دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:20 AM

 

بسم الله
بیانات استاد جاودان

📝کسانی که آمدند و بر مسند پیامبر نشستند، چیزی از آنچه پیامبر آورده بود باقی نگذاشتند. تعبیر کردند که اسلام مثل دیگی می‌شود که سر و ته کردند. پیامبر هم فرمود از اسلام چیزی جز  اسمش باقی نمی‌ماند. حال وقتی اسلام به این وضع افتاده ائمه باید اسلام را زنده کنند. باید طوری شود که اگر 5 نفر بخواهند به دین واقعی برسند بتوانند. ائمه باید دین را در مقابل دشمن عظیمی که حاکم امپراطوری بزرگ عالم اسلام است، حفظ کنند و زنده نگه دارند. دشمن می‌خواهد همه چیز را از بین ببرد. حتی می‌خواستند قرآن را هم از بین ببرند اما نتوانستند. معاویه می‌خواست حتی یک نفر هم از بنی‌هاشم نماند و لذا امیر المؤمنین علیه‌السلام در صفین نهی فرمودند که بنی‌هاشم وارد جنگ شوند.
 



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:18 AM

 

بسم الله النور

بیانات استاد جاودان


 یک کسانی بهشت را همینجا تحصیل می‌کنند. بهای بهشت را باید پرداخت تا به آن رسید. بهای بهشت چیست؟ 

« إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموُا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ الا تَخافُوا وَ لا تَحزَنوُا وَ أَبْشِروُا بِالْجَنَّةِ الَّتى‏ كُنْتُمْ توعَدوُن‏» خدا و حرف‌ها و دستورات خدا را قبول دارد و بعد پای آن می‌ایستد. از روزی که فهمیده دروغ نگفته! اگر کمی حواسمان را جمع کنیم می‌شود دروغ نگفت. 

یکی از فنون شیطان این است که می‌ترساند. می‌ترساند که مگر می‌شود 40 سال دروغ نگفت؟ شاید کمی احساس سختی کنیم ولی می‌شود. بعد می‌فرماید تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ. در ذیل این فرمودند ملائکه در مرگ می‌آیند [یا] در برزخ می‌آیند. بسته به درجه‌ی استحکام استقامتشان فرشتگان می‌آیند. [بعد می‌فرماید] الّا تَخافُوا وَ لا تَحزَنوُا دیگر اندوهی نیست. ترسی نیست. هیچ خطری تو را تهدید نمی‌کند و در امان کامل هستی. در روایات آمده که این جملات را در زمان مرگ می‌گویند.

 



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:17 AM

ت

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات استاد جاودان

📌بالاترین لذایذ این دنیا لذات خیالی است و آن لذت ریاست است که 10 یا 20 سال معمولا طول می‌کشد. ساختمان لذایذ دنیا همین است و زودگذر است.

📌بلوغ اولیه چهارده پانزده سالگی است.18 سالگی بلوغ دوم است. بلوغ سوم 40 سالگی است.

📌طبق روایت شخص که دروغ می‌گوید بوی بدش تا 7 آسمان بالا می‌رود و بعد فرشتگان این بوی بد را استشمام می‌کنند و دروغ گوینده را لعنت می‌کنند.



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:14 AM

 

من با تو زندگی نکنم پیر می شوم
بی تو من از جوانی خود سیر می شوم

من در شعاع پرتو شمس الشموسی ات
بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم

آئینه کاری حرمت ذرّه پرور است
من در رواق چشم تو تکثیر می شوم

در صحن کهنه سوی تو کردم نماز را
اینجاست آنکه لایق تکفیر می شود

من در شمار سلسله ی راویان شدم
چون با حدیث سلسله زنجیر می شوم

من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند
دارم به پای خویش سرازیر می شوم

وقتی که آه می کشم از پرده ی نیاز
بی پرده با تو صاحب تصویر می شوم

بیچاره من که نیست قلمدانم از طلا
هرچند با نگاه تو اکسیر می شود

نقاره خانه ات ز کجا آب می خورد
کز بانگ آن چو سیل سرازیر می شوم

آن نامه ام که از سر تعجیل و اضطراب 
بر بال کفتران تو تحریر می شوم

این رنگ طوسی از دل سرخم نمی رود
گرچه دو رنگ، دور ز تزویر می شوم

برداشت سیل گریه بساط زیارتم
نم نم دوباره قابل تعمیر می شوم

حوض حیات تو بدهد مرده را حیات
من نیز با تو عیسیِ تأثیر می شوم

وقت ورود در حرم تو هوایی ام
وقت خروج تازه زمینگیر می شوم

بادا شلوغ، دور و برت کعبه ی عزیز
من حاجی توام که به تقصیر می شوم

یک روز اگر که زینت دیوار تو شدم
آئینه را گذاشته شمشیر می شوم

- محمد سهرابی



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:13 AM

 

نیست گاهی، هیچ راهی، جز به شاهی رو زدن
با غمی سنگین رسیدن پیش او زانو زدن

ظهرِ گرما، صحن سقاخانه می چسبد چقدر
ضامن آهو شنیدن، بعد از آن «یا هو» زدن

در شلوغی‌ها دو تا آرنج خوردن بی‌هوا
مست چون جامی، به دیگر جامها پهلو زدن

آری آداب خودش را دارد این جا عاشقی
جز بزرگان کس ندارد منصب جارو زدن

امتحانی کن، ببین اینجا چه حظی می‌دهد
یاعلی گفتن به وقت دست بر زانو زدن

شمع‌ها ! نجوای با خورشید می‌دانید چیست؟
اشک‌های بی‌صدا باریدن و سوسو زدن

هفت دوری نیست حج ما فقیران، این طواف
دور هشتم دارد و چرخی به دور او زدن

بیت هشتم هدیه‌ای از سوی قم آورده است
بوسه بر درگاه تو از جانب بانو زدن

بد کشیدم طرح خود را چیز دیگر شد، ببخش
دست و دل لرزیده وقت طرح این آهو زدن

قاسم صرافان



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:12 AM

 

همواره عشق بی خبر از راه می رسد
چونان مسافری که به ناگاه می رسد

وامی نهم به اشک وبه مژگان تدارکش
چون وقت آب وجاروی این راه می رسد

اینت زهی شکوه که نزدت سلام من
با موکب نسیم سحرگاه می رسد

با دیگران نمی نهدت دل،به دامنت
چندان که دست خواهش کوتاه می رسد

میلی کمین گرفته پلنگانه در دلم
تا آهوی تو،کی به کمین گاه می رسد

هنگام وصل ماست به باغ بزرگ شب
وقتی که سیب نقره ای ماه می رسد

شاعر!دلت به راه بیاویز و از غزل
طاقی بزن خجسته که دلخواه می رسد

- حسین منزوی



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:10 AM

 

ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم
هر صبح با حسین شما در تکلمیم

ما شیعه ولایت مولا، نسب نسب
سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم

گاهی میان خنده خورشید گریه ایم
گاهی میان گریه زهرا تبسمیم

همسایه حریم تو همسایه خداست
پس صد هزار شکر که همسایه قمیم

آن قدر عاشقان و بزرگان و عالمان
دلداده تواند که ما بین آن گمیم

ای دست گیر صبح قیامت سرم فدات
هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

بالاتر از پریدن پرهاست بام تو
ماها نمی رسیم به شان مقام تو

خم می شود تمامی دنیا برابرت
ای احترام آل عبا احترام تو

باید هزار بار نشست و بلند شد
وقتی که می رسند بزرگان به نام تو

این شان توست حرمت توست احترام توست
گوید اگر "فداک ابوک" امام تو

آباد گشت قلب زمین زیر پای تو
آباد گشت مسجد دین با کلام تو

یعنی تمام هستی دین مال فاطمه است
یعنی تمام ملک زمین مال فاطمه است

تو آمدی که رحمت دنیای ما شوی
منجی تا قیامت کبرای ما شوی

ما مرده ایم و تو نفست مرده زنده کن
پس واجب است این که مسیحای ما شوی

تو خانمی و جلوه بالای هر سری
اصلاً عجیب نیست که آقای ما شوی

تو آمدی که با برکات نسیمی ات
روزی یا امام رضاهای ما شوی

اصلاً قرار بود در ایران زمین ما
چون فاطمه بیایی و زهرای ما شوی

مهمان چند روزه ایران خوش آمدی
همشیره امام خراسان خوش آمدی

شهر تو آشیانه ی امن امام هاست
گلدسته ات مطاف شب و روز انبیاست

بانو قسم به پنجره های ضریح تو
این آستانه ای ست که باب الرضای ماست

روی در حریم تو این را نوشته اند
" اینجا حریم دختر پیغمبر خداست

این جا به احترام قدم نه، که از شرف
گیسوی حور و بال ملک فرش زیر پاست

این جا مس تو را به نگاهی طلا کنند
تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست"

اینجا مدینه دگر آل فاطمه است
اینجا دل شکسته به دنبال فاطمه است

- علی اکبر لطیفیان



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:08 AM

 

با همه بی سر و سامانیم
باز به دنبال پریشانیم

طاقت فرسودگیم هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنیم

ماهی بر گشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانیم

حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانیست که بارانیم

حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانیم

آمده ام تا تو نگاهم کنی
عاشق آن لحظه طوفانیم

- محمد علی بهمنی



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:07 AM

 

امام صادق علیه السلام:

عَلَى الْعَالِمِ إِذَا عَلَّمَ أَنْ لَا يُعَنِّفَ وَ إِذَا عُلِّمَ أَنْ لَا يَأْنَف‏.

بر عالم لازم است كه اگر به دیگران چیزی یاد می دهد درشتى نكند، و اگر دیگران چیزى به او آموختند عار نداشته باشد...!

- مجموعة ورام(تنبيه الخواطر) ج۱، ص۸۵



نويسنده :سامان
تاريخ: جمعه 22 مرداد 1395  11:03 AM

 

عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شاید و اما دارد

با نسیم سحری دشت پر از لاله شکفت
سر سربسته چرا اینهمه رسوا دارد

در خیال آمدی و آینه قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می‌گویند
قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سر انجام خوشی گردش دنیا دارد

عشق رازیست که تنها به خدا باید 
گفت چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

- فاضل نظری

 



تعداد کل صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >