دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: یک شنبه 27 تیر 1395  10:52 AM

 

در تلاشم نازنینم  ،  شاد و خندانت کنم
دردها داری به دل ، با مهر درمانت کنم

تا شود راحت خیالت، رفع گردد مشگلت
گر بخواهی حاضرم ، جان را به قربانت کنم

دست گرمت را فشارم جان فشانم دررهت
گوهر عشق و سعادت را ، به دامانت کنم

عهد کردم تا شود ، اقبال و بختت سربلند
هر چه دارم در کف اخلاص ، احسانت کنم

در غم و شادی شريک و محرم رازت شوم
در دلم منزل کنی، در سینه مهمانت کنم

شاهد خوشبختی ات باشم همیشه هر مکان
با صبوری چاره ای ، بر یاس و حرمانت کنم

با تو بستم عهد الفت، تا نفس دارم به تن
گر نیاز افتد خودم را ، وقف پيمانت کنم