حضرت امام علي بن محمد الهادي عليه السلام در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در "صريا "، منطقه اي واقع در 6 كيلومتري مدينه متولد شد. نام مبارك ايشان "علي"، كنيه اش "ابوالحسن" و القاب آن بزرگوار : نجيب، مرتضي، هادي، نقي، عالم، فقيه، امين، مؤتمن، طيب و عسكري مي باشد كه مشهورتر از همه "هادي" و "نقي" است.
پدر گرامي آن حضرت، امام جواد عليه السلام و مادر ايشان بانوي گرانقدر و با فضيلتي به نام "سمانه مغربيه" است. محمد بن فرج مي گويد:
"ابوجعفر ، محمد بن علي عليه السلام مرا خواست و فرمود: كارواني از را ه مي رسد كه برده فروشي در ميان آن است و كنيزاني همراه خود دارد. سپس هفتاد دينار به من داد و امر كرد با آن كنيزي را با
:: ادامه مطلب

حجتالاسلام پناهیان مطرح کرد
بیان واقعیتهای عالم در «زیارت جامعه کبیره»/ دلیل وقوع کرامات توسط امام هادی(ع)
حجتالاسلام پناهیان گفت: از صدر تا ذیل «زیارت جامعه کبیره» امام هادی(ع)، واقعیات بسیار مهم در عالم هستی است، یک زیبایی خاصی دارد، تولید چنین عباراتی هنر میخواهد که اولیای الهی این هنر را در اوج دارند.
حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان استاد حوزه و دانشگاه در جشن ولادت امام هادی(ع) که در حسینیه آیتالله حقشناس برگزار شد، با اشاره به مفهوم ولایت و ولایتمداری گفت: گاهی مفهوم ولایت به عنوان پدیده دینی یا به عنوان علاقه دینی و مذهبی برخورد میکنیم، همچنین گاهی با رویکردهای دیگر با مفهوم ولایت برخورد میکنیم، به حدی که موجب میشود نتوانیم مفهوم ولایت را با همه در میان بگذاریم.
وی افزود: میخواهیم از زاویه حقمداری به ولایتمداری برسیم، اینکه مهمتر از عاشورا و دیگر اعیاد اسلامی، عید غدیر است، اگر عید قربان را
:: ادامه مطلب
ماجرای عنایت امام نقی(ع) به یک ایرانی
نقش انگشتری نوه امام رضا(ع) چه بود
زمان امام هادی(ع) «قم» مهمترین مرکز تجمع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین(ع) وجود داشت. دو شهر آبه (ساوه) و کاشان هم تحت تأثیر تعلیمات شیعی قرار داشتند و از بینش شیعی مردم قم پیروی میکردند.
امام علی النقی(ع) ملقب به «هادی»، دهمین پیشوای شیعیان در 15 ذیالحجه سال 212 هجری دیده به جهان گشود، ایشان به همراه فرزند گرامیشان امام حسن عسکری(ع) به عسکرین شهرت دارند، زیرا خلفای عباسی این دو امام همام را به سامرا(عسکر، شهر نظامی) برده و تا آخر عمر با برکتشان آنها را تحت نظر قرار داند.
امام علی بن محمد(ع) به لقبهایی دیگری مانند نقی، عالم، فقیه و طیب شهرت داشتند و کنیه مبارکشان هم ابوالحسن ثالث است، نقش انگشتری امام هادی(ع) بنا به روایت ابن صباغ مالکی، «الله ربی و هو عصمتی من خلقه» بوده است، نوه امام رضا(ع) در سن هشت سالگی به امامت رسیدند و مدت زمان امامت ایشان 33 سال است که این دوران معاصر با روی کار آمدن شش خلیفه عباسی بوده است.
*شیعه در دوران امام علی النقی(ع)
علی اصغر رضوانی در کتاب شیعهشناسی و پاسخ به شبهات درباره موقعیت شیعه در دوران امامت امام هادی(ع) این گونه مینویسد: در
:: ادامه مطلب
امام هادی علیه السلام فرمودند:
إنَّ اللهَ إذَا اَرادَ بِعَبْدٍ خیراً، إذا عُوتِبَ قَبِلَ
هرگاه خداوند، خیر و خوبی بنده ای را بخواهد، او چنان می شود که اگر مورد عتاب و سرزنش قرار گرفت، می پذیرد.
تحف العقول، ص 481.
شرح حدیث:
- گاهی در گفتار و رفتار ما خطا وجود دارد.
- اگر بر خطای خویش اصرار بورزیم، هرگز اصلاح نمی شویم. اما اگر کسی خطا و عیب ما را به ما گفت و ما را بر کار ناپسندی ملامت کرد، بهتر است بپذیریم و عیب خویش را برطرف سازیم.
- از سخنان مشهور امام صادق علیه السلام آن است که فرمود: محبوب ترین دوستانم نزد من کسی است که عیبهای مرا به عنوان هدیه به من بگوید. (تحف العقول، ص 366)
- حالتِ نقذپذیری و قبول نصیحت، بسیار پسندیده است و از نشانه های تواضع است، زیرا افراد متکبّر حاضر نیستند از کسی نصیحت یا انتقادی بشنوند.
- در روایات، عنوانی وجود دارد به نام «قبول النُّصح»؛ یعنی پندپذیری، نقدپذیری، قبول نصیحت. این صفت ستایش شده است. مقدمه ی کمال انسان است و بدون آن خطاهای انسان برطرف نمی شود.
- مسؤولان هم باید با آغوش باز، از انتقادهای سازنده و دلسوزانه ی افراد استقبال کنند، تا بهتر بتوانند خدمت کنند.
- دشمن، یک خوبی دارد و آن این است که عیب های ما را بیان می کند. ما اگر زرنگ باشیم، از همین فرصت برای عیب زدایی و اصلاح خویش باید استفاده کنیم.
- دوستی که خطاهای ما را به ما یادآوری نکند و دلسوزانه تذکّر ندهد، حقّ دوستی را انجام نداده است.
از صحبت دوستی به رنجم
که اخلاق بَدَم، حَسَن نماید
کو دشمن شوخ چشم دانا؟
تا عیب مرا به من نماید
- پندپذیر باشیم، تا اخلاق و رفتارمان بهتر شود.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی
جواد محدثی
,شرح حدیث
,حدیث
,احادیث موضوعی شیعه
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,احادیث امام هادی علیه السلام
,انتقاد
,نقد پذیری
::
امام هادی علیه السلام فرمودند:
ایّاکَ و الحَسَدَ، فَإنَّهُ یَبِینُ فیکَ وَ لا یَعْمَلُ فی عَدُوِّکَ؛
از حسد بپرهیز، چرا که حسود بودن تو آشکار می شود، و در دشمنت هم تأثیری ندارد.
بحارالانوار، ج 75، ص 369.
شرح حدیث:
-
حسد، یکی از صفات ناپسند و ریشه ی بسیاری از دشمنیها، جبهه گیریها و غیبتهاست.
-
در هر کس باشد، هم خودش را از محبوبیت می اندازد، هم دیگران را به زحمت گرفتار می کند و هرگز روی آسایش نمی بیند.
-
این که گفته اند:« حسود، هرگز نیاسود»، ریشه در احادیث دارد و از سخنان حضرت امیر علیه السلام است که فرمود:« لا راحَةَ لِحسودٍ» «برای حسود، هرگز راحتی و آسایشی نیست. »(بحارالانوار، ج73، ص 252.)؛
-
به گفته ی سعدی:
توانم آن که نیازارم اندرون کسی حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است
-
حسد را هر چه پنهان کنند، سرانجام به نحوی آشکار می شود، زیرا حسود پیوسته در اندیشه ی آن است که به محسود ضربه بزند و او را از اعتبار و موقعیّت بیندازد؛ این است که به هر کاری دست می زند و این سبب می شود حسد را از گفتار و رفتار و نگاه و برخوردهایش بفهمند.
-
اما اغلب، این حسد مایه ی رنج درونی خود شخص می شود، بی آن که آسیبی به طرف مقابل بزند. به فرموده ی امام باقر علیه السلام:«حسد، ایمان را می خورد، همان طور که آتش، هیزم را می خورد و نابود می کند. »(اصول کافی، ج2، ص 306.)
-
اگر خواهان نعمتیم، از خدا بخواهیم به ما هم عطا کند، نه آن که آرزوی زوال نعمت دیگران را داشته باشیم.
کرم خدا بسیار است و خزانه ی عطایش بی پایان.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.
جواد محدثی
,حدیث
,شرح حدیث
,احادیث موضوعی شیعه
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,احادیث امام هادی علیه السلام
,حسادت
,حسود
,حسد
,حدیث درباره حسد
:: ادامه مطلب
امام هادی علیه السلام فرمودند:
اِلقَوا النِّعَمَ بِحُسنِ مُجاوَرَتِها، و التَمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشُّکرِ عَلَیها؛
با نعمتها، با همراهی مناسب برخورد کنید و با شکر نعمتها، آنها را افزایش دهید.
بحارالانوار، ج75، ص 370.
شرح حدیث:
-
توصیه ی امام هادی علیه السلام این است که برخورد و ملاقات ما با نعمتها همراه با «حسن مجاورت» باشد؛ یعنی همسایه ی خوبی برای نعمتها باشیم.
-
خوش همسایگی با نعمت، به معنای قدرشناسی و استفاده ی عقلانی و خداپسندانه از آنهاست.
-
برای توجه به نعمت سلامتی، باید دوران بیماری را یاد کرد.
-
ارزش نعمت جوانی را با توجه به ضعفها و نارساییهای دوران پیری می توان شناخت.
-
درک نعمت آسایش و امنیت را، نگاه به کشورهای آشوب زده و مناطق ناامن آسان تر می سازد.
-
در مرتبه ی بعد، پرهیز از استفاده ی نعمت در راه گناه است که امام علی علیه السلام به شدّت از آن نهی فرموده است. (نهج البلاغه، حکمت 330.)
-
هر که خواهان افزایش نعمت است، راهش شکرگزاری است و ناسپاسی سبب از دست دادن نعمت می شود.
-
این که بشریّت، امروز دچار غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، بخشی هم به دلیل قدرنشناسی از وجود حجتهای الهی و رهبران آسمانی است.
-
در عصر غیبت، جبران دسترسی نداشتن به ائمه علیهم السلام، بهره گیری از فقها و علماست که با مکتب و مرام معصومین علیهم السلام آشنا بوده و سخنان آن بزرگواران را ترویج می کنند.
-
حدّاقل، قدردان نعمت فقیهان باشیم.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.
جواد محدثی
,شرح حدیث
,احادیث موضوعی شیعه
,حدیث
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,احادیث امام هادی علیه السلام
,نعمت
,حدیث درباره نعمت
,تشکر از خدا
,حدیث درباره تشکر
,راه تشکر از خدا
::
امام هادی علیه السلام فرمودند:
اَلعُجبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ العِلمِ، داعٍ اِلَی الغَمطِ وَ الجَهْلِ؛
خودپسندی، مانع طلب دانش می شود و به حقارت و نادانی می کشد.
بحارالانوار، ج75، ص 369.
شرح حدیث:
-
به گفته ی علمای اخلاق، «عُجب» آن است که انسان در خودش کمالی را تصوّر کند و به خاطر آن، حالتِ خودپسندی و ابتهاج در او پیدا شود و در نتیجه، خود را بهتر از دیگران پندارد و در خویش، هیچ نقصان و عیبی نبیند و همه ی کارهایش را صحیح و بی عیب تصوّر کند.
-
روشن است که این حالت، مانع رشد اخلاقی و علمی و معنوی می شود و اگر امام هادی علیه السلام فرموده که عجب، انسان را از طلب دانش باز می دارد، به این سبب است که خیال می کند نقصی ندارد که در پی دانش بیشتر برود.
-
در زمینه های دیگر هم چنین است. امام علی علیه السلام فرموده است:«إنَّ الإعجابَ یَمْنَعُ الازدیاد»«خودپسندی، مانع افزودن کمالات می شود. »(نهج البلاغه، حکمت 167.)
-
همچنین، این صفت سبب می شود انسان مغرور و خودپسند، به دیگران به چشم حقارت نگاه کند و برای آنان ارزشی قایل نباشد و در نتیجه، خودش هم در نظر دیگران حقیر جلوه می کند.
-
گویند دو نفر وارد مسجد شدند. یکی عابد و دیگری فاسق. وقتی بیرون آمدند، آن عابد جهنمی بود و آن فاسق بهشتی. زیرا عابد، دچار عجب و خودپسندی شد و همه عبادتهایش هدر رفت، ولی آن فاسق، از گناهانش توبه کرد و پشیمان شد و مورد بخشایش الهی قرار گرفت.
-
این گونه است که عُجب، ثمره ی سالها عبادت و خدمت و احسان را بر باد می دهد. پس نباید خوبیها و نیکیهای خود را چندان بزرگ و مهم بشماریم و خود را باید با برتر از خودمان مقایسه کنیم تا دچار خودپسندی نشویم.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی
جواد محدثی
,احادیث امام هادی علیه السلام
,حدیث
,شرح حدیث
,احادیث موضوعی شیعه
,غرور
,خودپسندی
,حدیث درباره خودپسندی
::
امام هادی علیه السلام فرمودند:
اُذْکُر مَصرَعَکَ بَینَ یَدَیْ اَهلِکَ، لا طبیبَ یَمنَعُکَ وَ لا حَبیبَ یَنْفَعُکَ؛
به یاد آور آن گاه را که هنگام مرگ، در برابر بستگانت افتاده ای، نه طبیبی هست که مانع مردن تو شود، نه دوستی که بتواند سود بخشد.
اعلام الدین، ص 311.
شرح حدیث:
-
مرگ، یکی از اثرگذارترین پندها در زندگی است.
-
همه ی پیامبران در دعوت خویش، روی مسأله ی «مبدأ» و «معاد» و خدا و قیامت تکیه داشته اند و امتها را به روز واپسین یادآوری کرده اند.
-
مرگ، ورود انسان به مرحله ی آخرت است. پس از سالها توقف انسان در عالم برزخ، به امر خدا قیامت برپا می شود و به حساب بندگان رسیدگی می کنند و آنان یا راهی دوزخ می شوند، یا به بهشت می روند. از حقیقتی به نام مرگ نباید غافل بود و نباید غافلگیر شد.
-
وقتی اجل انسان فرا برسد، باید برود؛ پیر باشد یا جوان، سالم باشد یا بیمار، فقیر باشد یا ثروتمند. مشهور باشد یا گمنام، خوب باشد یا بد.
-
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
-
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس(حافظ.)
-
بسیار اتفاق می افتد که هنگام مرگ پدر یا مادر یا عزیز دیگر، فرزندان و بستگان دور بستر او جمع می شوند و شاهد آخرین لحظات و نفس کشیدنهای او هستند و از کسی هم کاری برنمی آید. نه از طبیب، نه از حبیب. این صحنه، بسیار تکان دهنده است.
-
برای همه هم دیر یا زود پیش خواهد آمد.
-
«از تیر اجل کسی نخواهد جان برد». لیکن مهم است که به کجا و به سوی چه سرنوشتی می رویم؟
-
این را عمل دنیوی ما رقم می زند. بهشت یا جهنم آن را با اعمال نیک و بدمان در دنیا می سازیم. آخرت، مرحله ی دیدن بازتاب و نتیجه ی عملکرد دنیوی ماست.
-
هرگز مباد که عمرمان چراگاه شیطان باشد!
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی
احادیث امام هادی علیه السلام
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,شرح حدیث
,حدیث
,احادیث موضوعی شیعه
,یاد مرگ
,جواد محدثی
,حدیث درباره یاد مرگ
,حدیث درباره مرگ
::
امام هادی علیه السلام در بالین بیماری که می گریست و از مردن می ترسید، فرمود:
یا عَبدَالله! تَخافُ مِنَالمَوتِ لاَنَّکَ لا تَعْرِفُهُ؛
ای بنده خدا! از آن جهت از مرگ می ترسی که آن را نمی شناسی.
معانی الاخبار، ص 290.
شرح حدیث:
ترس از مرگ، برای گنهکاران از آن جهت است که نسبت به کیفرهای الهی به خاطر نافرمانی هاشان می ترسند. در مقابل، بندگان فرمانبردار، ترس و نگرانی ندارند.
امام هادی علیه السلام در ادامه ی این حدیث، برای آن بیمار تمثیلی را بیان می کند که زیباست.
حضرت از او پرسید:
وقتی بدنت چرک و کثیف می شود و از چرک و آلودگی بسیار ناراحتی و در بدن، زخم و جراحت هم داری و می دانی که حمام رفتن و شستشوی آنها، همه ی این آلودگیها و چرکها را از بین می برد، دوست نداری به حمام بروی و خود را بشویی؟ یا این که می خواهی به همان حال در چرک و کثافت بمانی؟
گفت: ای پسر پیامبر، دوست دارم.
حضرت فرمود:
مرگ، مثل همان حمّام است و آخرین چیزی است که گناهانت را می شوید و تو را از بدیها و سیّئات، تمیز و پاک می کند. وقتی وارد آن شدی و از آن گذشتی، از هر غم و غصّه و رنجی نجات می یابی و به شادمانی و خرسندی می رسی.
آن مرد، آرام گرفت و تسلیم شد و نشاط یافت و چشمهایش را بست و جان داد. (معانی الاخبار، ص 290)
این دلپذیری و خوشایندی مرگ، برای بندگان خداست که عمری در طاعت و نیکی به سر برده اند و مرگ برای آنان، ورود به مرحله ی برخورداری از نعمتهای ابدی خدا برای صالحان است.
اهل تقوا، از مرگ نمی هراسند.
بنده ی خدا باشیم، تا مرگ، آغاز راحتی ما باشد.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی
جواد محدثی
,حدیث
,شرح حدیث
,احادیث موضوعی شیعه
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,ترس از مرگ
,احادیث امام هادی علیه السلام
,حدیث درباره مرگ
,ترس از مردن
:: ادامه مطلب
امام هادی علیه السلام به کسی که با مشکلات و زیانهایی رو به رو شده بود و به روزگار بد می گفت، فرمود:
ما ذَنْبُ الاَیّامِ حَتّی صِرْتُمْ تَتَشَأمُونَ بِها إذا جُوزیتُم بِاَعْمالِکُمْ فیِها؟
روزها چه گناهی دارند که وقتی به کیفر اعمالتان در روزگار می رسید، روزها را شوم می دانید؟
تحف العقول، ص 482.
شرح حدیث:
- «در دست روزگار، بود تازیانه ای.
- آری... ولی این تازیانه را ما به دست روزگار می دهیم و اگر بلایی بر سرمان می آید، نتیجه ی اعمال خودمان در زندگی است. دنیا، دنیای علل و اسباب است.
- هر کس بازتاب اعمال خویش را می بیند، یا در دنیا یا در آخرت.
- خداوند بارها در قرآن کریم، گرفتاریها، هلاکتها، و عذابهای مردم و اقوام را نتیجه عملکرد خود آنان معرفی کرده است (بِما کَسَبَتْ اَیدِی النّاس)(شوری:30؛ جاثیه:22؛ بقره: 286؛ آل عمران: 25 و... آیات فراوان دیگر.).
- این هشدار، به ما می آموزد که اگر فقر و فلاکت و عقب ماندگی و بدفرجامی داریم، آن را به گردن تقدیر نیندازیم و به روزگار و سپهر کج رفتار و چرخ غدّار نسبت ندهیم، بلکه ارتباط میان«عمل و جزا» و«کنش و واکنش» را از یاد نبریم.
- تمثیلی که مولانا بیان کرده و گفته است« این جهان کوه است و فعلِ ما ندا»، اشاره به همین حقیقت است که از بازتاب اعمال خود غافل نشویم. خوبیهای ما به خودمان باز می گردد و ذخیره ی آینده ی ما می شود. بدیهای ما نیز دامنگیرمان گشته، ما را به کام عذاب و مجازات می کشاند.
- اگر بدی کردیم و بدی دیدیم، از شومی عمل ماست که به خودمان برگشته است، نه از نحوست ایّام و شومی روزگار. این که شاعری می گوید:« روزم اگر سیاه است، تقصیر آفتاب است»(دیوان کلیم، ص 113.). از همان دید غلط سرچشمه می گیرد که امام هادی علیه السلام آن را رد کرده است.
- شومی را در عمل خویش بجوییم، نه در روزگار!
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.
جواد محدثی
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,شرح حدیث
,حدیث
,احادیث موضوعی شیعه
,احادیث امام هادی علیه السلام
,روزگار
,حدیث درباره فرجام
,فرجام بد
,فرجام نیک
::
امام هادی علیه السلام فرمودند:
اَلغِنی قِلَّةُ تَمَنّیکَ وَ الرِّضا بِما یَکفِیک؛
بی نیازی و ثروت آن است که آرزویت کم باشد و به آنچه برایت بس است راضی باشی.
بحارالانوار، ج75، ص 368.
شرح حدیث:
-
در مسابقه ای با موضوعِ «چه آرزو دارید؟»، کسی برنده شد که نوشته بود:«آرزو دارم هیچ آرزویی نداشته باشم. »
-
این، هم می تواند به معنای این باشد که همه ی آرزوها و خواسته هایم تأمین و برآورده شده است، هم به این معنا که آن قدر روح بلند و سرشار و غنی داشته باشم که احساس کمبود نکنم و آرزویی نداشته باشم.
-
انسان همیشه اسیر آرزوهای خویش است. خواسته های دل هم که بی پایان است و برخی دست نیافتنی است و تنها برای انسان غم و غصّه ی دست نیافتن به آمال و آرزوها بر جای می ماند و از رسیدن به نقطه های اوج در کمال و اخلاق، باز می ماند:
-
چون لاف به اندازه ی کافی زده ایم خود را به مسیر انحرافی زده ایم
-
ما را به حریم صالحان راهی نیست چون بر دل خود بار اضافی زده ایم(برگ و بار، ص 308)
-
کسی که اهل قناعت باشد و به اندازه ای که کفایت کند داشته و به آن راضی باشد و حرص و آز و طمع، او را اسیر نساخته باشد، زندگی آسوده و آرام تری خواهد داشت و این خود، یک نعمت است.
-
انسان حریص، همواره در رنج و عذاب است.
-
تنور شکم دم به دم تافتن مصیبت بود، روز نایافتن(گلستان سعدی، باب دوم.)
-
کسی که نه«دارد»، تا مورد تهدید قرار گیرد و نه «می خواهد» تا مورد تطمیع قرار گیرد، «آزاده» است.
-
غنا و توانگری، تنها به ثروت و دارایی نیست، قناعت و رضا، بالاترین سرمایه است.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی
جواد محدثی
,شرح حدیث
,احادیث امام هادی علیه السلام
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,احادیث موضوعی شیعه
,بی نیازی
,حدیث
,ثروتمند شدن
,ثروت
::
امام هادی علیه السلام فرمودند:
ألنّاسُ فِی الدُّنیا بِالأموالِ، وَ فِی الآخِرَةِ بِالأعمَالِ؛
جایگاه مردم در دنیا به «اموال» است و در آخرت به «اعمال».
اعلام الدین، ص 315.
شرح حدیث:
- ثروت مادی در دنیا، وسیله ی رسیدن به مقصودهای مختلف است و هر که ثروتمندتر باشد، به خواسته هایش بهتر و بیشتر می رسد. از این رو، در دنیا، مردم بر این اساس برای افراد، جایگاه و موقعیّت قرار می دهند. اما حساب آخرت با دنیا فرق دارد.
- آن جا، ارزش گذار انسانها خداست. داور و حاکم روز قیامت هم پروردگار است. معیار و میزان هم عمل افراد است.
- این معیارها را خداوند برای بندگانش بیان کرده است. یکی از آنها تقواست. در قرآن می خوانیم که «إنَّ اَکرَمَکُم عِندَاللهِ اَتقاکُم»؛ «گرامی ترین شما نزد خدا، باتقواترین شماست.»(حجرات،13) خود این آیه، رتبه و جایگاه اشخاص را در قیامت روشن می سازد.
- در جای دیگر فرموده است.«همه ی مردم در خسران و زیانند، مگر آنان که اهل ایمان و عمل صالحند و یکدیگر را به حق و صبر سفارش می کنند. »(عصر2و 3)
- این نیز، برندگان و صاحبان امتیاز را در آخرت روشن می سازد.
- خردمند کسی است که به پیروزی و سرافرازی و رتبه ی قیامت بیندیشد و برای کسب مدال در آن صحنه ی بی نظیر بکوشد، وگرنه مال و ثروت و مقام این دنیا هر قدر هم باشد، ناپایدار است و باید همه را گذاشت و رفت.
با علمت اگر عمل برابر گردد کام دو جهان تو را میسّر گردد
مغرور به این مشو که خواندی ورقی زان روز حذر کن که ورق برگردد(ناصح تبریزی)
- معیار ارزش نزد خدا و در آخرت را از یاد نبریم.
منبع: حکمت های نقوی(ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام هادی علیه السلام)، جواد محدثی.
جواد محدثی
,حکمت های نقوی جواد محدثی
,حدیث
,شرح حدیث
,حدیث درباره آخرت
,حدیث درباره دنیا
,احادیث امام هادی علیه السلام
,جایگاه مردم
::

1. هر كس از خدا فرمان ببرد، از او فرمان برند.
مَن أطاعَ اللّه َ يُطاعُ
(تحف العقول، ص 482)
******************
2. عاقّ [والدين]، نادارى در پى دارد و به خوارى مى كشاند.
العُقوقُ يُعقِبُ القِلَّةَ و يُؤدِّي إلَى الذِّلَّةِ
(بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 84)
******************
3. خشم بر كسى كه اختيارش به دست تو نيست، نشانه ناتوانى و بر آن كه اختيارش به دست تو است، مايه سرزنش است.
الغَضَبُ عَلى مَن لاتَملِكُ عَجزٌ و عَلى مَن تَملِكُ لَومٌ
(مستدرك الوسائل، ج 12، ص 11)
******************
4. هر كه بذر خوبى بكارد، شادمانى بدرود و هر كه تخم بدى بيفشاند، پشيمانى مى درود.
مَن يَزرَع خَيرا يَحصُد غِبطَةً و مَن يَزرَع شَرّا يَحصُد نَدامَةً
(بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 373)
******************
5. آن كه از خودش راضى شود، ناراضيان از او فراوان شوند.
مَن رَضِيَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ عَلَيهِ
(بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 316)
******************
6. امام هادى عليه السلام به مردى از اهالى رى كه به زيارت امام حسين عليه السلام رفته بود فرمودند : اگر قبر عبد العظيم را در شهر خود زيارت كنى ، چنان است كه گويى امام حسين عليه السلام را زيارت كرده اى.
أما إنَّكَ لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظيم عِندَكمُ لَكُنتَ كَمَن زارَ الحُسَينَ عليه السلام
(كامل الزيارات ، ص 324)
******************
7. اى آن كه درماندگان او را مى خوانند و اجابتشان مى كند، بيم ناكان به او پناه مى برند و امانشان مى دهد، مطيعان او را عبادت مى كنند و سپاسشان مى گويد و شاكران او را سپاس مى گويند و پاداششان مى دهد.
يا مَن دَعاهُ المُضطَرّونَ فَأجابَهُم و لَجَأ إلَيهِ الخائفُونَ فَآمَنَهُم و عَبَدَهُ الطّائِعونَ فَشَكَرَهُم و حَمِدَهُ الشّاكِرُونَ فَأثابَهُم
(بحار الأنوار ، ج 85 ، ص 227)
******************
8. هر كس نهايت دوستى و رأى [نيكش] را به تو عرضه كرد، تو نيز نهايت فرمانبرى ات را به او ابراز كن.
مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ و رَأيَهُ فَاجمَعْ لَهُ طاعَتَكَ
(تحف العقول ، ص 483)
******************
9. حسرت كوتاهى كردن را با پيشه كردن دور انديشى، ياد كن.
اُذكُر حَسَراتِ التَّفريطِ بِأخذ تَقديمِ الحَزمِ
(بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 370)
******************
10. كسى كه از خدا اطاعت مى كند، از خشم مردم باكى ندارد.
مَن أَطاعَ اللّه َ لَم يُبالِ سَخَطَ المَخلُوقِينَ
(بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 182)
******************
11. توانگرى، كمىِ آرزو و رضايت به چيزى است كه تو را بسنده است.
الغِنى قِلَّةُ تَمَنّيكَ وَ الرِّضا بِما يَكفيكَ
(بحار الأنوار ، ج 75، ص 109)
******************
12. از شرّ كسى كه خودش را سبك شمارد ايمن مباش.
مَن هانَت عَلَيهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ
(تحف العقول ، ص 483)
******************
13. از كسى كه رابطه ات را با او گسسته اى صميميّت مخواه و از كسى كه به او وفا نكرده اى، وفا طلب مكن.
لاتَطلُب الصَّفا مِمَّن كَدرتَ عَلَيهِ و لاَ الوَفاءَ لِمَن غَدَرتَ بِهِ
(بحار الأنوار، ج 78، ص 37)
******************
14. هرگاه به برادرت اعتماد كردى، به جاى مدح و ثنا [در ظاهر] نيّتت را [در باطن] نيكو كن.
إذا حَلَلتَ مِن أخيكَ في مَحَلِّ الثِّقَةِ فَاعدِلْ عَنِ المَلَقِ إلى حُسنِ النِّيَّةِ
(بحار الأنوار، ج 78، ص 369)
******************
15. خودپسندى، آدمى را از دانش جويى باز مى دارد و به ناسپاسى وانكار حق مى خواند.
العُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ، داعٍ إلَى الغَمطِ والجَهلِ
(بحار الأنوار، ج 72، ص 199)
******************
16. ريشخند كردن، شوخى كم خردان و كردار نادانان است.
الهَزءُ فُكاهَةٌ السُّفَهاءِ و صِناعَةُ الجُهّالِ
(بحار الأنوار، ج 75، ص 147)
::
ایجاد ارتباط عاشقانه با معبود و معشوق ازلی و عبادت فراوان،از ویژگی های برجسته امام هادی علیه السلام بود. در این باره نوشته اند:
- همواره ملازم مسجد بود و میلی نیز به دنیا نداشت
- عبادتگری فقیه بود
- شب ها را در عبادت به صبح می رساند بی انکه لحظه ای روی از قبله برگرداند.
- با پشمینه ای بر تن و سجاده ای از حصیر زیر پا به نماز می ایستاد
- شوق به عبادتش به شب تمام نمی شد.
- کمی می خوابید و دوباره برمیخواست و مشغول عبادت می شد
- آرام زیر لب قرآن را زمزمه می کرد و با صوتی محزون آیاتش را می خواند و اشک می ریخت هر که صدای مناجات او را می شنید می گریست
- گاه بر روی ریگ ها و خاک ها می نشست
- نیمه شب ها را مشغول استغفار می شد و شب ها را به شب زنده داری می گذراند.
شبانگاه به سجده و رکوع می افتاد و با صدایی محزون و غمگین می گفت:
«خداوندا !این گناهکار پیش تو آمده و این نیازمند به تو روی آورده ،خدایا،رنج او را در این راه بی پاداش مگذار،بر او رحمت آور و او را ببخش و از لغزش هایش در گذر».(1)(2)
(1)ائمتنا،ص217و257.
(2)ابوالفضل هادی منش،مشکات هدایت،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما:سروش مهرف1383،ص17
::
گفتار امام شیرین و سرزنش ایشان تکان دهنده بود. آموزگارش در کودکی شیفته سخنوری او شده بود. آن گاه که لب به سخن می گشود روح شنونده اش را تازگی می بخشید و چون او را عتاب می کرد کلامش چون شمشیری آتشین از جمله های نغز، پیکره دشمنش را شرحه شرحه می کرد.
مسعودی در مروج الذهب می نویسد روزی متوکل عباسی مجلس شرابی بر پا کرد و امر کرد امام هادی علیه السلام را در آن مجلس احضار نمایند چون آن حضرت وارد مجلس کردند متوکل از حضرت احترام نمود و نزد خود آن جناب را جای داد و جام شرابی که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد.
حضرت فرمود به خدا قسم شارب داخل خون و گوشت من نشده و هرگز نخواهد شد و مرا باید از این عمل معاف داری
متوکل گفت : تو را معاف می کنم به شرط اینکه قدری برای من خوانندگی کنی.
حضرت فرمود: من چندان شعر در نظر ندارم. متوکل گفت من شما را از خواندن شعر معاف نخواهم کرد و انتظار داشت حضرت اشعار مهیج و طرب و فکاهیان مناسب با مجلس شراب بخواند.
اشعار امام هادی علیه السلام در مجلس متوکل:
امام هادی دید کسی مثل متوکل که از جهت جوانی و ریاست و شراب است نمی شود هشیار نمود مگر آنکه او را متوجه به مرگ کند که روزی گریبان او را خواهد گرفت و مرگ بزرگترین چیزی است که زانوی انسان را سست می کند و باد غرور و غفلت را از او بیرون می کند لذا حضرت اشعاری خواندند به این مضمون:
-
بر بلندای کوهسار شب را به صبح آوردند، در حالی که مردان نیرومند از آنان نگهبانی می کردند، ولی کوه های بلند هم به آنان کمکی نکرد.
-
سرانجام پس از دوران شکوه و عزت از جایگاه های خویش به زیر کشیده شده و در گودال های قبر افتادند و در چه جای بد و ناپسندی منزل گرفتند.
-
پس از آنکه به خاک سپرده شدند و فریادگری فریاد برآورد: کجاست آن دستبندها، تاج ها، و زیورآلات و آن لباس های فاخرتان
-
کجاست آن چهره های ناز پرورده و پرده نشینان
-
قبرهاشان به جای آن نهاد در می دهد: بر آن چهره های ناز پرورده اکنون کرم ها می خزند.
-
چه بسیار خوردند و آشامیدند ولی اکنون پس از آن همه شکم پارگی، خود، خوراک کرم ها می شوند.
عکس العمل متوکل:
مستی از سر متوکل پرید. جام شراب از دستش به زمین افتاد. تلو تلو خوران از ترس فریاد می کشید. و متوکل، سخت حیران و وحشت زده، آن قدر گریست که ریشش خیس شد و دستور داد بزم بر هم خورده را برچینند.(1)و (2)
(1)ابن جوزی،تذکره الخواص،تهران،متبه النینوی الحدیثه، 361 ،بحار الانوار ،ج50،ص211
(2)ابوالفضل هادی منش،مشکات هدایت،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما:سروش مهر،1383،ص22و23
::
صقر بن ابى دلف گفت هنگامى كه متوكل عباسى آقا امام على النقى (عليه السلام) را زندانى كرد من نگران شدم، رفتم تا خبرى از حال آنجناب بگيرم. رزاقى كه زندانبان متوكل بود همين كه چشمش به من افتاد اشاره كرد پيش او بروم. رفتم، گفت حالت چطور است. جواب دادم خوب. گفت بنشين. از اين پيش آمد متوحش شدم با خود گفتم اگر اين مرد بفهمد منظورم از آمدن به اينجا چيست چه خواهد لذا به او گفتم راه را اشتباه نموده ام.
وقتى مردم از گردش پراكنده شدند، پرسيد براى چه آمده اى؟ گفتم مايل بودم خبرى بگيرم. گفت شايد آمده اى از آقايت خبرى گيرى كنى؟
يا تعجب سوال كردم آقايم كيست؟! آقاى من امير المؤ منين است ((اشاره به متوكل)). گفت ساكت باش آقاى حقيقى تو همان آقاى تو است از من مترس با تو هم مذهب هستم. گفتم الحمد لله پرسيد ميل دارى آقايت را ملاقات كنى؟ جواب دادم آرى. گفت بنشين تا متصدى اخبار و نامه ها از خدمتش خارج شود.
همين كه آن مرد بيرون شد. به غلامى گفت دست صقر را بگير ببر در همان اطاقى كه آن مرد علوى زندانى است آندو را با يكديگر تنها بگذار. مرا نزديك اطاقى برد، اشاره كرد همين جا است داخل شو. وارد شدم. ديدم امام (عليه السلام) بر روى حصيرى نشسته در جلوش قبرى كنده اند، سلام كردم. دستور داد بنشينم . آنگاه پرسيد براى چه آمدى؟! عرض كردم آمدم از شما خبر بگيرم. در اين خلال باز چشمم به قبر افتاد، گريه ام گرفت. آنجناب متوجه شده فرمود صقر ناراحت نباش اينها نمى توانند مرا آزارى برسانندخدايا سپاسگزارى كردم .
عرض كردم آقاى من ، حديثى از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل شده معنى آنرا نمى فهمم. پرسيد كدام حديث گفتم اين فرمايش پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) (( لاتعادو الايام فتعاديكم)) روزها را دشمن نداريد كه با شما دشمنى مى ورزند.
فرمود:
ايام ، ما خانواده هستيم تا آسمانها و زمين پايدار باشد شنبه اسم پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) است يكشنبه امير المؤ منين (عليه السلام) دوشنبه امام حسن و امام حسين (عليهم السلام) سه شنبه على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد (عليهم السلام) است چهارشنبه موسى بن جعفر و محمد بن على و من هستم پنج شنبه امام حسن عسكرى و جمعه پسر پسرم (حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه) بسوى او اجتماع مى كنند. جمعيت حق اوست كه زمين را پر از عدل و داد مى كند همانطور كه از ظلم و جور پر شده . اين است معنى ايام ، مبادا با آنها در دنيا دشمنى كنيد كه آنها نيز در آخرت با شما دشمنى خواهند كرد.
آنگاه فرمود وداع كن و خارج شو كه بر تو اطمينانى ندارم.(1)
1- معانى الاخبار، ص 123.
منبع: آگاه شویم،حسن امیدوار،جلد اول.
داستانهای آموزنده
,داستانهای آموزنده امام هادی علیه السلام
,آگاه شویم
,روزگار
,حدیث درباره روزگار
::
از دیگر ویژگی های برجسته اخلاقی امام هادی علیه السلام ساده زیستی و دوری از دنیاطلبی بود. در این زمینه نیز امده است:
-
از دنیا چیزی در بساط زندگی نداشت.
-
بنده ای وارسته از دنیا بود
در ان شبی که به خانه اش هجوم آوردند:
او را تنها یافتند با پشیمنه ای که همیشه بر تن داشت
و خانه ای که در آن هیچ اسباب و اثاثیه چشمگیری دیده نمی شد
کف خانه اش خاک پوش بود
و بر سجاده حصیری خود نشسته،کلاهی پشمین بر سر گذاشته و با پروردگاری مشغول نیایش بود.(1)(2)
پی نوشت:
(1)ائمتنا،ج2،ص217،اصول کافی ،ج1،ص502،بحارالانوار،ج50،ص211.
(2)ابوالفضل هادی منش،مشکات هدایت،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما:سروش مهر،1383،ص18
شهادت امام هادی علیه السلام
,فضایل امام هادی علیه السلام
,ساده زیستی
,ساده زیستی امام هادی علیه السلام
::

اگر بخواهیم، اینها برای ماست!
صالح بن سعيد روايت می كند كه: متوكل به دنبال امام هادى (عليه السّلام) فرستاد تا او را به سامرّا بياورند. وقتى كه حضرت به آنجا رسيد، متوكل دستور داد تا به آن حضرت، اجازه ورود به كاخش را ندهند و در كاروانسراى فقرا ساكن نمايند! من به خدمتش رسيدم و گفتم: در تمام امور می خواهند نور شما را خاموش كنند و شما را كوچك کنند. شما را در اين كاروانسرا جاى دادند! حضرت فرمود: اى پسر سعيد! تو اينجايى؟ آنگاه با دستش اشاره كرد. باغهايى را ديدم كه در آن نهرهايى جارى است و حوريان و جوانان در گردش اند. چشمم حيران ماند و شگفتی ام زياد شد.
حضرت فرمود: اگر بخواهيم، اينها براى ماست.
مکالمه امام به زبانهای مختلف
,علم امام
,کرامت امام
,زبان هندی
,ثروتمند شدن
,فقر
,سامرا
,متوکل عباسی
,پشت پازدن به دنیا
,امام هادی علیه السلام
::
فراگيرى زبانهاى مختلف از ابو هاشم نقل شده است كه گفت: خدمت امام هادى (عليه السّلام) رسيدم و او به زبان هندى با من سخن گفت كه خوب نتوانستم به او پاسخ بگويم و مقابلش سطلى پر از سنگريزه بود. يك سنگريزه برداشت و آن را در دهانش گذاشت و مدتى آن را مكيد و بعد به طرف من انداخت. من نيز آن را در دهانم گذاشتم. به خدا سوگند! هنوز از جاى خويش برنخاسته بودم كه به 73 زبان كه نخستين آن، زبان هندى بود، سخن گفتم.
منبع
جلوه هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، قطب راوندى، مترجم غلام حسن محرم، جامعه مدرسين،1378
تنظیم: منیره ملکوتی خواه
مکالمه امام به زبانهای مختلف
,علم امام
,کرامت امام
,زبان هندی
,ثروتمند شدن
,فقر
,سامرا
,متوکل عباسی
,پشت پازدن به دنیا
,امام هادی علیه السلام
::
بخشندگی با خون و گوشت اهل البیت علیهم السلام آمیخته بود.آنان همواره با بخشش های خود،دیگران را به شگفتی وا می داشتند .گاه آن قدر می بخشیدند که رفتارشان معجزه به شمار می امد تا آنجا که در این مقام در توصیف حضرت هادی علیه السلام می گفتند:«انفاق امام هادی علیه السلام به قدری بود که جز پادشاهان کسی توانایی انجام آن را نداشت و مقدار بخشش های ایشان تا آن زمان از کسی دیده نشده بود و در جغرافیای اندیشه ها نمی گنجید»(1)
بخشش در روز عرفه
ماه ذی الحجه روز عرفه بود.اسحاق جلاب می گوید:«برای ابوالحسن گوسفندان بسیاری خریدم .سپس مرا خواست و از منزلش مرا به جایی برد که بلد نبودم و فرمود تا تمامی این گوسفندان را میان مردم و بستگان خود تقسیم کرد و مردم را برای قربانی در روز عید قربان و تجلیل و احترام به شعائر مذهبی در عید قربان آماده نمود(2)
بی آنکه دیگران متوجه شوند آنان را از نسیم بخشندگی خود می نواخت و مورد تفقد قرار می داد .گوسفندانی را می خرید با دست خود ذبح و بین نیازمندان توزیع می کرد(3)
ارشاد و راهنمایی در سایه کمک مالی :
گاه نیز در حد توان خود و به همان اندازه ای که شخص درخواست کرده بود،به آنان بخشش می کرد. ابوهاشم جعفری می گوید: «در تنگنای مالی بسیار گرفتار آمده بودم تا آنجا که تصمیم گرفتم برای درخواست کمک نزد امام هادی علیه السلام بروم . هنگامی که خدمت امام رسیدم،پیش از انکه سخنی بگویم،فرمود: ای اباهاشم!
کدام یک از نعمتهای خدا را می خواهی شکر کنی،
-
ایمانی که به تو داده که به وسیله آن بدن خود را از آتش دوزخ دور سازی
-
و یا سلامتی و عافیتی که به تو ارزانی داشته که از آن در راه عبادت و بندگی خدا بهره بری،
-
یا از آن قناعتی که به شما هدیه کرده تا در پی آن،از درخواست مردم بی نیازتان کند؟
ای اباهاشم!علت آنکه سخن آغاز کردم ،آن است که گمان کردم می خواهی از برخی مشکلات خود شکایت کنی. دستور داده ام دویست دینار طلا به شما بدهند که با آن مشقت برا برطرف سازی. آن را بگیر و به همان مقدار بسنده کن(4)
بخشش بی انتها:
سه نفر از اصحاب حضرت امام هادی علیه السلام بر امام علیه السلام وارد شدند:1-ابوعمر عثمان بن سعید عمروی که یکی از نواب اربعه و سفرای جلیل القدر بود.2- احمد بن اسحاق اشعری،3- علی بن جعفر همدانی.انگاه احمد از قرض خود شکایت کرد سپس حضرت به عثمان فرمود سی هزار اشرفی به احمد بهد و سی هزار اشرفی به عبی بن جعفر بدهد و سی هزار اشرفی هم خودش بردارد که تاکنون برای هیچ قدرتمند مبسوط الیدی چنین انفاق و بخششی نیفتاده که در یک مجلس سه نفر اینگونه بخشش نماید جز والیان امراء هستی که حکومتشان تمام نمی شود و قدرتشان در دنیا و آخرت جاوید است.(6)
پی نوشت ها:
(1)مناقب آل ابی طالب،ج4،ص409
(2)اصول کافی،ج1،ص498.ترجمه ارشاد:ج2،ص،289،داستانهای شنیدین،ص181.
قاسم میر خلف زاده،داستانهایی از امام هادی و امام عسگری علیهما السلام،قم:روحانی،1380،ص36.
(3)سید محسن امین،اعیان الشیعه،بیروت،دارالتعارف للمطبوعات،بی تا،ج2،ص37.
(4)بحارالانوار،ج50،ص129
(5)ابوالفضل هادی منش،مشکات هدایت،مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما:سروش مهرف1383،ص24و25.
(6)قاسم میر خلف زاده،داستانهایی از امام هادی و امام عسگری علیهما السلام،قم:روحانی،1380،ص92.
شهادت امام هادی علیه السلام
,فضایل امام هادی علیه السلام
,بخشش
,بخشش امام هادی علیه السلام
,سخاوت
::
غنى شدن ابوهاشم به وسیلۀ کرامت امام على النقى (ع)
يحيى بن زكريّاى خزاعى از ابو هاشم نقل می كند كه با امام هادى (عليه السّلام) به پشت سامرّا رفتيم تا كسانى را كه می آيند، ببينيم. ولى آنان دير آمدند، پارچه زير زين را براى امام پهن كردند تا روى آن نشست. من هم از چهار پايم پياده شدم و او با من سخن می گفت و من از تنگ دستى و فقرم ناليدم.
پس حضرت دستش را دراز كرد و مشتی شن برداشت و فرمود: اى ابو هاشم! با اين به زندگى خودت وسعت بده و آنچه ديدى پوشيده دار.
پس آنها را گرفتم و پوشاندم تا اينكه برگشتيم و نگاه كردم و ديدم مانند طلاى قرمز، می درخشد آنگاه زرگرى را به خانه خويش دعوت كردم تا عيار آنها را تعيين كند.
او گفت: طلايى به خوبى آن نديده ام در حالى كه مانند سنگريزه است، اينها را از كجا آورده اى؟
گفتم: از قديم در خانه ما بوده است.
منبع
جلوه هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، قطب راوندى، مترجم غلام حسن محرم، جامعه مدرسين،1378
تنظیم: منیره ملکوتی خواه
مکالمه امام به زبانهای مختلف
,علم امام
,کرامت امام
,زبان هندی
,ثروتمند شدن
,فقر
,سامرا
,متوکل عباسی
,پشت پازدن به دنیا
,امام هادی علیه السلام
::

کتاب " چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی علیه السلام "نوشته عبدالله صالحی توسط انتشارات مهدی یار به چاپ رسیده است.
از جمله سرفصل های این کتاب الکترونیک می توان به عناوین :خلاصه حالات دوازدهمین معصوم ، دهمین اختر امامت؛ مدح در طلعت نور دهمین اختر امامت؛ طلعت نور بین مکّه و مدینه؛ فراهم شدن آب برای نماز؛ آگاهی از درون اشخاص؛ خبر از دگرگونی رؤ سای حکومت؛ نان در سفره و بلعیدن جادوگر؛ پیدایش دو درخت بزرگ؛ نمایش لشکر امام در مقابل خلیفه؛ دریافت اموال در موقع مناسب؛ پیش گوئی از مرگ فرمانده گارد؛ درمان مریض و مسلمان شدن پزشک نصرانی؛ اهمیّت عقیق و فیروزه در نجات از درندگان؛ تبلیغ دین و زنده کردن پنجاه غلام؛ جزای خیانت احسان !؛ هدایت شخص منحرف ؛ و مریض؛ استجابت بعد از سه روز؛ ریگ بیابان یا طلای سرخ؛ تقسیم گوسفند و طیّالارض؛ خداوند بهترین یار و نگهبان؛ شفای خلیفه با دعای امام؛ تعیین و خریداری همسر در بغداد؛ خبر از مرگ دشمن و اختصاص ایّام؛ دو جریان تکان دهنده دیگر؛ پوشش و پیش بینی باران؛ پیامبران ، و منصب امامت؛ دعای امام در حقّ اصفهانی؛ بالا رفتن پرده با قدوم مبارک امام علیه السلام؛ شانس در شکستگی نگین انگشتر؛ وضعیّت وجوهات و اموال ارسالی از قم؛ هیچ زمینی خالی از قبر نیست؛ الاغ نصرانی و شیعه شدن پسرش؛ تصرّف و اظهار مافوق بشر؛ وساطت غیرمستقیم در رفع مشکل؛ پیدایش آب و نجات همراهان؛ پیش بینی مهمّ در آزادی از زندان؛ هدایت گمراه با سخنی کوتاه؛ تواضع ، نشانه عظمت و حقانیّت؛ آشنائی به زبان ها و تعلیم به دیگران؛ مرگ خلیفه ظالم بعد از سه روز؛ توکّل بر خداوند و نجات از مرگ؛ تسلیم ودیعه های امامت به وصیّ خود؛ در رثای دهمین ستاره فروزنده؛ پنج درس ارزشمند و آموزنده؛ منقبت دهمین ستاره هدایت؛ چهل حدیث گهربار منتخب اشاره کرد.
::
سرگذشتى، با امام هادى عليه السّلام دارم كه موجب شيعه شدن من شده است، و آن اينكه: من فقير بودم، ولى در سخن گفتن و جرئت، قوى بودم، در آن سالى كه جمعى از مردم اصفهان براى دادخواهى نزد متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) عازم شهر سامرّاء شدند، و مرا با خود بردند، سرانجام به در خانه متوكّل رسيديم، روزى در كنار در قلعه متوكّل بوديم، ناگاه شنيدم متوكّل فرمان احضار امام هادى عليه السّلام را داده است، از بعضى از حاضران پرسيدم: «اين شخصى را كه متوكّل، فرمان احضارش را داده كيست؟».او گفت: «اين شخص، مردى از آل على عليه السّلام است، رافضيان به امامت او اعتقاد دارند، سپس گفت: «ممكن است متوكّل او را احضار كرده تا بكشد».من تصميم گرفتم در آنجا بمانم تا ببينم كار به كجا می کشد، و اين (امام هادى عليه السّلام) كيست؟ ناگاه ديدم امام هادى عليه السّلام سوار بر اسب وارد شد، همه حاضران به احترام او، در جانب راست و چپ او به راه افتادند و آن حضرت در ميان دو صف قرار گرفت، و مردم به تماشاى سيماى او پرداختند، همين كه چشمم به چهره او افتاد، محبّتش در قلبم جاى گرفت، پيش خود دعا مى كردم تا خداوند وجود او را از گزند متوكّل حفظ كند، او كم كم در ميان مردم آمد، در حالى كه به يال اسبش نگاه مى كرد، و به طرف راست و چپ نمى نگريست، و من همچنان پيش خود دعا مى كردم، وقتى كه آن بزرگوار به مقابل من رسيد به من رو كرد و فرمود: «خداوند دعاى تو را به استجابت رسانيد، بدان كه عمر تو طولانى می شود و اموال و فرزندانت زياد می گردند».از هيبت و شكوه او، لرزه بر اندام شدم و با اين حال به ميان دوستانم رفتم، آنها گفتند: «چه شده، چرا مضطرب هستى؟». گفتم: خير است، و ماجراى خود را به هيچ كس نگفتم، تا به اصفهان بازگشتيم، خداوند در پرتو دعاى آن حضرت، به قدرى ثروت به من داد كه اكنون قيمت اموالى كه در خانه دارم- غير از اموالم در بيرون خانه- معادل هزار هزار درهم است، و داراى ده فرزند شده ام، و اكنون عمرم به هفتاد و چند سال رسيده است، من به امامت او اعتقاد يافتم به دليل آنكه او بر افكار پنهان خاطرم، آگاهى داشت، و دعايش در مورد من به استجابت رسيد.
منبع: نگاهی بر زندگی چهارده معصوم, شیخ عباس قمی , ص433
هیبت امام هادی علیه السلام
,هیبت ائمه علیهم السلام
,داستان درباره امام هادی علیه السلام
::
سرگذشتى، با امام هادى عليه السّلام دارم كه موجب شيعه شدن من شده است، و آن اينكه: من فقير بودم، ولى در سخن گفتن و جرئت، قوى بودم، در آن سالى كه جمعى از مردم اصفهان براى دادخواهى نزد متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) عازم شهر سامرّاء شدند، و مرا با خود بردند، سرانجام به در خانه متوكّل رسيديم، روزى در كنار در قلعه متوكّل بوديم، ناگاه شنيدم متوكّل فرمان احضار امام هادى عليه السّلام را داده است، از بعضى از حاضران پرسيدم: «اين شخصى را كه متوكّل، فرمان احضارش را داده كيست؟».او گفت: «اين شخص، مردى از آل على عليه السّلام است، رافضيان به امامت او اعتقاد دارند، سپس گفت: «ممكن است متوكّل او را احضار كرده تا بكشد».من تصميم گرفتم در آنجا بمانم تا ببينم كار به كجا می کشد، و اين (امام هادى عليه السّلام) كيست؟ ناگاه ديدم امام هادى عليه السّلام سوار بر اسب وارد شد، همه حاضران به احترام او، در جانب راست و چپ او به راه افتادند و آن حضرت در ميان دو صف قرار گرفت، و مردم به تماشاى سيماى او پرداختند، همين كه چشمم به چهره او افتاد، محبّتش در قلبم جاى گرفت، پيش خود دعا مى كردم تا خداوند وجود او را از گزند متوكّل حفظ كند، او كم كم در ميان مردم آمد، در حالى كه به يال اسبش نگاه مى كرد، و به طرف راست و چپ نمى نگريست، و من همچنان پيش خود دعا مى كردم، وقتى كه آن بزرگوار به مقابل من رسيد به من رو كرد و فرمود: «خداوند دعاى تو را به استجابت رسانيد، بدان كه عمر تو طولانى می شود و اموال و فرزندانت زياد می گردند».از هيبت و شكوه او، لرزه بر اندام شدم و با اين حال به ميان دوستانم رفتم، آنها گفتند: «چه شده، چرا مضطرب هستى؟». گفتم: خير است، و ماجراى خود را به هيچ كس نگفتم، تا به اصفهان بازگشتيم، خداوند در پرتو دعاى آن حضرت، به قدرى ثروت به من داد كه اكنون قيمت اموالى كه در خانه دارم- غير از اموالم در بيرون خانه- معادل هزار هزار درهم است، و داراى ده فرزند شده ام، و اكنون عمرم به هفتاد و چند سال رسيده است، من به امامت او اعتقاد يافتم به دليل آنكه او بر افكار پنهان خاطرم، آگاهى داشت، و دعايش در مورد من به استجابت رسيد.
منبع: نگاهی بر زندگی چهارده معصوم, شیخ عباس قمی , ص433
هیبت امام هادی علیه السلام
,هیبت ائمه علیهم السلام
,داستان درباره امام هادی علیه السلام
::
|
» کل نظرات : 0
» بازديد کل : 26966
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
شنبه 5 فروردین 1396
» آخرين بروز رساني :
چهارشنبه 23 فروردین 1396




