جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

نقش تولیدکنندگان در اشاعه مُد

 

شرکت های تولیدی از طریق روان سنجی و شناخت روحیات افراد جامعه و با توجه به همین روحیه نوگرایی و میل به امروزی شدن در جوانان، هر روز، یک فُرم شلوار، پیراهن، کفش، کلاه، عینک، آباژور، کاغذ دیواری، گوشی تلفن و... را عرضه می کنند و اندک تغییری از جانب آنها، یک مُد جدید می شود و حتّی گاهی برای آن که کالای تولیدی شان زودتر در جامعه مُد شود، از یک فرد مشهور (مثل یک هنرمند سینما یا ورزشکار)، با اِعطای مبلغ زیادی پول، می خواهند که برای یک بار هم که شده، از آن کالای جدید استفاده کند و در فیلم یا صحنه تلویزیون، ظاهر شود.

یکی از دلایل عمده ای که تولیدکنندگان و طرّاحان خارجی توانسته اند در سطح جهانی برای خود، جایی باز کنند و مُدآفرینی داشته باشند، آشنایی آنها با مبانی روان شناختی «تأثیرگذاری» و به کارگیری روش ها و اصول فنّی مناسب در کار است، در حالی که تولیدکنندگان داخلی و محدود، معمولاً به الگوبرداری و تقلید از آنها می پردازند و به نحوی مُدهای غربی را در جامعه ترویج می کنند.

رسانه ها و ترویج مُد

شبکه های تلویزیونی، مطبوعات و پایگاه های فعّال اینترنتی، انواع مدهای جدید را تبلیغ می کنند و از این طریق، زمینه را برای گرایش خانواده ها و بخصوص جوانان به سوی مدهای نو مهیّا می سازند.

اسلام، مدگرایی و امروزی شدن

حال، این سؤالْ مطرح است که مدگرایی، تجدُّد و امروزی شدن، تا چه اندازه مطلوب است؟ و نظر اسلام در این زمینه چیست؟ در یک نگاه کلی، اسلام با همه نوع مُد، مخالف نیست. اسلام، امروزی شدن و نوگرایی در سبک و شیوه لباس پوشیدن را نیز به صورت کلّی پذیرفته است. آنچه اسلام با آن مخالف است، پشت پا زدن به ارزش ها (مثل: پوشش شرعی، پرهیز از اسراف، و...)، رعایت نکردن اخلاق اجتماعی، آزادی مطلق در روابط دختر و پسر، و همانندسازی با بیگانگان است. حال اگر این پدیده های انحرافی در قالب مُد به خود جوانان داده شوند و میل فطری «نوگرایی» و نیازِ «امروز شدن» به لجنزار انحرافات سوق یابد، اسلام با آن مخالف است.

پس مُدهای خوب داریم و مُدهای بد! امروزی شدن نیز همین گونه است. گاه، امروزی شدن، رابطه انسان را با گذشته اش (که همان سابقه تاریخی و هویت فرهنگی اوست)، قطع می کند و گاه در امتداد دیروز و با حفظ تعلّقات انسان به سنّت ها و ارزش های پیشین است. اسلام با این نوع تجدُّد و امروزی شدن که در راستای ارزش ها و با حفظ اصول و مبانی اعتقادی باشد، هیچ گاه مخالف نیست.

آسیب شناسی مدگرایی جوانان

مدگرایی، گرچه ریشه در نیازهای طبیعی جوانان دارد و برخاسته از روحیه نوگرایی جوانان است، اما به لحاظ آن که مُدها و مُدِل ها نمایانگر علایق و ارزش های مسلّط یک زمان و یک قشر خاص اند و افزون بر آن، می بینیم که امروزه جوانان ما از مدهایی (چون: رَپ، هِوی متال، و...) پیروی می کنند و ناخواسته به رهنجارهایی رومی آورند که چه بسا با فرهنگ و ارزش های اجتماعی ما در تضاد است، پس می توان گفت که مدگرایی در جامعه ما تا حدود زیادی کارکرد منفی به خود گرفته است و پیامدهای آن، به شدّت، جوانان ما را تهدید می کند. لذا بحث از آسیب شناسی مدگرایی ضرورت می یابد.


موضوع : راهكارهاي حمايت از توليد ملي

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 3:38 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



مهم ترین مشکل کشورهای در حال توسعه جهان سوم این نیست که چگونه با بحران های مالی مقابله کنند.
کشورهای در حال توسعه جهان سوم مشکلی بس بزرگتر دارند: همه این کشور ها باید دنبال این باشند که برای سیاست و استراتژی رشد اقتصادی مبتنی بر صادرات خود جایگزینی بیابند.
در عمل ، الگوی توسعه اقتصادی مبتنی بر صادرات، در منگنه چین و امریکا خرد می شود.
این طرف چین است که الگوی توسعه اقتصادی مبتنی بر صادرات را دنبال می کند و آن طرف امریکا است که نمی تواند همیشه کسری بازرگانی داشته باشد.
همه کشورهایی که در گذشته توسعه اقتصادی موفق و چشمگیری داشته اند راه توسعه اقتصادی مبتنی بر صادرات را در پیش گرفته اند .ژاپن در سه دهه ۱۹۶۰ ، ۱۹۷۰، ۱۹۸۰همین راه را رفت .
تایوان ، سنگاپور، کره جنوبی و هنگ کنگ در دو دهه ۱۹۸۰ ،۱۹۹۰ همین مسیر را طی کردند و امروز چین وارد این مسیر شده است.
در الگوی توسعه مبتنی بر صادرات که مبدع آن ژاپن است ، شرکت های داخلی محصول خود را به کشورهای صنعتی ثروتمند صادر می کنند .
بازار این کشورهای صنعتی آن قدر بزرگ است که افزایش اندک در سهم بازار رشد اقتصادی کشور صادر کننده کوچک تردر حال توسعه را بی اندازه شتاب می بخشد .
در نتیجه ، رشد صادرات کشور در حال توسعه بر رشد محصول ناخالص داخلی آن پیشی می گیرد و اقتصاد کشور را به جلو می راند .
در دوره رونق اقتصادی ژاپن ، سرعت رشد صادرات آن دو برابر سرعت رشد محصول ناخالص داخلی بود.
در استراتژی رشد مبتنی بر صادرات تمام هم و غم صرف افزایش صادرات می شود.
اگر رشد صادرات به سالی ۱۵ تا ۲۰ درصد برسد، نرخ رشد اقتصاد داخلی کشور به ۷ تا ۸ در صد می رسد .
چنین کشوری پول خواهد داشت که تجهیزات ، قطعات یدکی و فناوری خریداری کند و کارایی اقتصاد خود را افزایش دهد.
علاوه بر این ، الگوی توسعه مبتنی بر صادرات ، شرکتهای کشور در حال توسعه را وادار می کند که کارایی پیدا کنند ، چون که باید محصول خود را بدون حمایت دولت ، در بازارهای خارجی پر رقابت بفروشند .
بدین ترتیب دایره ای ایجاد می شود که همه جایش خیر است.


موضوع : نقش توليد داخلي در اقتصاد پويا

منبع : ويستا




 
 
[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 1:20 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

بعد از نام گذاری سال گذشته از سوی مقام معظم رهبری به نام جهاد اقتصادی بسیاری از فعالین اقتصادی انتظار داشتند برنامه های اقتصادی کشور به سمت حمایت از تولید برود اما شاهد ان بوده ایم که این موضوع نه تنها اتفاق نیفتاده است بلکه تولید کنندگان با مشکلات فراوانی مواجه بوده اند که این موضوع باعث نامگذارش سال جدید با نام تولید ملی از سوی رهبری عالیقدر نظام اسلامی شده است.

رهبر معظم انقلاب و مسئولان کشور مصمم به ایجاد تحول اقتصادی در حوزه تولید هستند که موجب جهش در تولید ملی شود و از سوی دیگر با تحریم‌های اقتصادی مواجه هستیم و فشارهایی از سوی غرب که برای جلوگیری از پیشرفت کشور ما ایجاد شده است، لذا جهاد اقتصادی می‌توانست در پیشرفت کشور و افزایش تولید ملی و مقابله با تحریم‌های اقتصادی راهکار مناسبی باشد.

یکی از مهمترین راهکارهای وابسته نبودن اقتصاد ایران، حمایت از تولید و برند داخلی بوده که متاسفانه در سال های گذشته این موضوع به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است. متأسفانه، برند ملی در کشور ما، آن‌ گونه که شایسته است فراگیر نشده و سیاست ‌گذاری در زمینه توسعه تولید داخلی برای حمایت از تولیدکنندگان وطنی مناسب نبوده است.

مسئولان باید بپذیرند که هیچ راه دومی به جز افزایش قدرت تولید کنندگان داخلی برای نجات اقتصاد کشور وجود ندارد؛ بنابراین برای تحقق این موضوع باید بجد در پی تحقق دولت کوچک و متکی به کار ملی باشند. فعالین اقتصادی هم با درک اهمیت این موضوع باید به ‌جای اینکه تنها خواستار خواسته های خود باشند، تمام هم و غم خود را به اصلاح ریشه‌های این معضل بگذارند، زیرا قطعا دولت بزرگ و پرخرج در مرحله اول به تولید و صنعت کشور ضربه می زند.

وقتی از مدیران اقتصادی سؤال می شود که پنج عامل اصلی ایجاد‌کننده مشکل در اقتصاد چیست، عدم دسترسی به منابع مالی، عدم ثبات سیاست‌ها، کافی نبودن زیرساخت‌ها، بروکراسی اداری و تورم را نام می برند.

اما فارغ از تحولات اقتصاد جهان و تأثیر آن بر اقتصاد ایران، در اقتصاد ایران نیز عوامل درون‌زا بسیار مؤثر است. بحث عدم دسترسی به منابع بانکی و تورم، مسئله‌ای نیست که از بیرون به ما تحمیل شده باشد، لذا با اصلاح سیاست‌ها می‌توانیم این مشکلات را که بر سر راه تولید ملی خودنمایی می کند، حل کنیم.

شاخص‏های کلان اقتصادی از مهم‏ترین علائمی هستند که هم دولت و هم بنگاه‏ها را یاری می‏کنند تا ضمن ارزیابی عملکرد گذشته، روند آتی را نیز پیش‏بینی کنند. تحولات بوجود آمده در عرصه سیاسی، اقتصادی و بین المللی از قبیل بالا رفتن قیمت نفت، اوج‏گیری تنش در منطقه، افزایش درآمدهای ارزی دولت و سیاست‏های جدید اقتصادی مانند هدفمند کردن یارانه ها، صحنه‏ جدیدی برای فعالیت‏های اقتصادی تعریف کرده است. آهنگ رشد تولید ناخالص داخلی، تورم، نرخ‏بیکاری، نرخ سرمایه‏گذاری، صادرات و موازنه پرداخت‏ها از مهمترین شاخص‏هایی است که ما را در انجام پیش‏بینی‏ها کمک می‏کند.

کاهش نرخ سود سپرده های بانکی در آغاز سال گذشته توسط شورای عالی پول و اعتبار، بخش قابل توجهی از سرمایه های مردم را با انگیزه حفظ ارزش دارایی ها و کسب سود بیشتر، از سیستم بانکی خارجی کرد و در قالب نقدینگی های سرگردان به فعالیت های دلالی در بازار ارز و سکه که سود بیشتری نسبت به سپرده گذاری در بانک ها داشت، سوق داد.

تراز بازرگانی خارجی کشور ما بدون احتساب نفت در سال‌های گذشته همواره منفی، اما تراز بازرگانی خارجی با احتساب نفت، همواره مثبت بوده است و به دلیل قیمت‌های بالای نفت در پنج سال گذشته، تراز حساب جاری کشور نیز همواره مثبت بوده است؛ بنابراین، هرچند مثبت بودن تراز حساب جاری به خودی خود، نقطه قوت یک اقتصاد تلقی می‌شود، اما در شرایطی که تراز بازرگانی خارجی بدون احتساب نفت منفی است، مثبت بودن تراز حساب جاری موجب نرسیدن صدای خرد شدن استخوان‌های تولید ملی به گوش اقتصاد کشور شده است؛ یعنی در حال کاسته شدن از توان تولید ملی در سال های گذشته بوده ایم.

پرداختن به آثار تورم، تورم را از بین نخواهد برد. ریشه‌های تورم در ایران به عامل بهره‌وری بر‌می‌گردد، بهره‌وری در اقتصاد زمانی حاصل می‌شود که کار اقتصاد از دولت به بخش‌خصوصی واگذار شود. بهره‌وری در بنگاه‌های دولتی پایین‌تر از بهره‌وری در بنگاه‌های خصوصی است و باید در بحث اصل ۴۴ جدی‌تر عمل کنیم و زمانی کارنامه خود را باید مثبت تلقی کنیم که بهره‌وری بالا رفته باشد.

سرمایه گذاری در تولید یکی از اموری است که در اسناد بالادستی مانند سند چشم انداز مورد توجه ویژه قرار گرفته که در حال حاضر سرمایه گذاری صورت گرفته چندان به اهداف سند چشم انداز و برنامه های توسعه که بر اساس آن نوشته می شود مطابقت نداشته و وضعیت چندان مناسبی ندارد.

تمرکز سرمایه گذاری های بخش تولید در حوزه های توجیه ناپذیر یکی از مواردی است که به نظر میرسد با تاسیس وزارتخانه جدید صنعت، معدن و تجارت و هم افزا شدن قدرت کشور در بخش تولید و تجارت به یک پیشرفت اساسی در این بخش دست پیدا کرد. طی سال های گذشته به دلیل فقدان مطالعات امکان سنجی دقیق بسیاری از طرح های صنعتی نیمه تمام مانده و یا پس از فعالیت کوتاه مدت منجر به تعطیلی و اتلاف سرمایه های ملی که از فروش نفت به دست امده، شده است.

می توان گفت بسیاری ازصنایع کشور از کمبود دانش فنی روز دنیا در بخش تولید رنج می برند و درعین حال فرسوده بودن ماشین آلات راندمان تولید را کاهش داده و توان رقابتی و صادراتی آنها را کاهش داده است. برای رهایی از این مسئله باید واحدهای تولیدی از سیستم سنتی خارج و به تکنولوژی‌های به‌روز و علمی تجهیز شوند.

در شرایط اجرای هدفمندی یارانه ها و با توجه به آسیب پذیربودن برخی از صنایع که از افزایش قیمت حامل های انرژی، تدوین بسته های حمایتی از سوی دولت یک ضرورت اجتناب ناپذیر محسوب شده که می تواند این آسیب ها را به حداقل ممکن برساند. توفیق کشور در هدفمند کردن یارانه‌ها در هرچه رقابتی‌تر شدن بازار و هرچه کمتر شدن دخالت دولت در امر تولید می باشد.

توسعه بازار برای حمایت از بخش تولید نیازمند کاهش واردات، افزایش صادرات و یا افزایش مصرف داخلی است، ولی ما در هر سه بخش دچار مشکلات اساسی هستیم، در کشور مدیریت واردات وجود ندارد و با توجه صادرات کشور که متکی به نفت می باشد این بخش هم با مشکل مواجه بوده که در آینده با توجه به کاهش برداشت از میادین نفتی دچار مشکلات عدیده در درآمدهای ارزی خواهیم شد و این در صورتی است که تا آن زمان صادرات غیر نفتی خود را توانمند و رقابت پذیر نکنیم.
توانمندسازی صنعت و تولید از رهگذر هدفمند سازی یارانه ها امری بسیار مهم است، یارانه ها باید درست، به موقع و به اندازه به تولید تزریق شود. بسیاری از کارخانه های کشور در سال های اخیر با مشکل کمبود نقدینگی مواجه بوده و با ظرفیت های خالی تولید می کرده اند که این موضوع در حال حاضر شدت بیشتری یافته است.

ارتقای فناوری تولید، افزایش کیفیت عوامل تولید به ‌ویژه نیروی انسانی، توجه به سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، همگرایی اقتصادی، عدم اتکای صرف به تقاضای داخلی و دستیابی به تقاضاهای جدید از طریق بازارهای جهانی، از اصلی ترین وظایف دولت در سال جهاد اقتصادی برای نقویت بخش تولید در اقتصاد می باشد.

سیستم بانکی نیز در بخش حمایت از تولید به هیچ عنوان وظایف خود را انجام نمی دهند. در سیستم بانکی بسیاری از افراد برای دریافت تسهیلات با مشکل مواجه هستند و در مقابل افرادی هستند که بیرون از ضابطه، وام‌های کلانی می گیرند که در نهایت هم این تسهیلات به عنوان مطالبات معوق محسوب شده و بخش عمده ای از سرمایه بانک‌ها در اختیار خواصی است که آن را باز نمی‌گردانند. در ضمن تسهیلاتی که این گونه ارائه می شود اغلب در بخش حقیقی اقتصاد سرمایه گذاری نشده و در بخش غیر حقیقی اقتصاد و در دلال بازی در بازارهایی مانند سکه، ارز و مسکن وارد می شود.

زمانی که بانک‌ها در بخش صنعت و تولید سرمایه گذاری نکنند، مشخص است که اشتغال و شاخص‌های اقتصادی زیر سوال و تورم بالا می‌رود؛ تورم هم که امروز مسئولین ادعا می کنند توانسته اند آن را کنترل کنند، به دلیل فعالیت اقتصادی نیست، بلکه به این دلیل است که با ارزهای نفتی کالاهایی وارد و ارزان فروخته می‌شود. در شکور به دلیل عدم مدیریت واردات و وارد کردن ارزهای نفتی هنوز کالاهایی که نباید وارد شود، وارد می‌شود.

مدیریت ارز یکی دیگر از مواردی است که باید در اقتصاد صورت گرفته تا تولیدکنندگان هم بتوانند مواد اولیه خود را وارد کنند و هم بتوانند کالای خود را صادر کنند. تثبیت نرخ ارز به تولید کننده این امکان را می دهد تا برای آینده برنامه ریزی کنند.

برندسازی ملی می‌تواند زمینه‌ساز توسعه تولید داخلی و موجب رونق صنعت ملی شود. اقتصاد تک‌محصولی، یکی از عواملی است که اقتصاد یک کشور را به سراشیبی سقوط می‌کشاند. اگر می‌خواهیم اقتصاد ما به نفت وابسته نباشد باید به صنعت، برند و بازاریابی ملی بیش از پیش توجه کنیم؛ کاری که چندین سال است از آن غافل مانده‌ایم.


موضوع : راهكارهاي حمايت از توليد ملي

منبع : چريغ





 
 
[ یک شنبه 27 فروردین 1391  ] [ 10:18 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



پس از تولید کالاها وایجاد خدمات متنوع که برای استفاده کنندگان به وجود آمد لزوم توجه به مصرف کننده درچند دهه اخیر خود به خود قوت گرفته است و برای تولیدکنندگان وارائه دهندگان خدمات ایجاد تکلیف کرده تا محصولاتشان را با کیفیت مرغوب تولید کنند. شاید دلیل اصلی که باید به این قشر بزرگ جامعه توجه کرد آسیب‌پذیری مادی ومعنوی افراد از این گونه تولیدات است. آسیب‌پذیری مادی به این جهت که ایجاد خسارت مالی وگاهی جسمی می‌کند و آسیب‌پذیری معنوی به این جهت که خود ایجاد نوعی بی‌رغبتی برای استفاده کننده از تولیدات یک کارخانه یا کشور می‌کند واین موضوع باعث کاهش اعتماد ملی مردم به محصولات کشورتولید کننده منجر می‌شود. در سال‌های اخیر در ایران مسائلی درمورد حمایت از مصرف کننده مطرح شده که این حمایت بیشتر از آنکه به صورت عملی انجام شودبه صورت تئوری از سوی صاحب نظران ومسئولین این امر وجود دارد. گذشته از همه دلایل این امر عدم رقابت را می‌توان از دلایل عمده مورد اشاره قرار داد .در سال‌های اخیر اگر چه انحصار در برخی زمینه‌ها کمتر شده اما هنوز هم صنایع بزرگ و شرکت‌های خدماتی نظیر هواپیمایی یا راه‌آهن ادامه دارد .یک نمونه ساده تاخیر پرواز هواپیماهاست که به روشنی حقوق مصرف کننده را ندیده می‌گیرند و راهی نیز برای احقاق حق آنها اگر در تئوری وجود داشته باشد در عمل وجود ندارد و کسی پاسخگوی وقت یا هزینه از دست رفته آنان نیست .
بی‌گمان عدالت اجتماعی و حفظ حقوق اولیه مصرف کننده ایجاب می‌کند تا با وضع قوانین جدیدی که هر چه بیشتر حقوق مصرف کننده را تامین می‌کند تصویب نمایند و یا قوانین موجود را اصلاح کنند تا این قوانین همپای اصل کلی چهل وچهارم قانون اساسی که انقلابی در اقتصاد و مبحث خصوصی‌سازی است به اجرا درآید.
حمایت از مصرف کننده پیامدهای بی‌شماری دارد که حتی بر اقتصاد جامعه نیز تاثیر می‌گذارد. در جامعه‌ای که به حقوق مصرف کننده توجه زیادی می‌شود وتولید کننده مکلف به انجام وظایفی ازجمله :
- تولیدکالا با کیفیت مناسب با ویژگی‌های اعلام شده از سوی استاندارد واداره کل نظارت برمواد بهداشتی
- اطلاع‌رسانی مناسب به مصرف کنندگان بخصوص در زمینه نحوه استفاده از کالا، نکات ایمنی و بهداشتی
- حسب مورد ایجادشبکه ارائه خدمات پس از فروش
- تلاش در جهت برخورداری از انواع گواهینامه‌های تضمین کمیت و کیفیت داخلی وخارجی
می‌شود. میل ورغبت افراد جامعه به استفاده از کالاهای داخلی بیشتر می‌شود از طرف دیگر تولیداتی که می‌خواهند در صحنه جهانی به رقابت بپردازند اگر این گونه تولیدات از نظر کیفیت و دیگر مسائل که تامین کننده حقوق مصرف کننده است نظر مردم کشور تولیدکننده را برآورده نکند قطعا نمی‌تواند در رقابت جهانی دوام یابد. همچنین برای ورود به سازمان تجارت جهانی که بیشترین واردات و صادرات جهانی در میان اعضای این سازمان انجام می‌شود ملزم بودن به رعایت قانون مالکیت فکری است .یکی از مهمترین دلایل ایجاد حقوق مالکیت فکری ،‌جلوگیری از ارائه محصول غیرواقعی وتقلبی به مصرف کننده است و این قانون یکی ازاجرای‌ترین فعالیت‌ها در زمینه حمایت ازحقوق مصرف کننده است .
از دیگر پیامدهای حمایت از حقوق مصرف کننده رشد تولیدات داخلی است. البته این امر در بلند مدت تحقق می‌یابد . به کار بستن استانداردهای جهانی که نمونه‌ای از حقوق مصرف کننده است خود زمینه‌ای است برای فروش بیشتر محصولات در بازار داخلی وخارجی که مردم را تشویق به استفاده از این محصولات می‌کند و در نتیجه از واردات محصولات مشابه جلوگیری به عمل می‌آید زیرا که بازار مصرفی برای آن وجود ندارد و در پی آ‌ن ایجاد اشتغال و رشد صنعت را می‌توان جستجو کرد. از دیگر جهت عادت مردم به استفاده از کالاهای مرغوب وبا کیفیت که نیازها وانتظارات آشکار و پنهان مشتری را برآورده می‌کند، خود باعث استفاده نکردن از کالاهایی که نظر آنها را تامین نمی‌کند می‌شود و در نتیجه کالاهای قاچاق نامرغوب با قیمت اندک بدون مشتری باقی می‌ماند واین خود عاملی است برای کنترل قاچاق کالا .


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : ويستا




 
 
[ شنبه 26 فروردین 1391  ] [ 10:03 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 50 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/