دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: سه شنبه 22 تیر 1395  3:59 PM

استاد جاودان :

اگر کسی بر خودش سلطنت یافت، بر عالم سلطنت خواهد یافت. در عالم بعد هم سلطنت خواهد یافت. اگر من بر خودم سلطنت یافتم، یعنی اختیار چشمم دست خودم بود، اگر اختیار چشمم دست خودم بود، اختیار زبانم دست خودم بود، اختیار گوشم دست خودم بود، اختیار غذایی که می خورم دست من بود. اگر آدم گرسنه باشد و یک غذای خوشمزه و خوشبو باشد. هیچ حرام هم نباشدها. چون ممکن است آدم حرام را کنترل بکند. حالا البته این خودش هم یک قدم اول است. اینکه من بر حرام سلطنت داشته باشم. نه اینکه حرام بر من سلطنت داشته باشد. این یک درجه است. من بر حرام سلطنت دارم. نه حرام بر من سلطنت داشته باشد. این یک درجه خیلی خوب است. حالا یک درجه بالاتر را می گوییم.  من سر افطار نشسته ام. یک روز هجده ساعته آب و غذا نخورده ام. حالا یک غذای خوشمزه ای هست. من چگونه غذا می خورم؟ ببینید چجوری غذا می خورم؟ یک غذای معمولی است. روز معمولی. صبح صبحانه خورده ام و حالا ظهر می خواهم ناهار بخورم. خیلی هم گرسنه ام نیست. روی عادت غذا می خورم. ببینید ما خیلی از اوقات روی عادت غذا می خوریم. گرسنه هم نیستیم. روی عادت غذا می خوریم. حالا گرسنه هم باشیم و از روی گرسنگی غذا بخوریم، آنجا هم حرف دارد. اما معمولا از روی عادت غذا می خوریم. اما حالا من گرسنه ام. هجده ساعت است. بفرمایید بیشتر از این. مثلا سحر هم بیدار نشده ام و بی سحری روزه گرفته ام. بیست و چهار ساعت می شود. از افطاری که امشب خوردم تا افطاری که فردا شب می خواهم بخورم و سحر هم بیدار نشده ام بیست و چهار ساعت گرسنگی و تشنگی داشتم. چگونه؟ چجور با ولع غذا می خورم؟ با ولع. گرسنگی کاملا بر من سلطنت دارد. مثلا می گوییم اصلا حرام هم نیست. غذای خودم است. خودم از راه حلال به دست آورده ام. این ولعی که من دارم، یعنی سلطنت گرسنگی و غذا بر من. گرسنگی بر من سلطنت می کند