تاريخ: یک شنبه 20 تیر 1395 9:58 AM
ای صبح دمت گرم چقدر ناز و قشنگی
الحق که صفا بخش دل خسته ی تنگی
گر کینه ای از من به دل نازتو افتاد
این گونه مپندار بود لکه ی ننگی
با لطف الهی بنما روز خود آغاز
بنگر همه ی عمر چقدر شوخی و شنگی
بر دوش منه بار غم و رنج فراوان
گر مرد خردمندی و چالاک و زرنگی
خوش خلق و نکو باش تو با خلق خداوند
تا ننگرم آن روز به دعوایی و جنگی
یارب تو در این صبح دل افروز مدد کن
تا نرم بسازم به تبسم دل سنگی
هر روز که خواهی کنی آغاز خداداد
از جان بگو ای صبح دل افروز قشنگي
نظرات 0
