دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: یک شنبه 25 بهمن 1394  6:05 PM

به بام آمدم و قرص ماه را دیدم
شکوه مسجد و میدان شاه را دیدم

به بام آمدم و چشم دوختم به غروب
به خون تپیده ترین بی گناه را دیدم

 به بام آمدم و در مسیر آمدنت
کبوتران سپید و سیاه را دیدم

تو خواب بودی و من پشت میله های قفس
ستاره های شب راه راه را دیدم

تو خواب بودی و من دست گرگ را خواندم
به بام آمدم و قعر چاه را دیدم

به می فروش بگو سی شب است منتظرم
بیا که گوشه ابروی ماه را دیدم !

سعید بیابانکی