دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  7:57 PM

مثل درخت تازه‌نشانده، جوان بمان
دور از هجوم و حمله باد خزان بمان

طبع بهاری تو، زمستان ندیده است
ای باغ پر شکوفه! همیشه جوان بمان

برگشته‌ای دوباره به پنجاه سالگی
هشتاد و چند سال دگر هم‌چنان بمان

پیری و از جوانی حافظ جوان‌تری
ای صائب زمانه! کلیم زمان! بمان

می‌خواهم از خدا که هزاران هزار سال
ای خضر شعر! زنده بمانی، بمان! بمان!

دریا که هیچگاه به پیری نمی‌رسد
پرجوش و پرخروش، کران تا کران بمان

از شاعر بزرگ پُر است آن جهان، بس است
ای شاعر بزرگ! تو در این جهان بمان

روی زمین فرشته شدن کار مشکلی‌ست
ای بهتر از ملائک هفت آسمان! بمان

اسفند دود می‌کندت عشق، هر سحر
از چشم‌زخم مدعیان در امان بمان

 مرتضی امیری اسفندقه