جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

مُد و مُدگرایی پدیده ای است که کمابیش در میان همه اقشار جامعه وجود دارد ؛ اما در این میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مُد» اهمیت می دهند و «مُدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه خویش روآورند. یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی و روز دیگر موهای بلند و اصلاح نشده، زمانی شلوارهای با پاچه گشاد که روی زمین کشیده می شود، و زمانی دیگر، شلوارهای تنگ و کوتاه، مُد می شوند. اگر از این همه افرادی که عادت کرده اند رفتار و نوع و سبک لباسشان را طبق آخرین مدهای رایج تنظیم کنند، بپرسید که به چه علت این کار را کرده اند، یا مثلاً این آرم و کلمه روی لباس آنها چه کارکردی دارد، به سختی بتوان پاسخ متقاعد کننده ای شنید، جز آن که: «خُب، قشنگه!»، «برای این که مُده!»، «همه می کنند!» و...

این پاسخ ها گرچه سطحی به نظر می رسند، اما در یک تحلیل روان شناختی نشان دهنده نوعی از «تعلّق گروهی»، «نوجویی»، «تنوّع طلبی» و گرایش جوانان به «امروزی شدن» است و کاملاً یک پدیده طبیعی و بهنجار در جهت ارضای این نیازها محسوب می شود؛(1) اما از آن جا که همراه کالای مُد شده، شیوه های رفتاری، هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع می یابد و مد، عاملی می شود برای انتقال هنجار و ارزشی از جامعه ای به جامعه ای دیگر، بررسی زمینه ها و پیامدهای مدگرایی، یکی از موضوعات مهم در جامعه ما محسوب می شود که این نوشتار، نگاهی است گذرا به همین موضوع.

 

تعریف مُد و مدگرایی

«مد»ها الگوهای فرهنگی ای هستند که توسط بخشی از جامعه، پذیرفته می شوند و دارای یک دوره زمانی نسبتا کوتاه اند و سپس فراموش می شوند.(2) بنابر این، «مدگرایی» آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یکی پیروی نماید.(3)

گستره مد

گستره مُد به اندازه گستره زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را دربر می گیرد. تغییرات مُدگونه، در: علوم و فنون، نظریه ها، گرایش به جنبه های مختلف علمی، الگوهای تربیتی، سبک منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیط آرایی و ... قابل تسرّی است.

پوشاک و آرایش، شاخص کالای مُد شونده

با وجود آن که مُد و مُدگرایی کُل گستره زندگی اجتماعی را دربر می گیرد، پوشاک و سبک و شیوه آرایش، شاخص ترین کالای مُد شونده محسوب می شود.

عوامل و زمینه های مُدگرایی

در یک نگاه کلی و جامع نگر، مُدگرایی را می توان ناشی از عوامل و زیرساخت های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی دانست.

ریشه های تاریخی مدگرایی به سال های بسیار دور برمی گردد. با نگاهی به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه که پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه که دوره حسّاسی را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتی در مدگرایی ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه با سلطه سیاسی بر کشور، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مُدهای مختلف در ایران (و بخصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.

مدگرایی و غرب گرایی

گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی ـ اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند ؛ زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا، سنّت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه ها، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد.

همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلی زودتر از آن، نوع تفکر، طرز زندگی و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد.

میل به اروپایی شدن در جامعه ایرانی باعث شد که به جای بازسازی و نوسازی چارچوب اقتصادی ـ اجتماعی جامعه خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتی شدن توجه کنند که مهم ترین نمای اروپایی شدن، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مدهای غربی به شمار می رفت.

ایرانیان بر این باور شدند که باید خود و فرهنگشان را اروپایی کنند، تا بدین ترتیب از ضعف و عقب ماندگی رهایی یافته، در ردیف کشورهای پیش رفته قرار گیرند.

بنابراین «مدگرایی» و «غرب گرایی» در ایران، در یک بستر فکری و دوشادوش هم رشد کرده اند. در حال حاضر نیز بیشترین مدهایی که در جامعه و بخصوص در بین جوانان رایج می شود، برگرفته از الگوهای غربی و با همان انگیزه است.

مُد و مدرنیسم

مُد و مُدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست ؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است ؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحا با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافته فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدّد و سلیقه و مُد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنّت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدّد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد اندیشه مدرنیسم قلمداد می شود(4) و از آن جا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعه طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملاً هم اُفق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می تواند از زاویه دیگر، رابطه مدگرایی و غرب گرایی را نشان دهد.


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ جمعه 25 فروردین 1391  ] [ 3:34 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



واژه «تولید ناخالص ملی» یکی از پرکاربردترین واژه های عرصه سیاستگذاری عمومی است.
معنای این واژه عبارت است از مجموع ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک سال مشخص با استفاده از عوامل تولیدی که متعلق به شهروندان یک کشور می باشد.
منظور از کالاها و خدمات نهایی نیز آن دسته از کالاها یا خدماتی است که به مصرف کننده نهایی فروخته می شود یا به هر طریق دیگر به دست او می رسد.
محاسبه کالاها و خدمات نهایی در ارزیابی تولید ناخالص ملی به منظور پرهیز از دوبار محاسبه شدن برخی کالاها یا خدمات در کل تولید ناخالص ملی است. به عنوان مثال ارزش فولادی که به شرکت خودروسازی فروخته می شود به طور جداگانه در مجموع تولید ناخالص ملی محاسبه نمی شود چرا که ارزش آن هنگام فروش خودرو در قیمت نهایی آن محاسبه می گردد.
واژه تولید ناخالص ملی هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی با واژه "تولید ناخالص داخلی" ارتباط نزدیک دارد. البته این دو واژه با یکدیگر تفاوت هایی دارند. اختلاف آنها از آنجا ناشی می شود که در هر زمان تعدادی از شرکت هایی که در مالکیت خارجی هاست در داخل یک کشور به تولید کالا و خدمات مشغولند و در طرف مقابل شرکت هایی که در مالکیت اتباع آن کشور هستند و یا شهروندان آن کشور در سایر کشورها به تولید کالا و خدمات می پردازند.
بر این اساس تولید ناخالص ملی عبارت است از ارزش پولی مجموع کالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل یک کشور در یک سال مشخص (تولید ناخالص داخلی) منهای ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده در داخل توسط خارجی ها به اضافه ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده توسط شهروندان آن کشور در سایر کشورهای خارجی. بنابراین، اگر شهروندان یک کشور از سرمایه گذاری خود در خارج درآمد بیشتری از آنچه خارجی ها از سرمایه گذاری های خود در آن کشور به دست می آورند، کسب کنند، تولید ناخالص ملی آنها بیشتر از تولید ناخالص داخلی خواهد بود.
در طرف مقابل اگر شهروندان این کشور از سرمایه گذاری های خارجی خود درآمد کمتری از آنچه خارجی ها از سرمایه گذاری در کشور آنها به دست می آورند، کسب کنند، تولید ناخالص ملی آن کشور از تولید ناخالص داخلی آن کمتر خواهد بود. همچنین از تقسیم رقم تولید ناخالص ملی بر تعداد جمعیت کشور تولید ملی سرانه به دست می آید.
محاسبه تولید ناخالص ملی کشورها که یک کار پر زحمت است از جهات مختلف همچون تسهیل سیاستگذاری اقتصادی توسط دولت، کمک به برنامه ریزی تصمیم گیران بخش خصوصی، آزمون نظریه های اقتصادی و نیز مقایسه بین المللی کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است. به عنوان مثال اگر سیاستگذاران دولتی افزایش رشد اقتصادی و رفاه مادی را از طریق اعمال سیاست های پولی و مالی جزو اهداف سیاست های اقتصاد ملی قرار دهند آنها به شیوه منطقی برای قیمت گذاری به منظور ارزیابی عملکرد اقتصاد برای تسریع یا کاهش سرعت آن نیازمند هستند که این همان شاخص تولید ناخالص ملی است.
به علاوه سیاستگذاران بخش خصوصی نیز برای انجام سرمایه گذاری های جدید در کارخانجات و تجهیزات یا تولید محصولات جدید از اطلاعات کلان ناشی از محاسبه تولید ناخالص داخلی به منظور پیش بینی سطوح تقاضای احتمالی برای محصولاتشان و نیز روندهای آتی در هزینه های مختلف تولید سود می جویند. همچنین ثبت تاریخی آمارهای ملی اطلاعات لازم برای اقتصاد دانان به منظور آزمون و اصلاح نظریاتشان درباره عملکرد واقعی اقتصاد ملی و نیز از این طریق بهبود درک سیاستگذاران از پیامدهای سیاست هایشان فراهم می کند.
اگرچه شاخص های تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی از جامع ترین شیوه ها برای ارزیابی کل تولید در اقتصاد ملی است اما این شاخص ها (به ویژه موقعی که تبدیل به سرانه می شوند) حتی از لحاظ نظری شیوه خوبی برای نشان دادن رفاه کلی اقتصادی نیست. این شاخص ها در بهترین وضعیت تنها ابزاری برای نشان دادن سطوح کنونی نرخ فعالیت های تولیدی است، در حالی که رفاه کلی اجتماعی یک مفهوم گسترده تر از رفاه اقتصادی است که به طور دقیق نمی توان آن را با تولید ناخالص ملی یا تولید ناخالص داخلی ارزیابی کرد.
برای محاسبه تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی یک کشور سه شیوه مختلف وجود دارد. اول محاسبه به روش هزینه است که در آن تولید ناخالص ملی عبارت است از مجموع ارزش پولی هزینه هایی که برای خرید کالاها و خدمات نهایی توسط خانوارها (مصرف)، شرکت ها (سرمایه گذاری)، دولت (خریدهای دولتی) و سایر کشورها (خالص صادرات) می پردازند. دوم محاسبه به روش درآمد است که تولید ناخالص ملی از مجموع ارزش پولی درآمدهای مختلفی- شامل حقوق و دستمزد، سود، اجاره- که مردم از تولید همان کالاها و خدمات نهایی به دست می آورند.
سوم محاسبه به شیوه بازده است که در آن تولید ناخالص ملی ارزش پولی مجموع کالاها و خدمات نهایی است که توسط تولید کنندگان مختلف تولید می شود؛ منهای هزینه پرداختی آنها برای مواد اولیه و نیز کسر کردن استهلاک و انجام تعدیل های لازم. اگرچه در هر سه شیوه رقم تولید ناخالص داخلی باید یکسان باشد اما در عمل ممکن است تفاوت هایی وجود داشته باشد.


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : خبرگزاري فارس




 
 
[ جمعه 25 فروردین 1391  ] [ 11:46 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

نظام اسلامي در روند تکاملي خود از مرحله استقلال سياسي گذر کرده و در دوران تعميق استقلال اقتصادي برنامه حراست از منابع نفتي را سرلوحه سياست هاي خويش قرار داده است و طبعاً با توجه به وابستگي غرب به اين منابع، دشمني نظام سلطه با جمهوري اسلامي ايران ابعاد پيچيده تري يافته است به ويژه آنکه برنامه ايران در زمينه حراست از منابع خويش، الگوي ديگر کشورها هم قرار خواهد گرفت.‏
روشن است که گذر از اين دوران سرنوشت ساز به تمهيد مقدماتي نياز دارد که عنوان يافتن سال 1390 به " جهاد اقتصادي" و سال 1391 به " توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني" را نيز مي بايست از منظر تدارک شرايط ضروري اين دوران تفسير کرد.‏
در تحليل اهرمهاي قدرت نظام سلطه جهاني، خصوصاً در عرصه اقتصادي، مي توان سه عامل را تأثير گذارتر از ساير علل شناخت که عبارتند از نخست: استفاده از منابع زيرزميني کشورهاي ديگر با بهايي کم، دو م به خدمت گرفتن علم و فناوري و سوم جديت در کار و تلاش و توليد. بر اين اساس طبيعي است که انحصار طلبان اقتصاد جهان، از ورود ايران
" به حوزه علم و فناوري هاي پيشرفته" به همان اندازه احساس نگراني
مي کنند که از برنامه ايران در زمينه حراست از منابع نفتي خود و سياست اقتصاد بدون نفت. با ريشه يابي علل توسعه اقتصادي غرب، اين نکته نيز به ذهن خطور مي کند که در مسير پيشرفت اقتصادي ايران نيز اين هر سه عامل بايد مورد توجه خاص قرار گيرد يعني منابع زير زميني و خدادادي ما، به جاي آنکه تنور نظام سلطه را گرم کند، سزاوارتر آن است که در خدمت توليد داخلي قرار گيرد و در عوض صادرات مواد اوليه، توليدات و مصنوعات خود را افزايش دهيم. همچنين پيشرفت اقتصاد کشور ما، همانند همه عرصه هاي ديگر پيشرفت، تنها با تکيه بر علم و فناوري است که مي تواند به جايگاه برجسته خويش در جهان دست يابد و نکته سوم آنکه بدون تعميق فرهنگ کار و تلاش و توليد، نبايد انتظار داشته باشيم اقتصاد کشور شکوفا شود.‏
هرچند در سال جهاد اقتصادي در طريق توجه به اقتصاد، تلاش هايي صورت گرفت اما کافي نبود و خصوصاً به توليد چنانکه بايد توجه نشد و بخش توليد از هدفمندسازي يارانه ها، سهمي را که در قانون پيش بيني شده بود  دريافت نکرد و در نتيجه تعدادي از واحدهاي توليدي تعطيل شد يا در آستانه تعطيلي قرار گرفت. اين مسئله و مواردي ديگر از جمله اجراي قانون هدفمند سازي با شتابي بيش از آنچه که قانون تعيين کرده بود و البته فشار تحريم هاي دشمن، موجب آن شده است که توجه به توليد در اولويت برنامه هاي سال 1391 قرار گيرد و مقام معظم رهبري سال جديد را سال توليد ملي و حمايت از کار و سرمايه ايراني نام نهادند.‏بيش از آنکه نيازي به تبيين وظايف دولت و مجلس و قوه قضائيه در ارتباط با مسئوليت سال جديد باشد، بايد از آنان خواست با عزم و اراده اي مصمم براي عينيت يافتن رهنمودهاي رهبر وارد صحنه شوند و نگذارند سليقه ها و ديدگاه هاي متفاوت، رابطه بازي، سوء استفاده ها و کاغذ بازي ها، مانع انجام مسئوليت ها شود.‏در سال هاي اخير يکي از مهمترين عواملي که ضربه کاري بر پيکر توليد داخلي وارد آورد، مسئله واردات قاچاق بود که چه بسا برخي دستگاه ها هم براي حل مشکلات مالي خويش، بي توجه به آثار مخرب قاچاق، در اين مقوله ورود پيدا کردند. انتظار آن است که قوه قضائيه تمهيدات لازم را براي در اولويت قرار دادن اين مهم
پيش بيني کند و در مسئله قاچاق و نيز ديگر مواردي که پيش نياز حمايت از توليد داخلي و سرمايه کار ايراني است، با اعمال قاطعيت بيشتري وارد شود.‏دولت نيز بايد اجراي تعهدات کليه دستگاه ها در برابر توليد کنندگان را با جديت پيگيري کند و علاوه بر آن سازو کارهاي لازم  براي نظارت بر کيفيت کالا و مصنوعات ايراني و استاندارد سازي آن تقويت شود تا اعتبار محصولات ايران روز به روز افزايش يابد.‏
مجلس شوراي اسلامي هم با تصويب قوانين حمايتي از سرمايه و کار ايراني، مسئوليت سنگين خويش را مي بايست ايفا نمايد و در عين حال از وظيفه نظارتي در اين عرصه غفلت نورزد.‏
اما همچنانکه مقام معظم رهبري تاکيد فرمودند :‏
‏"در تحقق شعار توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني همه مسئولند" و بخصوص در ارتباط با فرهنگ سازي، نياز به عزمي ملي احساس مي شود تا به تدريج مصرف کالاي خارجي نه تنها از وضعيت موجود يعني نوعي تفاخر، خارج شود بلکه بايد آثار اين اقدام که تضعيف موقعيت کارگر داخلي و سرمايه داخلي به موازات آن تقويت سرمايه دار و کارگر خارجي مي باشد تشريح گردد تا جز در مواردي که جنس مشابه داخلي وجود ندارد مصرف کالاي خارجي به يک ضدارزش تبديل شود.‏
در گسترش فرهنگ حمايت از کالاي داخلي، طبعاً رسانه ها و خصوصاً رسانه ملي، رسالتي سنگين دارند و به موازات آن بايد سياست هاي روشني در عدم تبليغ کالاهاي خارجي اعمال کنند. همچنين انتظار مي رود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ديگر دستگاه هاي ذيربط از جمله شهرداري ها، در حمايت از توليدات داخلي و عدم تبليغ کالاهاي خارجي، اصولي شفاف تعيين کنند و چهره زيباي شهرهاي کشور را با تبليغات کالاهاي بيگانه نيالايند.‏ آموزش و پرورش نيز در راستاي سياست هاي سند
چشم انداز بايد روحيه کار و توليد و نيز افتخار به ايراني بودن را از کودکي در دانش آموزان اين مرز و بوم تقويت کند تا نسل آينده، نسلي پر تلاش و توليد کننده تربيت شود و در توليد ملي ايفاي نقش کند؛ نسلي که در عين حال از مصرف کالاي بيگانه کراهت داشته باشند و بدين ترتيب ضرورت ايجاب مي کند که آموزش و پرورش توليد ملي را به عنوان سرفصل تربيت اقتصادي نسل آينده در برنامه ريزي هاي خود قرار دهد.‏


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : روزنامه رسالت




 
 
[ جمعه 25 فروردین 1391  ] [ 9:28 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

شرائط خودکفایی

امام راحل , برای رسیدن به خودکفایی , شرایطی را برشمرده اند که اهم آنها به قرار ذیل است :

1. تبیین نظری اقتصاداسلامی .

2. حفظ اصول وارزشها.

1. تبیین نظری اقتصاداسلامی

برای رسیدن به خودکفایی , شرط اول , ترسیم تئوری نظام اقتصادی اسلام است و تنها در سایه یک فقه مدون و محکم ناظر بر زمان است که می توانیم به خودکفایی برسیم .

فقه اسلام , در بردارنده همه مسائل اخروی و دنیوی انسان بوده و هست و توانایی گشودن گره از همه مشکلات اقتصادی جامعه را دارد,اما به خاطر دور شدن فقهااز صحنه زندگی و عمل , فقه ,از متن جامعه , کنار رفت واز حل مسائل گوناگون اجتماعی ,از جمله :اقتصادی , بازمانداین سرنوشت تلخ , موجب گردید که در صده های اخیر,این اندیشه برذهنها راه یابد که اسلام برای اداره جامعه برنامه ای ندارد واین سبب گردید که جوانان , به التقاط و مکتب مادی روی آوردند.

حضرت امام , در برابراین تفکر می ایستد و می فرماید:

[تمام چیزهایی که دراداره یک کشوراحتیاج به آن هست , دراسلام هست .اسلام رااگر کسی تعهد به آن داشته باشد,امکان ندارد که ... زیربار وابستگی برود, زیربار وابستگی به کفار برود] 9 ..

حضرت امام , در راه تحقق و تبیین صحیح سیستم اقتصادی اسلام , به دو مطلب بسیار تاکید می کنند و آن را شرط اساسی طرح دوباره اسلام در صحنه اقتصادی , می شمارد:

پویایی اجتهاد.

استفاده از کارشناسان .

پویایی اجتهاد

نیازمندیهای اقتصادی و مادی انسانها, در بستر زمان , در حال تنوع و گسترش است و هر چندگاه , موضوعات جدیدی پدید می آیدازاین روی , اسلام ,اجتهاد مداوم را برای همه زمانها و جوامع گوناگون ضروری می داند.

امام امت , براین نکته تاکید کرده واز علماء و فقها و متخصصین این فن می خواهد که در مجامع قانون گذاری حضور یافته و با در نظر داشتن نقش زمان و مکان , به استنباط و تبیین احکام شریعت و مسائل اقتصادی آن بپردازند:

[به عهده علماءاسلام و محققین و کارشناسان اسلامی است که برای جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام , طرحها و برنامه های سازنده و در برگیرنده منافع محرومین پابرهنه های راارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین رااز تنگناها و فقر معیشت , در آوردند] 10 .

و برای تبیین درست نظام مستقل اقتصادی اسلام , دخالت دادن عناصری , مانند :[مصلحت نظام] ,[ زمان و مکان] ,[ حکومت] و... را دراجتهاد واستنباط نظریات فقهی ضروری دانسته و می فرمایند:

[تذکری پدرانه به اعضاء عزیز شورای نگهبان می دهم که خودشان , قبل ازاین گیرها, مصلحت نظام را در نظر بگیرند چرا که یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پرآشوب کنونی , نقش زمان و مکان دراجتهاد و نوع تصمیم گیریهاست . حکومت , فلسفه عملی برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می کند و بااین بحثهای طلبگی مدارس که در چهارچوب تئوریهاست , نه تنها قابل حل نیست که ما را به بن بستها می کشاند که منجر به نقض ظاهری قانون اساسی می گردد. شما در عین این که باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعی صورت نگیرد (و خدا آنروز را نیاورد) باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده , اسلام در پیچ و خم های اقتصادی نظامی ,اجتماعی و سیاسی متهم به عدم قدرت اداره جامعه نگردد] 11 .

افزون براین , مجتهدی را شایسته اظهارنظر در مسائل اقتصادی واحکام مالی اسلام معرفی می کند که بر مسائل پیچیده اقتصادی و رمز و رموز آن آشنایی داشته و آگاه به زمان خویش باشد:

[... آشنایی به روش برخورد با حیله ها و تزویرها, فرهنگ حاکم بر جهان , داشتن بصیرت و دیداقتصادی ,اطلاع از کیفیت برخورد بااقتصاد حاکم بر جهان , شناخت سیاستها و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه داری و کمونیزم که در حقیقت ,استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می کنداز ویژگیهای یک مجتهد جامع است] 12 .

استفاده از کارشناس

امام , در تبیین خط قانون گذاری , خصوصا قوانین اقتصادی , به مسؤولان توصیه می کند که -از به کارگیری کارشناسان فن و متخصص متعهد غافل نباشند.ایشان مشورت با کارشناس را, در فهم موضوعات عرفیه , حجت شرعی می دانند:

[مجلس محترم شورای اسلامی , که در راس همه نهادهاست , در عین حالی که ازاشخاص عال , متفکر و تحصیل کرده برخورداراست . خوب است در موارد لزوم ,از دوستان متعهد و صاحب نظر خود, در کمیسیونها دعوت کنند که با برخوردها نظرها وافکار, کارها سریعتر و محکم ترانجام گیرد و از کارشناسان متعهد و متدین در تشخیص موضوعات , برای احکام ثانویه اسلام نظرخواهی شود.... واین نکته لازم است که : رداحکام ثانویه , پس از تشخیص موضوع به وسیله عرف کارشناس , با رداحکام اولیه فرقی ندارد چون هر دو حکم الله می باشد و نیزاحکام ثانویه , ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد... در موضوعات عرفیه , که تشخیص آن با عرف است , با مشورت کارشناسان , حجت شرعی است که مخالفت با آن , بدون حجت قوی تر, خلاف طریقه عقلاءاست] 13 .

2. حفظ اصول وارزشها

یاین پرسش , باید پاسخ گفته شود که آیااز دیدگاه حضرت امام , رسیدن به خودکفایی ارزش ذاتی دارد و می بایست آن را به هر قیمت بدست آورد؟ گرچه با قربانی کردن اهداف واصول باشد؟

آیا می توان عدالت اقتصادی واجتماعی را فدای خودکفایی مالی نمود؟ آیا می توان از تکاثر ثروت و سلطه مترفین و یا دو قطبی شدن جامعه , در راه رسیدن به این مقصود, چشم پوشید و آیا می توان در راه غنای معیشتی ,از آزادی مطلقه مالکیت و... صرف نظر نمود و یا بایداهداف انقلاب اسلامی را کنار گذاشت ؟ با نگاهی کوتاه به گفته ها و سیره حضرت امام , می بینیم که پاسخ همه سوالات منفی است و حضرت امام , در عین تکیه بر خودکفایی , هموراه بر حفظ اصول وارزشهای اسلامی وانقلابی تکیه کرده و حفظ آنها را در راس همه برنامه های خود قرار داده است .

دراینجا برخی ازاصول کلی را, که حراست و حفاظت از آنها در راه رسیدن به خودکفایی لازم است بدین شرح ذکر می کنیم :

معنویت

حفظ ارزشهای انقلاب .

عدالت اقتصادی .

دفاع از محرومان و مستضعفان .

معنویت

از مسائل اساسی در دیدگاه حضرت امام , توجه به معنویت و نقش زیربنایی آن در رابطه با همه مسائل اقتصادی و دنیوی است . در دیدگاه حضرتش , آنچه که هدف اصلی بعثت پیامبران را تشکیل می دهد, توجه دادن انسان به مساله آخرت و خدا و معنویات است و فقط در سایه آن است که انسان را به آرامش رسیده و کمال مطلوب را درمی یابد.اگراسلام , به مساله مادیات توجه فرموده ,از جهت مقدمیت وابزار بودن آن , در راه رسیدن به کمالات معنوی است . دراین راستا حضرت امام مرتب هشدار داده اند که پرداختن به مساله اقتصاد و مادیات , بدون توجه به معنویات جامعه ,انحراف بوده و ما را به همان گردابی دچای خواهد کرد که امروز غیر مسلمانان با آن دست به گریبانند و در جستجوی راه چاره برای فرار و گریز! و در نهایت , سرنوشت و بقای نهضت اسلام ,به حفظ معنویات و گسترش آن بستگی دارد.

امام , قدس سره , دراین راستا, با کسانی که به تحریف اسلام پرداخته و با تاثیراز مکاتب مادی شرق و غرب , گرفتارالتقاط گردیده و با تفسیراحکام اسلام به مادیت , در واقع , به اقتصاد, بیش ازارزش واقعی آن , بها داده و آن را زیربنا فرض کرده اند, به مبارزه برخاسته و به افشای خطر و پیامدهای این تفکر می پردازد:

[ اخیرا ما مبتلا شدیم به یک عده ای که ... تمام معنویات را به مادیات برمی گردانند. می گویند: مسلمیم لکن نه توحیدشان توحیداسلامی است و نه بعثت شان اسلامی است و نه نبوت شان نبوت اسلامی است و نه امامت شان و نه معادشان همه اش بر خلاف اسلام است ...اینها هم به اسم اسلام می خواهند به کلی اسلام را کنار بگذارند و یک چیز مادی جای او بگذارند که همه چیزش مادی باشد. به اسم ترویج اسلام مادیت می کنند. 14 ]

وامام , با طرح درست اسلام و ترسیم جایگاه معونیت و مادیت در مسائل اقتصادی اسلام به تشویق منحرفین , برای بازگشت درست به اسلام می پردازند.

ایشان سر شکست طرحهای اقتصادی دنیا و به بن بست رسیدن قدرتهای بزرگ مالی را, دورماندن آنان از معنویات معرفی کرده واحتیاج به معنویات رااز علل اساسی وجود جنبشهای مردمی در جوامع صنعتی و پیشرفته معرفی می کند.

امام جواب سئوال خبرنگار شبکه تلویزیون آلمان غربی که می پرسد: دراروپا تحرک جدید به چشم می خورد و آن یک تحرک مذهبی است ...این تحول را چگونه ارزیابی می کنید, می فرماید:

[ ان تحرک مذهبی ازاین است که : مردم ازاین پیشروی مادی سر خورده اند و دیدند که تمام این پیشرفتهایی که شداست , چیزهایی نیست که برای بشر ضرر بشر بوده تا به نفع بشر. و آن چیزی که بشر طالب است ] این است که به روحش آرامش بدهد و آن چیزی که آرامش می دهد مذهب است .

15 همین روی کرد به مذهب و معویت را به گورباچف هم توصیه می کند 16 .

حضرت امام , معنویات را رمز بقای اسلام و نهضت معرفی می کند و هشدار می دهد که در غیراین صورت , حتی در فرض استقلال , اقتصادی , راه انحطاط و شکست باز خواهد بود:

[آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند... وازاین خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند, آن روزاست که ما برای کشور, باید فاتح بخوانیم ... مادامی که این ملت ...این جوانهای ما توجه به معنویات دارند...جمهوری محفوظ است و هیچ کس نمی تواند به او تعدی کند. آن روزی که زرق و برق دنیا پیدا بشود و شیطان در بین ما, راه پیدا کند و راهنمای ما شیطان باشد, آن روزاست که ابرقدرتها می توانند در ما تاثیر کنند] 17 .

حفظ ارزشهای انقلاب

توجه به ارزشهای اسلامی وانقلابی در برنامه ریزیهای اقتصادی ,از مسائلی است کآه حضرت امام به آن اهمیت فراوان داده است و همواره بر لزوم حفظ و تدوم آونها به مسؤولان و مردم هشدار داده اند. در دیدگاه حضرتش ,ارزشهای اسلامی وانقلابی , تنها چیزهایی هستند که ملت , به خاطر دست یابی به آنهاانقلاب کرده و در راه آن تا مرز شهادت به پیش رفته اند و هیچ توسعه , پیشرفت نمی بایست ما را به عقب نشینی ازاصول اساسی باز دارد. در همه برنامه ریزیهای سیاسی واقتصادی باید عزت , شرف مومنین و ذلت منافقین و دنیاطلبان , شعار حمایت او مظلومین عالم , مبارزه با ستم , دفاع ازاسلام و در یک کلمه دیانت ما محفوظ بماند. تکیه یک جانبه بر برنامه های اقتصادی می تواند به نفی آرمانهای انقلاب , بی توجهی به اسلام و نهضت های اسلامی , رو آمدن سرمایه داران بی درد و پیامدهای تلخ ناشی از آن , بیانجامد. تنها باقی ماندن براصول اساسی است که می تواند عزت و کرامت مومنین را تضمین کرده , و ما را بر تداوم انقلاب یاور باشد, چه بسیاری از دولتهای انقلابی واسلامی که با شعار, آزادی و کرامت انسانها قیام کردند, ولی سرانجام مشکلات اقتصادی و رسیدن به رفاه بیشتر, موجب گردید که آنان از شعارهای انقلابی خود دست بردارند و برای رسیدن به زندگی بهتر و حل مسائل اقتصادی خود, هویت و شرافت اسلامی و ملی خود را در پیشگاه ثروت و رفاه قربانی کنند. بدین جهت امام امت همواره بر حفظ شعائر و آرمانهای انقلاب تکیه کرده و آن را را در راس همه امور می شمارد .

مسائل اقتصادی و مادی ,اگر لحظه ای مسوولین رااز وظیفه ای که برر عهده دارند منصرف کنند, خطری بزرگ و خیانتی سهمگین است . باید دولت جمهوری اسلامی , تمامی سعی و توان خود را دراداره هر چه بهتر مردم بنماید, ولی این بدان معنی نیست که آنها راازاهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کنند. مردم عزیز ایران , که حقاجهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند, باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسؤولان بالای کشور, به وظیفه اساسیشان , که نشراسلام در جهان است , برسند 18 .

حفظ آرمانها واصول , در راس همه فعالیتهای حضرت امام , قرار داشت . در قضیه سلمان رشدی , شاهد بودیم که :استکبار جهانی , پنداشت , با محاصره اقتصادی خواهد توانست ,امام رااز نظرش برگرداند واو را واردار به عقب نشینی کند, ولی امام , با شجاعت واستقامت , در مقابل همه توطئه هاایستاد و ثابت کرد که آرمانها وارزشهای اسلامی , بسیار والاست وایران اسلامی , به هیچ وجه از آن عدول نخواهد کرد. بدین جهت , امام , در بیانیه ای , به کسانی که ممکن است در آینده , صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی را موقتی بدانند و وسوسه های پیشرفت اقتصادی , آنان را به سوی پیوند با غرب و فراموش کردن ارزشهای اسلامی وانقلابی بکشاند, هشدار می دهد 19 . همچنین آن بزرگوار, نظیراین حساسیت و غیرت دینی را (پیش ازاین ) در رابطه با ملی گرایان و متخصصان بی تعهد داشتند 21 .

عدالت اقتصادی

واژه عدالت , که عدالت اقتصادی از بارزترین شاخه های آن است , ریشه در فطرت انسانها داشته و بشر, همواره به عنوان یک آرمان و کمال مطلوب به جستجوی آن پرداخته و در رسیدن به آن از بذل جان و مال دریغ نداشته است .اگر بگوئیم که بیشتر جنگها و منازعات برخاسته از مسائل اقتصادی , پیش از آن که ناشی از فقر و تنگدستی باشد,از بی عدالتی و تبعیض اجتماعی سرچشمه گرفته است , سخنی به گزاف نگفته ایم . بدین جهت , شعار عدالت اجتماعی واقتصادی , همواره در سرلوحه همه مکاتب و مذاهب و نهضتها قرار داشته است واز پرشورترین شعارهای انقلابها بوده است . در شریعت اسلام , عدالت ,از جایگاه ویژه ای برخورداراست . عدالت اجتماعی واقتصادی دراسلام , در جهان بینی توحیدی ,اسلام و طرز نگرش اسلام به انسان و کرامت او دارد.از میان صفات بی شمار خداوند, عدل و عدالت , جزءاصول و شعائر قرار گرفته است .این , نمایانگر عدالت خداوند در جهان هستی و لزوم و ضرورت استفاده عادلانه بشراز مواهب خدادادی می باشد.انسانها, در راه تقرب به او, می بایست , عدالت را پیشه خود سازند.

در بعد نبوت و رسالت : عدالت ,ازاهداف اصلی انبیا اعلام گردیده است . برای تحقق آن , به پیامبران رئوف خود, دستور داده است که دست به سلاح ببرند 21 .

علی[ ع] در شیوه حکومت , براجرای عدالت تاکید کرده واز آغاز حکومت خویش , واژگونی جامعه غیراسلامی و دو قطبی رااعلام می کند و در عمل نیز, با به زیر کشیدن مستکبران و زالوهای اقتصادی و غارتگران بیت المال , به نفع محرومان و مظلومان , عدالت اقتصادی واجتماعی را جلوه گر می کند.

بااشاره به اوضاع نابسامان اجتماعی واقتصادی و رشد سرمایه های بادآورده می فرماید:

الا وان بلیتکم قد عادت کهیئتها

آگاه باشید! تیره روزیها, درست همانند زمان بعث پیامبر[ص] , را دیگر, به شما روی آورده است . سوگند به کسی که پیامبر را به حق مبعوث کرد, به سختی مورد آزمایش قرار می گیرید و غربال می شوید و همانند محتویات دیگر, هنگام جوشش , زیر و رو خواهید شد, آنچنان که بالا, پایین و پایین , بالا قرار خواهد گرفت .

در مورد برگرداندن اموالی که به دست حکام پیشین ,از بیت المال غارت شده بود, می فرماید:

والله لو وجدته قد تزوج له النساء و ملک به الاماء, لردوته 23 .

به خدا سوگند, آنچه از عطایای عثمان اگر بیابم , به صاحبش بر می گردانم گر چه زنانی را بر آن کابین بسته و یا کنیزانی را با آن خریده باشند.

پس از پیروزی انقلاب , حضرت امام قدم به قدم , با در نظر گرفتن شرایط لازم , به شعارها واصول عدالت خواهانه انقلاب , جامعه عمل پوشاند. با مصادره اموال طاغوتیان غارتگر به نفع مستضعفان و توزیع عادلانه امکانات در بین مردم واجرای برنامه های اقتصادی عادلانه , درراستای عدالت اقتصادی حرکت کردند. حضرت امام , مکررا, براین اصل تاکید داشتند که : عدالت , زیربنای همه مصالح واصلاحات و ظلم و بی عدالتی , سرمنشا همه تباهی ها به شما می رود که در همه برنامه ریزیهای اقتصادی و تنظیم نظام اقتصادی باید رعایت گردد .

استقلال اقتصادی کشور و رفاه بدون اجرای عدالت , بی ثمر خواهد بود زیرا, جامعه به دو قطب , تقسیم خواهد شد:اقلیت ثرتمند و ممتاز و اکثریت فقیر. دراین صورت , واضح است که :اقلیت ثروتمنداست که زمام امور را در دست خواهد گرفت .

دفاع از محرومان و مستضعفان

ازامور مهمی که امام امت در سرلوحه برنامه ریزیهای اقتصادی و سیاسی کشور بدان تکیه کرده است , دفاع همه جانبه از محرومان مستضعفان جامعه اسلامی , بلکه همه محرومان , جهان می باشد.

این مساله روشن است که محرومان و مستضعفان در جوامع مختلف , کمتر مورد توجه قرار گرفته و می گیرند و عقربه اقتصادی جوامع بشری و حکومتها, همیشه , به سود حاکمان و سرمایه داران , در حرکت بوده است . مستکبرین همواره با شیوه های مختلف , و بااستفاده از زور و زر و تزویر, قدرت سیاسی جوامع را به نفع خود رقم زده اند. چه بسیاراز نهضتهایی که در جهان , با عنوان دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان قیام کردند و با دست و بازوی محرومان به پیروزی رسید. ولی به تدریج به انحراف , دچار آمده و دوباره مستکبرین ,از راهی دیگر, خود را بر مردم تحمیل کردند.

تنها حرکتهای الهی است که محروم زدایی , همیشه سرلوحه کارشان است ازاین روی بیشتر, پیروان پیامبران الهی و مصلحان از طبقه محروم و زجر کشیده است .

برنامه اساسی اسلام ,ایجاد جامعه ای آباد و سالم و بدوراز نکبت فقر و تهی دستی می باشد. پیامبران وائمه هدی(ع) عملا براین راه رفته اند. واین نمایانگر حمایت همه جانبه آنان ,از مستضعفان و محرومان جامعه می باشد. و در حکومت علی بن ابیطالب (ع) , توجه به فقر و طبقات مستضعف جامعه , در راس برنامه های حکومتی آن حضرت قرار داشت . در نامه حکومتی به مالک می نویسد:

ثم الله الله فی الطبقه السفلی من

پیروزی و تدام نهضت اسلامی ما نیز, بیش از همه گروهها, مدیون فداکاری وایثار طبقه محروم جامعه بوده و هست یعنی کسانی که در رژیم ستمشاهی به استضعاف کشانیده شده بودند و همه عرصه های پیشرفت و ترقی و رسیدن به حقوق شرعی وانسانی بر آنان بسته شده بود.این طبقه , همیشه مورد عنایت خاص حضرت امام بودند و همیشه آن بزرگوار,از حقوق این گروه دفاع کردند.

پر واضح است که حمایت و دلسوزی حضرت امام , نه برخاسته ازاضطرار و ناچاری و نه از نوع کمکهای دولتهای دیگر برای جلوگیری از خطر طغیان فقرا علیه حکومت , که نشات گرفته از دین و فطرت انسان دوستی آن عزیز بود:

[خدا می داند که من مطلعم و رنج می برم . من مطلعم ازاین دهات و شهرستانهای دورافتاده ... من مطلعم از گرسنگی مردم واز وضع نابسامان زراعت و فلاحت . خدا می داند که من گاهی به فکر می افتم که این زمستان آینده , چه خواهد شد؟ خیلی ناراحت می شوم .این بیچارها, آیا نان دارند یا ندارند؟ چه خواهد گذشت دراین زمستان سیاه , به این ملت فقیر بدبخت] 24 .

این دلسوزی برای فقرا, در طول عمر پر برکت امام , مشاهده می شود:

قبل ازانقلاب , در فریاد علیه نابسامانیها و ظلم به طبقه ضعیف به و به استضعاف کشاندن آنان , جلوه کرد و پس ازانقلاب , با برنامه های جدی درصدد رفع محرومیتها بودند و گامهای بسیار مثبتی هم دراین راه برداشتند.

اساسا, دراندیشه حضرت امام , توده مردم و طبقات زجر کشیده , جایگاه بلندی داشتند.ایشان جنگهای پیامبران , بویژه پیامبراسلام را, جنگ بین فقر و غنی , جنگ بین زورمند و ضعیف و ... می دانستند 25 .

دراندیشه امام , صاحبان اصلی انقلاب , که در تمام جبهه ها حضور فعال و ایثارگرانه دارند, محرومان و طبقات پایین جامعه اند 26 .

دراین راستا, توصیه و تاکیدایشان , همیشه ,این بود که : مسؤولان به گونه ای برنامه ریزی کنند که طبقات محروم بتوانند رشد کنند و به مراکز فرهنگی و سایر مدیریتها راه یابند. برای تحقق این امر مهم ,از علما, برنامه ریزان و نمایندگان مجلس شورای اسلامی می خواهند که طرحهایی ارائه بدهند که محرومان ازاین وضع , نجات پیدا کنند.


موضوع : راهكارهاي حمايت از توليد ملي

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 5:16 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 50 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/