جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

ادبیات جامعه شناختی نشان دهنده افزایش مشارکت در نواحی صنعتی و شهری است. در این نواحی، زنان دارای سطح بالایی از آموزشها قرار داشته، فرزندان کمتری دارند و اکثرا در مشاغل خدماتی مشغول می باشند. از طرف دیگر در مناطقی که در آنها اشتغال، سطح آموزش و نیز نسبتهای جنسی مرد به زن بالا می باشد معمولاً مشارکت نیروی کار زنان رو به افزایش می گذارد و اندازه بخش خدمات و میزان باروری، هر دو، تأثیر ناچیزی بر مشارکت نیروی کار زنان دارند. به علاوه در مناطق شهری آموزش بیش از سایر عوامل نسبت مشارکت نیروی کار زنان را تعیین می کند.

 

یکی از مهمترین جنبه های تغییرات اجتماعی در نیمه دوم قرن بیستم افزایش قابل توجه مشارکت نیروی کار زنان تقریبا در تمامی ملل بوده است به گونه ای که سطح صنعتی شدن، میزان باروری، ساختار خانواده و ترکیب اجتماعی نحوه مشارکت آنها را تحت تأثیر داشته است. در حقیقت، صنعتی شدن و به خصوص ظهور بخش خدمات فرصتهای فزاینده ای را به زنان جهت پیوستن به اقتصاد پولی داد. صنایع کارخانه ای و بخش خدمات، صنایع متقاضی نیروی کار زنان هستند و فرصتهای بسیاری برای مشارکت زنان به عنوان نیروی کار فعال به لحاظ اقتصادی ایجاد می کنند. به همین ترتیب این مشارکت با وسعت شهرها افزایش یافته و با دوری از مرکز شهر کاهش می یابد. مراکز شهری بزرگ به دلیل تقسیم کار جامع تر و ساختمانهای حرفه ای و صنعتی پیچیده تر، در مقایسه با شهرهای کوچک، فرصتهای افزونتری را جهت اشتغال زنان در اقتصاد پولی ایجاد می کنند.

علاوه بر ساخت صنعتی اجتماعات، باروری نیز به عنوان یکی از عوامل اصلی مشارکت نیروی کار زنان مطرح می باشد. چرا که میزان باروری بالا مشارکت زنان در اقتصاد پولی را کاهش می دهد. میزان باروری بالا مانعی در جهت پیوستن زنان به نیروی کار فعال به لحاظ اقتصادی و گسترش مشاغل حرفه ای می باشد. بعضی از جامعه شناسان نیز معتقدند که صرف نظر از سطح صنعتی شدن یا میزان باروری، سازمان خانواده، اگر نه مهمترین عامل، که یکی از عوامل مهم تعیین کننده مشارکت نیروی کار زنان است. آنان چنین استدلال می نمایند که در نظامهایی که در آنها بنیاد خانواده بی ثبات و لرزان می باشد، زنان به منظور خوداتکایی، باید به اقتصاد پولی وارد شوند. در مقابل در نظامهایی که خانواده ها باثبات هستند، زنان به لحاظ اقتصادی، به شوهران و خویشاوندان، بیشتر وابسته اند. به عبارت دیگر بی ثباتی خانواده با مشارکت نیروی کار زنان رابطه معنی داری دارد.

فرایند صنعتی شدن و رشد اقتصادی با کاهش قابل ملاحظه اندازه و تعداد افراد خانواده و با انتقال خانواده از واحد تولید کننده به واحد مصرف کننده در ارتباط می باشد. این فرایندها، همراه با افزایش فرصتهای آموزشی برای زنان، نه تنها تقاضای زیادی برای نیروی کار زنان ایجاد می کند بلکه به نوبه خود موجب ایجاد ذخیره بیشتری از نیروی کار موجود برای اقتصاد پولی می شود. نقش چند جانبه زنان در فعالیتها و مسؤولیتهای خانوادگی و کار بیرون از خانه آنان، بدین معناست که روز کاری زنان معمولاً طولانی تر از مردان می باشد و کمبود وقت و انرژی می تواند مانع از مشارکت کامل زنان در برنامه های توسعه اقتصادی شود. در حقیقت سه مورد اساسی می تواند موجب تسهیل و کاهش فشار کاری روزمره زنان شود. این موارد عبارت است از: جمعیت، تغذیه و آموزش. نسبت به تأثیر متقابل رشد جمعیت، مهاجرت، تعداد افراد خانوار و وظایف مادری، اینک به عنوان یک عامل اساسی در فرایند عرضه و تقاضا شناخت بیشتری به دست آمده است. راه حلهایی که برای این معضل در نظر گرفته می شود باید هم به عرضه (از طریق افزایش تولیدات) و هم به تقاضا (از طریق اتخاذ سیاستهای جمعیتی کارآمد و مؤثر ملی) توجه نشان بدهد. یکی از این رهیافتها را می توان اعتراف به نقش زنان در توسعه اقتصادی و طراحی برنامه هایی با هدف افزایش توان تولیدی آنان دانست. موفقیت چنین برنامه هایی در امر بهبود موقعیت فیزیکی و اجتماعی زنان و نیز کاهش نرخ مرگ و میر نوزادان، نهایتا به کاهش رشد جمعیت خواهد انجامید. از طرف دیگر لازم است تا از طریق گنجاندن ملاحظات مربوط به تغذیه در برنامه های زنان و نیز با ایجاد فعالیتهای درآمدزای بیشتر برای زنان، بی عدالتیها و نابرابریها برای آنان از میان برود و زنان به موازات افزایش درآمد، از غذاهای مغزی و مقوی بیشتری استفاده نمایند.


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 4:50 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

ضرورت کار جمعی را می توان از جوانب گوناگون مورد مطالعه و بررسی قرار داد؛ زیرا انجام برخی کارها به صورت فردی امکان پذیر نیست، و لازم است تا به صورت گروهی صورت بگیرد، مثل بلند کردن یک وزنه سنگین که به نیروی افراد زیادی نیاز دارد. گاهی نیز هر چند امکان انجام کار به صورت فردی وجود دارد، اما مستلزم تحمل هزینه فراوان و فشار زیاد است، که از لحاظ کیفیت اجرا نیز قابل مقایسه با صورت جمعیِ آن نیست. گروهی انجام ندادنِ کار، به معنی عدم استفاده از امکاناتی است که در اختیار داریم، کسانی که قابلیت قرارگرفتن در کنار ما و در یک گروه را دارند، با توانایی های مختلف خود، هر یک سرمایه بالقوه ای هستند که بی توجهی به آن ها عقلایی نیست.

 

هم چنین ما در عصر جهش های تکنولوژیک، در یک شرایط رقابتی سنگین در همه عرصه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی قرار داریم. در شرایطی که رقبا با استفاده از بهره فعالیت های جمعی، پروژه های بزرگی را اجرا می کنند و بدین وسیله سلطه خود را بر جهان می افزایند، بی تفاوتی نسبت به فواید کار جمعی می تواند موقعیت ما را در جهان تضعیف کند.

علاوه بر این که بدون فعالیت های گروهی آگاهانه و هماهنگ، ممکن است ما کار یکدیگر را خنثی، تخریب و یا تکرار کنیم.

در متون دینی هم می توان شواهد و مؤیداتی برای ضرورت کار گروهی پیدا کرد، که البته با توجه به مطالب پیش، این بیانات، ارشاد به حکم عقل خواهد بود. بنابراین، شواهد دینی ناظر به دو نکته است: یکی تأیید تحلیل عقلی مبنی بر ضرورت کار جمعی، و دوم کشف نحوه کار گروهی از منظر دین.

بر اساس شواهد قرآنی و روایی، آنچه برای شارع مقدس از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اصل انجام تکلیف از طرف انسان است، و غالبا در امر به تکالیف، نحوه انجام آن نیامده است. بنابراین، در وهله نخست چنین به نظر می آید که ما به عنوان یک مسلمان موظف به انجام آن دستورات هستیم، که شیوه اجرای آن نیز در بسیاری از موارد به سلیقه و انتخاب خود ما واگذار شده است و البته این که یک وظیفه را به شکل جمعی انجام دهیم یا فردی، نوعا مورد تأکید نیست.

اما در برخی آیات و روایات، مضامینی وجود دارد، که حاکی از اهمیتِ کارگروهی است، به عنوان مثال در آیه: «تعاونوا علی البرّ و التقوی»، به تعاون و همکاری در کلیه کارهای خیر امر شده است.

البته سیره انبیاء و بزرگان دین در انجام مأموریت الهی خویش نیز قابل بررسی است حال سؤال این است که آیا مواردی داشته ایم که ایشان به صورت گروهی به این امر پرداخته باشند؟

بی تردید خدای متعال رسالت ابلاغ پیام را بر دوش شخص انبیا قرارداده و اگر برخی از پیامبران الهی این رسالت را به صورت گروهی و یا با کمک گرفتن از افراد دیگر پیش می بردند، به دلیل مزیت هایی بوده که در آن وجود داشته است.

برخی شواهد قرآنی، در تأیید کار گروهی عبارتند از:

«اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذبوهما فعززنا بثالث فقالوا انا الیکم مرسلون»(1) خدای متعال برای هدایت مردم انطاکیه ابتدا دو رسول می فرستد و بعد از تکذیب آنان توسط مردم، پیامبر سومی را ارسال می دارد.

از ظاهر این آیه به دست می آید، که حضور جمعی آن ها از سوی خداوند در بین مردم امری لازم دانسته شده، هر چند در عمل، نتیجه ای نبخشیده است. البته به دلیل این که قرآن کریم در این زمینه جزئیات بیشتری را مطرح نمی کند، نمی توان از نحوه هماهنگی و کار این رسولان با هم آگاه شد و یا تحلیلی ارائه کرد. البته ممکن است عدم ذکر جزئیات به این دلیل باشد که اصل انذار و تبشیر این رسولان در نظر خداوند مهم بوده و نحوه اجرای این مأموریت (فردی یا گروهی بودن آن) قابل ذکر نیست. به هر حال، می توان گفت که کار گروهی نه چندان پیچیده ای توسط ایشان صورت گرفته است.

«فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون»(2) از برخی الفاظ این آیه می توان تاکید به کار جمعی را استخراج کرد. مانند لفظ طائفه که حداقل بر سه نفر اطلاق می شود و به همین دلیل است که فعل «تفقه»، «انذار» و «رجوع»، به صورت جمع آمده است.

آیات دیگری نیز بر این نکته دلالت دارند که از آن جمله می توان به آیات ذیل اشاره کرد: «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ * وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَی الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»(3)

وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ»(4)

لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِنْ لِیبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیرات»(5)

«قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذیرٌ لَکُمْ بَینَ یدَی عَذابٍ شَدیدٍ»(4)

بهره ها و برکات کار گروهی

1. همفکری و تقویت اندیشه ها: از گرد هم آمدن افراد، ایده های قوی و آرای محکم تولید می شود. طلاب علوم دینی تجربه مباحثه را دارند و با بهره های تضارب آرا و تولید جرقه های فکری در خلال مباحثه کاملا آشنا هستند. امام علی(ع) فرموده اند: «اضربوا بعض الرأی ببعض یتولد منه الصواب»(5)

وقتی افرادی برای انجام یک کار گرد هم می آیند و نسبت به چگونگی آن فکر و اظهار نظر می کنند، طرح اولیه انجام کار بسیار غنی و جامع از آب در می آید، در صورتی که اگر تنها یک نفر در آن موضوع اندیشه کند، حاصل نهایی آن چندان ممتاز و ویژه نخواهد بود.

2. همدلی و تقویت انگیزه ها: انگیزه انسان در جمع، تشدید می شود. وقتی ما با دیگران پیوند می یابیم، امیدمان به اتمام کار بیشتر می شود و استقامت ما برای پافشاری در پی گیری مقصد افزایش می یابد. مشاهده حرکت و عمل دیگران ما را به تحرک و عمل وا می دارد و فرسایش انگیزه را به مرور ترمیم می کند.

3. هم افزایی در کمیت و کیفیت محصول: کار گروهی سبب می شود که کمیت و کیفیت کار انجام شده، بالاتر و بهتر از کار فردی باشد. به تعبیر دیگر، نتیجه کار گروهی از جمع توان افراد همواره بیشتر است.

4. بالارفتن همت ها: انسان به صورت فردی به اهداف بزرگ و فوق العاده نمی اندیشد، اما وقتی که خود را میان یک جمع احساس کند تصور پدید آوردن آثار بزرگ برای او امکان پذیر خواهد بود. به عنوان مثال هیچ یک از ما به تنهایی تصور ساختن یک آپارتمان را نمی کند و برای آن نقشه نمی کشد، اما اگر یک گروه همدل، گرد هم آیند، ممکن است برای ساختن یک آپارتمان بزرگ اهتمام و اقدام نمایند.

5. تربیت نیرو: کار گروهی موجب رشد قدرت فکری و عملی اعضا می شود. در گروه، افراد از یکدیگر کار می آموزند و به سرعت و سهولت بیشتری نیروی انسانی پدید می آید. و این قدرت ناشی از آن است که اندیشه های انسان را در جمع، در معرض آزمایش و نقد می گذارد و نقاط ضعف و قوت آن آشکار می گردد. تجارب انسانی نیز به صورتی انباشته فراهم می آید. کسانی که به صورت فردی کار می کنند، هرچند ممکن است منشأ پیدایش آثار بزرگی شوند، اما با رفتن آنان کسی که راهشان را ادامه دهد و جایگزین آنان شود، یافت نمی شود. اما در یک گروه همه باهم رشد می کنند و از یکدیگر بهره می برند و فعالیت گروهی قائم به شخص نخواهد بود.

6. احساس تعلق نسبت به دیگران: در کار جمعی همه اعضا نسبت به کار احساس مسؤولیت دارند و خود را منسوب و متعلق به آن می بینند. همه با یک رسالت و یک هدف حرکت می کنند و از این که می بینند جز با همکاری دیگران کار پیش نمی رود نسبت به دیگران نیز احساس وابستگی می کنند. همه در یک جبهه هستند و مانند یک پیکر واحد عمل می کنند. بدین ترتیب، پیروزی و موفقیت هر یک، پیروزی همه و موجب سرفرازی و خوشحالی همه است و شکست و ناکامی هر یک، ناکامی همه. امتیازی که هر شخص از فعالیت موفقیت آمیز خود به دست می آورد تنها مال خود او نیست و به پای تیم او نوشته می شود. در یک تیم، وقتی یک نفر گل بزند همه خوشحال می شوند. همه در مقابل موفقیت دیگران احساس مسؤولیت دارند و نه تنها احساس رقابت و حسادت از بین می رود، که تلاش برای موفقیت دیگران و رشد توانمندی ها و فراورده های آنان لازم شمرده می شود.


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 1:34 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

ضرورت آشنایی با آداب معامله

 

مسلمان قبل از هر چیز باید در این اندیشه باشد که کارش چگونه مورد رضایت خدا قرار می گیرد و لازمه چنین هدفی آن است که احکام و وظایف خود را در زمینه کار خود بشناسد تا بتواند در عمل آنها را اجرا کند. از این رو، امیرمؤمنان(ع) فرمود:

«یا معشر التجّار الفقه ثم المتجر، الفقه ثم المتجر، الفقه ثم المتجر...؛[1] ای جامعه تجار و معامله گر! اوّل یادگیری مسائل شرعی تجارت، بعد تجارت»، و این جمله را سه بار تکرار کرد.

پس اولین وظیفه در تجارت و معامله، آموختن احکام شرعی و بعد تلاش برای عمل به آن است تا داد و ستد به صورت صحیح انجام گیرد و اموالی که از آن راه به دست می اید، حلال باشد و بتواند در آنها تصرف کند. اما چنانچه دقت کافی در یادگرفتن احکام شرعی نداشته باشد و معامله به صورت باطل انجام گیرد، اموال به دست آمده نیز حرام خواهد بود و تصرف و استفاده از آن جایز نیست و اگر خود یا خانواده اش از آن مال حرام استفاده کند، اثر سوء خود را خواهد گذاشت. به علاوه، در قیامت هم مورد بازخواست خواهد بود. از این رو، امام راحل و بنیان گذار جمهوری اسلامی در این زمینه می فرماید:

«واجب است بر هر کسی که تجارت می کند و سایر معاملات را انجام می دهد، احکام شرعی آنها را و مسائل مربوط به آنها را یاد بگیرد تا معاملات و تجارت های صحیح و باطل را بشناسد».[2]

مستحبات معامله

آداب و دستورهایی نیز در این باره بیان شده است که شایسته است مسلمان آنها را مراعات کند تا رنگ عبادت و بندگی به معامله بدهد و خداوند مهربان هم از او راضی و خشنود باشد.

امام خمینی(قدس سره) می فرماید:

«تجارت و کسب، آدابی دارد که بعضی از آنها مستحب است که بهتر است آنها را انجام دهد و بعضی مکروه است که بهتر است آنها را ترک کند».

سپس مهم ترین آداب مستحب تجارت را چنین بر می شمرد:

1. در معامله میانه رو باشد؛ یعنی از طرفی حریص نباشد و از طرف دیگر، سهل انگار و بی تفاوت و بی حال هم نباشد؛ به طوری که در تنگنا قرار گیرد.

2. اگر طرف معامله پشیمان شد، معامله را فسخ کند و سخت گیری نکند.

3. از نظر قیمت با همه خریداران یکسان برخورد کند و با یک قیمت بفروشد، نه اینکه به کسی که چانه می زند، ارزان تر بفروشد و به کسی که چانه نمی زند، گران تر بفروشد. به تعبیر دیگر، قیمت مقطوع داشته باشد تا در نتیجه نه خود را اذیت کند، نه دیگران را.

بعد امام اضافه می کند: «آری، مانعی ندارد که در مورد کسی که دارای تقوا و فضیلت اخلاقی است، فرق بگذارد و از او کمتر بگیرد».

4. هنگامی که جنس را تحویل می گیرد، کم بگیرد و موقعی که جنس را به کسی می دهد، بیشتر تحویل دهد و یا به تعبیر دیگر، جنس را کامل تر تحویل دهد.

امور مکروه در معامله

در معامله برخی امور هم مکروه است؛ یعنی بهتر است آنها را ترک کند که تعدادی از آنها از این قرار است:

1. فروشنده جنس خود را تعریف کند (البته بیش از آنچه هست).

2. مشتری «در معاملات کلا به کلا» از جنس خود (بیش از اندازه) تعریف کند.

3. قَسَم راست برای خرید و فروش بخورد. روشن است که قسم دروغ، حرام است و جایز نیست.

4. فروختن جنس در جایی که عیب جنس را پنهان می کند.

5. گرفتن سود از شخص مؤمن مگر به مقدار ضروری.

6. دریافت سود از کسی که به او وعده احسان داده است، مگر به مقدار ضروری.

7. عرضه کردن کالا بین طلوع فجر و طلوع آفتاب.

8. ورود به بازار قبل از همه و خروج از بازار بعد از همه.

9. معامله با افرادی که به حرف و وعده خود اهمیت نمی دهند.

10. تقاضای پایین آوردن قیمت بعد از قرارداد.

11. وارد شدن در معامله کسی که مشغول معامله است که بعضی آن را حرام دانسته اند.

12. رفتن به استقبال کاروان بازرگانان که کالای تجاری وارد می کنند و با شرایط خاص آن.[3]

دو نکته

در اینجا لازم است دو نکته اساسی و مهم هم مورد توجه قرار گیرد:

اول اینکه علاوه بر این دستورها و وظایف ویژه ای که باید در معاملات رعایت شوند، انسان به دستورهای عمومی و واجبات دیگر نیز در جای خود عمل کند تا این خدمات به عنوان عبادت به حساب ایند و به اجر و پاداش الهی دست یابد.

دوم اینکه در معاملات و فعالیت های خود برخورد اسلامی و انسانی را در هر حال با همه کس به کار بندد و از هر گونه کار حرام از قبیل دروغ گویی، تهمت و بهتان، چاپلوسی، کلاه برداری و حقه بازی، قسم خوردن بپرهیزد و با صداقت و خوش رویی و متانت عمل کند و روزی و برکت معامله را از خدا بخواهد.

بازار اسلامی

امیرمؤمنان(ع) وقتی در بازار می گشت، این چنین می فرمود:

«ای تاجران! از خدا طلب خیر کنید، و با سهل و آسان گیری برکت بجویید، و در جایگاه به خریداران نزدیک شوید، و به حلم و بردباری خود را زینت دهید، و از سوگند خوردن بپرهیزید و از دروغ گویی کناره گیری کنید، و از ستم به دیگران بترسید، و حق مظلومان را بپردازید، و به ربا نزدیک نشوید، و پیمانه و ترازو کامل کنید، و از اموال مردم و حق آنان کم نگذارید، و در زمین مایه فساد نشوید».[4]

آن حضرت در بیان دیگر فرمود:

«ایهّا الناس ایاکم وحبّ الدُنیا فإنّها رأس کلّ خطیئة و باب کلّ بلیة، و قِران کلّ فتنة، وداعی کل رزیة؛[5] ای مردم! از حبّ دنیا و علاقه به آن برحذر باشید که حبّ دنیا سرآغاز هر گناه و خطایی است و درِ ورودی هر بلا و گرفتاری است و موجب نزدیکی به هر فتنه ای است و انسان را به بلا و مصیبتی فرامی خواند».

آری، برادر عزیز مواظب باش از دنیا فقط به عنوان ابزار و وسیله استفاده کنی، نه اینکه آن را هدف قرار دهی تا تو را از همه چیز غافل کند و وقتی بیدار شوی که کار از کار گذشته است. بکوش از معامله گرانی باشی که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «تاجر و معامله گر امین و راست گو و مسلمان روز قیامت با شهیدان خواهد بود».[6]

و در حدیث دیگری فرمود: «او در قیامت در سایه حمایت و عرش خدا خواهد بود».[7]

نه در زمره کسانی که خداوند در قرآن می گوید: )حتی إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعونی لعلّی اعمل صالحاً فیما ترکت کلاّ انّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ إلی یوم یبعثون([8]؛ «آن گاه که وقت مرگ رسد، (با پشیمانی) گوید: بارالها! مرا به دنیا باز گردان تا شاید به تدارک گذشته، عملی صالح به جای آورم. به او خطاب می شود که هرگز چنین نخواهد شد و این سخنی است که او به زبان می گوید؛ در حالی که پشت سر آنان عالم برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند».

آری، دنیا بازاری است که به قول امام هادی(ع) : «جمعی در آن سود می برند و گروهی زیان می برند».[9]

چنانچه تحت جاذبه و زرق و برق سکه ها قرار گیریم و همه همّ خود را به جمع مال اندوزی صرف کنیم، آنگاه است که مال و ثروت ما را به سوی هلاکت و تباهی می کشاند. از این رو، پیشوایان دینی ما در احادیث فراوانی به ما هشدار داده اند.

رسول خدا(ص) فرمود:

«إنّ الدینار و الدرهم أهلکا من کان قبلکم و هما مهلکاکم؛[10] دینار و درهم، کسانی را که پیش از شما بودند، نابود کرد و آن دو شما را هم به نابودی می کشند».

در بیانی دیگر فرمود:

«إنَّ لکل اُمة عِجْل و عجل هذه الاُمّة الدینار و الدرهم؛[11] هر امتی گوساله ای دارد (که آن را منحرف می کند) و گوساله این امت، دینار و درهم است».

امام صادق(ع) نیز فرمود:

«ابلیس ملعون می گوید: در مورد بنی آدم، هر چه مرا خسته و ناتوان کند، یکی از این سه چیز مرا در برابر آدمی زاد ناتوان نمی کند: یکی به دست آوردن مال از راه غیر حلال، و دیگری جلوگیری کردن او از پرداخت واجب مالی، و سوم، مصرف کردن آن در راه ناروا و حرام».[12]

آثار مال حرام و حرام خواری

1. پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«من اکتسب مالاً من غیر حلّه کان زاده إلی النار؛[13] هر کس مالی را از غیر راه حلالش به دست آورد، توشه اش در آتش است».

2. امام باقر(ع) فرمود:

«وقتی کسی مالی از راه حرام به دست آورد، خداوند حج و عمره و صله رحم را از او قبول نمی کند، بلکه ازدواج با آن مال هم مشکل خواهد بود».[14]

3. رسول خدا(ص) فرمود:

«کسی که مال مؤمنی را به ناحق از او بگیرد و به او ندهد، خداوند از او روی گردان شده، کارهای او را سرزنش کرده، آنها را در نامه اعمال او نمی نویسد تا توبه کند و مالی را که از آن مؤمن گرفته، به او برگرداند».[15]

4. پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«لا یدخل الجنّة جسد غُذّی بحرام؛[16] پیکری که از حرام تغذیه شده باشد، وارد بهشت نمی شود».

5. امام صادق(ع) فرمود:

«امیرمؤمنان بارها فرمود: کسی که مال مؤمن را به حرام بخورد، از دوستان ما نیست».[17]

6. همچنین آن حضرت فرمود:

«هنگامی که لقمه حرام در شکم انسانی قرار گیرد، هر فرشته ای که در آسمان ها و زمین است، او را لعنت می کند و تا وقتی که آن لقمه در شکم اوست، خدا به او نگاه نمی کند، و هر کس که لقمه حرام بخورد، به سوی خشم خدا رفته است. پس اگر توبه کند، خدا می پذیرد و اگر قبل از توبه بمیرد، آتش به او سزاوارتر است».[18]

7. نیز فرمود:

«کسی که لقمه حرام بخورد تا چهل شب نمازش قبول نمی شود، و دعایش تا چهل روز مستجاب نمی شود، و گوشتی که آن لقمه حرام می رویاند، به آتش سزاوارتر است. آری، یک لقمه هم گوشت می رویاند».[19]

آثار لقمه حلال

1. پیامبر گرامی(ص) فرمود:

«من أکل الحلال أربعین یوماً نوَّرالله قلبه؛[20] کسی که چهل روز مال حلال بخورد، خداوند قلب او را نورانی می کند».

2. در حدیث دیگری فرمود:

«من أکل الحلال قام علی رأسه ملک یستغفر حتّی یفرغ من أکله؛[21] کسی که روزی حلال بخورد، فرشته ای بالای سرش قرار می گیرد و برای او طلب آمرزش می کند تا وقتی که از خوردن آن فارغ شود».

3. امام صادق(ع) فرمود:

«یکی از سخت ترین واجبات بر بندگان خدا، ذکر زیاد و یاد اوست». سپس فرمود: «مقصودم ذکر سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاّ الله و الله اکبر نیست، گر چه آن هم ذکر و یاد خداست، بلکه مقصود من، این است که در برخورد با آنچه خدا حلال یا حرام کرده، خدا را یاد کند تا اگر اطاعت خدا بود، به آن عمل کند و اگر معصیت الهی بود، آن را رها سازد».[22]

4. آن حضرت در حدیث دیگری فرمود:

«ترک لقمة حرام أحبّ الی الله من صلاة ألفی رکعة تطوعاً؛[23] رهاکردن لقمه حرام، پیش خدا از دو هزار رکعت نماز مستحبی محبوب تر است».

5. در بیان دیگر فرمود:

«لردّ دانق من حرام، یعدل عند الله سبعین ألف حجّة مبرورة؛[24] رها کردن و گذشتن یک دانگ از حرام(یک ششم دینار یا درهم)، پیش خدا معادل هفتاد هزار حج مقبول است».

پی نوشت ها

[1] . کافی، ج5، ص150، ح1.

[2] . تحریرالوسیله، ج1، ص500، مسأله20.

[3] . همان، مسئله 22.

[4] . بحار الانوار، ج78، ص54، ح100.

[5] . همان، ح97.

[6] . چهل حدیث بازار، حدیث 8 و9.

[7] . همان.

[8] . مؤمنون/99 و 100.

[9] . تحف العقول، ص774.

[10] . کافی، ج2، ص316، ح6.

[11] . محجة البیضاء، ج7، ص328.

[12] . خصال، صدوق، ص132، ح141.

[13] . بحارالانوار، ج103، ص11، ح48.

[14] . همان.

[15] . همان، ج104، ص294، ح8.

[16] . جامع الاحادیث، ص289.

[17] . بحارالانوار، ج104، ح17.

[18] . مکارم الاخلاق، ص150.

[19] . بحارالانوار، ج66، ص313، ح7.

[20] . همان، ج103، ص16، ح71.

[21] . مکارم الاخلاق، ص150.

[22] . کافی، ج2، ص80، ح4.

[23] . تفسیر معین، ص26.

[24] . جامع الاخبار، ص442.


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 1:29 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

حکایت

 

کار و تلاش

سیده راضیه حسینی

شغل مؤمن

سرش پایین بود. دستاوردش را منظم پیچیده بود و لباس­های تمیزی بر تن داشت. پیامبر اعظم(ص) از او خوشش آمد و پرسید: شغل او چیست؟ عرض کردم: بیکار است. حضرت فرمود: از چشمم افتاد. با شگفتی به مرد نگاه کردم و پرسیدم: چرا ای رسول خدا؟ فرمود: «چون اگر مؤمن شغل نداشته باشد، دین خود را وسیله امرار معاشش می­کند».[54]

کار؛ سنت پیامبران

عرق­های پیشانی­اش در ریش­های پرپشتش مخفی می ­شد. لباسش خیس شده بود. چشم­هایم را تنگ کردم تا در نور شدید آفتاب، بتوانم او را ببینم. دیدم امام کاظم (ع) مشغول بیل زدن است. جلو رفتم. دستم را به سینه­ام گذاشتم و گفتم: خدا من را بکشد! خادمان شما کجا هستند که شما کار می­کنید؟ امام فرمود: «امیرمؤمنان که از من و پدرم بهتر بود نیز کار می­کرد و عرق می­ریخت؛ کار کردن، از سنت­های پیامبران و جانشینان آنان است».[55]

عرق جبین

بیل در دست داشت؛ به شدت کار می­کرد و لباس زیرش خیس شده بود. دستم را سایبان قرار دادم. امام صادق (ع) بود. پشت دستم زدم و با خود گفتم: حتماً کس دیگری نبود و امام به ناچار خودش دست به کار شده است. کمربندم را محکم کردم، آستین­ها را بالا زدم و جلو دویدم و گفتم: بیل را به من بدهید، من انجام می­دهم. امام نگاه کرد و با صورتی پر نور فرمود: «نه، من دوست دارم مرد برای به دست آوردن روزی زحمت بکشد و آفتاب بخورد».[56]


موضوع : جايگاه كار وتلاش در آموزه هاي ديني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ دوشنبه 14 فروردین 1391  ] [ 1:27 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 6 ::      1   2   3   4   5   6  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/