جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

مقدمه

 

نقش دولت در یک قرن گذشته دچار تغییر و تحولات زیادی شده است. با اشاعه و توسعه سریع فنّاوری، انفجار جمعیت یا فشارهای فزاینده جمعیتی، دغدغه های رو به فزونی محیط زیستی، مخصوصاً فشار فزاینده جهت استحاله و ادغام در اقتصاد جهانی تحت عنوان جهانی شدن[1] از جمله مواردی است که دولت ها را ناگزیر می سازد واکنش های مناسب و پاسخ گویی های لازم را نسبت به آنها اعمال کنند. بنابراین بازبینی جایگاه و رفتارهای دولت و اینکه نقش دولت ها چه باید باشد و مهم تر اینکه چگونه باید ایفای نقش نمایند، ضروری می نماید. و از طرف دیگر، آموزه های تجربی سایر دولت ها مخصوصاً آنها که در پاسخ گویی به مطالبات مردم و انجام مسؤولیت های خود کارآمدتر و موفق تر بوده اند و نقش سازنده ای را در فرایند توسعه اقتصادی خود و به ویژه در بسط و گسترش عدالت اجتماعی یا برابری بیشتر اقتصادی و ریشه کن کردن یا کاهش فقر داشته اند و اینکه این آموزه ها چگونه باید به کار گرفته شوند، ازجمله مواردی است که در تبیین تفکری نوین درباره دولت و نقش آن تأثیر داشته است.[2]

با بررسی نقش مفهومی و تاریخی دولت و به استناد شواهد تجربی ناشی از عملکرد و اتخاذ سیاست ها و خط مشی های دولت و سازمان ها و نهادهای دولتی و اثر آن بر توسعه فرهنگی ـ اقتصادی دولت ها در سطح جهان، می توان چنین اظهار نمود که توسعه اقتصادی و اجتماعی با دوام، بدون وجود دولت مؤثّر و کارا، محال است. امروزه به نحو فزاینده ای پذیرفته شده است که برای تحقق هدف توسعه اقتصادی و اجتماعی، وجود دولت مؤثّر وکارا اهمّیتی اساسی دارد. در عین حال، این مطلب نیز پذیرفته شده است که چنین دولتی باید نقش خود را بیشتر به عنوان شریک و فراهم آوردنده تسهیلات ایفا نماید تا مدیر و رهبر؛ به عبارت دیگر، دولت باید تکمیل کننده فعالیت بازار باشد، نه جانشین آن[3]. در این مقاله، ابتدا اشاره ای به مفهوم بازار و دولت خواهیم داشت، سپس ضرورت حضور دولت در اقتصاد را بیان می کنیم. در قسمت دیگری از این مقاله، ویژگی های دولت توسعه گرا را مطرح خواهیم کرد و در پایان، به بررسی ویژگی های دولت توسعه گرا در ایران می پردازیم.

مفهوم بازار و دولت

بازار سازمانی است که مصرف و تولید کالاها و خدمات را از طریق معاملات داوطلبانه هماهنگ می کند. در مقابل، دولت سازمانی برای قبضه کردن قدرت قهری مشروع است.[4]

با استفاده از این فشار اجباری، دولت هماهنگ کننده فعالیت های مردم طبق قوانین و مقررات است. بر اساس بخشی از این قوانین، دولت با اعمال قدرت، منابع و مسؤولیت اموری را که بازار از انجام آن ناتوان است به عهده می گیرد.

اگر بازار بتواند به تخصیص مطلوب منابع از نظر اجتماعی دست یابد، دیگر نیازی به دخالت قهری دولت در فعالیت های اقتصادی نخواهد بود. به هر حال، بازار نمی تواند به بهینگی در همه فعالیت های اقتصادی دست یابد. به عبارت دیگر، بازار در انجام برخی فعالیت های اقتصادی نارسا است. نارسایی بازار و دغدغه خاطر برای تأمین عدالت اجتماعی دو دلیل عقلی و اقتصادی است که دخالت دولت را توجیه می کند. اما ذکر این نکته لازم است که هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که چنین دخالتی حتماً به نفع اجتماع تمام می شود. حقیقت این است که نارسایی دولت نیز می تواند به اندازه نارسایی بازار مصداق داشته باشد. چالش پیش رو این است که تمهیداتی باید اندیشیده شود که فرایند سیاسی و ساختار انگیزه ها را درست و صحیح درک نمایند و رفاه اجتماعی را در عمل بهبود بخشند.[5] در این راستا، سه وظیفه عمده ذیل را می توان برای دولت برشمرد:

1 ـ مسؤولیت جنگ: برای هر جامعه ای احتمال این که درگیر جنگ شود، وجود دارد. بدین لحاظ، جامعه هزینه هایی را برای سازماندهی نیروی مدافع می پردازد. برای انجام این امر، ناگزیر از داشتن دولت هستیم.

2 ـ حفظ نظم کشور: برقراری نظم و امنیت نیز از جمله مواردی است که وجود دولت را ضروری می سازد.

این دو وظیفه جزو وظایف کلاسیکی است که نقطه مشترک دولت های باستانی و مدرن به شمار می ایند. اما در عصر جدید، وظیفه سومی نیز در کانون توجه قرار گرفته است. از آن جا که بقای سیاسی و آرامش داخلی، اغلب بسته به اوضاع اقتصادی است، دولت ها مسؤولیت تحوّل اقتصادی را نیز بر عهده گرفته اند. همواره پیوندی بین موفقیت اقتصادی و توان جنگی وجود داشته است و شکست اقتصادی در نهایت به معنای افول موقعیت رائوپلیتیک بوده است. اکنون نقش اقتصادی دولت از حصول به اهداف نظامی هم فراتر رفته و سرچشمه مشروعیت دولت است، به عبارت دیگر، فقط اهداف کلاسیک، یعنی بقای نظامی و نظم داخلی مطرح نیست[6]؛ بلکه اقتصاد نیز در اولویت توجه دولت قرار گرفته است. این وظیفه دولت در سه نقش تخصیص، تثبیت و توزیع خلاصه می شود که مختصراً به شرح هر یک می پردازیم:

تهیه و تدارک کالاهای عمومی و یا فرایندی که در طول آن، منابع کل بین کالاهای خصوصی و عمومی تقسیم می شود و هم چنین رکیب کالاهای عمومی مورد تصمیم گیری و گزینش قرار می گیرد، یکی از نقش های دولت است که می توان آن را نقش تخصیصی نامید[7].

منظور از نقش توزیعی، حرکت دولت در راستای ایجاد توزیع درآمد عادلانه است. هم چنین دخالت دولت در قالب نقش تثبیتی نیز بدین معناست که نظام های اقتصادی، به طور دوره ای از مسأله تورّم، بیکاری، فقدان رشد و... رنج می برند. دولت ها برای رفع تورّم و بیکاری و تلاش برای حصول به رشد معقول و بهبودتر از پرداخت ها، در اقتصاد دخالت می کنند.[8]

ویژگی های دولت توسعه گرا

امروزه تلاش برای دست یافتن به جایگاهی بهتر در اقتصاد جهانی، بخش مهمی از مبارزه برای توسعه می باشد. تقسیم کار بین المللی ایجادکننده سلسله مراتب یا پایه ای برای بهبود رفاه است. بحث بهبود رفاه در قالب نظریه مزیت نسبی مطرح می شود؛ یعنی هر کشوری که بهترین کارکرد خود را محور قرار دهد، به بهترین نتیجه می رسد. پرثمرترین فعالیت هر کشوری، فعالیتی است که با منابع و عوامل موجود در آن کشور هم سازتر باشد. تلاش برای تولید کالاهایی که کشورهای دیگر، نوع مرغوب آن را تولید می کنند، تنها باعث می شود که سطح رفاه آن کشور افت کند.

تن دادن به این که توسعة ملی رابطه ای تنگاتنگ با اقتصاد جهانی ـ که در آن برخی جایگاه ها پویاتر و مفیدترند ـ دارد، ما را با پرسش دیگری مواجه می کند: ایا جایگاه های نظام بین المللی تقسیم کار، ساختار تعیین شده ای دارد یا می توان آن را تغییر داد؟ به عبارت ساده تر،ایا کشورها می توانند جایگاه خود در تقسیم بندی بین المللی کار به دلخواه تغییر دهند؟[9]

دیدگاه های سنتی نظریة مزیت نسبی معتقدند کشورهایی که می کوشند کاری به غیر از کارهای دارای بیشترین میزان هم سازی با مواهب تولیدیشان انجام دهند تولید خود را تلف کرده و امکانات حاصل از تجارت را از دست می دهند. کشوری که دارای ذخایر است، اگر آنها را نفروشد، کار نابخردانه ای کرده است. اگر آب و هوای کشوری برای پرورش قهوه مناسب باشد، اما سراغ تولید گندم برود، ضرر کرده است. بنابراین کشورها باید بهترین کار خود را انجام دهند و در غیر این صورت، تیشه به ریشه خود زده اند.

نتیجه این که بر اساس دیدگاه سنتی مزیت نسبی، هر کشوری باید در پی مزیت خود باشد. اما منظور از مزیت نسبی چیست؟ دیدگاه های مختلفی در این زمینه وجود دارد. به عنوان مثال، ریکاردو مزیت نسبی را در مواهب طبیعی می داند؛ هکشر و اوهلین کمبود نسبی نیروی کار و سرمایه محلی را در کانون توجه قرار داده اند.

اما دیدگاههای مدرن معتقدند که باید به سراغ ایجاد مزیت نسبی رفت. اما چگونه می توان مزیت نسبی ایجاد کرد؟ نظریه پردازان «چرخه محصول» مثل ورنون و ولز نشان داده اند که محصولات هم دارای خط سیر توسعه اند. کشوری که در اوج محصولی به سراغ آن می رود، به بهره ای متفاوت از کشورهایی می رسد که به هنگام سیر نزولی آن محصول، به سراغش می روند. در هر مقطع از زمان، کالاهای محدودی هستند که دارای چنین ویژگی باشند. در چنین شرایطی، اگر دولتی این توانایی را به جامعه خود بدهد که بتواند در محصولی که شاخص بشری است، مزیت نسبی ایجاد کرده، در تقسیم کار بین المللی برای خود سهم بگیرد، چنین دولتی دارای ویژگی های دولت توسعه گرا است.

پس یکی از ویژگی های دولت توسعه گرا ایجاد مزیت نسبی است. ویژگی های دیگر دولت توسعه گرا عبارت است از:

1) انباشت سرمایه و کمک به کارآفرینی

نقش دولت در کمک به کارآفرینی در 4 عامل خلاصه می شود:

الف) در قانون گذاری مراقبت را بر ترویج ترجیح دهد. توضیح اینکه هر دولتی مقرّراتی را تدوین و اجرا می کند؛ اما تأکید مقرّرات متفاوت است. برخی عمدتاً ترویجی اند و تشویق و انگیزه سازی را هدف قرار داده اند و برخی معکوس این حالت را دارند و محدودسازی یا جلوگیری از ابتکارات بخش خصوصی را هدف قرار داده اند. تلاش درزمینة نوعی قانون گذاری که در آن، مراقبت بر ترویج ارجحیت داشته باشد، بیانگر نقش متولّی برای دولت است.[10]

ب) هر دولتی نقش تولید کنندگی هم دارد و مسؤولیت مستقیم عرضه انواع خاصی از کالاها را بر عهده دارد. دولت در کمینه ترین حالت، چنین نقشی را در مورد کالاهای زیرساختی ایفا می کند.

منظور از کالاهای زیرساختی کالاهایی است که ویژگی جمعی یا عمومی دارند؛ مثل جاده، پل و شبکه های ارتباطی. در چنین حالتی، فرض بر آن است که سرمایه خصوصی نمی تواند حجم لازم برای تولید کالای مورد نیاز را تأمین کند. بنابراین دولت نقش «متصدی» را ایفا می کند. نتیجه این که دولت در جایی مجاز به تصدی گری است که بخش خصوصی نتواند و یا نخواهد سرمایه گذاری کند.[11]

ج) دولت به جای آن که جانشین تولیدکنندگان خصوصی شود، کارآفرین باشد یا کارآفرینان موجود را تشویق کند که خطر کنند و وارد انواع چالش آفرین تری از تولید شوند. در این راه، از انواع شیوه ها و خط مشی ها می توان بهره گرفت. یکی از شیوه ها ایجاد حالت «گلخانه ای» در زمینه تعرفه ها برای بخش های نوپا است تا بتوانند در برابر رقابت بیرونی دوام بیاورند. یارانه دادن و تشویق مالی یکی دیگر از راه ها است.کمک به مذاکره کارآفرینان محلی با سرمایه های فرملی یا حتی آگاه کردن آنها از اهمّیت یک بخش اقتصادی خاص از جمله امکانات دیگری است که می توان به کار گرفت.[12] این نقش بیانگر نقش قابلگی دولت می باشد.

د) دولت در برابر تغییرات جهانی، از کارآفرینان بخشی خصوصی حمایت کند. این نقش که معروف به نقش پرورشگری است، شکل های مختلفی دارد و از آگاه سازی ساده تا کارهای پیچیده ای مانند ایجاد سازمان های دولتی برای انجام کارهای مکمّل مخاطره آمیز، مثل تحقیق و توسعه را شامل می شود.[13]

2) رابطه دولت با نهادهای اجتماعی

دولت باید رابطه منطقی با جامعه داشته باشد؛ یعنی باید درون مناسبات اجتماعی نیرومندی قرار گیرد که آن ها را به جامعه پیوند می زند و مجراهایی نهادینه برای مذاکره مستمر و مجدد درباره هدف و خط مشی ها را مهیا کند.

بررسی ویژگیهای دولت توسعه گرا در ایران

بررسی وضعیت اقتصادی ایران حاکی از آن است که اقتصاد ایران وابسته به نفت است و این وابستگی از عوامل عدم ایجاد دولت توسعه گرا در ایران می باشد.

از آن جا که بخش عظیمی از منابع درآمدی دولت از طریق درآمدهای ارزی حاصل از فروش نفت تأمین می گردد، می توان دولت ایران را یک دولت «رانتیر» نامید. دولت رانتیر دولتی است که به طور مداوم، دریافت کننده مقادیر عظیمی از رانت خارجی (مانند درآمدهای نفتی، کمک های بلاعوض و...) است که توسط حکومت ها یا مؤسسات خارجی پرداخت می گردد. دولت رانتیر دولتی است که رانتی که دریافت می کند دارای منشاء خارجی است؛ به این معنا که هیچ گونه ارتباطی با فرایندهای تولیدی در اقتصاد داخلی ندارد. رانت قسمت عمده درآمد این دولت را تشکیل می دهد، در حالی که درصد بسیار ناچیزی از نیروی کار مشغول تولید رانت هستند و بالاخره دولت، به تنهایی دریافت کننده رانت می باشد.[14]

از آن جا که دولت های رانتیر دریافت کننده مستقیم رانت هایی هستند که هیچ گونه پیوند اساسی با کارکرد اقتصاد داخلی ندارند، از اقتصاد داخلی و جامعه خویش بی نیاز شده و دارای استقلال می گردند. استقلال در اینجا به این معناست که دولت می تواند به اتخاذ و اعمال سیاست ها بدون دل نگرانی نسبت به منافع گروه های اجتماعی بپردازد.[15]

به این ترتیب، دولت رانتیر اولاً کم ترین وابستگی ممکن را به جامعه وکارکرد اقتصاد داخلی دارد، ثانیاً می تواند به هر شیوه که می خواهد رانت در دسترس خویش را تخصیص داده و توزیع کند. این دولت چون وابستگی مالی به جامعه، به ویژه کارکرد اقتصاد داخلی ندارد، تلاش برای بهبود اقتصاد کشور برای آن امری اختیاری بوده، و هیچ ضرورت حیاتی و اضطراری ندارد.[16]

هم چنین به علت در دسترس بودن درآمدهای نفتی، دولت رانتیر ایران، چه در گذشته و چه در حال، انگیزه جدی برای تأسیس یک اساس مالیاتی قوی برای خود نداشته است. وابستگی به درآمدهای نفت که به آسانی در اختیار هستند، باعث می شود شکل گیری تدریجی و آرام پایه و اساسی مالیاتی که به حد کافی وسیع بوده و با فعالیت های اقتصاد داخلی در هم تنیده باشد، میسّر نشود.[17]

خلاصه این که اگر خواهان توسعه هستیم، باید با جدیت، درآمدهای نفتی را تا آن جا که ممکن است، از بودجه حذف نماییم.

[1] . Globalization

[2]. محمد خویش چهره؛ بررسی قلمرو مداخلات دولت در فرایند توسعه؛ فرهنگ عمومی؛ 34 (بهار 82)؛ ص 15.

[3]. بانک جهانی؛ نقش دولت در جهان در حال تحول؛ حمید رضا برادران شرکا و دیگران؛ (تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی، 1378)؛ ص 44.

[4]. یوجیرو هایامی؛ اقتصاد توسعه: از فقر تا ثروت ملل؛ ترجمه: غلامرضا آزاد (ارمکی)؛ (تهران: نشر نی، 1380)؛ ص 256.

[5]. نقش دولت در جهان در حال تحول؛ ص 64.

[6]. پیتر اوانز؛ نقش دولت در تحول صنعتی؛ عباس زند باف و عباس مخبر؛ (تهران: طرح نو، 1380)؛ ص 37.

[7]. یدالله دادگر؛ اقتصاد بخش عمومی؛ (قم: دانشگاه مفید، 1380)؛ ص 76.

[8]. پیشین؛ ص 76.

[9]. نقش دولت در تحول صنعتی؛ ص 40.

[10]. پیشین؛ ص 47.

[11]. پیشین؛ ص 57.

[12]. پیشین؛ ص 48.

[13]. همان.

[14]. امیرحسین حاجی یوسفی؛ دولت، نفت و توسعه اقتصادی در ایران؛ (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378)؛ ص 100.

[15]. همان؛ ص 101.

[16]. همان؛ ص 102.

[17]. همان؛ ص 104.


موضوع : وظايف دولت و ملت در حمايت از كار وسرمايه ملي

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 1:41 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



در میان اقلام مختلفی که این روزها شاهد گران شدن آنها هستیم، در کنار مسکن و خدمات و سوخت و غیره، گران شدن مواد غذایی و کشاورزی به گونه ای متفاوت آزار دهنده و نگران کننده است. این موج گرانی ها که مختص کشور ما هم نیست و روندی کاملا جهانی دارد، به دلایل متعددی مانند گران شدن نفت و در نتیجه بنزین، مازوت و گازوییل که شریان های حمل و نقل هستند از یک طرف، استفاده از منابع کشاورزی به عنوان سوخت های جایگزین پاک (مانند دانه های غلات) از طرف دیگر و ناامنی های سیاسی و اقتصادی در نقاط مختلف جهان بروز نموده و امروز تمام مردم دنیا را به خود مبتلا نموده است. مطلب زیر رو از بولتن هفتگی اتاق بازرگانی بین الملل انتخاب کرده ام که به کشور های جهان توصیه به سرمایه گزاری کلان در بخش کشاورزی می کند:
جهان کسب و کار راه‌ حل‌ های چندگانه‌ای را برای افزایش بهره‌وری در صنعت کشاورزی (با حفظ تنوع زیستی) توصیه می‌کند. همچنان که تحقیقات برای یافتن راه‌های کنترل افزایش قیمت مواد غذایی شدت می‌یابد. اتاق بازرگانی بین‌المللی، مذاکره کنندگان گروه (COP-۹) Conference of the Parties را در نهمین جلسه گردهمایی که در شهر بن برای بررسی تنوع زیستی برگزار می‌ شود را تشویق به یافتن راه حل های چندگانه می‌نماید. این راه‌حل‌ها می‌تواند به عنوان مؤثرترین روش برای گسترش شیوه های کشاورزی پایدار در نظر گرفته شود که برای تأمین غذای جمعیت رو به رشد دنیا لازم است.
آقای گای سبان دبیرکل ICC در این زمینه گفت: تنها یک راه حل نمی‌تواند همه جوانب را در نظر بگیرد و خط مشی های مؤثر بسیاری وجود دارد که باید مورد حمایت قرار گیرند و تکرار شوند تا به بخشی از سیاست های اصلی شیوه‌های کشاورزی درآیند.
گفتنی است مؤسسات بازرگانی و صنعتی مهارت‌هایشان را در نهمین اجلاس COP در میان می‌گذارند تا به چالش‌های بخش کشاورزی و تنوع زیستی بپردازند. بدین منظور اتاق بازرگانی بین‌المللی (ICC) دولت ها را تشویق به سرمایه گذاری‌های کلان در بخش کشاورزی نموده تا با افزایش بهره‌وری، تنوع زیستی نیز در مزارع زیاد گردد و جایی که لازم است چارچوب نهادینه‌ای قرار دهد تا تعهدات تجاری و سرمایه‌گذاری بر روی فناوری‌ها و روش‌های با دوام کشاورزی حمایت شوند.
آقای جک ویلکینسن Jack Wilkinson رئیس اتحادیه تولید‌کنندگان کشاورزی گفت: دولت‌ها لازم است این مکانیسم را که شامل خدمات اکوسیستمی ‌و حفظ مناظر کشاورزی است حمایت کنند. به علاوه مزرعه‌داران متولیان تنوع زیستی کشاورزی دنیا هستند.
آقای ویلکینسن به عنوان سخنران اصلی این نشست در روز ۲۲ می که به مناسبت گرامی‌داشت روز بین‌المللی تنوع زیستی برگزار شده بود به دو موضوع اصلی تنوع زیستی و کشاورزی پرداخت. سخنرانان دیگر نیز به ارایه راه‌کارهایی پرداختند که طی آن کشاورزان و بخش خصوصی می‌توانند با همکاری هم باعث افزایش بازده کشاورزی و تنوع زیستی به شکل نظام یافته گردند.


موضوع : وظايف دولت و ملت در حمايت از كار وسرمايه ملي

منبع : ويستا




 
 
[ دوشنبه 28 فروردین 1391  ] [ 10:07 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

خداى تعالى مبدأ كار است.
كار مثلِ جلوه حق تعالى‏ مى‏ماند كه در تمام موجودات سرايت كرده است. همه موجودات، كار در آنها هست و با كار درست شده‏اند. همه ذرات وجود كارگرند حتى ذرات اتمى كه در اين عالم طبيعت هست، اينها كارگر هستند با هوشيارى. همه ذرات عالم فعالند و هوشيارند لكن ما گمان مى‏كنيم كه هوشيار نيستند: وَ انْ مِنْ شَى ءٍ الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِن لاتَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ (1)؛ همه مُسَبِّح حقند، همه كارگران حق هستند، همه مطيع حق تعالى‏.


هستند؛ و كار در همه جا هست و عالمْ سرتاسر «روز كارگر» است نه يك روزْ روز كارگرى است، سرتاسر عالم روز كارگر است، سرتاسر عالَم كارگر است و سرتاسر عالم كار است؛ يعنى ذرات وجودى كه انسان را و ديگر حيوانات را- به ارادة اللَّه تعالى‏- موجود مى‏كنند كارگرند و انسانْ كار است، اثر كار آنهاست. تمام اين موجوداتى كه در عالم ملاحظه مى‏كنيد اثر كار فعالانه جنود الهى است؛ جنداللَّه، همه كارگر هستند. خداى تبارك و تعالى مبدأ كار است ..
بزرگداشت روز كارگر.
ما اين روز را بزرگ مى‏شماريم از براى اينكه قرار داده‏اند اين روز را براى كارگر. كارگر در اسلام، وقتى كه در محيط محدودترى ملاحظه كنيم يعنى در اين موجود پايين، در اين زمين، در اين ستاره كوچك كه در مقابل عالمْ قَدْرِ محسوسى ندارد، در مقابل عالم ماده قدر محسوسى ندارد، يعنى عالم ماده پهناور است به قدرى كه تاكنون آنچه بشر فهميده است و كم فهميده است، آنطور كه گفته مى‏شود بعضى ستاره‏ها هست كه نور او به ما با شش بيليون يعنى شش ميليارد سال نور [ى‏] به ما مى‏رسد، و اين آن چيزى است كه تاكنون گفته مى‏شود كشف شده است و آن طرف را و ما بعد او را، خداى تبارك و تعالى‏ مى‏داند. اين زمين در مقابل يك همچو سطح بزرگ، يك چيز ناچيزى است بلكه خورشيد ما و تمام عائله خورشيد ما در مقابل عالمْ ذره غيرمحسوسى است و تمام عالم در مقابل عالم ما وراء الطبيعه ذره غيرمحسوسى است. تمام عالم ماده مثل يك نقطه مى ماند در مقابل عالم ما وراى طبيعت؛ و تمام عالم ما وراى طبيعت، چه ما قبل الطبيعه و چه ما بعد الطبيعه در مقابل ارادة اللَّه قَدْرِ محسوسى ندارد ..
كارگران و دهقانان، مديران جامعه انسانيت.
الآن كه ما بحث داريم راجع به اين ستاره كوچك و راجع به اين ستاره‏اى كه اصلًا قدر محسوسى در عالم ندارد و بحث داريم و راجع به كارگر- به آنطورى كه ديگران فهميده‏اند- صحبت داريم، لابد بايد افق بحث را كوتاه كرد و نزديك به فهم كرد. اين‏ كارگرهاى ما اشخاصى هستند كه مدير جامعه انسانيت هستند. اداره امور مملكتها، اداره امور كشورها به دست اينهاست؛ به دست كشاورزان، به دست كارگران كارخانه‏ها و دهقانان و كشاورزان. اينها هستند كه اداره مى‏كنند مملكتها را، اداره مى‏كنند كشورها را؛ و از اين جهت مدير اين عالم، عالم طبيعت، يعنى در اين نجمه كوچك، در اين زمين كه يك ستاره كوچك است، اداره امور اين زمين به دست كارگران است و دست اينهاست كه اداره مى‏كند و زنده مى‏كند اين عالم را، زنده مى‏كند كشور را. بنابراين اينها عهده دار امر بزرگى هستند، احترام زياد دارند لكن مسئوليت زياد. هركس بيشتر در عالم احترام دارد، پيش خداى تبارك و تعالى‏ احترام دارد و بيشتر منشأ اثر است، مسئوليت او بيشتر است. كارگران ما، چه طبقه دهقان و چه طبقه كارگران ساير كارخانه‏ها و ساير جاها، تمام اعمالى كه، تمام چيزهايى كه در كشور هست، بركاتى كه در كشور هست مرهون وجود آنهاست ولهذا آنها بر همه مقدمند. لكن چيزهايى كه به عهده آنهاست، مسئوليتهايى كه به عهده آنهاست از همه مسئوليتها بالاتر است ..


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع :

صحيفه امام، ج7، ص172

صحيفه امام، ج7، ص173

صحيفه امام، ج7، ص174




 
 
[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:37 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

تقویت نظام‌های تامین مالی و بهینه‌سازی انرژی در تولید و مصرف

سرمایه مهم دیگر کشور انرژی است. اگرچه اجرای مرحله اول هدفمندسازی موجب حفاظت و حفظ این سرمایه ملی از طریق کاهش مصرف، اتلاف و قاچاق شده است اما همچنان تحولات لازم در بخش تولید برای بهینه سازی از نفت و تولید نهاده های ارزشمندتر اتفاق نیفتاده است. انرژی و حتی در پالایشگاه ها جهت استفاده بهتر بزرگترین آثار اصلاح قیمت انرژی تغییر در فرایندهای تولید است که عموماً نیز فرآیند ان زمان‌برتر است. لذا سرمایه گذاری در تأسیسات نفتی کشور بالاخص پالایشگاه ها و از طرف دیگر تمرکز سیاست های حمایتی دولت از بخش تولید بر بهینه سازی انرژی از دیگر سیاست هایی است که باید در سال جدید بدان توجه کرد.

سیاست پیشنهادی دیگر فرآیند تقویت تأمین مالی در کشور است. در سال گذشته نیز ما در وزارت امور اقتصادی و دارایی بسته‌ای را در این خصوص تهیه کردیم. محور این بسته نیز استفاده از روش های جدید تأمین مالی در کنار بانک بود. باید به دنبال روش تأمین مالی پایدار و غیر تورمی باشیم که می‌تواند نتاقض مبادله رشد اقتصادی – رشد تورم را در ایران حل کند.

یکی از سیاست هایی که در این بسته بر آن تأکید کرده‌ایم تقویت همکاری و هم افزایی بازار پول و بازار سرمایه است. این امر در بکارگیری و انتشار اوراق بهادار مالی چون اوراق مشارکت و صلوک تبلور می‌یابد، لذا در سال جاری باید بتوانیم تمام پروژه های آن را اجرایی نماییم.

*حمایت از تولید در سیاست‌های تجاری

اما محور بعدی حمایت از تولید داخلی در سیاست های تجاری کشور نهفته است، تعرفه ها، محدودیت های بازاری و غیربازاری در مسیر واردات و صادرات کالا، برخورداری از ذخیره های مناسب کالایی و بالاخص مواد اولیه لازم برای تولیدکنندگان لازمه چرخش فعالیت کارخانجات داخلی است. نه تنها باید این مواد به سهولت تأمین شود بلکه از طرف دیگر با تثبیت نرخ ارز تأمین این مواد اولیه از نوسانات قیمتی و کاهش هزینه خطر نوسانات نرخ ارز باید جلوگیری کنیم، مخصوصاً در صورتی که بخشی از منابع تأمین مواد اولیه برای کارخانجات داخلی از محل صندوق توسعه ملی تأمین شود، باید حتماً پوشش مناسبی در خصوص هزینه نوسانات ارز این صندوق تأمین کنیم.

در حال حاضر ترکیب واردات و صادرات کشور ترکیب نسبتاً مناسبی است. البته بسیاری از کالاهای مصرفی به صورت قاچاق از مرزهای کشور وارد می شود که با توجه به افزایش نرخ ارز مشکلاتی تولید را مضاعف کرده است، اما کاهش قاچاق عملاً می تواند به توسعه بازار کشور انجامیده و برای تولید داخلی کمک شایانی باشد.

*کاهش دیوان سالاری و توجه به فضای کسب و کار

سیاست مهم دیگر در جهت حمایت از تولید بهبود فضای کسب و کار در کشور است. بخش عمده ای از مشکلات کنونی ما در فضای کسب و کار به دیوانسالاری اداری ما بر می گردد و البته همه آن در حوزه دولت نیست و به کارکرد کل نظام اداری کشور بر می گردد. برای مثال معیار شروع کسب و کار، شاخص اخذ مجوزها، شاخص ثبت و انتقال مالکیت، شاخص اخذ اعتبار و …….

لذا ضروری است که ارزیابی مستمری از فضای عمومی کسب و کار کشور با هدف نمایش چهره اقتصاد در تعامل با بخش خصوصی، عمومی و سرمایه گذاران داخلی و خارجی صورت پذیرد. همچنین زمینه های لازم برای فعالیت بهینه بخش خصوصی با تأکید بر اصلاح و ساده سازی مقررات و رویه های اجرایی صورت پذیرد.


موضوع : راهكارهاي حمايت از توليد ملي

منبع : چريغ




 
 
[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 5:13 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 50 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/