مست و خراب

 

سنایی



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 6 مرداد 1395  6:43 PM

 

تا هشیاری به طعم مستی نرسی

                                            تا تن ندهی به جان پرستی نرسی

تا در ره عشق دوست چون آتش و آب

                                           از خود نشوی نیست، به هستی نرسی...

 

سنایی



تعداد کل صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >