دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: سه شنبه 6 بهمن 1394  8:51 PM


بسم الله الرحمن الرحیم

حجت الاسلام پناهیان :

جوان‌ها! خیلی‌ها بودند-یا بعضی‌ها بودند- که مثل من و شما خیلی ادعاها داشتند، ولی الآن امید اول صهیونیست‌ها هستند! اینها در دل خودشان چه چیزی پنهان کرده بودند که خدا بیرون کشید و بر تنشان کرد؟! در سِرّ خودتان هیچ چیزی از بدی پنهان نکنید. فلسفۀ مناجات‌ها و ضجه‌های نیمه‌شب-که مکمّل این شعارهای روز است- همین است که آدم از سِرّ خودش خبر ندارد، ندارد! «یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ»(طارق/9) قیامت است و «یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِر» دیگر در آستانۀ ظهور است.

چه کسانی سقوط می‌کنند؟ یک بیماری‌ای در دلش داشته، ولی آن‌را نگه‌ داشته و رهایش نکرده است. تا وقتی که جَوّ را می‌پسندیده، تا وقتی که می‌‌توانسته همراه جَوّ باشد، آمده، ولی از یک جای به بعد کم‌کم خودش را کنار می‌کشد.

البته بعضی‌ها خیلی نگاه عمیقی دارند و می‌بینند که او در این راه نمی‌ماند و بعدش هم می‌رود و نمی‌ماند. آنهایی هم که نگاه نافذی دارند به روی کسی نمی‌آورند، ممکن است یک نصیحتی به او بکنند، ولی معمولاً آن نصیحت هم فایده ندارد. مگر امیرالمؤمنین علی(ع) ابن ملجم را نصیحت نکرد؟ حتی به او فرمود! او گفت: اگر من می‌خواهم در آینده-قاتل شما باشم- من را بکش! آقا فرمود: حالا نمی‌خواهد من تو را بکشم، خودت را جمع کن، من هم بیشتر به تو محبت می‌کنم. او در سِرّ خودش چه چیزی پنهان کرده بود؟!

بعد امام صادق(ع) راز این کلام رسول خدا(ص) را توضیح می‌دهد و می‌فرماید: درست است که در سِرّ انسان پنهان شده ولی «الْإِنْسَانُ عَلَی نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ» آدم یک کمی دقت کند، خودش را می‌بیند، خودش را می‌بیند؛ ببین!

این سرائر و این سِرّ آدم‌ها چیست؟ خدا شاهد است؛ نه به نماز است، نه به تظاهر به علم و فهم است، حتی نه به تظاهر به انقلابی‌گری است، به هیچ چیزی نیست! من نمی‌دانم آن سِرّ چه خبر است!

هیچ‌‌کجا مثل‌ امر ولایت سِرّ آدم‌ها رو نمی‌شود!

-